ما با آمریکا توافق کردیم که مذاکرات درباره مواد معدنی حیاتی را آغاز کنیم
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
ما با آمریکا توافق کردیم که مذاکرات درباره مواد معدنی حیاتی را آغاز کنیم
دستیابی به خودکفایی فناوری برای مدرن شدن کشور حیاتی است.
طبق گزارش شرکت Descartes Systems Group، واردات کانتینری آمریکا در ژانویه نسبت به سال گذشته ۶.۸ درصد کاهش یافت، پس از جهشی که سال گذشته بهدلیل تعرفهها رخ داده بود. واردات از چین با کاهش شدید ۲۲.۷ درصدی به ۷۷۱,۰۹۳ کانتینر ۲۰ فوتی (TEU) رسید، با این حال چین هنوز یکسوم کل واردات آمریکا را تشکیل میدهد. حجم کلی واردات همچنان بالاتر از میانگین تاریخی باقی مانده که نشاندهنده تقاضای پایدار است و نه خریدهای پیشخور. این دادهها بر تأثیر مستمر سیاست تجاری آمریکا بر رفتار مصرفکننده و فعالیت اقتصادی تأکید دارند. (خریدهای پیشخور» (front-loaded) به خریدهایی گفته میشود که قبل از موعد یا بهصورت فشرده انجام میشوند، معمولاً به دلیل انتظار تغییر در شرایط بازار یا سیاستها)
لاگارد در بیانیهای اعلام کرد: برای تصمیم شخصی فرانسوا ویلروی دو گالو برای کنارهگیری احترام زیادی قائلم. فرانسوا همیشه دوست بانک مرکزی اروپا باقی خواهد ماند و برای او در مأموریت مهم جدیدش بهترینها را آرزو میکنم
کاهش جزئی آمار اشتغال نباید باعث ایجاد وحشت شود.
اجرای سیاست پولی بدون سیاست لفظی (Forward Guidance) امکانپذیر است. وارش برای اعمال تغییرات ناچار خواهد بود با کمیته همکاری کند رئیس فدرال رزرو تقریباً همیشه به خواستهی خود میرسد شایسته است که فدرال رزرو و وزارت خزانهداری درباره ایجاد توازن میان اهداف خود گفتوگو کنند.
در یک نگاه دونالد ترامپ با انتصاب کوین وارش به ریاست فدرال رزرو، بهدنبال نرخهای بهره پایینتر است؛ مسیری که پیشتر برای چند رئیسجمهور آمریکا پرهزینه بوده است. تاریخ نشان میدهد رؤسای فدرال رزرو یا با تسلیم در برابر فشار سیاسی تورم میسازند، یا در برابر رئیسجمهور میایستند. تجربه ترومن، نیکسون و کارتر نقشه راهی از سناریوهای محتمل پیشروی وارش ترسیم میکند. دونالد ترامپ با انتخاب رئیس جدید فدرال رزرو، این بار نیز بر این باور است که میتواند از طریق این انتصاب، مسیر سیاست پولی را به سمت نرخهای بهره پایینتر هدایت کند. اما تاریخ فدرال رزرو نشان میدهد چنین محاسبهای، بیش از آنکه تضمینکننده موفقیت باشد، اغلب به نتایجی پیشبینینشده و حتی پرهزینه منجر شده است. ترامپ، کِوین وارش را بهعنوان رئیس جدید فدرال رزرو برگزیده است؛ انتخابی که بهزعم او میتواند کاهش نرخهای بهره را به همراه داشته باشد. با این حال، تجربه سه رئیسجمهور پیشین آمریکا نشان میدهد که تلاش برای «قابلپیشبینیکردن» رئیس فدرال رزرو، معمولاً به سه مسیر متفاوت ختم شده است و هر سه، برای کاخ سفید ناخوشایند بودهاند. در یک سناریو، رئیس فدرال رزرو دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که رئیسجمهور انتظار دارد: کاهش شدید نرخ بهره. نتیجه میتواند تحریک بیشازحد اقتصاد و بازگشت تورم باشد؛ همان مسیری که ریچارد نیکسون با همراهی آرتور برنز طی کرد. در سناریویی دیگر، رئیس منصوبشده وفادار باقی میماند، اما در متقاعد کردن سایر اعضای کمیته سیاستگذاری ناتوان است؛ تجربهای که جیمی کارتر با ویلیام میلر از سر گذراند. و در سناریوی سوم، رئیس فدرال رزرو بهتدریج استقلال نهادی خود را بازیافته و حتی در تقابل مستقیم با خواست رئیسجمهور، نرخها را افزایش میدهد؛ درسی که هری ترومن در دوران ویلیام مکچسنی مارتین آموخت. این سه تجربه تاریخی، نقشه راهی روشن از مسیرهای احتمالی پیشروی ریاست وارش بر فدرال رزرو ترسیم میکند مسیرهایی که نهتنها برای ترامپ، بلکه برای اقتصاد آمریکا تعیینکننده خواهند بود و در این مقاله از یوتوتایمز به آن خواهیم پرداخت. ترامپ در شام سالانه باشگاه آلفالفا در واشنگتن، بدون پردهپوشی انتظارات خود را از وارش بیان کرد. او با لحنی طنزآمیز، اما معنادار، از وارش خواست بایستد و سپس گفت در صورتی که موفق به کاهش نرخها نشود، از او شکایت خواهد کرد. این شوخی، با توجه به حملات علنی ترامپ به رئیس فعلی فدرال رزرو، جروم پاول از جمله اشاره به تحقیقات کیفری وزارت دادگستری، بار سیاسی سنگینی داشت. پاول، که خود در سال ۲۰۱۸ توسط ترامپ منصوب شده بود، در همان مراسم حضور داشت. نیکسون و برنز؛ وقتی سیاست پولی قربانی سیاست انتخاباتی شد این نخستینبار نبود که یک رئیسجمهور، با زبان طنز، انتظارات خود از رئیس آینده فدرال رزرو را علنی میکرد. در مراسم تحلیف آرتور برنز در سال ۱۹۷۰، ریچارد نیکسون با اشاره به تشویق حضار گفت: «این تشویق، نوعی رأی ایستاده از پیش برای کاهش نرخ بهره و افزایش نقدینگی است.» برنز، سالها مشاور اقتصادی نزدیک نیکسون بود و رئیسجمهور نیز تلاشی برای پنهانکردن انتظارات خود انجام نداد. نیکسون در همان مقطع اظهار داشت: «من برای استقلال او احترام قائلم؛ اما امیدوارم بهطور مستقل به این نتیجه برسد که دیدگاههای من همانهایی است که باید دنبال شوند.» برنز، در عمل، مطابق خواست کاخ سفید حرکت کرد. او در آستانه انتخابات ۱۹۷۲ نرخهای بهره را در سطحی پایین نگه داشت تا فضای اقتصادی مساعدی برای دولت ایجاد شود. نتیجه، جهشی سریع در تورم بود؛ نرخ تورم که در آن سال کمتر از ۴ درصد بود، تا سال ۱۹۷۴ به بیش از ۱۲ درصد رسید. در واکنش، فدرال رزرو ناچار شد سیاستی انقباضی و تهاجمی در پیش بگیرد. نرخها بهسرعت افزایش یافت و اقتصاد آمریکا وارد رکودی سنگین شد؛ رکودی که همزمان با بحران واترگیت و استعفای نیکسون، فضای سیاسی و اقتصادی کشور را تیرهتر کرد. هرچند در ادامه، تورم تا حدی مهار شد، اما بانک مرکزی بار دیگر دچار تردید شد و از ادامه سیاست سختگیرانه عقبنشینی کرد. این عقبنشینی، به بازگشت فشارهای تورمی انجامید و دستاوردهای مهار تورم را بهتدریج تضعیف کرد. “ «ناکامی برنز، امروز به یکی از نمونههای کلاسیک مداخله سیاسی در سیاست پولی تبدیل شده است؛ نمونهای که همواره بهعنوان هشدار در محافل اقتصادی مطرح میشود. » محمد زمانی با این حال، تجربه او تنها الگوی شکست نیست. مسیر دو رئیس دیگر فدرال رزرو (ویلیام میلر و ویلیام مکچسنی مارتین) از جهاتی حتی آموزندهتر است؛ زیرا نشان میدهد یک رئیس فدرال رزرو میتواند رئیسجمهور را ناامید کند، حتی زمانی که تورم عامل اصلی بحران نباشد. کارتر و میلر؛ شکست در مدیریت اجماع زمانی که جیمی کارتر در پایان سال ۱۹۷۷ جی. ویلیام میلر را به ریاست فدرال رزرو منصوب کرد، تصور میکرد مدیری باتجربه از دنیای شرکتهای بزرگ را به خدمت گرفته است؛ مدیری که بتواند در هماهنگی کامل با دولت عمل کند. میلر بیش از یک دهه مدیرعامل هلدینگ صنعتی Textron بود و سابقهای موفق در بخش خصوصی داشت. اما او خیلی زود دریافت که فرهنگ تصمیمگیری در فدرال رزرو با فضای مدیریتی شرکتهای بزرگ تفاوت بنیادین دارد. در یکی از نخستین جلسات خود، میلر برخلاف اکثریت اعضا، با افزایش نرخ بهره مخالفت کرد؛ تصمیمی که بهسرعت اعتماد اعضای کمیته به رهبری او را تضعیف کرد. نانسی تیترز، از اعضای وقت هیئتمدیره فدرال رزرو، سالها بعد در مصاحبهای با این نهاد در سال ۲۰۰۸ گفت: «بیل میلر، بهویژه در چهار یا پنج ماه اول، دوران بسیار دشواری داشت، چون هرگز به این موضوع فکر نکرده بود که برای پیشبرد سیاستها باید اکثریت آرا را به دست بیاورد. او تصور میکرد میتواند به ما بگوید چه کنیم و ما هم اجرا کنیم. اما واکنش ما این بود: “واقعاً؟”» پس از ۱۷ ماه، کارتر وزیر خزانهداری خود را کنار گذاشت و میلر را به آن سمت منتقل کرد؛ تغییری که به او امکان داد فرد مناسبتری را برای ریاست فدرال رزرو انتخاب کند. گزینه جدید، پل ولکر بود؛ مدیری که با افزایش شدید نرخهای بهره، موفق شد تورم افسارگسیخته را مهار کند. اما این سیاست سختگیرانه، اقتصاد آمریکا را وارد رکودی عمیق کرد رکودی که در نهایت به پایان دوران ریاستجمهوری کارتر انجامید. در مقایسه با میلر، کوین وارش با مزایای قابلتوجهی وارد فدرال رزرو شده است. او پنج سال در دوران بحران مالی جهانی عضو هیئتمدیره بود و با سازوکارهای درونی این نهاد آشنایی دارد؛ تجربهای که میلر هرگز از آن برخوردار نبود. با این حال، وارش نیز با نسخهای متفاوت از همان مشکل میلر روبهروست. او سالها بهعنوان یک «چهره انقباضی» شناخته میشد و بارها هشدار داده بود که سیاست پولی آسان میتواند به تورم منجر شود. اکنون اما، ریاست فدرال رزرو را با حمایت رئیسجمهور به دست آورده که انتظار کاهش نرخ بهره دارد در شرایطی که تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی بانک مرکزی قرار دارد. اگر وارش بدون پشتوانه روشن اقتصادی بر کاهش نرخها اصرار کند، ممکن است با تردید همکاران خود در کمیته بازار آزاد فدرال رزرو روبهرو شود؛ تردیدی نسبت به اینکه آیا چرخش او از «سیاست انقباضی» به «سیاست انبساطی» واقعاً مبتنی بر تحلیل است یا صرفاً سیاسی. ویلیام دادلی، رئیس پیشین فدرال رزرو نیویورک که سالها با وارش همکاری داشت، در اینباره میگوید: «او فردی بسیار مسلط و بااعتمادبهنفس است. اما فکر میکنم در ابتدای کار برای جلب اعتماد بدنه فدرال رزرو و اعضای کمیته، با مشکل مواجه خواهد شد؛ چون برخی از ایدههای سیاستیاش هنوز بهاندازه کافی پخته نشدهاند.» نمونهای از این تناقضها به سال ۲۰۱۰ بازمیگردد؛ زمانی که وارش به برنامه خرید گسترده اوراق قرضه معروف به تسهیل کمی یا QE، رأی مثبت داد، اما تنها چند روز بعد در یادداشتی مطبوعاتی، همان تصمیم را زیر سؤال برد. سالها بعد نیز، زمانی که او سیاستهای فدرال رزرو را «مبهم و بیثبات» توصیف کرد، با واکنش تند نیل کشکاری، رئیس فدرال رزرو مینیاپولیس، مواجه شد. کشکاری در شبکههای اجتماعی نوشت: «کوین، رأیدادن به QE و بعد انتقاد از آن، معنای واقعی سردرگمی و بیثباتی است.» نکته قابلتوجه آنکه کشکاری در سال جاری یکی از اعضای دارای حق رأی کمیته سیاستگذاری پولی است، موضوعی که میتواند وزن این اختلافنظرها را در تصمیمگیریهای آینده افزایش دهد. ✔️ بیشتر بخوانید: منتقد دیروز، رئیس امروز؛ وارش چگونه سکان سیاست پولی آمریکا را در دست گرفت؟ ترومن و مارتین؛ وقتی استقلال بر وفاداری غلبه میکند تاریخ، سناریوی سومی را نیز پیش روی ریاست کوین وارش قرار میدهد: موفقیت در مدیریت فدرال رزرو، همراه با ناامیدکردن رئیسجمهور. این همان مسیری است که هری ترومن با ویلیام مکچسنی مارتین جونیور تجربه کرد. تا سال ۱۹۵۱، فدرال رزرو عملاً زیر نفوذ وزارت خزانهداری فعالیت میکرد. در همان سال، توافقی میان دولت و بانک مرکزی منعقد شد که به این وابستگی پایان داد و استقلال نهادی فدرال رزرو را تثبیت کرد. همزمان با این توافق، رئیس وقت بانک مرکزی استعفا داد و ترومن، مارتین یکی از مقامات وزارت خزانهداری و از معماران اصلی این توافق را بهعنوان جانشین او منصوب کرد. در واشنگتن و والاستریت، برداشت اولیه این بود که اگرچه فدرال رزرو در ظاهر پیروز شده، اما در عمل بازنده نهایی است؛ چراکه وزارت خزانهداری حالا «مرد خود» را بر رأس بانک مرکزی نشانده بود. روایت منتشرشده توسط فدرال رزرو ریچموند نیز بازتابدهنده همین نگاه بود. اما مارتین خیلی زود نشان داد که قرار نیست مهرهای مطیع باشد. در دیداری در کاخ سفید، پیش از آنکه پیشنهاد رسمی ریاست به او داده شود، ترومن از مارتین پرسید آیا متعهد میشود نرخهای بهره را ثابت نگه دارد یا نه. پاسخ مارتین منفی بود. او هشدار داد که بدون اتخاذ سیاستهای مالی و اقتصادی مسئولانه، افزایش نرخ بهره اجتنابناپذیر خواهد بود: «بازارها منتظر پادشاهان، نخستوزیران، رؤسایجمهور، وزرای خزانهداری یا رؤسای فدرال رزرو نمیمانند.» این نقلقول، بعدها در زندگینامهای به قلم رابرت پی. برمنر ثبت شد. با وجود این موضعگیری صریح، ترومن مارتین را منصوب کرد و خیلی زود از تصمیم خود پشیمان شد. فدرال رزرو مسیر افزایش نرخ بهره را ادامه داد و مارتین بعدها جملهای را وارد ادبیات سیاست پولی کرد که به نماد استقلال بانک مرکزی بدل شد: «وظیفه فدرال رزرو این است که درست زمانی که مهمانی اوج میگیرد، ظرف نوشیدنی را جمع کند.» روابط آن دو بهسرعت تیره شد. در یکی از دیدارهای تصادفی در خیابان در سال ۱۹۵۲، مارتین به رئیسجمهور سلام کرد و ترومن تنها با یک کلمه پاسخ داد: «خائن!» مارتین در مجموع ۱۹ سال بر رأس فدرال رزرو باقی ماند و در دوران چهار رئیسجمهور دیگر نیز خدمت کرد. دفاع زودهنگام او از استقلال بانک مرکزی و در مقابل، عقبنشینی بعدی آرتور برنز در برابر فشار سیاسی، به بخشی از حافظه نهادی فدرال رزرو تبدیل شده است. وارش، خود در دوران عضویت در هیئتمدیره، بارها بر همین آموزهها تأکید کرده بود. او در سخنرانی سال ۲۰۱۰ درباره استقلال بانک مرکزی گفت: «تنها محبوبیتی که یک بانکدار مرکزی باید بهدنبال آن باشد—اگر اصلاً باشد—در کتابهای تاریخ است.» اکنون، وارش در موقعیتی قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگر به راه رفتن روی طناب شباهت دارد. دلیپ سینگ، مقام پیشین فدرال رزرو نیویورک و مشاور اقتصادی دولت بایدن، میگوید: «او صادقانه به استقلال و اعتبار فدرال رزرو متعهد است. این یک باور واقعی در شخصیت اوست.» اما همین تعهد، میتواند او را در تقابل با دونالد ترامپ قرار دهد و در آن صورت، وارش ممکن است به سرنوشت جروم پاول دچار شود. به گفته سینگ: «همهچیز به نحوه مدیریت رابطه در پشت درهای بسته بستگی دارد. اگر اختلافها علنی شود، بازی تمام است.» ترامپ، حتی پیش از اعلام رسمی انتخاب وارش، در نشست اخیر مجمع جهانی اقتصاد به این پدیده اشاره کرده بود: «شگفتانگیز است که آدمها وقتی این سمت را میگیرند، چقدر تغییر میکنند.» جملهای که اکنون، بیش از هر زمان دیگر، میتواند بهعنوان پیشدرآمدی بر فصل تازه رابطه کاخ سفید و فدرال رزرو تلقی شود. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، تجربه تاریخی روابط پرتنش میان کاخ سفید و فدرال رزرو نشان میدهد که ریاست این نهاد، بیش از آنکه تابع خواست سیاسی باشد، آزمونی برای حفظ اعتبار نهادی و استقلال حرفهای است. مسیر پیشروی کوین وارش نیز در همین چارچوب تعریف میشود: یا همسو با انتظارات دونالد ترامپ حرکت کند و ریسک بیثباتی اقتصادی را بپذیرد، یا بر استقلال بانک مرکزی پای بفشارد و وارد مرحلهای پرهزینه از تنش سیاسی شود. تاریخ نشان داده است که رؤسای فدرال رزرو، دیر یا زود، ناچارند میان محبوبیت کوتاهمدت و اعتبار بلندمدت یکی را انتخاب کنند انتخابی که نهتنها سرنوشت حرفهای آنان، بلکه مسیر اقتصاد آمریکا را نیز شکل میدهد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
بازار کار تحت تأثیر کاهش تقاضا و محدودیتهای مهاجرتی، با نشانههایی از ضعف همراه شده است. انتظار میرود اقتصاد آمریکا در سال جاری حدود ۲.۲ درصد رشد کند. شرایط بازار کار به سمت تعادل با محیط «استخدام پایین و تعدیل محدود» حرکت کرده است. با وجود برخی ریسکهای صعودی، فشارهای تورمی در مسیر کاهش قرار دارند. سیاست پولی در حال حاضر در وضعیتی نزدیک به حالت خنثی ارزیابی میشود. شاخص قیمت مصرفکننده شخصی (PCE) احتمالاً در ماه دسامبر رشد سالانه ۲.۹ درصدی ثبت کرده است. تعرفهها عامل اصلی تورم در سال ۲۰۲۵ بودند و انتظار میرود فشارهای قیمتی در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد. افزایش بهرهوری میتواند به مهار فشارهای تورمی کمک کند. اثر تعرفهها بیشتر بهصورت یک جهش مقطعی در سطح قیمتها ارزیابی میشود. بازار کار در حال تثبیت است و تورم به سمت تعدیل حرکت میکند. تعهد قوی فدرال رزرو به ثبات قیمتی، ریسکهای تورمی را کاهش داده است.
سیاستگذاران باید بهطور همزمان بر هر دو مأموریت فدرال رزرو، یعنی کنترل تورم و حفظ اشتغال، تمرکز داشته باشند. فضای فعلی بازار کار با استخدام و تعدیل محدود همراه است، اما ممکن است بهسرعت به دورهای با کاهش شدید استخدام و افزایش اخراجها تبدیل شود. در حالی که کسبوکارها با خوشبینی محتاطانه به آینده نگاه میکنند، نگرانی در میان نیروی کار همچنان بالاست.
در یک نگاه گزارش اشتغال و تورم آمریکا میتواند مسیر سیاست پولی فدرال رزرو در سال ۲۰۲۶ را تغییر دهد. انتخابات زودهنگام ژاپن عاملی کلیدی برای نوسانات ین خواهد بود. دادههای رشد اروپا، بریتانیا و چین نیز جهت حرکت ارزها و بازارها را تحت تأثیر قرار میدهد. بازگشت قدرت دلار با معرفی وارش و انتشار PMI قدرتمند بخش تولید دلار آمریکا در هفته گذشته وارد فاز بازیابی شد و موفق شد عملکردی بهتر از سایر ارزهای اصلی به ثبت برساند؛ حرکتی که عمدتاً تحت تأثیر معرفی کوین وارش، عضو پیشین هیئتمدیره فدرال رزرو، بهعنوان گزینه ریاست جدید این نهاد رقم خورد. وارش در دوره فعالیت خود بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱، رویکردی سختگیرانه نسبت به تورم داشت و با گسترش ترازنامه بانک مرکزی مخالف بود؛ به همین دلیل، انتخاب او از سوی ترامپ برای بسیاری از سرمایهگذاران غیرمنتظره تلقی شد. با این حال، نباید فراموش کرد که ترامپ همواره بر کاهش تهاجمی نرخ بهره تأکید داشته و وارش نیز در مقطع کنونی نشانههایی از انعطاف بیشتر در مواضع خود بروز داده است. در هر صورت، در شرایطی که شاخص مدیران خرید بخش تولید ISM فراتر از انتظارات ظاهر شد و زیرشاخص قیمتها در بخش خدمات نیز افزایش یافت، گزارش اشتغال بخش خصوصی ADP رشد ضعیفتری از حد انتظار را نشان داد. همین ترکیب متناقض دادهها باعث شده سرمایهگذاران همچنان بر این باور باشند که فدرال رزرو ممکن است ناچار شود در سال جاری دو نوبت کاهش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره را در دستور کار قرار دهد. تمرکز بازار بر دادههای NFP و CPI با توجه به این فضای کلی، در هفته پیشرو توجه بازارها احتمالاً به گزارش بهتعویقافتاده اشتغال غیرکشاورزی آمریکا (NFP) در روز چهارشنبه و دادههای تورمی CPI در روز جمعه معطوف خواهد شد؛ آماری که هر دو مربوط به ماه ژانویه هستند. پیشبینی میشود رشد اشتغال از ۵۰ هزار به ۶۸ هزار نفر افزایش یافته باشد و نرخ بیکاری نیز در سطح ۴.۴ درصد ثابت بماند. با این حال، با در نظر گرفتن اینکه انتظار میرود اشتغال بخش خصوصی از ۳۷ هزار به ۷۰ هزار نفر برسد، اما گزارش ADP تنها رشد ۲۲ هزار نفری را نشان داده، ریسکهای پیرامون آمار NFP بیشتر به سمت ضعف متمایل شدهاند. افت زیرشاخص اشتغال در شاخص PMI بخش خدمات ISM نیز این دیدگاه محتاطانه را تقویت میکند. “ «انتشار گزارشی که با دیدگاه جروم پاول مبنی بر کاهش ریسکهای نزولی بازار کار در تضاد باشد، میتواند سرمایهگذاران را به تقویت انتظارات خود برای کاهش نرخ بهره ترغیب کند و در نتیجه، دلار آمریکا را تحت فشار فروش قرار دهد.» محمد زمانی با این حال، تداوم یا ناپایداری این افت احتمالی، تا حد زیادی به دادههای تورمی روز جمعه بستگی خواهد داشت. تورم سرفصل در ماه دسامبر در سطح ۲.۷ درصد باقی ماند که همچنان فاصله محسوسی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو دارد. از سوی دیگر، زیرشاخص قیمتها در گزارشهای ISM بخش تولید و خدمات، نشانههایی از شتابگیری تورم ارائه دادهاند؛ موضوعی که ریسک انتشار ارقام بالاتر از انتظار در شاخص CPI را افزایش میدهد. از این رو، اگر دادههای تورمی بار دیگر بر چسبندگی قیمتها تأکید کنند، دلار آمریکا به احتمال زیاد میتواند بخشی از افت احتمالی ناشی از گزارش NFP را جبران کند و وارد فاز بازیابی شود. در این میان، آمار خردهفروشی آمریکا قرار است روز سهشنبه و پیش از انتشار گزارشهای NFP و CPI منتشر شود و میتواند تصویری اولیه از وضعیت تقاضای مصرفکننده در آغاز سال جدید ارائه دهد. آیا پیروزی تاکائیچی میتواند دلار/ین را بار دیگر به محدوده ۱۶۰ برساند؟ دلار آمریکا در هفته گذشته بیشترین رشد خود را در برابر ین ژاپن به ثبت رساند؛ حرکتی که پس از اظهارات تاکائیچی، نخستوزیر ژاپن، درباره مزایای تضعیف ین شکل گرفت و فشار تازهای بر ارز این کشور وارد کرد. ین پیش از این، در پی نگرانیها درباره مداخله هماهنگ احتمالی میان آمریکا و ژاپن، بازگشتی قابل توجه را تجربه کرده بود؛ بهطوری که دلار/ین از محدوده ۱۵۹.۰۰ تا حوالی ۱۵۲.۰۰ سقوط کرد، اما پس از سخنان تاکائیچی بار دیگر مسیر صعودی در پیش گرفت و به بالای سطح ۱۵۷.۰۰ بازگشت. اکنون معاملهگران بازار ین نگاه خود را به انتخابات زودهنگام روز یکشنبه در ژاپن دوختهاند. تاکائیچی این انتخابات را با هدف تقویت موقعیت سیاسی خود در پارلمان برگزار کرده تا بتواند با دست بازتری برنامههای مالی و هزینهای دولت را پیش ببرد. نظرسنجیهای ماه نخست سال نشان دادند که محبوبیت نخستوزیر جدید تا حدی کاهش یافته است؛ بهطوری که تنها یکی از آنها از حمایت بالای ۷۰ درصدی حکایت داشت، در حالی که در ماه دسامبر سه نظرسنجی چنین سطحی از محبوبیت را نشان میدادند. با این حال، سایر نظرسنجیها همچنان حمایت قابل توجهی در محدوده ۶۰ درصد را گزارش کردهاند. بر این اساس، اگر ائتلاف حاکم مطابق انتظارات پیروزی قاطعی به دست آورد، این احتمال وجود دارد که ین بخش بیشتری از رشد ناشی از مداخلات قبلی را پس بدهد. در چنین سناریویی، گمانهزنیها درباره افزایش هزینههای دولتی و فشار بیشتر بر بانک مرکزی ژاپن برای حرکت آهستهتر در مسیر افزایش نرخ بهره، میتواند به تضعیف دوباره ین منجر شود. البته در صورت نزدیک شدن دلار/ین به محدوده ۱۶۰.۰۰، احتمال افزایش هشدارهای مداخلهای یا انجام «بررسی نرخ» جدید نیز وجود دارد که میتواند مانع ادامه رشد شود. در مقابل، اگر ائتلاف تاکائیچی موفق به کسب اکثریت نشود، ین ممکن است تقویت شود؛ چرا که او پیشتر وعده داده در چنین شرایطی از سمت خود کنارهگیری کند. افزایش نااطمینانی سیاسی میتواند فشار کوتاهمدتی بر بازار سهام ژاپن وارد کند، اما در عین حال، ین ممکن است بهعنوان دارایی امن مورد توجه قرار گیرد. این روند میتواند با انتظارات مربوط به سیاست مالی انقباضیتر و موضع تهاجمیتر بانک مرکزی ژاپن در آینده تقویت شود؛ حتی اگر تا زمان تشکیل دولت جدید، یک دوره وقفه و بلاتکلیفی موقت در فضای سیاسی کشور حاکم باشد. با افزایش احتمال کاهش نرخ بهره بانک مرکزی انگلستان، دادههای GDP در کانون توجه قرار میگیرند در بریتانیا، نخستین برآورد از رشد تولید ناخالص داخلی سهماهه چهارم منتشر خواهد شد؛ آماری که همزمان با گزارش GDP ماهانه دسامبر و دادههای مربوط به تولید صنعتی و تولید کارخانهای برای همان ماه در اختیار بازارها قرار میگیرد. این مجموعه دادهها میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت واقعی اقتصاد بریتانیا در پایان سال گذشته ارائه دهد. بانک مرکزی انگلستان روز پنجشنبه نرخ بهره را بدون تغییر و در سطح ۳.۷۵ درصد حفظ کرد، اما الگوی رأیگیری نشان داد که این تصمیم با اختلافی بسیار شکننده اتخاذ شده است. چهار عضو کمیته به کاهش نرخ بهره رأی دادند و پنج نفر از تثبیت نرخها حمایت کردند؛ به این معنا که تغییر نظر تنها یک عضو در نشستهای آینده میتواند زمینهساز آغاز چرخه کاهش نرخ بهره شود. مقامات پولی همچنان تمایل خود را برای کاهش بیشتر نرخها حفظ کردهاند. اندرو بیلی، رئیس بانک مرکزی، تأکید کرد که روند کاهش تورم مطابق برنامه و حتی جلوتر از زمانبندی پیشبینیشده در حال حرکت است؛ موضوعی که در صورت تداوم شرایط فعلی، فضای لازم برای تسهیل بیشتر سیاست پولی را فراهم میکند. این موضعگیری باعث شده سرمایهگذاران بر حجم شرطبندیهای خود برای کاهش نرخ بهره بیفزایند و اکنون تقریباً ۵۰ درصد احتمال میدهند که در نشست ۱۹ مارس، بانک مرکزی دست به کاهش نرخ بزند. همچنین تا پایان سال، بازارها انتظار دو نوبت کاهش نرخ بهره را دارند؛ سناریویی مشابه آنچه برای فدرال رزرو آمریکا پیشبینی میشود. بر اساس بررسیهای یوتوتایمز، در شرایطی که اقتصاد بریتانیا نشانههایی از کندی بروز داده و رشد سهماهه سوم سال ۲۰۲۵ نیز ضعیف بوده است، انتشار مجموعهای دیگر از دادههای نرم برای سهماهه چهارم میتواند احتمال کاهش نرخ بهره در ماه مارس را تقویت کرده و فشار نزولی بر پوند وارد کند. با این حال، بهبود شاخصهای PMI در سه ماه پایانی سال نسبت به سهماهه سوم، بخشی از این ریسکها را به سمت سناریوی مثبت متمایل کرده است. افزون بر این، افزایش بیشتر PMI در ماه ژانویه نیز نشاندهنده شروعی سالمتر برای سال جدید است؛ عاملی که میتواند تا حدی از پوند حمایت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است انتشار دادههای GDP منطقه یورو در سایه نگرانیها درباره قدرت یورو معاملهگران یورو در هفته پیشرو ناچار خواهند بود دادههای اولیه رشد تولید ناخالص داخلی منطقه یورو در سهماهه چهارم را هضم کنند؛ آماری که قرار است روز جمعه منتشر شود و میتواند نشانههای مهمی از وضعیت اقتصاد اروپا در پایان سال ۲۰۲۵ ارائه دهد. بانک مرکزی اروپا نیز روز پنجشنبه نرخهای بهره را بدون تغییر حفظ کرد و بیانیه همراه این تصمیم، اطلاعات تازه و معناداری در اختیار بازار قرار نداد. کریستین لاگارد، رئیس ECB، بار دیگر تأکید کرد که اقتصاد منطقه یورو در وضعیت مناسبی قرار دارد، اما در عین حال هشدار داد که تقویت یورو میتواند تورم را بیش از برآوردهای فعلی کاهش دهد. در همین راستا، مارتینز کازاکس، از اعضای شورای حکام بانک مرکزی اروپا، روز جمعه اعلام کرد که تقویت محسوس ارزش یورو میتواند واکنش سیاستی این نهاد را در پی داشته باشد. بر این اساس، اگر دادههای GDP سهماهه چهارم نشانههایی از ضعف اقتصادی را منعکس کنند، این نگرانی تقویت خواهد شد که رشد ارزش یورو در ماههای اخیر فشار مضاعفی بر اقتصاد منطقه وارد کرده است. در چنین شرایطی، هرچند فعالان بازار در حال حاضر احتمال معناداری برای کاهش نرخ بهره در آینده نزدیک قائل نیستند، اما ممکن است بهتدریج این سناریو را در محاسبات خود وارد کنند و انتظارات خود از مسیر سیاست پولی ECB را مورد بازنگری قرار دهند. دادههای تورمی چین نیز در دستور کار بازارها قرار دارند در سایر نقاط جهان، آمار شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) چین برای ماه ژانویه قرار است در جریان معاملات آسیایی روز چهارشنبه منتشر شود. دومین اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۲۵ رشدی معادل ۵.۰ درصد را ثبت کرد؛ رشدی که عمدتاً حاصل تلاش این کشور برای دستیابی به رکوردهای تازه در صادرات و ثبت مازاد تجاری بیسابقه بوده است. با این حال، ضعف در بخشهای داخلی اقتصاد چین همچنان ادامه داشته است. رشد خردهفروشی به ۳.۷ درصد محدود شد و سرمایهگذاری در بخش املاک با افت قابل توجه ۱۷.۲ درصدی مواجه شد. اگرچه تورم مصرفکننده از ماه اکتبر وارد محدوده مثبت شد و در نوامبر و دسامبر نیز شتاب گرفت، اما نرخ سرفصل PPI از نوامبر ۲۰۲۲ تاکنون در محدوده منفی باقی مانده است. این وضعیت میتواند نشاندهنده آن باشد که تولیدکنندگان برای حفظ قدرت رقابتی خود در برابر تعرفههای دولت ترامپ، ناچار به پایین نگه داشتن قیمتها شدهاند. در عین حال، تداوم انتشار دادههای تورمی ضعیف یا منفی میتواند نگرانیهایی را درباره سودآوری شرکتهای تولیدی و در نتیجه، نقش آنها در رشد کلی اقتصاد چین تشدید کند. چنین سناریویی ممکن است فشار کوتاهمدتی بر دلار استرالیا وارد کند، چرا که اقتصاد استرالیا پیوند نزدیکی با تقاضای چین دارد. با این وجود، از آنجا که بانک مرکزی استرالیا در مقایسه با سایر بانکهای مرکزی بزرگ رویکردی انقباضیتر در پیش گرفته و حتی در هفته جاری نرخ بهره را افزایش داده است، هرگونه اصلاح در جفتارز دلار استرالیا/دلار آمریکا احتمالاً محدود و کوتاهمدت خواهد بود؛ بهویژه اگر دلار آمریکا تحت تأثیر دادههای ضعیف احتمالی بازار کار، بار دیگر با فشار مواجه شود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
فضای کلی اقتصادی در حوزه تحت پوشش فدرال رزرو آتلانتا، همراه با خوشبینی محتاطانه ارزیابی میشود. نگرانیها درباره فشارهای تورمی نباید از کانون توجه سیاستگذاران خارج شود. احتمالاً تا ماههای آوریل یا مه، دادههای اقتصادی سیگنالهای شفافتری ارائه خواهند داد. حفظ سیاست پولی در وضعیت محدودکننده، برای بازگرداندن تورم به سطح ۲ درصدی ضروری است. ساختار اقتصاد آمریکا برای مدتی طولانی، حتی پیش از دوران کرونا، بهصورت «K شکل» عمل کرده است.
بسته بیستم تحریمهای اتحادیه اروپا شامل ممنوعیت کامل خدمات دریایی برای نفت خام روسیه است. پیشنهاد اعمال ممنوعیت خدمات دریایی با همکاری شرکای بینالمللی دنبال میشود. نام ۲۰ بانک منطقهای دیگر روسیه به فهرست تحریمها اضافه خواهد شد. محدودیتهای صادراتی با ممنوعیتهای جدید در حوزه کالاها و خدمات علیه روسیه تشدید میشود. ابزار مقابله با دور زدن تحریمها بهصورت رسمی فعال خواهد شد. تحریمهای جدید شامل ممنوعیت واردات فلزات، مواد شیمیایی و مواد معدنی حیاتیِ تاکنون تحریمنشده، به ارزش بیش از ۵۷۰ میلیون یورو است.
تغییرات اشتغال کانادا - Employment Change (ژانویه) واقعی ................ 24.8- هزار نفر پیشبینی ........... 7- هزار نفر قبلی ................... 8.2 هزار نفر نرخ بیکاری کانادا - Unemployment Rate (ژانویه) واقعی .................... 6.5 درصد پیشبینی .............. 6.8 درصد قبلی ...................... 6.8 درصد میانگین دستمزد ساعتی سالانه (ژانویه) - Average Hourly Wages YoY واقعی ............ 3.3 درصد قبلی ................... 3.7 درصد نرخ مشارکت 65 درصد بود (قبلی نیز 65.4 درصد بود)
در یک نگاه گزارش NFP یکی از اثرگذارترین دادههای اقتصاد کلان آمریکا بر بازار فارکس است و میتواند نوسانات شدیدی ایجاد کند. گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا (NFP) شاخصی کلیدی از وضعیت بازار کار ایالات متحده است که هر ماه در نخستین جمعه منتشر میشود. آنچه بازار را حرکت میدهد «عدد خام» نیست، بلکه فاصله آن با انتظارات و نحوه تفسیر معاملهگران است. معامله موفق NFP نیازمند صبر، درک ساختار داده و اجتناب از واکنشهای هیجانی اولیه است. در بازارهای مالی، برخی دادههای اقتصادی فراتر از یک عدد ساده عمل میکنند؛ آنها میتوانند مسیر قیمتها را تغییر دهند، استراتژیها را بههم بریزند و حتی روندهای بزرگ بازار را بازتعریف کنند. گزارشهای اشتغال آمریکا دقیقاً در همین دسته قرار میگیرند؛ دادههایی که هر ماه نگاه میلیونها معاملهگر، تحلیلگر و سرمایهگذار را به خود خیره میکنند و در عرض چند دقیقه، موجی از نوسان را در بازار فارکس، طلا و شاخصهای سهام ایجاد میکنند. درک عمیق این گزارش، نهتنها یک مزیت تحلیلی محسوب میشود، بلکه میتواند مرز میان تصمیمگیری آگاهانه و معامله احساسی را مشخص کند؛ مرزی که بسیاری از فعالان بازار هر ماه در آزمون آن قرار میگیرند. در این مقاله از یوتوتایمز، بررسی میکنیم که چرا درک پیامدهای این گزارش اهمیت بالایی دارد، چگونه باید اعداد و دادههای آن را تفسیر کرد و بهطور کلی، چه رویکردهایی برای معامله بر اساس گزارش NFP در بازار فارکس وجود دارد. NFP چیست و چرا برای بازارهای مالی اهمیت دارد؟ گزارش اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا (Nonfarm Payrolls – NFP) یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین دادههای اقتصادی جهان بهشمار میرود که هر ماه توسط اداره آمار کار ایالات متحده منتشر میشود. این گزارش تصویری نسبتاً دقیق از وضعیت بازار کار ایالات متحده ارائه میدهد و بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی سلامت اقتصادی این کشور شناخته میشود؛ شاخصی که مستقیماً بر انتظارات تورمی، سیاستهای پولی و جهتگیری بازارهای مالی اثر میگذارد. NFP نشان میدهد در طول یک ماه، چه تعداد شغل جدید در بخشهای غیرکشاورزی اقتصاد آمریکا ایجاد یا حذف شده است. این آمار شامل تمام کارکنان حقوقبگیر در بخشهای خصوصی و عمومی میشود، اما کارکنان دولتی فدرال، کارگران بخش کشاورزی، کارکنان خانوارهای خصوصی و سازمانهای غیرانتفاعی را در بر نمیگیرد. هدف از این تفکیک، ارائه تصویری شفافتر از روند واقعی اشتغال در بدنه اصلی اقتصاد است. با این حال، گزارش NFP صرفاً به تعداد مشاغل ایجادشده محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از دادههای مکمل و بسیار مهم را نیز در اختیار فعالان بازار قرار میدهد. مهمترین اجزای این گزارش عبارتاند از: تغییرات اشتغال غیرکشاورزی: میزان افزایش یا کاهش تعداد مشاغل نسبت به ماه قبل نرخ بیکاری (Unemployment Rate): درصد جمعیت فعال اقتصادی که فاقد شغل هستند میانگین دستمزد ساعتی (Average Hourly Earnings): شاخصی کلیدی برای سنجش فشارهای تورمی نرخ مشارکت نیروی کار (Labor Force Participation Rate): درصد افرادی که در بازار کار فعال هستند ساعات کاری هفتگی: نشانهای از میزان تقاضا برای نیروی کار ترکیب این دادهها، تصویری چندبعدی از وضعیت بازار کار آمریکا ارائه میدهد و به تحلیلگران کمک میکند روندهای پنهان اقتصادی را شناسایی کنند. برای مثال، رشد بالای اشتغال همراه با افزایش دستمزدها میتواند نشانهای از داغ شدن اقتصاد و افزایش احتمال سیاستهای انقباضی فدرال رزرو باشد. در مقابل، افت اشتغال و کاهش مشارکت نیروی کار معمولاً بهعنوان زنگ هشدار رکود تلقی میشود. اهمیت NFP زمانی دوچندان میشود که بدانیم بازارهای مالی، بهویژه فارکس، بیش از هر چیز به «انتظارات» واکنش نشان میدهند. “ «اختلاف میان رقم واقعی منتشرشده و پیشبینی تحلیلگران، اغلب عامل اصلی نوسانات شدید قیمتی است.» محمد زمانی به همین دلیل، این گزارش نهتنها برای اقتصاددانان، بلکه برای معاملهگران طلا، ارز، شاخصها و حتی بازار اوراق قرضه نیز یک نقطه مرجع حیاتی محسوب میشود. درک ساختار و اجزای گزارش NFP، نخستین گام برای تحلیل درست واکنش بازار به این داده است. بدون شناخت دقیق این مؤلفهها، معاملهگران در معرض تصمیمگیریهای احساسی و پرریسک قرار میگیرند؛ تصمیمهایی که اغلب در لحظات پرنوسان انتشار این گزارش، هزینهبر تمام میشوند. برای رصد سریع و دقیق دادههای NFP در لحظه انتشار نیز، معاملهگران میتوانند از تقویمهای اقتصادی معتبر مثل فارکسفکتوری استفاده کنند. این پلتفرم، ارقام واقعی، پیشبینیها و دادههای قبلی را همزمان نمایش میدهد و امکان مقایسه فوری اطلاعات را فراهم میسازد. تأثیر گزارش NFP بر دلار آمریکا و رفتار بازار گزارش NFP علاوه بر ارائه تصویری از وضعیت بازار کار، یکی از مهمترین محرکهای نوسان در دلار آمریکا محسوب میشود. معاملهگران بازار ارز، این داده را بهعنوان نشانهای از قدرت یا ضعف آینده اقتصاد ایالات متحده تفسیر میکنند و بر اساس آن، پوزیشنهای معاملاتی خود را تنظیم مینمایند. در حالت کلی، انتشار ارقام مثبت و فراتر از انتظارات در گزارش NFP، نشاندهنده پویایی بازار کار و بهبود شرایط اقتصادی است. چنین وضعیتی معمولاً انتظارات نسبت به رشد اقتصادی و احتمال تداوم سیاستهای انقباضی را تقویت میکند. در نتیجه، تقاضا برای دلار آمریکا افزایش یافته و این ارز با حمایت نسبی در بازار مواجه میشود. در مقابل، زمانی که آمار اشتغال ضعیفتر از پیشبینیها منتشر شود، نگرانیها درباره کند شدن رشد اقتصادی افزایش مییابد. در این شرایط، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به خروج از داراییهای دلاری پیدا میکنند و دلار تحت فشار فروش قرار میگیرد. این واکنش، بازتابی از تغییر انتظارات نسبت به آینده اقتصاد و سیاستهای پولی است. با این حال، چنین رابطهای همیشه بهصورت مستقیم و قابلپیشبینی عمل نمیکند. در بسیاری از موارد، واکنش بازار به گزارش NFP برخلاف انتظار اولیه معاملهگران است. دلیل اصلی این موضوع، نقش «برداشت و تفسیر فعالان بازار» از دادههای منتشرشده است. در معاملات مبتنی بر اخبار اقتصادی، اصل مهمی وجود دارد که میگوید: بازار لزوماً به خودِ خبر واکنش نشان نمیدهد، بلکه به نحوه تفسیر آن واکنش نشان میدهد. این اصل در مورد NFP بیش از هر داده دیگری مصداق دارد. گاهی ممکن است گزارش منتشرشده از نظر عددی مثبت باشد، اما به دلیل ضعف در سایر مؤلفهها، مانند کاهش دستمزدها یا افت نرخ مشارکت، بازار واکنش منفی نشان دهد. از سوی دیگر، در برخی مواقع، حتی دادههای ضعیف نیز میتوانند باعث رشد دلار شوند؛ بهویژه زمانی که معاملهگران از قبل سناریوی بدتری را در قیمتها لحاظ کرده باشند. در چنین شرایطی، انتشار آمار «کمتر بد نسبت به انتظار» میتواند باعث تعدیل انتظارات و بازگشت قیمت شود. عامل مهم دیگر، عنصر «غافلگیری» است. هرچه فاصله میان رقم واقعی و پیشبینی تحلیلگران بیشتر باشد، احتمال بروز نوسانات شدید نیز افزایش مییابد. این غافلگیری میتواند موجی از معاملات هیجانی، فعال شدن حد ضررها و افزایش ناگهانی حجم معاملات را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل، واکنش بازار به گزارش NFP را نمیتوان صرفاً بر اساس مثبت یا منفی بودن اعداد پیشبینی کرد. آنچه اهمیت دارد، مقایسه همزمان دادهها با انتظارات قبلی، شرایط کلی اقتصاد، فضای سیاستگذاری پولی و موقعیتیابی معاملهگران پیش از انتشار خبر است. درک این پویایی رفتاری، پلی میان تحلیل فاندامنتال و معاملات عملی ایجاد میکند و معاملهگر را از نگاه سادهانگارانه به اخبار اقتصادی دور میسازد؛ نگاهی که اغلب منجر به تصمیمگیریهای شتابزده در لحظات پرنوسان بازار میشود. نوسانات بازار و رفتار قیمت پیش از انتشار گزارش NFP گزارش NFP یکی از پرمخاطبترین رویدادهای اقتصادی در تقویم بازارهای مالی است و همین موضوع باعث میشود معاملهگران در ساعات و حتی روزهای منتهی به انتشار آن، با احتیاط بیشتری عمل کنند. نتیجه این رفتار محافظهکارانه، معمولاً کاهش تدریجی حجم معاملات و افت نوسانات بازار است. در اغلب موارد، در روز جمعه پیش از انتشار گزارش، قیمتها وارد یک فاز خنثی و کمرمق میشوند. بازار در این بازه زمانی اغلب بدون جهت مشخص حرکت میکند و در قالب یک محدوده محدود نوسان مییابد. این حالت «انتظار و تردید» بازتابی از بلاتکلیفی معاملهگران نسبت به نتیجه گزارش و پیامدهای احتمالی آن است. در چنین شرایطی، بسیاری از معاملهگران ترجیح میدهند تا زمان انتشار داده، از ورود به پوزیشنهای جدید خودداری کنند. این کاهش مشارکت فعالان بازار، باعث میشود حرکات قیمتی فاقد مومنتوم قوی بوده و بیشتر به نوسانات رفتوبرگشتی و کوتاهمدت محدود شود. از منظر معاملاتی، این دوره معمولاً یکی از دشوارترین بازهها برای یافتن پوزیشنهای کمریسک و پربازده محسوب میشود. نبود روند مشخص، افزایش حرکات فریبدهنده و شکلگیری شکستهای نامعتبر، احتمال گرفتار شدن در نوسانات ناگهانی را افزایش میدهد؛ پدیدهای که در اصطلاح معاملاتی به «ویپساو» (Whipsaw) معروف است. به همین دلیل، بسیاری از معاملهگران میانمدت و سوئینگ ترجیح میدهند در ساعات ابتدایی روز جمعه، پیش از انتشار NFP، از بازار فاصله بگیرند. در این بازه، نهتنها احتمال شکلگیری ستاپهای معاملاتی با کیفیت پایین است، بلکه ریسک فعال شدن ناگهانی حد ضررها نیز بهطور محسوسی افزایش مییابد. نکته مهم آن است که این فاز آرامش نسبی، اغلب پیشدرآمد یک حرکت شدید و پرشتاب پس از انتشار داده محسوب میشود. انباشت سفارشها، پوزیشنهای بازنشده و انتظارات معلق، همگی پس از اعلام گزارش آزاد میشوند و میتوانند موجی از نوسان را در بازار ایجاد کنند. درک این الگوی رفتاری به معاملهگران کمک میکند تا از ورود زودهنگام به معاملات کمبازده اجتناب کرده و انرژی تحلیلی خود را برای مرحله پس از انتشار خبر، که معمولاً فرصتهای واقعیتری در آن شکل میگیرد، حفظ کنند. چگونه گزارش NFP را معامله کنیم و دادههای اشتغال را درست تفسیر کنیم؟ در لحظه انتشار گزارش NFP، بازار فارکس معمولاً وارد یکی از پرتنشترین و پرنوسانترین دقایق ماه میشود. نقدشوندگی کاهش مییابد، اسپردها افزایش پیدا میکنند و قیمتها با سرعتی حرکت میکنند که حتی معاملهگران باتجربه را نیز غافلگیر میکند. در چنین فضایی، رفتار قیمت اغلب از یک الگوی تکرارشونده پیروی میکند. در اغلب موارد، واکنش بازار به انتشار NFP را میتوان در دو مرحله مجزا مشاهده کرد: جهش اولیه نوسان: بلافاصله پس از انتشار داده، قیمت با یک حرکت تند و هیجانی واکنش نشان میدهد. این حرکت معمولاً نتیجه معاملات الگوریتمی، فعال شدن سفارشهای معلق و واکنشهای احساسی اولیه است. بازگشت و شکلگیری جهت واقعی بازار: با گذشت زمان و هضم تدریجی دادهها توسط معاملهگران، بازار از فاز هیجانی خارج میشود و قیمت بهتدریج در جهتی حرکت میکند که بازتاب تفسیر عمیقتر گزارش است؛ جهتی که اغلب با روند پایدارتر همراه است. نکته کلیدی در معامله NFP دقیقاً همینجاست. مهمترین توصیه برای معامله در زمان انتشار این گزارش آن است که: شما لزوما خودِ عدد NFP را معامله نمیکنید؛ بلکه انتظارات و واکنش معاملهگران به آن عدد را ترید میکنید. در نگاه اول، تمرکز بسیاری از فعالان بازار بر عدد اصلی اشتغال غیرکشاورزی است. این عدد معمولاً بیشترین وزن را در واکنش اولیه بازار دارد و به همین دلیل، بیشترین توجه رسانهای نیز معطوف به آن است. اما برای تحلیل درست رفتار قیمت، باید این عدد را در کنار دو مرجع کلیدی دیگر بررسی کرد: رقم ماه گذشته پیشبینی (Forecast) تحلیلگران رقم واقعی منتشرشده بر اساس مقایسه این سه عدد، معمولاً یکی از سناریوهای زیر شکل میگیرد: عدد واقعی بالاتر از پیشبینی و ماه قبل باشد: احتمال تقویت دلار آمریکا افزایش مییابد. عدد واقعی پایینتر از پیشبینی و ماه قبل باشد: دلار معمولاً تحت فشار فروش قرار میگیرد. عدد واقعی نسبت به یکی از این دو بهتر و نسبت به دیگری بدتر باشد: بازار دچار سردرگمی میشود و نتیجه آن، نوسانات شدید و بدون جهت مشخص است. مثالهای فوق بهخوبی نشان میدهند که چرا عجله در ورود به معامله پس از انتشار NFP میتواند پرریسک باشد. در بسیاری از موارد، واکنش اولیه بازار صرفاً بر اساس عدد اصلی اشتغال شکل میگیرد. اگر این عدد ضعیفتر از انتظار باشد، دلار بلافاصله تضعیف میشود و جفتارزهایی مانند EURUSD رشد میکنند. اما با گذشت زمان، معاملهگران جزئیات گزارش را دقیقتر بررسی میکنند. اگر همزمان مشخص شود که دستمزدها افزایش یافته و نرخ بیکاری کاهش یافته است، برداشت بازار تغییر میکند. در چنین شرایطی، تصویر کلی بازار کار مثبتتر ارزیابی میشود و دلار میتواند مسیر خود را اصلاح کرده و حتی تقویت شود؛ دقیقاً همان چیزی که در نمودارهای نمونه مشاهده میشود. بنابراین؛ معامله موفق در زمان انتشار NFP نیازمند صبر، درک ساختار دادهها و اجتناب از واکنشهای شتابزده است. اغلب، بهترین فرصتها نه در ثانیههای اول، بلکه پس از فروکش کردن هیجان اولیه و مشخص شدن برداشت واقعی بازار شکل میگیرند. زمانی که بازار سردرگم میشود: واکنش معاملهگران به دادههای متناقض NFP همه گزارشهای NFP بهصورت شفاف و قابلتفسیر منتشر نمیشوند. در برخی ماهها، دادههای اشتغال تصویری متناقض و چندپهلو از وضعیت بازار کار ارائه میدهند؛ شرایطی که معمولاً به سردرگمی معاملهگران و افزایش نوسانات بدون جهت مشخص منجر میشود. نمونهای از این وضعیت را میتوان در دادههای ماه آوریل در مثال زیر مشاهده کرد؛ جایی که گزارش NFP ترکیبی از سیگنالهای مثبت و منفی را در بر داشت. در چنین سناریوهایی، بازار در کوتاهمدت قادر به شکلدهی یک روند پایدار نیست، زیرا فعالان بازار در حال بازبینی مداوم برداشت خود از دادهها هستند. در مثال فوق، رقم اشتغال بالاتر از پیشبینی تحلیلگران منتشر شد، اما در مقایسه با ماه قبل کاهش داشت. واکنش اولیه بازار بر اساس مقایسه با پیشبینیها شکل گرفت و باعث تقویت دلار آمریکا شد. در نتیجه، جفتارز EURUSD با فشار فروش مواجه شد و قیمت کاهش یافت. اما این واکنش پایدار نماند. با گذشت زمان و تحلیل دقیقتر گزارش، معاملهگران متوجه شدند که دادهها به اندازهای که در نگاه اول به نظر میرسید، مثبت نیستند. کاهش نسبت به ماه قبل، این پیام را منتقل میکرد که شتاب رشد بازار کار در حال تضعیف است. همین برداشت باعث تغییر جهت انتظارات و بازگشت قیمت شد. این الگو بهخوبی نشان میدهد که در شرایط دادههای ترکیبی، بازار اغلب وارد فاز «نوسان تحلیلی» میشود؛ مرحلهای که در آن قیمت میان برداشتهای مختلف فعالان بازار دستبهدست میشود و حرکتهای رفتوبرگشتی افزایش مییابد. در چنین فضایی، معاملهگرانی که تنها بر واکنش اولیه تکیه میکنند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. زیرا حرکت نخست بازار، لزوماً بازتاب دیدگاه نهایی سرمایهگذاران نیست، بلکه بیشتر نتیجه پردازش سریع و ناقص اطلاعات است. از منظر معاملاتی، ماههایی با دادههای متناقض NFP معمولاً جزو دشوارترین دورهها محسوب میشوند. نبود اجماع تحلیلی، افزایش معاملات کوتاهمدت و تغییر سریع احساسات بازار، احتمال شکلگیری روندهای کاذب را بهطور محسوسی افزایش میدهد. در ماههایی که دادههای NFP سیگنالهای متناقض ارائه میدهند، صبر، احتیاط و پرهیز از تصمیمهای عجولانه، مهمترین ابزارهای مدیریت ریسک محسوب میشوند. در چنین شرایطی، گاهی بهترین معامله، «معامله نکردن» است. ✔️ بیشتر بخوانید: نرخ بهره چیست و چگونه بازار فارکس را تحتتأثیر قرار میدهد؟ سخن پایانی گزارش NFP را نمیتوان صرفاً یک داده ماهانه یا یک خبر اقتصادی معمولی دانست؛ این گزارش، نقطه تلاقی تحلیل فاندامنتال، انتظارات بازار و رفتار جمعی معاملهگران است. واکنش قیمت به NFP، بیش از آنکه به خود اعداد وابسته باشد، بازتابی از برداشت سرمایهگذاران نسبت به آینده اقتصاد آمریکا و مسیر سیاستهای پولی است. از همین رو، موفقیت در معامله این رویداد، مستلزم درک همزمان ساختار دادهها، فضای کلی بازار و موقعیتیابی معاملهگران پیش از انتشار خبر است؛ عواملی که بدون آنها، ورود به معاملات خبری بیشتر به قمار شباهت دارد تا تصمیمگیری حرفهای. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، معاملهگری موفق در زمان انتشار NFP بیش از هر چیز به «صبر، انضباط و مدیریت ریسک» وابسته است. تجربه نشان داده است که بهترین فرصتها معمولاً پس از فروکش کردن هیجان اولیه و مشخص شدن برداشت واقعی بازار شکل میگیرند. معاملهگرانی که بهجای واکنشهای شتابزده، بر تحلیل عمیق و انتظار برای تأیید جهت بازار تمرکز میکنند، در بلندمدت عملکرد باثباتتری خواهند داشت. در دنیای معاملات مبتنی بر اخبار، آنچه تفاوت ایجاد میکند، نه سرعت ورود، بلکه کیفیت تصمیمگیری است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
بازگشت زودتر از انتظار تورم به سطح هدف، نشانهای مثبت برای اقتصاد ارزیابی میشود. خطر تحریف روندهای بنیادین شاخص قیمت مصرفکننده همچنان وجود دارد. سیاست پولی باید بر مهار هرگونه پایداری باقیمانده در فشارهای تورمی متمرکز باشد. رشد بخش خصوصی در سطحی محدود، اما همچنان مثبت باقی مانده است. بازار کار در ماههای اخیر با تعدیل قابلتوجهی مواجه شده است. تغییرات چشمانداز رشد در پیشبینیهای فوریه بانک مرکزی نباید بیش از حد تفسیر شود.
ما هنوز واقعاً شاهد باز شدن بازارهای جدید برای شرکتهای کانادایی نبودهایم؛ این قطعاً چیزی است که ما به دنبال آن هستیم. مکلم از نامزدی کوین وارش به عنوان رئیس فدرال رزرو استقبال میکند. او میگوید یک فدرال رزروِ کمتر قابل پیشبینی بر نرخهای ما تأثیر خواهد گذاشت. در آن صورت، انتظار میرود که شاهد تأثیری بر نرخ بهره اوراق خزانه ۵ ساله آمریکا باشید. اگر سیاست فدرال رزرو آمریکا کمتر قابل پیشبینی شود، این مسئله بر همه ما تأثیر خواهد گذاشت. مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا در پاسخ به سوالی درباره پیشبینیهای اقتصادی بانک: ما نمیتوانیم هر تهدیدی از سوی پرزیدنت ترامپ را دنبال کنیم. در این صورت، دور خودمان میچرخیم.
در یک نگاه بازارهای پیشبینی به مقصد تازهای برای جوانان، بهویژه مردان، تبدیل شدهاند. شباهت این بازارها به شرطبندی ورزشی و معاملهگری روزانه، عامل اصلی جذابیت آنهاست. منتقدان نسبت به پیامدهای اجتماعی و مالی گسترش شرطبندی بر رویدادهای روزمره هشدار میدهند. بازارهای پیشبینی که امکان شرطبندی بر طیف گستردهای از رویدادها؛ از نتایج ورزشی گرفته تا تحولات سیاسی و اقتصادی را فراهم میکنند، بهسرعت در حال تبدیل شدن به بخشی از فرهنگ عامه هستند. این فضا بهویژه میان مردان جوان محبوب شده؛ گروهی که مرز میان سرگرمی، سفتهبازی و معاملهگری را هر روز باریکتر میکنند. جیک چانگ، دانشجوی ۲۱ ساله ساکن ایالت واشنگتن، اخیراً هزار دلار شرط بست که عبارت «آلاستار» در جریان مسابقه دنور ناگتس و لسآنجلس لیکرز توسط گزارشگران گفته شود. او بهتازگی اعلام اسامی بازیکنان آلاستار را دیده بود و مطمئن بود این واژه شنیده خواهد شد. نتیجه؟ ۱۷۰ دلار سود. به گفته او، این کار بیش از هر چیز نوعی «تشخیص الگو» است؛ مهارتی که از سالها تماشای مسابقات ورزشی و آشنایی با ادبیات گزارشگران به دست آمده است. چانگ میگوید این شرطبندیها را صرفاً برای تفریح و در کنار فعالیتهای دیگر انجام میدهد. چانگ این شرط را در پلتفرم Kalshi ثبت کرده است؛ بازاری پیشبینی که به کاربران اجازه میدهد روی موضوعاتی مانند زمان رسیدن قیمت بیتکوین به ۱۵۰ هزار دلار یا نامزد احتمالی حزب جمهوریخواه در انتخابات ۲۰۲۸ شرطبندی کنند. این پلتفرم، در کنار رقیبش Polymarket، بهسرعت جای خود را در میان نسل جوان باز کرده است. طبق بررسیهای یوتوتایمز؛ برخی کاربران به شرطبندیهای گاهبهگاه بسنده میکنند، اما برای عدهای دیگر، این فعالیت به شغلی تماموقت تبدیل شده است. کامرون هاینز، ۲۰ ساله و ساکن میامی، خود را معاملهگر تماموقت بازارهای پیشبینی میداند و حتی یک کانال دیسکورد دارد که در آن معاملات موفقش را به نمایش میگذارد. اوایل ژانویه، هاینز پس از دریافت یک هشدار در شبکههای اجتماعی درباره انفجارهایی در ونزوئلا، بلافاصله روی احتمال درگیری نظامی میان آمریکا و ونزوئلا در Polymarket شرط بست. دقایقی بعد، خبرها از بازداشت نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، حکایت داشت. نتیجه این معامله: حدود چهار هزار دلار سود. به گفته هاینز، همین یک معامله هزینه اجاره ماهانهاش را پوشش داده است. او هیچ سرمایهگذاری سنتی مانند سهام یا صندوقهای بازنشستگی ندارد و میگوید درآمد ماهانهاش معمولاً بین پنج تا ده هزار دلار در نوسان است؛ هرچند همه معاملات به سود ختم نمیشوند. در ماه نوامبر، او ۲۴۰۰ دلار روی پیروزی ایندیاناپولیس کلتس مقابل کانزاس سیتی چیفس شرط بست و تمام آن را از دست داد. هاینز میگوید والدینش دقیقاً نمیدانند منبع درآمد او چیست، اما از روحیه کارآفرینیاش تعجب نمیکنند؛ چراکه او دانشگاه را رها کرده تا کسبوکار خودش را راهاندازی کند. طبق اعلام کالشی، اکثریت کاربران این پلتفرم مرد هستند و بیشتر جوانان از آن بهصورت تفننی استفاده میکنند. حدود ۸۰ درصد گفتهاند شرطهای معمول آنها کمتر از ۱۰۰ دلار است و نزدیک به نیمی از کاربران، علاوه بر ورزش، در حوزههای غیرورزشی نیز معامله میکنند. حامیان بازارهای پیشبینی معتقدند این فضا میتواند با تجمیع «خرد جمعی»، تصویری دقیقتر از آینده اقتصاد، سیاست و بازارها ارائه دهد و در بسیاری موارد حتی از نظرسنجیها دقیقتر عمل کند. اما منتقدان نگراناند که عادیسازی شرطبندی بر موضوعاتی مانند اسکار، انتخابات یا حتی دمای هوا، پیامدهای بلندمدتی برای رفتار مالی و روانی جامعه داشته باشد. شان پاتریک مالونی، مدیرعامل ائتلاف بازارهای پیشبینی، میگوید شرکتهای عضو این ائتلاف متعهد به ترویج معاملهگری مسئولانه هستند و تأکید میکند که همانند سایر بازارهای مالی، همواره نگرانیهایی درباره مشارکت افراد وجود خواهد داشت. پلتفرم Polymarket نیز که هنوز بهطور کامل دسترسی خود را در آمریکا گسترش نداده، همکاری دادهای با شرکت داوجونز (ناشر والاستریت ژورنال) آغاز کرده است. در سوی دیگر، آلن پیزارو، حسابدار ۳۲ سالهای از نیویورک، رویکرد محتاطانهتری دارد. او میگوید هرگز بیش از آنچه توان از دست دادنش را دارد شرط نمیبندد و از آنجا که یک حساب بازنشستگی شرکتی دارد، سودهایش را صرف بازپرداخت زودتر وام مسکن میکند. پیزارو شرطبندی را در دوران بیکاریاش در همهگیری کرونا و از طریق اپلیکیشنهایی مانند DraftKings و FanDuel آغاز کرد. او میگوید دانش چندانی از سهام یا رمزارزها نداشت، اما ورزش را بهخوبی میشناخت. در سال ۲۰۲۴، او هزار دلار شرط بست که دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شود و همین مبلغ را هم سود کرد. اکنون روزانه چند ساعت و بین ۵۰ تا ۵۰۰ دلار را صرف شرطبندی آنلاین میکند؛ بسته به اینکه کدام پلتفرم بازده بالاتری ارائه دهد. نامزد پیزارو این فعالیت را پراسترس میداند. در جریان سوپربول سال گذشته، او هزار دلار روی پیروزی کانزاس سیتی چیفس باخت؛ پولی که زوج جوان امیدوار بودند بخشی از هزینه خرید خانهشان را تأمین کند. با وجود این فرازونشیبها، برای بسیاری از کاربران (از جمله جیک چانگ) بازارهای پیشبینی ترکیبی از سرگرمی، مهارت و فرصت درآمدی به شمار میروند. چانگ که در طول روز به معامله سهام مشغول است، میگوید با هدف تبدیل ۱۰۰ دلار به ۱۰۰۰ دلار وارد کالشی شد و مسیرش را در شبکههای اجتماعی مستندسازی کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است او میگوید تاکنون جلوتر از بازار حرکت کرده و علاوه بر سود معاملات، از طریق لینکهای معرفی کاربران جدید نیز درآمد جانبی دارد؛ بهازای هر ثبتنام، ۱۰ دلار. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، رشد سریع بازارهای پیشبینی نشان میدهد نسل جدید در حال بازتعریف رابطه خود با ریسک، پول و سرگرمی است؛ مرزی که هر روز کمرنگتر میشود و پرسشهای تازهای را پیش روی ناظران، سیاستگذاران و خانوادهها قرار میدهد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
تورم برای مدت طولانی در سطحی بالاتر از حد مطلوب قرار داشته است. حفظ سیاست پولی در وضعیت نسبتاً محدودکننده، برای بازگرداندن ثبات قیمتی ضروری است. سیاستگذاری پولی باید با نگاه بلندمدت و فراتر از نوسانات مقطعی انجام شود. برخلاف برخی نهادهای سیاسی که افقهای کوتاهمدتتری دارند، بانک مرکزی ناگزیر به تمرکز بر پایداری بلندمدت اقتصاد است.
ایده اعمال محدودیتها و چارچوبهای موقت برای استفاده از هوش مصنوعی در بخش مالی، قابلتوجه و قابل بررسی ارزیابی میشود. ایالات متحده از کاهش تعرفهها بر کالاهای وارداتی از کانادا حمایت نخواهد کرد. اعطای تعرفه صفر درصد به کانادا، بهویژه پس از توافق تجاری این کشور با چین، امکانپذیر نیست. تحولات اخیر تعرفهای برخلاف پیشبینیهای سال ۲۰۲۴ بوده و آثار مورد انتظار بر تورم و دلار آمریکا محقق نشده است.
در یک نگاه گلدمن ساکس پیشبینی میکند هوش مصنوعی از سال ۲۰۲۶ اثر معناداری بر اشتغال بگذارد. در سناریوی پایه، صنایع در معرض هوش مصنوعی ممکن است ماهانه حدود ۲۰ هزار شغل از دست بدهند. این ریسک هنوز بهطور کامل در قیمتگذاری بازارها منعکس نشده و میتواند معادلات کلان را پیچیدهتر کند. روایت محبوب «افزایش بهرهوری با هوش مصنوعی» حالا وارد مرحلهای حساستر شده است. بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس این پرسش کلیدی را مطرح میکند: چه زمانی این جهش بهرهوری به یک مسئله واقعی در بازار کار تبدیل میشود؟ بر اساس یادداشتی تحلیلی از لی کوپرسمیت، استراتژیست این بانک، گذار از «داستان بهرهوری» به «داستان نیروی کار» عملاً آغاز شده است. هرچند آمارهای کلی اشتغال تاکنون مقاومت نشان دادهاند، اما روندهای زیرسطحی تصویر متفاوتی ترسیم میکنند. شرکتها با سرعت در حال پذیرش هوش مصنوعی هستند و بهطور فزایندهای از آن بهعنوان ابزاری برای کند کردن استخدام یا کاهش مستقیم هزینههای نیروی انسانی یاد میکنند. گلدمن ساکس انتظار دارد این تغییر از سال آینده در دادهها بهوضوح دیده شود. در سناریوی پایه این بانک، صنایع در معرض هوش مصنوعی میتوانند در سال ۲۰۲۶ با کاهش اشتغال در حدود ۲۰ هزار نفر در ماه مواجه شوند؛ هرچند بخشی از این اثر ممکن است با ایجاد شغل در حوزههای مرتبط با هوش مصنوعی جبران شود. به گفته کوپرسمیت، اثر هوش مصنوعی بر آمارهای کلی اشتغال تاکنون محدود بوده، اما جهت حرکت کاملاً مشخص است. پذیرش این فناوری در سال گذشته شتاب گرفته، بهویژه در مشاغلی که بیشترین قابلیت خودکارسازی را دارند. بسیاری از شرکتها نیز بهصراحت از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای کاهش هزینههای نیروی انسانی یا مهار رشد استخدام سخن میگویند. برای بازارهای مالی، این نقطه میتواند «منطقه خطر» باشد. به باور گلدمن ساکس، عدمقطعیت پیرامون این گذار یکی از معدود ریسکهای کلان است که هنوز بهطور کامل در قیمت داراییها لحاظ نشده است. اگر بازار کار بهواسطه خودکارسازی و نه چرخههای سنتی اقتصادی دچار ترک شود، لایهای تازه از پیچیدگی به چشمانداز کلان افزوده خواهد شد؛ لایهای که معاملهگران فعلاً برای آن پوشش ریسک کافی در نظر نگرفتهاند. “ «در این میان، برخی صنایع ممکن است همزمان با تهدید، فرصت نیز در خود داشته باشند.» محمد زمانی بخشهایی با هزینه نیروی انسانی بالا و حاشیه سود پایین (بهویژه صنایع سنتی مانند بانکداری و بیمه) میتوانند بیشترین انگیزه را برای جایگزینی نیروی انسانی با فناوری داشته باشند. نمونهای از این روند را میتوان در شرکت آمازون دید که بهطور تهاجمی در حال کاهش تعداد کارکنان خود است. هرچند این سیاست تاکنون به بهبود قیمت سهام منجر نشده، اما در مقاطعی، «انجام همان کار با نیروی کمتر» میتواند سودآوری را تقویت کند. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است این تصویر زمانی جذابتر میشود که با سیاست پولی ترکیب شود. اگر افزایش بیکاری رخ دهد، بانک مرکزی آمریکا احتمالاً با شدت بیشتری به سمت کاهش نرخ بهره حرکت خواهد کرد. چنین ترکیبی؛ فشار بر بازار کار از ناحیه هوش مصنوعی و سیاست پولی انبساطی، میتواند در نهایت استدلالی قوی برای خرید در اصلاحهای بازار ایجاد کند. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، هشدار گلدمن ساکس نشان میدهد که هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک داستان فناورانه یا بهرهوری نیست. این فناوری در آستانه تبدیل شدن به یک متغیر تعیینکننده در بازار کار و اقتصاد کلان است؛ متغیری که اگر بهدرستی درک و قیمتگذاری نشود، میتواند بازارها را غافلگیر کند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
آمار فرصتهای شغلی - JOLTS Job Openings (دسامبر) واقعی .................... 6.542 میلیون پیشبینی ............... 7.2 میلیون قبلی ...................... 7.146 میلیون تعداد ترک شغل: 3.204 میلیون
بانک مرکزی اروپا هدفگذاری مستقیمی برای نرخ ارز ندارد. تصمیم اخیر بانک مرکزی با اجماع کامل اعضا اتخاذ شده است. در حال حاضر، توازن نسبی میان ریسکهای صعودی و نزولی برقرار است. یورو از مارس سال گذشته روندی افزایشی را تجربه کرده است. محدوده فعلی نرخ ارز با میانگین تاریخی یورو همخوانی دارد. شرایط سیاست پولی و وضعیت تورم در سطح مناسبی قرار دارد. بررسی امکان گسترش خطوط ریپو با بانکهای مرکزی خارج از منطقه یورو در دستور کار قرار گرفته است. دامنه ریسکها کاهش محسوسی نداشته است. احتمال ارائه جزئیات بیشتر درباره بازتنظیم خطوط ریپو در روزهای آینده وجود دارد. تورم در افق میانمدت در سطح هدفگذاریشده ارزیابی میشود. روند تورم بهتدریج به سمت هدف ۲ درصدی حرکت میکند. آمادگی کامل برای انجام اقدامات لازم در صورت نیاز وجود دارد. سیاست پولی از انعطافپذیری بالایی برخوردار است. عوامل بنیادین تورم تغییر معناداری نداشتهاند. شاخص دستمزدها از تداوم روند تعدیل و کاهش فشارهای مزدی حکایت دارد. پیشبینیهای بلندمدت همچنان احتمال پایینتر بودن تورم در سال ۲۰۲۶ نسبت به هدف را نشان میدهد.
در یک نگاه تعداد درخواستهای اولیه بیمه بیکاری آمریکا در هفته گذشته بیش از تمام پیشبینیها افزایش یافت. سرمای شدید زمستانی باعث اختلال در فعالیت کسبوکارها و رشد موقت آمار بیکاری شد. همزمان، نشانههایی از کاهش سرعت استخدام و افزایش نگرانی مصرفکنندگان دیده میشود. در هفتهای که سرمای شدید زمستانی فعالیت بسیاری از کسبوکارها را مختل کرد، تعداد آمریکاییهایی که برای دریافت بیمه بیکاری اقدام کردند، بیش از انتظار بازار افزایش یافت؛ نشانهای که میتواند از فشارهای مقطعی بر بازار کار حکایت داشته باشد. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی وزارت کار آمریکا، تعداد درخواستهای اولیه بیمه بیکاری در آخرین هفته ماه ژانویه با افزایش ۲۲ هزار نفری به ۲۳۱ هزار مورد رسید. این رقم از تمامی برآوردهای اقتصاددانان در نظرسنجی بلومبرگ فراتر رفت. همزمان، تعداد درخواستهای ادامهدار که معیاری برای شمار افرادی است که همچنان از مزایای بیکاری استفاده میکنند در هفته منتهی به گزارش، به ۱.۸۴ میلیون نفر افزایش یافت. “ «اختلالهای ناشی از شرایط جوی نامساعد، بهویژه در بخشهایی از آمریکا، احتمالاً عامل اصلی افزایش درخواستها بوده است.» محمد زمانی تا پیش از هفته گذشته، دادهها نشان میداد شرکتها با وجود رشد نسبتاً مناسب اقتصاد، تمایل چندانی به کاهش نیروی انسانی نداشتند. با این حال، همزمان نشانههایی از کاهش سرعت جذب نیروی کار نیز دیده میشود. اعلام برنامههای تعدیل نیرو از سوی شرکتهایی مانند یوپیاس، آمازون و داو میتواند نگرانی مصرفکنندگان نسبت به چشمانداز بازار کار را تشدید کند. بر اساس گزارش مؤسسه چلنجر، گری و کریسمس، تعداد تعدیل نیروهای اعلامشده در آمریکا در ماه ژانویه بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل بوده است. این مؤسسه همچنین گزارش داده که قصد شرکتها برای استخدام نیروی جدید نیز کاهش یافته است. این تصویر با دادههای اخیر مؤسسه تحقیقات حقوق و دستمزد ADP همخوانی دارد که نشان میدهد رشد اشتغال در ژانویه کمتر از انتظار بوده است. بررسیهای آماری یوتوتایمز نشان میدهد که میانگین متحرک چهار هفتهای درخواستهای اولیه که نوسانات مقطعی ناشی از رویدادهایی مانند شرایط جوی را هموار میکند نیز در هفته گذشته به ۲۱۲ هزار و ۲۵۰ مورد افزایش یافت. در همین حال، تعطیلی جزئی دولت آمریکا باعث شد انتشار آمار اشتغال و بیکاری ماه ژانویه به تعویق بیفتد. اداره آمار کار آمریکا اعلام کرده است که گزارش رسمی بازار کار اکنون قرار است در ۱۱ فوریه منتشر شود. همچنین آمار فرصتهای شغلی ماه دسامبر قرار است در ادامه روز جاری منتشر شود. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است بررسی دادههای تعدیلنشده فصلی نیز نشان میدهد درخواستهای اولیه بیمه بیکاری در هفته گذشته افزایش یافته است. در این میان، ایالتهایی مانند پنسیلوانیا، نیویورک و میزوری بیشترین رشد هفتگی درخواستها را ثبت کردهاند. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، هرچند بخشی از افزایش اخیر را میتوان به عوامل موقتی مانند شرایط جوی نسبت داد، اما همزمانی آن با کاهش سرعت استخدام و افزایش تعدیل نیروها نشان میدهد بازار کار آمریکا ممکن است در آستانه ورود به دورهای حساستر قرار داشته باشد؛ دورهای که در آن دادههای رسمی هفتههای آینده نقش تعیینکنندهای در ارزیابی مسیر اقتصاد ایفا خواهند کرد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
هزینهکرد دولتها باید نقش مؤثرتری در تقویت تقاضای داخلی ایفا کند. فضای خارجی و شرایط بینالمللی همچنان چالشبرانگیز باقی مانده است. تقویت منطقه یورو در چارچوب تحولات ژئوپلیتیک، یک ضرورت راهبردی محسوب میشود. با وجود فشارهای تجاری، بخش تولید همچنان از تابآوری مناسبی برخوردار است. بازار کار در حال حمایت از سطح درآمد خانوارها است. شتاب فعالیتها در بخش ساختوساز در حال افزایش است. رشد اقتصادی عمدتاً توسط بخش خدمات، بهویژه حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، هدایت میشود. فضای نامطمئن اقتصادی میتواند بر سطح تقاضا در منطقه یورو فشار وارد کند. شاخصهای پیشنگر و نظرسنجیها از تداوم روند تعدیل و کاهش تدریجی هزینههای نیروی کار حکایت دارند. نشانههای تورم پایه در ماههای اخیر تغییر محسوسی نداشتهاند. فضای تجاری بهدلیل تعرفهها و تقویت ارزش یورو، همچنان چالشبرانگیز باقی مانده است.
بانک مرکزی اروپا در نشست فوریه ۲۰۲۶، مطابق با انتظارات بازار، نرخ سپرده را در سطح ۲.۰۰ درصد بدون تغییر حفظ کرد. نرخ بازتأمین مالی اصلی در ۲.۱۵ درصد و نرخ وامدهی نهایی نیز در ۲.۴۰ درصد ثابت ماند. اقتصاد منطقه یورو در عین مواجهه با محیطی جهانی چالشبرانگیز، همچنان مقاوم ارزیابی شده است. نرخ بیکاری پایین، ترازنامههای نسبتاً قوی بخش خصوصی، آغاز تدریجی هزینههای دولتی در حوزه دفاع و زیرساخت و همچنین اثرات حمایتی کاهشهای قبلی نرخ بهره، از رشد اقتصادی پشتیبانی میکنند. با این حال، چشمانداز اقتصاد همچنان با عدم قطعیت همراه است؛ بهویژه به دلیل ابهامات سیاستهای تجاری جهانی و تداوم تنشهای ژئوپلیتیک. شورای حکام بار دیگر تأکید کرد که متعهد به تثبیت تورم در سطح هدف ۲ درصدی در افق میانمدت است. سیاست پولی بانک مرکزی اروپا همچنان بر مبنای رویکرد «وابسته به دادهها» و «تصمیمگیری جلسهبهجلسه» تعیین خواهد شد. تصمیمات مربوط به نرخ بهره بر اساس ارزیابی چشمانداز تورم، ریسکهای پیرامونی، دادههای اقتصادی و مالی ورودی، پویایی تورم بنیادی و قدرت انتقال سیاست پولی اتخاذ میشود. بانک مرکزی اروپا اعلام کرد که هیچگونه تعهدی به مسیر مشخص و از پیشتعیینشده برای نرخ بهره ندارد. بیانیه نشست بدون تغییر نسبت به مواضع پیشین منتشر شد و بازارها واکنش قابلتوجهی نشان ندادند؛ موضوعی که با توجه به قیمتگذاری قبلی بازار، قابل انتظار بود. جمعبندی نهایی: بانک مرکزی اروپا با تثبیت نرخهای بهره و تکرار پیام احتیاطی خود، ترجیح داد در شرایط عدم قطعیتهای ژئوپلیتیک و تجاری، در حالت «صبر و ارزیابی دادهها» باقی بماند؛ مسیری که نشان میدهد سیاستگذار پولی فعلاً تمایلی به تغییر جهت سیاستی در سال جاری ندارد.