بر اساس دادههای منابع، سهم نفت روسیه از واردات نفت خام هند در ژانویه به پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲ رسید.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
بر اساس دادههای منابع، سهم نفت روسیه از واردات نفت خام هند در ژانویه به پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲ رسید.
در یک نگاه مؤسسه ANZ پیشبینی میکند قیمت هر اونس طلا در سهماهه دوم سال میتواند به ۵۸۰۰ دلار برسد. محرکهای اصلی این چشمانداز شامل خرید گسترده بانکهای مرکزی، سیاستهای پولی انبساطی، تورم پایدار، کسری بودجه بالا، تنشهای ژئوپلیتیکی و ضعف دلار است. کاهش نرخهای بهره واقعی و نگرانی از تضعیف ارزهای فیات میتواند ورود سرمایههای نهادی به بازار طلا را افزایش دهد. با وجود ریسکهایی مانند رشد اقتصادی قویتر، افزایش نرخهای بهره واقعی یا تقویت دلار، حمایت بنیادی تقاضای نهادی همچنان پابرجاست. رشد تاریخی طلا ممکن است هنوز به پایان نرسیده باشد. موسسه ANZ، در تازهترین و جسورانهترین چشمانداز خود که توسط یوتوتایمز بازخوانیشده، تخمین میزند که بهای هر اونس طلا میتواند در سهماهه دوم سال به ۵۸۰۰ دلار برسد؛ این پیشبینی باور فزایندهای را در میان نهادهای بزرگ مالی تقویت میکند که نشان میدهد طلا وارد یک بازار صعودی ساختاری جدید شده است. این برآورد بر مجموعهای از عوامل تأکید دارد: افزایش عدمقطعیتهای جهانی، تداوم فشارهای تورمی، خرید گسترده بانکهای مرکزی و بیثباتیهای ژئوپلیتیکی—عواملی که همگی دستبهدست هم دادهاند تا قیمت طلا را به سوی سطوحی بیسابقه سوق دهند. پیشبینی ANZ صرفاً یک تخمین معمولی نیست؛ بلکه بازتابدهنده بازنگری گستردهتری در جایگاه طلا در اقتصادی جهانی است که با شتاب در حال تغییر است. تحلیلگران این بانک به چند عامل تقویتکننده اشاره میکنند: تداوم انباشت طلا توسط بانکهای مرکزی انتظار برای سیاستهای پولی انبساطیتر افزایش کسریهای بودجه در اقتصادهای بزرگ تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی تضعیف دلار آمریکا مجموع این عوامل نشان میدهد که روند صعودی طلا صرفاً یک جهش مقطعی نیست، بلکه میتواند بخشی از یک تغییر ساختاری عمیقتر در بازارهای جهانی باشد. طلا در طول تاریخ، در دورههای فشار مالی و نوسانات ارزی عملکرد درخشانی داشته است. اما به گفته تحلیلگران، آنچه این چرخه را متفاوت میکند، مقیاس و هماهنگی خریدهای جهانی است—بهویژه از سوی بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور که در پی کاهش وابستگی به ذخایر مبتنی بر دلار و تنوعبخشی به داراییهای ارزی خود هستند. بانکهای مرکزی: نیروی خاموش پشت جهش قیمت در دو سال گذشته، بانکهای مرکزی در سطوحی بیسابقه اقدام به خرید طلا کردهاند. کشورهایی که در تلاش برای حفاظت از خود در برابر ریسکهای ارزی و تحریمهای ژئوپلیتیکی هستند، روزبهروز بیشتر به خرید طلای فیزیکی روی میآورند. برخلاف جریانهای سفتهبازانه در صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)، خریدهای بانکهای مرکزی ماهیتی راهبردی و بلندمدت دارند. این تقاضای پایدار، کف قدرتمندی برای قیمتها ایجاد کرده است. علاوه بر این، کشورهایی که نسبت به ثبات نظام مالی جهانی نگرانی دارند، با تقویت جایگاه طلا بهعنوان یک دارایی ذخیرهای بیطرف، بر اهمیت استراتژیک آن در نظام مالی بینالمللی تأکید میکنند. چرخش سیاستهای پولی؛ سوخت تازه برای شتاب صعودی انتظار برای کاهش نرخهای بهره، یکی دیگر از محرکهای اصلی در چشمانداز خوشبینانه ANZ است. زمانی که نرخهای بهره واقعی کاهش مییابد، هزینه فرصت نگهداری داراییهای بدون بازدهی مانند طلا کمتر میشود. در چنین دورههای انبساطی، سرمایهگذاران معمولاً بخشی از سرمایه خود را به سمت طلا منتقل میکنند. ✔️ بیشتر بخوانید: طلا، قدرت و سیاست: چه کسی میخرد، چه کسی میفروشد؟ اگر بانکهای مرکزی بزرگ—از جمله فدرال رزرو آمریکا—در واکنش به کندی رشد اقتصادی به سمت سیاستهای انبساطیتر حرکت کنند، طلا میتواند با موج تازهای از ورود سرمایههای نهادی مواجه شود. حتی تنها انتظار برای کاهش نرخ بهره میتواند شتاب قیمتها را افزایش دهد، زیرا بازارها معمولاً پیش از اعلام رسمی سیاستها واکنش نشان میدهند. نگرانیها درباره تداوم تورم و فشارهای مالی همچنان پابرجاست با وجود نشانههایی از کاهش برخی شاخصهای تورمی، فشارهای قیمتی ساختاری همچنان در بسیاری از اقتصادها پابرجا ماندهاند. افزایش هزینههای انرژی، آسیبپذیری زنجیرههای تأمین و رشد دستمزدها، همچنان چالشی جدی برای سیاستگذاران ایجاد کرده است. همزمان، سطح بدهی دولتها در اقتصادهای توسعهیافته رو به افزایش است. گسترش کسریهای بودجه، پرسشهایی جدی درباره ثبات بلندمدت ارزها و قدرت خرید آنها مطرح میکند. طلا بهطور سنتی بهعنوان پوشش ریسکی در برابر تورم و کاهش ارزش پولهای رایج شناخته میشود. در محیطهایی که اعتماد به ارزهای فیات تضعیف میشود، تقاضا برای داراییهای سخت و ملموس تقویت خواهد شد. ریسکهای ژئوپلیتیکی بر جذابیت طلا میافزایند تداوم درگیریهای ژئوپلیتیکی و رقابتهای راهبردی، جایگاه طلا بهعنوان دارایی امن را بیش از پیش تقویت کرده است. از تنشهای نظامی منطقهای گرفته تا تکهتکه شدن تجارت جهانی، سطح نااطمینانی همچنان بالا باقی مانده است. بازارها ذاتاً از عدمقطعیت گریزاناند و طلا بهطور تاریخی در مواقعی که درک ریسک افزایش مییابد، سود میبرد. سرمایهگذاران اکنون بیش از گذشته به طلا نه صرفاً بهعنوان یک ابزار پوشش ریسک، بلکه بهعنوان تثبیتکننده پرتفوی در عصر نوسانات مداوم نگاه میکنند. پیشبینی ۵۸۰۰ دلاری نشان میدهد که ANZ صرفاً به یک جهش موقتی نگاه نمیکند، بلکه تداوم یک مسیر صعودی گستردهتر را محتمل میداند. برخلاف رالیهای پیشین که عمدتاً با سفتهبازی سرمایهگذاران خرد تغذیه میشد، این چرخه بهنظر میرسد بر پایه اعتقاد نهادی شکل گرفته است. صندوقهای ثروت ملی، صندوقهای بازنشستگی و بانکهای مرکزی به شکلی وارد بازار شدهاند که تقاضایی پایدار و ماندگار ایجاد میکند. برخی تحلیلگران معتقدند قیمت طلا در حال تطبیق با یک رژیم جدید اقتصاد کلان است—رژیمی که با ویژگیهای زیر تعریف میشود: ژئوپلیتیک چندقطبی روندهای واگرایی و کاهش جهانیسازی تداوم انبساط مالی تنوعبخشی ارزی اگر این نیروها همچنان پابرجا بمانند، ممکن است چارچوب ارزشگذاری طلا بهصورت دائمی در حال تغییر باشد. با اینکه چشمانداز صعودی است، اما ریسکهایی نیز باقی ماندهاند. بهبود اقتصادی قویتر از حد انتظار، افزایش نرخهای بهره واقعی یا تقویت سریع دلار آمریکا میتواند بهطور موقت مانع رشد قیمت طلا شود. بهطور مشابه، اگر تورم سریعتر از پیشبینی کاهش یابد، تقاضای دارایی امن ممکن است کاهش پیدا کند. با این حال، حتی در این سناریوها، خریدهای بانکهای مرکزی میتواند حمایت بنیادی از بازار ایجاد کند. ▶ مشاهده کنید: ریزش سنگین بازدهی اوراق قرضه آمریکا را باید جدی گرفت؛ تحلیل بنیادی هفتگی رویکرد روانی بازار نیز دستخوش تحول شده است. پس از سالها معامله در رنجهای بزرگ، طلا موفق شده سطوح فنی مهم را پشت سر بگذارد و سرمایهگذاران دنبالکننده روند را جذب کند. میزان مشارکت سرمایهگذاران خرد در حال افزایش است، اما ستون اصلی این رالی همچنان نهادی باقی مانده است. صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) شاهد ورود سرمایههای تازه هستند و معاملات در بازارهای آتی نشاندهنده اعتماد رو به رشد سرمایهگذاران به افزایش قیمتهاست. هدف ۵۸۰۰ دلاری که پیشتر غیرممکن بهنظر میرسید، اکنون بخشی از گفتوگوهای اصلی مالی در بازار محسوب میشود. اگر قیمت طلا به 5800 دلار در هر اونس برسد، یکی از بزرگترین افزایشهای قیمتی در تاریخ مالی مدرن رقم خواهد خورد. چنین جهشی میتواند: سودآوری شرکتهای معدنی را افزایش دهد بازارهای کالا را دگرگون کند بر ارزش ارزها تأثیر بگذارد استراتژیهای ذخیرهای بانکهای مرکزی را تغییر دهد علاوه بر این، احتمالاً توجه و تقاضا برای سایر فلزات گرانبها مانند نقره و پلاتین نیز شتاب خواهد گرفت. فصل جدیدی برای طلا؟ داستان طلا همواره با اعتماد گره خورده است—اعتماد به دولتها، اعتماد به ارزها و اعتماد به نظامهای مالی. پیشبینی ANZ نشان میدهد که ساختار اعتماد در حال تغییر است. چه این تغییر ناشی از نگرانیهای تورمی، بیثباتی ژئوپلیتیکی یا تحولات ساختاری اقتصادی باشد، بهنظر میرسد سرمایهگذاران پرتفویهای خود را متناسب با این شرایط بازتنظیم میکنند. اگرچه بازارها همچنان غیرقابل پیشبینی باقی ماندهاند، یک چیز روشن است: طلا دیگر یک کلاس دارایی حاشیهای نیست. این فلز گرانبها بار دیگر بهعنوان ستون اصلی در مالیه جهانی ظاهر شده است. اگر پیشبینی ANZ صحیح از آب درآید، سهماهه دوم سال میتواند لحظهای تعیینکننده در تاریخ مدرن طلا باشد—لحظهای که نقش بیزمان طلا بهعنوان مطمئنترین ذخیره ارزش در دوران عدم قطعیت را دوباره تأیید میکند. و برای سرمایهگذارانی که با دقت نظارهگر هستند، مسیر رسیدن به ۵۸۰۰ دلار ممکن است هماکنون بهطور جدی آغاز شده باشد. بر اساس جمعبندی تیم یوتوتایمز، چشمانداز صعودی طلا دیگر صرفاً مبتنی بر نوسانات کوتاهمدت بازار نیست، بلکه از مجموعهای از تحولات عمیق اقتصاد کلان و ژئوپلیتیکی ریشه میگیرد. پیشبینی جسورانه ANZ درباره احتمال رسیدن قیمت هر اونس طلا به ۵۸۰۰ دلار، بازتاب افزایش تقاضای راهبردی بانکهای مرکزی، تداوم فشارهای تورمی، انتظار برای سیاستهای پولی انبساطیتر و رشد نااطمینانیهای جهانی است. در چنین شرایطی، طلا بیش از گذشته بهعنوان دارایی امن و ستون ثبات در پرتفوی سرمایهگذاران مطرح میشود. هرچند ریسکهایی مانند تقویت دلار یا افزایش نرخهای بهره واقعی میتوانند روند رشد را موقتاً کند کنند، اما حمایت بنیادی تقاضای نهادی نشان میدهد که طلا ممکن است وارد مرحلهای تازه از یک بازار صعودی ساختاری و بلندمدت شده باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
شمار بسیار زیادی از شرکتها مایل به ورود به ونزوئلا هستند.
در یک نگاه تثبیت نرخ بهره (OCR): ابقای نرخ در سطح ۲.۲۵٪ که مطابق با پیشبینی اکثر تحلیلگران بود. تعدیل چشمانداز آینده: افزایش برآورد نرخ بهره برای سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ نسبت به گزارش قبلی. هدفگذاری تورمی: پیشبینی بازگشت نرخ تورم به محدوده ۱ تا ۳ درصد در فصل جاری. احتمال تغییر در پایان سال: آمادگی مشروط برای آغاز چرخه افزایش نرخها در اواخر سال ۲۰۲۶. بانک مرکزی نیوزیلند در نخستین تصمیمگیری سال ۲۰۲۶، نرخ بهره رسمی را در سطح ۲.۲۵٪ تثبیت کرد، اما با تغییر در پیشبینیهای بلندمدت، سیگنالی متفاوت به بازار مخابره کرد. این نهاد با اصلاح صعودی مسیر آینده نرخها، نشان داد که علیرغم حفظ سیاستهای حمایتی در مقطع فعلی، خود را برای عبور تدریجی از دوران پول ارزان و مقابله با تورم در ماههای پیشرو آماده میکند. ابقای نرخ بهره؛ اولویتدهی به بازیابی اقتصادی بانک مرکزی نیوزیلند در این نشست تصمیم گرفت نرخ بهره را بدون تغییر حفظ کند. دلیل اصلی این رویکرد، حمایت از اقتصادی است که هنوز در مراحل اولیه بازیابی قرار دارد. با وجود اینکه تورم در اواخر سال ۲۰۲۵ اندکی بالاتر از محدوده هدف بود، مقامات پولی معتقدند هزینههایی مانند انرژی و خدمات شهری همچنان محرک تورم هستند و برای مهار آنها نیاز به یک سیاست «صبر و انتظار» وجود دارد. تغییر در نقشه راه؛ پیام صعودی برای بازارهای مالی نکتهای که بیشترین واکنش را در بازار فارکس و اوراق قرضه به همراه داشت، بازبینی صعودی در مسیر آینده نرخ بهره بود. بر اساس دادههای جدید، پیشبینی میشود نرخ بهره در ژوئن ۲۰۲۶ به ۲.۲۶٪ و در مارس ۲۰۲۷ به ۲.۵۲٪ برسد. این ارقام نسبت به پیشبینیهای قبلی در نوامبر گذشته بالاتر هستند و نشان میدهند که بانک مرکزی به سمت یک «سیاست انقباضی تدریجی» حرکت میکند؛ وضعیتی که در آن هزینه استقراض برای کنترل تورم به آرامی افزایش مییابد. دیدگاههای رئيس بانک مرکزی؛ عادیسازی مشروط آنا برمن، رئيس بانک مرکزی نیوزیلند، در نشست خبری پس از تصمیمگیری اعلام کرد که احتمال افزایش نرخ بهره تا پایان سال جاری میلادی وجود دارد، اما این اقدام قطعی نیست. او تأکید کرد که بانک مرکزی زمانی دست به ماشه افزایش نرخ خواهد برد که از قدرت گرفتن اقتصاد و ثبات فشارهای تورمی اطمینان حاصل کند. این وضعیت نشاندهنده فاز «انتظار برای حرکت بعدی» است، جایی که سیاستگذاران به جای پیشداوری، بر اساس دادههای کلان تصمیم خواهند گرفت. وضعیت بازار مسکن و اشتغال در بخش دیگری از گزارش، به ثبات نسبی در بازار کار اشاره شده است، هرچند نرخ بیکاری همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. همچنین بانک مرکزی تصریح کرد که انتظار جهش ناگهانی در قیمت مسکن را ندارد. این رویکرد نشان میدهد که مقامات پولی قصد دارند با سرعتی بسیار ملایم به سمت عادیسازی نرخها حرکت کنند تا از وارد شدن شوک ناگهانی به معیشت خانوارها جلوگیری شود. جمعبندی استراتژیک این گزارش بر پایه دادههای منتشرشده در investinglive و بازخوانی یوتوتایمز برای فارسیزبانان تنظیم شده است. در حال حاضر بازار پولی نیوزیلند در مرحله «تثبیت با سوگیری صعودی» قرار دارد. روند فعلی: بازار در حال هضم این واقعیت است که اولین مرحله افزایش نرخ بهره، زودتر از آنچه در نوامبر پیشبینی شده بود، رخ خواهد داد. فاز بازار: اقتصاد در مرحله «آزمون اعتماد» قرار دارد و نگاه سرمایهگذاران از این پس به دادههای تورمی ماهانه دوخته خواهد شد تا زمان دقیق تغییر سیاستها را پیشبینی کنند.
در یک نگاه تیم تحقیقاتی اسکوشیا بانک با بررسی ۶ چرخه بزرگ طلا در ۵۰ سال اخیر، نتیجه گرفت که رالی فعلی هنوز به پایان نرسیده است. میانگین تاریخی چرخههای صعودی ۴۸ ماه طول کشیده، در حالی که چرخه فعلی در ماه ۳۹ قرار دارد و از نظر زمانی و قیمتی جا برای رشد دارد. خرید سنگین بانکهای مرکزی، توکنیزه شدن طلا و وزن کم سرمایهگذاران نهادی در این دارایی، محرکهای جدید بازار هستند. مهمترین ریسکهای نزولی شامل تقویت دلار، نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا و کاهش تنشهای ژئوپلیتیک است. طلا اکنون در محدوده ۵,۰۰۰ دلار معامله میشود که نشاندهنده رشدی ۲۰۹ درصدی نسبت به کف اکتبر ۲۰۲۲ است. چنین صعود خیرهکنندهای طبیعتاً این سوال را ایجاد میکند: آیا زمان برداشت سود فرا رسیده است؟ پاسخ تیم تحقیقات جهانی اسکوشیا بانک (Scotiabank) صریح است: «هنوز نه.» بررسیهای تیم تحلیل یوتوتایمز از گزارش اسکوشیا نشان میدهد که این بانک با نقشهبرداری از تمام چرخههای بزرگ طلا از سال ۱۹۷۰، الگوی ثابتی را کشف کرده است. هر چرخه با شوکهای اقتصادی و ژئوپلیتیک آغاز شده و زمانی به پایان رسیده که اقتصاد بهبود یافته و دلار تقویت شده است. تاریخ چه میگوید؟ مقایسه چرخه فعلی با تاریخ بسیار آموزنده است. میانگین چرخههای قبلی حدود ۴۸ ماه طول کشیده و سودی معادل ۳۳۶ درصد داشتهاند. چرخه فعلی در ماه ۳۹ خود قرار دارد و ۲۰۹ درصد رشد کرده است؛ بنابراین اگر تاریخ راهنما باشد، طلا هم از نظر زمان و هم از نظر مقدار، هنوز جا برای صعود دارد. “ سه تفاوت ساختاری این بار به نفع خریداران است: بانکهای مرکزی که به جای فروشنده بودن، خریدار شدهاند؛ کانالهای تقاضای جدید مثل استیبلکوینها؛ و سرمایهگذاران نهادی که هنوز به اندازه کافی طلا نخریدهاند. مرتضی عظیمی چه چیزی میتواند ترمز طلا را بکشد؟ مدل رگرسیونی اسکوشیا «ارزش منصفانه» طلا را ۳,۴۰۰ دلار تخمین میزند. قیمت فعلی ۵,۰۰۰ دلاری نشاندهنده یک «پریمیوم ریسک» ۱,۶۰۰ دلاری است که بسیار بالاتر از میانگین تاریخی است. چهار ریسک اصلی که باید مراقب آنها بود عبارتند از: ۱. بازگشت دلار: هر چرخه طلا با دلار قوی تمام شده است. ۲. انتخابات میاندورهای آمریکا: پیروزی دموکراتها در ۲۰۲۶ میتواند به عنوان بازگشت به نرمال تعبیر شود. ۳. شوک عرضه: اگر بانکهای مرکزی خرید را متوقف کنند یا ETFها لیکوئید شوند. ۴. تنشزدایی ژئوپلیتیک: اگر صلح برقرار شود، حباب ۱,۶۰۰ دلاری ریسک به سرعت خالی میشود. ✔️ بیشتر بخوانید: سرمایهگذاران اوج قیمت طلا را ۶۲۰۰ دلار پیشبینی میکنند سهام شرکتهای معدنی (Gold Equities) تاریخ نشان داده که سهامهای معدنی در مسیر صعود، ۱ تا ۲ ماه زودتر از خود طلا حرکت میکنند و اهرمی حدود ۱.۵ برابری دارند. در چرخه فعلی، شاخص طلای TSX حدود ۳۴۶ درصد رشد کرده (در مقابل ۲۰۹ درصد طلا) که این الگو را تایید میکند. اسکوشیا بانک شرکتهایی مثل AEM، AGI و NEM را به عنوان گزینههای برتر معرفی کرده است. بر اساس جمعبندی تیم یوتوتایمز، ستاپ اقتصاد کلان (کسری بودجه، عدم قطعیت ژئوپلیتیک و ضعف دلار) فعلاً تغییری نکرده است. توصیه اسکوشیا این است: اگر در سبد خود طلا ندارید یا کم دارید، در اصلاح قیمتها خریدار باشید. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
تعرفههای فولاد و آلومینیوم همچنان برقرار خواهند ماند. درباره تعرفههای فلزات: نمیخواهیم هزینههای اجرای قوانین بیش از حد سنگین شود
بر اساس نظرسنجی جهانی مدیران صندوق در ماه فوریه از سوی بانک آمریکا، سرمایهگذاران بهطور میانگین وزنی انتظار دارند قیمت طلا در نهایت به سطح ۶۲۰۰ دلار به ازای هر اونس برسد. در این نظرسنجی، ۲۰ درصد از سرمایهگذاران بر این باورند که طلا پیشتر به اوج قیمتی خود دست یافته است؛ در مقابل، ۱۹ درصد معتقدند روند صعودی همچنان ادامه دارد و بهای هر اونس طلا میتواند از مرز ۷۰۰۰ دلار نیز عبور کند.
تغییرات مدعیان بیکاری انگلیس - ژانویه - Claimant Count Change واقعی .................. 28.6هزار نفر پیشبینی ............ 22.8 هزار نفر قبلی ..................... 2.7 هزار نفر (این داده از 17.9 هزار نفر تجدید شده است) نرخ بیکاری انگلیس - دسامبر - Unemployment Rate واقعی .................. %5.2 پیشبینی ............. %5.2 قبلی .................... %5.1 شاخص متوسط درآمد به همراه مزایا - دسامبر - Average Earnings Index واقعی .................. %4.2 پیشبینی ............... %4.6 قبلی .................... %4.6 (این داده از 4.7 درصد تجدید شده است.) گزارش بازار کار بریتانیا همچنان با مشکلات کیفی دادهها مواجه است و به نظر میرسد این وضعیت ادامهدار باشد. اداره آمار بریتانیا در حال بررسی احتمال تأخیر در اجرای نسخه جدید نظرسنجی اشتغال است. بر اساس دادههای منتشرشده، آمار اشتغال در بریتانیا ضعیفتر از انتظار بودهاند، اما تحلیلگران معتقدند این گزارش تأثیر چندانی بر مسیر سیاست پولی بانک مرکزی انگلیس نخواهد داشت؛ چرا که بانک پیشتر ضعف بازار کار را پیشبینی کرده و احتمال کاهش بیشتر نرخ بهره را در نظر گرفته است. با این حال، گزارش امروز میتواند انتظارات برای کاهش نرخ بهره در نشست بعدی را تقویت کند. معاملهگران پیشتر احتمال کاهش نرخ را ۷۰٪ قیمتگذاری کرده بودند و انتظار میرود این احتمال پس از باز شدن بازارها به ۸۰٪ یا حتی ۹۰٪ برسد.
در یک نگاه موقعیت سرمایهگذاران در دلار آمریکا به منفیترین سطح از ژانویه ۲۰۱۲ رسیده است. موقعیتهای فروش (Short) از رکوردهای قبلی نیز فراتر رفتهاند. ضعف بازار کار آمریکا، مهمترین ریسک نزولی برای دلار است. احتمال بازگشت ناگهانی قیمتها در صورت انتشار دادههای قوی وجود دارد. بر اساس نظرسنجی جدید بانک آمریکا، موقعیت سرمایهگذاران در بازار دلار آمریکا به پایینترین سطح تاریخی رسیده است. این وضعیت نشاندهنده اجماع گسترده درباره چشمانداز ضعیف اقتصاد آمریکا و احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو است؛ اما همین تراکم در موقعیتهای فروش میتواند زمینهساز نوسانات شدید و بازگشتهای ناگهانی باشد. این گزارش بر پایه دادههای منتشرشده توسط Bank of America و بازخوانی یوتوتایمز برای مخاطبان آماده شده است. دلار در پایینترین موقعیت سرمایهگذاری تاریخ طبق نظرسنجی ماه فوریه بانک آمریکا، سرمایهگذاران اکنون بیشترین موقعیت منفی را نسبت به دلار آمریکا دارند. میزان قرارگیری در موقعیت فروش (Short) از رکوردهای قبلی، از جمله کف ثبتشده در آوریل گذشته، نیز فراتر رفته است. این دادهها نشان میدهند که بازار بهطور گسترده انتظار دارد: رشد اقتصادی آمریکا ضعیفتر شود. تورم کاهش یابد. و فدرال رزرو در ماههای آینده سیاستهای انبساطیتری اتخاذ کند. نقش بازار کار در مسیر دلار با وجود ثبات نسبی در دادههای اشتغال، سرمایهگذاران معتقدند که ضعف بیشتر در بازار کار میتواند فشار بیشتری بر دلار وارد کند. افزایش نرخ بیکاری یا کاهش در روند استخدام میتواند: انتظارات کاهش نرخ بهره را تقویت کند. تفاوت نرخ بهره با سایر ارزها را افزایش دهد. و در نهایت باعث افت بیشتر دلار شود. ریسک بازگشت ناگهانی؛ بازار در فاز «تراکم فروش» وقتی موقعیتهای فروش بیشازحد شلوغ میشوند، بازار وارد فاز «تراکم فروش» میشود؛ یعنی: اگر دادههای اقتصادی برخلاف انتظار منتشر شوند. (مثلاً تورم بالا یا اشتغال قوی)، معاملهگران مجبور به بستن موقعیتهای فروش میشوند. و این میتواند باعث بازگشت سریع و نوسان شدید در قیمت دلار شود. فدرال رزرو و سیاست پولی؛ نگاه به آینده با کاهش نگرانیها درباره استقلال فدرال رزرو پس از معرفی «کوین وارش» بهعنوان رئیس جدید، بازار همچنان منتظر سیگنالهای جدید از بانک مرکزی است. تا آن زمان، مسیر دلار بهشدت وابسته به: دادههای تورم گزارشهای اشتغال و موضعگیریهای رسمی فدرال رزرو خواهد بود. ✔️ بیشتر بخوانید: نظم نوین ترامپ و چرخش آرام سوئد به سوی یورو جمعبندی استراتژیک: فاز «انتظار با ریسک نوسان بالا» بر اساس دادههای بانک آمریکا، بازار دلار اکنون در فاز «انتظار با ریسک نوسان بالا» قرار دارد: موقعیتهای فروش سنگین شدهاند. دادههای ضعیف میتوانند افت را ادامه دهند. اما دادههای قوی میتوانند باعث بازگشت سریع شوند. معاملهگران باید مراقب انتشار دادههای کلان آمریکا باشند؛ زیرا هر سیگنال میتواند جهت بازار را تغییر دهد. سؤال پایانی آیا بازار دلار آمریکا در مسیر افت تدریجی باقی خواهد ماند — یا دادههای اقتصادی آینده میتوانند موجی از بازگشتهای ناگهانی ایجاد کنند؟
اونس جهانی طلا پس از ریزش سنگین اخیر، مجدداً وارد فاز ریکاوری شده و بهتدریج توانسته بار دیگر به بالای محدوده ۵۰۰۰ دلار بازگردد. این بازگشت نشاندهنده تقویت تقاضا در سطوح پایینتر و کاهش فشار فروش نسبت به کفهای قبلی است. همانطور که در نمودار مشاهده میشود، قیمت اکنون به مقاومت کلیدی ۵۱۰۰ دلار نزدیک شده است. در صورت شکست و تثبیت بالای این سطح، میتوان انتظار ادامه روند صعودی را داشت. اهداف بعدی در این سناریو به ترتیب محدودههای ۵۴۰۰ دلار و سپس ۵۶۰۰ دلار خواهند بود. از منظر اندیکاتورها نیز نشانههایی از تقویت مومنتوم صعودی دیده میشود. اندیکاتور MACD در آستانه کراس صعودی قرار دارد و احتمالاً با عبور قیمت از ۵۱۰۰ دلار، سیگنال تأییدی برای ادامه رشد صادر خواهد شد. همچنین اندیکاتور RSI نیز در صورت تثبیت بالای سطح ۵۰ و تأیید کراس صعودی، میتواند مومنتوم مثبت بازار را تقویت کند. در سناریوی مقابل، اگر طلا موفق به شکست مقاومت ۵۱۰۰ دلار نشود، احتمال نوسان و اصلاح قیمت تا محدوده حمایتی ۴۸۰۰ دلار وجود خواهد داشت. این سطح حمایت بسیار مهمی محسوب میشود و از دست رفتن آن میتواند آغاز یک فاز اصلاحی عمیقتر باشد. در صورت شکست ۴۸۰۰ دلار، اهداف نزولی بعدی به ترتیب ۴۶۰۰ دلار و ۴۴۰۰ دلار خواهند بود. همچنین برای بررسی بیشتر می توانید ویدئو هفتگی تحلیل تکنیکال طلا را مشاهده کنید.
در یک نگاه نرخ بهره ژاپن ممکن است در آوریل به ۱٪ یا بالاتر برسد نشست مارس به دلیل نبود دادههای قطعی درباره دستمزدها، بعید تلقی میشود دادههای کلیدی: توافقهای دستمزدی، نظرسنجی تانکان، چشمانداز اقتصادی نخستوزیر تاکایچی مانع افزایش نرخ نخواهد شد؛ حساسیت بازار به ین بالاست بانک مرکزی ژاپن احتمالاً در نشست ماه آوریل نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه افزایش خواهد داد؛ اقدامی که میتواند بازدهی اوراق دولتی ژاپن را تثبیت کرده و از ین حمایت کند. این تصمیم در ادامه روند خروج تدریجی از سیاستهای فوقانبساطی سالهای گذشته خواهد بود. این گزارش بر پایه دادههای منتشرشده توسط بلومبرگ و بازخوانی یوتوتایمز برای مخاطبان تنظیم شده است. آوریل؛ زمان محتمل برای افزایش نرخ بهره به گفته «سِیجی آداچی» عضو پیشین هیئتمدیره بانک مرکزی ژاپن، نشست ماه آوریل محتملترین زمان برای افزایش نرخ بهره است. او معتقد است که نشست مارس هنوز دادههای کافی درباره روند دستمزدها و تورم در اختیار ندارد و تصمیمگیری در آن زمان ریسک بالایی دارد. نشست آوریل شامل: نتایج مذاکرات سالانه دستمزدها نظرسنجی تانکان از کسبوکارها و خانوارها و گزارش بهروزشده چشمانداز اقتصادی بانک مرکزی خواهد بود؛ مجموعهای از دادهها که میتواند تصمیمگیری را دقیقتر کند. نقش دستمزدها در استراتژی نرمالسازی رشد پایدار دستمزدها یکی از ارکان اصلی استراتژی بانک مرکزی ژاپن برای خروج از سیاستهای انبساطی است. اگر دستمزدها بهاندازه کافی افزایش یابند، میتوان انتظار داشت تورم در محدوده هدف ۲٪ باقی بماند بدون آنکه ریسک رکود یا تورم منفی بازگردد. ▶️ مشاهده کنید: ریزش سنگین بازدهی اوراق قرضه آمریکا را باید جدی گرفت؛ تحلیل بنیادی هفتگی نخستوزیر تاکایچی؛ مانعی برای افزایش نرخ نیست به گفته آداچی، نخستوزیر «سانائه تاکایچی» که بهتازگی پیروز انتخابات شده، بعید است مانع افزایش نرخ بهره شود. او تأکید کرده که فشار سیاسی برای تأخیر در افزایش نرخ میتواند بازارها را بیثبات کرده و باعث تضعیف ین شود؛ موضوعی که سیاستگذاران تمایلی به آن ندارند. در نخستین دیدار تاکایچی با رئیس بانک مرکزی «کازوئو اوئدا»، هیچ درخواست سیاستی (پولی) خاصی مطرح نشده است. مسیر تدریجی به سمت ۱.۲۵٪ آداچی گفته بانک مرکزی ژاپن اکنون رویکردی فعالتر در پیش گرفته و کمتر به کف محدوده نرخ خنثی توجه دارد. او معتقد است نرخ بهره میتواند به سمت ۱.۲۵٪ حرکت کند؛ سطحی که نماد خروج کامل از سیاستهای بحرانزده دهههای گذشته خواهد بود. با این حال، فراتر رفتن از این سطح به دلیل رشد بالقوه محدود اقتصاد ژاپن، نامشخص تلقی میشود. جمعبندی استراتژیک: فاز «نرمالسازی تدریجی با تمرکز بر دادهها» بر اساس گزارشها، بانک مرکزی ژاپن اکنون در فاز «نرمالسازی تدریجی با تمرکز بر دادهها» قرار دارد: نرخ بهره در دسامبر به ۰.۷۵٪ رسید. افزایش بعدی احتمالاً در آوریل خواهد بود. مسیر به سمت ۱.۲۵٪ ادامه دارد. اما تصمیمگیری کاملاً وابسته به دادههای دستمزدی و تورمی است. بازارها در حال رصد دقیق توافقهای دستمزدی و نظرسنجیهای اقتصادی هستند تا مسیر بعدی سیاست پولی ژاپن را پیشبینی کنند. سؤال پایانی آیا دادههای دستمزدی و تورمی ماه مارس میتوانند مسیر افزایش نرخ بهره در ژاپن را تسریع کنند — یا بانک مرکزی همچنان به نرمالسازی تدریجی پایبند خواهد ماند؟
در یک نگاه نرخ بهره در فوریه ۲۵ نقطه پایه افزایش یافت و به ۳.۸۵٪ رسید. بانک مرکزی استرالیا: «ریسکهای تورمی و اشتغال بهطور محسوس تغییر کردهاند». بازارها همچنان احتمال افزایش نرخ در ماههای آینده را قیمتگذاری میکنند. تمرکز بر دادههای تورم آینده؛ دلار استرالیا و اوراق کوتاهمدت حساس باقی میمانند. بانک مرکزی استرالیا در صورتجلسه نشست فوریه خود اعلام کرده که تصمیم به افزایش نرخ بهره پس از مشاهده دادههای تورمی قویتر از انتظار و کاهش محسوس محدودیتهای مالی اتخاذ شده است. این گزارش نشان میدهد که مسیر سیاست پولی همچنان وابسته به دادههاست و هیچ مسیر از پیشتعیینشدهای وجود ندارد. این گزارش بر پایه دادههای منتشرشده توسط بانک مرکزی استرالیا و بازخوانی یوتوتایمز برای مخاطبان تنظیم شده است. چرا نرخ بهره در فوریه افزایش یافت؟ طبق صورتجلسه بانک مرکزی استرالیا، تصمیم به افزایش نرخ بهره پس از آن گرفته شد که اعضای هیئتمدیره به این نتیجه رسیدند که: تورم همچنان گسترده و پایدار است. شرایط مالی بهطور قابلتوجهی تسهیل شدهاند. بازار کار فشرده باقی مانده و دستمزدها بالا هستند. تقاضا در اقتصاد بیش از عرضه است و این روند ادامه خواهد داشت. اعضای هیئتمدیره معتقد بودند که بدون اقدام سیاستی، تورم برای مدت طولانی بالاتر از هدف ۲–۳٪ باقی خواهد ماند. تصمیمگیری: افزایش یا تثبیت؟ در نشست فوریه، گزینه تثبیت نرخ بهره در سطح ۳.۶٪ نیز بررسی شد، اما در نهایت افزایش ۲۵ نقطه پایه به ۳.۸۵٪ بهعنوان گزینه قویتر انتخاب شد. تصمیم بهصورت اجماعی گرفته شد و هدف آن مقابله با تقاضای بیشازحد و جلوگیری از تثبیت تورم بالا بود. مسیر آینده نرخ بهره: وابسته به دادهها بانک مرکزی تأکید کرده که هیچ مسیر از پیشتعیینشدهای برای نرخ بهره وجود ندارد و تصمیمات آینده کاملاً وابسته به دادههای اقتصادی خواهند بود. ریسکها در هر دو سمت وجود دارند و اعضا اذعان کردهاند که نمیتوان با اطمینان بالا مسیر آینده را پیشبینی کرد. شرایط مالی: دیگر محدودکننده نیستند؟ در صورتجلسه آمده که: بانکها بهراحتی وام میدهند. رشد اعتباری قوی است. قیمت مسکن و وامهای رهنی افزایش یافتهاند. دلار استرالیا تقویت شده، اما تأثیر آن محدود بوده. این عوامل باعث شدهاند که سیاست پولی دیگر بهاندازه گذشته محدودکننده (انقباضی) تلقی نشود. زمینه جهانی: مقاومتر از انتظار بانک مرکزی استرالیا همچنین اشاره کرده که چشمانداز جهانی بهتر از پیشبینیهاست؛ بهویژه به دلیل سرمایهگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی که به رشد اقتصادی کمک کردهاند. جمعبندی استراتژیک: فاز «تثبیت با حساسیت بالا به دادهها» بازار استرالیا اکنون در فاز «تثبیت با حساسیت بالا به دادهها» قرار دارد: نرخ بهره افزایش یافته است. اما مسیر آینده نامشخص است. دادههای تورمی آینده نقش کلیدی دارند. دلار استرالیا و اوراق کوتاهمدت بهشدت واکنشپذیر خواهند بود. معاملهگران باید منتظر دادههای شاخص CPI و اشتغال باشند تا مسیر بعدی سیاست پولی روشنتر شود.
در یک نگاه رشد طلا: طی پنج سال گذشته، قیمت طلا بیش از ۱۷۰٪ افزایش یافته است؛ محرک اصلی، بیثباتی ژئوپلیتیکی و نگرانیها درباره تورم و سیاستهای مالی غیرمسئولانه است. بانکهای مرکزی: خرید طلا توسط بانکهای مرکزی مهمترین عامل رشد بوده است. فروش گسترده طلا بعید به نظر میرسد و بانکهای مرکزی G10 و فدرال رزرو همچنان خریدار هستند. بازارهای نوظهور و چین: طلا حدود ۱۹٪ از ذخایر بازارهای نوظهور و ۴۷٪ از ذخایر بازارهای توسعهیافته را تشکیل میدهد. چین و چند کشور دیگر به افزایش ذخایر طلای خود ادامه میدهند. سرمایهگذاران خرد: سرمایهگذاران خرد در نوسانات کوتاهمدت اثرگذارند، اما سهم آنها تنها حدود ۸٪ از ذخایر بانکهای مرکزی است و توان کنترل قیمت طولانیمدت را ندارد. طلا طی پنج سال گذشته رشد خیرهکنندهای را تجربه کرده و بیش از ۱۷۰ درصد افزایش یافته است. فهرست بلندبالایی از دلایل برای این جهش وجود دارد، اما شاید مهمترین محرک آن ورود به دورهای جدید از بیثباتی و گسست ژئوپلیتیکی باشد که سرمایهگذاران را به خرید این فلز گرانبها ترغیب کرده است. اکنون نگرانیها درباره تضعیف ارزش ارزها، رشد اقتصادی، تورم و سیاستهای مالی غیرمسئولانهای را نیز اضافه کنید که هنوز بهطور کامل در قیمت داراییهای دولتی منعکس نشدهاند. جای تعجب نیست که طلا در دورههای تنش به یکی از داراییهای محبوب سرمایهگذاران تبدیل شده است. در شوکهای عمده ژئوپلیتیکی، طلا بهطور متوسط ۱.۸ درصد و بهصورت میانگین ۳ درصد بازدهی داشته و از سایر طبقات دارایی عملکرد بهتری نشان داده است. ریسکها: توقف خرید بانکهای مرکزی و رویگردانی سرمایهگذاران خرد طبق دادههای بررسی شده توسط یوتوتایمز، مهمترین محرک قیمت طلا، بانکهای مرکزی بودهاند. از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، خرید خالص طلا توسط بانکهای مرکزی دو برابر شده است. پس از آنکه ایالات متحده داراییهای روسیه را مسدود کرد، بانکهای مرکزی برای متنوعسازی ذخایر خود و کاهش وابستگی به دلار آمریکا، تقاضا برای طلا را افزایش دادند. پنج دارنده بزرگ طلا (بهجز صندوق بینالمللی پول) عبارتاند از ایالات متحده، آلمان، ایتالیا، فرانسه و روسیه. اما اگر این تقاضای ساختاری از سوی بانکهای مرکزی جهان کاهش یابد چه خواهد شد؟ یا بدتر از آن، اگر تصمیم به فروش گسترده طلا بگیرند؟ چنین اتفاقی پیشتر رخ داده است. بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲، بریتانیا مجموعهای از مزایدههای عمومی برگزار کرد و بیش از ۵۰ درصد از ذخایر طلای خود را فروخت تا ذخایرش را به ارزهای خارجی متنوعسازی کند. در همان دوره، سوئیس نیز رأی داد که فرانک سوئیس را از پشتوانه طلا جدا کند. در سه ماه پس از اعلام بریتانیا، قیمت طلا ۱۳ درصد کاهش یافت—حرکتی که معادل افتی حدود ۶۵۰ دلار در قیمتهای امروز است. فروشها تنها پس از آن متوقف شد که چندین بانک مرکزی «توافقنامه واشنگتن درباره طلا» را امضا کردند تا فروشهای بزرگ و اثرگذار بر قیمت را هماهنگ و محدود کنند. این توافق در سال ۲۰۱۹ منقضی شد، زیرا بانکهای مرکزی عمدتاً به خریداران طلا تبدیل شده بودند، نه فروشندگان. از نظر تئوری، این بدان معناست که فروش همچنان امکانپذیر است؛ همانطور که توقف رشد تقاضا نیز محتمل است. با این حال، بعید است چنین سناریویی—دستکم در آینده نزدیک—رخ دهد. دلایل آن روشن است. تا سال ۲۰۲۵، طلا بهطور متوسط حدود ۱۹ درصد از ترکیب ذخایر ارزی کشورهای بازارهای نوظهور را به خود اختصاص داده است؛ در حالیکه این سهم در اقتصادهای توسعهیافته به حدود ۴۷ درصد میرسد. در میان کشورهای نوظهوری که روند افزایش ذخایر طلای خود را در پیش گرفتهاند، چین جایگاهی برجسته و تعیینکننده دارد. چین که هم یک اقتصاد نوظهور و هم رقیب ایالات متحده محسوب میشود، بهطور فعال در حال تبدیل بخشی از ذخایر خود به طلاست. با اینکه چین هفتمین دارنده بزرگ ذخایر طلا در جهان است، این فلز تنها ۸.۶ درصد از کل ذخایر آن را تشکیل میدهد (بر اساس دادههای شورای جهانی طلا). در صورت تداوم این روند، چین ظرفیت قابل توجهی برای افزایش خرید طلا دارد. لهستان، هند و برزیل نیز از جمله کشورهایی هستند که به تقاضای ساختاری طلا دامن زدهاند. ▶ مشاهده کنید: چرا افت بازدهی اوراق آمریکا مهمتر از چیزی است که فکر میکنید! در میان بانکهای مرکزی G10 هیچ نشانهای مبنی بر بررسی فروش طلا وجود ندارد. حتی برای فدرال رزرو ایالات متحده، چنین اقدامی مستلزم تغییرات گسترده قانونی و عدول از بیش از یک قرن سابقه خواهد بود. افزون بر این، طبق نظرسنجی مشترک YouGov و شورای جهانی طلا در سال ۲۰۲۵، ۹۵ درصد بانکهای مرکزی انتظار دارند ذخایر طلای جهانی افزایش یابد، ۵ درصد انتظار ثبات دارند و هیچیک کاهش را پیشبینی نکردهاند. نقش سرمایهگذاران خرد را نیز نمیتوان کماهمیت تلقی کرد. آنها هم بهطور گسترده به بازار طلا وارد شدهاند و عمدتاً با هدف پوشش ریسکهای ژئوپلیتیکی و مقابله با عدمقطعیتهای اقتصاد کلان، اقدام به تخصیص بخشی از پرتفوی خود به این فلز گرانبها کردهاند. اگرچه این روند به تقویت قیمتها انجامیده است، اما وجه دیگری نیز دارد: در صورت فروکشکردن ریسکها یا ظهور ابزارهای کارآمدتر برای پوشش ریسک، همین سرمایهگذاران میتوانند به همان سرعتی که وارد بازار شدهاند، از آن خارج شوند و فشار نزولی بر قیمتها وارد کنند. نوسانات پایان ماه ژانویه نمونه روشنی از این موضوع بود: قیمت طلا طی یک هفته ۲۰ درصد افزایش یافت و سپس طی دو روز به همان میزان سقوط کرد. برخی سرمایهگذاران این رویداد را نشانهای از نقشآفرینی سرمایهگذاران کوتاهمدت در نوسانات قیمت میدانند. با این حال، در یک نگاه کلان میتوان گفت سطح فعالیت سرمایهگذاران خرد هرچند بالاست، اما در قیاس با دورههای مشابه در گذشته، پدیدهای غیرمعمول یا بیسابقه محسوب نمیشود. موجودی صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) مبتنی بر طلا—که شاخص مناسبی برای سنجش علاقه سرمایهگذاران خرد است—حدود ۱۰۰ میلیون اونس برآورد میشود؛ رقمی معادل تنها حدود ۸ درصد از ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان. این میزان همچنان کمتر از رکورد حدود ۱۱۰ میلیون اونس ثبتشده در سال ۲۰۲۰ است. هرچند ممکن است افزایش یابد، اما در بلندمدت توان تعیینکنندهای برای جهتدهی به قیمتها ندارد. علاوه بر نقش پوشش ریسک در برابر شوکهای کوتاهمدت ژئوپلیتیکی، طلا یک ابزار متنوعساز بلندمدت نیز محسوب میشود. این دارایی میتواند در برابر تورم محافظت ایجاد کند، در دورههای افت بازار عملکرد بهتری داشته باشد و بهدلیل همبستگی نسبتاً پایین با سایر داراییها، نوسان کلی پرتفوی را کاهش دهد. ✔️ بیشتر بخوانید: حباب طلای چین در آستانه انفجار؟ هشدار تازه کپیتال اکونومیکس سرمایهگذاری در کالاها ممکن است نوسان بیشتری نسبت به سرمایهگذاری در اوراق بهادار سنتی داشته باشد، بهویژه اگر ابزارهای مورد استفاده دارای اهرم مالی باشند. ارزش ابزارهای مشتقه مرتبط با کالاها میتواند تحت تأثیر تغییرات کلی بازار، نوسانات شاخصهای کالایی، تغییرات نرخ بهره یا عواملی خاص یک صنعت یا کالا—مانند خشکسالی، سیل، شرایط جوی، بیماریهای دامی، تحریمها، تعرفهها و تحولات اقتصادی، سیاسی و مقرراتی بینالمللی—قرار گیرد. استفاده از مشتقات اهرمی مرتبط با کالاها فرصت بازدهی بالاتر را فراهم میکند، اما همزمان امکان زیانهای بزرگتر را نیز به همراه دارد. بر اساس جمعبندی تیم یوتوتایمز، طلا طی پنج سال گذشته رشد قابل توجهی داشته و به دلیل بیثباتی ژئوپلیتیکی، تورم و نگرانیهای مالی، به یکی از داراییهای محبوب سرمایهگذاران تبدیل شده است. مهمترین محرک قیمت، تقاضای ساختاری بانکهای مرکزی و بازارهای نوظهور، به ویژه چین، بوده است. نقش سرمایهگذاران خرد در نوسانات کوتاهمدت قابل توجه است، اما توان تعیینکنندهای برای جهتدهی به قیمتها در بلندمدت ندارند. علاوه بر کارکرد کوتاهمدت بهعنوان پوشش ریسک، طلا بهعنوان دارایی متنوعساز بلندمدت میتواند از تورم محافظت کند، نوسان پرتفوی را کاهش دهد و در دورههای افت بازار عملکرد مقاوم نشان دهد. با وجود ریسکهای مرتبط با نوسانات بازار، شرایط اقلیمی، تحریمها و استفاده از ابزارهای اهرمی، چشمانداز طلا برای سرمایهگذاری بلندمدت همچنان مثبت و جذاب است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه مس در لندن حوالی ۱۲٬۸۶۳ دلار تثبیت شد؛ بدون تغییر محسوس نسبت به روز قبل. آلومینیوم در ۳٬۰۸۰ دلار ایستاد؛ پس از افت ۲.۷٪ در روز جمعه. قلع ۲.۹٪ رشد کرد و به ۴۸٬۰۶۰ دلار رسید؛ پس از افت ۶٪ در جلسه قبلی. سنگآهن ۰.۳٪ افت کرد و به ۹۶.۵۰ دلار رسید؛ تحت فشار افزایش ذخایر بنادر چین. بازار فلزات صنعتی هفته را با آرامش آغاز کرد؛ همزمان با تعطیلات سال نو قمری در آسیا و تعطیلی بازار آمریکا، معاملهگران در حالت انتظار باقی ماندند. قیمتها عمدتاً بدون تغییر بودند و شاخصهای کلیدی پس از رشد ماه گذشته، اکنون در حال تثبیتاند. این وضعیت نشان میدهد بازار در فاز «تثبیت بدون محرک» قرار دارد و منتظر سیگنالهای جدید از سیاستهای تجاری و پولی است. این گزارش بر اساس دادههای منتشرشده توسط بلومبرگ تهیه شده و توسط یوتوتایمز برای مخاطبان فارسیزبان بازخوانی شده است. فلزات صنعتی در حالت انتظار؛ تعطیلات و نبود محرک در آغاز هفته، بسیاری از معاملهگران آسیایی به دلیل تعطیلات سال نو قمری فعال نبودند و بازار آمریکا نیز تعطیل بود. در چنین فضایی، قیمت فلزات صنعتی عمدتاً بدون تغییر باقی ماندند: مس سهماهه در بورس لندن در سطح ۱۲٬۸۶۳ دلار معامله شد. آلومینیوم پس از افت روز جمعه، در ۳٬۰۸۰ دلار تثبیت شد. قلع با رشد ۲.۹٪ به ۴۸٬۰۶۰ دلار رسید؛ جبران بخشی از افت شدید هفته قبل. این رفتار نشان میدهد بازار در فاز «تثبیت بدون محرک» قرار دارد؛ جایی که معاملهگران منتظر سیگنالهای جدید هستند. شاخص LMEX؛ پس از رکورد، در حال عقبنشینی شاخص LMEX که عملکرد ۶ فلز اصلی در لندن را دنبال میکند، ماه گذشته به دلیل خریدهای گسترده چین و ضعف دلار آمریکا به رکوردهای جدید رسید. اما اکنون، این شاخص کمی عقبنشینی کرده و بازار در انتظار محرکهای جدید است؛ از جمله: تصمیمات احتمالی درباره تعرفههای وارداتی آمریکا چشمانداز سیاست پولی فدرال رزرو سنگآهن؛ افت ادامهدار در برابر رشد عرضه در بازار سنگآهن، قیمتها با افت ۰.۳٪ به ۹۶.۵۰ دلار رسیدند. این افت ششمین هفته متوالی کاهش را رقم زده است. علت اصلی این روند: افزایش ذخایر بنادر چین رشد تولید توسط شرکتهای بزرگ معدنی این دادهها نشان میدهد که بازار فولاد همچنان تحت فشار عرضه قرار دارد. توقف در معدن جدید گینه؛ شوک عرضه احتمالی شرکت Rio Tinto اعلام کرده که فعالیت در معدن جدید SimFer در گینه به دنبال مرگ یکی از کارکنان پیمانکار متوقف شده است. تحقیقات در جریان است و مدیرعامل شرکت، Simon Trott، قرار است این هفته به گینه سفر کند. این توقف میتواند بر عرضه سنگآهن در آینده تأثیر بگذارد، هرچند فعلاً اثر فوری در بازار دیده نمیشود. جمعبندی: بازار فلزات در فاز «تثبیت بدون جهت» در مجموع، بازار فلزات صنعتی در آغاز هفته در حالت تثبیت بدون جهت قرار دارد. تعطیلات آسیایی، نبود معاملهگران آمریکایی، و فقدان محرکهای جدید باعث شده قیمتها در محدودههای فعلی باقی بمانند. تا زمانی که سیگنالهای تازه از سمت تعرفهها یا سیاست پولی منتشر نشود، بازار احتمالاً در همین فاز باقی خواهد ماند.
در یک نگاه طلا پس از یک افت ناگهانی و بدون محرک مشخص، بار دیگر توانست سطح ۵۰۰۰ دلار را پس بگیرد، اما این شوک نشان داد رژیم نوسانی جدید بازار فلزات گرانبها همچنان شکننده و غیرقابلپیشبینی است. نظرسنجی کیتکو حاکی از آن است که تحلیلگران والاستریت محتاط و مردد شدهاند، در حالی که سرمایهگذاران خُرد همچنان دیدگاهی صعودی نسبت به چشمانداز کوتاهمدت طلا دارند. با توجه به تعطیلات پیشرو و کاهش نقدشوندگی، هر حرکت کوچک میتواند به نوسانات بزرگتری منجر شود و بازار را در معرض شوکهای قیمتی ناگهانی قرار دهد. قیمت طلا در ابتدای هفته در فضایی نسبتاً آرام و در قالب یک الگوی تثبیت منظم حرکت میکرد؛ الگویی که نشان از تعادل نسبی میان عرضه و تقاضا داشت. اما اواخر صبح پنجشنبه، یک موج فروش ناگهانی بار دیگر به معاملهگران یادآوری کرد که نوسان در بازار فلزات گرانبها میتواند به همان اندازه که آرام است، ناگهانی و شدید نیز باشد. هر اونس طلا معاملات هفتگی را در سطح ۴٬۹۸۰ دلار آغاز کرد و تا شامگاه یکشنبه با جهشی سریع به محدوده ۵٬۰۴۱ دلار رسید. پس از آن، فلز زرد یک بازگشت کوتاه به حوالی ۵٬۰۰۰ دلار را تجربه کرد و وارد فاز نوسان خنثی و نسبتاً محدود شد؛ فازی که بهتدریج دامنه تغییرات قیمت را فشردهتر و شاخصهای نوسان را آرامتر کرد. در ساعات ابتدایی چهارشنبه، طلا با ثبت اوج هفتگی نزدیک به ۵٬۱۲۰ دلار، بار دیگر چهره آشنای سالهای گذشته خود را به نمایش گذاشت. قیمت در تمام این مدت کمتر از چند دلار به زیر حمایت روانی ۵٬۰۰۰ دلار نفوذ کرد و در سقفها نیز به شکلی منظم به محدوده ۵٬۱۰۰ دلار برخورد داشت. این رفتار قیمتی برای بسیاری از فعالان بازار یادآور دورههایی بود که طلا نقش پناهگاه امن سرمایه را با ثبات بیشتری ایفا میکرد. از بعدازظهر چهارشنبه تا صبح پنجشنبه، دامنه نوسانات حتی محدودتر شد و قیمت در بازهای حدود ۲۵ دلاری بین ساعات ۷:۳۰ عصر تا ۱۰:۳۰ صبح در رفتوآمد بود؛ شرایطی که نشانهای از آرامش نسبی بازار و انتظار برای محرکی تازه تلقی میشد. در ظاهر، طلا بار دیگر همان دارایی امنی بود که سرمایهگذاران در زمان ابهام به آن پناه میبرند. اما واقعیت بازار فلزات گرانبها در سال ۲۰۲۶ متفاوت از گذشته است. در ساعت ۱۱:۰۵ صبح به وقت شرق آمریکا، بازار ناگهان با شوکی غیرمنتظره مواجه شد. قیمت طلا طی تنها ۲۰ دقیقه از ۵٬۰۶۸ دلار به کف هفتگی ۴٬۸۸۹ دلار سقوط کرد؛ افتی سریع و عمیق که بسیاری از معاملهگران را غافلگیر کرد. شگفتآورتر آنکه هیچ محرک آشکار و مشخصی برای این ریزش وجود نداشت. نه خبری از تنش ژئوپلیتیک بود، نه تصمیم قضایی یا پیام سیاسی غیرمنتظرهای منتشر شد. حتی تحلیلگران والاستریت نیز در توضیح علت این سقوط ناگهانی با ابهام مواجه بودند؛ رخدادی که همزمان در سایر بازارهای مالی نیز بازتاب داشت. با این حال، همانگونه که بارها در گذشته مشاهده شده، طلا به سرعت واکنش نشان داد و مسیر بازیابی را در پیش گرفت. قیمت تا ساعت ۱۲:۳۰ به ۴٬۹۷۰ دلار رسید و تنها ۱۵ دقیقه پیش از آغاز معاملات بازار سهام در روز جمعه، بار دیگر سطح ۵٬۰۰۰ دلار را پس گرفت. پس از یک بازآزمایی سریع دیگر از ناحیه حمایتی (تقریباً ۲۴ ساعت پس از موج فروش پنجشنبه) رفتار قیمتی طلا به همان الگوی آرام چهارشنبه بازگشت. در پایان هفته، این فلز گرانبها حدود ۴۰ دلار بالاتر از حمایت ۵٬۰۰۰ دلاری بسته شد و در دامنهای فشرده ۲۵ دلاری به نوسان ادامه داد؛ پایانی که اگرچه از بازگشت تعادل حکایت داشت، اما یادآور شکنندگی فضای معاملاتی در سال جاری نیز بود. نتایج تازهترین نظرسنجی هفتگی کیتکو نشان میدهد که اکثریت تحلیلگران والاستریت نسبت به چشمانداز کوتاهمدت طلا رویکردی محتاطانه و مردد اتخاذ کردهاند؛ در مقابل، سرمایهگذاران خرد یا همان فعالان «میناستریت» علیرغم نوسانات پرتنش هفته گذشته، همچنان دیدگاه صعودی خود را حفظ کردهاند. جیمز استنلی، استراتژیست ارشد بازار در Forex.com، با صراحت بر تداوم روند صعودی تأکید دارد. به اعتقاد او، «موج فروش اواخر هفته شدید بود، اما خریداران با قدرت وارد بازار شدند. همچنان افتها و اصلاحات قیمتی را فرصتی برای ورود میدانم و در شرایط فعلی، تلاش برای معامله خلاف روند غالب طلا را منطقی نمیبینم.» این اظهارات بازتابدهنده دیدگاهی است که اصلاحات مقطعی را نه نشانه ضعف ساختاری، بلکه فرصتی تاکتیکی تلقی میکند. در همین حال، دارین نیوسام، تحلیلگر ارشد بازار در Barchart.com، ضمن تأیید چشمانداز صعودی برای طلا و نقره، نسبت به تداوم نوسانات در کوتاهمدت هشدار میدهد. به گفته او، «اگرچه انتظار دارم طلا و نقره در هفته پیشرو همچنان پرنوسان باشند، اما روند بلندمدت کماکان صعودی است.» نیوسام همچنین به تحولات ژئوپلیتیک اشاره میکند و معتقد است در شرایطی که کشورهای حاضر در کنفرانس امنیتی مونیخ در حال بررسی سناریوهایی برای پیشبرد سیاستهای خود بدون اتکا به ایالات متحده هستند، طلا و نقره میتوانند همچنان نقش پشتوانهای و پوشش ریسک را ایفا کنند؛ بهویژه اگر برخی کشورها، بهویژه چین، اقدام به کاهش داراییهای خود در اوراق خزانهداری آمریکا کنند. از این منظر، جذابیت فلزات گرانبها نهتنها از کانال تکنیکال، بلکه از مسیر تحولات ژئوپلیتیک و جریان سرمایه جهانی نیز تقویت میشود. آدریان دی، رئیس شرکت Adrian Day Asset Management، همچنان دیدگاهی صعودی نسبت به طلا دارد. به گفته او، روندی آهسته اما پیوسته از بازیابی قیمت در جریان است و تا زمانی که دینامیکهای بنیادین بازار طلا دستنخورده باقی بماند، این فلز گرانبها از حمایت ساختاری برخوردار خواهد بود. مارک لایبوویت، ناشر خبرنامه VR Metals/Resource Letter، نیز چشماندازی مشخص برای هفتههای پیشرو ترسیم میکند. او محدوده ۳٬۵۰۰ تا ۴٬۶۰۰ دلار را بهعنوان دامنه مورد انتظار طلا در کوتاهمدت (تا ماههای مارس و آوریل) مطرح کرده و تأکید دارد در صورت رسیدن قیمت به کرانه پایینی این بازه، فرصت خرید قابلتوجهی شکل خواهد گرفت. لایبوویت همچنین هدف قیمتی ۵۰ تا ۵۵ دلار را برای نقره در همین بازه زمانی مطرح میکند. در سوی دیگر، کوین گرِیدی، رئیس Phoenix Futures and Options، تمرکز خود را بر تعداد قراردادهای باز (Open Interest) در بورس کالای شیکاگو معطوف کرده است. به گفته او، حوالی ۲۳ ژانویه یکی از رِکوردهای اخیر تعداد قراردادهای باز، ثبت شد، اما از آن زمان تاکنون حدود ۱۵۰ هزار قرارداد از بازار خارج شده است؛ رقمی که نشاندهنده کاهش قابلتوجه حضور سرمایه در بازار فیوچرز طلاست. گرِیدی توضیح میدهد که بخش عمدهای از این سرمایه سفتهبازانه اکنون به سمت ابزارهای کوچکتر و در دسترستر برای سرمایهگذاران خرد هدایت شده است. بهویژه قراردادهای «مینی» طلا و قراردادهای کوچکتر نقره که حجم آنها کمتر از ۱۰۰ اونس است، با رکوردشکنی در حجم معاملات مواجه شدهاند. به اعتقاد او، افزایش درصد وجه تضمین در قراردادهای فیوچرز اصلی باعث خروج بخشی از معاملهگران خرد شد، اما همین گروه اکنون از طریق قراردادهای مینی مجدداً به بازار بازگشتهاند. از نگاه گرِیدی، پیامد این جابهجایی آن است که وزن معاملات بیش از گذشته در اختیار سفتهبازان، معاملهگران خرد و استراتژیهای مومنتومی قرار گرفته، در حالی که سرمایههای بزرگتر و هوشمندتر فعلاً در حاشیه بازار ایستادهاند. او معتقد است همین تغییر ترکیب بازیگران بازار، یکی از عوامل اصلی تشدید نوسانات اخیر در قیمت طلا بوده است. در خصوص موج فروش ناگهانی روز پنجشنبه، کوین گرِیدی اذعان دارد که او نیز مانند بسیاری از فعالان بازار، توضیح روشنی برای این اتفاق در اختیار ندارد. به گفته او، فضای بازار در آن لحظات مملو از تماسها و پیامهایی بود که همه یک سؤال مشترک داشتند: «چه اتفاقی افتاد؟» با این حال، پاسخ قانعکنندهای در دست نبود و منشأ دقیق این سقوط همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. گرِیدی البته یک سناریوی احتمالی را مطرح میکند، هرچند تأکید دارد که این تنها یک فرضیه است. به باور او، ممکن است برخی از معاملهگران به دلیل فشار «مارجین کال» مجبور به بستن پوزیشنهای خود شده باشند؛ بهویژه در شرایطی که بسیاری از بازیگران در حال پوشش ریسک بودند و همزمان پوزیشنهای فروش در بازار داشتند. در چنین فضایی، یک جرقه میتواند زنجیرهای از تسویههای اجباری ایجاد کند و افت قیمت را تشدید کند. او در ارزیابی مسیر کوتاهمدت طلا نیز به چند عامل کلیدی اشاره میکند. نخست، تغییرات در رأس سیاستگذاری پولی ایالات متحده. با مشخص شدن حضور کوین وارش بهعنوان رئیس جدید فدرال رزرو، به اعتقاد گرِیدی بازار با دقت به لحن و مواضع او در قبال نرخ بهره و سیاستهای پولی چشم دوخته است. هرگونه تغییر در ادبیات سیاستی میتواند انتظارات تورمی و مسیر بازدهی اوراق را تحت تأثیر قرار دهد و بهتبع آن بر قیمت طلا اثرگذار باشد. همچنین پرونده حقوقی مرتبط با لیزا کوک، عضو هیئتمدیره فدرال رزرو، از دیگر موضوعاتی است که به گفته او توجه بازار را جلب کرده است. این پرونده از منظر استقلال بانک مرکزی اهمیت دارد و فعالان بازار آن را بهعنوان نشانهای از میزان خودمختاری نهاد سیاستگذار پولی رصد میکنند. با وجود همه این متغیرها، گرِیدی در نهایت بر این باور است که طلا در سال جاری در سطوح بالاتری معامله خواهد شد. با این حال، او کاهش قابل توجه قراردادهای باز را متغیری تعیینکننده میداند که باید به دقت دنبال شود. از نگاه او، جهتگیری آتی قراردادها (چه در مسیر صعودی و چه نزولی) میتواند سرنخهای مهمی از بازگشت یا عدم بازگشت سرمایههای بزرگ به بازار ارائه دهد و تصویر روشنتری از رفتار بازیگران عمده ترسیم کند. “ «بازار طلا در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه به دادهها واکنش نشان دهد، به جریان نقدینگی و جابهجایی قدرت میان بازیگران بزرگ و سرمایهگذاران خرد پاسخ میدهد؛ و همین تغییر زمین بازی، نوسان را به متغیر اصلی این معادله تبدیل کرده است.» محمد زمانی در نظرسنجی هفتگی طلا، این هفته ۱۲ تحلیلگر شرکت کردند؛ نظرسنجیای که نشان میدهد پس از تکرار شوکهای قیمتی، فضای والاستریت با تردید بیشتری نسبت به مسیر کوتاهمدت طلا همراه شده است. از میان کارشناسان، ۴ نفر معادل ۳۳ درصد پیشبینی کردند قیمت طلا در هفته پیشرو بار دیگر بهطور پایدار بالاتر از سطح ۵٬۰۰۰ دلار حرکت کند. در مقابل، ۳ تحلیلگر (۲۵ درصد) انتظار کاهش قیمت را مطرح کردند. ۵ نفر باقیمانده، معادل ۴۲ درصد از کل شرکتکنندگان، ریسکهای صعود و نزول را تقریباً متعادل ارزیابی کرده یا سناریوی ادامه فاز تثبیت و نوسان خنثی را محتمل دانستند. در سوی دیگر، نتایج نظرسنجی آنلاین کیتکو با مشارکت ۲۵۷ رأی، تصویری متفاوت از احساسات بازار ارائه میدهد. سرمایهگذاران خرد همچنان موضعی صعودی دارند و برخلاف احتیاط تحلیلگران حرفهای، خوشبینی خود را حفظ کردهاند. بر اساس این دادهها، ۱۶۳ معاملهگر خرد، معادل ۶۳ درصد، انتظار دارند قیمت طلا در هفته آینده افزایش یابد. در مقابل، ۵۲ نفر (۲۰ درصد) کاهش قیمت را پیشبینی کردهاند و ۴۲ رأیدهنده دیگر، معادل ۱۷ درصد، معتقدند بازار در مسیر نوسان جانبی حرکت خواهد کرد. هفته معاملاتی پیشرو برای فعالان بازار کوتاهتر از معمول خواهد بود. بازارهای مالی ایالات متحده روز دوشنبه به مناسبت «روز رؤسای جمهور» تعطیل هستند و بورسهای کانادا نیز به دلیل «روز خانواده» بسته خواهند بود. همزمان، تعطیلات سال نوی چینی باعث میشود بزرگترین بازار مصرف طلای جهان در وضعیت کمتحرک قرار گیرد؛ شرایطی که معمولاً به کاهش حجم معاملات منجر شده و احتمال اثرگذاری نامتناسب نوسانات کوچک بر قیمت را در فضای کمعمق معاملاتی افزایش میدهد. طبق تقویم اقتصادی یوتوتایمز؛ در روز سهشنبه، شاخص «نظرسنجی تولیدی امپایر استیت» منتشر خواهد شد؛ دادهای که میتواند تصویری بهروز از وضعیت بخش تولید در ایالت نیویورک ارائه دهد. در ادامه و در ساعات پایانی روز، تصمیم سیاست پولی بانک مرکزی نیوزیلند توجه بازارهای ارز و کالا را به خود جلب خواهد کرد؛ تصمیمی که میتواند بر انتظارات نرخ بهره در اقتصادهای توسعهیافته نیز اثر غیرمستقیم داشته باشد. چهارشنبه صبح با انتشار آمار «سفارشات کالاهای بادوام» و همچنین دادههای مربوط به «آغاز ساختوساز مسکن» و «مجوزهای ساختمانی» آغاز میشود؛ شاخصهایی که نبض تقاضای سرمایهگذاری و وضعیت بخش مسکن آمریکا را نشان میدهند. در ادامه روز، صورتجلسه نشست ماه ژانویه فدرال رزرو منتشر خواهد شد؛ متنی که میتواند سرنخهای تازهای درباره جهتگیری سیاست پولی و نگاه اعضا به تورم و رشد اقتصادی ارائه کند. در روز پنجشنبه، آمار هفتگی «مدعیان اولیه بیکاری»، دادههای «فروش معوق مسکن» و همچنین شاخص تولیدی فدرال رزرو فیلادلفیا در کانون توجه قرار میگیرد. این مجموعه دادهها میتوانند ارزیابی دقیقتری از وضعیت بازار کار و فعالیت صنعتی آمریکا در اختیار سرمایهگذاران قرار دهند. هفته معاملاتی با انتشار مجموعهای از دادههای مهم در روز جمعه به پایان میرسد؛ از جمله برآورد اولیه تولید ناخالص داخلی سهماهه چهارم آمریکا به همراه شاخص هزینههای مصرف شخصی (PCE)، شاخص مدیران خرید بخش تولید (برآورد اولیه S&P)، نسخه بازبینیشده شاخص اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان و آمار فروش خانههای نوساز ماه ژانویه. این دادهها در مجموع میتوانند مسیر انتظارات تورمی، چشمانداز رشد اقتصادی و در نهایت جهت حرکت بازدهی اوراق و قیمت طلا را در کوتاهمدت تحت تأثیر قرار دهند. مارک چندلر، مدیرعامل Bannockburn Global Forex، معتقد است طلا در آستانه ثبت کلوز هفتگی در سطوح بالاتر قرار دارد، اما همچنان در چارچوب یک فاز تثبیت گسترده معامله میشود. به گفته او، فلز زرد در میانه هفته در برابر سطح ۵٬۱۲۰ دلار متوقف شد و در حوالی ۴٬۸۸۰ دلار یک کف کوتاهمدت شکل داد. چندلر بر این باور است که در نهایت این دوره تجمیع به سمت بالا شکسته خواهد شد، هرچند این احتمال نیز وجود دارد که فاز نوسان خنثی برای مدتی طولانیتر ادامه یابد. او در عین حال هشدار میدهد که اگرچه دادههای کلان اثرگذار برای چند هفته آینده تا حدی تخلیه شدهاند، اما یک ریسک بالقوه میتواند از حوزه سیاست و حقوق وارد شود. به گفته چندلر، ممکن است در پایان هفته آینده رأی دیوان عالی درباره استفاده رئیسجمهور از اختیارات اضطراری برای اعمال تعرفهها صادر شود؛ موضوعی که میتواند به منبع تازهای از نوسان در بازارهای مالی تبدیل شود. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است در همین حال، آدام باتن، رئیس استراتژی ارزی در Forexlive.com، سقوط ناگهانی روز پنجشنبه را نمونهای از روزهایی توصیف میکند که حتی تحلیلگران باتجربه را نیز غافلگیر میکند. به گفته او، حرفه تحلیلگری اقتضا میکند همواره پاسخی برای رخدادها وجود داشته باشد، اما در این مورد توضیح روشنی در دست نبود. بهسرعت شایعاتی از جمله احتمال درز دادههای تورمی منتشر شد، اما با انتشار آمار شاخص قیمت مصرفکننده که حتی اندکی پایینتر از انتظار بود، این فرضیه نیز منتفی شد. باتن همچنین به زمانبندی این حرکت اشاره میکند و آن را غیرعادی میداند؛ چرا که حوالی ساعت ۱۱:۱۵ صبح (به وقت شرق امریکا) معمولاً زمانی نیست که جریانهای بزرگ سرمایه بتوانند چنین اثری بر بازار بگذارند. او احتمال «خطای معاملاتی» را نیز مطرح میکند، اما تأکید دارد که فروش یکباره حجمی در حد یک میلیارد دلار در بازار منطقی به نظر نمیرسد، زیرا معمولاً چنین سفارشهایی بهصورت تدریجی اجرا میشوند. از نگاه او، سرعت و شدت افت بیشتر به یک موج نقدشوندگی اجباری شباهت داشت. باتن در نهایت این سناریو را محتمل میداند که یک صندوق بزرگ برای پوشش مارجین کال ناچار به فروش یکی از داراییهای برنده خود (در اینجا طلا) شده باشد. به اعتقاد او، ابعاد این حرکت نشان میدهد که بازیگری بزرگ درگیر ماجرا بوده و حتی با توجه به زمان وقوع، احتمال میدهد منشأ آن یک نهاد مالی اروپایی بوده باشد. باتن، معتقد است ورود بازار به یک رژیم جدید از نوسانات بالا، معاملهگران فلزات گرانبها را با کمبود نقاط اتکا و فقدان اطمینان نسبت به جهت حرکت قیمت مواجه کرده است. به گفته او، این وضعیت همان «شمشیر دو لبه»ای است که بسیاری از سرمایهگذاران در دوران صعودهای هیجانی آرزویش را دارند، اما زمانی که بازار وارد چرخهای فرسایشی از نوسانات شدید میشود، همان هیجان به عاملی بازدارنده تبدیل میگردد. باتن تأکید میکند در چنین فضایی ارزشگذاری داراییها دشوار میشود و مدیریت پوزیشنها پیچیدهتر از گذشته خواهد بود. از نگاه او، تداوم نوسانات سنگین میتواند بهتدریج سرمایهگذاران را از بازار دور کند و سطح اطمینان آنها را تضعیف سازد. زمانی که باور سرمایهگذار بارها و بارها توسط بازار به چالش کشیده شود، در نهایت این اعتماد فرسوده خواهد شد. در چشمانداز کوتاهمدت، باتن معتقد است ریسکهای شناختهشده فعلاً بیشتر به سمت نزول متمایلاند. او به تعطیلات سال نوی چینی و تغییر الگوهای فصلی اشاره میکند که معمولاً پس از این مقطع، تمایل بازار به کاهش تقویت میشود. به باور او، تا زمانی که محرک تازهای (چه از سوی کوین وارش در رأس فدرال رزرو و چه از محل رأی دادگاه دیوان عالی درباره تعرفهها، وارد بازار نشود، انرژی لازم برای جهش معنادار قیمت فراهم نخواهد شد. او همچنین تحولات مرتبط با ایران و مذاکرات احتمالی در ماههای آینده را یکی از سه متغیر کلیدی میداند؛ در کنار موضوع تعرفهها و سیاست پولی. با این حال، باتن بر این باور است که نقش فدرال رزرو در مقطع فعلی تا حدی به حاشیه رفته است. جمعبندی او نسبتاً محتاطانه است: در ماههای پیشرو احتمالاً محرک قدرتمندی در دسترس نخواهد بود. به گفته باتن، اگر طلا بتواند سطح ۵٬۰۰۰ دلار را حفظ کند و دامنه نوسانات روزانه به حدود ۵۰ دلار کاهش یابد، بهتدریج شرایط برای بازگشت سرمایهگذاران مهیاتر خواهد شد. اما تا رسیدن به چنین ثباتی، زمان لازم است؛ از همین رو او موضع خود را در حال حاضر «خنثی» ارزیابی میکند. الکس کوپتسیکویچ، تحلیلگر ارشد بازار در FxPro، چشماندازی نزولی برای طلا در هفته آینده و حتی افق قابل پیشبینی ترسیم کرد. به گفته او، طلا در بخش عمدهای از هفته در بازه ۴٬۹۰۰ تا ۵٬۱۰۰ دلار نوسان داشت و در نهایت نیز در نزدیکی میانه این محدوده بسته شد. هرچند قیمت در بیشتر روزهای هفته روندی تدریجی و صعودی را دنبال میکرد، اما سقوط نزدیک به ۴ درصدی در کمتر از یک ساعت در شامگاه پنجشنبه بار دیگر نشان داد که فروشندگان تهاجمی همچنان دست بالا را در اختیار دارند. کوپتسیکویچ یادآور شد که از ماه فوریه تاکنون، طلا در یک مسیر صعودی قرار داشته که از منظر تکنیکال نشانهای امیدوارکننده تلقی میشود. با این حال، رفتار سایر فلزات گرانبها تصویر متفاوتی ارائه میدهد. به گفته او، نقره برای سومین هفته متوالی در حال ثبت سقفهای محلی پایینتر است و پلاتین نیز با هر موج فروش، در سطوح پایینتری قرار میگیرد. از نگاه این تحلیلگر، چنین واگرایی در مجموعه فلزات گرانبها میتواند نشانهای از تغییر فاز بازار به سمت یک ساختار نزولی گستردهتر باشد. او تأکید میکند که طلا همچنان نسبت به سایر همگروههای خود مقاومتر و باثباتتر است، اما احتمال تداوم فشار فروش را بالاتر میداند؛ بهویژه در شرایطی که بخشی از سفتهبازان برای تثبیت سود یا خروج از پوزیشنهای خرید به سمت فروش حرکت کنند. کوپتسیکویچ انتظار دارد قیمت به محدوده ۴٬۶۰۰ تا ۴٬۷۰۰ دلار بازگردد؛ ناحیهای که هم با سقفها و کفهای اخیر همپوشانی دارد و هم میانگین متحرک ۵۰روزه در آن متمرکز شده است. به باور او، اگر حمایت در این محدوده حفظ نشود، خروج خریداران میتواند با سرعت بیشتری تشدید شده و افت قیمت را شتاب دهد. مایکل مور، بنیانگذار Moor Analytics، معتقد است در صورت عدم بازگشت قیمت به بالای ساختار تکنیکالی که پیشتر به آن اشاره کرده، سناریوی محتمل برای هفته آینده ادامه حرکت نزولی خواهد بود. به گفته او، تنها در صورتی که بازار بتواند بار دیگر بالای آن ناحیه کلیدی تثبیت شود، میتوان احتمال تغییر جهت را در نظر گرفت. مور تحلیل خود را در سه مقیاس زمانی مجزا ارائه میکند. در چارچوب زمانی بلندمدت، او یادآور میشود که شکست مقاومت تاریخی در ۱۶ آگوست ۲۰۱۸ در محدوده ۱٬۱۸۳ دلار، سیگنال ازسرگیری قدرت روند صعودی را صادر کرد؛ حرکتی که در نهایت به ثبت اوجهای چند هزار دلاری انجامید. با این حال، وی تأکید میکند که تمام اهداف و برآوردهای ناشی از آن شکستها در وضعیت «تعلیق» قرار دارند و بازار فعلاً وارد فاز انتظار شده است. در بازه زمانی میانمدت، مور به مجموعهای از شکستهای پیاپی در سطوح کلیدی اشاره میکند که هرکدام بر اساس مدل محاسباتی او، «قدرت» یا مومنتوم مشخصی به روند افزودهاند. از شکستهای محدوده ۳۱۴۸، ۳۲۲۱، ۳۲۲۳ و ۳۲۳۹ گرفته تا عبور از سطوح ۳۳۴۱، ۳۳۸۵ و ۳۴۱۸، همگی بهزعم او انرژی صعودی تازهای به بازار تزریق کردهاند. در ادامه نیز عبور از نواحی ۳۵۶۴، ۳۶۶۵، ۳۷۱۴، ۳۷۷۲ و ۳۸۸۲، بهصورت مرحلهای قدرت روند را تقویت کرده است. با این حال، مور تصریح میکند که تمامی این سیگنالها نیز فعلاً در وضعیت «در حالت انتظار» قرار دارند و بازار نیازمند تأیید جدیدی برای فعالسازی دوباره آنهاست. اما در تایمفریمهای کوتاهتر، تصویر متفاوتتری دیده میشود. به گفته مور، بازار در محدوده ۵۶۱۹ به وضعیت «فرسودگی» برخورد کرد، سقفی در ۵۶۲۶ ساخت و سپس با چرخش نزولی مواجه شد که به افت بیش از دو هزار دلاری انجامید. شکست سطح ۵۲۱۳ نیز بر اساس مدل او، پتانسیل ریزشی قابل توجهی ایجاد کرد که حتی بیش از برآورد اولیه تحقق یافت. او همچنین به شکلگیری یک بازگشت نزولی جزئی در پایان ژانویه اشاره میکند که از همان نقطه، قیمت چند صد دلار عقبنشینی کرده است. این سیگنالهای کوتاهمدت از دید او دیگر در وضعیت «تعلیق» نیستند و فعال محسوب میشوند. در عین حال، مور خاطرنشان میکند که بازگشت قیمت به بالای برخی سطوح پایینتر، مجدداً نشانههایی از قدرت را وارد معادله کرده است. عبور از محدودههایی مانند ۴۵۲۰، ۴۷۹۷ و ۴۸۵۷ هرکدام بر اساس سرعت حرکت (تیک بر ساعت) و ساختار شکست، ظرفیت صعودی مشخصی ایجاد کردهاند که فعلاً در وضعیت انتظار باقی ماندهاند. با این حال، شکست نزولی زیر ۵۰۸۰ بار دیگر فشار فروش تازهای وارد کرده است. مور در جمعبندی میگوید که تنها یک عبور «قابل توجه» از سطحی کلیدی در معاملات روزانه میتواند هشداری جدی برای بازگشت قدرت خریداران باشد. تا آن زمان، از منظر ساختار کوتاهمدت، کفه ترازو همچنان به سمت سناریوی نزولی سنگینی میکند. جیم وایکاف، تحلیلگر ارشد کیتکو، با مرور تمام فرضیههای مطرحشده درباره سقوط ناگهانی پنجشنبه؛ از شایعات مرتبط با دادههای تورمی گرفته تا نگرانیهای ناشی از تحولات حوزه هوش مصنوعی و دغدغههای مربوط به سودآوری شرکتها، تأکید کرد که هیچیک از این توضیحات از منظر او چندان قانعکننده به نظر نمیرسد. به باور وی، بازار بیش از آنکه تحت تأثیر یک عامل مشخص بنیادین قرار گرفته باشد، درگیر یک حرکت تکنیکالی و جریان نقدینگی غیرمنتظره شده است. وایکاف در ارزیابی تکنیکال خود بر قراردادهای فیوچرز طلا برای تحویل آوریل تمرکز دارد. از دید او، هدف بعدی خریداران در مسیر صعودی، تثبیت قیمت بالای مقاومت مهم ۵٬۲۵۰ دلار است؛ سطحی که عبور پایدار از آن میتواند چشمانداز صعودی تازهای ایجاد کند. در مقابل، فروشندگان در کوتاهمدت تلاش خواهند کرد قیمتها را به زیر حمایت کلیدی ۴٬۶۷۰ دلار (کف ثبتشده هفته گذشته) هدایت کنند. او سطوح ۵٬۰۱۶ دلار (اوج معاملات شبانه) و سپس ۵٬۱۰۰ دلار را بهعنوان نخستین مقاومتهای پیشروی بازار معرفی میکند. در سمت مقابل، حمایت اولیه در محدوده ۴٬۹۰۰ دلار (کف پنجشنبه) قرار دارد و پس از آن سطح ۴٬۸۰۰ دلار بهعنوان حمایت بعدی اهمیت خواهد داشت. این سطوح بهزعم وایکاف، نقشه راه کوتاهمدت معاملهگران برای سنجش قدرت نسبی خریداران و فروشندگان را ترسیم میکند. در زمان نگارش این مقاله در UtoTimes، هر اونس طلای نقدی در سطح ۵٬۰۴۲ دلار معامله میشد که بیانگر رشد ۱.۰۶ درصدی در مقیاس هفتگی و افزایش ۲.۴۵ درصدی در همان روز معاملاتی بود؛ نشانهای از آنکه بازار پس از شوک ناگهانی، بخشی از افت را جبران کرده و همچنان در محدودهای حساس در حال نوسان است. ✔️ بیشتر بخوانید: وقتی بیتکوین دیگر داستان تازهای برای گفتن ندارد لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه تغییر ماهیت بازار: تبدیل شدن طلا از یک پناهگاه امن به یک دارایی سفتهبازانه و حبابی در بازارهای چین. اهرمهای خطرناک: افزایش بیسابقه معاملات آتی و استفاده از اهرمهای مالی (Leverage) که خطر نوسانات ناگهانی را تشدید کرده است. سقوط تقاضای مصرفی: کاهش معنادار خرید جواهرات در چین همزمان با رکوردشکنی قیمتها؛ تضادی که نشاندهنده غیربنیادی بودن رشد قیمت است. هشدار کپیتال اکونومیکس: احتمال تخلیه ناگهانی حباب و ورود بازار طلا به یک دوره نوسان شدید و مخرب. بازار طلای چین در حالی رکوردهای قیمتی را تجربه میکند که نشانههای بنیادین، تصویر متفاوتی ارائه میدهند. مؤسسه تحقیقاتی بریتانیایی Capital Economics در تازهترین تحلیل خود هشدار داده است رشد اخیر قیمت طلا در چین بیش از آنکه ناشی از تقاضای واقعی باشد، نتیجه افزایش معاملات اهرمی و ورود سرمایههای سفتهبازانه است؛ وضعیتی که میتواند به یک اصلاح سنگین و ناگهانی منجر شود. چرا رشد قیمت طلا در چین نگرانکننده شده است؟ در شرایطی که اقتصاد چین با رکود بخش مسکن و محدودیتهای بازار سهام مواجه است، بخشی از نقدینگی سرگردان به بازارهای آتی طلا هدایت شده است. این جابهجایی سرمایه باعث شده حجم معاملات کاغذی بسیار سریعتر از تقاضای فیزیکی رشد کند. “ «افزایش قیمت طلا در چین بیش از آنکه بازتاب تقاضای مصرفی باشد، نتیجه گسترش موقعیتهای سفتهبازانه در بازار آتی است.» طبق تحلیل Capital Economics: این تغییر رفتار سرمایهگذاران، ماهیت بازار را از «پناهگاه امن» به «دارایی پرریسک کوتاهمدت» تبدیل کرده است تضاد مهم: افت خرید جواهرات در اوج قیمتها یکی از سیگنالهای هشداردهنده، کاهش تقاضای فیزیکی است. بهطور سنتی، رشد پایدار قیمت طلا با افزایش تقاضای مصرفی یا خرید بانکهای مرکزی همراه است. اما اکنون: خرید جواهرات کاهش یافته رشد قیمت بیشتر در بازارهای مشتقه دیده میشود سرمایهگذاران خرد با اهرم بالا وارد بازار شدهاند این واگرایی میان «بازار واقعی» و «بازار کاغذی» معمولاً در مراحل پایانی یک چرخه هیجانی مشاهده میشود. اهرمهای مالی؛ موتور رشد یا بمب ساعتی؟ افزایش استفاده از Leverage مهمترین ریسک فعلی بازار است. در معاملات آتی، حتی نوسانهای محدود میتواند موجی از کالمارجین ایجاد کند. اگر قیمتها وارد فاز اصلاح شوند: فعال شدن فروش اجباری تشدید فشار نزولی شکلگیری چرخه سقوط سریع چنین ساختاری بازار را نسبت به شوکهای بیرونی – از جمله تغییرات نرخ بهره آمریکا یا تقویت دلار – بسیار آسیبپذیر میکند. ارتباط با سیاستهای جهانی؛ نقش دلار و فدرال رزرو بازار طلای چین جدا از تحولات جهانی نیست. اگر سیاستهای انقباضی فدرال رزرو ادامه یابد یا دلار تقویت شود، فشار مضاعفی بر معاملات اهرمی وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، بازارهایی که بر پایه سفتهبازی رشد کردهاند، بیشترین آسیب را خواهند دید. آیا اصلاح سنگین در راه است؟ تحلیل دادهها نشان میدهد فاصله میان تقاضای واقعی و حجم معاملات کاغذی افزایش یافته است. تا زمانی که این عدمتوازن اصلاح نشود، هر موج صعودی میتواند شکننده باشد. سناریوی محتمل از نگاه تحلیلگران: تداوم نوسان شدید اصلاح مقطعی اما عمیق خروج سرمایهگذاران خرد از معاملات اهرمی جمعبندی بازار طلای چین اکنون در نقطهای حساس قرار دارد؛ جایی که رشد سریع قیمتها با کاهش تقاضای فیزیکی همراه شده و معاملات اهرمی نقش اصلی را بازی میکنند. هشدار Capital Economics نشان میدهد در صورت تغییر شرایط نقدینگی یا سیاستهای پولی جهانی، این بازار میتواند وارد فاز اصلاحی پرنوسان شود. برای سرمایهگذاران خرد، مهمترین نکته در شرایط فعلی مدیریت ریسک و پرهیز از استفاده افراطی از اهرمهای مالی است. این مطلب بر اساس دادهها و تحلیل منتشرشده توسط Capital Economics تهیه و توسط تحریریه یوتوتایمز برای مخاطبان فارسیزبان تنظیم و منتشر شده است.
تغییرات اشتغال ناحیه یورو - سهماهه چهارم- Employment Change واقعی ................ %0.2 پیشبینی ............. %0.1 قبلی .................... %0.2 (این داده از 0.1 درصد تجدید شده است) تولید ناخالص داخلی ناحیه یورو - سهماهه چهارم- Gross Domestic Product واقعی ................ %0.3 پیشبینی ............. %0.3 قبلی .................... %0.3 تراز تجاری ناحیه یورو - دسامبر - Trade Balance واقعی ................ 11.6B پیشبینی ............. 11.8B قبلی .................... 10.2B این داده از 10.7B تجدید شده است.)
در یک نگاه دولت آمریکا در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفههای فلزات است. تعرفهها تا ۵۰٪ روی فولاد، آلومینیوم و کالاهای خانگی اعمال شده بودند. هدف اصلی این چرخش، کاهش فشار سیاسی و بهبود محبوبیت ترامپ پیش از انتخابات است. بازارها نگران بیثباتی سیاستگذاری و تأثیر آن بر دلار هستند. در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، گزارشها حاکی از آن است که دولت ترامپ در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفههای فولاد و آلومینیوم است. یوتوتایمز در این گزارش، دادههای منتشرشده از سوی فایننشال تایمز را بررسی میکند و پیامدهای این چرخش احتمالی را برای بازارها و رأیدهندگان تحلیل میکند. چرخش تعرفهای؛ ترامپ بهدنبال کاهش فشار سیاسی طبق بررسی تحلیلی یوتوتایمز از گزارش منتشرشده توسط فایننشال تایمز، دولت ترامپ در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفههای اعمالشده بر واردات فولاد، آلومینیوم و کالاهای فلزی خانگی است. این اقدام بیشتر با هدف بهبود تصویر عمومی رئیسجمهور پیش از انتخابات میاندورهای در نظر گرفته شده است. تعرفههایی که تا ۵۰٪ بالا رفتند سال گذشته، دولت آمریکا تعرفههایی تا سقف ۵۰٪ بر واردات فلزات اعمال کرد؛ اقدامی که حتی شامل کالاهایی مانند ماشین لباسشویی، اجاقگاز و قطعات دوچرخه شد. این سیاست با هدف حمایت از تولید داخلی معرفی شد، اما اکنون با انتقادهایی درباره افزایش هزینههای مصرفکننده مواجه شده است. فشار از سوی وزارت بازرگانی و رأیدهندگان منابع آگاه میگویند وزارت بازرگانی و مقامات تجاری آمریکا معتقدند این تعرفهها باعث افزایش قابلتوجه قیمتها شدهاند و نارضایتی عمومی را دامن زدهاند. از نگاه یوتوتایمز، این نارضایتی بهویژه در مناطق حساس انتخاباتی، دولت را به سمت عقبنشینی سوق داده است. بازنگری لیست کالاها؛ تمرکز بر امنیت ملی دولت اکنون در حال بازنگری لیست کالاهای مشمول تعرفه است و قصد دارد برخی اقلام را از لیست خارج کند. همچنین، بهجای گسترش لیست، تمرکز بر تحقیقات هدفمند امنیت ملی خواهد بود. این تغییر رویکرد میتواند به معنای پایان سیاستهای تعرفهای فراگیر باشد. پیامدهای بازار؛ دلار زیر فشار بیثباتی از نگاه یوتوتایمز، این عقبنشینی در سیاستگذاری بار دیگر بیثباتی در تصمیمگیریهای اقتصادی آمریکا را برجسته میکند—موضوعی که بازارها از سال گذشته با کاهش ارزش دلار به آن واکنش نشان دادهاند. اگر این روند ادامه یابد، سرمایهگذاران ممکن است بهدنبال داراییهای امنتر بروند.
در یک نگاه مقاومت دلار در برابر اخبار خوب: با وجود کاهش بیکاری به ۴.۳٪، دلار نتوانست جایگاه خود را در قله حفظ کند. فروشندگان استراتژیک: بازار در حال «شکار رالیها» است؛ هر افزایشی در قیمت دلار بلافاصله با موج فروش سنگین مواجه میشود. سیگنال صلح اوکراین: مذاکرات هفته آینده بر سر «توافق سرزمینی» میتواند محرک جدیدی برای تقویت یورو باشد. پوند در منگنه: اقتصاد ضعیف بریتانیا، بانک مرکزی این کشور را به سمت دو مرحله کاهش نرخ بهره تا تابستان سوق میدهد. طلسم دلار شکسته شد؟ در حالی که آمارهای خیرهکننده اشتغال آمریکا باید بازار را منفجر میکرد، اسکناس سبز (دلار) در کمال تعجب عقبنشینی کرد. یوتوتایمز در این تحلیل ویژه فاش میکند که چرا معاملهگران بزرگ علیرغم اخبار خوب، تبر به ریشه دلار میزنند و منتظر جرقهای از سوی اوکراین هستند. یوتوتایمز - ۱۲ فوریه ۲۰۲۶: بازار فارکس این روزها با پدیدهای عجیب روبروست که تحلیلگران آن را «بدبینی استراتژیک به دلار» مینامند. روز گذشته، گزارش بازار کار آمریکا منتشر شد که در آن نرخ بیکاری به ۴.۳٪ کاهش یافته و آمار اشتغال دو برابر انتظارات بود. اما در حالی که دلار باید به پرواز درمیآمد، رالی صعودی آن ناتمام ماند. به گزارش اختصاصی یوتوتایمز، این رفتار بازار نشان میدهد که سرمایهگذاران بزرگ دیگر به آمارهای مقطعی اعتماد ندارند و به دنبال بهانهای برای فروش دلار در قیمتهای بالا هستند. “ «بازارها در حال حاضر با یک «پارادوکس رفتاری» روبرو هستند؛ جایی که قدرتنمایی آمارهای اقتصادی آمریکا (مثل بازار کار داغ) دیگر به تنهایی برای صعود دلار کافی نیست و معاملهگران به جای هیجان خرید، با نگاهی احتیاطی و بدبینانه به دنبال فرصتی برای فروش دلار و خروج به سمت ارزهای جایگزین یا داراییهای امنتر هستند.» یوتوتایمز یورو در انتظار معجزه دیپلماسی در جبهه اروپا، اگرچه اقتصاد منطقه یورو حرف زیادی برای گفتن ندارد، اما یورو به لطف ضعف دلار توانسته سرپا بماند. اما محرک واقعی ممکن است از جبهه جنگ بیرون بیاید. اظهارات ولودیمیر زلنسکی درباره مذاکرات هفته آینده برای «توافق سرزمینی»، موجی از امیدواری را در بازار ایجاد کرده است. یوتوتایمز پیشبینی میکند که در صورت موفقیت این گفتگوها، قیمت گاز کاهش یافته و یورو جان تازهای بگیرد؛ هرچند فعلاً محدوده ۱.۱۸۵۰ سنگر اصلی این ارز است. پوند؛ زخمی از اقتصاد داخلی اوضاع برای پوند استرلینگ حتی پیچیدهتر است. اقتصاد بریتانیا سال ۲۰۲۵ را با ضعف در بخش ساختوساز و سرمایهگذاری به پایان برد. تحلیلگران بر این باورند که بانک مرکزی انگلستان چارهای جز کاهش نرخ بهره در ماه مارس ندارد. طبق رصد یوتوتایمز، این موضوع پوند را در برابر یورو و دلار تضعیف کرده و هدف ۰.۸۸ را برای جفتارز EURGBP کاملاً در دسترس قرار داده است. در نهایت، همه نگاهها به گزارش تورم (CPI) فردا دوخته شده است. اگر تورم آمریکا هم نتواند شوک مثبتی به دلار وارد کند، باید خود را برای یک دوران طولانی از ضعف اسکناس سبز آماده کنیم.
سارا هانتر، مقام ارشد بانک مرکزی استرالیا (RBA)، گفت: «بازار کار تثبیت شده اما همچنان در وضعیت فشرده قرار دارد.» او افزود: «فشارهای ظرفیت و وضعیت بازار کار را با دقت ارزیابی خواهیم کرد.» هانتر همچنین گفت: «انتظار داریم بازار کار همچنان فشرده بماند و تورم برای مدتی بالاتر از هدف قرار داشته باشد.» او تأکید کرد: «باید بررسی کنیم که افزایش اخیر تورم تا چه حد موقتی است.»
در یک نگاه هدف نجومی: جیپی مورگان میانگین قیمت نقره در سال ۲۰۲۶ را ۸۱ دلار پیشبینی کرده است. بازدهی خیرهکننده: نقره در سال گذشته با رشد ۱۳۰ درصدی، طلا و بسیاری از بازارهای دیگر را پشت سر گذاشت. اهرم پنلهای خورشیدی: ۶۰ درصد تقاضای نقره مربوط به صنایع سبز است که هم محرک رشد و هم پاشنه آشیل آن محسوب میشود. شوک فدرال رزرو: تغییرات مدیریتی در بانک مرکزی آمریکا نوسانات شدیدی را به بازار فلزات تحمیل کرده است. آیا نقره در حال تکرار تاریخ و تبدیل شدن به پرسودترین دارایی دهه است؟ غول بانکی جیپی مورگان با انتشار گزارشی تکاندهنده، از هدف قیمتی ۸۱ دلاری برای این فلز خاکستری پرده برداشته است؛ اما در این مسیر صعودی، یک تله تکنولوژیک بزرگ نهفته که میتواند ورق را برگرداند. یوتوتایمز - ۱۲ فوریه ۲۰۲۶: بازار نقره که سال ۲۰۲۵ را با بازدهی رویایی ۱۳۰ درصدی به پایان رسانده بود، حالا با یک سوخت جدید از سوی والاستریت روبرو شده است. به گزارش اختصاصی یوتوتایمز، تحلیلگران جیپی مورگان در تازهترین گزارش خود اعلام کردهاند که قیمت نقره در سال ۲۰۲۶ میتواند به میانگین ۸۱ دلار در هر اونس برسد. این یعنی فلز خاکستری نه تنها قصد توقف ندارد، بلکه به دنبال تثبیت جایگاه خود در سطوحی است که پیش از این غیرقابل تصور بود. نبرد در جبهه خورشیدی دلیل اصلی این خوشبینی، اشتهای سیریناپذیر صنایع سبز است. در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد نقره جهان در بخشهای صنعتی، به ویژه تولید پنلهای خورشیدی مصرف میشود. با این حال، یوتوتایمز هشدار میدهد که این وابستگی یک «تیغ دو لبه» است. قیمتهای بسیار بالا ممکن است تولیدکنندگان پنلهای خورشیدی را به سمت فناوریهای جایگزین بدون نیاز به نقره سوق دهد که این امر میتواند بزرگترین سد در برابر رشد میانمدت این فلز باشد. سایه سیاست بر درخشش نقره نوسانات اخیر بازار نشان داد که نقره چقدر به اخبار واشینگتن حساس است. نامزدی کوین وارش برای ریاست فدرال رزرو، شوکی ۲۷ درصدی به قیمت نقره وارد کرد. اما طبق تحلیل یوتوتایمز، محدودیت ساختاری در عرضه (که عمدتاً به عنوان محصول جانبی سایر معادن استخراج میشود) باعث شده تا کف قیمتی نقره بسیار مستحکم بماند. در مجموع، جیپی مورگان معتقد است اگرچه مسیر رسیدن به ۸۱ دلار پر از دستاندازهای سیاسی و تکنولوژیک است، اما کمبود عرضه و نیاز مبرم صنایع پیشرفته، نقره را به جذابترین گزینه برای سرمایهگذاران در سال ۲۰۲۶ تبدیل کرده است.
در یک نگاه بازنگری دادهها نشان داد که آمریکا در سال ۲۰۲۵ تنها ۱۸۱ هزار شغل ایجاد کرده است؛ بدترین عملکرد غیررکودی از سال ۲۰۰۳. میانگین رشد ماهانه اشتغال به ۱۵ هزار نفر سقوط کرد (بسیار کمتر از گزارش اولیه ۴۹ هزار نفر). با وجود آمار ضعیف سالانه، جهش اشتغال در ژانویه اقتصاددانان را غافلگیر کرد. اداره آمار کار (BLS) دادهها را بر اساس رکوردهای مالیاتی دقیقتر بازنگری کرده است. کارنامه سیاه بازار کار آمریکا در سال ۲۰۲۵ دادههای بازنگری شده نشان میدهد که بازار کار ایالات متحده یکی از بدترین سالهای خود را در چند دهه اخیر پشت سر گذاشته است. طبق گزارش جدید اداره آمار کار (BLS)، اقتصاد آمریکا در کل سال ۲۰۲۵ تنها ۱۸۱,۰۰۰ شغل ایجاد کرده است. تحلیلگران معتقدند که این آمار، پایینترین مجموع سالانه در سالهای غیررکودی از سال ۲۰۰۳ تاکنون محسوب میشود. سقوط میانگین ماهانه نکته نگرانکننده اینجاست که میانگین رشد ماهانه اشتغال به عدد ناچیز ۱۵,۰۰۰ شغل رسیده است. این در حالی است که گزارشهای اولیه، سرعت رشد را حدود ۴۹,۰۰۰ شغل در ماه نشان میدادند. این اصلاحیه بزرگ بر اساس دادههای دقیقتر مالیات بیمه بیکاری ایالتی انجام شده است. “ اگرچه سال ۲۰۲۵ از نظر تاریخی ضعیف بود، اما گزارش ژانویه امسال با جهشی فراتر از انتظار، اقتصاددانان را شگفتزده کرد و نرخ بیکاری به طور غیرمنتظرهای کاهش یافت. تحریریه یوتوتایمز بروزرسانی مدل تولد-مرگ در یک اقدام فنی مهم دیگر، اداره آمار کار (BLS) مدل موسوم به «تولد-مرگ» خود را نیز بهروزرسانی کرد. این مدل آماری برای تخمین خالص تعداد کسبوکارهایی که افتتاح یا تعطیل میشوند، استفاده میشود و نقش مهمی در محاسبه دقیق اشتغال دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: هشدار تازه درباره مسیر پرریسک مالی آمریکا؛ کسری بودجه با سیاستهای ترامپ ۱.۴ تریلیون دلار افزایش مییابد بر اساس جمعبندی تیم یوتوتایمز، بازنگریهای نزولی شدید در دادههای اشتغال نشان میدهد که اقتصاد آمریکا بسیار شکنندهتر از آنچه تصور میشد بوده است، اما جهش اخیر ژانویه ممکن است مانع از تصمیمگیریهای شتابزده برای کاهش نرخ بهره شود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه دفتر بودجه کنگره آمریکا برآورد کسری بودجه دهساله را ۱.۴ تریلیون دلار افزایش داد و مسیر مالی کشور را «ناپایدار» توصیف کرد. کاهشهای مالیاتی و سیاستهای مهاجرتی دولت ترامپ، عامل اصلی تشدید شکاف بودجهای معرفی شدهاند. رشد هزینه بهره بدهی و برنامههای رفاهی، فشار مضاعفی بر تراز مالی دولت وارد میکند. گزارش تازه دفتر بودجه کنگره آمریکا نشان میدهد که وضعیت مالی ایالات متحده وارد مرحلهای نگرانکنندهتر شده است. این نهاد مستقل هشدار داده که سیاستهای مالی دولت، بهویژه برنامههای اقتصادی دونالد ترامپ، کسری بودجه دهه آینده را حدود ۱.۴ تریلیون دلار افزایش خواهد داد و کشور را بیشازپیش به سمت مسیری غیرقابلدوام سوق میدهد. بر اساس این گزارش، بسته مالی شاخص دولت که در تابستان گذشته تصویب شد و شامل تمدید کاهشهای مالیاتی سال ۲۰۱۷ و معرفی معافیتهای جدید بود، بهتنهایی حدود ۴.۷ تریلیون دلار به کسری بودجه دهساله میافزاید. علاوه بر آن، هزینههای مربوط به اجرای سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی نیز حدود ۵۰۰ میلیارد دلار بار مالی جدید ایجاد خواهد کرد. این افزایش هزینهها قرار است تا حدی با درآمدهای ناشی از تعرفههای وارداتی جبران شود. برآورد بلومبرگ نشان میدهد میانگین نرخ مؤثر تعرفهها به بالاترین سطح از دهه ۱۹۴۰ رسیده است. با این حال، دفتر بودجه کنگره پیشبینی میکند که درآمد حاصل از این تعرفهها در بهترین حالت، تنها حدود ۳ تریلیون دلار از کسریها را کاهش دهد؛ رقمی که فاصله قابلتوجهی با هزینههای تحمیلشده دارد. در کنار این عوامل، رشد شدید هزینه بهره بدهی دولتی نیز نقش پررنگی در وخامت وضعیت مالی ایفا میکند. طبق برآوردها، پرداختهای بهره از حدود یک تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۲.۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۳۶ خواهد رسید؛ نتیجه ترکیب بدهی عظیم و نرخهای بهره بالاتر. “ «اگر این پیشبینیها محقق شود، امیدهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، برای کاهش کسری بودجه به محدوده ۳ درصد تولید ناخالص داخلی تا پایان دوره ترامپ، عملاً نقش بر آب خواهد شد.» محمد زمانی دفتر بودجه کنگره اکنون کسری سال ۲۰۲۶ را ۵.۸ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد میکند؛ بالاتر از پیشبینی قبلی ۵.۵ درصدی. برای سال ۲۰۲۸ نیز این شکاف حدود ۶ درصد پیشبینی شده است. به اعتقاد کارشناسان یوتوتایمز؛ چشمانداز بلندمدت حتی نگرانکنندهتر است. تا سال ۲۰۳۶، کسری بودجه سالانه معادل ۶.۷ درصد تولید ناخالص داخلی خواهد بود؛ رقمی بسیار بالاتر از میانگین ۳.۸ درصدی پنج دهه گذشته. طبق این گزارش، از سال ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۶، کسریها در تمامی سالها بالاتر از ۵.۶ درصد باقی خواهند ماند؛ رکوردی که از دهه ۱۹۳۰ تاکنون سابقه نداشته است. نکته مهم آن است که دفتر بودجه کنگره، نسخه اقتصادی دولت؛ ترکیبی از کاهش مالیات، افزایش تعرفه و مقرراتزدایی را برای ایجاد جهش معنادار در رشد اقتصادی کافی نمیداند. هرچند رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۲ درصد پیشبینی شده، اما این رقم در سالهای بعد به محدوده ۱.۸ درصد بازمیگردد و تا سال ۲۰۳۶ در همین سطح باقی میماند؛ بسیار پایینتر از هدف رشد ۳ درصدی دولت. با وجود رشد نسبتاً بهتر در کوتاهمدت، زمان رسیدن نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی به رکورد تاریخی نیز تنها اندکی به تعویق افتاده است. اکنون انتظار میرود این نسبت در سال ۲۰۳۰ از رکورد ۱۹۴۶ عبور کند؛ یک سال دیرتر از برآورد قبلی. بخش قابلتوجهی از افزایش بدهی، به هزینههایی خارج از بودجههای سالانه بازمیگردد؛ از جمله پرداخت بهره و هزینههای برنامههای رفاهی بزرگ مانند تأمین اجتماعی، مدیکر و مدیکید. این اقلام، بهطور فزایندهای فضای مالی دولت را محدود کردهاند. در همین زمینه، جروم پاول، رئیس فدرال رزرو آمریکا، ماه گذشته هشدار داد که اگرچه سطح کنونی بدهی فوراً بحرانساز نیست، اما مسیر فعلی «ناپایدار» است. به گفته او، آمریکا در شرایط اشتغال کامل نیز با کسری بسیار بزرگ مواجه است، بدون آنکه راهکار مؤثری برای اصلاح آن در دستور کار باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است از منظر تورمی، دفتر بودجه کنگره انتظار دارد نرخ تورم در بلندمدت به هدف ۲ درصدی فدرال رزرو آمریکا بازگردد. با این حال، تورم در سال جاری همچنان بالا و حدود ۲.۷ درصد برآورد شده و در سال ۲۰۲۷ به ۲.۳ درصد کاهش مییابد. نرخ بیکاری نیز احتمالاً در سال ۲۰۲۶ به میانگین ۴.۶ درصد خواهد رسید. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، گزارش جدید دفتر بودجه کنگره تصویری از اقتصادی ارائه میدهد که اگرچه در کوتاهمدت از رشد قابلقبولی برخوردار است، اما در بلندمدت با فشار فزاینده بدهی، کسری مزمن و محدودیتهای ساختاری روبهرو خواهد شد. اگر اصلاحات اساسی در سیاستهای مالی صورت نگیرد، این مسیر میتواند به یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاد آمریکا در دهه آینده تبدیل شود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
اوپک پیشبینی میکند که تقاضای جهانی برای نفت خام اوپک پلاس در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۴۲.۶ میلیون بشکه در روز و در سهماهه دوم ۴۲.۲ میلیون بشکه در روز خواهد بود، که هر دو بدون تغییر نسبت به پیشبینی قبلی باقی ماندهاند. اوپک انتظار دارد که تقاضای قوی در حملونقل هوایی و تحرک سالم جادهای، تقاضای نفت را حمایت کند؛ این سازمان همچنین اعلام کرده است که کاهش ارزش دلار آمریکا موجب افزایش حمایت از تقاضا شده است.
در یک نگاه انفجار قیمت: قیمت نقره طی ۱۲ ماه گذشته بیش از ۱۰۰ درصد رشد کرده و اشیاء قدیمی را ارزشمندتر از هر زمان دیگری کرده است. هجوم به جواهرفروشیها: فروشندگان اشیاء موروثی، از قاشق و چنگال تا لوسترهای نقره، برای نقد کردن داراییهای خود صف بستهاند. ترافیک در پالایشگاهها: حجم نقرههای فروخته شده به قدری بالاست که پالایشگاههای بزرگ با لیست انتظار چند ماهه روبرو شدهاند. نقره یا طلا؟ برخلاف طلا که مردم به امید گرانتر شدن نگه میدارند، اکثر دارندگان نقره ترجیح میدهند سود فعلی را از دست ندهند. نقره دیگر زیر سایه طلا نیست؛ فلز خاکستری با جهشی خیرهکننده، صندوقچههای قدیمی را به معدن پول تبدیل کرده است. یوتوتایمز در این گزارش بررسی میکند که چگونه دو برابر شدن قیمت نقره در یک سال، موجی از فروش یادگاریهای خانوادگی و ظروف قدیمی را در بازارهای جهانی به راه انداخته است. یوتوتایمز - ۱۱ فوریه ۲۰۲۶: این روزها در نیویورک و سایر پایتختهای مالی جهان، ویترین مغازههای سکهفروشی شلوغتر از همیشه است؛ اما نه برای خرید، بلکه برای فروش! طبق رصد اختصاصی یوتوتایمز، جهش تاریخی قیمت نقره که ارزش این فلز را نسبت به سال گذشته بیش از دو برابر کرده، باعث شده است تا بسیاری از مردم اشیاء موروثی و یادگاریهای قدیمی خود را از کمدها بیرون بکشند. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا اصلاح قیمت نقره از طلا شدیدتر است؟ تحلیل بازار فلزات گرانبها در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ از ارثیه والدین تا لباسهای برند! داستان «سول گلاتستین»، پیرمرد ۷۹ سالهای که سکه یادگاری والدینش را برای خرید لباس نوه یکسالهاش فروخت، تنها مشتی نمونه خروار است. به گزارش یوتوتایمز، ارزش نقره به قدری بالا رفته که اکنون ارزش ذوب شدن یک قاشق یا چنگال قدیمی، بسیار بیشتر از ارزش کلکسیونی یا هنری آن است. این موضوع باعث شده تا حتی کسانی که نقره را به عنوان یک سرمایهگذاری جدی نمیدیدند، حالا به فکر نقد کردن داراییهای فراموششده خود در صندوقهای امانات بیفتند. بحران در پالایشگاههای بزرگ هجوم مردم برای فروش نقره به قدری بیسابقه بوده که چرخه صنعتی این فلز را مختل کرده است. بر اساس گزارشهای واصله به یوتوتایمز، پالایشگاههای بزرگی مانند «هرائوس» آلمان با حجم عظیمی از نقرههای دستدوم روبرو شدهاند که پردازش آنها ماهها زمان میبرد. آمارها نشان میدهد که نقره بازیافتی اکنون نزدیک به ۲۰ درصد از کل عرضه بازار را به خود اختصاص داده است. چرا نقره فروخته میشود اما طلا نه؟ تحلیلگران معتقدند تفاوت رفتار مردم در قبال طلا و نقره جالب توجه است. در حالی که دارندگان طلا به امید رکوردهای بالاتر همچنان دارایی خود را حفظ میکنند، فروشندگان نقره ترجیح میدهند از این سود ۱۰۰ درصدیِ بادآورده سریعاً استفاده کنند. آنها نگرانند که این رالی تاریخی همیشگی نباشد و میخواهند قبل از هرگونه اصلاح قیمت، پول نقد را در دست داشته باشند.