معافیت از مقررات نوآوری برای شرکتهای فعال در حوزهٔ رمزارز، از ماه ژانویه اجرایی خواهد شد.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
معافیت از مقررات نوآوری برای شرکتهای فعال در حوزهٔ رمزارز، از ماه ژانویه اجرایی خواهد شد.
به گزارش بلومبرگ، قیمت مس در بورس فلزات لندن به رکورد جدیدی رسید؛ زیرا بازار جهانی با نگرانی از کمبود عرضه روبهرو است. این فلز تا ۰.۹٪ افزایش یافت و به ۱۱,۲۹۴.۵ دلار در هر تن رسید.
با نزدیک شدن به انتهای سال 2025، بازار رمزارزها آماده یک حرکت عجیب و قابل توجه است. آیا نوبت سرمایهگذاری در پرچمداران بازار کریپتو رسیده است؟ در حالی که کل بازار رمزارزها با ارزش ۲.۵۲ تریلیون دلاری، رشدی خیرهکننده بیش از ۲۰۰٪ در یک سال اخیر را تجربه کرده، اغلب نگاهها به سمت یک دسته خاص یعنی بلاکچینهای لایه ۱ (Layer 1) چرخیده است. با توجه به سابقه چرخش بازار و تمرکز شدید خبری بر روی سولانا، اتریوم و آوالانچ، اگر نتوانید چرخه درست سرمایه را تشخیص دهید، ممکن است از موج بعدی آلت سیزن عقب بمانید. در این تحلیل جامع بررسی میکنیم که چرا این زیرساختهای پایه، کاندیدای اصلی رهبری روند صعودی آخرین ماه انتهای سال 2025هستند. لایه ۱ها؛ ستون فقرات اجتنابناپذیر بازار رمزارزها در فضای پویا و دائماً در حال تغییر ارزهای دیجیتال، تشخیص روندهای اصلی و چرخشهای سرمایه برای حفظ مزیت رقابتی حیاتی است. بر اساس تحلیل ساختاری بازار، بلاکچینهای لایه ۱ (Layer 1) یا همان زنجیرههای بلوکی پایه، قویترین کاندیدا برای هدایت فاز بعدی رشد در ماه پیش رو هستند. این دسته از داراییها نه تنها از نظر تاریخی بلکه بر اساس دادههای فعلی سرمایه و توجه، مزیت قابل توجهی نسبت به بخشهای دیگر مانند میمکوینها، دیفای یا متاورس دارند. لایه ۱ها، شبکههای اصلی و مستقلی هستند که وظیفه تأیید و نهاییسازی تراکنشها را بدون نیاز به هیچ شبکه خارجی دیگری بر عهده دارند؛ آنها در واقع زیرساختهای پایه برای کل اقتصاد غیرمتمرکز یا دیفای (DeFi) به شمار میآیند. اتریوم (ETH)، سولانا (SOL) و بایننسکوین (BNB) نمونههای بارز این دسته هستند. دلایل ساختاری برای پیشتازی لایه ۱ها پیشتازی احتمالی این بخش صرفاً یک گمانهزنی نیست، بلکه بر پایه سه دلیل ساختاری قوی استوار است که در ادامه توضیح داده میشوند: مقیاس عظیم سرمایه (Capital Scale): ارزش بازار تجمیعی لایه ۱ها در حال حاضر حدود ۲.۵۲ تریلیون دلار تخمین زده میشود. این حجم عظیم نقدینگی، نه تنها نشاندهنده پذیرش گسترده، بلکه بیانگر عمق بازار کافی برای جذب سرمایههای نهادی بزرگ است. در طول یک سال گذشته، این بخش با وجود نوسانات و اصلاحات، رشد خیرهکننده بیش از ۲۰۰٪ را ثبت کرده است. این رشد ثابت، نشان میدهد که لایه ۱ها نه یک مد زودگذر، بلکه یک دارایی دارای پشتوانه مالی عمیق هستند. هر حرکت قیمتی در این بخش، تأثیر قابل توجهی بر کل بازار آلت کوینها میگذارد. همگرایی اجتماعی و خبری (Social and News Flow): در حال حاضر، بخش عمدهای از جریان خبری و توجه اجتماعی در فضای رمزارزها، معطوف به توسعهها و بهروزرسانیهای لایه ۱ها است. اخبار مربوط به ارتقاءهای اتریوم، گسترش اکوسیستمهای گیمینگ سولانا، یا جذب سرمایه توسط شبکههای جدیدی مانند سویی، به طور مداوم در سرفصل خبرها قرار دارند. این توجه مستمر، یک روایت قوی و پایدار ایجاد میکند که برای سرمایهگذاران خرد و نهادی جذاب است. جایی که توجه میرود، نقدینگی نیز به همان سمت حرکت میکند. تطابق با چرخه تاریخی بازار (Altseason Rotation): تجربه چرخههای صعودی گذشته نشان داده است که آلت سیزنها بر اساس یک الگوی قابل پیشبینی حرکت میکنند: فاز ۱ (لنگر اندازی): صعود بیتکوین (BTC) و سپس اتریوم (ETH). فاز ۲ (زیرساخت): چرخش سرمایه به سمت آلت کوینهای با مارکت کپ بزرگ، به ویژه لایه ۱های اصلی. فاز ۳ (ریسک بالا): حرکت سرمایه به سمت پروژههای با مارکت کپ کوچکتر در دیفای، میمکوینها یا لایه ۲ها. با توجه به عملکرد اخیر بیتکوین و اتریوم، بازار اکنون در آستانه ورود به فاز ۲ است و این امر لایه ۱ها را به کاندیدای اصلی تبدیل میکند تا پیشتازی بازار را در ماه آینده بر عهده بگیرند. تحلیل ریسک و طبقهبندی لایه ۱ها سرمایهگذاری در لایه ۱ها، مانند هر طبقه دارایی دیگر در کریپتو، نیاز به تفکیک ریسک و درک پتانسیلهای متفاوت هر پروژه دارد. در اینجا، ۵ نمونه از بزرگترین لایه ۱ها را بر اساس میزان ریسک و نقش اکوسیستمی تحلیل میکنیم: گروه الف: لایه ۱های اصلی و کمریسک (Core & Low-Risk) این شبکهها دارای بالاترین میزان نقدینگی و بیشترین کاربر هستند و بخش "پایه" سبد سرمایهگذاری لایه ۱ را تشکیل میدهند. اتریوم (Ethereum - ETH): نقش: قلب تپنده دیفای و NFT. تحلیل: اتریوم با وجود کارمزدهای نسبتاً بالا، همچنان بزرگترین و امنترین زیرساخت برای توسعه قراردادهای هوشمند است. نقشه راه مستمر آن برای مقیاسپذیری (شامل ارتقاءهای دَنکشاردینگ و EIP-4844) تضمین میکند که این شبکه در مرکز مبادلات "زیرساختی" باقی بماند. استقبال نهادی از ETFهای آتی اتریوم نیز محرکی قوی برای صعود قیمتی است. تحلیل تکنیکال اتریوم اتریوم پس از اصلاح اخیر همچنان از ساختار صعودی خود فاصله نگرفته است و محدودههای حمایتی 2500 دلار و 2200 دلار به عنوان نواحی کلیدی حفظکننده روند در نظر گرفته میشوند. شکست این سطوح میتواند قیمت را تا حمایت عمیقتر 1500 دلار هدایت کند. در سمت مقابل، با حفظ ساختار فعلی و کنترل فشار فروش، اهداف 3500 دلار و سپس 4000 دلار میتوانند بهعنوان مقاومتهای مهم در کوتاهمدت عمل کنند. عبور پایدار از مقاومت 5000 دلار به معنای ورود به فاز جدیدی از تقاضای نهادی و تقویت نقش اتریوم در رهبری بخش زیرساختهای بازار خواهد بود. بایننسکوین (BNB): نقش: بستر اصلی برای کاربران خرد و ادغام با صرافی متمرکز. تحلیل: BNB Chain به دلیل هزینههای پایین و سرعت نسبتاً بالا، یک پایگاه کاربری خرد بسیار بزرگ دارد. ادغام عمیق آن با صرافی بایننس تضمینکننده نقدینگی بالا و قرار گرفتن در خط مقدم جذب سرمایه هنگام ورود نقدینگی جدید خرد به بازار است. تحلیل تکنیکال بایننسکوین BNB در یک ساختار حمایتی قدرتمند در نزدیکی 700 دلار قرار دارد و مادامی که قیمت بالای این سطح تثبیت شود، چشمانداز صعودی حفظ میشود. حمایتهای بعدی در 800 دلار و 550 دلار قرار دارند که میتوانند نقش حفاظتی مهمی در اصلاحهای عمیقتر داشته باشند. در بخش مقاومتی، ناحیه روانی 1000 دلار اولین چالش اصلی برای ادامه رشد است و در صورت شکست آن، اهداف 1250 دلار و 1500 دلار فعال میشوند. همزمانی افزایش نقدینگی بازار با تقاضای کاربران خرد میتواند محرک اصلی رشد BNB در چرخه جدید باشد. گروه ب: لایه ۱های با بتای بالا و رشد محور (High-Beta & Growth) این شبکهها پتانسیل رشد بیشتری دارند اما در نوسانات بازار، ریسک بزرگتری را متحمل میشوند (Beta به معنای حساسیت بیشتر به نوسانات بازار است). سولانا (Solana - SOL): نقش: لایه ۱ با توان عملیاتی فوقالعاده بالا و اکوسیستمهای فعال میمکوین و گیمینگ. تحلیل: سولانا به دلیل زمان نهاییسازی سریع تراکنش و کارمزد نزدیک به صفر، به شدت مورد علاقه پروژههای گیمینگ و برنامههای کاربردی با حجم بالا است. این پروژه اغلب به عنوان یک دارایی پرخطر معامله میشود؛ به این معنی که در روزهای صعودی بازار، رشد انفجاری و در روزهای اصلاحی، افت شدیدتری را تجربه میکند. تحلیل تکنیکال سولانا سولانا پس از رشدهای شدید اخیر وارد یک دوره نوسانی شده است اما هنوز حمایت 130 دلار بهعنوان مرز حفظکننده قدرت خریداران شناخته میشود. در صورت از دست رفتن این سطح، محدودههای 100 دلار و 90 دلار انتظارات اصلاحی را پوشش میدهند و افت عمیقتر میتواند تا 50 دلار ادامه یابد. در روند صعودی، مقاومت 150 دلار نخستین گام ادامه رشد است و عبور از آن میتواند قیمت را مجدداً وارد مسیر 200 دلار و 250 دلار کند. شکست پرقدرت 300 دلار نشاندهنده بازگشت فشار صعودی سنگین و ورود سرمایههای پرریسک به اکوسیستم خواهد بود. آوالانچ (Avalanche - AVAX): نقش: تمرکز بر زیرشبکهها (Subnets) برای کاربردهای سازمانی و خاص. تحلیل: آوالانچ قصد دارد با ارائه زیرشبکههای اختصاصی، راهحلی برای مقیاسپذیری و سفارشیسازی برای نهادها و بازیهای بزرگ ارائه دهد. موفقیت این پروژه به جذب جریانهای سازمانی و استقرار پروژههای بزرگ در زیرشبکهها وابسته است. تحلیل تکنیکال آوالانچ آوالانچ در وضعیت تکنیکالی حساس قرار دارد و حمایت 11 دلار در کنار مرز روانی 9 دلار، مناطق مهم دفاعی هستند که نحوه رفتار قیمت روی آنها مسیر آینده را مشخص میکند. اگر خریداران بر بازار مسلط بمانند، مقاومت 20 دلار هدف اول و سپس 30 دلار و 60 دلار، مناطق بازیابی میانمدت محسوب میشوند. در سناریوی صعودی قدرتمند، دستیابی به محدوده 100 دلار نیز دور از ذهن نخواهد بود. تثبیت روند به جذب مشارکت سازمانی و رشد زیرشبکهها وابسته است. سویی (Sui): نقش: لایه ۱ جدید با زبان برنامهنویسی Move، متخصص در پرداختهای سریع و گیمینگ. تحلیل: سویی یک رقیب نوظهور است که از یک زبان برنامهنویسی نوآورانه استفاده میکند و برای مدیریت موازی تراکنشها طراحی شده است. اکوسیستم آن کوچکتر است، اما پتانسیل رشد بسیار بالایی دارد. با این حال، به دلیل جوانی بازار و نقدینگی کمتر نسبت به بزرگان، نوسانپذیری بیشتری را باید انتظار داشت. تحلیل تکنیکال سویی سویی هنوز در مراحل اولیه راهاندازی چرخه قیمتی خود قرار دارد و ناحیه 1.5 دلار بهعنوان مهمترین حمایت کوتاهمدت شناخته میشود. شکست این سطح میتواند قیمت را به سمت 1 دلار و در نهایت 0.60 دلار هدایت کند که آخرین سنگر حمایتی محسوب میشود. اما با بازگشت تقاضا و رشد اکوسیستم گیمینگ شبکه، مقاومتهای 2 دلار و 3 دلار میتوانند اهداف نخستین باشند. تثبیت بالای 5 دلار سیگنالی قاطع برای ورود سرمایههای تازه و افزایش اعتبار این لایه 1 نوظهور خواهد بود. راهبردهای سرمایهگذاری و معیارهای نقض سناریو صعودی با وجود نوسانات اخیر، چرا لایه ۱ها همچنان به عنوان رهبران بالقوه آلت سیزن شناخته میشوند؟ لایه ۱ها نماینده ارزش پایه و زیرساخت محوری در فضای رمزارز هستند. رشد بیش از ۲۰۰ درصدی این دسته در یک سال، نشاندهنده جریان سرمایه نهادی است که به دنبال داراییهای با نقدینگی عمیق و نقش حیاتی هستند. نوسانات در بازار کریپتو اجتنابناپذیر است، اما پروژههای لایه ۱ به دلیل تعهد به توسعه فناوری (مانند ارتقاء پروتکلها) و پایگاه کاربری فعال، بیشترین شانس را برای بازیابی و رهبری در فازهای صعودی دارند. پروژههای کوچکتر دیفای یا میمکوینها نمیتوانند این سطح از نقدینگی و اعتبار بلندمدت را ارائه دهند. ✔️ بیشتر بخوانید: آلت سیزن چیست؟ چه عواملی باعث آلتسیزن میشوند؟ معیارهای ابطال و مدیریت ریسک اگرچه شواهد برتری لایه ۱ها را نشان میدهد، اما هر سناریوی تحلیلی باید دارای معیارهایی برای ابطال (Invalidation) باشد تا سرمایهگذار در صورت تغییر شرایط، بتواند واکنش مناسبی نشان دهد. ابطال از درون بازار (Internal Invalidation): در صورت شکست فنی در یکی از اکوسیستمهای بزرگ (مثلاً اختلال طولانیمدت در سولانا یا تأخیر جدی در ارتقاء اتریوم)، اعتماد به کل بخش لایه ۱ کاهش مییابد و سرمایه به سرعت به سمت بخشهای امنتر (مانند استیبل کوینها یا حتی بیتکوین ) سرازیر خواهد شد. ابطال از بیرون بازار (External Invalidation): مهمترین عامل ابطال، تغییر جهت ناگهانی و منفی در سیاستهای پولی فدرال رزرو آمریکا یا تصویب قوانین سختگیرانه غیرمنتظره است. این عوامل کلان اقتصادی یا مقرراتی، توانایی این را دارند که در کسری از ثانیه، نقدینگی را از کل بازار داراییهای پرریسک خارج کنند و حتی بهترین سناریوهای صعودی لایه ۱ را بیاعتبار سازند. برای سرمایهگذار با ریسکپذیری بالا، کدام عامل میتواند منجر به شکست و ابطال این سناریوی صعودی شود؟ برای یک سرمایهگذار ریسکپذیر، شکست در سناریوی صعودی عمدتاً از دو کانال میآید: در ابتدا ناتوانی در حفظ پایداری شبکه (مانند قطعیهای مکرر در یک شبکه با بتا بالا مثل سولانا) یا در ادامه عدم موفقیت در جذب پروژههای جدید و توقف رشد اکوسیستم صورت بگیرد. اگر شبکههایی مانند آوالانچ یا سویی نتوانند در ماههای آینده، پروژههای مهم و جدیدی را جذب و راهاندازی کنند، روایت رشد آنها بیاعتبار شده و نقدینگی به سرعت به سمت شبکههای تثبیتشدهتر باز خواهد گشت. سخن پایانی بلاکچینهای لایه ۱ نه تنها زیرساختهای فناوری رمزارز را تأمین میکنند، بلکه در ماه آتی نیز به احتمال زیاد نقش پیشتاز را در جذب سرمایه و هدایت روند صعودی ایفا خواهند کرد. حجم بزرگ سرمایه، توجه مستمر رسانهها و همراستایی با فاز دوم آلت سیزن، این بخش را به یکی از جذابترین مقاصد سرمایهگذاری تبدیل کرده است. یک سبد سرمایهگذاری هوشمند در این فاز باید ترکیبی از پایههای امن (مانند اتریوم و BNB) برای حفظ ارزش و داراییهای با بتای بالا (مانند سولانا و سویی) برای کسب بازدهیهای انفجاری را شامل شود. با این حال، همیشه باید نقاط ابطال سناریو و هشدارهای کلان اقتصادی را برای مدیریت ریسک، در نظر داشت تا بتوان به صورت فعالانه و نه منفعلانه، در این بازار پرشتاب عمل کرد. سلب مسئولیت: این مقاله تحلیلی و خبری هست و پیش از خرید یا فروش رمزارزها، با بررسی و آگاهی کامل اقدام کنید. ما هرگز پیشنهاد خرید و فروش هیچ ارزی را به کاربران نمیدهیم و یوتوتایمز مسئولیتی در قبال سود یا زیان معاملات کاربران ندارد.
بانک مرکزی روسیه روز پنجشنبه اعلام کرد بانکهای مرکزی در اقتصادهای نوظهور بهمنظور تنوعبخشی به ذخایر بینالمللی خود، اقدام به خرید طلا کردهاند؛ اقدامی که در واکنش به تلاش گروه هفت (G7) برای استفاده از میلیاردها دلار داراییهای مسدودشده روسیه انجام میشود. طلا که در مسیر ثبت بزرگترین رشد سالانه خود از سال ۱۹۷۹ قرار دارد، از ابتدای سال جاری تاکنون ۵۹ درصد رشد کرده و در پی افزایش تقاضا بهعنوان دارایی امن، تحتتأثیر تنشهای ژئوپلیتیکی و ابهام درباره تعرفههای آمریکا، در ۲۰ اکتبر به رکورد تاریخی ۴۳۸۱ دلار در هر اونس تروا رسید. بانک مرکزی روسیه اعلام کرد علاقه سرمایهگذاران به طلا به دلیل نااطمینانی در مورد رشد اقتصاد جهانی رو به افزایش است. این بانک افزود: «همزمان، فلز گرانبها از تقاضای پایدار بانکهای مرکزی در اقتصادهای نوظهور نیز حمایت میشود؛ کشورهایی که در بحبوحه بحثهای گروه هفت درباره استفاده از داراییهای مسدودشده روسیه، به تنوعبخشی ذخایر بینالمللی خود ادامه میدهند.» از مجموع حدود ۳۰۰ میلیارد دلار دارایی مسدودشده روسیه، ۲۱۰ میلیارد یورو (معادل ۲۴۳ میلیارد دلار) در اروپا نگهداری میشود که ۱۸۵ میلیارد یورو از آن در یوروکلیر (Euroclear)، مؤسسه سپردهگذاری مرکزی اوراق بهادار مستقر در بروکسل، قرار دارد. ذخایر طلای روسیه و ارزهای خارجی این کشور تا ۱۴ نوامبر به ۷۳۴.۱ میلیارد دلار رسید. بانک مرکزی روسیه روز چهارشنبه نیز اعلام کرد فروش و خرید طلا در بازار داخلی برای ذخیره بودجهای «صندوق ثروت ملی» (NWF) طی سالهای اخیر به دلیل افزایش نقدشوندگی طلا شدت گرفته است. داراییهای این بانک به دلار آمریکا، یورو و سایر ارزهای اصلی غربی در چارچوب تحریمهایی که به دلیل اقدامات نظامی روسیه در اوکراین اعمال شده، مسدود شدهاند. در سال ۲۰۲۳، روسیه دلار آمریکا، یورو و سایر ارزهای غربی را از ترکیب ارزی ذخایر مالی خود حذف کرد؛ ذخایری که اکنون به یوان چین و طلا اختصاص یافته و سهم هدفگذاریشده آنها به ترتیب ۶۰ و ۴۰ درصد است. بانک مرکزی تصریح کرد: «یوان و طلا داراییهای نقدشونده صندوق ثروت ملی هستند. خرید یا فروش داراییهای نقد ارزی این صندوق در برابر روبل، مستلزم آن است که بانک مرکزی عملیات متناظر با همان حجم را در بازار داخلی انجام دهد.» با توجه به رشد شدید قیمتهای جهانی طلا، حجم معاملات طلا در بازار داخلی افزایش یافته و این امر امکان تشدید عملیات معاملاتی بانک مرکزی در بازار طلا را فراهم کرده است؛ هرچند زمان دقیق افزایش حجم این معاملات اعلام نشده است. افزایش نقدشوندگی بازار طلا روسیه بانک مرکزی به دلیل تحریمها قادر به خرید طلا در بازارهای بینالمللی نیست. با وجود آنکه روسیه پس از چین دومین تولیدکننده بزرگ طلای جهان است، نقدشوندگی پایین بازار داخلی در گذشته توان این بانک برای افزایش دامنه عملیات خود را محدود کرده بود. بانک مرکزی اعلام کرد: «از آنجا که نقدشوندگی بازار داخلی طلا در سالهای اخیر افزایش یافته، این بانک اکنون عملیات متناظر را نهتنها از طریق خرید و فروش یوان در برابر روبل، بلکه تا حدی از طریق خرید و فروش طلا نیز انجام میدهد.» تا اول نوامبر، داراییهای نقد صندوق ثروت ملی که شامل یوان و طلا است، به ۵۱.۶ میلیارد دلار، معادل ۱.۹ درصد تولید ناخالص داخلیِ پیشبینیشده، رسید. این داراییها میتوانند برای پوشش کسری بودجه مورد استفاده قرار گیرند. صندوق ثروت ملی مازاد درآمدهای نفتی بودجه دولت را به صورت روبل نگه میدارد، در حالی که بانک مرکزی مسئول انجام معاملات طلا و ارز خارجی برای این صندوق است و در طول سال ۲۰۲۵ بهطور خالص اقدام به فروش ارز و طلا کرده است. ارز خارجی و طلای نگهداریشده به نمایندگی از صندوق ثروت ملی، بهعنوان بخشی از ذخایر طلای روسیه و ارزهای خارجی بانک مرکزی محاسبه میشود که با احتساب داراییهای مسدودشده، به حدود ۷۲۰ میلیارد دلار رسیده و سهم طلا در آن بیش از ۴۱ درصد است.
قیمت نقره جهش کرده و به رکورد جدید ۵۵ دلار در هر اونس رسیده است؛ این فلز در سال ۲۰۲۵ تاکنون بیش از ۹۰ درصد رشد داشته است. در حالی که توجه همه بر هوش مصنوعی متمرکز است، کسری بودجه به سرعت افزایش مییابد و فدرال رزرو در شرایط تورم ۳ درصدی در حال کاهش نرخهای بهره است.
گروه CME اعلام کرد بازار EBS در ساعت ۱۲:۰۰ به وقت گرینویچ (15:30 به وقت ایران) بازگشایی میشود اما تمامی سفارشهای All Day و GFS لغو خواهند شد.
شرکت CyrusOne اعلام کرد در حال تلاش برای بازگرداندن کامل ظرفیت خنکسازی مراکز داده خود است. این شرکت توانسته چند چیلر را با ظرفیت محدود دوباره راهاندازی کند و همچنین تجهیزات خنککننده موقت را برای مدیریت شرایط اضطراری مستقر کرده است.
روند صعودی پرقدرت قیمت طلا که این فلز گرانبها را به سطوح بیسابقه رسانده، ممکن است تا سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یابد. بر اساس پیشبینی تحلیلگران والاستریت، بسیاری از آنها انتظار دارند طلا به روند رکوردشکنی خود ادامه دهد و در سال ۲۰۲۶ تا ۲۰ درصد دیگر نیز افزایش قیمت را تجربه کند. ثبت یک رشد دورقمی دیگر برای طلا، با توجه به اینکه قیمت این فلز گرانبها امسال یکی از بهترین عملکردهای خود در چند دهه اخیر را تجربه کرده، هدفی دشوار به نظر میرسد. روز چهارشنبه، طلا در حدود ۴۱۸۷ دلار به ازای هر اونس معامله شد و از ابتدای سال تاکنون ۵۷ درصد رشد داشته است. این رشد ناشی از مجموعهای از عوامل صعودی بوده است؛ از جمله افزایش خرید بانکهای مرکزی، تداوم تورم بالا، و نگرانی سرمایهگذاران نسبت به قدرت اقتصاد ایالات متحده و تعرفههای تجاری. در ادامه، دیدگاه کارشناسان بازار درباره چشمانداز این دارایی امن در سال آینده ارائه میشود. بانک آمریکا: ۵۰۰۰ دلار به ازای هر اونس تحلیلگران بانک آمریکا پیشبینی میکنند قیمت طلا در سال آینده تا سطح ۵۰۰۰ دلار افزایش یابد که این امر به معنای رشد حدود ۱۹ درصدی نسبت به سطوح فعلی است. این بانک در یادداشتی اخیر اعلام کرد که انتظار میرود عوامل بنیادی صعودی که موجب افزایش قیمت طلا شدهاند، در سال آینده نیز تداوم یابند. این بانک در این زمینه به عوامل مثبتی همچون افزایش هزینهکرد ناشی از کسری بودجه در ایالات متحده و «سیاستهای کلان اقتصادی غیرمتعارف» دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور، اشاره کرده است. این بانک با اشاره به تحلیل خود از بازارهای صعودی طلا از سال ۱۹۷۰ تاکنون اعلام کرد: «قیمت طلا تنها زمانی از مسیر صعودی بازایستاده که عوامل بنیادیِ محرک آن تغییر کرده باشند. در حال حاضر، بسیاری از این عوامل همچنان پابرجا هستند، بنابراین ما همچنان از طلا حمایت قیمتی میبینیم.» با وجود اصلاح اخیر قیمت طلا، این فلز گرانبها همچنان از منظر بلندمدت «کمسرمایهگذاریشده» باقی مانده است؛ نکتهای که تحلیلگران نیز بر آن تأکید کردهاند. گلدمن ساکس: ۴۹۰۰ دلار به ازای هر اونس دان استرویون، هممدیر بخش پژوهش جهانی کامودیتیها در گلدمن ساکس، اعلام کرد که معتقد است قیمت طلا تا پایان سال آینده میتواند به ۴۹۰۰ دلار در هر اونس برسد؛ رقمی که حاکی از رشد حدود ۱۷ درصدی نسبت به سطوح فعلی است. او روز چهارشنبه در گفتوگو با بلومبرگ گفت که این پیشبینی عمدتاً به دلیل تداوم دو عاملی است که امسال از روند صعودی طلا حمایت کردهاند. افزایش خریدهای بانکهای مرکزی: مدیران ذخایر بانکهای مرکزی پس از مشاهده مسدود شدن ذخایر خارجی روسیه در پی تهاجم این کشور به اوکراین در سال ۲۰۲۲، دچار نگرانی شدند. او گفت: «آنها نیاز دارند در طلا سرمایهگذاری کنند، زیرا طلا تنها دارایی واقعی امن است که در خزانههای داخلی نگهداری میشود.» کاهش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی: استرویون گفت که انتظار میرود فدرال رزرو در سال آینده حدود ۷۵ نقطه پایه نرخ بهره را کاهش دهد، امری که پیشبینی میشود سرمایهگذاری در داراییهای بدون بازده مانند طلا را تحریک کند. او افزود که این روند توسط دیگر بانکهای مرکزی جهان نیز حمایت خواهد شد، زیرا آنها نیز انتظار میرود سیاستهای پولی خود را در سال آینده تسهیل کنند. کاهش نرخ بهره موجب افزایش فشارهای تورمی خواهد شد و سرمایهگذاران احتمالاً برای محافظت در برابر کاهش ارزش پولهای فیات، به خرید طلا روی خواهند آورد. او گفت که انتظار میرود سرمایهگذاران خصوصی نیز به روند صعودی طلا کمک کنند و به روندهایی مانند «معامله کاهش ارزش» اشاره کرد؛ روندی که بر اساس آن، داراییهای مبتنی بر دلار در پی کاهش ارزش دلار و سایر ارزهای فیات، افت ارزش خواهند داشت. (Debasement trade یا «معامله کاهش ارزش» به نوعی استراتژی سرمایهگذاری گفته میشود که سرمایهگذاران با انتظار کاهش ارزش پولهای فیات (مثل دلار، یورو و …) وارد داراییهایی میشوند که ارزششان در طول زمان حفظ میشود یا حتی افزایش مییابد.) به گفته وی: «به نظر من، نکته کلیدی درباره میزان افزایش قیمت ناشی از تنوعبخشی بخش خصوصی این است که بازار طلا نسبتاً کوچک است.» او اشاره کرد که بازار صندوقهای قابل معامله طلا (ETF) حدود ۷۰ برابر کوچکتر از بازار اوراق قرضه خزانهداری آمریکا است. «این دلیل دیگری است که طلا را به عنوان پیشنهاد اصلی ما برای سرمایهگذاری بلندمدت در کامودیتیها انتخاب کردهایم.» دویچه بانک: تا ۴۹۵۰ دلار به ازای هر اونس دویچه بانک پیشبینی کرده است که قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ میتواند تا ۴۹۵۰ دلار در هر اونس افزایش یابد، که نشاندهنده رشد احتمالی حدود ۱۸ درصدی است. سناریوی پایه این بانک پیشبینی میکند که طلا سال را در حدود ۴۴۵۰ دلار به ازای هر اونس به پایان برساند. مایکل شوئه، تحلیلگر پژوهشی این بانک، در گزارشی اخیر نوشت: «با وجود اصلاح اخیر طلا، جریان سرمایهگذاریها به نظر میرسد تثبیت شده و این فلز گرانبها چند سیگنال تکنیکال را نشان داده که حاکی از پایان یافتن «اصلاح موقعیتها» است.» او افزود که به نظر میرسد تقاضا از سوی بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران صندوقهای قابل معامله (ETF) نیز همچنان قوی باقی بماند. شوئه نوشت: «این عوامل ما را به ارتقای پیشبینی خود برای سال ۲۰۲۶ ترغیب میکند.» با این حال، او اشاره کرد که در صورت وقوع اصلاح عمیقتر در بازار سهام، کاهش کمتر از حد انتظار نرخ بهره توسط فدرال رزرو در سال آینده، یا کاهش تنشهای ژئوپولیتیکی، ریسکهای کاهشی برای این فلز گرانبها وجود دارد. او افزود: «در چشمانداز کلان، ممکن است مدیران ذخایر خریدهای خود را کند کنند و افزایشهای چشمگیر قیمت واقعی طلا اغلب با اصلاحات قابل توجهی همراه هستند.» اچاسبیسی: تا ۴۴۰۰ دلار به ازای هر اونس پیشبینی اچاسبیسی نسبت به دیگران کمتر صعودی است اما همچنان خوشبینانه باقی مانده است. این بانک اعلام کرده است که انتظار دارد قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ در محدوده ۳۶۰۰ تا ۴۴۰۰ دلار به ازای هر اونس معامله شود. در بالاترین سطح این محدوده، رشد احتمالی طلا حدود ۵ درصد خواهد بود. جیمز استیل، تحلیلگر ارشد فلزات گرانبها در اچاسبیسی، در یادداشتی برای مشتریان در ماه گذشته نوشت: «به نظر میرسد تغییرات شدید و احتمالاً دائمی در چشمانداز ژئوپولیتیکی، همراه با شکلهای تندتر ملیگرایی—از جمله ملیگرایی اقتصادی به شکل تعرفهها—ریسک ژئوپولیتیکی، نوسانات بازارهای مالی و پرسشها درباره استقلال فدرال رزرو و سیاست پولی، احتمالاً ادامه خواهند داشت.» او پیشبینی میکند که روند صعودی ممکن است در نیمه دوم سال کند شود و به عواملی مانند افزایش عرضه طلا، کاهش احتمالی تقاضای فیزیکی، و تسهیل خریدهای بانکهای مرکزی فراتر از مرز ۴۰۰۰ دلار اشاره کرد.
مجوزهای جدید برای اکتشاف میدانهای جدید نفت و گاز صادر نخواهد شد. نرخ مالیات مکانیسم جدید قیمتگذاری نفت و گاز ۳۵٪ خواهد بود. مکانیسم جدید قیمتگذاری نفت و گاز جایگزین مالیات بر سود انرژی خواهد شد، که انتظار میرود در آوریل ۲۰۳۰ یا زودتر پایان یابد.
دویچه بانک پیشبینی کرد قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ به ۴,۴۵۰ دلار در هر اونس برسد؛ این رقم در مقایسه با پیشبینی قبلی ۴,۰۰۰ دلار افزایش یافته است.
به گزارش بلومبرگ، تحریمهای آمریکا که از روز جمعه اجرایی شدند، میتوانند نزدیک به ۴۸ میلیون بشکه نفت خام روسیه را در دریا سرگردان بگذارند و دهها نفتکش را مجبور کنند به دنبال مقاصد جایگزین باشند؛ اقدامی که آخرین تغییر بزرگ در تجارت جهانی نفت محسوب میشود. واشنگتن ماه گذشته با قرار دادن دو تولیدکننده بزرگ نفت روسیه، روسنفت و لوکاویل، در فهرست سیاه، یکی از تهاجمیترین اقدامات خود را تحت دولت کنونی انجام داد؛ اقدامی که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، برای افزایش فشار بر کرملین در جنگ اوکراین دنبال میکند. وزارت خزانهداری آمریکا نیز اوایل این هفته اعلام کرد که این اقدامات تاکنون موفق بودهاند؛ زیرا تقاضا برای نفت روسیه کاهش یافته و تخفیفها بر روی شاخصهای اصلی نفت روسیه اعمال شده است.
قیمت بیتکوین و اتریوم همچنان در حال کاهش است. بیتکوین برای مدتی به زیر ۸۵ هزار دلار سقوط کرد (هرچند دوباره به بالای این سطح بازگشت) و اتریوم نیز به زیر ۲۸۰۰ دلار رسید. این افت قیمتها در شرایطی رخ میدهد که فضای «ریسکگریزی» در بازار رمزارزها تشدید شده است. عوامل فشار بر بازار شامل موارد زیر هستند: ارزیابیهای بالا در بازار سهام نگرانیها درباره حباب هوش مصنوعی ابهام در سیاستهای آتی فدرال رزرو در نتیجه، بیتکوین به پایینترین سطح ۷ ماه اخیر و اتریوم به کف ۴ ماهه سقوط کردند. در همین حال، یک نهنگ بزرگ بیتکوین تمام دارایی ۱.۳ میلیارد دلاری خود را فروخته است که نشاندهنده کاهش شدید اعتماد سرمایهگذاران بزرگ به بازار است—رویدادی که برخی آن را «Whexit» (خروج نهنگ) نامیدهاند.
گزارش: «انباشت بزرگ طلا» صندوق بینالمللی پول میتواند برای کاهش بدهی کشورهای آفریقایی استفاده شود یک گزارش تازه تهیهشده به سفارش گروه بیست (G20) پیشنهاد میکند که صندوق بینالمللی پول بخشی از «ذخایر بزرگ طلای» خود را ـ با توجه به قیمتهای بیسابقه کنونی ـ به فروش برساند و درآمد حاصل را برای کمک به بازپرداخت بدهی سنگین کشورهای آفریقایی بهکار گیرد. این گزارش روز سهشنبه به سیریل رامافوسا، رئیسجمهور آفریقای جنوبی، ارائه شد و او در آستانه نخستین نشست گروه بیست در قاره آفریقا ـ که قرار است آخر هفته جاری با حضور حدود ۲۰ رئیس دولت در ژوهانسبورگ برگزار شود ـ از این پیشنهاد استقبال کرد. در این گزارش آمده است: «در سطح جهانی، بیش از ۳.۴ میلیارد نفر در کشورهایی زندگی میکنند که بیش از هزینه آموزش یا بهداشت، صرف بازپرداخت بدهی میشود. دولتها عملاً توسعه را قربانی میکنند تا بتوانند تعهدات بدهی خود را ادا کنند.» این گزارش کارشناسی با استناد به آمارهای جدید اعلام کرد بدهی عمومی کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۴ از ۳۱ تریلیون دلار عبور کرده است و پیشنهاد داد G20 با همکاری صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، برنامهای برای بازتأمین مالی بدهی کشورهای کمدرآمد و اقتصادهای آسیبپذیر طراحی کند. تروِر مانوئل، وزیر پیشین دارایی آفریقای جنوبی و رئیس پنل کارشناسی آفریقا، گفت یکی از روشهای تأمین مالی چنین برنامهای، فروش بخشی از دهها میلیون اونس طلایی است که توسط صندوق بینالمللی پول نگهداری میشود. او اشاره کرد که ذخایر عظیم طلای صندوق همچنان با قیمت تاریخی ۵۰ دلار برای هر اونس در دفاتر مالی ثبت شدهاند، در حالی که قیمت جهانی طلا اکنون به بیش از ۴۱۰۰ دلار برای هر اونس رسیده است. مانوئل خواستار ایجاد سازوکاری شفاف برای فروش بخشی از این ذخیره بهمنظور حمایت از کشورهایی شد که در وضعیت اضطراری بدهی قرار دارند. او گفت: «جزئیات زیادی وجود دارد که میتوان و باید روی آن کار کرد، اما این راهحلی است که پیش چشم ما قرار دارد و هیچ هزینه اضافی هم لازم ندارد.» رامافوسا پس از دریافت گزارش گفت: «شنیدن اینکه چنین انباشتی از طلا در صندوق بینالمللی پول وجود دارد خبر خوبی است. این نوع منابع میتواند برای تضمین یا تأمین مالی بدهی بسیاری از کشورهای جنوب جهانی بهکار گرفته شود.» رئیسجمهور رامافوسا همچنین از پیشنهاد ایجاد «باشگاه وامگیرندگان» برای بهاشتراکگذاری تجربیات و بررسی چارچوبهای وامدهی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی استقبال کرد. این گزارش همچنین از مؤسسات رتبهبندی اعتباری میخواهد شاخصهایی را که برای ارزیابی ریسک بهکار میبرند آشکار کنند تا نگرانیها درباره احتمال تبعیض ناعادلانه علیه کشورهای آفریقایی برطرف شود. آفریقای جنوبی در حال حاضر ریاست دورهای گروه بیست اقتصاد برتر جهان را بر عهده دارد؛ گروهی که هر سال برای بررسی مسائل رشد اقتصادی، توسعه و ثبات مالی گرد هم میآیند.
طلا که بخش قابلتوجهی از رشد هفته گذشته را از دست داده، اکنون در آستانه انتشار دو گزارش بسیار حساس؛ اشتغال ماه سپتامبر آمریکا (NFP) و آمار مدعیان جدید بیکاری، در سطوح تعیینکنندهای نوسان میکند. بازار در شرایطی سشن نیویورک را آغاز خواهد کرد که هر دادهای میتواند موازنه نیروها را بهطور چشمگیری تغییر دهد. در فضای فعلی، دادههای قوی به ضرر طلا تمام میشود؛ زیرا احتمال توقف یا تعویق کاهش نرخ بهره را تقویت میکند و همین امر بازده واقعی را بالا میبرد؛ عاملی که معمولاً طلا را تضعیف میکند. در مقابل، دادههای ضعیف با ارسال سیگنال ضعف اقتصادی، به فدرال رزرو دلیل بیشتری برای ادامه رویکرد انبساطی میدهد و میتواند زمینه حمایت کوتاهمدت از طلا را فراهم کند. در تصویر بزرگتر، مسیر طلا همچنان صعودی ارزیابی میشود. انتظار میرود بازده واقعی در ماههای آینده کاهش بیشتری را تجربه کند و الگوی واکنش فدرال رزرو نیز بهگونهای است که بازار را نسبت به ادامه چرخه تسهیلگرایانه امیدوار نگه میدارد. بااینحال، ریسک قیمتگذاری دوباره سیاستهای پولی در کوتاهمدت میتواند فشارهایی مقطعی بر طلا وارد کند. تحلیل تکنیکال: سطح ۴۰۲۰؛ گلوگاه تصمیمگیری بازار در نمودار ۴ ساعته، محدوده ۴۰۲۰ دلار بهعنوان مهمترین ناحیه حمایتی دیده میشود؛ جایی که همپوشانی حمایت افقی و خط روند صعودی، وزن این محدوده را افزایش داده است. سناریوی صعودی: در صورت رسیدن قیمت به این سطح، احتمال جذب خریداران بالاست؛ پوزیشنی که با حد ضرر زیر خط روند میتواند زمینهساز حرکت دوباره به سمت مقاومت ۴۱۵۰ دلار شود. سناریوی نزولی: شکست معتبر این حمایت مسیر را برای ریزش عمیقتر تا محدوده ۳۸۲۰ دلار باز خواهد کرد. تایمفریم ۱ ساعته: فشار فروش زیر خط روند اصلاحی نمودار ۱ ساعته نشان میدهد که خط روند نزولی نقش سد کوتاهمدت فروشندگان را ایفا میکند. تا زمانی که قیمت زیر این خط قرار دارد، فروشندگان احتمالاً به فشار خود ادامه میدهند و به دنبال کفهای جدید خواهند بود. خریداران تنها در صورت شکست معتبر این ترندلاین میتوانند وارد بازار شوند و به سمت مقاومتهای بالاتر حرکت کنند.
با نزدیک شدن به پایان فصل پررونق تولید در چین، مصرف مس برخلاف انتظار کاهش یافته و نرخ بهرهبرداری کارخانههای فرآوری به پایینترین سطح چندساله در این فصل رسیده است. این موضوع بار دیگر نشان میدهد که چگونه تقاضا در بزرگترین مصرفکننده جهان میتواند بهسرعت در واکنش به افزایش شدید قیمتها کاهش یابد. در حالی که قیمت جهانی مس در پایان ماه گذشته به دلیل اختلال در معادن جهانی به رکورد تاریخی رسید، مصرف داخلی چین همچنان وابسته به بخش ساختوساز و املاک بحرانزده باقی مانده است. کاهش هزینههای دولتی نیز یکی دیگر از عوامل تضعیف تقاضا بوده است. در شرایطی که معمولاً فعالیت صنعتی در پاییز افزایش مییابد، امسال این روند محقق نشده و ذوبکنندگان چینی برای جذب مازاد عرضه به صادرات روی آوردهاند. به گفته نیکول نی، معاون شرکت Eagle Metal، افزایش بیش از حد قیمت مس باعث شده تقاضا بههم بریزد و بسیاری از مشتریان به دلیل تحقق اهداف سالانه، انگیزهای برای تولید بیشتر ندارند. بر اساس دادههای بازار فلزات شانگهای: تولیدکنندگان سیم مسی نرخ بهرهبرداری را به ۶۱٪ کاهش دادهاند (کمترین از فوریه تاکنون) تولید لولههای مسی به ۶۲٪ و صفحات و نوارهای مسی به ۶۵٪ رسیده است این سطوح پایینترین نرخهای ثبتشده برای ماه اکتبر در یک دهه اخیر هستند تنها نقطه روشن، افزایش تولید فویل مسی به ۸۴٪ در اکتبر بود که در پاسخ به افزایش تقاضا برای باتریهای ذخیرهسازی بزرگمقیاس رخ داد. باتریها، همراه با انرژی خورشیدی و خودروهای برقی، موتورهای جدید رشد صنعتی چین محسوب میشوند.
سرمایهگذاران خرد ژاپنی دوباره به معاملهای بازگشتهاند که در گذشته بارها برایشان زیانبار بوده است: خرید لیر ترکیه. این ارز که در سال جاری بیش از ۱۶٪ در برابر ین سقوط کرده، اکنون به یکی از محبوبترین گزینهها برای معاملهگران ریسکپذیر روزانه ژاپنی تبدیل شده است. طبق دادههای بورس مالی توکیو، تا تاریخ ۱۲ نوامبر، تقریباً ۹۰۰ هزار قرارداد مارجین مرتبط با جفت ارز TRYJPY در اختیار معاملهگران ژاپنی بوده که نزدیک به بالاترین سطح تاریخی محسوب میشود.
سناتور گراهام اعلام کرد که دونالد ترامپ با لایحه تحریمهای روسیه موافقت کرده است. در خبری دیگر، منابع آگاه گزارش دادهاند که اتحادیه اروپا در حال بررسی اقدامات محدودکننده بیشتری علیه عواملی است که به فعالیت «ناوگان سایه» تانکرهای روسیه کمک میکنند.
تقاضای بالای فیزیکی برای پلاتین و نقره، شکنندگی زنجیرههای تأمین جهانی را برجسته کرده است. هرچند بازار طلا هنوز با همان نوع اختلال مواجه نشده، اما به گفته یکی از بانکهای سرمایهگذاری، این بازار هم در برابر نوسانات مشابه مصون نیست. تحلیلگران کامودیتی سوسیته ژنرال در گزارش اخیر خود گفتند که تقاضای طلای بخش رسمی (بانکهای مرکزی) را با دقت زیر نظر دارند، زیرا معتقدند ادامه خریدهای بانکهای مرکزی میتواند به کمبود عرضه و جهش قیمتی مشابه آنچه در بازار نقره و پلاتین رخ داد، منجر شود. بانکهای مرکزی جهان در سه سال گذشته، هر سال حدود ۱۰۰۰ تن به ذخایر طلای خود افزودهاند. اگرچه انتظار میرود امسال تقاضا اندکی ضعیفتر باشد، اما شورای جهانی طلا پیشبینی میکند که ذخایر همچنان تا ۹۵۰ تن افزایش یابد—رقمی بسیار بالاتر از میانگینهای بلندمدت. سوسیته ژنرال هشدار میدهد که این تقاضای قوی برای طلای فیزیکی میتواند فشار بیشتری بر بازاری وارد کند که عمدتاً بر مبنای داراییهای کاغذی اداره میشود. تحلیلگران این بانک گفتند که حتی تغییر ۱ درصدی در ساختار ذخایر ارزی دولتها میتواند «تب طلای» جدیدی ایجاد کند. آنها افزودند که چین همچنان بازیگر اصلی بازار طلا باقی خواهد ماند. «اگر بهجای فرض قبلی خود—یعنی فروش داراییهای دلاری توسط بانکهای مرکزی و هدایت بخش کوچکی از آن به طلا—فرض کنیم بانکهای مرکزی ۱ درصد دیگر از کل ذخایر خود را بدون فروش داراییهای خارجی به طلا تخصیص دهند، تنها چین به ۲۷۶ تن طلا نیاز خواهد داشت. اگر همه کشورها را در نظر بگیریم، این رقم به ۷۶۲ تن میرسد. در صورت توزیع این ۷۶۲ تن در یک دوره سهساله، این میزان به حدود ۶۴ تن در هر فصل میرسد؛ تقریباً معادل همان سطحی که در مدل پیشبینی ما بر اساس کاهش نگهداری داراییهای دلاری توسط سرمایهگذاران خارجی فرض شده است.» این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که تقاضای طلای بانکهای مرکزی توجه قابلتوجهی در بازار جلب کرده است. تحلیلگران میگویند خریدهای گسترده، ارزش قابلتوجهی برای طلا ایجاد کرده و سطوح حمایتی جدیدی در پی هر جهش قیمتی شکل داده است. انتظار میرود افزایش نااطمینانی اقتصادی و ژئوپولیتیکی، بانکهای مرکزی بیشتری را به تنوعبخشی ذخایر خود و حرکت بهسوی طلا ترغیب کند. همزمان، ادامه جنگ تجاری آمریکا بسیاری از کشورها را واداشته وابستگی خود به دلار را کاهش دهند و به داراییهایی روی بیاورند که فاقد ریسک سیاسی یا طرفِ ثالث هستند. با وجود تقاضای قوی، شورای جهانی طلا اعلام کرده که ۶۶ درصد خریدهای رسمی در سهماهه سوم گزارش نشدهاند. از آنجا که خریدهای بانک مرکزی معمولاً شفاف نیست، تحلیلگران ناچارند از مجموعهای از دادهها برای برآورد حجم خرید استفاده کنند. سوسیته ژنرال تقاضای بخش رسمی را از طریق دادههای تجاری بریتانیا رصد میکند. «دادههای منتشرشده در ۱۳ نوامبر که شامل فعالیت ماه سپتامبر است، نشان میدهد صادرات طلا ۵۵.۴ تن بوده—۱۵ تن کمتر از ماه مشابه سال ۲۰۲۳ و ۷۰ تن پایینتر از میانگین فصلی. با توجه به کاهش قیمتها در نیمه دوم اکتبر، این شرایط نقطه ورود بهتری برای خرید بانکهای مرکزی ایجاد کرده و احتمالاً صادرات در ماه گذشته افزایش یافته است. بهطور میانگین، در ماه اکتبر حدود ۱۴۰ تن طلا از بریتانیا به مقاصد مختلف صادر میشود. باید تا ۱۲ دسامبر برای مشاهده این دادهها صبر کنیم.» این بانک همچنین از کاهش جزئی صادرات طلای بریتانیا به چین خبر میدهد: «دادههای صادرات کلی بریتانیا شامل صادرات به چین نیز میشود. آمارهای HMRC نشان میدهد سپتامبر ۱۵ تن طلا به چین صادر شده، در حالی که این رقم در اوت ۱۰ تن بود. با این حال، متوسط صادرات سپتامبر در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ برابر با ۴۷ تن بوده است. رقم سپتامبر امسال پایینترین میزان از سال ۲۰۲۲ است. بهصورت فصلی، انتظار میرود صادرات در اکتبر به ۶۰ تن برسد.» در حالی که چین در سپتامبر ۱۰ تن طلا از بریتانیا وارد کرده، تنها افزایش ۱ تنی در ذخایر رسمی خود گزارش داده است. به گزارش فایننشال تایمز، سوسیته ژنرال بر اساس دادههای تجاری برآورد میکند که خرید کل چین در سال جاری ممکن است به ۲۵۰ تن برسد—یعنی بیش از یکسوم تقاضای رسمی جهانی.
ویتالیک بوترین، بنیانگذار اتریوم، در رویداد Devconnect هشدار داد که رمزنگاری منحنی بیضوی (Elliptic Curve Cryptography) ممکن است پیش از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ آمریکا توسط رایانش کوانتومی شکسته شود. او تأکید کرد که اتریوم باید ظرف چهار سال آینده به رمزنگاری مقاوم در برابر کوانتوم ارتقا یابد تا از امنیت شبکه در برابر تهدیدات آینده محافظت شود.
گلدمن ساکس پیشبینی میکند که قیمت نفت تا پایان سال ۲۰۲۶ به دلیل افزایش عرضه و مازاد حدود ۲ میلیون بشکه در روز کاهش یابد. این بانک میانگین قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ را ۵۶ دلار و نفت WTI را ۵۲ دلار برآورد کرده است؛ ارقامی که پایینتر از منحنیهای آتی فعلی هستند. این مازاد عرضه ناشی از ورود پروژههای بزرگ پیش از همهگیری کرونا به مرحله تولید و لغو تدریجی کاهش تولید اوپکپلاس است. همچنین، افزایش تولید از سوی آمریکا و برزیل چشمانداز عرضه را سنگینتر کرده است. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده که مازاد عرضه در سال ۲۰۲۵ ممکن است به بیش از ۴ میلیون بشکه در روز برسد که میتواند فشار نزولی بیشتری بر قیمتها وارد کند. با این حال، گلدمن ساکس انتظار دارد که از سال ۲۰۲۷ به بعد بازار دوباره دچار تنگنای عرضه شود؛ چرا که کمبود سرمایهگذاری در سالهای اخیر باعث شده پروژههای جدید کمی در دست اجرا باشد. این بانک پیشبینی میکند که قیمت نفت برنت تا پایان ۲۰۲۸ به ۸۰ دلار و WTI به ۷۶ دلار بازگردد. با این حال، چشمانداز بازار همچنان بسیار نامطمئن است. اگر تولید غیر اوپک قویتر از انتظار باشد یا رشد اقتصادی جهانی کاهش یابد، برنت ممکن است به محدوده ۴۰ دلاری سقوط کند. در مقابل، اگر تولید روسیه کاهش یابد، قیمتها ممکن است دوباره به بالای ۷۰ دلار بازگردند. گلدمن هشدار داده که مازاد طولانیمدت میتواند بر سهام انرژی و برنامههای سرمایهگذاری فشار وارد کند، هرچند چشمانداز بلندمدت کاهش عرضه ممکن است از قیمتهای آتی حمایت کند.
ذخایر نفت خام ایالات متحده در هفته منتهی به ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵، ۴.۴ میلیون بشکه افزایش یافته است. این افزایش پس از رشد ۱.۳ میلیون بشکهای در هفته قبل رخ داده و سومین هفته متوالی افزایش ذخایر نفتی محسوب میشود.
گلدمنساکس در جدیدترین گزارش بلندمدت خود تا سال ۲۰۳۵، چشماندازی دو مرحلهای برای بازار نفت ترسیم میکند: ابتدا یک سقوط دردناک، سپس یک دوره صعود قدرتمند. این بانک پیشبینی میکند که قیمت نفت برنت و WTI در سال ۲۰۲۶ بهطور میانگین به ۵۶ و ۵۲ دلار برسند؛ کمتر از قیمتهای فیوچرز کنونی (۶۳ و ۶۰ دلار). علت اصلی این افت، آخرین موج بزرگ عرضه جهانی است که بازار را در مازاد قابلتوجه نگه میدارد. به گفته گلدمنساکس، سال ۲۰۲۶ برای تولیدکنندگان نفت «سال سخت» خواهد بود؛ زیرا آنها انتظار مازاد ۲ میلیون بشکه در روز را دارند که ناشی از رشد بیشتر از انتظار در عرضه کشورهای غیرعضو اوپک (بهجز روسیه) است. این وضعیت میتواند قیمت برنت را به محدوده ۵۰ دلار سوق دهد.
قیمت آتی سویا در آمریکا روز دوشنبه به بالاترین سطح خود از اواسط سال ۲۰۲۴ رسید؛ این رشد تحت تأثیر خرید گسترده چین از بازار آمریکا و در پی توافق تجاری اخیر میان واشنگتن و پکن رخ داد. به گفته منابع آگاه، شرکت دولتی غلات چین (COFCO) حداقل ۱۴ محموله معادل حدود ۸۴۰ هزار تن سویا برای تحویل در ماههای دسامبر و ژانویه خریداری کرده است. این بزرگترین خرید چین از بازار سویای آمریکا از زمان نشست ترامپ–شی در اکتبر محسوب میشود. در کنار سویا، قیمت ذرت نیز تقویت شد و آتی گندم به بالاترین سطح خود از ماه ژوئیه رسید. چین که بزرگترین واردکننده سویا در جهان است، در دوران تنش تجاری با آمریکا وابستگی زیادی به تأمینکنندگان آمریکای جنوبی داشت. اما پس از ماهها واردات بیسابقه که منجر به مازاد داخلی در چین شد، اکنون بازگشت پکن به خرید از آمریکا، جان تازهای به بازارهای آتی داده است.
گلدمن ساکس اعلام کرد که خرید طلا توسط بانکهای مرکزی در ماه نوامبر بهطور قابلتوجهی افزایش یافته و این روند، پیشبینی صعودی این بانک برای طلا را تقویت میکند. برآوردها نشان میدهد که در ماه سپتامبر حدود ۶۴ تن طلا توسط بانکهای مرکزی خریداری شده و نشانههای اولیه حاکی از آن است که خریدهای نوامبر نیز به همین اندازه قوی بودهاند. این بانک میگوید که این روند انباشت با الگوی چندساله تنوعبخشی ذخایر ارزی بانکهای مرکزی و فاصلهگیری از دلار آمریکا همراستا است؛ اقدامی که در واکنش به تنشهای ژئوپلیتیکی، بیثباتی مالی در اقتصادهای بزرگ و نگرانی از تورم بلندمدت انجام میشود. گلدمن ساکس معتقد است که خرید رسمی طلا اکنون به یکی از پایدارترین جریانهای ساختاری بازار طلا تبدیل شده است. در چنین شرایطی و با انتظار برای تسهیل شرایط مالی تا سال ۲۰۲۶، این بانک هدف قیمتی بلندمدت خود برای طلا را ۴۹۰۰ دلار در هر اونس تا پایان سال ۲۰۲۶ حفظ کرده است. عوامل کلیدی این پیشبینی عبارتاند از: تداوم تنوعبخشی ذخایر ارزی ورود سرمایه به صندوقهای ETF با کاهش انتظارات نرخ بهره تقاضای فیزیکی قوی از سوی آسیا به باور گلدمن، نوسانات موقتی ناشی از دادههای کلان اقتصادی، تحت تأثیر خرید مستمر بانکهای مرکزی و محدودیت عرضه قرار خواهند گرفت.
بانک بارکلیز هشدار داد که در صورت کاهش شدید صادرات نفت روسیه، قیمت نفت برنت میتواند به بالای ۸۵ دلار در هر بشکه جهش کند. این بانک معتقد است که بازارها ریسکهای سمت عرضه را بهدرستی قیمتگذاری نکردهاند و در حال حاضر بیش از حد بر تعادل تدریجی عرضه و تقاضا در سال ۲۰۲۶ حساب باز کردهاند، در حالی که بیشتر پیشبینیها قیمت نفت را در محدوده ۵۰ تا ۶۰ دلار در نظر گرفتهاند. بارکلیز تأکید میکند که ماهیت نامتقارن بازار نفت باعث میشود که شوکهای سمت عرضه، بهویژه اختلال در صادرات روسیه به دلیل تحریمها یا مشکلات لجستیکی، تأثیر بسیار بیشتری نسبت به ریسکهای تقاضا داشته باشند. این بانک هشدار میدهد که کاهش معنادار در جریان صادرات روسیه میتواند بهسرعت ذخایر جهانی را تخلیه کرده و باعث جهش شدید قیمتها شود. با وجود عدم قطعیت در زمانبندی و احتمال وقوع این سناریو، بارکلیز آن را بهاندازهای معتبر میداند که توجه معاملهگران و سیاستگذاران را به خود جلب کند، بهویژه با توجه به اثر تورمی بالقوه ناشی از جهش طولانیمدت قیمت نفت.