طبق گزارش والاستریت ژورنال، معاملهگران خرد آمریکایی برای اولین بار از سال ۲۰۱۸ میتوانند در فروش توکنها شرکت کنند.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
طبق گزارش والاستریت ژورنال، معاملهگران خرد آمریکایی برای اولین بار از سال ۲۰۱۸ میتوانند در فروش توکنها شرکت کنند.
بیتکوین پس از افت به زیر سطوح کلیدی قیمت تمامشده، در نزدیکی مرز ۱۰۰ هزار دلار تثبیت شده است که نشانهای از کاهش تقاضا و فروش از سوی هولدرهای بلندمدت است. در حالیکه صندوقهای ETF همچنان با خروج سرمایه روبهرو هستند و معاملهگران بازار آپشن در وضعیت تدافعی باقی ماندهاند، بازار در موقعیتی شکننده قرار دارد. محتاط در حالت فروش بیش از حد (oversold)است اما هنوز وارد فاز تسلیم کامل نشده است. خلاصه بیتکوین با افت به زیر قیمت تمام شدهی هولدرهای کوتاهمدت» (حدود ۱۱۲,۵۰۰ دلار)، نشانهای از کاهش تقاضا و پایان فاز صعودی قبلی خود نشان داد. قیمت حالا نزدیک محدوده ۱۰۰ هزار دلار در حال تثبیت است. حدود ۲۱٪ پایینتر از سقف تاریخی (ATH). حدود ۷۱٪ از موجودی هنوز در سود قرار دارد، که با اصلاحهای میانی چرخه سازگار است. شاخص «زیان تحققنیافته نسبی» (Relative Unrealized Loss) در سطح ۳.۱٪ قرار دارد، که بیشتر نشانهی یک فاز خرسی ملایم است تا تسلیم گستردهی بازار (Capitulation). از ماه جولای تاکنون موجودی هولدرهای بلندمدت (LTHs) حدود ۳۰۰ هزار بیتکوین کاهش یافته که نشانهای از ادامهی فاز توزیع، حتی با وجود افت قیمت است. برخلاف مراحل قبلی چرخه، این بار فروش در حین ریزش قیمتها اتفاق افتاده، نه در زمان رشدها. در همین حین ETFهای اسپات آمریکا شاهد خروج مستمر سرمایه بودهاند (روزانه بین ۱۵۰ تا ۷۰۰ میلیون دلار خروج). دادههای CVD در صرافیهای بزرگ نیز فشار فروش مداوم و کاهش تقاضای اختیاری را تأیید میکنند. در بازار پرپچوال از حدود ۳۳۸ میلیون دلار در ماه آوریل به ۱۱۸ میلیون دلار کاهش یافته، یعنی معاملهگران از پوزیشنهای لانگ اهرمی فاصله گرفتهاند. در بازار آپشن افزایش تقاضای Put و پریمیومهای بالاتر در سطح قیمتی ۱۰۰ هزار دلار نشان میدهد معاملهگران هنوز در حال پوشش ریسک هستند، نه خرید در کف. نوسان ضمنی کوتاهمدت (Implied Volatility) همچنان نسبت به حرکات قیمت حساس است، اما بعد از جهش ماه اکتبر، نشانههایی از ثبات دارد. در مجموع بازار در وضعیتی شکننده و محتاط قرار دارد. تقاضای ضعیف، زیانهای کنترلشده، و احتیاط بالا. برای آغاز یک فاز صعودی پایدار، نیاز به بازگشت جریان ورودی سرمایه و تثبیت دوباره سطح ۱۱۲ تا ۱۱۳ هزار دلار بهعنوان حمایت است. تحلیل آنچین در ادامهی گزارش هفتهی گذشته با عنوان فقدان اطمینان، بیتکوین پس از چند تلاش ناموفق برای بازپسگیری قیمت تمام شدهی هولدرهای کوتاهمدت، سرانجام به زیر مرز ۱۰۰ هزار دلار سقوط کرد. این شکست سطح کلیدی، تأییدی بر کاهش شتاب تقاضا و تداوم فشار فروش از سوی هولدرهای بلندمدت است که نشانهای روشن از فاصله گرفتن بازار از فاز صعودی است. در این نسخه با استفاده از مدلهای قیمتی آنچین و شاخصهای رفتار سرمایه گذاران، ضعف ساختاری بازار را بررسی میکنیم؛ سپس به سراغ دادههای بازار اسپات، پرپچوال و آپشن میرویم تا سنتیمنت بازار وپوزیشنهای معاملهگران برای هفتهی پیشرو را ارزیابی کنیم. بررسی کف حمایتی از زمان ریست بازار در تاریخ ۱۰ اکتبر، بیتکوین نتوانسته بالای قیمت تمام شدهی هولدرهای کوتاهمدت باقی بماند و در نتیجه، شاهد ریزشی شارپ تا حوالی ۱۰۰ هزار دلار بودهایم، یعنی حدود ۱۱٪ پایینتر از سطح کلیدی ۱۱۲,۵۰۰ دلار. فاصلهی قیمتی در این عمق نسبت به قیمت تمام شده، معمولاً احتمال ادامهی افت را افزایش داده و قیمت را به سمت حمایتهای ساختاری پایینتر میکشاند؛ از جمله میانگین قیمت خرید فعالان بازار «Active Investors’ Realized Price» که هماکنون در محدودهی ۸۸,۵۰۰ دلار قرار دارد. این شاخص بهصورت پویا میانگین بهای تمامشدهی کوینهای در گردش فعال بهجز کوینهای راکد را دنبال میکند و در چرخههای قبلی معمولاً بهعنوان نقطهی مرجع اصلی در فازهای اصلاحی طولانیمدت عمل کرده است. بیتکوین در دوراهی در ادامهی این تحلیل باید گفت که اصلاح اخیر، الگویی شبیه دورههای ژوئن ۲۰۲۴ و فوریه ۲۰۲۵ ایجاد کرده است .دورههایی که بیتکوین در مرز میان فاز صعودی و اصلاح عمیقتر قرار داشت. در محدودهی ۱۰۰ هزار دلار، حدود ۷۱٪ از موجودی در سود باقی مانده است؛ سطحی که بازار را در آستانهی پایین محدودهی تعادلی معمول ۷۰٪ تا ۹۰٪ قرار میدهد که معمولاً در مرحلهی تثبیت در میانهی چرخههای بازار مشاهده میشود. این مرحله اغلب با رالیهای کوتاهمدت بازگشتی به سمت قیمت تمامشدهی هولدرهای کوتاهمدت همراه است، اما رشد پایدار معمولاً نیازمند تثبیت طولانیتر و ورود مجدد جریان تقاضا است. در مقابل اگر ضعف بیشتر باعث شود بخش بزرگتری از موجودی وارد زیان شود، بازار در معرض گذار از روند نزولی ملایم فعلی به فاز نزولی عمیقتر قرار میگیرد، فازی که معمولاً با مرحلهی تسلیم بازار و فروش گسترده و در ادامه، با جمعآوری مجدد سرمایه توسط هولدرها مشخص میشود. زیانها فعلا مهار شدهاند برای درک بهتر شدت افت فعلی، بررسی شاخص زیان تحققنیافته نسبی (Relative Unrealized Loss) مفید است. این شاخص مقدار کل زیانهای تحققنیافته (برحسب دلار) را نسبت به ارزش بازار اندازهگیری میکند. برخلاف بازار نزولی ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ که این شاخص به سطوح بسیار بالا رسیده بود، مقدار فعلی آن در حدود ۳.۱٪ است؛ سطحی که نشاندهندهی فشار ملایم در بازار است و بیشتر شبیه اصلاحهای میانهی چرخه در سهماهه سوم و چهارم ۲۰۲۴ و سهماهه دوم ۲۰۲۵ است. دورههایی که همگی زیر آستانهی ۵٪ باقی مانده بودند. تا زمانی که زیانهای تحققنیافته در همین محدوده باقی بمانند، بازار را میتوان در فاز نزولی ملایمی دانست — مرحلهای که با رفتار کنترلشدهی قیمت و اصلاح تدریجی بازارهمراه است، نه وحشت یا فروش هیجانی. اما اگر افت عمیقتر باعث شود این نسبت از ۱۰٪ فراتر رود، احتمالاً فاز فروش گسترده آغاز خواهد شد و بازار وارد یک دورهی نزولی شدیدتر میشود. فشار فروش مداوم از سوی هولدرهای بلندمدت با وجود شدت نسبتاً محدود زیانها و افت ۲۱ درصدی از سقف تاریخی ۱۲۶ هزار دلار، بازار همچنان زیر فشار فروش آرام اما پیوسته از سوی هولدرهای بلندمدت (LTHها) قرار دارد. این روند از جولای ۲۰۲۵ آغاز شده و حتی در حالی ادامه یافت که بیتکوین در اوایل اکتبر به سقف جدیدی رسید، حرکتی که بسیاری را غافلگیر کرد. در این بازه، موجودی هولدرهای بلندمدت حدود ۳۰۰ هزار بیتکوین کاهش یافته (از ۱۴.۷ میلیون به ۱۴.۴ میلیون BTC). برخلاف موجهای توزیع پیشین در اوایل چرخه، زمانی که هولدرهای بلندمدت در سقف قیمتها دست به فروش میزدند، این بار در شرایط ضعف بازار در حال فروشاند. به بیان ساده، آنها کوینهای خود را در حالی میفروشند که قیمت در محدودهای خنثی نوسان میکند و به تدریج پایینتر میرود. این تغییر رفتاری نشانهای از خستگی عمیقتر و کاهش اعتماد میان سرمایهگذاران باتجربه است. وقتی هولدرهای قدیمی بیصدا بازار رو خالی میکنند برای درک بهتر روند فروش بلندمدتی که در حال وقوع است، باید دانست که تغییرات در موجودی هولدرهای بلندمدت (LTHها) حاصل دو نیروی اصلی است: ۱.کوینهایی که از کیف پولها خارج شدهاند ۲.کوینهایی که عمرشان از حدود ۱۵۵ روز میگذرد و به جمع هولدرهای بلندمدت اضافه میشوند. از جولای ۲۰۲۵ تاکنون، سرعت خرج شدن کوینها از سرعت بلوغ آنها پیشی گرفته است. همین اختلاف، نوعی توزیع خاموش در زیر سطح بازار ایجاد کرده است. فروشی که به چشم نمیآید اما بهطور مداوم ادامه دارد. بر اساس دادهها، هولدرهای بلندمدت در این دوره حدود ۲.۴ میلیون بیتکوین را جابهجا کردهاند، اما ورود کوینهای تازه بخش زیادی از این خروج را جبران کرده است؛ در نتیجه موجودی خالص هولدرهای بلندمدت در مجموع تنها حدود ۳۰۰ هزار بیتکوین کاهش یافته است. اگر اثر بلوغ را کنار بگذاریم، این حجم از خرج شدن معادل حدود ۱۲٪ از کل عرضه در گردش است (۲.۴M / ۱۹.۴M) . رقمی چشمگیر که توضیح میدهد چرا فشار فروش مداوم همچنان احساس میشود، حتی در حالی که قیمت بیتکوین ظاهراً در سطحی باثبات باقی مانده است. دیدگاهها آفچین کاهش قدرت خریداران نهادی در دو هفتهی گذشته صندوقهای ETF اسپات بیتکوین در آمریکا با کاهش محسوس تقاضا روبهرو شدهاند؛ بهطوریکه خروج سرمایهی روزانه بین ۱۵۰ تا ۷۰۰ میلیون دلار ثبت شده است. این روند در تضاد کامل با موج ورود سرمایهای است که در سپتامبر و اوایل اکتبر مشاهده شد و در آن زمان نقش مهمی در حفظ ثبات قیمتی ایفا میکرد. این خروجها نشان میدهد جریان سرمایهگذاری نهادی در حال تعدیل است؛ سودگیری و کاهش تمایل برای ایجاد پوزیشنهای جدید باعث افت فشار خرید کلی در ETFها شده. این کاهش فعالیت با ضعف اخیر قیمتها همراستا بوده و بیانگر افت اعتماد خریداران پس از چند ماه انباشت مستمر است. بازار اسپات زیر فشار فعالیت بازار اسپات طی ماه گذشته ضعیفتر شده و شاخص CVD (تغییر در صرافیهای بزرگ روندی نزولی دارد. هم در بایننس و هم در مجموع بازارها، CVD منفی شده (بهترتیب ۸۲۲– و ۹۱۷– بیتکوین) که نشاندهندهی فشار فروش مداوم و نبود تقاضا در سمت خرید است. تنها کوینبیس با رقم مثبت ۱۷۰ بیتکوین کمی متعادلتر عمل کرده، هرچند نشانهای از جذب قوی خرید در آن دیده نمیشود. این افت در تقاضای اسپات همراستا با کاهش ورود سرمایه به ETFهاست و از کاهش اعتماد سرمایهگذاران خرد و نهادی حکایت دارد. بازار فعلاً سرد و محتاط مانده؛ هر رشد قیمتی هم بهسرعت با سیو سود معاملهگران مواجه میشود. اشتیاق برای ریسک فروکش کرد در بازار مشتقات، نرخ سود خالص معاملات فیوچرز که نشاندهندهی بهرهای است که تریدرهای لانگ برای حفظ پوزیشن خود میپردازند، بهشدت کاهش یافته؛ از ۳۳۸ میلیون دلار در ماه آوریل اکنون به حدود ۱۱۸ میلیون دلار در ماه رسیده است. این افت قابلتوجه نشاندهندهی خروج گسترده سرمایهگذاران از معاملات سفتهبازانه و کاهش میل به ریسک در بازار است. پس از دورهای طولانی از نرخهای مثبت و بالا در نیمهی سال، افت پیوستهی این شاخص نشان میدهد تریدرها بهجای اهرمگیری در جهت لانگ، در حال کاهش ریسک و اتخاذ پوزیشنهای خنثیتر هستند. این تغییر رفتار همراستا با کاهش تقاضای اسپات و خروج سرمایه از ETFها است و نشان میدهد بازار فیوچرز نیز از فاز خوشبینی شدید به وضعیت محتاط و محافظهکارانه رسیده است. هیچکس هنوز دنبال کف بازار نیست در حالیکه بیتکوین در محدودهی ۱۰۰ هزار دلاری در نوسان است، دادههای بازار آپشن نشان میدهد که تقاضا برای «پوتها» همچنان بالاست، امری که چندان هم عجیب نیست. معاملهگران بهجای خرید در کف، حاضرند پریمیومهای بالایی برای پوشش ریسک نزولی پرداخت کنند. گران شدن پوتها در چنین سطح حمایتی، نشان میدهد که تمرکز بازار همچنان بر محافظت از سرمایه است، نه انباشت بیشتر دارایی. به بیان سادهتر بازار هنوز در وضعیت پوشش ریسک قرار دارد، نه خرید در کف. افزایش دوباره پرمیوم ریسک پرمیوم ریسک نوسان یکماهه پس از ده روز متوالی در محدوده منفی، بار دیگر مثبت شده است. همانطور که انتظار میرفت، این شاخص به میانگین خود بازگشته و نوسان ضمنی (Implied Volatility) پس از فشار سنگین بر فروشندگان گاما، دوباره با قیمتهای بالاتر بازتنظیم شده است. این تغییر نشان میدهد بازار همچنان در وضعیت احتیاط است؛ جایی که معاملهگران حاضرند برای پوشش ریسک، پرمیوم بالاتری بپردازند و در مقابل، بازارسازها در سمت مخالف این معاملات قرار میگیرند. نکتهی قابل توجه این است که نوسان ضمنی همزمان با سقوط بیتکوین به محدودهی ۱۰۰ هزار دلاری، افزایش یافته است که همراستا با بازگشت تقاضا برای پوزیشن های ریسکگریزاست. نوسان در کمین افت قیمت نوسان ضمنی کوتاهمدت همچنان رابطهای معکوس و نزدیک با حرکت قیمت دارد. با شدت گرفتن فروش بیتکوین، نوسان ضمنی بهطور چشمگیری جهش کرد و پیش از آنکه با شکلگیری حمایت در محدودهی ۱۰۰ هزار دلار حدود ۱۰ واحد کاهش، یابد نوسان ضمنی یکهفتهای (1W IV) تا سطح ۵۴٪ بالا رفت. در سررسیدهای بلندمدتتر نیز نوسان افزایش یافت. نوسان یکماهه حدود ۴ واحد و نوسان ششماهه حدود ۱.۵ واحد بالاتر از سطوح پیش از اصلاح در نزدیکی ۱۱۰ هزار دلار قرار گرفت. این الگو همان رفتار کلاسیک بازار در زمانهای هراس و نوسان را نشان میدهد، جایی که افت سریع قیمت باعث جهش مقطعی نوسان کوتاهمدت میشود. پوشش ریسک فعال در ۱۰۰ هزار دلار بررسی پرمیوم پوت با قیمت اعمال ۱۰۰ هزار دلار، تصویر بهتری از سنتیمنت فعلی بازار ارائه میدهد. در دو هفته گذشته، پرمیوم خالص پوت بهطور تدریجی افزایش یافته و دیروز همزمان با نگرانیها از احتمال پایان چرخه صعودی، بهطور چشمگیری جهش کرد. این پرمیوم حتی با تثبیت بیتکوین در محدوده حمایت، همچنان در سطوح بالایی معامله میشود. این روند نشان میدهد که پوشش ریسک هنوز فعال است و معاملهگران همچنان محافظهکارانه عمل میکنند و ترجیح میدهند از ریسک مجدد صرفنظر کنند و در عوض روی محافظت تمرکز کنند. جریان بازار همچنان محتاط باقی مانده دادههای جریان معاملات طی هفت روز گذشته نشان میدهد که فعالیت معاملهگران عمدتاً با پوزیشن های دلتا منفی هدایت شده است، عمدتاً از طریق خرید پوت و فروش کال. در ۲۴ ساعت گذشته هم هیچ نشانه روشنی از شکلگیری کف بازار دیده نمیشود. بازارسازها همچنان در حالت گاما لانگ هستند و ریسک قابلتوجهی از سوی معاملهگران کوتاهمدت را به خود جذب کردهاند و احتمالاً از نوسانات قیمت در هر دو جهت کسب درآمد میکنند. این وضعیت باعث شده نوسانات بالا اما کنترلشده باقی بماند و لحن بازار همچنان محتاطانه باشد. به طور کلی،در شرایط فعلی معامله گران ترجیح میدهد محافظهکار باقی بمانند تا اینکه وارد ریسکهای پرخطر شوند و نیز هیچ محرک روشنی برای صعود کوتاهمدت مشاهده نمیشود. با این حال، از آنجا که محافظت در برابر ریسک نزولی همچنان گران است، برخی معاملهگران ممکن است به زودی شروع به کاهش این پرمیوم و جستجوی فرصتهای ارزشمند کنند. جمعبندی شکست بیتکوین زیر قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت (۱۱۲.۵ هزار دلار) و تثبیت بعدی در سطح ۱۰۰ هزار دلار، نشانهای از تغییر ساختاری مهم در بازار است. تا اینجا این اصلاح شباهت زیادی به اصلاحات چرخه قبلی دارد؛ حدود ۷۱٪ از موجودی همچنان در سود قرار دارد و زیان تحققنیافته نسبی تنها ۳.۱٪ است (<۵٪)، که نشاندهنده یک فاز خفیف نزولی است و نه تسلیم گسترده. با این حال، توزیع مداوم هولدرهای بلندمدت از جولای و خروج سرمایه از ETF، کاهش اطمینان در هر دو جبهه خرد و نهادی را برجسته میکند. قیمت تحققیافته سرمایهگذاران فعال (۸۸.۵ هزار دلار) همچنان بهعنوان مرجع مهم حمایتی در صورت ادامه فروش عمل میکند، در حالی که بازپسگیری قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت، نشانه تقاضای تازه و قدرت خرید مجدد خواهد بود. در همین حال، نرخ سود خالص معاملات پرپچوال و تمایل CVD هر دو به عقبنشینی از اهرمهای سفتهبازی و کاهش مشارکت در بازار اسپات اشاره دارند و محیط ریسکگریز را تقویت میکنند. در بازار آپشن، تقاضای بالا برای پوتها، افزایش پرمیومها در سطح ۱۰۰ هزار دلار و بازگشت ملایم نوسان ضمنی، همگی لحن محتاطانه و دفاعی بازار را تأیید میکنند. معاملهگران همچنان پوشش ریسک را بر جمعآوری ترجیح میدهند و تمایلی به اعلام کف بازار ندارند. در مجموع بازار در تعادل شکنندهای قرار دارد؛ بیش از حد فروخته شده اما دچار وحشت نیست، محتاط اما از نظر ساختاری سالم است. حرکت جهتدار بعدی احتمالاً وابسته به این خواهد بود که آیا تقاضای تازه میتواند توزیع هولدرهای بلندمدت را جذب کرده و محدوده ۱۱۲–۱۱۳ هزار دلار را به عنوان حمایت محکم بازپس گیرد، یا فروشندگان کنترل را حفظ کرده و روند نزولی فعلی را ادامه دهند.
نگاهی به نحوهی تکامل اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن، و سولانا برای پاسخ به افزایش تقاضا در شبکهها خلاصه اتریوم بهطور پیوسته در حال افزایش ظرفیت در شبکه اصلی (Mainnet) و لایه دوم (Layer-2 Rollups) است. از مشکلات ازدحام اولیه در NFT و دیفای گرفته تا نوسانات اخیر بازار، افزایش محدودیت گس (Gas Limit) و ارتقاهایی مانند Dencun و Pectra ظرفیت شبکه را گسترش دادهاند، در حالی که تراکنشهای Blob هزینههای داده را بهشدت کاهش دادهاند. لایه دومها (Layer-2s) به توزیع تقاضای فزاینده اتریوم و افزایش کارایی تراکنشها کمک میکنند. رویدادهایی مانند افزایش Blobscriptions در آوریل ۲۰۲۴ و نقدینگیهای اکتبر ۲۰۲۵ نشاندهندهی تابآوری آنها در شرایط پرفشار و در عین حال وابستگی مستمر به ظرفیت شبکه اصلی است. سولانا با طراحی پرظرفیت خود، ازدحام تراکنشها را بهصورت داخلی مدیریت میکند و نیازی به لایههای مقیاسبندی خارجی ندارد. در جریان عرضه توکن TRUMP در ژانویه ۲۰۲۵، میانگین کارمزدها به ۰.۳۷ دلار رسید در حالی که میانگین کارمزدها کمتر از ۰.۰۰۳ دلار باقی ماند، که نشان میدهد چگونه کارمزدهای درون ساختاری، ازدحام شبکه را بدون افزایش هزینه در سراسر شبکه کنترل میکنند. شبکههای جدیدی نیز در فضای توازن بلاکچین ظهور کردهاند که برای کاربردهای خاص بهینهسازی شدهاند و با رشد حجم و تنوع تقاضا، جایگاه خود را تثبیت میکنند. مقدمه دورههایی که فعالیت آنچین یا ازدحام شبکه افزایش مییابد، درست مانند ترافیک ساعت شلوغی که جادههای یک شهر را به چالش میکشد، اهمیت افزایش ظرفیت و مقیاسپذیری را در فرآیند بلوغ بلاکچینها برای پذیرش گسترده نشان میدهد. عرضه توکنها، ایردراپها و نوسانات بازار همگی میتوانند باعث افزایش ناگهانی تقاضا فراتر از ظرفیت شبکه شوند، کارمزدها را بالا ببرند و محدودیتهای زیرساختها را آشکار کنند. از گسترش ظرفیت شبکه اصلی و مقیاسبندی لایه دوم اتریوم گرفته تا رویکرد یکپارچه و پرظرفیت سولانا، بلاکچینها بهطور پیوسته در حال پختگی برای پاسخ به افزایش فعالیتها هستند. رویدادهای ازدحام شبکه در گذشته، بهعنوان آزمونهای فشار ارزشمند عمل کرده و نشان دادهاند که شبکهها چگونه تکامل یافتهاند و چه چالشهایی هنوز در مسیر پذیرش گسترده باقی مانده است. در این شماره از گزارش وضعیت شبکه، بررسی میکنیم که مقیاسپذیری چگونه در اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن و سولانا شکل میگیرد. با نگاه به فعالیت تراکنشها، دینامیک کارمزدها و ظرفیت شبکه، ارزیابی میکنیم که شبکهها چگونه خود را با افزایش تقاضا تطبیق میدهند و این موضوع چه پیامدهایی برای مرحله بعدی رشد آنچین دارد. شبکهی اصلی اتریوم لایه ۱ سفر مقیاسبندی اتریوم نشاندهندهی چالش افزایش توان پردازش تراکنشها و سرعت شبکه برای پذیرش گسترده است، بدون آنکه تمرکززدایی یا امنیت قربانی شود؛ تعادلی که همچنان مرکز اصلی برنامهي اتریوم (roadmap) باقی مانده است. در سالهای اولیه، کاربران با چندین مورد مواجه شدند که ظرفیت محدود شبکه همراه با افزایش ناگهانی تقاضا، باعث افزایش هزینه استفاده از شبکه شد و نیاز به راهکارهای مقیاسبندی را برجسته کرد. ظرفیت اتریوم با محدودیت گس در هر بلاک (Block Gas Limit) تعریف میشود؛ این محدودیت مشخص میکند چه میزان محاسبات میتواند در هر بلاک جای بگیرد. هر تراکنش بر اساس پیچیدگی خود گس مصرف میکند و کاربران کارمزدها را به واحد ETH (با واحد Gwei) پرداخت میکنند تا تراکنشهایشان پردازش شود. وقتی تقاضا برای قرارگیری تراکنشها بیشتر از فضای موجود در بلاک باشد، شبکه کارمزد گس را افزایش میدهد تا رقابت برای ظرفیت محدود را منعکس کند. نمودار زیر نوسانات قیمت گس اتریوم در چهار رویداد مهم ازدحام شبکه را نشان میدهد، که هر کدام تحول دینامیک قیمتگذاری در حین مقیاسبندی شبکه را به تصویر میکشند: رویدادهای کلیدی ترافیک شبکه در اکو سیستم اتریوم ۲۰۱۸ ، عرضه بازی CryptoKitties: یکی از نخستین شوکهای ازدحام در شبکه اتریوم، زمانی رخ داد که یک بازی NFT تقریباً بیشتر فضای بلاکها را اشغال کرد. در آن دوره، کارمزد گس از ۴۵۰ Gwei (حدود ۵۹۶ دلار) فراتر رفت، زیرا کاربران برای وارد شدن تراکنشهایشان در بلاکها با یکدیگر رقابت میکردند. در آن زمان، کارمزدها از طریق حراج باز تعیین میشد، به این معنا که برنامههای محبوب میتوانستند هنگام افزایش تقاضا، عملاً سایر تراکنشها را از شبکه بیرون برانند. ۲۰۲۱، رونق DeFi و NFT: رشد انفجاری در حوزههای دیفای و NFT باعث شد کارمزدها از ۲۰۰۰ Gwei فراتر بروند و محدودیتهای بازار کارمزد اتریوم در مواجهه با قراردادهای هوشمند پیچیدهتر نمایان شود. این مسئله منجر به معرفی EIP-1559 شد؛ طرحی که سیستم حراج را با کارمزد پایهی پویا جایگزین کرد. کارمزدی که با توجه به سطح تقاضا تنظیم میشود و بخشی از هزینه تراکنشها را میسوزاند تا ساختار قیمتگذاری قابل پیشبینیتر شود. ۲۰۲۲ ، عرضه زمین متاورس Otherside از Yuga Labs: با وجود اجرای EIP-1559، عرضهی زمین مجازی Otherside در متاورس باعث شد کارمزد گس برای مدتی کوتاه از ۸۰۰۰ Gwei عبور کند که بالاترین رقم ثبتشده تا آن زمان بود. این رویداد نشان داد که اصلاحات بازار کارمزد بهتنهایی نمیتواند جهشهای شدید تقاضا را کنترل کند. در نتیجه، توسعهی رولآپهای لایه دوم (Layer-2 Rollups) و زنجیرههای اختصاصی برنامه (App-Specific Chains) برای کاهش فشار از روی شبکه اصلی، شتاب گرفت. ۲۰۲۵ ، نقدینگیهای اکتبر و عرضه توکن WLFI: در رویدادهای اخیر، مانند عرضه توکن WLFI و موج نقدینگی در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، افزایش کارمزدها بسیار محدودتر بود. کارمزدها بهندرت از ۱۰۰۰ Gwei فراتر رفتند و بهسرعت به حالت عادی بازگشتند که نشانهای از تأثیر شبکههای لایه دوم و افزایش تدریجی ظرفیت لایه اول است. مجموعهی این رویدادها نشاندهندهی پیشرفت اتریوم در مسیر مقیاسپذیری است. EIP-1559 موجب کارایی بیشتر در بازار کارمزدها شد، در حالی که رولآپهای لایه دوم اکنون بخش بزرگی از فعالیتهایی را که پیشتر تنها در شبکه اصلی انجام میشد، به عهده دارند. همزمان، افزایش تدریجی محدودیت گس بلاکها باعث شده حجم محاسبات قابل انجام در هر بلاک افزایش یابد که چیزی شبیه به گسترش ظرفیت پردازشی اتریوم است. در سال ۲۰۲۵، تعداد تراکنشهای روزانه اتریوم از ۱.۸ میلیون عبور کرده و میانگین کارمزد تراکنشها به پایینترین سطح چند سال اخیر رسیده است. همانطور که در نمودار زیر دیده میشود، محدودیت گس بهتازگی به ۴۵ میلیون افزایش یافته و برنامههایی برای رسیدن به ۱۰۰ میلیون و حتی بیشتر وجود دارد تا از حجم بالاتر تراکنشها در آینده پشتیبانی شود. شبکههای لایهدوم L2 خطوط سریع مقیاسپذیری : شبکههای لایهدوم با افزودن خطوط عبور سریعتر به ظرفیت اتریوم، توان پردازش شبکه را افزایش میدهند و ضمن جذب تقاضای روبهرشد، هزینهی کارمزدها را پایین نگه میدارند. شبکههایی مانند Base و Optimism در ماههای اخیر شاهد رشد چشمگیری در فعالیت بودهاند، چراکه تراکنشها را بهصورت مقرونبهصرفه پردازش کرده و سپس آنها را بهصورت دستهای روی شبکه اصلی اتریوم نهایی میکنند. کارمزد تراکنشها در لایهدومها را میتوان نوعی درآمد شبکه در نظر گرفت، درآمدی که از تقاضای کاربران برای انجام تراکنش بهدست میآید. این کارمزدها شامل کارمزد پایه (base fee) و کارمزد اولویت (priority fee) هستند که کاربران میپردازند. در مقابل، کارمزد blob هزینهای است که رولآپها برای ثبت دادههای تراکنش خود در شبکه اصلی اتریوم پرداخت میکنند. نمودار زیر کارمزد کل تراکنشها (آبی) و میانگین کارمزد هر تراکنش (قرمز) را در شبکهی لایهدوم Coinbase، یعنی Base، نشان میدهد و مشخص میکند که هزینهی کاربران و درآمد شبکه در دورههای ازدحام شبکه چگونه رفتار کرده است. آوریل ۲۰۲۴ Blobscriptions: کمی پس از ارتقای Dencun در شبکهی اتریوم، پدیدهای تازه به نام blobscription نوعی دادهنویسی شبیه NFT که در فضای blob ذخیره میشود، باعث انفجار فعالیت در شبکههای لایهدوم شد. در آن زمان، فضای blob هنوز محدود بود و همین موضوع موجب جهش کارمزدهای blob شد. در نتیجه میانگین کارمزد تراکنش در شبکهی Base به بیش از ۱٫۴ دلار رسید، زیرا کاربران برای ثبت تراکنشهای خود در بلاکها رقابت میکردند. اکتبر ۲۰۲۵ تسویههای اجباری بازار (Market Liquidations): در جریان نوسانات شدید بازار در تاریخ ۱۰ اکتبر، شبکهی Base در مجموع نزدیک به ۱.۸ میلیون دلار کارمزد تراکنش تولید کرد؛ زیرا حجم معاملات لیکوییدیشن بهشدت افزایش یافت. بااینحال میانگین هزینهی تراکنشها زیر ۰٫۲۰ دلار باقی ماند. بهدلیل ارتقای Pectra در اوایل همان سال که ظرفیت blob را دو برابر کرد، کارمزدهای blob پایین ماند و شبکه توانست حجم بالای تراکنشها را بدون افزایش هزینهی کاربران پردازش کند. فضای بلاب(Blobspace) که با EIP-4844 در بهروزرسانی Dencun معرفی شد و در Pectra گسترش یافت، اکنون به بخش مرکزی راهبرد مقیاسپذیری اتریوم تبدیل شده است. همانطور که در نمودار بالا دیده میشود، تعداد بلابهای ثبتشده در هر بلاک همزمان با افزایش ظرفیت شبکه رشد کرده و اکنون به هدف جدید شش بلاب در هر بلاک نزدیک شده است. در همین حال، کارمزد بلابها تقریباً در سطح صفر باقی مانده و هزینه استفاده از شبکه را برای لایهدومها و کاربران نهایی به حداقل رسانده است. افزایشهای موقتی در کارمزد بلاب، مانند آنچه در آوریل ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ مشاهده شد، درست پس از معرفی این قابلیت زمانی رخ داد که تقاضا از ظرفیت اولیه فراتر رفت اما با ارتقاهای بعدی، از جمله Pectra و بهروزرسانی پیشرو به نام Fusaka، ثبات قیمتگذاری بلابها برقرار شد و لایه دادهای انعطافپذیرتری برای رشد مداوم لایهدومها شکل گرفت. سولانا؛ موتور پرقدرت تراکنشهای آنچین سولانا برای کارایی بالا و هزینه بسیار پایین تراکنشها بهینهسازی شده و رویکردی متفاوت نسبت به مقیاسپذیری بلاکچین اتخاذ کرده است. برخلاف اتریوم که بخشی از پردازش را به لایههای بیرونی میسپارد، سولانا همه فرایندها از اجرا و اجماع تا تسویه را در یک زنجیره واحد انجام میدهد. این طراحی، توان عملیاتی شبکه را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد، هرچند نیاز به سختافزار قدرتمندتر برای اعتبارسنجها را نیز بالا میبرد. نمودار زیر فعالیت تراکنشهای کاربری سولانا (آبی) را در کنار کارمزد تراکنشها و انعامهای خارج از پروتکل MEV tips (زرد و بنفش) نشان میدهد. ترکیب این دادهها بیانگر آن است که چگونه تقاضای تراکنش و درآمد شبکه در گذر زمان و همزمان با تغییر رفتار کاربران و شرایط بازار تحول یافته است. افزایش تب میمکوینها و عرضهی توکن TRUMP در اواخر سال ۲۰۲۴، شبکهی سولانا شاهد انفجار معاملاتی در حوزهی میمکوینها بود؛ روندی که در نهایت با عرضهی توکن TRUMP در ژانویهی ۲۰۲۵ به اوج خود رسید. در این دوره، تراکنشهای کاربری به بالاترین سطح تاریخی خود رسیدند، چراکه کاربران برای دسترسی به فضای بلاک با یکدیگر رقابت میکردند. در این بازه: کل کارمزد شبکه به حدود ۳۰.۶ میلیون دلار افزایش یافت، و کارمزدهای اولویتدار (Priority Fees) حدود ۹۸٪ از مجموع کارمزدها را تشکیل میدادند، زیرا کاربران برای ثبت سریعتر تراکنشهای خود در بلاکها پیشنهاد قیمت میدادند. انعامهای MEV خارج از پروتکل پرداختهایی خارج از زنجیره برای تشویق اعتبارسنجها به گنجاندن تراکنشها نیز جهشی چشمگیر داشت و به ۲۱.۵ میلیون دلار رسید. میانگین کارمزد تراکنشها حدود ۸۲۵٪ افزایش یافت و به ۰.۳۷ دلار رسید، در حالیکه میانگین کارمزدها همچنان زیر ۰.۰۰۳ دلار باقی ماند. این آمار نشان میدهد که با وجود رشد شدید تقاضا، طراحی درون ساختاری بازار کارمزدها در سولانا توانست از افزایش هزینهها در کل شبکه جلوگیری کند. طراحی کارمزد درون ساختاری سولانا این وضعیت طراحی بازار کارمزد درون ساختاری در سولانا را نشان میدهد؛ جایی که تراکم شبکه در یک نقطهی خاص باعث افزایش هزینه در سراسر شبکه نمیشود. هر تراکنش شامل یک کارمزد پایهی ثابت و یک کارمزد اولویتدار اختیاری است که بر اساس میزان واحدهای محاسباتی(Compute Units) درخواستی تعیین میشود. بنابراین کاربرانی که با برنامهها یا توکنهای پرتقاضا تعامل دارند ممکن است کارمزدهای بیشتری بپردازند، اما بیشتر کاربران همچنان میتوانند با هزینههای پایین در شبکه تراکنش انجام دهند. بهروزرسانیهای آینده مانند Alpenglow که هدفش کاهش زمان نهایی شدن تراکنشها به حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیثانیه است و Firedancer یک نرمافزار اعتبارسنج جدید با هدف افزایش توان پردازش و مقاومت شبکه، قرار است مسیر مقیاسپذیری یکپارچه سولانا را تقویت کنند. چشمانداز آینده مقیاسپذیری در حال تبدیل شدن به یکی از ستونهای کلیدی پذیرش گستردهی بلاکچین است. با رشد حجم و تنوع تقاضا برای فضای بلاک، شبکهها همچنان در حال یافتن توازن میان کارایی، تمرکززدایی و امنیتاند تا بتوانند دامنهی گستردهای از فعالیتها را پشتیبانی کنند، از تراکنشهای DeFi و معاملات پرسرعت گرفته تا پرداختهای مبتنی بر هوش مصنوعی، انتشار استیبلکوینها، داراییهای توکنایزشده و تسویههای نهادی. همانطور که بررسی ما نشان داد، چند سال اخیر با وجود تراکم در شبکه، پیشرفتهای قابلتوجهی را رقم زده است: اتریوم با افزایش ظرفیت بلابها در لایهدو و افزایش گس لیمیت در لایهیک، بهصورت تدریجی در حال گسترش است. سولانا با طراحی یکپارچه و درون ساختاری، مرزهای توان عملکردی زنجیرهی واحد را گسترش میدهد. هر دو رویکرد گرچه متفاوتاند، اما مسیرهایی مکمل در جهت بهبود کارایی فضای بلاک و کاهش هزینهی کاربران را ارائه میدهند. در عین حال، شبکههای جدیدی در حال ظهورند که در پی گسترش مرزهای این توازناند. زنجیرههایی مانند Hyperliquid، Tempo، Arc و Canton برای حوزههای خاصی همچون معاملات، پرداختها و امور مالی قانونگذاریشده بهینهسازی شدهاند، در حالی که پلتفرمهای عمومیتر مانند Monad و MegaETH با حفظ سازگاری با محیط EVM، به دنبال دستیابی به توان پردازشی بالاتر هستند. در مجموع این روندها آیندهای را ترسیم میکنند که در آن شبکهها به سمت تخصصیشدن بیشتر حرکت میکنند؛ هرکدام حول یک هدف و عملکرد مشخص شکل میگیرند، در حالی که تعادل میان چندپارگی شبکهها و قابلیت تعامل میان آنها همچنان در حال شکلگیری است.
بیتکوین فعلاً توانسته سطح روانی ۱۰۰٬۰۰۰ دلاری را حفظ کند، در حالی که خریداران در کف قیمت تلاش میکنند از افت بیشتر جلوگیری کنند. در حالی که فضای ریسک در بازارهای آسیایی در ساعات اولیه روز چهارشنبه تضعیف شده بود، اکنون با نزدیک شدن به معاملات اروپا، نشانههایی از بهبود نسبی دیده میشود. والاستریت روز گذشته با فروش سنگین در سهام فناوری مواجه شد، اما معاملات آتی S&P 500 امروز بخشی از افت را جبران کردهاند. بیتکوین نیز پس از افت کوتاهمدت به زیر ۱۰۰٬۰۰۰ دلار، دوباره به سطح کلیدی بازگشته است. این سطح پیشتر در ماه ژوئن نیز توسط خریداران حفظ شده بود، اما این بار قیمت از میانگینهای متحرک ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه عبور کرده که نشاندهنده تمایل نزولی بیشتر در بازار ارز دیجیتال است. در صورت شکست قطعی سطح ۱۰۰٬۰۰۰ دلار، احتمال فعال شدن توقفهای بیشتر وجود دارد که میتواند افت قیمت را تشدید کند. در کنار بازار سهام، رمزارزها نیز بهعنوان شاخصی مهم برای سنجش احساسات ریسکپذیری در بازارهای جهانی محسوب میشوند.
بیتکوین برای اولین بار از تاریخ ۲۳ ژوئن به زیر سطح ۱۰۰ هزار دلار سقوط کرد. آخرین باری که قیمت زیر این سطح معامله شده بود، در تاریخ ۲۳ ژوئن بود که به ۹۹,۷۰۵ دلار رسید. قیمت بیتکوین به روند نزولی خود ادامه میدهد و کف قیمتی آن به ۹۹,۹۳۹ دلار رسیده است. با نگاهی به نمودار روزانه، در صورت تداوم روند کاهشی، هدف بعدی که معاملهگران به آن توجه خواهند کرد، کف قیمتی ۲۲ ژوئن در سطح ۹۸,۲۴۰ دلار است. در سطحی پایینتر از آن، سطح اصلاحی ۳۸.۲ درصدی از موج صعودی که از کف ماه اوت ۲۰۲۴ آغاز شده، قرار دارد. این سطح در قیمت ۹۶,۹۷۵ دلار واقع شده است.
بازار رمزارزها امروز شاهد افتی قابلتوجه بود و بیتکوین با سقوط بیش از ۵ درصدی به ۱۰۱٬۲۵۰ دلار رسید؛ سطحی که از ژوئن تاکنون مشاهده نشده بود. کاهش قیمت بیتکوین در حالی رقم خورد که بازنگری در ارزشگذاری شرکت پالانتیر موجی از شناسایی سود توسط سرمایهگذاران خرد را در بازار ایجاد کرد. سهام پالانتیر با وجود عملکرد مالی بهتر از انتظار، ۷ درصد افت کرد و سهام انویدیا نیز حدود ۳ درصد کاهش یافت. همزمان، شاخص نزدک ۱.۵ درصد پایین آمد، در حالیکه بازار در انتظار انتشار گزارشهای مالی سایر سهام پرحاشیه این هفته است. عامل دیگری که فشار فروش را تشدید کرده، تغییر لحن فدرال رزرو به سمت موضعی خنثیتر در هفته گذشته است؛ تغییری که معمولاً بهعنوان باد مخالفی برای داراییهای پرریسک از جمله رمزارزها عمل میکند. در حال حاضر نگاهها به سطح کلیدی ۱۰۰ هزار دلار دوخته شده است؛ سطحی که میتواند در صورت شکست، سیگنال منفی تازهای برای بازار ارزهای دیجیتال باشد.
بازار کریپتو همینقدر خشن، در یک روز همگی ترسیدند و فقط فروختند! آیا سقوط بیت کوین به زیر ۱۰۶,۰۰۰ دلار، صرفاً یک اصلاح کوچک است یا زنگ خطری برای آغاز یک زمستان کریپتوی جدید؟ شواهد نشان میدهد که نهنگها ۱۳,۰۰۰ بیت کوین به صرافیها منتقل کردند و ۳۶۰ میلیون دلار سرمایه از صندوقهای ETF خارج شد، همینطور موارد دیگری که بازار را به شدت تحت فشار قرار داد. اما چه عواملی (از اظهارات فدرال رزرو تا هک ۱۱۶ میلیون دلاری بالانسر) این ریزش را تشدید کردند؟ در این مقاله، تمام دلایل ریزش اخیر را بررسی میکنیم تا مشخص شود آیا وقت خرید در کف است یا باید برای رکود و ضررهای طولانی مدت سرمایههای خود آماده شویم. نشانههای هشداردهنده از عمق ترس در بازار تحلیل وقایع اخیر بازار ارزهای دیجیتال، حکایت از ترکیبی پیچیده از فشارهای کلان اقتصادی، عدم قطعیتهای نظارتی و حوادث امنیتی دارد که به طور همزمان منجر به ریزش قیمتها شده است. با آغاز ماه نوامبر، بیت کوین با افتی تازه مواجه شد و قیمت این ارز دیجیتال در یک دوره ۲۴ ساعته ۲.۴ درصد و در هفته اخیر بیش از ۶ درصد کاهش یافت و به زیر سطح ۱۰۶,۰۰۰ دلار رسید. سقوط شاخص ترس و طمع مهمترین نشانه از وخامت احساسات، سقوط آزاد شاخص ترس و طمع کریپتو بود. این شاخص در یک روز از ۴۲ به ۲۱ از ۱۰۰ سقوط کرد و به منطقه «ترس شدید» (Extreme Fear) وارد شد. این امتیاز، پایینترین سطح شاخص در نزدیک به هفت ماه گذشته است. ریزش این شاخص، نمایانگر عقبنشینی سرمایهگذاران خرد و نهادی و افزایش شدید احتیاط در بازار است. ✔️ بیشتر بخوانید: شاخص ترس و طمع چیست؟ | آشنایی با ابزار تحلیل احساسات در بازارهای مالی دادههای آنچین دادههای آنچین (On-Chain) نیز نگرانیها را تأیید میکنند. شاخص سود و زیان تحققنیافته (NUPL) سرمایهگذاران، اکنون در سطح ۰.۴۷ قرار دارد که کمترین میزان از ماه آوریل است. تحلیلگران معتقدند افت بیشتر این شاخص تا محدوده ۰.۴۲–۰.۴۴ میتواند فاز «تسلیم بازار» را تکمیل کند، که اغلب مقدمهای برای یک فاز انباشت جدید و شروع رالی بعدی است. اگر این سوال ذهن شما را درگیر که شاخص NUPL چگونه میتواند پایان فاز نزولی و شروع انباشت را پیشبینی کند؟ در پاسخ باید گفت: وقتی شاخص NUPL به محدودههای بسیار پایین (نزدیک ۰.۴۲-۰.۴۴) میرسد، نشان میدهد که بسیاری از سرمایهگذاران با ضرر غیرقابل تحمل مواجه شده و شروع به فروش داراییهای خود میکنند (تسلیم). از نظر تاریخی، این فروشهای ناشی از ترس شدید، اغلب آخرین گام قبل از رسیدن به کف بازار و شروع مرحله انباشت توسط خریداران باهوش است. عامل کلان اقتصادی: فدرال رزرو و خروج سرمایه بزرگترین نیروی محرک ریزش اخیر، نهنگها یا حوادث داخلی کریپتو نبودند، بلکه به سیاستهای مالی ایالات متحده بازمیگردد. بیانیههای محتاطانه فدرال رزرو سرمایهگذاران به اظهارات محتاطانه جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، در مورد کاهش نرخ بهره در آینده واکنش نشان دادند. اگرچه فدرال رزرو در هفته گذشته نرخ بهره را کاهش داد، اما پاول اشاره کرد که کاهش دیگری در دسامبر «یک نتیجه از پیش تعیین شده نیست». این فقدان اطمینان در مورد سیاستهای پولی آینده، در کنار نبود دادههای اقتصادی حیاتی (به دلیل تعطیلی احتمالی دولت آمریکا)، Uncertainty (عدم قطعیت) شدیدی را در بازار ایجاد کرد. خروج سنگین سرمایه از صندوقهای ETF تردیدهای پیرامون فدرال رزرو مستقیماً منجر به خروج گسترده سرمایه از محصولات سرمایهگذاری کریپتو شد. در هفته گذشته، این محصولات شاهد خروج ۳۶۰ میلیون دلار سرمایه بودند. بیشترین فشار فروش از بازارهای ایالات متحده (۴۳۹ میلیون دلار خروجی خالص) و به ویژه از صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) بیت کوین ناشی شد که ۹۴۶ میلیون دلار بازخرید (Redemption) را تجربه کردند. این خروجیها پس از یک هفته رکوردشکن (هفته قبلتر با ۹۲۱ میلیون دلار ورودی) رخ داد و نوسان شدید در تمایلات نهادی را نشان میدهد. ✔️ بیشتر بخوانید: ETF ارز دیجیتال چیست؟ درخشش سولانا و مقاومت در برابر جریان نزولی نکته قابل توجه در این جریان نزولی، عملکرد متفاوت برخی آلت کوینها بود. سولانا (Solana) به عنوان یک استثنا درخشید و با جذب ۴۲۱ میلیون دلار ورودی، دومین رکورد بزرگ خود را ثبت کرد. این تقاضا عمدتاً ناشی از راهاندازی موفقیتآمیز ETFهای جدید در ایالات متحده بود. اتریوم نیز با ۵۷.۶ میلیون دلار ورودی همراه بود که نشاندهنده چشمانداز مختلط سرمایهگذاران نسبت به آلت کوینهای بزرگ است. آسیبپذیری اکوسیستم دیفای و حرکت نهنگها علاوه بر عوامل کلان، دو عامل داخلی بازار کریپتو نیز به افزایش ترس و تشدید فروش کمک کردند: هک پلتفرم بالانسر(Balancer) و ضربه به اعتماد دیفای پروتکل مهم مبادلات غیرمتمرکز (DEX) بالانسر (Balancer) مورد سوءاستفاده قرار گرفت و بیش از ۱۱۶ میلیون دلار دارایی دیجیتال به سرقت رفت. این حمله که مربوط به توکنهای استیک شده اتریوم مایع در استخرهای V2 بالانسر بود، ضربهای جدی به اعتماد سرمایهگذاران به امنیت پروتکلهای مالی غیرمتمرکز (DeFi) وارد کرد. کارشناسان معتقدند این سوءاستفاده از یک مشکل در بررسی دسترسی قرارداد هوشمند ناشی شده است که به مهاجم اجازه داد فرمان برداشت وجوه را صادر کند. هرچند تیم بالانسر وعده داده که با ارائه پاداش ۲۰ درصدی به هکر، تلاش میکند بخشی از وجوه را بازیابی کند، اما اثر روانی چنین حوادث بزرگی بر کل بازار دیفای غیرقابل انکار است. فعالیت مشکوک نهنگها و فشار فروش در کنار جریان خروجی ETFها، انتقالهای عظیم توسط نهنگها (آدرسهای بزرگ) نیز بر فشار فروش افزود. گزارشها حاکی از آن است که نهنگها در مجموع بیش از ۱۳,۰۰۰ بیت کوین به ارزش تقریبی ۱.۴ میلیارد دلار به صرافیها منتقل کردهاند. این عمل اغلب به عنوان یک سیگنال قوی برای احتمال فروش داراییها در نظر گرفته میشود که میتواند نقدینگی بازار را جذب کرده و قیمت را پایین بکشد. همچنین، انتقال ۲۳۰۰ بیت کوین توسط یک نهنگ خفته از سال ۲۰۱۸ نیز به ابهامات بازار دامن زد. با توجه به هک بالانسر و فعالیت نهنگها، سرمایهگذاران خرد چگونه باید ریسکهای دیفای و نوسانات بازار را مدیریت کنند؟ در مواجهه با هکهای دیفای، سرمایهگذاران باید داراییهای خود را بین پروتکلهای مختلف توزیع کنند و به پلتفرمهایی که سوابق امنیتی قوی و ممیزیهای منظم (Audit) دارند، اعتماد کنند. در مورد نهنگها، رصد ابزارهای آنچین برای شناسایی انتقالهای بزرگ به صرافیها میتواند یک هشدار اولیه برای افزایش ریسک فروش ناگهانی باشد. بررسی عمیقتر آلتکوینها و عوامل پنهان ریزش بازار در بخش قبلی، به عوامل کلان اقتصادی مانند سیاستهای فدرال رزرو، خروج سرمایه از ETFها، هک بالانسر و فعالیت نهنگها پرداختیم و عملکرد متفاوت سولانا و اتریوم را برجسته کردیم. اما با توجه به ریزشهای تازه بازار در روزهای اخیر (۳-۴ نوامبر ۲۰۲۵)، که بیتکوین را به زیر ۱۰۵,۰۰۰ دلار رساند و آلتکوینها را با افتهای 20-۱۰ درصدی مواجه کرد، لازم است این تحلیل را با دادههای تازه بهروزرسانی کنیم. این ریزش، که بیش از ۱.۱ میلیارد دلار لیکوییدیشن در ۲۴ ساعت ایجاد کرد، عمدتاً ناشی از عدم قطعیت فدرال رزرو در مورد کاهش نرخ بهره دسامبر، تهدیدهای تعرفهای ترامپ علیه چین، و هک تازه بالانسر (با ضرر ۱۲۰ میلیون دلاری) است. در ادامه، بر آلتکوینها تمرکز میکنیم از لایه اولها مانند بایننس کوین، ریپل و کاردانو گرفته تا لایه دومها، میمکوینها، دیفای و پروژههای AI و دلایل ریزششان را با دادههای آنچین و تکنیکال بررسی میکنیم. این افتها، که دامیننس بیتکوین را به ۵۶.۸۴ درصد رسانده، آیا نشانه زمستان است یا فرصتی برای انباشت و خرید مجدد سرمایهگذاران؟ ریزش سنگین آلتکوینهای لایه اول: بایننس کوین، ریپل و کاردانو در کانون بحران نوامبر آلتکوینهای لایه اول، که اکوسیستمهای بزرگی را پشتیبانی میکنند، در ریزش ۳ نوامبر بیش از 20-۱۰ درصد افت کردند. این دسته از آلتکوینها به دلیل سابقه طولانی، غالباً باید ثبات بیشتری داشته باشند، اما وابستگی آنها به حجم معاملات پلتفرمهای خود و عدم وجود یک محرک نهادی جدید، آنها را در معرض آسیب قرار داده است. بایننس کوین (BNB): فشارهای حقوقی و معاملاتی بایننس کوین (BNB) با افت ۹.۲ درصدی به ۹۷۷ دلار رسید، عمدتاً به دلیل کاهش حجم معاملات بایننس (۲۲ درصد افت در ۲۴ ساعت) و شایعات lawsuit (دعوی حقوقی) از سوی Wintermute علیه بایننس به خاطر ضررهای لیکوییدیشن در کرش اکتبر. این اخبار، اعتماد بازار به بزرگترین صرافی جهان را تضعیف کرده است. دادههای آنچین: دادههای CoinGlass نشان میدهد بیش از ۱.۵ میلیارد دلار BNB توسط نهنگها به صرافیها منتقل شده، که این حجم عظیم انتقال، فشار فروش را به طرز چشمگیری تشدید کرد. تحلیل تکنیکال: بعداز ریزش بزرگ دو هفته قبل، بایننس کوین تا حدودی توانست روبه بالا حرکت کند اما مجدد با ورود فروشندگان بیتشری قیمت مجدد نزولی شد که حتی در روز اخیر به زیر 1000 دلا ر که عدد روانی محسوب میشود رسید. برای روند صعودی بایننس کوین انتظار داریم که خط روند نزولی شکسته شود که اولین سیگنال خرید باشد، اما درحال حاضر فشار فروش بیشتر است و احتمال اینکه به کف مهم قبلی در ریزش سنگین دو هفته قبل در ناحیه 860 دلار برسد، خیلی دور از دسترس نیست. ریپل (XRP): در انتظار تأیید ETF ریپل (XRP) نیز 16 درصد افت کرد و به ۲.2۴ دلار رسید، علیرغم اخبار مثبتی مانند ETF futures در Nasdaq. دلیل اصلی این افت، تأخیر در تأیید ETF Spot ریپل و خروج سرمایه از آلتهای پرریسک به سمت بیتکوین (با هدف کاهش ریسک در شرایط عدم قطعیت) است. دادههای آنچین: دادههای Santiment حاکی از فروش هولدرهای بلندمدت است: ۲۵ درصد افت در فعالیت آدرسهای کلیدی در ۷ روز گذشته، که نشان میدهد حتی هولدرهای وفادار نیز در حال تسلیم شدن هستند. تحلیل تکنیکال: با وجود ریزش سنگین این چند روزه در بازار کریپتو، ریپل هنوز به کف تریدینگ رنج قبلی رسیده است در 2.19 دلار نرسیده و اگه بخواهیم روند قالب رو در ادامه نزول بدانیم، با شکست این ناحیه میتوان گفت فاز جدید ریزش شدید شروع میشود. کاردانو (ADA): عقبماندگی در دیفای کاردانو (ADA) بدترین عملکرد را داشت با ۱۰.۳ درصدی افت به ۰.۵۵ دلار، عمدتاً به دلیل رقابت شدید با سولانا در سرعت و کارایی، و همچنین عدم پیشرفت کافی و جذابیت در آپدیتهای دیفای. تحلیل تکنیکال: قیمت به مانند نمودار بایننس کوین مادامی که زیر خط روند نزولی باشد، روند غالب نزولی است. اما نواحی مهم حمایتی بعدی را میتوان در عدد مهم 0.50 دلار و بعد 0.43 دلار دانست که اگر ریزش را بخواهد مقداری با اصلاح صعودی مواجه کند، این نواحی مهمترین حمایتهای بعدی محسوب میشوند. آلتکوین افت ۲۴ ساعته (۳ نوامبر ۲۰۲۵) دلیل اصلی سطح حمایت کلیدی (دلار) BNB 20% کاهش حجم بایننس + شایعات lawsuit 860 XRP 16% تأخیر ETF Spot + خروج سرمایه به BTC ۲.۱9 ADA 15% رقابت + افت TVL و خروج نقدینگی ۰.۵ ضربه به لایه دومها و میمکوینها: POL، ARB، DOGE و SHIB در سقوط آزاد در شرایطی که بیتکوین و لایه اولها ضعیف عمل میکنند، داراییهای پرریسکتر مانند لایه دومها و میمکوینها با افتهای شدیدتری مواجه میشوند. لایه دومهای اتریوم: رقابت و نوسان نقدینگی لایه دومهای اتریوم مانند پالیگان (POL) و آربیتروم (ARB) در ۳ نوامبر بیش از 10 درصد افت کردند. POL با ۹.۸ درصدی کاهش به ۰.۴۲ دلار رسید، به دلیل رقابت فزاینده با شبکههای جدید لایه دوم مانند Base و ZKsync. TVL POL از ۱.۲ میلیارد به ۸۰۰ میلیون دلار سقوط کرد. در ۲۴ ساعت، بیش از ۶۰۰ میلیون POL لیکویید شد و نهنگها ۱۵۰ میلیون توکن را به بایننس منتقل کردند. ARB با ۹.۵ درصدی افت به ۱.۳۵ دلار رسید. این کاهش عمدتاً ناشی از رد پیشنهاد گاورننس در مورد تخصیص ۲۰۰ میلیون ARB برای اکوسیستم بود که اعتماد جامعه را تضعیف کرد. دامیننس ARB در میان لایه دومها به ۱۶ درصد رسیده است. میمکوینها: قربانیان اصلی لیکوییدیشن میمکوینها بیشترین خونریزی را تجربه کردند. DOGE ۹.۴ درصد به ۰.۱۶۷ دلار و SHIB ۱۰.۲ درصد افت کرد. عوامل ریزش: کاهش شدید منشنها در X (توییتر سابق) تا ۴۵ درصد و عدم حمایت توییتری ایلان ماسک، همراه با لیکوییدیشن ۱.۱ میلیارد دلاری کل بازار، عوامل اصلی بودند. ریسک بالا: توکنهای پرریسکتر مانند PEPE و BONK حتی ۱۲-۱۵ درصد ریزش داشتند که نشاندهنده خروج سرمایه از بخشهای پرنوسان و تلاش برای کاهش ریسک توسط سرمایهگذاران است. دستهبندی مثالها افت میانگین ۲۴ ساعته (%) عامل کلیدی لایه دوم POL, ARB ۹.۶% رقابت + لیکوییدیشن سنگین میمکوین DOGE, SHIB ۹.۸% کاهش هیجان + لیکوییدیشنهای گسترده پروژههای دیفای و هوش مصنوعی: تحت تأثیر هک و هزینههای عملیاتی ریزش بازار به حوزههایی که قبلاً محرک رشد بودند (مانند دیفای و AI) نیز سرایت کرده است. دیفای (DeFi): زلزله هک بالانسر هک بالانسر (Balancer) در ۳ نوامبر (ضرر ۱۲۰ میلیون دلاری از استخرهای V2، شامل ۶,۸۵۰ osETH و ۶,۵۹۰ WETH) ضربهای مهلک به اعتماد کل بخش دیفای زد. آوه (AAVE): ۸.۷ درصد به ۱۵۲ دلار افت کرد، با APY وامدهی به زیر ۲.۵ درصد، که نشاندهنده کاهش شدید تقاضا برای استقراض است. یونیسواپ (UNI): ۹.۱ درصد کاهش یافت، زیرا DEXهای مبتنی بر سولانا به دلیل سرعت و کارمزد پایینتر، حجم بیشتری از معاملات را جذب کردند. این رقابت، جایگاه UNI را به چالش کشیده است. هوش مصنوعی (AI): چالشهای ادغام و هزینهها پروژههای AI نیز که در ماههای گذشته ترند بودند، در این ریزش از بازار در امان نماندند. FET و RNDR: FET ۱۰.۵ درصد به ۱.۴۵ دلار و RNDR ۹.۸ درصد به ۷.۲ دلار افت کردند. عوامل ریزش AI: تأخیر در ادغام FET با Ocean و افزایش هزینه GPUها (به دلیل تورم انرژی و افزایش تقاضای مرکزی) عامل این افتها هستند. NUPL FET به ۰.۳۶ رسیده، و خروج ماینرها به دلیل عدم سودآوری در شرایط فعلی، فشار فروش را بیشتر کرده است. دستهبندی مثالها افت میانگین ۲۴ ساعته (%) عامل کلیدی دیفای AAVE, UNI ۹.۰% هک بالانسر + کاهش تقاضای وامدهی AI FET, RNDR ۱۰.۲% تأخیر در توسعه + افزایش هزینههای GPU دامیننس بیتکوین و آلتسیزن معکوس ریزش کنونی، به وضوح نشان میدهد که سرمایهگذاران به سمت بیتکوین به عنوان «پناهگاه امن» در فضای کریپتو روی آوردهاند. تسلط مطلق بیتکوین دامیننس BTC به 61 درصد رسید (بالاترین از سپتامبر). این نشاندهنده چرخش سرمایه از آلتها به BTC است. هنگامی که بازار دچار ترس میشود، معاملهگران داراییهای ریسکیتر (آلتها) را میفروشند و نقدینگی را به بیتکوین یا استیبل کوینها منتقل میکنند. Altseason Index در ۲۰ است (زیر ۲۵ = فصل بیتکوین)، که تأیید میکند بازار به طور کامل در فاز تسلط بیتکوین قرار دارد. Glassnode گزارش میدهد هولدرهای کوتاهمدت آلتها ۷۰ درصد ضرر دارند که نشاندهنده فشار شدید برای فروش است. انتقالهای آلت به صرافیها (مانند ۶۰۰ میلیون XRP) سه برابر BTC است که حاکی از تلاش شدید برای نقد کردن آلتکوینهاست. چگونه دامیننس بیتکوین (BTC Dominance) بر سرنوشت آلتکوینها تأثیر مستقیم میگذارد؟ زمانی که دامیننس بیتکوین بالا میرود، به این معنی است که سهم بیتکوین از کل ارزش بازار ارزهای دیجیتال در حال افزایش است. این معمولاً در فازهای نزولی (مثل وضعیت کنونی) رخ میدهد، زیرا سرمایهگذاران آلتکوینها را فروخته و به بیتکوین پناه میبرند؛ در نتیجه، آلتکوینها حتی اگر بیتکوین ثابت بماند یا فقط کمی ریزش کند، با افت شدیدتری مواجه خواهند شد. ✔️ بیشتر بخوانید: دامیننس بیتکوین (Bitcoin Dominance) چیست؟ سناریوهای آینده برای آلتکوینها در زمستان احتمالی و استراتژی خرید مجدد با توجه به دادههای موجود، دو سناریوی اصلی پیش روی بازار آلتکوینها قرار دارد: سناریوی ۱: اصلاح عمیق و ریباند (اصلیترین احتمال) فرض: اگر فدرال رزرو در دسامبر نرخ بهره را ۲۵ bps کاهش دهد و ETFهای SOL همچنان جریان ورودی قوی جذب کنند، آلتکوینها ۱۵-۲۵ درصد برگشت خواهند کرد. عملکرد: در این سناریو، پروژههای با بنیاد قوی و TVL بالا مانند سولانا (SOL) (که ۹ درصدی افت کرد اما TVL آن همچنان بالای ۵.۲ میلیارد دلار است) و LINK (به دلیل کاربرد زیرساختی) مقاومت بیشتری نشان خواهند داد و زودتر ریکاوری میکنند. سناریوی ۲: آغاز زمستان کریپتو فرض: با تشدید تورم اروپا، کندی رشد چین و اتخاذ موضع بسیار سختگیرانه از سوی فدرال رزرو، بازار وارد چرخه نزولی بلندمدت میشود. عملکرد: در این وضعیت، آلتکوینهای ضعیف و پروژههای بدون کاربرد واقعی ۶۰-۸۰ درصد افت خواهند کرد. تنها پروژههای با یوتیلیتی و کاربرد واقعی مانند GRT (برای دادهها و AI) یا POL (توکن جدید پالیگان پس از مهاجرت) زنده میمانند. میمکوینها به احتمال زیاد ناپدید میشوند و فضای دیفای به پلتفرمهای ممیزیشده (Audited) و اثباتشده مانند AAVE محدود خواهد شد. چشمانداز میانمدت و استراتژی انباشت گزارش اشتغال آمریکا (که انتظار ۱۶۰ هزار شغل را دارد) و تصمیمات آتی فدرال رزرو در دسامبر، کلید حرکتهای بعدی هستند. اگر دادهها ضعیف باشد و فدرال رزرو به تسهیلات پولی روی نیاورد، ریزش ادامه مییابد. اما اگر Sentiment Flush (مانند پستهای توییتر که نشاندهنده تخلیه احساسات منفی است) درست باشد، کف فعلی (BTC در ۱۰۵k، آلتها ۱۰-۲۰ درصد پایینتر) فرصتی طلایی برای انباشت استراتژیک خواهد بود. استراتژی ضروری: متنوعسازی پرتفوی، استفاده از استاپلاس برای مدیریت ریسک، و تمرکز بر روی آلتکوینهایی که TVL رو به رشد (مانند سولانا) یا کاربرد عملی و نوآورانه (مانند پروژههای AI آیندهدار) دارند، ضروری است. سخن پایانی ریزشهای اخیر بازار، که ناشی از عوامل کلان اقتصادی و حوادث امنیتی دیفای است، در یک فاز پاکسازی ضروری قرار دارد. انتقالهای سنگین آلتکوینها به صرافیها و رسیدن شاخصهای تکنیکال به محدوده اشباع فروش، نشاندهنده فاز تسلیم و ترس شدید در بازار آلتکوینها است. با این حال، تسلط رو به رشد بیتکوین و تمرکز سرمایهها بر داراییهای با ریسک کنترل شدهتر (مانند سولانا)، نشاندهنده بازاری است که در حال جستجوی ارزشهای واقعی است. اکنون، زمان فروش هیجانی نیست، بلکه زمان تحلیل دقیق و انباشت استراتژیک برای سرمایهگذارانی است که چشمانداز بلندمدت را در نظر دارند. آماده انباشت باشید بازار به زودی تصمیم نهایی را خواهد گرفت. سلب مسئولیت: این مقاله تحلیلی و خبری هست و پیش از خرید یا فروش رمزارزها، با بررسی و آگاهی کامل اقدام کنید. ما هرگز پیشنهاد خرید و فروش هیچ ارزی را به کاربران نمیدهیم و یوتوتایمز مسئولیتی در قبال سود یا زیان معاملات کاربران ندارد.
اتریوم پس از حمله سایبری ۱۰۰ میلیون دلاری به پلتفرم DeFi بالانسر، به زیر سطح ۳۶۰۰ دلار سقوط کرد. این افت شدید که تا ۹٪ در روز دوشنبه رسید، باعث شد قیمت اتریوم حدود ۲۵٪ پایینتر از اوج خود در ۲۲ اوت (۴۸۸۵ دلار) قرار گیرد. این حمله جدید به بالانسر، یکی از پروتکلهای مالی غیرمتمرکز مبتنی بر اتریوم، در کنار فشارهای کلان اقتصادی و عدم قطعیتهای سیاستی، باعث تشدید فروش در بازار ارزهای دیجیتال شده است. تحلیلگران میگویند این رخداد، نگرانیها درباره امنیت و نقدینگی را دوباره زنده کرده است، بهویژه در شرایطی که سیاستهای فدرال رزرو محتاطانهتر شده و تمایل سرمایهگذاران به ریسک کاهش یافته است. همچنین سهام شرکتهای مرتبط با رمزارزها مانند صرافیها و شرکتهای استخراج نیز کاهش یافتهاند که نشاندهنده احتیاط گسترده در بازار داراییهای دیجیتال است.
بازار رمزارزها امروز شاهد عقبنشینی سنگینی بود و بیتکوین با افت بیش از ۴ درصدی به محدوده ۱۰۵٬۷۰۰ دلار سقوط کرد؛ سطحی که از ۱۷ اکتبر تاکنون مشاهده نشده بود. این کاهش، اگر تا پایان روز ادامه یابد، ضعیفترین بستهشدن بیتکوین از ابتدای جولای را رقم خواهد زد. فشار فروش از چند جبهه فروش سنگین امروز تنها به دلیل رفتار کوتاهمدت معاملهگران نیست؛ مجموعهای از عوامل فاندامنتال و روانی دستبهدست هم دادهاند تا روند نزولی شدت گیرد: موضع انقباضی فدرال رزرو و نگرانی از توقف کاهش نرخ بهره، که اشتهای سرمایهگذاری در داراییهای پرریسک را کاهش داده است. فروش گسترده یک نهنگ بزرگ که طبق گزارشها حدود ۶۰۰ میلیون دلار بیتکوین را در آخر هفته نقد کرده است. ادامه تعطیلی دولت آمریکا که نگرانیها درباره ثبات اقتصادی را افزایش داده است. تغییر لحن بازار جهانی به سمت ریسکگریزی، که فشار مضاعفی بر کل بازار رمزارزها وارد کرده است. شکست حمایت تکنیکال مهم از منظر تکنیکال، بیتکوین امروز پایینتر از میانگین متحرک ۲۰۰ روزه در سطح ۱۰۹٬۸۶۶ دلار قرار گرفت؛ سطحی که در ماههای گذشته نقش خط دفاعی اصلی را داشت. این شکست، بزرگترین واگرایی منفی نسبت به این شاخص از ماه آوریل تاکنون محسوب میشود. اهداف و سطوح کلیدی پیش رو حمایت نخست: کف ۱۷ اکتبر در ۱۰۳٬۵۳۰ دلار حمایت روانی: سطح نمادین ۱۰۰٬۰۰۰ دلار در صورت شکست این ناحیه: محدوده ۹۶٬۹۷۵ دلار (اصلاح ۳۸.۲٪ از رشد بین آگوست ۲۰۲۴ تا اکتبر ۲۰۲۵) در سمت مقابل، بازگشت پایدار به بالای میانگین ۲۰۰روزه یعنی ۱۰۹٬۸۰۰ دلار میتواند نشانهای از توقف موقت فشار فروش و بازگشت به تعادل کوتاهمدت باشد. در مجموع، بیتکوین وارد فاز تازهای از تردید و نوسان شده است؛ جایی که سیاستهای انقباضی فدرال رزرو، فشار فروش نهنگها و ضعف احساس ریسک جهانی، در کنار هم بازار را به لبهای حساس از نظر روانی و تکنیکال کشاندهاند.
رالی صعودی والاستریت با محوریت شرکتهای فناوری باعث شد شاخص S&P 500 روز جمعه به رکوردی تازه نزدیک ۶۹۰۰ واحد برسد. اما گرت سولووی، استراتژیست بازار، در گفتوگو با Kitco News هشدار داد که «ممکن است بازار به سقف مهمی رسیده باشد». این جهش عمدتاً به لطف چند غول فناوری شکل گرفته که اکنون بیش از یکسوم کل ارزش S&P 500 را تشکیل میدهند. آغاز موج صعودی از گزارش درآمدزایی آمازون بود؛ جایی که رشد بخش رایانش ابری AWS دوباره به ۲۰ درصد رسید. همزمان، انویدیا نیز به نخستین شرکت تاریخ تبدیل شد که ارزش بازارش از ۵ تریلیون دلار فراتر رفت. این روند باعث شده پیشبینی سود شرکتها در ۱۲ ماه آینده S&P 500 به عدد ۲۲.۹ برسد؛ بسیار بالاتر از میانگین دهساله ۱۸.۶. با این حال، سولووی این وضعیت را نشانه قدرت نمیداند، بلکه به گفته او «علائم اوجگیری» است: «اینها نقاط عطفی هستند که معمولاً نشانه رسیدن به سقف بازارند.» حباب هوش مصنوعی و مقایسه با سال ۲۰۰۰ سولووی با اشاره به شباهتهای فعلی با حباب داتکام، گفت بازار با وجود سودهای تاریخی در حال نشان دادن «علائم خستگی» است. به گفته او، حتی اگر انویدیا سودآور باشد—با رشد ۹۴ درصدی درآمد نسبت به سال گذشته—این توجیه کافی برای ارزشهای فعلی نیست: «در سال ۲۰۰۰، شرکت سیسکو هم سودآور بود، اما باز هم درگیر حباب شد.» او افزود که ارزش انویدیا نسبت به اندازه کل اقتصاد آمریکا به طرز خطرناکی بالاست: «در سال ۲۰۰۰، ارزش بازار سیسکو معادل ۳.۹ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا بود؛ امروز انویدیا معادل ۱۶ درصد GDP آمریکاست. آیا این طبیعی است یا نشانه حباب؟ من سمت حباب را میبینم.» سولووی هشدار داد که در حالی که سرمایهگذاران خرد سرخوشاند، مؤسسات بزرگ در حال فروشاند: «بازیگران بزرگی مثل بلکراک دارند در اوج هیجان میفروشند، چون میدانند چه در پیش است.» اقتصاد K-شکل به گفته سولووی، شکاف میان قیمت داراییها و وضعیت معیشتی مردم عادی باعث شکلگیری یک «اقتصاد K-شکل» شده است. دادهها نیز این واگرایی را تأیید میکنند: دارندگان دارایی و افراد با درآمد بالا از رالی بازار سود میبرند، اما طبقات متوسط و پایین زیر فشار بدهی و کاهش رشد دستمزدها قرار دارند. بدهی کارتهای اعتباری در آمریکا به ۱.۳۳ تریلیون دلار رسیده و نرخ بهره میانگین آن به ۲۲.۸۳٪ افزایش یافته است. رشد واقعی دستمزدها نیز کاهش یافته و طبق گزارش فدرالرزرو مینیاپولیس، برای کارگران کمدرآمد از ۳.۹٪ به ۱.۵٪ افت کرده است. مصرف نیز دچار دوگانگی شده: هزینه برای کالاهای لوکس در اوایل ۲۰۲۵ ۷٪ کاهش یافته، در حالی که فروشگاههای تخفیفی عملکرد بهتری دارند. سولووی گفت: «حتی چیپوتلی (Chipotle) شرکت فستفود آمریکایی گزارش داده مشتریانش دیگر توان رفتن به رستوران را ندارند.» بیتکوین و طلا؛ سیگنال خطر و فرصت سولووی بیتکوین را شاخص پیشنگر اصلاح بازار سهام میداند: «نگرانکننده است که دارایی پرریسکی مثل بیتکوین رشد نمیکند، در حالی که نزدک رکورد میزند.» او یادآور شد که بیتکوین در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۱، چهار تا شش هفته پیش از سقوط بازار سهام به اوج رسیده بود. در مقابل، سولووی افت اخیر طلا از اوج ۴٬۳۰۰ دلار را «فرصت خرید بزرگ» توصیف کرد: «اگر طلا به محدوده ۳٬۵۰۰ تا ۳٬۶۰۰ دلار برسد، شروع به خرید خواهم کرد. هدف من برای سال ۲۰۲۶، قیمت ۵٬۰۰۰ دلار است.»
محاسبات کوانتومی نه تخیل علمی است و نه بدبینی سایفرپانکها؛ این تهدیدی است واقعی برای نخستین پول مستقل جهان . اگر تصور میکردید که دستاورد ساتوشی از خطرات وجودی(existential risk) مصون مانده، بهتر است دوباره فکر کنید. تازهترین گزارش بنیاد حقوق بشر (HRF) که با همکاری گروهی از بیتکوینرها و رمزنگاران منتشر شده، حرفهای مهمی برای گفتن دارد. پیشرفتهای محاسبات کوانتومی با سرعت در حال افزایشاند، اما تهدید آن برای بیتکوین و حتی نظامهای رمزنگاری در بانکداری سنتی احتمالاً هنوز چند دهه با ما فاصله دارد. محاسبات کوانتومی؛ بزرگترین تهدید برای بیتکوین گزارش تازهی بنیاد حقوق بشر (HRF) نشان میدهد بیتکوین چیزی فراتر از یک ابزار سفتهبازی است. برای بسیاری از فعالان مدنی، روزنامهنگاران و مخالفان سیاسی که در رژیمهای اقتدارگرا با سرکوب مالی روبهرو هستند، بیتکوین حکم طناب نجات را دارد. غیرمتمرکز بودن، حفظ حریم خصوصی و دسترسی بدون نیاز به مجوز، همان ویژگیهاییاند که جریان کمکهای مالی را زنده نگه میدارند و داراییها را از مصادرهی دولتی دور میکنند. اما تمام این جادو بر پایهی رمزنگاری امن بنا شده است و محاسبات کوانتومی تنها فناوریای است که میتواند این سپر نامرئی را در هم بشکند. تخمین زده میشود که نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلار بیتکوین در معرض خطر بالقوهی حملات کوانتومی قرار دارد. همچنین حدود ۴.۴۹ میلیون بیتکوین دیگر تنها در صورتی ایمن میمانند که صاحبانشان سریعاً آنها را به آدرسهای مقاوم در برابر کوانتوم منتقل کنند. با وجود تلاش پژوهشگران برای توسعهی نسخههای امن در برابر کوانتوم (quantum-secure)، سرعت تغییر در شبکهی بیتکوین بسیار کند است. این یعنی بحثهای داغی در پیش است. آیا باید کوینهای غیرقابلانتقال را بسوزانیم و بیطرفی شبکه را زیر سؤال ببریم؟ یا ریسک سرقت کوانتومی را بپذیریم؟ از سوی دیگر تراکنشهای مقاوم در برابر کوانتوم میتوانند حجم بلاکچین را بهشدت افزایش دهند، مسألهای که مشکل مقیاسپذیری بیتکوین را از یک وضعیت مزمن به مشکل جدی تبدیل میکند. این تنها یک چالش فنی نیست؛ بلکه آزمونی برای ارادهی شبکه است تا ببیند آیا میتواند تکامل یابد بیآنکه چیزی از جوهرهی اصلی خود را از دست بدهد. نیک کارتر همبنیانگذار Coin Metrics و از مدافعان سرسخت بیتکوین، در یادداشت اخیرش به صراحت گفت: "بهنظر من محاسبات کوانتومی بزرگترین تهدید پیشروی بیتکوین است. این تهدیدی بزرگ و در حال ظهور برای بسیاری از نظامهای مالی و دیگر بلاکچینهاست، اما در مورد بیتکوین، مشکلی واقعاً بیرحم و دشوار برای حل به شمار میرود." مقدار بیتکوینی که در معرض خطر است چقدر است؟ گزارش HRF نشان میدهد که تقریباً ۶.۵ میلیون بیتکوین (حدود یکسوم کل BTC) در حال حاضر در برابر حملات کوانتومی «بلند مدت» آسیبپذیر هستند. این نوع حملات روی آدرسهای قدیمی یا استفادهشده تمرکز دارند. مالکان میتوانند با انتقال موجودی به آدرسهای مقاوم در برابر کوانتوم، ۴.۴۹ میلیون بیتکوین را امن کنند. اما مشکل کجاست؟ این کار ۱.۷ میلیون BTC باقیمانده، از جمله ۱.۱ میلیون بیتکوین ساتوشی را منجمد و آمادهی دستبرد مهاجمان کوانتومی باقی میگذارد. تهدید کوانتومی عمدتاً دو مسیر حمله دارد: حملات بلندمدت و حملات کوتاه مدت. حملات بلند مدت روی آدرسهای غیرفعال یا استفادهشده تمرکز میکنند و از کلیدهای عمومی افشا شده سوءاستفاده میکنند. حملات کوتاه مدت از پنجره تراکنش بهره میبرند و در صورتی که مهاجمان بتوانند کلیدهای خصوصی را در زمان واقعی محاسبه کنند، قبل از تأیید تراکنش، وجوه را سرقت میکنند. سوزاندن یا سوزانده شدن، سیاستهای پروتکل فرآیند ارتقای غیرمتمرکز بیتکوین هم بزرگترین نقطه قوت و هم بزرگترین ضعف آن است. برخلاف آپدیتهای خودکار سیستمعاملهای تجاری مثل اپل(OS)، بیتکوین هیچ بهروزرسانی امنیتی خودکاری ندارد. دستیابی به اجماع در این شبکه اغلب سالها طول میکشد، نه هفتهها. بحث داغ «سوزاندن یا دزدیده شدن» در جریان است. آیا توسعهدهندگان باید کوینهای آسیبپذیر در برابر کوانتوم را بسوزانند، منجمد کنند یا بگذارند مهاجمان کوانتومی آنها را به سرقت ببرند؟ هیچ توافقی دراین باره حاصل نشده و این موضوع برای پروژهای که به حقوق مالکیت، مقاومت در برابر سانسور و ضد حکمرانی اهمیت میدهد، چندان هم عجیب نیست. همانطور که نتیجهی گزارش نشان میدهد: "ارتقای بیتکوین برای مقاومت در برابر تهدیدات کوانتومی به اندازه فناوری رمزنگاری، یک چالش انسانی هم هست. هرسافت فورک موفق که از امضاهای مقاوم در برابر کوانتوم پشتیبانی کند، نیازمند آموزش کاربران، طراحی رابط کاربری دقیق و هماهنگی در سراسر اکوسیستم جهانی شامل کاربران، توسعهدهندگان، سازندگان سختافزار، اپراتورهای نود و جامعه مدنی است." الگوریتمهای تازه، بلاکهای بزرگتر و دردسرهای جدید حرکت به سمت الگوریتمهای مقاوم در برابر کوانتوم تنها یک تغییر فنی جزئی نیست . گزارش HRF دو راهکار معرفی میکند: ۱.امضاهای مبتنی بر شبکه (lattice-based) و ۲.امضاهای مبتنی بر هش (hash-based)، که هر کدام با مزایا و محدودیتهای خاص خود همراهاند. کلیدهای بزرگتر یعنی تراکنشهای حجیمتر، تعداد کمتر تراکنش در هر بلاک، نودهای کامل سنگینتر و احتمالاً یک فصل جدید در مقیاسپذیری بیتکوین. برای مثال امضاهای مبتنی بر شبکه حدود ده برابر بزرگتر از امضاهای فعلی هستند و جمعوجورترین جایگزینهای مبتنی بر هش، ۳۸ برابر بزرگترند. هر اصلاح فنی نیازمند بازطراحی کیفپولها، بهروزرسانی سختافزارها، آموزش مجدد اپراتورهای نود و آموزش کاربران در سطح جهانی خواهد بود. جامعه بیتکوین باید در سطح کدنویسان، سازندگان کیفپول، گروههای مدافع و میلیونها مالک شکاک که بسیاری حتی نمیدانند داراییهایشان در معرض خطر است، هماهنگ عمل کند. تاریخ نشان داده حتی به روزرسانیهای دوستانه، سالها طول میکشند و با توجه به نامشخص بودن جدول زمانی محاسبات کوانتومی، زمانی که برای واکنش داریم، ممکن است سریعتر از چیزی که فکر میکنیم تمام شود. قدم بعدی مقاومت یا فروپاشی؟ هر راهحل پایدار نیازمند حمایت مردمی است، نه فقط تعهدات در سطح گیتهاب. سرنوشت بیتکوینهای فراموششده و شاید مشروعیت کل اکوسیستم، بستگی به نحوه مدیریت شبکه در این نبردهای سیاسی، فنی و اجتماعی در دهه آینده دارد. برای حامیان بیتکوین، سایفرپانکها و کسانی که بهطور ناخواسته خارج از سیستم ماندهاند، پیام روشن است، آموزش را ادامه دهید، بهروزرسانی کنید و تصور نکنید زره ساتوشی همیشه غیرقابل نفوذ است. همانطور که جیمسون لاپ، کارشناس امنیت بیتکوین و همبنیانگذار Casa هشدار داده است، بزرگترین تهدید بیتکوین حتی بیش از محاسبات کوانتومی، بیتفاوتی کاربران است: "اگر مردم نسبت به ادامه بحث و بهبود بیتکوین بیتفاوت باشند، این همان زمانی است که بیتکوین ضعیف شده و در برابر تهدیدات جدید آسیبپذیر میشود."
ایران، رتبه چهارم جهانی ماینینگ بیتکوین؛ اما به چه قیمتی؟ بیش از ۹۵ درصد عملیات استخراج در تونلهای زیرزمینی و با مصرف ۱۴۰۰ مگاوات برق یارانهای، شبکه برق کشور را به مرز فروپاشی رسانده است. آیا این فعالیتهای غیرقانونی، همان بمب ساعتی خاموشیهای زمستانی هستند که همه را تهدید میکند؟ یکی از اخباری که این چند روزه نه تنها در فضای داخلی ایران بلکه در جوامع کریپتویی جهانی دست به دست میشود، مرتبط با ماینینگ یا استخراج بیتکوین توسط ایران بوده که حواشی زیادی را هم در پی داشتهاست. در این مقاله به بررسی کامل این خبر میپردازیم. ماینینگ در ایران؛ از فرصت طلایی ارزی تا بحران خاموشیها استخراج رمزارزها یا همان ماینینگ (Mining)، فرآیندی است که در آن دستگاههای کامپیوتری قدرتمند که به اِیسیک (ASIC) معروف هستند، با حل محاسبات پیچیده ریاضی، امنیت شبکه بلاکچین را تأیید کرده و در ازای آن، پاداشهایی مانند بیتکوین دریافت میکنند. این پدیده در سالهای اخیر به یکی از موضوعات کلیدی و البته جنجالی در اقتصاد و سیاست انرژی ایران تبدیل شده است. رشد سریع این صنعت در ایران، اگرچه پتانسیل بالایی برای دور زدن تحریمها و افزایش درآمدهای ارزی دارد، اما با چالشهای ساختاری عمیقی در حوزه انرژی و مقررات همراه بوده است. بر اساس جدیدترین گزارشهای منتشرشده در نوامبر ۲۰۲۵، ایران توانسته است به طرز شگفتآوری خود را به چهارمین هاب بزرگ استخراج رمزارز در جهان برساند. اما نکته شوکهکننده اینجاست: بیش از ۹۵ درصد از کل دستگاههای فعال ماینر در کشور، بدون مجوز قانونی و بهصورت زیرزمینی فعالیت میکنند. این آمار، نهتنها جذابیت برق یارانهای ایران برای ماینرها را بهخوبی نشان میدهد، بلکه بهعنوان یک هشدار جدی برای پایداری و سلامت شبکه برق ملی به شمار میآید. در این مقاله قصد داریم پدیده ماینینگ در ایران را بهطور جامع بررسی کنیم. ریشههای این وضعیت، جزئیات اخبار داغ نوامبر ۲۰۲۵، چالشهای عظیم انرژی، نقش پیچیده نهادهای دولتی و البته، راهکارهای عملی برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران جهت تبدیل این تهدید به یک فرصت پایدار اقتصادی را بهدقت تحلیل خواهیم کرد. هدف نهایی این است که علاقهمندان، کارشناسان و ۱۳ میلیون ایرانی فعال در حوزه ارزهای دیجتال، بتوانند بدون آسیب رساندن به زیرساختهای ملی، از این پتانسیل عظیم نهایت بهره را ببرند. ✔️ بیشتر بخوانید: ماینینگ بیتکوین چیست و چگونه کار میکند؟ ۱۴۰۰ مگاوات برق در آستانه فروپاشی در ۲ نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴)، جامعه رمزارز و انرژی ایران با یک آمار تکاندهنده مواجه شد. اکبر حسنبکلو، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران، رسماً اعلام کرد: "ایران به چهارمین هاب بزرگ استخراج رمزارز جهان تبدیل شده، اما ۹۵ درصد از ۴۲۷ هزار دستگاه فعال ماینر، بدون مجوز عمل میکنند." این آمار به این معنی است که ۱۴۰۰ مگاوات (۱.۴ گیگاوات) برق، بهصورت مداوم و غیرقانونی در حال مصرف شدن است. برای درک بهتر این عدد، توجه کنید که این میزان برق، تقریباً معادل مصرف برق دو راکتور هستهای بوشهر یا کل برق مصرفی بیش از ۱۳ میلیون خانوار در طول یک روز است. این مصرف سنگین، بدون پرداخت بهای واقعی، شبکه برق ملی ایران را به مرز ناتوانی رسانده است. تنها در تهران، طی ماههای اخیر ۱۰۴ مزرعه غیرقانونی کشف و بیش از ۱۴۶۵ دستگاه توقیف شده است که مصرف برق این تعداد دستگاه، معادل برق مصرفی ۱۰ هزار خانوار تهرانی است. ماینرهای غیرقانونی با روشهای پیچیدهای مانند: حفر تونلهای زیرزمینی و اتصال به خطوط اصلی برق صنعتی. پنهانسازی دستگاهها در سردخانهها، مزارع و کارگاههای تولیدی با ظاهر متروکه. استفاده از کنتورهای دستکاریشده یا اتصال مستقیم به شبکه. مقابله دولت و پاداش میلیونی: در واکنش به این وضعیت، دولت کمپینهای سراسری مبارزه با ماینینگ غیرقانونی را تشدید کرده است. یکی از این اقدامات، تعیین پاداش چند میلیون تومانی برای شهروندانی است که مزارع غیرمجاز را گزارش دهند. با این حال، کارشناسان انرژی هشدار میدهند که این اقدامات، بدون اصلاح ساختاری یارانههای برق، تنها نوک کوه یخ مشکل را هدف قرار میدهند. تاریخچه ماینینگ در ایران؛ چگونه "صنعت قانونی" به "بمب غیرقانونی" تبدیل شد؟ ایران، از پیشگامان قانونیسازی صنعت استخراج در منطقه بود. در سال ۱۳۹۸ (۲۰۱۹)، با هدف کسب درآمد ارزی و دور زدن تحریمها، دولت استخراج رمزارزها را بهعنوان یک صنعت قانونی و صنعتی به رسمیت شناخت. وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) مسئول صدور مجوزها شد و ماینرهای مجاز ملزم شدند تا رمزارزهای استخراجشده خود را به بانک مرکزی بفروشند. در آن زمان، این سیاست به ابزاری برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم و تحریمهای کمرشکن بدل شد. یکی از دلایل اصلی این رشد، قیمت برق است. طبق برآوردهای جهانی، هزینه استخراج یک بیتکوین در ایران بهدلیل نرخ بسیار پایین برق (گاهی کمتر از ۰.۰۱ دلار به ازای هر کیلوواتساعت)، یکی از ارزانترین نرخها در جهان و در حدود ۱۳۰۰ دلار است. این مزیت قیمتی، ایران را به آهنربای بزرگ ماینرها تبدیل کرد. اما اینجاست که چالش شروع میشود: یارانههای سنگین انرژی که برای حمایت از اقشار کمدرآمد طراحی شده بودند، مانند یک طعمه طلایی، ماینرهای غیرقانونی را به سمت خود جذب کردند. تا سال ۲۰۲۴، سهم ایران از هشریت جهانی بیتکوین (معیار قدرت پردازش شبکه) حدود ۴.۲ درصد تخمین زده میشد، اما بخش اعظم این سهم، زیرزمینی و بدون مجوز بود. با تشدید بحران انرژی ناشی از خشکسالی و افزایش مصرف خانگی در سال ۲۰۲۵، دولت مجبور شد محدودیتهایی مانند قطع برق مزارع مجاز در فصلهای پرمصرف اعمال کند. اما ماینینگ غیرقانونی، که اغلب توسط شبکههای سازمانیافته و پنهان در کارخانههای متروکه یا تونلهای زیرزمینی اداره میشد، نه تنها متوقف نشد بلکه رشدی انفجاری یافت و به یک "صنعت سایه" تبدیل شد. گزارشهای اخیر نشان میدهند که این عملیاتهای سایه، نهتنها تحریمها را دور میزنند، بلکه در برخی موارد، حتی به تأمین مالی پروکسیهای منطقهای یا شبکههای قاچاق نیز کمک میکنند، که این امر پیچیدگی موضوع را دوچندان میکند. چرا باوجود ممنوعیتها و برخوردها، ماینینگ غیرقانونی در ایران همچنان رشد انفجاری دارد؟ دلیل اصلی این رشد انفجاری، تفاوت فاحش قیمت برق یارانهای و برق آزاد جهانی است. تا زمانی که هزینه استخراج یک بیتکوین در ایران ۱,۳۰۰ دلار و در بازارهای جهانی بیش از ۲۵,۰۰۰ دلار باشد، انگیزه برای بهرهبرداری غیرقانونی از برق ارزان، بسیار بالا خواهد بود. علاوه بر این، سودآوری بسیار بالای این فعالیت، شبکههای سازمانیافته را ترغیب میکند تا با سرمایهگذاری در تجهیزات، اقدام به پنهانکاری عملیاتهای خود پشت ظاهر کارخانههای صنعتی یا مزارع کنند. تا زمانی که این یارانه پنهان انرژی اصلاح نشود، برخوردها تنها یک راهکار موقتی خواهند بود. بررسی نقش ماینینگ در قطعیهای برق ایران؛ واقعیت یا اتهام؟ در دو سال گذشته، قطعیهای مداوم برق در ایران به یکی از چالشهای جدی برای کسبوکارها و حتی زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. این خاموشیهای پیدرپی نهتنها فعالیت صنایع و شرکتها را مختل کرده، بلکه در برخی مناطق، زندگی عادی شهروندان را نیز تحتتأثیر قرار داده است. در این میان، بسیاری از مردم و رسانهها انگشت اتهام را به سمت ماینینگ رمزارزها گرفتهاند و آن را عامل اصلی افزایش فشار بر شبکه برق میدانند. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که ریشه این بحران در کمبود زیرساختهای تولید و توزیع برق و ضعف برنامهریزی در حوزه انرژی نهفته است. با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا واقعاً استخراج رمزارزها عامل اصلی این قطعیهای گسترده است یا دلایل دیگری پشت ماجرا قرار دارد؟ پاسخ قطعی به این سؤال ساده نیست. گرچه نمیتوان تأثیر فعالیت مزارع ماینینگ را در افزایش مصرف برق نادیده گرفت، اما تاکنون گزارشها یا تحقیقات میدانی دقیقی که این ارتباط را بهصورت مستند و علمی تأیید کند، منتشر نشده است. بررسی دقیق این موضوع نیازمند همکاری کارشناسان حوزه انرژی، متخصصان برق، و تحلیلگران داده در زمینه نرخ هشریت جهانی و الگوهای مصرف برق در بازههای زمانی مختلف است. همچنین باید سهم واقعی مزارع ماینینگ قانونی و غیرقانونی در مصرف برق کشور بهطور مستقل مورد ارزیابی قرار گیرد تا بتوان تصویر شفافی از نقش آنها در بحران برق ایران بهدست آورد. چالشهای انرژی و محیط زیست؛ بمب ساعتی خاموشیهای زمستانی مصرف برق ماینینگ، دیگر یک مشکل جزئی نیست، بلکه یکی از عوامل اصلی بحران انرژی ایران است. هر دستگاه ASIC مدرن، بهطور متوسط حدود ۳.۵ کیلووات برق مصرف میکند. با ۴۲۷ هزار دستگاه، مجموع مصرف به ۱.۵ گیگاوات میرسد که به گفته توانیر، بیش از ۲۰ درصد کمبود برق کشور را به خود اختصاص داده است. در تابستان ۲۰۲۵ (۱۴۰۴)، خاموشیهای گستردهای که در سطح کشور رخ داد، مستقیماً به استخراج غیرقانونی رمزارزها نسبت داده شد. اکنون، با نزدیک شدن به زمستان سخت، تهدید خاموشیهای برنامهریزیشده و جدیتر از تابستان، بار دیگر جان میگیرد. ماینرها، که به دلیل تولید گرمای زیاد دستگاهها به خنککنندههای پرمصرف نیاز دارند، در طول سال، بهویژه در اوج مصرف، بار سنگینی را به شبکه تحمیل میکنند. یارانههای معکوس: یارانههای برق، که قرار بود حامی اقشار کمدرآمد باشند، در عمل به ابزاری برای "دزدی انرژی" و سودجویی کلان تبدیل شدهاند. طبق گزارش توانیر، ماینینگ غیرقانونی تا ۲۰۰۰ مگاوات برق را به نوعی "سرقت" کرده است. اگر در نظر بگیریم استخراج یک بیتکوین با دستگاههای قدیمی، حدود ۱ میلیون کیلوواتساعت برق مصرف میکند، این میزان معادل مصرف سالانه ۴۴۰ خانوار عادی ایرانی است. مسائل زیستمحیطی: این عملیاتها، که عمدتاً با برق تولیدشده از سوختهای فسیلی (نفت و گاز) ایران تأمین میشوند، انتشار کربن در کشور را به میزان قابلتوجهی افزایش میدهند. این تناقض، در کشوری که خود با چالشهای زیستمحیطی جدی روبهروست، بسیار نگرانکننده است. آیا دخالت نهادهای قدرتمند دولتی در ماینینگ قانونی، به افزایش فعالیتهای غیرقانونی دامن زده است؟ بله. یکی از پیچیدهترین و جنجالیترین ابعاد ماینینگ در ایران، مسئله "کارتل رمزارز" است. گزارشهای تحقیقی متعددی به وجود مزارع عظیم رمزارز اشاره دارند که توسط بنیادهای وابسته به نهادهای قدرتمند اداره میشوند و از برق رایگان یا یارانهای بهره میبرند. بهعنوان مثال، در بودجه سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵)، پایگاههای برخی نهادها از پرداخت قبوض انرژی معاف شدهاند، در حالی که تعرفه برق برای شهروندان عادی ۳۸ درصد افزایش یافته است. این نابرابری، یک حس عمیق بیعدالتی ایجاد میکند: شهروندان باید خاموشیها و تعرفههای بالاتر را تحمل کنند، در حالی که نهادهای با نفوذ از این فرصت برای کسب درآمدهای میلیاردی (۱۵.۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ برای دور زدن تحریمها) استفاده میکنند. اگر این اخبار و حدس و گمانهایی که در رابطه با سواستفاده برخی نهادها و یا سرمایهداران بزرگ از برق برای میاینینگ باشد، این وضعیت خود به نوعی، اعتماد عمومی را کاهش داده و باعث میشود شهروندان نیز به دنبال بهرهبرداری غیرقانونی از این امکان باشند. تأثیر بر اقتصاد و جامعه؛ ۱۳ میلیون ایرانی در گرداب رمزارزها اگر از ریسکهای بزرگ و چالش برانگیز ترید رمزارزها که گریبانگیر بسیاری از سرمایهگذاران و معاملهگران کریپتویی در این چندساله شده بگذریم، ماینینگ در ایران هم با دغدغههای زیادس همراه شده و همانند یک تیغ دولبه است. از یک سو، فرصت اشتغال و ایجاد درآمد ارزی را به همراه دارد. استخراج قانونی در صورت مدیریت صحیح، میتواند سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد کشور تزریق کند. از سوی دیگر، این حوزه با چالشهایی مانند کلاهبرداریهای متعدد (Scams) و هکهای بزرگ، مانند هک ۹۰ میلیون دلاری صرافی نوبیتکس در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴)، همراه بوده که اعتماد عمومی را خدشهدار کرده است. پذیرش گسترده: بر اساس آمارها، بیش از ۱۳ میلیون ایرانی معادل ۱۵ درصد جمعیت در بازار رمزارزها فعال هستند. این سطح از پذیرش عمومی، نشاندهنده یک پتانسیل عظیم برای اقتصاد دیجیتال است. با افت ارزش ریال در سالهای اخیر (مانند افت ۳۷ درصدی در ۲۰۲۴)، رمزارزها به پناهگاهی امن برای حفظ سرمایه در برابر تورم تبدیل شدهاند. سودآوری در اوج: با رشد قیمت بیتکوین به حدود ۱۱۰ هزار دلار در نوامبر ۲۰۲۵، سودآوری ماینینگ به اوج خود رسیده است. اما ماینینگ غیرقانونی، با ایجاد خاموشی و نوسانات برق، زندگی روزمره مردم را مختل کرده و عملاً به یک مالیات پنهان تبدیل شده است که همه ایرانیان بابت آن هزینه میپردازند. ✔️ بیشتر بخوانید: دستگاه ماینر چیست؟ بررسی انواع دستگاههای استخراج بیتکوین استخراج قانونی رمزارز در ایران؛ راهکار عملی برای سود پایدار تبدیل بحران کنونی به یک فرصت پایدار، نیازمند یک نقشه راه هوشمندانه و چندوجهی است. ایران میتواند از مدلهای موفق جهانی مانند کانادا (با تمرکز بر انرژی هیدرو) یا قزاقستان (با تعرفههای متعادل) الهام بگیرد. در اینجا، برخی از راهکارهای عملی برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران ارائه میشود: اصلاح هوشمند تعرفههای انرژی (تعرفههای سهگانه) ماینینگ سبز (Green Mining): پایینترین تعرفه برای ماینرهایی که از انرژیهای تجدیدپذیر مانند پنلهای خورشیدی استفاده میکنند. ایران پتانسیل تولید ۶۰ هزار مگاوات برق خورشیدی دارد. ماینینگ صنعتی (Industrial Mining): تعرفهای منطقی و نزدیک به قیمت صادراتی برق برای مزارع بزرگ قانونی که در مناطق صنعتی و تحت نظارت دولت فعالیت میکنند. تعرفه تنبیهی: بالاترین و بازدارندهترین تعرفه برای ماینرهای غیرقانونی و متخلفان. قانونیسازی گامبهگام و نظارت دیجیتال مجوزهای دیجیتال: راهاندازی یک سامانه آنلاین واحد برای صدور مجوز سریع و شفاف وزارت صمت، با استفاده از API بانک مرکزی برای ردیابی میزان استخراج و مبادلات، مانند اقدام بانک مرکزی در ژانویه ۲۰۲۵. فروش اجباری به بانک مرکزی: الزامی کردن فروش بخشی از رمزارزهای استخراجشده به بانک مرکزی، جهت تزریق ارز به بازار و دور زدن تحریمها. سرمایهگذاری در ماینینگ با انرژی تجدیدپذیر راهنمایی برای سرمایهگذار کوچک ایرانی: به جای پنهان کردن دستگاه در زیرزمین، با اخذ مجوز صمت، یک مزرعه کوچک با پنل خورشیدی راهاندازی کنید. هزینه اولیه: حدود ۵,۰۰۰ دلار برای ۱۰ دستگاه ماینر کوچکتر و پنلهای خورشیدی. مزیت: در این مدل، شما نیازی به برق یارانهای پرچالش ندارید و از معافیتهای مالیاتی و تعرفهای ماینینگ سبز بهره میبرید، در نتیجه، بازگشت سرمایه در عرض ۶ تا ۹ ماه امکانپذیر است. راهکارهای عملی برای نظارت و کشف ماینرهای غیرقانونی نظارت مبتنی بر هوش مصنوعی (AI Monitoring): استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای تحلیل دادههای شبکه برق و تشخیص الگوهای مصرف غیرعادی در مناطق شهری و صنعتی. این روش، بسیار مؤثرتر از گشتهای فیزیکی است. آموزش عمومی: راهاندازی کمپینهای ضدکلاهبرداری و آموزش عمومی در مورد ماینینگ مسئولانه و خطرات اتصال غیرقانونی به شبکه برق. سخن پایانی: زمان تصمیم بزرگ ایران در یک برزخ دیجیتال قرار دارد. از یک سو، پتانسیل عظیم رمزارز برای اقتصاد مقاومتی و افزایش درآمد ارزی، و از سوی دیگر، تهدید جدی ماینینگ غیرقانونی برای زیرساخت حیاتی انرژی. اخبار این چند روزه ، با صعود ایران به رتبه چهارم جهانی و تأکید بر سهم ۹۵ درصدی عملیات غیرقانونی ماینینگ، زنگ خطر نهایی را به صدا درآورده است. ماینینگ یک فرصت گریزناپذیر است؛ نمیتوان آن را نادیده گرفت، بلکه باید هوشمندانه آن را مدیریت کرد. با پیادهسازی اصلاحات ساختاری در تعرفهها، تشویق ماینینگ سبز و نظارت شفاف، میتوان این ۴.۲ درصد هشریت جهانی را از یک عامل بحران، به یک منبع پایدار درآمد ملی تبدیل کرد. اگر سرمایهگذاران و سیاستگذاران ایرانی از این فرصت طلایی برای قانونیسازی و بهینهسازی استفاده نکنند، نه تنها از موج بزرگ رمزارزها عقب خواهند ماند، بلکه باید منتظر خاموشیهای گستردهتر و فاجعهبارتر در فصلهای آتی باشند. زمان عمل، همین حالا است. سلب مسئولیت: این مقاله تحلیلی و خبری هست و پیش از خرید یا فروش رمزارزها، با بررسی و آگاهی کامل اقدام کنید. ما هرگز پیشنهاد خرید و فروش هیچ ارزی را به کاربران نمیدهیم و یوتوتایمز مسئولیتی در قبال سود یا زیان معاملات کاربران ندارد.
این آپدیت میتواند هزینه تراکنشها را تا ۶۰ درصد کاهش دهد و در عین حال، مسیر معماری ماژولار اتریوم را تثبیت کند؛ مدلی که در آن لایه اول، بستر تسویه و لایه دوم، محل تعامل کاربران است. آیا فوساکا کاربران را در لایه دوم نگه میدارد؟ بهروزرسانی بزرگ بعدی اتریوم با نام Fusaka، ترکیبی از دو واژهی Fulu بهمعنای اجماع و Osaka بهمعنای اجرا، قرار است نحوهی مدیریت دادهها و کارمزدها را در شبکه تغییر دهد، بیآنکه تجربهی کاربر را دگرگون کند. اما در عمق ماجرا، فوساکا پیام روشنی دارد. اتریوم بیش از هر زمان دیگر به سمت معماری ماژولار حرکت میکند؛ جایی که لایه یک (L1) نقش ستون فقرات شبکه و محل نهایی تسویه تراکنشها را دارد، و لایه دو (L2) تبدیل به فضای اصلی فعالیت کاربران میشود. سریعتر، ارزانتر و مقیاسپذیرتر. پرسش اصلی این است که آیا فوساکا کاربران را دوباره به لایه یک بازمیگرداند؟ پاسخ روشن است: خیر. در واقع این آپدیت باعث میشود کاربران کمتر از قبل دلیلی برای ترک لایه دو داشته باشند. فوساکا، ارتقایی برای روانتر شدن حرکت اتریوم پایهی فنی بهروزرسانی Fusaka بر سه محور کلیدی استوار است: دسترسپذیری دادهها، نمونهبرداری (sampling) و مدیریت دادههای blob که رویکرد اتریوم برای کاهش هزینه و افزایش بهرهوری در ارسال دادههای لایه دوم (L2) است. در قلب این تغییرات، پیشنهاد اصلی یعنی EIP-7594 با نام PeerDAS قرار دارد. این طرح به نودها اجازه میدهد بهجای دانلود کامل دادههای رولآپ، تنها بخشهایی از آن را موسوم به blob نمونهبرداری کنند. در نتیجه ظرفیت بیشتر برای ذخیرهی blob ها و کاهش چشمگیر هزینهی پهنای باند برای اعتبارسنجها ایجاد میشود؛ عاملی حیاتی برای افزایش توان پردازش تراکنشها در لایه دوم. بعد نوبت به EIP-7892 میرسد که «فورکهای فقط با پارامتر بلاب» یا BPOها را معرفی میکند. سازوکاری که اجازه میدهد تعداد بلابها در هر بلاک (مثلاً از ۱۰ به ۱۴ یا از ۱۵ به ۲۱) بهتدریج افزایش یابد، بدون آنکه نیازی به بازنویسی کل پروتکل باشد. به زبان ساده توسعهدهندگان میتوانند ظرفیت دادهی اتریوم را تدریجاً تنظیم کنند، بدون آنکه منتظر یک ارتقای کامل بمانند. در همین راستا، EIP-7918 یک کف قیمت برای کارمزد blobها تعیین میکند تا در دورههای کمتقاضا، قیمت فضای داده به صفر نزدیک نشود. اما بخشهای دیگر فوساکا روی تجربهی کاربر و امنیت شبکه تمرکز دارند: EIP-7951 پشتیبانی از منحنی رمزنگاری secp256r1 را اضافه میکند همان الگویی که در WebAuthn به کار میرود تا ورود با Passkey در کیفپولهای اتریوم ممکن شود. EIP-7917 قابلیت پیشبینی تولیدکنندهی بعدی بلاک را معرفی میکند که باعث میشود سیستمهای pre-confirmation بتوانند تراکنشها را سریعتر تأیید کنند. EIP-7825 سقفی برای گس تراکنش تعیین میکند تا از حملات Denial of Service جلوگیری شود. و EIP-7935 اهداف گس بلاک را بازتنظیم میکند تا پایداری اعتبارسنجها حفظ شود. تمامی این بهروزرسانیها اکنون روی شبکههای آزمایشی Holesky و Sepolia فعال شدهاند، و انتظار میرود اوایل دسامبر در شبکهی اصلی (mainnet) نیز اجرا شوند. چرا فوساکا برای کارمزدها و اقتصاد رولآپها اهمیت دارد فوساکا وعدهی کاهش هزینهی گس در لایهی اول برای کاربر را نمیدهد، بلکه هدفش پایین آوردن کارمزدها در لایهدوم است. این آپدیت با فراهم کردن امکان ارسال دادههای بیشتر با هزینهی کمتر، بهبود چشمگیری در اقتصاد شبکههایی مثل Arbitrum، Optimism، Base و zkSync ایجاد میکند. مدلسازیهای آنچین نشان میدهد که هزینهی استفاده از رولآپها میتواند بین ۱۵ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا کند؛ و در شرایطی که عرضهی بلابها (Blob) از تقاضای داده پیشی بگیرد، این کاهش حتی ممکن است تا ۶۰ درصد هم برسد. در سوی دیگر، هزینهی گس در شبکهی اصلی اتریوم (Mainnet) احتمالاً تغییر چندانی نخواهد داشت، گرچه با تنظیمات بعدی در هدف گس بلاکها، ممکن است تا ۱۰ تا ۲۰ درصد دیگر کاهش یابد. بهروزرسانیهای مربوط به ورود با کلید امنیتی (Passkey) و زمانبندی قابل پیشبینی بلاکها (Proposer Look-Ahead) تجربهی استفاده از اتریوم را ملموستر تغییر میدهند. پشتیبانی از WebAuthn به کیفپولها اجازه میدهد تا بدون نیاز به عبارت بازیابی یا رمز عبور از ورود بیومتریک یا بر پایهی دستگاه استفاده کنند. همچنین با فعال شدن سیستم پیشتأیید تراکنشها بر پایهی زمانبندی قابل پیشبینی بلاکها، کاربران میتوانند انتظار تأییدهای تقریباً فوری برای تراکنشهای روزمره بهویژه در لایه دوم داشته باشند. نتیجهی نهایی این است که استفاده از اتریوم روانتر و سریعتر میشود، بدون آنکه کاربران را دوباره به لایهاول برگرداند.مسیرهای شبکه سریعتر شدهاند، اما همچنان در مسیر لایهدوم حرکت میکنند. لایهاول برای تسویه، لایهدوم برای تجربه معماری اتریوم دیگر بحثی بین طراحی «تکپارچه» و «ماژولار» نیست؛ این شبکه بهصورت آگاهانه ماژولار طراحی شده است. هدف لایهاول، ایفای نقش پایگاه اصلی برای تسویه و ذخیرهی داده با امنیت بالا است، در حالی که فعالیتهای روزمرهی کاربران به لایهدوم منتقل میشود. فوساکا این تقسیم وظیفه را تقویت میکند. با افزایش ظرفیت بلابها، لایههای دوم میتوانند تراکنشهای بیشتری برای بازیها، شبکههای اجتماعی، و پرداختهای خرد پردازش کنند، مواردی که انجامشان در شبکهی اصلی صرفهی اقتصادی ندارد. بهبود فرآیندهای ورود و تأیید تراکنشها باعث میشود تجربهی کار در لایهدوم طبیعیتر و سریعتر حس شود و فاصلهی تجربهی کاربری (UX) میان لایهاول و لایهدوم تقریباً از میان برود. کاربران همچنان ممکن است در برخی سناریوهای خاص سراغ لایهاول بروند، مثلاً برای تسویههای کلان، انتقالهای سازمانی، یا معاملات حساس به ترتیب بلاکمثل مدیریت MEV یا تسویهی DeFi اما این موارد تنها بخش کوچکی از کل فعالیتهای روی زنجیره را تشکیل میدهند. برای سایر کاربردها، لایهدوم همچنان محل همیشگی کاربران اتریوم باقی خواهد ماند. روایت بزرگتر، اتریوم بهعنوان یک اینترنت لایهای از یک دیدگاه کلیتر، Fusaka بیش از اینکه صرفاً بهینهسازی گس باشد، نشانهای از بلوغ و تکامل اتریوم است. این ارتقا چارچوب مقیاسپذیری برای تنظیم ظرفیت دادهها (BPO) بدون نیاز به فورکهای مخرب فراهم میکند و لایهای از تجربه کاربری ارائه میدهد که Web3 را شبیه Web2 میکند. فلسفه اصلی آن روشن است، شبکه نمیخواهد ترافیک را به L1 متمرکز کند، بلکه یک سیستم آزادراهی میسازد که رولآپها ترافیک محلی را مدیریت میکنند و L1 حکم دادگاه نهایی را دارد. بعد مالی ماجرا نیز اهمیت دارد. ارزانتر شدن ثبت داده میتواند موجی از اپلیکیشنهای کمارزش مثل شبکههای اجتماعی، سیستمهای پرداخت و بازیها را دوباره به رولآپها بازگرداند. این فعالیتها همچنان با ETH و هزینههای blob همراه است و با کف هزینههای تعیینشده در EIP-7918، این هزینهها به کاهش عرضه ETH کمک میکنند. اگر فعالیت سریعتر از کاهش هزینهها رشد کند، میزان کاهش عرضه ETH میتواند حتی بالاتر رود. در سمت اعتبارسنجها، PeerDAS بار پهنای باند را کاهش میدهد، اما ممکن است باعث شود سوپرنودهایی ایجاد شوند که تمام دادههای بلاکها را نگه میدارند. این یک نوع مصالحه بین تمرکززدایی و مقیاسپذیری است که جامعه هنوز درباره آن بحث خواهد کرد. چگونه میتوان دسترسی به دادهها را بدون محدود کردن مشارکت، گسترش داد. تعادل فعلی اتریوم بین ظرفیت پردازش، راحتی استفاده برای کاربران و اعتماد شبکه، مسیر کلی توسعه زیرساختهای کریپتو را نشان میدهد. در این مسیر، لایهی اول (L1) بهعنوان پایهای امن تقویت میشود و لایهی دوم (L2) محیطی برای آزمایش و افزایش مقیاسپذیری فراهم میکند. جمعبندی Fusaka تلاشی برای بازگرداندن توجه به شبکه اصلی اتریوم نیست؛ برعکس، حرکت آگاهانهای برای تقویت زیرساختهای یک آیندهی محور بر رولآپ است. این آپدیت ظرفیت دادهها را افزایش میدهد، هزینهها را پایدار نگه میدارد و تجربه کار با کیفپولها را مدرن میکند، اما همه این تغییرات در خدمت لایههای بالاتر هستند. L1 اتریوم امنتر و هوشمندتر میشود، در حالی که کاربران همچنان روی L2 فعالیت میکنند که اکنون ارزانتر و سریعتر از همیشه است. با فعال شدن BPO1 و BPO2 در اوایل سال آینده، شاخصهای کلیدی که باید زیر نظر داشت شامل میزان استفاده از بلاکها نسبت به ظرفیت، کاهش هزینهها در لایه دوم و میزان پذیرش پسکلیدها در کیفپولها خواهد بود. این عوامل تعیین میکنند که تجربه استفاده از اتریوم در ۲۰۲۶ چقدر راحت و بیدردسر خواهد بود، نه با بازگرداندن کاربران به شبکه اصلی، بلکه با نامرئی کردن تقریباً کامل مسیرهای خروج.
بیتکوین هنوز زیر قیمت تمامشده هولدرها معامله میشود که نشاندهنده کاهش تقاضا و ادامه فروش هولدرهای بلندمدت است. با اینکه نوسان بازار کمی کاهش یافته و پوزیشنهای بازار آپشن نسبتا متعادل به نظر میرسند، آینده بازار اکنون به تصمیمات فدرال رزرو وابسته است. هر گونه خبر تهاجمی یا سیاست سختگیرانه میتواند دوباره نوسانات را بالا ببرد. خلاصه بازگشت کوتاهمدت بیتکوین از محدوده ی قیمتی ۱۰۷ تا ۱۱۸ هزار دلار مشابه رالیهای کوتاهمدت پس از سقف تاریخی قبلی است، اما فشار فروش مداوم هولدرهای بلندمدت مانع ادامه حرکت صعودی شده است. بازار همچنان بالای قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت (۱۱۳ هزار دلار) درحال درجا زدن است؛ این سطح یک خط مهم بین روند صعودی و نزولی است. عدم بازپسگیری این سطح، ریسک اصلاح عمیقتر تا قیمت تحققیافته هولدرهای میانمدت در سطح (۸۸ هزار دلار) را افزایش میدهد. هولدرهای کوتاهمدت در زیان خارج میشوند، در حالی که هولدرهای بلندمدت همچنان فروشنده اصلی بازار (۱۰۴ هزار بیتکوین در ماه) هستند؛ این نشاندهنده کاهش اطمینان و ادامه جذب عرضه در سطوح فعلی بازار است. نوسان ضمنی (Implied Volatility) پس از سقوط بازار در اکتبر به شدت کاهش یافته، چولگی (Skew) کاهش یافته و جریانهای آپشن نشاندهنده کنترل رشد قیمت و پوشش ریسک محدود برای افت است. آرامش فعلی نوسانات به تصمیم بعدی فدرال رزرو وابسته است. نتیجه سیاست سهلگیرانه (Dovish) ثبات را حفظ میکند، اما هر خبر سختگیرانه (Hawkish) میتواند دوباره نوسانات و تقاضای پوشش ریسک نزولی را افزایش دهد. دیدگاه آنچین الگوی آشنا در بازگشتها در طول آخر هفته، بیتکوین پس از یک افت کوچک یک بازگشت کوتاهمدت به محدودهی۱۰۷ تا ۱۱۸ هزار دلار داشت. طبق نقشه توزیع قیمت تمامشده (Cost Basis Distribution Heatmap)، قیمت از حدود ۱۱۶ هزار دلار برگشت و سپس تا حدود ۱۱۳ هزار دلار اصلاح شد. این الگو کاملاً شبیه رالیهای کوتاهمدت پس از سقف تاریخی در سهماهه دوم و سوم ۲۰۲۴ و سهماهه اول ۲۰۲۵ است؛ جایی که رالیهای موقت شکل میگرفت و تقاضا سریعاً توسط عرضه در سطوح بالاتر پاسخ داده میشد. در این دوره فروش مجدد هولدرهای بلندمدت باعث افزایش مقاومت در این محدوده عرضه شد و نشان میدهد که سیو سود در سطوح بالا همچنان مانع ادامه حرکت صعودی است. تلاش برای حفظ خط حمایت پس از بازگشت آخر هفته، بیتکوین موقتاً قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت (۱۱۳.۱ هزار دلار) را پس گرفت؛ سطحی که معمولاً به عنوان خط مرزی بین حرکت صعودی و نزولی در نظر گرفته میشود. حفظ این سطح معمولاً نشان میدهد که تقاضا به اندازه کافی قوی است تا فشار فروش مداوم را جذب کند. اما عدم توانایی در ماندن بالای این سطح، بهویژه پس از شش ماه معامله پیوسته در سطوح بالاتر، نشان میدهد که تقاضا کاهش یافته است. در دو هفته گذشته، بیتکوین با بستن کندل هفتگی بالای این سطح کلیدی مشکل داشته است که ریسک ضعف بیشتر در آینده را افزایش میدهد. در صورتی که این وضعیت ادامه یابد، حمایت مهم بعدی در حدود قیمت تحققیافته هولدرهای میانمدت (۸۸ هزار دلار) قرار دارد؛ این معیار نشاندهنده قیمت تمامشده موجودی در گردش فعال است و در چرخههای گذشته معمولاً نشانه آغاز فاز اصلاح عمیقتر بوده است. فشار هولدرهای کوتاهمدت با نگاه به سنتیمنت سرمایهگذاران، ضعف بیشتر بازار احتمالاً از سوی هولدرهای کوتاهمدت هدایت میشود؛ یعنی بزرگترین خریداران که اکنون با زیان از بازار خارج میشوند. شاخص سود/زیان تحققنیافته خالص هولدرهای کوتاهمدت (STH-NUPL) برای سنجش این فشار مفید است و نشان میدهد چه سهمی از بازار در زیان یا سود تحققنیافته قرار دارد. تاریخچه بازار نشان میدهد که مقادیر منفی عمیق این شاخص معمولاً همزمان با فازهای تسلیم گسترده بوده که پیش از شکلگیری کف بازار رخ میدهند. کاهش اخیر تا ۱۰۷ هزار دلار باعث شد STH-NUPL به منفی ۰.۰۵ برسد؛ این مقدار زیان نسبتاً ملایم است و در مقایسه با محدوده منفی ۰.۱ تا منفی ۰.۲ در اصلاحات نیمهصعودی، یا کمتر از منفی۰.۲ در کفهای عمیق بازار نزولی، کوچکتر است. تا زمانی که بیتکوین در محدودهی ۱۰۷ تا ۱۱۷ هزار دلار معامله شود، بازار در تعادل حساسی قرار دارد؛ هنوز به مرحله تسلیم کامل نرسیده اما با گذر زمان، اعتماد به روند صعودی همچنان کاهش مییابد و فشار بر خریداران افزایش مییابد. توزیع هولدرهای بلندمدت با توجه به مشاهدات قبلی، فروش مداوم هولدرهای بلندمدت (LTHs) همچنان بر ساختار بازار فشار وارد میکند. تغییر خالص پوزیشن هولدرهای بلندمدت به منفی۱۰۴ هزار بیتکوین در ماه کاهش یافته است که نشاندهنده بزرگترین موج توزیع از اواسط جولای تاکنون است. این فشار فروش مداوم با نشانههای خستگی بازار همسو است، چرا که سرمایهگذاران با تجربه به سیوسود ادامه میدهند در حالی که تقاضا در بازار ضعیف است. تاریخچه بازار نشان میدهد که صعودهای بزرگ بازار معمولاً پس از آن رخ داده است که هولدرهای بلندمدت از وضعیت فروش خالص به یک دوره خرید پایدار منتقل شدهاند. بنابراین بازگشت جریان ورودی خالص مثبت در این گروه همچنان یک پیشنیاز کلیدی برای بازسازی مقاومت بازار و آمادهسازی بستر برای فاز صعودی بعدی است. تا زمانی که این تغییر رخ ندهد، فروش هولدرهای بلندمدت احتمالاً همچنان قیمت را تحت فشار نگه خواهد داشت. شدت فروش هولدرهای بلندمدت برای سنجش شدت فروش هولدرهای بلندمدت، میتوان به حجم انتقال از هولدرهای بلندمدت به صرافیها (میانگین متحرک۳۰ روزه) نگاه کرد؛ این شاخص نشاندهنده ارزش کوینهایی است که سرمایهگذاران با تجربه برای فروش احتمالی به صرافی منتقل میکنند. این شاخص به حدود ۲۹۳ میلیون دلار در روز افزایش یافته و بیش از دو برابر سطح پایه ۱۰۰ تا ۱۲۵ میلیون دلار است که از نوامبر ۲۰۲۴ رایج بود. افزایش حجم انتقال به صرافیها نشان میدهد که هولدرهای بلندمدت به صورت مستمر سیو سود میکنند و فشار فروش پایداری را به بازار تحمیل میکنند. الگوی فعلی شباهت زیادی به آگوست۲۰۲۴ دارد؛ دورهای که هولدرهای بلندمدت به شدت اقدام به انتقال کوینهای خود به صرافی ها جهت فروش کردند در حالی که شتاب حرکت قیمت کاهش یافته بود. تا زمانی که این جریان انتقال کاهش نیابد، جذب عرضه توسط تقاضای اسپات دشوار خواهد بود و بازار در هفتههای آینده همچنان در معرض افت بیشتر قرار خواهد داشت. دیدگاه آفچین آرامش بازار آپشن با ورود به بازار آپشن، دادههای اخیر نشان میدهد که فشار نوسان پس از سقوط ۱۰ اکتبر همچنان در حال کاهش است. نوسان واقعی ۳۰ روزه بیتکوین به ۴۲.۶٪ کاهش یافته، کمی پایینتر از ۴۴٪ هفته گذشته که نشاندهنده حرکت آرامتر قیمت است. در همین حال، نوسان ضمنی (Implied Volatility) که انتظارات معاملهگران را نشان میدهد، با شدت بیشتری کاهش یافته، چرا که شرکتکنندگان پوشش ریسک نزولی خود را کاهش داده و تقاضای محافظت در برابر افت را کمتر کردهاند. در سررسیدهای کوتاهمدت بیشترین تغییر مشاهده شده است. نوسان ضمنی یک هفتهای در نقطه at-the-money بیش از ۱۰ واحد کاهش یافته و به حدود ۴۰٪ رسیده، در حالی که سررسیدهای ۱ تا ۶ ماه تنها ۱تا۲ واحد کاهش داشته و همچنان نزدیک محدوده میانی ۴۰٪ باقی ماندهاند. این کاهش ساختار سررسیدها نشان میدهد که معاملهگران انتظار شوکهای کوتاهمدت کمتری دارند. منحنی نوسان همچنین نشان میدهد که انتظار میرود نوسانات در ماههای آینده به آرامی تا حدود ۴۵٪ افزایش یابد ،نه اینکه شاهد جهشهای ناگهانی قیمت باشیم. تنظیم مجدد چولگی به سطوح پایینتر کاهش نوسان ضمنی باعث تغییر قابل توجهی در چولگی ۲۵ دلتا (25-delta skew) شده است؛ این شاخص نسبت پریمیوم پوت آپشن به کال آپشن را نشان میدهد. چولگی مثبت به این معنی است که پوت آپشن با پرمیوم بیشتری معامله میشود. پس از سقوط اکتبر، چولگی یک هفتهای به بالای ۲۰٪ رسید که نشاندهنده تقاضای شدید برای محافظت در برابر کاهش قیمت بود. از آن زمان، این شاخص به سمت حالت خنثی بازگشته و کمی افزایش یافته اما شدت آن بسیار کمتر از قبل است. در سررسیدهای بلندمدت مانند ۱ ماه و ۳ ماه نیز چولگی به شدت کاهش یافته و پرمیوم پوت آپشن تنها اندکی بالاتر از کالآپشن است. این تغییر نشان میدهد که معاملهگران بخش عمدهای از پوشش ریسک نزولی خود را حذف کردهاند. اکنون پوزیشنها به جای وضعیت ترس از کفهای جدید، بیشتر در محدودهی کمی صعودی و متعادل قرار دارند و با ثبات نسبی قیمت بیتکوین در روزهای اخیر همسو هستند. پوزیشن گیری انتخابی برای رشد قیمت با نرمال شدن چولگی (Skew)، تمرکز به نحوه تخصیص پرمیومها توسط معاملهگران معطوف میشود. فعالیت کال آپشن اکنون بهطور قابل توجهی بسته به قیمت اعمال (Strike) متفاوت است. در قیمت اعمال ۱۱۵ هزار دلار، پرمیوم خالص خرید کال آپشن مثبت باقی مانده و نشان میدهد که معاملهگران همزمان با بازگشت قیمت در دو هفته گذشته، برای افزایش کوتاهمدت قیمت و نزدیک به قیمت فعلی، پرمیوم پرداخت کردهاند. از سمت دیگر در قیمت اعمال ۱۲۰ هزار دلار، فروش کالها از خرید بیشتر بوده و همین باعث شده تراز پرمیومها منفی شود. این ساختار نشاندهنده نگرش رالی ملایم، نه جهش کامل است. معاملهگران حاضرند برای سودهای نزدیک به قیمت اسپات، پرمیوم بپردازند، اما این پوزیشنها را با فروش کالهای با قیمت اعمال بالاتر تأمین مالی میکنند. ساختار حاصل از استراتژی Call Spread نشان میدهد که دیدگاه بازار با احتیاط صعودی است؛معامله گران تمایل دارند از افزایش قیمت بهره ببرند، اما اعتماد کامل به رسیدن دوباره به سقف تاریخی ندارند. کنترل اصلاحها در بازار برای کامل کردن دیدگاه کلی میتوان به سمت پوت آپشن نگاه کرد. از ۲۴ اکتبر معاملهگران، پوت آپشن را با قیمت اعمال ۱۱۰ هزار دلاری خریداری کردهاند که نشاندهنده تقاضا برای محافظت کوتاهمدت در برابر کاهش قیمت است. در همین حال، پوت آپشن ۱۰۵ هزار دلاری با شدت بیشتری فروخته شده که نشان میدهد معاملهگران با فروش پوشش ریسک در سطوح پایینتر، پرمیوم جمعآوری میکنند. این تضاد نشان میدهد که بازار انتظار اصلاحهای ملایم دارد و نه موج بزرگ دیگری از لیکوئیدیشن. معاملهگران به نظر میرسد که ثبات قیمت در محدوده فعلی را محتمل میدانند (پوشش ریسک در ۱۱۰ هزار دلار)، اما شکست کامل زیر ۱۰۵ هزار دلار را کماحتمال میبینند. در کل این پوزیشنگیری از این دیدگاه پشتیبانی میکند که بدترین مرحله کاهش اهرم (Deleveraging) درماه اکتبر پشت سر گذاشته شده و بازار اکنون بیشتر روی معامله در رنج و کسب سود از نوسانات تمرکز دارد تا پوشش ریسک دفاعی در برابر یک سقوط ناگهانی دیگر. نتیجه گیری چشمانداز آنچین همچنان نشاندهنده بازاری در فاز اصلاح و بازتنظیم است. عدم توانایی بیتکوین در حفظ قیمت بالای محدودهی قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت، کاهش شتاب رالی و فشار فروش مداوم از سوی سرمایهگذاران کوتاهمدت و بلندمدت را برجسته میکند. فروش مستمر هولدرهای بلندمدت و حجم بالای انتقال به صرافیها، نشاندهنده خستگی تقاضا است و حاکی از این است که بازار ممکن است برای بازسازی اعتماد به یک دوره تثبیت طولانیتر نیاز داشته باشد. تا زمانی که هولدرهای بلندمدت به سمت جمعآوری مجدد (Accumulation) بازنگردند، احتمال رشد پایدار قیمت محدود خواهد بود. با نگاه به بازار آپشن، نوسان ضمنی در سررسیدهای کوتاهمدت به شدت کاهش یافته، چولگی (Skew) به حالت عادی بازگشته و جریانهای معملات آپشن اکنون نشاندهنده شرکت محتاطانه در رشد قیمت و پوشش ریسک محدود نزولی هستند. ساختار بازار آپشن کریپتو نشان میدهد که این بازار از حالت بحران به فاز بازسازی در حال گذار است و ثبات نسبی بهبود یافته است. با این حال، کاتالیزور مهم بعدی، جلسه فدرال رزرو است. کاهش نرخ بهره عمدتاً در قیمت لحاظ شده، بنابراین یک نتیجه داویش (سهلگیرانه) احتمالاً نوسان را پایین نگه داشته و چولگی را متعادل حفظ میکند. اما اگر فدرال رزرو کاهش کمتر از حد انتظار ارائه دهد یا لحن هاوکیش (سختگیرانه) داشته باشد، نوسان ضمنی کوتاهمدت ممکن است دوباره افزایش یابد و چولگی ۲۵ دلتا گسترش یابد، زیرا معاملهگران برای خرید پوشش ریسک بازمیگردند. به بیان دیگر، آرامش فعلی بازار مشروط است؛ در حال حاضر پایدار است، اما هرگونه انحراف فدرال رزرو از انتظارات میتواند آن را شکننده کند.
بیتکوین بهعنوان بزرگترین و قدیمیترین بلاکچین جهان، امروز با پرسشی بنیادین روبهروست. چه میزان داده باید در دفترکل آن ثبت شود؟ پیشنهاد جدیدی با عنوان BIP-444 (Bitcoin Improvement Proposal 444) بهدنبال بازگرداندن تغییرات مرتبط با دستور OP_RETURN است؛ قابلیتی که پیشتر امکان الصاق متن، تصویر و امضای دیجیتال به تراکنشها را فراهم میکرد. حامیان این طرح معتقدند چنین اقدامی برای محافظت از شبکه در برابر ریسکهای حقوقی ضروری است. اما منتقدان میگویند این تصمیم نوعی دخالت نادرست است که میتواند روح باز و آزاد بیتکوین را تضعیف کرده و حتی جامعه آن را دچار دوگانگی کند. BIP-444 چیست بیتکوین تاکنون شاهد نبردهای ایدئولوژیک متعددی بوده است؛ از جنگهای مقیاسپذیری گرفته تا بحثهای زیستمحیطی. با این حال تنها معدودی از این مناقشات به اندازهی BIP-444 دارای پیامدهای بنیادین بودهاند. در مرکز این پیشنهاد، لوک دشجر (Luke Dashjr) یکی از توسعهدهندگان با سابقهی بیتکوین قرار دارد که از BIP-444 حمایت میکند. این طرح قصد دارد بهروزرسانی جنجالی OP_RETURN را بازگرداند؛ قابلیتی که بخشی از زبان اسکریپت بیتکوین است و به کاربران امکان میدهد مقادیر کوچکی از متادیتا را به تراکنشها الصاق کنند. اوایل این ماه نسخهی Bitcoin Core 30.0 ظرفیت OP_RETURN را از ۸۰ بایت به ۱۰۰,۰۰۰ بایت افزایش داد و عملاً بیتکوین را به یک دفترکل دادهای با کاربرد محدود تبدیل کرد. حامیان این تغییرات معتقد بودند که این بهروزرسانی امکان ثبت زمان (Timestamping)، تأیید اسناد و احراز هویت غیرمتمرکز را بدون به خطر انداختن یکپارچگی بیتکوین به عنوان یک دارایی دیجیتال فراهم میکند. با این حال دشجر و دیگر منتقدان خطرات قابل توجهی را مشاهده کردند. آنها استدلال کردند که این بهروزرسانی میتواند به هر کسی اجازه دهد فایلهای دلخواه، از جمله محتوای غیرقانونی و حساس (CSAM) را مستقیماً روی بلاکچین آپلود کند. علاوه بر این کاربران عادی ممکن است تنها با اجرای نرمافزار اعتبارسنج بیتکوین، در معرض ریسکهای قانونی قرار بگیرند زیرا هر نود کامل باید تمام تراکنشهای معتبر را ذخیره کند. در متن پیشنهاد آمده است: "این طرح به یک کاربر مخرب این امکان را میدهد تا یک تراکنش منفرد با محتوای غیرقانونی یا بهطور عمومی منزجرکننده استخراج کند و بهطور قابلباور ادعا کند که بیتکوین خودش سیستمی برای توزیع آن محتواست، نه سیستمی که صرفاً مورد سوءاستفاده قرار گرفته است." با توجه به این خطرات BIP-444 پیشنهاد میکند که یک سافت فورک (Soft Fork) یکساله موقت اعمال شود که: ظرفیت OP_RETURN به ۸۳ بایت کاهش یابد، محدودیت OP_PUSHDATA روی ۲۵۶ بایت گذاشته شود، و حداکثر اندازهی ScriptPubKeys به ۳۴ بایت محدود شود. اعمال این قوانین جدید از طریق سافت فورک، به جامعه اجازه میدهد تا از ذخیرهسازی دائمی دادهها در دفترکل مشترک بیتکوین جلوگیری کرده و راههای سوءاستفاده احتمالی را ببندد. منتقدان همچنین استدلال کردند که این پچ موقت زمان کافی به توسعهدهندگان میدهد تا قوانین کمتر محدودکننده و امنتر را تنظیم کنند، در حالی که بیطرفی قانونی بیتکوین حفظ میشود. تقسیم ایدئولوژیک برخلاف هارد فورک که بلافاصله زنجیره را دو شاخه میکند، سافت فورک تنها قوانین را تغییر میدهد تا نودهای قدیمی همچنان بلاکهای جدید را معتبر بشناسند. همین ظرافت فنی باعث شده BIP-444 بسیار حساس و قابلبحث باشد، چرا که به مکانیزم توافق جمعی دست میزند بدون اینکه شکاف کامل ایجاد کند. با این حال زبان بهکار رفته در متن پیشنهاد باعث هشدارهای جدی در جامعه کریپتو شده است. در سند آمده که رد فورک ممکن است پیامدهای اخلاقی و قانونی داشته باشد و مخالفان میتوانند به یک آلتکوین مانند Bcash تقسیم شوند. منتقدان این زبان را فشارآور و حتی اقتدارگرایانه توصیف کردند، در شبکهای که به توافق داوطلبانه افتخار میکند. رمزنگار کانادایی پیتر تاد، با انتشار یک تراکنش آزمایشی که کل متن BIP-444 را در خود جای داده بود، ولی همچنان محدودیتهای آن را رعایت کرده بود، به منطق پیشنهاد طعنه زد. در همین حین برخی دیگر انتقادات خود را صریحتر بیان کردند. الکس تورن (Alex Thorn)، رئیس بخش تحقیقات Galaxy Digital، این سافت فورک را حملهای به بیتکوین و بسیار احمقانه خواند. در همان زمان BitMEX Research نیز هشدار داد که BIP-444 ممکن است انگیزه سوءاستفادهای ایجاد کند که قصد جلوگیری از آن را دارد. این شرکت نوشت: "پیشنهاد BIP-444 فوقالعاده بد است. یک کاربر مخرب که قصد انجام حمله دوبار خرج کردن (Double Spend) دارد، میتواند CSAM را روی زنجیره قرار دهد تا بازسازماندهی بلاکها رخ دهد و حملهاش موفق شود." با این حال، دشجر این انتقادات را رد میکند و تأکید دارد که هیچ اعتراض فنی به این پیشنهاد ارائه نشده است. او همچنین تنشها درباره هارد فورک را کاهش داد و پیشنهاد را به عنوان سافت فورک فعالشده توسط کاربران (User-Activated Soft Fork – UASF) معرفی کرد؛ به این معنا که پذیرش آن توسط کاربران هدایت میشود، نه ماینرها. او افزود: "تنها راهی که زنجیره تقسیم شود این است که ماینرها بهطور فعال از محتوای CSAM دفاع کنند در این صورت CSAMchain ایجاد میشود." این موضوع چه تأثیری بر بیتکوین دارد؟ خطر عملی به وجود آمده از ارتقای OP_RETURN و پیشنهاد BIP-444 هنوز مشخص نیست، چرا که بهروزرسانی نسخه ۳۰ از زمان عرضه، توجه و پذیرش کمتری داشته است. اطلاعات Bitnodes نشان میدهد که تنها ۶.۵٪ از نودها از زمان عرضه به نسخه ۳۰ ارتقا یافتهاند، که نشان میدهد اکثر اپراتورها در فاصلهای امن نظارهگر تحولات هستند. تنشهای فنی تاکنون تأثیر قابل توجهی بر قیمت بیتکوین در این ماه نداشتهاند. اوایل اکتبر قیمت بیتکوین به بالاترین سقف تاریخ خود یعنی ۱۲۶,۰۰۰ دلار رسید. از آن زمان ارزش آن تا حدود ۱۰۴,۰۰۰ دلار کاهش یافت و سپس دوباره به حدود ۱۱۶,۰۰۰ دلار رسید. این کاهش عمدتاً ناشی از فشارهای اقتصاد کلان و تنشهای تجاری تازه میان آمریکا و چین بوده است. با این حال این چالش بنیادین قابل چشمپوشی نیست. مشروعیت بیتکوین بر بیطرفی آن استوار است، به طوری که هر کسی بتواند بدون نیاز به اجازه و برای هر هدف قانونی از آن استفاده کند. اما هرچه دادههای بلاکچین بیشتر قابلیت بیان پیدا میکنند، این بیطرفی کمرنگتر میشود. اگر یک تراکنش منفرد بتواند اپراتورهای نود را در معرض پیگرد قانونی قرار دهد،قابلیت غیرمتمرکز بودن بیتکوین ممکن است یکشبه از بین برود. علاوه بر این طرح BIP-444 میتواند اولین تغییر مهم در مکانیزم توافق جمعی بیتکوین از زمان Taproot در ۲۰۲۱ باشد. بنابراین چه این پیشنهاد تصویب شود و چه نشود، این جنجال نشاندهنده یک معضل در حال بلوغ برای مدیریت بیتکوین است. این موضوع مبارزه برای تعادل بین تغییرناپذیری و پاسخگویی را در عصری که بلاکچینها بهطور فزایندهای به عنوان بستر ثبت همیشگی دادهها استفاده میشوند، برجسته میکند.
رشد بیتکوین تا سطح ۱۱۶ هزار دلار باعث افزایش چشمگیر معاملات اهرمی شده؛ معاملهگران انتظار دارند بانک مرکزی آمریکا بار دیگر نرخ بهره را کاهش دهد. خلاصه خبر: میزان اوپن اینترست (Open Interest) در معاملات آتی بیتکوین به آستانهی ۴۰ میلیارد دلار رسیده است. با توجه به پیشبینی کاهش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو، معاملهگران در حال تغییر استراتژیها و پوزیشنهای خود در بازار هستند. دادههای بازار پیشبینی Myriad نشان میدهد که احتمال ۹۲.۶٪ برای کاهش ۰.۲۵ واحد نرخ بهره در هفتهی جاری وجود دارد. با وجود چشمانداز صعودی، کارشناسان هشدار میدهند که افزایش استفاده از اهرمهای معاملاتی میتواند نوسانات شدیدتری را در بازار بهدنبال داشته باشد. در آستانهی نشست مهم فدرال رزرو در این هفته، معاملهگران بیتکوین در حال افزایش پوزیشنهای اهرمی خود در بازار مشتقات رمزارز هستند؛ زیرا بازارها انتظار دارند که روند کاهش نرخ بهره در سال جاری ادامه یابد. تصمیم فدرال رزرو آمریکا دربارهی نرخ بهره که قرار است امروز چهارشنبه ۲۹ اکتبر اعلام شود، به یکی از نقاط تمرکز اصلی سرمایهگذاران تبدیل شده است. اغلب تحلیلگران انتظار دارند که بانک مرکزی با کاهش یکچهارم درصدی نرخ بهره، زمینهی افزایش تمایل به داراییهای پرریسک از جمله رمزارزها را فراهم کند. این خوشبینی حاصل ترکیب چند تحول اقتصادی اخیر است. ضعف بازار کار در گزارشهای جولای و آگوست و کاهش تورم پایه که هر دو باعث شدند فدرال رزرو ماه گذشته اولین کاهش نرخ بهره را اعمال کند. تعطیلی حال حاضر دولت آمریکا باعث ایجاد نوعی خلأ اطلاعاتی شده و توانایی فدرال رزرو برای رصد دقیق وضعیت اقتصاد را محدود کرده است. با این حال، اظهارنظرهای اخیر جروم پاول رئیس فدرال رزرو درباره پایان سیاست انقباضی ترازنامه (Quantitative Tightening) نشانههایی از مسیر فکری این نهاد را آشکار میکند. انتظار برای کاهش دوباره نرخ بهره در بازارهای پیشبینی نیز بازتاب یافته است. در پلتفرم پیشبینی Myriad کاربران حدود ۹۲٫۶٪ احتمال میدهند که فدرال رزرو این هفته نرخ بهره را یکچهارم درصد کاهش دهد. این خوشبینی نسبت به تغییر سیاستهای پولی، هماکنون در بازار رمزارزها نیز دیده میشود؛ جایی که ارزش کل اوپن اینترست بیتکوین که نشاندهنده مجموع ارزش قراردادهای مشتقه فعال است، به ۳۷٫۶۳ میلیارد دلار رسیده است. روند صعودی بیتکوین از ۱۰۷۶۰۰ دلار در هفته گذشته تا کمی بالاتر از ۱۱۶۰۰۰ دلار، با افزایش اوپن اینترست از ۳۳ میلیارد دلار همراه بوده است. نشانهای از آنکه سرمایهگذاران در آستانه تصمیم فدرال رزرو در حال چینش پوزیشنهای معاملاتی خود هستند. با این حال باید توجه داشت که حجم اوپن اینترست هنوز پایینتر از سطح ۶ اکتبر (۴۷ میلیارد دلار) است؛ زمانی که بیتکوین طبق دادههای CoinGecko به رکورد تاریخی ۱۲۶,۰۸۰ دلار رسیده بود. برخی تحلیلگران معتقدند که بخش زیادی از رشد قیمتی احتمالی، پیشتر در قیمت فعلی لحاظ شده است. گریسی چن مدیرعامل صرافی Bitget گفت: "در نشست پیشروی کمیته بازار باز فدرال (FOMC)، انتظار میرود نرخ بهره ۲۵ واحد پایه کاهش یافته و در محدودهی ۴ تا ۴٫۲۵ درصد تثبیت شود. تصمیمی که بازارها تا حد زیادی از پیش آن را در قیمتها لحاظ کردهاند. با وجود تداوم تعطیلی دولت آمریکا و افزایش عدمقطعیت مالی، فدرال رزرو احتمالاً طبق برنامه پیش میرود زیرا سیاست پولی بهطور مستقل از کنگره اجرا میشود." چن در ادامه افزود که بهاحتمال زیاد، جروم پاول سیگنالهایی از آغاز چرخهی تدریجی تسهیل پولی ارسال خواهد کرد.ترکیبی که نشاندهندهی گسترش نقدینگی در سطح کلان و در نتیجه حمایت از داراییهای پرریسک از جمله رمزارزهاست. او توضیح داد: "بازگشت بیتکوین در آخر هفته، بازتابی از همین بهبود در سنتیمنت بازار است؛ ورود قدرتمند سرمایه به ETFهای بیتکوین و کاهش تنشهای تجاری به تداوم این شتاب کمک کردهاند. اگر بیتکوین بتواند بالاتر از ۱۱۲ هزار دلار تثبیت شود، احتمال حرکت آن تا محدودهی ۱۱۸ تا ۱۲۰ هزار دلار تا پایان ماه وجود دارد. در عین حال، افزایش اوپن اینترست تا نزدیکی ۴۰ میلیارد دلار نشان میدهد که اعتماد معاملهگران بار دیگر در حال بازگشت است." با این حال چن هشدار داد که نوسانات ناشی از اهرم بالا (Leverage) همچنان یکی از ریسکهای کلیدی بازار محسوب میشود.
صرافی Mt. Gox مهلت بازپرداخت بیتکوینها را بار دیگر با تأیید دادگاه از جمعه این هفته به ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶ منتقل کرد. این تمدید یکساله عملاً فشار فروش کوتاهمدت را کاهش میدهد و آنچه میتوانست یک رویداد عرضه ناگهانی باشد را به یک چرخه اداری طولانیتر تبدیل میکند. همانند مراحل قبلی،انتظار میرود بازپرداختها بهصورت تدریجی و در قالب موجهایی از طریق صرافیها، امانتداران و بازارهای OTC انجام شود، نه به شکل یکجا و در نتیجه، تأثیر شدید روی بازار محدود خواهد بود. برای بیتکوین این تأخیر، عرضه مازاد (overhang) را طولانیتر میکند، اما همزمان نشان میدهد که توزیعهای Mt. Gox یک جریان آهسته و تدریجی است، نه یک محرک واحد که بتواند ساختار کل بازار را تکان دهد. این مهلت، پیشتر هم از اکتبر گذشته به تعویق افتاده بود و اکنون دوباره تمدید شده است. چرا بازپرداختهای Mt. Gox یک سال دیگر به تعویق افتاد؟ مسئول بازپرداخت Mt. Gox دلیل این تأخیر را ناتمام بودن مراحل مربوط به طلبکاران و مشکلات پردازشی عنوان کرده است. بر اساس اطلاعیه رسمی، تاریخ تکمیل بازپرداختهای پایه، پرداختهای یکجا و پرداختهای میانی از ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵ به ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶ منتقل شد، یعنی عرضه بالقوه یک سال به تعویق افتاد. این تغییر تاریخ، یک شوک زمانی در عرضه را به یک جریان تدریجی تبدیل میکند. بخش قابل توجهی از طلبکاران هنوز باید مراحل مربوط به صرافی و برداشت از حسابهای امانی را کامل کنند. تجربههای قبلی نشان میدهد که پرداختها بهصورت تدریجی از طریق صفهای صرافی، آزادسازی داراییها و سیستمهای بانکی انجام میشوند. بازههای پردازش نیز طولانی بودهاند: حدود ۹۰ روز در Kraken .تقریباً ۶۰ روز در Bitstamp. حدود ۲۰ روز در BitGo. بنابراین حتی زمانی که وجوه را آزاد کند، تبدیل بیتکوینها و فروش احتمالی میتواند در طول ماهها پراکنده شود و نه در یک جلسه واحد. پلتفرمهای نظارت بر بیتکوین هنوز حدود ۳۴۷۰۰ بیتکوین باقیمانده از Mt. Gox را نشان میدهند، اگرچه مجموع آن در بلاکچین با حرکتهای داخلی کمی نوسان دارد. مقایسه با جریان تقاضای فعلی بیتکوین مقیاس بازار اکنون با دورههای گذشته متفاوت است. ETFهای بیتکوین از زمان راهاندازی تاکنون جمعاً ۶۱.۹۸ میلیارد دلار سرمایه جذب کردهاند و تنها درماه اکتبر ۴.۲ میلیارد دلار ورود سرمایه خالص داشتهاند. با فرض قیمت حدود ۱۱۵۰۰۰ دلار برای هر بیتکوین، این ورودی ماهانه تقریباً معادل ۳۶۰۰۰ بیتکوین است، یعنی تقریباً برابر با کل باقیمانده بیتکوین در صرافی Mt. Gox. البته این به معنای جذب کامل و فوری نیست، اما میزان تقاضای قانونگذاریشده در مقایسه با عرضه باقیمانده را نشان میدهد. عمق بازار مشتقات فهرستشده در پاییز افزایش یافت دادههای CME Group نشان میدهد که قراردادهای آتی و آپشن ارز دیجیتال در سهماهه سوم سال، به سقف تاریخی خود رسیدند؛ از جمله سطح بیسابقهای از اوپن اینترست (Open Interest) به مبلغ ۳۹ میلیارد دلار در ۱۸ سپتامبر و میانگین ارزش باز ۳۱.۳ میلیارد دلار برای کل سهماه. افزایش فعالیتها در زمینه پوشش ریسک موجودی، معاملات پایه و آپشنها به معنای ظرفیت بیشتر برای مدیریت جریانهای اسپات دورهای از طریق پوشش ریسک دلتا و آربیتراژ میان صرافیها است. این زیرساخت به معاملهگران و میزهای آربیتراژ امکان میدهد تا عرضه مرتبط با Mt. Gox را بدون ایجاد فشار فروش ناگهانی در بازار اسپات مدیریت کنند. ETFهای اسپات (Spot ETFs) همچنان نقش اصلی را در جذب این عرضه ایفا میکنند. برای مثال، صندوق IBIT بلکراک با ۸۹ میلیارد دلار دارایی، اکنون حتی چندین برابر کل موجودی باقیمانده Mt. Gox ارزش دارد. ایجاد پیوسته ETFها در افتهای قیمت و توانایی هدایت کوینها از طریق شرکای مجاز و بازارگردانها یک خریدار ساختاری ایجاد کرده که در سال ۲۰۲۱ وجود نداشت. اگر ایجاد ETFها حتی به بخشی از سرعت اوایل اکتبر برسد، اثر فروش مرحلهای طلبکاران میتواند به رویدادهای نقدینگی مدیریتشده از طریق ETF،بازار آتی و بازار اسپات تبدیل شود. صدور بیتکوین، یک معیار پایهای دیگر ایجاد میکند پس از هاوینگ آوریل ۲۰۲۴، ماینرها تقریباً ۴۵۰ بیتکوین در روز استخراج میکنند، که تقریبا معادل ۱۶۴۲۵۰ بیتکوین در سال است. این جریان سالانه بیش از چهار برابر موجودی باقیمانده Mt. Gox است. هرچند صدور بیتکوین به تنهایی قیمت را تعیین نمیکند، اما معیاری برای اندازه عرضه جدیدی که بازار بهطور طبیعی جذب میکند، فراهم میکند. زمانبندی مالیات میتواند باعث تمرکز فروشهای آپشن شود، بهویژه در پایان سال و مهلتهای ارسال اظهارنامه: مالیاتدهندگان آمریکایی: پایان سال ۳۱ دسامبر، با پرداخت مالیات تخمینی در اواسط ژانویه بریتانیا: اظهارنامه آنلاین تا ۳۱ ژانویه ژاپن: مهلت ارسال و پرداخت تا ۱۵ مارس این تاریخها میتوانند انگیزهای برای فروش بخشی از داراییها یا تامین نقدینگی برای بدهیها ایجاد کنند. علاوه بر این، بازتنظیمهای پایان ماه و پایان فصل هم اثرگذار است، زیرا دفاتر ETF، پوشش ریسک های بازارگردانها و دورههای انقضای CME میتوانند بیس را فشرده کرده و جریانهای دوطرفه در حوالی پایان ماه وپایان فصل را تشدید کنند. عامل اقتصاد کلان همچنان تعیینکننده است بانک ژاپن تا اواخر سپتامبر سیاستگذارانهتر (hawkish) عمل کرد و احتمال تغییر نرخ بهره یا مداخله مستقیم در ارز را حفظ کرد. BIS نشان داد که آزادسازی یوان در آگوست ۲۰۲۴ باعث کاهش اهرم در داراییهای متقاطع شد و کریپتو نیز شامل این شوک شد. یک فشار مالی مشابه در ۲۰۲۶ میتواند تأثیر حرکت بیتکوینهای Gox را کمرنگ کند و باعث کاهش داراییها در کل بازارهای ریسکی شود؛ این اثر منفی حتی بیشتر از خود مسیر توزیع Mt. Gox بر بیتکوین خواهد بود. برای ارزیابی اندازه و نتایج محتمل، میتوان از ۳۴۶۸۹ بیتکوین بهعنوان موجودی اولیه و ۱۱۵۱۷۴ دلار بهعنوان قیمت مرجع دربازار اسپات استفاده کرد. تا سال ۲۰۲۶، سه سناریو برای بازپرداخت بیتکوینهای Mt. Gox محتمل است: میزان فروش کم (Low trickle): در این حالت حدود ۲۵٪ از ۳۴,۶۸۹ بیتکوین باقیمانده فروخته میشود، یعنی تقریباً ۸,۶۷۲ بیتکوین به ارزش حدود ۱ میلیارد دلار. سناریوی پایه (Base case): اگر ۵۰٪ از موجودی فروخته شود، معادل ۱۷,۳۴۵ بیتکوین خواهد بود که ارزش آن تقریباً ۲ میلیارد دلار است. میزان فروش بالا (High case): در این حالت ۸۰٪ از بیتکوینها به فروش میرسند، یعنی حدود ۲۷,۷۵۱ بیتکوین با ارزشی نزدیک به ۳.۲ میلیارد دلار. این سناریوها به ما کمک میکنند تا میزان تأثیر احتمالی بازپرداخت Mt. Gox بر بازار بیتکوین را بهتر بسنجیم. این تحلیل یک ابزار مقایسهای ارائه میدهد که میزان عرضه باقیمانده Mt. Gox را با ورودی یک هفتهای قوی ETFها و جریان صدور سالانه پس از هاوینگ مقایسه میکند. اگر فروشها به صورت مرحلهای و از طریق صرافیها، میزهای OTC و برداشت از حسابهای امانی انجام شود، بازار فرصت بیشتری برای مدیریت و پراکنده کردن عرضه خواهد داشت. اما اگر فروشها در حوالی مهلتهای مالیاتی، پایان فصل یا شوکهای اقتصادکلان متمرکز شوند، تأثیر قیمتی میتواند افزایش یابد زیرا بیس فشرده و نقدینگی کاهش مییابد. طلبکاران همچنین بیتکوین کش (BCH) دریافت میکنند که دفتر سفارشهای آن نسبت به بیتکوین نقدینگی کمتری دارد. ارزش دلاری پرداختها کمتر است اما حساسیت قیمت در بازههای پرداخت میتواند برای BCH بیشتر باشد. نظارت بازار بر چند محور خواهد بود: صفحه رسمی مسئول امور Mt. Gox شناسههای تراکنش در بلاکچین برای تفکیک انتقالهای صرافی از جابجاییهای داخلی استفاده میشوند ایجاد و بازخرید ETFهای نقدی در آمریکا بیس و ارزش باز CME سیاستهای بانک ژاپن در صورت مداخله یا تغییر نرخ ارز تغییر تاریخ بازپرداخت، ریسک عرضه را از بین نمیبرد، بلکه زمانبندی آن را تغییر میدهد. نقاط مرجع فعلی شامل بازههای مالیاتی و بازتنظیم پرتفوی اوایل و اواخر ۲۰۲۶، دورههای انقضای CME و هر حرکت بانک ژاپن که فشار روی Carry یوان وارد کند هستند.
بررسی عمیق تأثیر سیستماتیک ETFهای مبتنی بر استیکینگ و شرکتهای خزانهداری در حال حاضر حدود ۶.۷ میلیون واحد اتریوم (ETH) در صندوقهای ETF نگهداری میشود؛ رقمی که معادل ۵.۶ درصد از کل عرضهی اتریوم است و از اول جولای تاکنون ۶۴ درصد رشد داشته است. در مجموع، ارزش داراییهای اتریومی این صندوقها اکنون به حدود ۲۶ میلیارد دلار میرسد. در همین حین حدود ۵.۶ میلیون اتریوم دیگر معادل ۴.۷ درصد از عرضهی کل نیز در اختیار شرکتهای سهامی عام تازهواردی است که از اتریوم به عنوان دارایی ذخیرهای (Reserve Asset) در ترازنامهی خود استفاده میکنند. این رشد چشمگیر یک واقعیت بزرگتر را نشان میدهد. دنیای مالی سنتی در حال ادغام با دنیای مالی آنچین است. از پروژهی کریپتوی دولت آمریکا (Project Crypto) گرفته تا طرح قانون ساختار بازار رمزارزها (Crypto Market Structure Bill)، چارچوبهای قانونی و نهادی تازهای برای داراییهای دیجیتال در حال شکلگیری است؛ چارچوبهایی که فصل بعدی بازارهای سرمایه را تعریف خواهند کرد. در این گزارش که با همکاری شرکت Blockdaemon تهیه شده، به بررسی نقطهی تلاقی میان اقتصاد استیکینگ اتریوم و محصولات ETF قانونگذاریشده میپردازیم. ما در این تحلیل نشان میدهیم که چگونه ETFهای مجهز به قابلیت استیکینگ میتوانند ساختار بازار را در حوزههای زیر دگرگون کنند: پاداشهای اعتبارسنجی (Validator) و استیکینگ عملکرد و عملیات اعتبارسنجها مدیریت نقدینگی معاملات مبتنی بر اختلاف قیمت (ETH Basis Trade) درک اتریوم به عنوان دارایی ذخیرهای (Store of Value) امنیت اقتصادی شبکهی اتریوم توکنهای استیکینگ نقدشونده (LSTs) حاکمیت پروتکل میزان تمرکززدایی در شبکهی اتریوم مروری بر بازار استیکینگ اتریوم در حال حاضر بیش از ۳۶ میلیون واحد اتریوم (ETH) در قراردادهای استیکینگ قفل شده است؛ رقمی که معادل ۲۹.۸ درصد از عرضهی در گردش اتریوم محسوب میشود. کل میزان اتریومهای استیکشده در یک سال گذشته ۴ درصد افزایش یافته و نسبت به دو سال پیش ۳۳ درصد رشد نشان میدهد. در حال حاضر ۱۰ نهاد برتر استیکینگ اتریوم مجموعاً بیش از ۲۲.۴ میلیون واحد ETH در اختیار دارند؛ یعنی حدود ۶۰ درصد از کل اتریومهای استیکشده. در این میان، Lido همچنان رهبر بازار است و ۲۳.۴ درصد از کل عرضهی استیکشدهی اتریوم را در کنترل دارد. سهم نهادها از استیکینگ اتریوم در نمودار زیر، سهم بازار هر نهاد استیکینگ در گذر زمان قابل مشاهده است. روندهای شاخص بازار استیکینگ اتریوم ۱.بایننس بزرگترین صرافی متمرکز از نظر حجم معاملات، با افزایش ۱۰۸ درصدی اتریومهای استیکشدهی خود طی یک سال گذشته، به جایگاه دوم بازار رسید. بزرگترین صرافیهای متمرکز اکنون ۲۱.۹ درصد از کل اتریومهای استیکشده را در اختیار دارند. ۲.خدماتدهندگان نهادی تخصصی استیکینگ، مانند Blockdaemon، طی یک سال گذشته بیش از ۱.۲۸ میلیون واحد ETH به استیکینگ خود اضافه کردند. رشد Blockdaemon معادل ۱۲۶ درصد بوده و پس از آن Figment با ۷۵ درصد و Kiln با ۴.۳ درصد قرار دارند. در مجموع، خدماتدهندگان نهادی ۷.۸ درصد از کل اتریومهای استیکشده را مدیریت میکنند. ۳. دو پلتفرم بزرگ استیکینگ نقدشونده، Lido و RocketPool، طی یک سال گذشته بیش از ۱.۴ میلیون ETH کاهش داشتهاند که معادل ۳.۸ درصد از کل اتریومهای استیکشده است. همزمان EtherFi که خدمات استیکینگ نقدشونده و ریاستیکینگ ارائه میدهد، ۴۰۹ هزار ETH به استیکینگ خود اضافه کرد. در حال حاظر ۳۱ درصد از بازار استیکینگ اتریوم تحت کنترل راهکارهای نقدشونده قرار دارد. ۴. کوینبیس طی سال گذشته ۳۹ درصد از اتریومهای استیکشدهی خود را از دست داده است. به گفتهی کوینبیس، عمدتاً به دلیل بهروزرسانی روشهای حسابداری داخلی آنها بوده است. عملکرد نهادها در استیکینگ اتریوم هر نهاد نشاندادهشده در نمودار بالا، زیرساخت اعتبارسنجی (Validator) را در مقیاس بزرگ اداره میکند. سهم هر نهاد از بازار استیکینگ اتریوم، مستقیماً با تعداد اعتبارسنجهایی که مدیریت میکند رابطه دارد. تا پیش از این هر اعتبارسنج در اتریوم با حداکثر موجودی مؤثر ۳۲ ETH محدود بود. برای مثال اگر یک نهاد ۱ میلیون ETH را کنترل کند، این میزان معادل ۳۱۲۵۰ اعتبارسنج خواهد بود. بنابراین نهادهای پیشرو در استیکینگ اتریوم مجبورند دهها هزار اعتبارسنج را در سراسر ساختار توزیعشده اتریوم راهاندازی و مدیریت کنند. با این حال با اجرای EIP-7251 در ارتقای Pectra، این محدودیت به ۲۰۴۸ ETH افزایش یافته است و اجازه میدهد مبالغ بیشتری تحت یک کلید اعتبارسنج واحد مدیریت شود. راهاندازی اعتبارسنجها در این مقیاس نیازمند خودکارسازی عملیات، افزونگی سیستمها و اغلب استفاده از زیرساخت ابری یا سرورهای اختصاصی (Bare-metal) است. نهادها از ابزارهایی مانند نظارت دائم، بیمه در برابر کاهش پاداش (Slashing Insurance) وسیستمهای مدیریت کلید خصوصی استفاده میکنند تا امنیت داراییهای مشتریان حفظ شود. نقش صادرکنندگان،امانتداران و اعتبارسنجها در استیکینگ اتریوم صادرکنندگان (Issuers) چه کسانی هستند؟ پروتکلها یا نهادهایی که مشتقات استیکینگ را صادر میکنند. مثل Lido stETH، RocketPool rETH یا Coinbase cbETH. وظایف: دریافت سپردههای ETH کاربران صدور توکن استیکینگ نقدشونده (Liquid Staking Token یا LST) که نمایانگر دارایی استیکشده و پاداشهای حاصل از آن است مدیریت حسابداری و اقتصاد توکنها (نرخ تبدیل، محاسبه پاداش و مکانیسم بازخرید) چرا اهمیت دارند؟ این نهادها و پروتکلها درگاه اصلی استیکینگ نقدشونده هستند و پلی بین استیکرها و اعتبارسنجها ایجاد میکنند. امانتداران (Custodians) چه کسانی هستند؟ مؤسساتی که دارایی کاربران را امن نگه میدارند.مانند Coinbase Custody، Anchorage و BitGo. وظایف: نگهداری امن داراییهای استیکشده به نمایندگی از مشتریان (خردهفروشان، صندوقها، مؤسسات، دفاتر خانوادگی) اجرای کنترلهای قانونی، حاکمیتی و عملیاتی ارائه گزارشهای مالیاتی، بیمه و یکپارچگی با سیستمهای سازمانی چرا اهمیت دارند؟ امانتداران باعث میشوند استیکینگ برای مؤسسات قانونی که نمیتوانند یا نمیخواهند کلید خصوصی خود را مدیریت کنند یا اعتبارسنج اجرا کنند قابل دسترسی باشد. آنها سیستم مالی سنتی را به پاداشهای مبتنی بر بلاکچین متصل میکنند. اعتبارسنجها (Validators) چه کسانی هستند؟ اپراتورهای حرفهای زیرساخت مانند Blockdaemon، Figment و Kiln. همچنین میتوانند استیکرهای مستقل باشند. وظایف: راهاندازی نودهای اعتبارسنجی (Validator Nodes) که بلوکها را در شبکه اتریوم پیشنهاد و تأیید میکنند. کسب پاداش بلوک، کارمزدها و MEV به نمایندگی از استیکرها. ارائه زیرساخت پیشرفته برای مؤسسات، بهینهسازی پاداشها و تضمین رعایت قوانین بینالمللی (مثل OFAC) چرا اهمیت دارند؟ اعتبارسنجها «هستهی اصلی عملیات» استیکینگ هستند. ماشینهایی که شبکه اتریوم را امن نگه میدارند و پاداشهایی تولید میکنند که صادرکنندگان و امانتداران آن را به کاربران خود توزیع میکنند. پاداشهای استیکینگ،بررسی تاثیر ETF های قانونگذاریشده ETFها در حال حاضر ETFهای اتریوم بیش از ۶.۷ میلیون واحد ETH در اختیار دارند که نسبت به اول جولای ۲۰۲۵، ۶۴ درصد رشد کرده و ۵.۶ درصد از کل عرضه اتریوم را تشکیل میدهد. از نظر ارزش دلاری، این صندوقها اکنون نزدیک به ۲۶ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارند. با این حال بلکراک، فیدلیتی، بیتوایز، 21Shares و گریاسکیل همگی درخواستهای خود را برای این کار ثبت کردهاند. در واقع کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) برای پاسخ به بلکراک تا ۳۰ اکتبر و برای فیدلیتی تا ۱۳ نوامبرمهلت تعیین کرده است. بنابراین انتظار میرود که بیشتر اتریومهای موجود در ETFها طی سال آینده به محصولات جدید مجهز به استیکینگ منتقل شوند. فشردگی پاداش استیکینگ: قانون بازده نزولی اگرچه افزایش تقاضای ETH از سوی ETFها و شرکتهای خزانهداری احتمالاً تأثیر مثبتی بر قیمت خواهد داشت، اما اثر آن بر پاداش استیکینگ قطعاً منفی است. پروتکل اتریوم بهصورت صریح طراحی شده است تا بازده سالانه پاداش شبکه (Consensus Reward Rate) با افزایش میزان ETH استیکشده کاهش یابد. این کار باعث میشود شبکه برای حفظ امنیت، پاداش بیش از حد به اعتبارسنجها پرداخت نکند. پاداش پایه استیکینگ از یک منحنی معکوس جذر (Inverse Square Root) نسبت به کل ETH استیکشده پیروی میکند. بنابراین فشردگی پاداش (Rewards Compression) یک حقیقت ریاضی است. در نمودار زیر میتوان مشاهده کرد که نرخ بازده سالانه پاداش شبکه با رنگ صورتی، با افزایش ETH استیکشده (رنگ آبی) کاهش مییابد. اگر فرض کنیم که ۵ میلیون از ۶.۷ میلیون ETH فعلی در ETFها طی سال آینده به محصولات مجهز به استیکینگ منتقل شود، میتوان تأثیر آن بازده سالانه پاداش شبکه را در نمودار زیر مشاهده کرد. اگر ۵ میلیون ETH دیگر به استیکینگ اضافه شود (معادل ۱۹.۲ میلیارد دلار)، انتظار میرود بازده پاداش شبکه حدود ۱۳ واحد پایه (Basis Points) کاهش یابد. با افزودن ۱۰ میلیون ETH (۳۸.۴ میلیارد دلار)، این کاهش به ۲۸ واحد پایه میرسد. پاداشهای اجرایی همین پدیدهی فشردگی پاداش در بازده پاداشهای اجرایی اتریوم نیز دیده میشود. این پاداشها بر اساس فعالیت کاربران روی شبکه (کارمزدهای اولویت بندی شده و MEV) و همچنین میزان ETH استیکشده محاسبه میشوند. در نمودار زیر میتوان نوسانات پاداشها بر اساس فعالیت شبکه و کاهش پاداشها با افزایش ETH استیکشده را مشاهده کرد (با فرض ثابت بودن سایر عوامل). برای شفافیت بیشتر باید گفت که برخلاف پاداشهای شبکه، هیچ وابستگی پروتکلی بین ETH استیکشده و پاداشهای اجرایی وجود ندارد اما افزایش ETH استیکشده باعث میشود بازده پاداش اجرایی به صورت نسبی برای هر اعتبارسنج کاهش یابد، در حالی که سایر شرایط ثابت باقی میماند. تا به امروزشبکه اتریوم بهطور میانگین ۳۷۶ ETH در روز به اعتبارسنجها از طریق کارمزدهای اولویت کاربران و MEV پرداخت کرده است، که این میزان معادل بازده سالانه ۰.۳۸ درصدی پاداشهای اجرایی میشود. در نمودار زیر میتوان تأثیر این روند بر پاداشهای اجرایی را مشاهده کرد (با فرض ثابت بودن سایر متغیرهای اقتصادی شبکه). البته اگر تعداد کاربران شبکه اتریوم افزایش پیدا کند، میتوان انتظار داشت که کارمزدهای تراکنش با اولویت بالا و درآمد حاصل از MEV نیز بیشتر شود. موضوعی که میتواند تا حدی کاهش پاداشهای اجرایی ناشی از افزایش اتریومهای استیکشده را جبران کند. شرکتهای خزانهداری اتریوم در کنار رشد صندوقهای ETF اتریوم در سال ۲۰۲۵ یک روند جدید و قدرتمند پدیدار شده است. ظهور شرکتهای خزانهداری اتریوم. در ادامهی مسیر پیشگامانی که پیشتر در حوزهی خزانهداری بیتکوین قدم گذاشته بودند، اکنون موجی از شرکتهای سهامی عام در حال خرید و نگهداری اتریوم به عنوان دارایی ذخیرهای اصلی خود هستند. برخلاف بیتکوین که معمولاً صرفاً به عنوان یک دارایی ذخیرهی غیرفعال (Store of Value) در نظر گرفته میشود، ویژگیهای منحصربهفرد اتریوم باعث شده تا به یک دارایی خزانهداری مولد تبدیل شود. شرکتها به اتریوم نهفقط بهخاطر پتانسیل رشد قیمتی آن، بلکه بهدلیل توانایی تولید بازده از طریق استیکینگ علاقهمند شدهاند. این امکان به آنها اجازه میدهد تا از داراییهای ترازنامهی خود جریان نقدی ایجاد کنند و همزمان نسبت ETH به هر سهم را برای سهامداران افزایش دهند. در حال حاضر شرکتهای خزانهداری اتریوم ۴.۷ درصد از کل عرضهی ETH را در اختیار دارند. بازیگران اصلی در حوزهی شرکتهای خزانهداری اتریوم ۱.BitMine Immersion Technologies با نماد BMNR: شرکت BitMine با ریاست تام لی (Tom Lee) ، در گذشته یکی از استخراجکنندگان بیتکوین بود و مفهوم فناوری خنکسازی در مایع (Immersion Cooling) را برای مزارع ماینینگ مطرح کرد. این شرکت تاکنون ۳.۲۴ میلیون ETH (معادل ۲.۶۷ درصد از عرضه در گردش) خریداری کرده و برنامه دارد سهم خود را به ۵ درصد از عرضه در گردش برساند، یعنی بیش از ۶ میلیون ETH. ۲.SharpLink Gaming با نماد SBET: یکی از نخستین شرکتهای فهرستشده در بورس نزدک (Nasdaq) که اتریوم را به عنوان دارایی ذخیرهای اصلی خود پذیرفته است. این شرکت تاکنون بیش از ۸۵۹ هزار ETH انباشت کرده است. ۳.The Ether Machineبا نماد ETHM: یکی از تازهواردان به بازار خزانهداری اتریوم است و در همین مدت کوتاه موفق شده ۴۹۶ هزار اتریوم به داراییهای خود اضافه کند. ۴.Bit Digital با نمادBTBT: یک شرکت فعال در حوزهی دیتاسنتر (Data Center) است که بهتازگی اتریوم را به فهرست داراییهای ذخیرهای خود افزوده. این شرکت در حال حاضر ۱۵۰۲۰۰ اتریوم در اختیار دارد و از این نظر، چهارمین شرکت بزرگ خزانهداری اتریوم محسوب میشود. اولین اثرات ETFهای استیکینگ قانونگذاریشده بر شبکه اتریوم جریانی از سرمایه که از طریق محصولات ETF دارای قابلیت استیکینگ وارد شبکه اتریوم میشود، به همان شکلی که کاربران خرد امروزی با پروتکل تعامل دارند عمل نخواهد کرد. علاوه بر این صادرکنندگان ETF در چارچوبی بسیار سختگیرانه از نظر مقررات و عملیات فعالیت میکنند؛ چارچوبی که آنها را ملزم به رویکردی واسطهمحور در اجرای فرآیند استیکینگ میسازد. امانتداری و عملیات اعتبارسنجی شرکتهایی مانند بلکراک (BlackRock) و فیدلیتی (Fidelity)، خودشان اعتبارسنج (Validator Node) اجرا نخواهند کرد. اتریومهایی که از طریق ETF خریداری میشوند، توسط یک نهاد امانتدار واجد صلاحیت (Qualified Custodian) مانند Coinbase Custody، BitGo یا Anchorage Digital نگهداری خواهند شد. این نهاد امانتدار سپس داراییها را به اپراتورهای اعتبارسنج سازمانی (Institutional Validator Operators) مانند Blockdaemon واگذار میکند تا آنها زیرساخت فنی و فرآیندهای اعتبارسنجی را مدیریت کنند. پاداشها ETFهای قانونگذاریشده طوری طراحی شدهاند که قیمت آنها عملکرد دارایی پایه (در اینجا ETH) را دنبال کند. در نتیجه پاداشهای استیکینگ تولیدشده از داراییهای ETF به جای پرداخت نقدی به سهامداران، دوباره در داخل صندوق سرمایهگذاری میشود. این فرآیند که با عنوان افزایش ارزش خالص دارایی یا NAV Accretion شناخته میشود، باعث رشد تدریجی ارزش خالص داراییهای صندوق (NAV) میشود و انتظار میرود این افزایش در طول زمان، در قیمت سهام صندوق نشان داده شود. مدیریت نقدینگی و کاهش بازده پاداش یکی از وظایف اصلی هر ETF این است که بتواند نقدشوندگی روزانه لازم برای پاسخ به درخواستهای بازخرید سرمایهگذاران را فراهم کند. اما در شبکه اتریوم، فرآیند خروج از استیکینگ فوری نیست و مستلزم ورود به صف خروج است. فرآیندی که ممکن است چند روز تا چند هفته طول بکشد. به همین دلیل صادرکنندگان ETF نمیتوانند تمام داراییهای خود را استیک کنند. آنها باید بخشی از سرمایه را بهصورت نقد و غیر استیکشده نگه دارند تا در صورت نیاز، پاسخگوی درخواستهای بازخرید باشند. در نتیجه تا زمانی که بهبودهای فنی یا نوآوریهای جدیدی در پروتکل ایجاد نشود، این وضعیت منجر به نوعی کاهش بازده پاداش (Rewards Drag) خواهد شد، به این معنا که بازده کل صندوقهای ETF کمتر از بازده استیکینگ مستقیم خواهد بود. دومین تاثیرات ETFهای استیکینگ بر شبکه اتریوم زمان انتظار پیشبینیشده در صف اعتبارسنجها بهمنظور جلوگیری از نوسانات شدید، اتریوم بهطور هدفمند روند ورود و خروج اعتبارسنجها را در شبکه کند کرده است. این سازوکار محدودسازی، حد چرخش (Churn Limit) نام دارد. هدف اصلی آن جلوگیری از تغییرات سریع و گسترده در مجموعهی اعتبارسنجهاست. تغییری که میتواند فرآیند نهاییسازی شبکه را به خطر بیندازد. در حال حاضر صف ورود و خروج میتواند حدود ۸ اعتبارسنج در هر epoch را پردازش کند. از آنجا که در هر روز ۲۲۵ epoch وجود دارد، در مجموع حدود ۱۸۰۰ اعتبارسنج جدید در روز میتوانند به شبکهی اتریوم افزوده شوند. بنابراین پروتکل اتریوم بهطور ذاتی برای حجم تقاضایی که از سوی محصولات استیکینگ قانونگذاریشده ممکن است وارد شود، طراحی نشده است. در نمودار زیر میتوان اثرات این تقاضا را بر زمان انتظار در صف ورود و خروج اعتبارسنجها در سناریوهای مختلف مشاهده کرد. در شرایطی که زمان انتظار برای ورود به صف اعتبارسنجها ممکن است چندین ماه طول بکشد، ابزارهایی که امکان دریافت پاداش را بهصورت فوری فراهم میکنند، ذاتاً ارزش بیشتری پیدا میکنند، مانند توکنهای استیکینگ نقدشونده (برای نمونه، stETH در پلتفرم لیدو). در چنین وضعیتی احتمال دارد توکنهای استیکینگ نقدشونده (مثل stETH یا cbETH) با قیمتی بالاتر از ETFهای استیکینگ تحت نظارت معامله شوند؛ زیرا هر توکن از این نوع، درواقع نمایندهی مالکیت بر داراییای است که از قبل در حال تولید پاداش است. به این ترتیب خریدار میتواند عملاً صف ورود یا خروج از اعتبارسنجی را دور بزند. با این حال در دورههای نوسان شدید بازار و بهویژه در زمانهایی که بازار دیفای (DeFi) دچار فشار نقدینگی میشود، احتمال از دست رفتن نسبت برابری قیمت (depeg) برای این توکنها وجود دارد. به همین دلیل پیشبینی میشود که این داراییها گزینهی مناسبی برای مدیریت میلیاردها دلار ETH استیکشده در قالب ETFها نباشند. اتریوم بهعنوان دارایی ذخیره ETFهای مجهز به قابلیت استیکینگ میتوانند جایگاه اتریوم را بهعنوان یک دارایی ذخیره با ثبات و مولد تقویت کنند؛ چون این EFTها، پاداشهای استیکینگ را بهصورت نهادی و شفاف به یک منبع قابل پیشبینی از درآمد آنچین تبدیل میکنند. با سادهتر و شفافتر شدن فرآیند استیکینگ از طریق ETFها، سرمایهگذاران ممکن است اتریوم را نه صرفاً به چشم یک دارایی سفتهبازانه، بلکه بهعنوان داراییای مولد بازده ببینند. این دیدگاه در تضاد با بیتکوین است که معمولاً بهعنوان طلای دیجیتال بدون بازده شناخته میشود. در طول زمان این باعث میشود مقایسه و رقابت بین دو دارایی واضحتر شود. بیتکوین بهعنوان یک دارایی کمیاب و صرفاً ذخیرهی ارزش، و اتریوم بهعنوان داراییای که هم کمیاب است و هم قادر به ایجاد درآمد. معاملهی مبنا یا کری ترید اتریوم در بازار امروز معاملهگران حرفهای و صندوقهای پوشش ریسک معمولاً از معاملهی مبنا (Basis Trade) استفاده میکنند؛ به این صورت که اتریوم اسپات میخرند و همزمان اتریوم آتی (Futures) را میفروشند تا اختلاف قیمت بین دو بازار را بهعنوان سود کسب کنند. این اختلاف (Premium) درواقع بازتابی از تقاضا برای اهرم معاملاتی در بازارهایی مانند CME است و تقریباً تمام بازدهی این استراتژی از همین شکاف قیمتی تأمین میشود، چون بخش نقدی معامله در حالت عادی غیرفعال است. اما با ورود ETFهای استیکینگشدهی تحت نظارت، معادله تغییر میکند. در این ساختار جدید، چون ETFها پاداشهای استیکینگ را مجدداً سرمایهگذاری میکنند، بخش اسپات معاملات نهتنها از اختلاف قیمت آتی در برابراسپات سود میبرد، بلکه از پاداشهای استیکینگ هم درآمد کسب میکند. در نتیجه بازده این نوع معاملات افزایش مییابد و جذابیت «معاملهی مبنا» بیشتر میشود. اتفاقی که احتمالاً باعث رشد تقاضا برای خرید ETF اسپات اتریوم خواهد شد. با افزایش مشارکت در این معاملات، اختلاف قیمتی بین بازار آتی و اسپات، بهتدریج کاهش پیدا میکند و به سطح بازده استیکینگ نزدیک میشود. بهبیان دیگرETFهای استیکینگ اتریوم ممکن است بهمرور نرخ بازده بدون ریسک جدیدی برای بازار اتریوم تعریف کنند و ساختار قیمتگذاری در بازارهای آتی را بهطور بنیادین تغییر دهند. سومین تاثیر ETF های استیکینگ قانونگذاریشده تأثیر بر امنیت اقتصادی ETFهای مجهز به استیکینگ میتوانند امنیت اقتصادی شبکه اتریوم را تقویت کنند زیرا حجم بالایی از سرمایههای نهادی را به استیکینگ هدایت میکنند. باتوجه به اینکه امنیت شبکه اتریوم وابسته به میزان ETH استیکشده است، افزایش حجم استیک از طریق ETFهای قانونی باعث میشود هزینه حمله به شبکه بالا برود و شبکه مقاومتر شود. با این حال، تمرکز استیکینگ از طریق ETFها معایبی هم دارد. هرچند افزایش ETH استیکشده امنیت خام شبکه را بالا میبرد، اما اگر این داراییها توسط تعداد کمی صندوق بزرگ و امانتدار کنترل شوند، ریسک متمرکزشدگی (Centralization Risk) ایجاد میشود. این ریسکها در حال حاضر پایین هستند (نیازمند کنترل ۳۳٪ از ETH استیکشده)، اما باید تحت نظر باقی بمانند. تأثیر بر حاکمیت شبکه ETFهای استیکینگ میتوانند قدرت تصمیمگیری در شبکه اتریوم را متمرکز کنند، زیرا بخش قابل توجهی از اعتبارسنجها از طریق تعداد کمی صندوق بزرگ و امانتدار کنترل میشوند. به این دلیل که ارائهدهندگان ETF خودشان اعتبارسنج اجرا نمیکنند و به شرکای استیکینگ متکی هستند، نهادهایی که انتخاب میشوند میتوانند بخش عمدهای از کل دارایی استیکشده را در اختیار داشته باشند. این تمرکز ممکن است نفوذ تعداد کمی از امانتداران را در تصمیمگیری پروتکلی، بهروزرسانی شبکه و حتی فورکهای جنجالی افزایش دهد. در عین حال از آنجا که این ETFها قانونگذاریشده هستند، اسپانسرهای ETF و امانتداران تحت نظارت رعایت قوانین خواهند بود تا از رفتارهایی که بهعنوان دستکاری در حاکمیت تعبیر شود، اجتناب کنند. در نهایت این موضوع میتواند یک موازنه ایجاد کند. از یک سو حاکمیت اتریوم در چشم نهادهای سنتی مشروعیت بیشتری پیدا میکند، اما از سوی دیگر، فشار برای کنترل اعتبارسنجها و مشارکت در عملکرد ایمن شبکه افزایش مییابد. دینامیک بازار ETFهای استیکینگ قانونگذاریشده، ناگزیر بازار استیکینگ را بازسازی میکنند. یک بخش جدید از استیک کنندگان نهادی شکل خواهد گرفت که بر امنیت، انطباق با قوانین و اطمینانپذیری تمرکز دارند، نه صرفاً دنبال کردن سودهای کوچک حاشیهای. این وضعیت باعث میشود اپراتورهای اعتبارسنجی که میتوانند زیرساخت SOC 2-certified، گزارشدهی جامع و عملکرد عملیاتی کامل ارائه دهند، ارزشمندتر شوند. اینها الزامات پایهای برای جذب سرمایه نهادی هستند. فشردگی پاداشها کاهش بازده پایه استیکینگ میتواند پیامدهای قابل توجهی برای اکوسیستم دیفای اتریوم داشته باشد. با کاهش نرخ بدون ریسک برای نگهداری ETH، سرمایه احتمالاً به دنبال بازده بالاترو با ریسک بیشتر میرود و نوآوریهای جدید را تحریک میکند. توکنهای استیکینگ نقدشونده (LSTs) میتوانند نقش اصلی خود بهعنوان ابزار پایه دیفای را تثبیت کنند و به عنوان ابزار کلیدی برای استفاده مولدتر از سرمایه استیکشده عمل کنند. این موضوع میتواند رشد پروتکلهای مبتنی بر LST و ETH دوباره استیکشده را ادامه دهد، از جمله: بازارهای وامدهی استخرهای نقدینگی محصولات ساختاریافته این روند که میتوان آن را «مالیسازی سرمایه استیکشده» نامید، هرچند نوآورانه است، اما میتواند ریسکهای جدیدی ایجاد کند که نیازمند پیادهسازی و مدیریت دقیق هستند. نتیجهگیری آینده اتریوم دیگر شبیه گذشتهاش نخواهد بود. با پیشرفت پروژهی «Project Crypto» از سوی SEC و تصویب قانون ساختار بازار کریپتو در کنگره، دوران تصور اتریوم بهعنوان دارایی بی قانون در دنیای مالی در حال پایان است. در همین حال استیکینگ اتریوم دیگر یک فعالیت حاشیهای و محدود به پلتفرمهای بومی کریپتو نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به بازاری قانونی و نهادی است. با تسریع این گذار، ETFهای استیکینگ قانونگذاریشده و تقاضای شرکتهای خزانهداری اتریوم نه تنها نمودار پاداشها را تغییر خواهند داد، بلکه تعامل بین سیستم مالی سنتی و اکوسیستم کریپتو با خود اتریوم را بازتعریف میکنند. چالش نهادهای مالی در استفاده از این فرصتها در چارچوبی از انطباق قانونی و عملکرد عملیاتی بینقص است. برای اتریوم، چالش این است که این تقاضای جدید را جذب کند بدون اینکه ماهیت غیرمتمرکزآن و مقاومت شبکه که ستونهای ارزش اتریوم هستند، به خطر بیفتد.
مؤسسه اعتبارسنجی S&P برای نخستین بار به شرکت «استراتژی» متعلق به مایکل سیلور که خزانهداری آن مبتنی بر بیتکوین است، رتبه اعتباری اختصاص داد. این شرکت رتبه «B-» دریافت کرده که در دستهبندی «اسپکیولاتیو» یا غیرسرمایهگذاری قرار میگیرد و معمولاً بهعنوان «اوراق بیارزش» شناخته میشود. این رتبه با چشمانداز «باثبات» صادر شده است. S&P در بررسی خود به وابستگی شدید شرکت به داراییهای بیتکوینی، مدل کسبوکار محدود، سرمایهگذاری ضعیف بر اساس ریسک و نقدینگی محدود دلاری اشاره کرده است. خزانهداری شرکت شامل ۶۴۰٬۸۰۸ بیتکوین است که عمدتاً از طریق انتشار سهام و تأمین مالی بدهی جمعآوری شده و آن را در برابر نوسانات بازار رمزارزها بسیار آسیبپذیر کرده است. S&P اعلام کرده که ثبات رتبه فعلی به مدیریت محتاطانه سررسید بدهیهای قابل تبدیل و پرداخت سود سهام ممتاز بستگی دارد—که ممکن است از طریق صدور بدهی جدید انجام شود. همچنین به «عدم تطابق ارزی» میان بدهیهای دلاری و داراییهای بیتکوینی اشاره شده؛ زیرا بخش زیادی از ذخایر دلاری شرکت در واحد نرمافزاری آن نگهداری میشود که تقریباً در نقطه سر به سر فعالیت میکند. این رتبه اعتباری همزمان نشاندهنده پیشرفت و ریسکهای موجود در پیوند میان امور مالی رمزارزی و بازارهای سنتی اعتبار است و میتواند مبنایی برای ارزیابی شرکتهای مشابه در آینده باشد.
جوئل کروگر از گروه LMAX میگوید بیتکوین و اتریوم پس از یک دوره تثبیت سالم از سطوح رکورد قیمتی، ممکن است تا پایان سال میلادی دوباره رشد کنند. این رشد میتواند توسط عواملی مانند افزایش پذیرش، مشارکت مؤسسات مالی، وضوح و شفافیت قوانین و مقررات، و احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو حمایت شود.
بیتکوین زیر سطوح کلیدی قیمت تمامشده (cost basis) معامله میشود که نشانه خستگی تقاضا و کاهش شتاب رالی است.هولدرهای بلندمدت (Long-Term Holders) در پوزیشن های سودده میفروشند، در حالی که بازار آپشنها رفتاری تدافعی نشان میدهد؛ تقاضای پوت افزایش یافته و نوسان بالا باقی مانده است، که یک فاز محتاطانه پیش از هر بازگشت پایدار را نشان میدهد. خلاصه بیتکوین زیر قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت و پایینترین سطح قیمتی اخیر معامله میشود که نشانه کاهش شتاب رالی و خستگی بازار است. عدم توانایی مکرر در بازپسگیری این سطوح، ریسک ورود به یک فاز تثبیت طولانیتر را افزایش میدهد. هولدرهای بلندمدت (Long-Term Holders) از جولای تاکنون میزان فروش خود را افزایش دادهاند و اکنون بیش از ۲۲ هزار BTC در روز میفروشند، که نشاندهنده سیوسود پایدار است و همچنان بر ثبات بازار فشار میآورد. اوپن اینترست به سقف تاریخی جدید رسید، اما سنتیمنت بازار نزولی است زیرا معاملهگران، پوت را به کال ترجیح میدهند. رالیهای کوتاهمدت با پوشش ریسک مواجه میشوند نه خوشبینی تازه. نوسان ضمنی (Implied Volatility) همچنان بالا است، در حالی که نوسان واقعی (Realized Volatility) خود را به آن رسانده و دوره آرام و کمنوسان گذشته را پایان داده است. پوزیشن های گاما شورت (Short Gamma) معاملهگران حرفهای، فروشها را تشدید و رالیها را محدود میکند. دادههای آنچین و دادههای بازار آپشن، حکایت از فاز محتاطانه و گذار بازار دارند. بازگشت بازار احتمالاً وابسته به تقاضای جدید در بازار اسپات و کاهش نوسانات خواهد بود. بیتکوین بهتدریج از سقف تاریخی اخیر خود فاصله گرفته و زیر قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت در حدود ۱۱۳.۱ هزار دلار، تثبیت شده است. از نظر تاریخی، چنین ساختاری اغلب پیشدرآمد یک فاز نزولی میانمدت است زیرا دستهای ضعیفتر شروع به تسلیم میکنند. در این تحلیل، سودسازی فعلی بازار را بررسی کرده، میزان و پایداری فروشهای هولدرهای بلندمدت را ارزیابی کرده و در نهایت با نگاه به بازار آپشن، سنتیمنت سرمایهگذاران را تحلیل میکنیم تا مشخص شود این اصلاح، یک تثبیت سالم است یا نشانهای از خستگی عمیقتر بازار. دیدگاه آنچین آزمون قدرت خرید سرمایهگذاران معامله در حوالی قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت یک فاز کلیدی را نشان میدهد، جایی که بازار اطمینان سرمایهگذارانی که نزدیک سقفهای اخیر خرید کردهاند را میسنجد. در گذشته افت قیمت به زیر این سطح پس از سقف تاریخی جدید باعث کاهش درصد موجودی در سود (Percent of Supply in Profit) تا حدود ۸۵٪ میشد، به این معنی که بیش از ۱۵٪ از عرضه در زیان قرار میگیرد. ما اکنون این الگو را برای سومین بار در چرخه فعلی مشاهده میکنیم. اگر بیتکوین نتواند بالای قیمت ۱۱۳.۱ هزار دلار تثبیت شود، افت عمیقتر میتواند سهم بیشتری از موجودی را به زیان ببرد، فشار روی خریداران اخیر را افزایش دهد و زمینه را برای تسلیم گستردهتر بازار فراهم کند. نقاط حساس قیمت بیتکوین برای درک بهتر این ساختار، باید بدانیم چرا بازپسگیری قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت برای ادامهی روند صعودی مهم است. مدل برآورد قیمت تمام شده موجودی بر اساس توزیع قیمتی، یک چارچوب ساده ارائه میدهد و سطوح ۰.۹۵، ۰.۸۵ و ۰.۷۵ را مشخص میکند؛ به این معنی که در این نقاط، به ترتیب ۵٪، ۱۵٪ و ۲۵٪ از کل بیتکوینها با ضرر نگه داشته شدهاند. به زبان سادهتر، این سطوح نشان میدهند چه مقدار از بیتکوینها در بازار زیر قیمت خرید قبلیشان معامله میشوند. در حال حاضر بیتکوین نه تنها زیر قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت یعنی ۱۱۳ هزار دلار معامله میشود، بلکه تلاش میکند بالای سطح ۰.۸۵ یعنی ۱۰۸۶۰۰ دلار باقی بماند. در گذشته، عدم حفظ این سطح نشاندهنده ضعف بازار بوده و معمولاً پیشزمینهی اصلاح عمیقتر تا سطح ۰.۷۵ است که اکنون نزدیک ۹۷۵۰۰ دلار قرار دارد. کاهش تقاضای بازار وقتی قیمت بیتکوین برای سومین بار در این چرخه زیر قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت و زیر سطح ۰.۸۵ (یعنی جایی که ۱۵٪ از بیتکوینها با ضرر نگه داشته شدهاند) معامله میشود، نگرانیهای ساختاری ایجاد میکند. از نگاه کلان، تکرار این کاهش تقاضا نشان میدهد که بازار ممکن است به یک مرحله تثبیت طولانیتر نیاز داشته باشد تا دوباره قدرت بگیرد. این موضوع وقتی واضحتر میشود که میزان برداشت سود توسط هولدرهای بلندمدت را بررسی کنیم. از سقف بازار در جولای ۲۰۲۵، این هولدرها به طور پیوسته میزان برداشت سود خود را افزایش دادهاند، به طوری که میانگین ۳۰ روزه از ۱۰ هزار بیتکوین (خط مبنا) به بیش از ۲۲ هزار بیتکوین در روز رسیده است. این توزیع مداوم نشاندهنده فشار برداشت سود از سوی سرمایهگذاران با تجربه است و یکی از عوامل کلیدی شکنندگی فعلی بازار محسوب میشود. نگاهی به بازار آپشن پس از بررسی ریسک یک روند نزولی طولانیمدت به دلیل کاهش تقاضا، حالا به بازار آپشن نگاه میکنیم تا سنتیمنت کوتاهمدت بازار را بسنجیم و ببینیم سرمایهگذاران چگونه در شرایط افزایش عدمقطعیت پوزیشن میگیرند. دیدگاه آفچین رشد اوپن اینترست (Open Interest) اوپن اینترست در بازار آپشن بیتکوین به بالاترین سطح خود رسیده و همچنان در حال افزایش است، که نشاندهنده تغییر ساختاری در رفتار بازار است. به جای فروش مستقیم در بازاراسپات، سرمایهگذاران بیشتر از بازار آپشن برای پوشش ریسک یا کسب سود از نوسانات استفاده میکنند. این تغییر باعث کاهش فشار فروش مستقیم در بازار اسپات میشود، اما نوسانات کوتاهمدت را که ناشی از فعالیت پوشش ریسک بازارسازها (Dealers) است، تشدید میکند. با افزایش اوپن اینترست، احتمال اینکه نوسانات قیمت از جریانهای دلتا و گاما در بازارهای آتی و فیوچرز ناشی شود، بیشتر میشود. فهم این دینامیکها حیاتی است زیرا پوزیشنگیری در بازار آپشن در حال حاظر نقش مهمی در شکل دادن به حرکات کوتاهمدت بازار و تشدید واکنشها به محرکهای کلان و دادههای آنچین دارد. تغییر در ساختار نوسان پس از موج لیکوئیدی در تاریخ ۱۰ اکتبر، چهره نوسانات بازار به وضوح تغییر کرده است. نوسان ضمنی (Implied Volatility) هم اکنون در حدود ۴۸٪ در طول سررسیدهای مختلف قرار دارد، در حالی که دو هفته پیش بین ۳۶ تا ۴۳٪ بود. بازار هنوز شوک را کامل هضم نکرده است، و بازارسازها (Market Makers) همچنان محتاط هستند و نوسان را ارزان نمیفروشند. نوسان واقعی ۳۰ روزه برابر با ۴۴.۱٪ و نوسان واقعی ۱۰ روزه برابر با ۲۷.۹٪ است. با کاهش تدریجی نوسان واقعی، انتظار داریم نوسان ضمنی نیز در هفتههای آینده کاهش یافته و به حالت نرمال بازگردد. در حال حاضر، نوسانات بالا باقی مانده، اما این بیشتر شبیه تنظیم کوتاهمدت قیمت نوسانات است تا شروع یک دوره بلندمدت با نوسانات بالا. افزایش چولگی در بازار آپشن در ادامه همان روند، چولگی به سمت آپشنهای فروش (Put) در دو هفته گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است. جهش بزرگ لیکوئیدشن، چولگی فروش را به شدت بالا برد و اگرچه کمی کاهش یافت، اما از آن زمان منحنی در سطح بالاتری تثبیت شده است، به این معنی که پوت آپشنها هنوز گران تر از کال آپشن ها هستند. در هفته گذشته سررسید یک هفتهای نوسانات زیادی داشت اما در منطقه عدمقطعیت باقی ماند، در حالی که سایر سررسیدها ۲ تا ۳ واحد بیشتر، به سمت اختیار فروش حرکت کردند. این گسترده شدن در سررسیدهای مختلف (که به آن tenor هم گفته میشود) نشان میدهد که احتیاط در کل منحنی بازار گسترش یافته است. این نشان میدهد که سرمایهگذاران برای محافظت در برابر افت قیمت حاضرند بیشتر هزینه کنند، اما در عین حال برای سود بیشتر از رشد قیمت، ریسک زیادی نمیپذیرند. به عبارت دیگر بازار کمی ترس کوتاهمدت دارد ولی همچنان به روند بلندمدت اعتماد دارد. رالی کوچک روز سهشنبه (۲۱ اکتبر) این موضوع را نشان داد و قیمت پریمیوم در عرض چند ساعت نصف شد، همچنین مشخص شد که سنتیمنت بازار هنوز خیلی حساس و پرنوسان است. تغییر در پرمیوم ریسک (Risk Premium) پرمیوم ریسک نوسان یکماهه که تفاوت بین نوسان ضمنی (Implied Volatility) و نوسان واقعی (Realized Volatility) است، اکنون منفی شده است. چندین ماه نوسان ضمنی بالا باقی مانده بود در حالی که نوسانات واقعی کم بود، و این وضعیت به معاملهگران در سمت فروش اجازه میداد با درآمد پایدار، از اختلاف نوسانات سود کنند. در حال حاظر نوسان واقعی به اندازه نوسان ضمنی افزایش یافته و آن مزیت را از بین برده است. این اتفاق پایان دوره آرامش بازار را نشان میدهد. معاملهگران فروش نوسان دیگر نمیتوانند به درآمد منفعل تکیه کنند و در شرایطی که نوسانات بیشتر و نامنظمتر شده است، مجبورند فعالانه ریسک خود را پوشش دهند. بازار از وضعیت آرام و کمواکنش به محیطی پویا و حساس تغییر کرده، جایی که پوزیشنهای گاما شورت با فشار بیشتری مواجه هستند، زیرا نوسانات واقعی قیمت بازگشته است. جریانها همچنان محافظهکارانه هستند برای بررسی وضعیت کوتاهمدت، نگاهی به ۲۴ ساعت گذشته میاندازیم تا ببینیم پوزیشنگیری در بازارآپشن به آخرین جهش قیمت چگونه واکنش نشان داده است. با اینکه قیمت بیتکوین ۶٪ بالا رفت و از ۱۰۷۵۰۰ دلار به ۱۱۳۹۰۰ دلار رسید، تقریباً کسی کال آپشن نخرید. در عوض بیشتر معاملهگران پوت آپشن خریدند. این کار باعث شد که قیمتهای بالاتر تا حدی تثبیت شوند و راحت پایین نیایند. این نوع پوزیشنگیری باعث میشود که بازارسازها (Dealers) در سمت نزولی گاما شورت و در سمت صعودی گاما لانگ باشند؛ وضعیتی که معمولاً باعث میشود رالیها را محدود کنند و روند فروش را تسریع کنند. این مکانیزم همچنان تا زمانی که پوزیشنها دوباره تنظیم شوند، به عنوان مانع بازار عمل خواهد کرد. پرمیومها همه چیز را نشان میدهند دادههای پرمیومها از Glassnode همین الگو را نشان میدهند وقتی به تفکیک، قیمت اعمال (Strike Price) را بررسی میکنیم. برای اختیار خرید ۱۲۰ هزار دلاری (Call)، پرمیومهایی که فروخته شدهاند با بالا رفتن قیمت افزایش یافتهاند. به این معنی که معاملهگران حرکت صعودی قیمت را دنبال نمیکنند و نوسان را در نقاطی که فکر میکنند کوتاهمدت است میفروشند. سرمایهگذاران کوتاهمدت که دنبال سود سریع هستند، از افزایش ناگهانی نوسان ضمنی (Implied Volatility) استفاده میکنند تا اختیارهای خرید را در رالیها بفروشند، به جای اینکه روی رشد بیشتر قیمت شرطبندی کنند. وقتی به پرمیوم اختیار فروش ۱۰۵ هزار دلاری (Put) نگاه میکنیم، الگو برعکس است و نظریه ما را تایید میکند. یعنی با بالا رفتن قیمت، پرمیوم خالص این اختیار فروش افزایش یافته است. به زبان ساده، معاملهگران بیشتر علاقه داشتند خودشان را در برابر ریزش قیمت بیمه کنند تا روی رشد بیشتر شرط ببندند. این یعنی رالی اخیر با پوشش ریسک مواجه شد و نه با اطمینان واقعی معاملهگران. جمعبندی اصلاح اخیر بیتکوین به زیر قیمت تمامشده هولدرهای کوتاهمدت (۱۱۳۱۰۰ دلار) و سطح ۰.۸۵ (۱۰۸۶۰۰ دلار) نشاندهنده خستگی تقاضای بازار است، چرا که بازار در جذب سرمایه جدید مشکل دارد و در عین حال هولدرهای بلندمدت به فروش ادامه میدهند. این خستگی ساختاری نشان میدهد که بازار ممکن است به یک مرحله تثبیت طولانیتر نیاز داشته باشد تا اعتماد بازگردد و عرضه خرجشده جذب شود. بازار آپشن هم همین رفتار محتاطانه را نشان میدهد. حتی با اوپن اینترست بسیار بالا، معاملهگران هنوز محافظهکارانه پوزیشن میگیرند؛چولگی اختیار فروش (Put Skew) بالا باقی مانده، فروشندگان نوسان (Volatility Sellers) تحت فشارند، و رالیهای کوتاهمدت با پوشش ریسک مواجه میشوند، نه با خوشبینی. تمام این نشانهها با هم نشان میدهند که بازار در حال گذار و تغییر است .جایی که هیجان کاهش یافته، ریسکپذیری ساختاری پایین آمده و بهبود بازار احتمالاً به بازگشت تقاضای اسپات و کاهش جریانهای ناشی از نوسان بستگی دارد.
بیتکوین و نقدینگی جهان بر اساس گزارش GLI، بررسی دادههای تاریخی نشان میدهد تغییرات نقدینگی جهانی معمولاً زودتر از نوسانات بازار داراییهای پرریسک اتفاق میافتد، با فاصلهای حدود سه ماه. به بیان سادهتر، وقتی نقدینگی در جهان افزایش پیدا میکند، معمولاً بازارهای پرریسک رشد میکنند؛ و وقتی نقدینگی کاهش مییابد، قیمتها هم افت میکنند. به گفتهی رائول پال، بنیانگذار شرکت Global Macro Investor، نقدینگی جهانی عامل اصلی نوسانات قیمتی بیتکوین است و نزدیک به ۹۰ درصد از تغییرات قیمت آن را رقم میزند. رشد نقدینگی در بازهی سهماهه در حال حاضر حدود ۱۰.۲ درصد است. رشد سالانهی نقدینگی هم در حدود ۶ درصد گزارش شده است. در نگاه اول، شاید این اعداد نشان دهند که بیتکوین باید همچنان روند صعودی خود را حفظ کند. از نظر دادهها و روایت کلی بازار، این نتیجهگیری منطقی به نظر میرسد. اما نکته اینجاست که در دو چرخهی قبلی بازار، نقدینگی جهانی حتی پس از رسیدن بیتکوین به سقف قیمتی خود همچنان در حال گسترش بود. آیا واقعاً بیتکوین از نقدینگی جهانی عقب میماند؟ این دیدگاه، برخلاف روایتی است که مدام تکرار شده: اینکه «بیتکوین با تأخیر نسبت به تغییرات نقدینگی جهانی واکنش نشان میدهد.» بیایید کمی مکث کنیم و بپرسیم: چرا باید بیتکوین از شرایط نقدینگی عقب بیفتد؟ در نهایت، بازارها همیشه به آینده نگاه میکنند. بیتکوین هم بهصورت ۲۴ ساعته و در تمام روزهای سال در بازارهای جهانی معامله میشود. پس چرا باید از متغیری که همه میدانند با قیمت آن ارتباط مستقیم دارد، عقبتر حرکت کند؟ برعکس، ما معتقدیم بیتکوین در واقع جلوتر از نقدینگی جهانی حرکت میکند، بهویژه در سقفهای قیمتی چرخههای بازار. اما چرا؟ بهنظر میرسد بازار، پیشدستی میکند و کاهش نقدینگی را زودتر از بقیه حس میکند. بهعبارتی، بازار زودتر از بقیه نشانههای تغییر در نقدینگی را تشخیص میدهد. در مقابل، در کفهای قیمتی بازار یعنی در دورههای نزولی، این نقدینگی جهانی است که جلوتر حرکت میکند. چرا؟ چون معمولاً در دورههای رکود، بازار منتظر چراغ سبز از سوی نهادهای پولی و مالی مثل بانک مرکزی و دولتها میماند تا دوباره اعتماد پیدا کند. البته باید اشاره کنیم که این فرضیه هنوز بهصورت آماری اثبات نشده چون دادههای خام در دسترس نیست. اما با نگاه به نمودارها میتوان نشانههای روشنی از این الگو را دید. حالا اگر فرض کنیم که نقدینگی جهانی یک بار دیگر پس از سقف قیمتی بیتکوین به رشد خود ادامه دهد، پرسش کلیدی این است: عامل بعدی کاهش نقدینگی چه خواهد بود؟ در چرخهی قبلی، این عامل تورم و افزایش سریع نرخ بهره از سوی فدرال رزرو بود. بازار در واقع از چندین ماه قبل یعنی در نوامبر ۲۰۲۱ این روند را پیشبینی کرده بود. در آن دوره، انقباض نقدینگی نتیجهی مستقیم سیاست پولی بود. اما در چرخهی فعلی چه عاملی میتواند نقش مشابهی داشته باشد؟ بهنظر میرسد این بار فشار انقباض نقدینگی نه از سوی فدرال رزرو که انتظار میرود در اکتبر و دسامبر نرخها را کاهش دهد، بلکه از سمت سیاستهای مالی دولت بیاید. اثر احتمالی سیاستهای مالی: تعرفهها و کاهش هزینههای طرح BBB ۱.درآمد پیشبینیشده از محل تعرفهها حدود ۳۸۰ میلیارد دلار در سال برآورد میشود (بر اساس نرخ تعرفهی میانگین ۱۳ درصد). در تصویرزیر تأثیر این سیاستها را بر نقدینگی جهانی را میبینیم. این روند نقدینگی را از بخش خصوصی (اقتصاد) خارج و به خزانهی دولت منتقل میکند. ما معتقدیم این سیاست میتواند تورمزدایی (Disinflationary) باشد، حتی اگر به سمت کاهش قیمتها (Deflationary) حرکت کند. ۲.دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO) پیشبینی میکند که طی ده سال آینده، حدود ۱.۲ تا ۱.۳ تریلیون دلار از هزینههای دولتی کاهش یابد (اصلاح Medicaid، کاهش کمکهای SNAP و غیره). این یعنی بهطور میانگین ۱۲۵ میلیارد دلار در سال صرفهجویی خواهد شد. با اضافه کردن درآمد حاصل از تعرفهها، مجموع سیاستهای مالی انقباضی به حدود ۵۰۵ میلیارد دلار در سال میرسد که معادل ۱.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) است. اقدامات دیگر همچنین در سال ۲۰۲۶، شرکتها از کاهش مالیات بهرهمند میشوند: دیگر نیازی به پرداخت مالیات بر انعام نیست. دولت سالانه ۳۵ میلیارد دلار برای پروژههای زیرساخت، دفاع، بیمارستانهای مناطق روستایی و ناسا هزینه خواهد کرد. این اقدامات میتواند تا حدودی اثر انقباض مالی ناشی از تعرفهها و کاهش هزینهها را جبران کند. اما آیا کافی خواهد بود؟ اگر بیتکوین واقعاً در سقفهای قیمتی پیشتاز نقدینگی باشد، ما معتقدیم این روند در حال پیشبینی همان چیزی است که اتفاق میافتد: سختتر شدن سیاست مالی، که تأثیر منفی بر نقدینگی دارد. اغلب در مصاحبهها خواهید شنید که بسنت اشاره میکند: «میخواهیم اقتصاد را از طریق بخش خصوصی تحریک کنیم.» ما معتقدیم این اتفاق خواهد افتاد، اما مسیر رسیدن به آن میتواند پیچیده و پرچالش باشد. به همین دلیل است که دولت ترامپ بر کاهش شدید نرخها اصرار دارد تا پلی به سمت اقتصاد جدید ایجاد کند. نقدینگی بخش بانکی علاوه بر تغییرات سیاست مالی که در حال شکلگیری است، فشار نقدینگی در بخش بانکی نیز قابل مشاهده است. در نمودار زیر میتوان عدم تعادل فزاینده بین نقدینگی و وثایق موجود در بانکهای معاملهگر (Dealer Banks) در ساعات تأمین مالی شبانه را مشاهده کرد. این نشاندهندهی کمبود نقدینگی در بازارهای پولی است، جایی که بانکها هم با کمبود نقدینگی و هم با کمبود وثیقه مواجهاند. این روند با موارد زیر همخوانی دارد: سیاست انقباضی مالی (Fiscal Contraction) ادامهی سیاست کاهش ترازنامه بانک مرکزی ( Quantitative Tightening) بازسازی TGA (Treasury General Account) نزدیک شدن ذخایر بانکی به سطوح بحرانی همزمان با پیشروی این روند، ذخایر بانکی به سطح «کمبود» تعیینشده توسط فدرال رزرو نزدیک میشوند. بهطور خلاصه، به نظر میرسد مشکلاتی در راه است و بازار اوراق قرضه هم با این دیدگاه همنظر است. جمعبندی واضح است که در دو سقف قبلی چرخههای بازار، بیتکوین پیشتاز نقدینگی جهانی بوده است. در چرخهی ۲۰۲۱، بیتکوین تورم و افزایش نرخ بهره را پیشبینی میکرد. در آن زمان، دولت بایدن در حال انتقال اقتصاد به سمت «غلبهی سیاست مالی» (Fiscal Dominance) بود که همین عامل، نقدینگی بیتکوین را در آن چرخه شکل داد. امروز چطور؟ به نظر ما، اکنون دوران غلبهی سیاست مالی به پایان رسیده و مسیر تغییر کرده است. از نظر ما این انتقال تأثیر منفی بر داراییهای پرریسک خواهد داشت.
جف کندریک از استاندارد چارترد (Standard Chartered) انتظار دارد که بیتکوین به دلیل نگرانیهای مربوط به جنگ تجاری موقتاً به زیر ۱۰۰,۰۰۰ دلار کاهش یابد، هرچند این افت ممکن است کوتاهمدت باشد. او اشاره میکند که حرکات قیمت طلا میتواند نشانهای برای بازگشت بیتکوین باشد، زیرا ضعف اخیر طلا منجر به خرید موقت بیتکوین شد. با توجه به اینکه بیتکوین از سال ۲۰۲۳ بالای میانگین متحرک ۵۰ هفتهای خود باقی مانده است، این کاهش میتواند فرصت خریدی مناسب فراهم کند.
پس از تغییر مقررات در ماه ژوئیه که انتقال دروننوع بیتکوین بدون مالیات را مجاز کرد، دارندگان بزرگ بیتکوین در حال انتقال سرمایههای خود به صندوقهای ETF والاستریت هستند. تاکنون بلکراک بیش از ۳ میلیارد دلار از این سرمایهها را تبدیل کرده و شرکتهای Bitwise و Galaxy نیز با افزایش تقاضا روبهرو شدهاند. (انتقال دروننوع بیتکوین» یعنی سرمایهگذار میتواند بیتکوین واقعی خود را مستقیماً و بدون فروش به صندوق ETF منتقل کند؛ بنابراین نیازی نیست ابتدا آن را بفروشد و مالیات بپردازد و سپس دوباره بخرد) این اقدام به سرمایهگذاران اجازه میدهد بیتکوین خود را از طریق حسابهای کارگزاری سنتی نگهداری کنند — اقدامی که امکان استفاده از بیتکوین برای وامگیری، وثیقه و برنامهریزی ارث را فراهم میکند. بسیاری از سرمایهگذاران بهدلیل امنیت، سهولت و مشروعیت نظام مالی جذب این روند شدهاند؛ هرچند این تغییر، در واقع نهنگهای بزرگ بیتکوین را دوباره به دنیای مالی سنتی بازمیگرداند.
پروژههایی مثل Rootstock و Babylon باعث افزایش علاقهی مؤسسات به استفاده از بیتکوین برای کسب بازده (Yield) و استیکینگ مجدد (Restaking) شدهاند. خلاصه مدیران دارایی و واحدهای خزانهداری شرکتها در حال بررسی فرصتهای کسب بازده (Yield) از بیتکوین هستند. آنها با استفاده از پلتفرمهایی مانند Rootstock و Babylon تلاش میکنند از مرحلهی نگهداری منفعل بیتکوین بهعنوان «طلای دیجیتال» فراتر بروند. زیرساختهای جدید امکان استیکینگ، استیکینگ مجدد (Restaking) و همچنین ایجاد استیبلکوینهای وثیقهگذاریشده با بیتکوین را فراهم کردهاند. این ابزارها به مؤسسات اجازه میدهند بدون خارج شدن از شبکهی بیتکوین، از دارایی خود سود بهدست آورند. با وجود اثبات کارایی فناوری، بازدهی فعلی هنوز پایین است. معمولاً کمتر از دو درصد. بنابراین استقبال گستردهی مؤسسات به میزان ریسکپذیری آنها و اعتمادشان به مدلهای نوپای دیفای بیتکوین بستگی دارد. تغییر رویکرد مؤسسات نسبت به بیتکوین علاقهی مؤسسات به بیتکوین دیگر محدود به نگهداری منفعلانهی دارایی نیست. با گسترش زیرساختهایی که امکان کسب بازده (Yield) و فعالیتهای مشابه دیفای (DeFi) را فراهم میکنند، نگاه مؤسسات در حال تغییر است. پلتفرمهای تازهای مثل Rootstock و Babylon در حال ایجاد پلهایی میان شبکهی بیتکوین و پروتکلهای سودده هستند. این روند باعث شده برخی مدیران دارایی و بخشهای خزانهداری شرکتها، بیتکوین را نه فقط بهعنوان طلای دیجیتال، بلکه بهعنوان داراییای با قابلیت درآمدزایی فعال ببینند. ریچارد گرین، مدیر تیم Rootstock Institutional میگوید: "چه بیتکوین در ترازنامهی شرکت باشد و چه در سبد سرمایهگذاری، خیلیها آن را مثل گنجی میبینند که فقط گوشهای خاک میخورد. تیمی تازه از سوی پروژهی زنجیرهجانبی بیتکوین (Bitcoin Sidechain) ایجاد شده تا روی بازار نهادی تمرکز کند. او ادامه داد: سرمایهگذاران میخواهند بیتکوین دارایی فعالی باشد، نه فقط ذخیرهای بیحرکت. این دارایی باید برایشان بازده ایجاد کند." این طرز فکر، تغییری مهم در مقایسه با روایت اولیهی بیتکوین در میان مؤسسات است؛ زمانی که بیشتر به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش شناخته میشد. گرین در ادامه گفت که سرمایهگذاران حرفهای اکنون انتظار دارند بیشترین بهره را از داراییهایشان ببرند. همان ذهنیتی که پیشتر باعث رواج سرمایهگذاری در شبکههایی مثل اتریوم و سولانا شده بود، جایی که مدلهای بازده (Yield) نقش کلیدی دارند. این تغییر رویکرد، با ظهور راهکارهای بومی بیتکوین ممکن شده که اجازه میدهند سرمایهگذاران در همان شبکهی بیتکوین، سود بهدست آورند. پلتفرم Rootstock که قراردادهای هوشمند مبتنی بر توان محاسباتی شبکهی بیتکوین را فعال میکند ، شاهد رشد تقاضا برای محصولات وثیقهگذاریشده و صندوقهای توکنایزشده است که بازده خود را بر اساس بیتکوین پرداخت میکنند. گرین میگوید: "نقش ما این است که مؤسسات را در این مسیر راهنمایی کنیم. در حال حاضر تقاضا برای استیبلکوینهای مبتنی بر بیتکوین و ساختارهای اعتباری جدیدی وجود دارد که به ماینرها، شرکتهای حواله و خزانهداریها اجازه میدهد بدون خروج از شبکهی بیتکوین، نقدینگی خود را آزاد کنند." برای بسیاری از شرکتها، این موضوع فقط فلسفی نیست، بلکه کاربردی و مالی هم هست. گرین توضیح میدهد: "وقتی بهعنوان واحد خزانهداری بیتکوین نگهداری میکنید، بین ۱۰ تا ۵۰ نقطهی پایه (۰.۱ تا ۰.۵ درصد) هزینهی نگهداری میپردازید. طبیعی است که بخواهید این هزینه را جبران کنید. حالا گزینههای امن و قابلاعتمادی در دسترس هستند، طوری که دیگر نیازی نیست وارد استراتژیهای پیچیده و پرریسک و پیچیدهی دیفای بروید." فرصتهای کسب بازده بر پایهی بیتکوین که گاهی ۱ تا ۲ درصد سود سالانه ارائه میدهند، حالا از سوی سرمایهگذاران محافظهکار بهعنوان گزینهای قابلقبول دیده میشوند؛ راهی برای جبران هزینهی نگهداری داراییها، بدون ورود به ریسکهای مرتبط با داراییهای توکنایزشده یا بریجشده (Wrapped Assets). Wrapped Assets نوع خاصی از توکنایز کردن است که با استفاده از پل (Bridge) بین دو شبکه متفاوت انجام میشود. مثلاً بیتکوین روی شبکه اتریوم منتقل میشود و به شکل WBTC قابل استفاده در دیفای است. استیکینگ مجدد بیتکوین و چالش بازدهی با وجود تمام پیشرفتها، بازدهی بیتکوین هنوز در مقایسه با اقتصاد استیکینگ اتریوم بسیار پایینتر است. اندرو گیب، مدیرعامل شرکت Twinstake (ارائهدهندهی زیرساختهای استیکینگ) گفت: "ما ۱۹ پلتفرم و پروتکل مختلف را بررسی کردیم که تبلیغ استیکینگ یا بازدهی بیتکوینی داشتند. فناوری لازم وجود دارد، اما تقاضای نهادی زمان میبرد تا شکل بگیرد." شرکت Twinstake زیرساخت پروژهی Babylon را مدیریت میکند؛ پروژهای که امکان استیکینگ مجدد بیتکوین برای شبکههای اثبات سهام (Proof of Stake) را فراهم میسازد. به گفتهی گیب، هرچند این فناوری از نظر فنی کارآمد است اما بازده اندک آن فروشش را سخت میکند. او همچنین گفت: "اگر بیتکوین نگه میدارید، واقعاً برای یک درصد سود بیشتر این کار را میکنید؟ این همان مانع روانی است." برخی سرویسها سعی دارند این مانع را با مدلهایی بدون وامدهی مستقیم برطرف کنند؛ مثلاً از مکانیزمهایی استفاده میکنند که در آن بیتکوین برای مدتی قفل زمانی (Time-lock) میشود تا بازده ایجاد کند، بدون آنکه در جای دیگری مجدداً وام داده شود یا به خطر بیفتد. گیب توضیح داد: "شما همچنان مالک بیتکوین خود هستید، فقط برای مدتی قفل شده است. بعضی پروژهها با همین منطق تبلیغ میکنند، اما در نهایت بازده باید آنقدر قابلتوجه باشد که ارزش این قفل شدن را داشته باشد." حتی اگر پذیرش این مدلها بهتدریج پیش برود، نشانهها حاکی از آن است که دارندگان نهادی بیتکوین دیگر به رشد قیمتی منفعل قانع نیستند. با گسترش محصولات بومی و امن برای کسب بازده از بیتکوین، بزرگترین دارایی دیجیتال جهان در مسیر تبدیل شدن به یک دارایی مولد قرار گرفته، بیآنکه اصل بنیادین خود، یعنی مالکیت مستقیم و بدون واسطه (Self-custody) را قربانی کند. گرین در پایان گفت: "موضوع این است که در دنیایی فعالیت کنیم که بازده بیتکوین، واقعی و قابلدریافت باشد و این بازده، در نهایت دوباره به شکل بیتکوین (BTC) به سرمایهگذار برگردد."