تهدیدهای آمریکا درباره گرینلند، زنگ بیدارباشی برای اتحادیه اروپا در حوزه انرژی است.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
تهدیدهای آمریکا درباره گرینلند، زنگ بیدارباشی برای اتحادیه اروپا در حوزه انرژی است.
در یک نگاه فدرال رزرو امروز نرخ بهره را تغییر نمیدهد. بازار اولین کاهش نرخ را برای ژوئیه قیمتگذاری کرده است. مؤسسات مالی بین ۰ تا ۷۵ نقطه پایه کاهش پیشبینی کردهاند. پاول احتمالاً بر انعطافپذیری و صبر تأکید خواهد کرد. بانک مرکزی آمریکا امروز تصمیمی بدون تغییر اتخاذ خواهد کرد و نرخ بهره را در سطح فعلی حفظ میکند. با این حال، نگاه بازارها به آینده است؛ جایی که تحلیلگران درباره زمان و شدت کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ اختلاف نظر دارند. پیشبینی مؤسسات مالی درباره مسیر نرخ بهره مؤسسه مالی مجموع کاهش نرخ (bps) زمانهای احتمالی کاهش موضع سیاستی Citi 75 مارس، ژوئیه، سپتامبر کاهش بیشتر از انتظار بازار Barclays 50 ژوئن، دسامبر عجلهای برای کاهش نیست BofA 50 ژوئن، ژوئیه احتمال غافلگیری انبساطی Goldman Sachs 50 ژوئن، سپتامبر کاهش برای نرمالسازی Wells Fargo 50 مارس، ژوئن کاهش مشروط به دادههای اقتصادی JP Morgan 0 هیچکاهشی پیشبینی نشده زمان مناسب برای توقف پاول چه خواهد گفت؟ تحلیل یوتوتایمز نشان میدهد: “ «پاول احتمالاً بر حفظ انعطافپذیری تأکید خواهد کرد و از دادن سیگنال قطعی درباره کاهش نرخ در نشست مارس خودداری میکند. اما فشارهای سیاسی و بازار ممکن است فضای کنفرانس خبری را تحت تأثیر قرار دهند.» جرم پاول، رئيس فدرال رزرو برخی مؤسسات مانند بانک آمریکا (BofA) هشدار دادهاند که فضای سیاسی ممکن است بر نشست ژانویه سایه بیندازد و حتی باعث غافلگیری انبساطی شود. جمعبندی با وجود تثبیت نرخ بهره در نشست امروز، مسیر سیاست پولی در سال ۲۰۲۶ همچنان مبهم است. «تحلیلها نشان میدهد فدرال رزرو در حال حفظ گزینههای خود است، اما دادههای تورمی و بازار کار در ماههای آینده تعیینکننده خواهند بود. اگر تورم بهسرعت کاهش نیابد، کاهش نرخ بهره ممکن است محدودتر از انتظار بازار باشد.»
در یک نگاه اظهارات ترامپ درباره «عملکرد خوب دلار» بهعنوان تأیید ضمنی افت اخیر این ارز تفسیر شد. این موضعگیری باعث جهش سریع یورو به بالای ۱.۲۰ و فعال شدن موجی از حد ضررها شد. همزمانی ضعف دلار با تنشهای ژئوپلیتیکی، نگرانی سرمایهگذاران خارجی را تشدید کرده است. دلار آمریکا بار دیگر تحت فشار فروش قرار گرفت؛ آن هم پس از اظهارات تازه دونالد ترامپ که اعلام کرد «دلار عملکرد خوبی دارد» و «بیش از حد افت نکرده است». او همچنین تأکید کرد که نگران کاهش ارزش دلار نیست و معتقد است این ارز در حال یافتن سطحی منصفانه است. بازارها این سخنان را بهعنوان تأیید ضمنی روند نزولی اخیر دلار تفسیر کردند و واکنش نشان دادند. در پی انتشار این اظهارات، موجی از سفارشهای حد ضرر در بازار فعال شد و جفتارز یورو–دلار با سرعتی بالا از سطح ۱.۲۰ عبور کرد و تا محدوده ۱.۲۰۶۸ پیش رفت. این حرکت سریع، بازتابی از شکنندگی فضای فعلی بازار و حساسیت بالای معاملهگران به پیامهای سیاسی بود. “ «ترامپ در سالهای گذشته بارها از تمایل خود به دلار ضعیفتر سخن گفته و آن را ابزاری برای تقویت رقابتپذیری صادرات آمریکا دانسته است. از این منظر، موضع اخیر او در تضاد با رویکرد سنتی دفاع از «دلار قوی» نیست، بلکه ادامه همان نگاه پیشین تلقی میشود.» محمد زمانی با این حال، زمانبندی این اظهارات برای بازارها حساس بود. این سخنان در شرایطی مطرح شد که پرسشها درباره جایگاه دلار بهعنوان ستون اصلی نظام مالی جهانی افزایش یافته و سرمایهگذاران نسبت به آینده آن محتاطتر شدهاند. در همین روز، قیمت طلا بار دیگر رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرد و همزمان ترامپ درباره تحولات کوبا و احتمال سقوط قریبالوقوع آن هشدار داد. افزون بر این، اشارههای غیرمستقیم به تنشهای نظامی و حرکت ناوگان دریایی آمریکا به سمت ایران، نگرانیها درباره تشدید درگیریهای ژئوپلیتیکی را تقویت کرده است. مجموعه این عوامل، فضای نااطمینانی را تشدید کرده و به تضعیف بیشتر دلار دامن زده است. تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند که در چنین شرایطی، بازار سخنان ترامپ را نهتنها بهعنوان پذیرش افت ارزش دلار، بلکه حتی نوعی حمایت ضمنی از آن تلقی کرده است. برخی معاملهگران این موضعگیری را نوعی «تشویق» به تداوم روند نزولی ارز آمریکا میدانند. این تحولات میتواند پیامدهای مهمی برای جریان سرمایههای خارجی داشته باشد. کاهش ارزش دلار، بازده سرمایهگذاری در داراییهای آمریکایی را برای سرمایهگذاران بینالمللی کاهش میدهد. هرچند بازار سهام آمریکا سال گذشته عملکرد نسبتاً مناسبی داشت، اما اگر به ارزهای دیگر محاسبه شود، این بازده چندان چشمگیر نبوده است. نمونه بارز این وضعیت در معاملات اخیر مشاهده شد؛ جایی که شاخص S&P 500 حدود ۰.۴ درصد رشد کرد، اما دلار آمریکا در برابر سبدی از ارزهای اصلی بین ۱ تا ۲ درصد تضعیف شد. این ترکیب، جذابیت بازار آمریکا را برای سرمایهگذاران خارجی کاهش میدهد. ✔️ بیشتر بخوانید: احتمال صعود یورو به سطح 1.20 در آستانه نشست فدرال رزرو در همین حال، تمرکز ترامپ بر تحولات بازار ین ژاپن نیز مورد توجه قرار گرفته است. برخی تحلیلگران معتقدند او بیش از حد به ضعف ین توجه دارد و همین مسئله تصویری ناقص از وضعیت کلی دلار ارائه میدهد. این در حالی است که نمودار USDJPY نشانههایی از شکلگیری یک الگوی سقف سهقلو در محدوده ۱۶۰ را نشان میدهد؛ الگویی که میتواند به معنای تضعیف بیشتر دلار در برابر ین باشد. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، اظهارات اخیر ترامپ در شرایطی مطرح شد که بازارها از پیش نسبت به آینده دلار بدبین بودند. همین همزمانی باعث شد سخنان او بهعنوان چراغ سبز سیاسی برای ادامه افت ارزش دلار تعبیر شود. اگر این رویکرد در ماههای آینده نیز ادامه یابد، فشار بر دلار میتواند به یک روند پایدارتر تبدیل شود و جایگاه آن در سبد داراییهای جهانی را بیش از پیش به چالش بکشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه تصمیم پیشروی فدرال رزرو میتواند با تضعیف دلار، یورو را به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۱ برساند. تمرکز بازار بیش از قدرت یورو، بر ضعف فزاینده دلار آمریکا قرار گرفته است. بهبود نسبی چشمانداز اقتصاد اروپا و جذابیت ارزشگذاری سهام، از یورو حمایت میکند. در آستانه نشست مهم فدرال رزرو، بازار فارکس بار دیگر توجه خود را به دلار آمریکا و پیامهای سیاست پولی معطوف کرده است؛ نشستی که میتواند مسیر جفتارز یورو–دلار را در کوتاهمدت تغییر دهد. یورو در معاملات اخیر بیش از ۱۰۰ پیپ رشد کرده و در صورت دریافت حتی یک سیگنال انبساطی ملایم از سوی بانک مرکزی آمریکا، احتمال عبور آن از سطح روانی ۱.۲۰ بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است؛ سطحی که آخرین بار در سال ۲۰۲۱ مشاهده شده بود. هرچند انتظار نمیرود کمیته بازار آزاد فدرال در این نشست نرخ بهره را کاهش دهد یا بهطور مستقیم از اقدام قریبالوقوع سخن بگوید، اما بازارها نسبت به لحن بیانیه و پیشبینیهای تورمی حساس هستند. کوچکترین نشانهای از نگرانی نسبت به تورم یا تمایل به سیاستهای نرمتر، میتواند فشار تازهای بر دلار وارد کند و زمینهساز صعود یورو شود. در سالهای اخیر، یورو یکی از دشوارترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. بحران انرژی، جنگ اوکراین و ضعف مزمن بخش صنعت، چشمانداز اقتصاد منطقه یورو را تیره کرده بود. با این حال، سال گذشته نشانههایی از بازگشت رشد ظاهر شد؛ رشدی که تا حد زیادی به تغییر رویکرد سیاستگذاران اروپایی به سمت تصمیمگیریهای عملگرایانهتر نسبت داده میشود. طبق بررسیهای کارشناسان یوتوتایمز؛ یکی از مهمترین جلوههای این تغییر، افزایش هزینههای دولتی در آلمان (کشوری که به انضباط مالی سختگیرانه شهرت دارد) بوده است. دولت برلین با هدف مقابله با رکود صنعتی، سیاستهای انبساطیتری در پیش گرفته و همین مسئله به بهبود نسبی فضای اقتصادی اروپا کمک کرده است. در کنار عوامل داخلی، نگاه شرکای تجاری نیز به اروپا تغییر کرده است. بسیاری از فعالان اقتصادی، منطقه یورو را در مقایسه با آمریکا، باثباتتر و قابلپیشبینیتر ارزیابی میکنند؛ موضوعی که میتواند جهت جریانهای سرمایهگذاری بینالمللی را به نفع اروپا تغییر دهد. “ «با این حال، بخش عمده صعود اخیر یورو بیش از آنکه ناشی از قدرت بنیادی این ارز باشد، بازتاب ضعف دلار آمریکاست.» محمد زمانی دلار در برابر ین ژاپن تحت فشار نگرانیها از مداخله ارزی قرار گرفته و در برابر ارزهایی مانند دلار استرالیا، دلار کانادا، پوند و فرانک سوئیس نیز افت محسوسی داشته است. در چنین فضایی، یورو عملکردی متوسط داشته و صعود آن در چارچوب ضعف کلی دلار قابلتفسیر است. نکته قابلتوجه دیگر، عملکرد بهتر بازار سهام اروپا نسبت به آمریکا در سال گذشته است. برای سالها، بازار سهام آمریکا (بهویژه نزدک) مقصد اصلی سرمایهگذاران جهانی بود، اما رشد شدید ارزشگذاریها اکنون فاصله معناداری با رشد واقعی سود شرکتها پیدا کرده است. نگرانیها درباره حباب هوش مصنوعی یا محدودیتهای تأمین مالی، برخی سرمایهگذاران را محتاطتر کرده است. در مقابل، بازارهای اروپایی اگرچه جذابیت فناوری آمریکا را ندارند، اما از منظر ارزشگذاری ارزانتر و ثبات بیشتر برخوردارند. در صورتی که روند اصلاحات، عملگرایی و مقرراتزدایی در اروپا ادامه یابد، احتمال بازارزشگذاری مثبت این بازارها همچنان وجود دارد؛ عاملی که میتواند به تقویت یورو نیز کمک کند. از منظر تکنیکال، عبور پایدار از سطح ۱.۲۰ میتواند مسیر را برای اهداف بالاتر هموار کند. نخستین مقاومت مهم پس از این سطح، اوج اوایل سال ۲۰۲۱ در محدوده ۱.۲۲۲۵ است و پس از آن، سقف سال ۲۰۱۸ در حوالی ۱.۲۴۷۵ قرار دارد. دستیابی به این سطوح، بهویژه در صورت حمایت سیاستهای پولی انبساطیتر در آمریکا، دور از انتظار نخواهد بود. ✔️ بیشتر بخوانید: فروشندگان دلار رکورد زدند؛ هزینه بیسابقه برای شرطبندی علیه اسکناس سبز انتخاب رئیس جدید فدرال رزرو توسط دولت ترامپ نیز میتواند نقش مهمی در این معادله ایفا کند. اگر رئیس جدید بهسرعت بر تمایل خود به کاهش نرخ بهره تأکید کند، فشار بر دلار تشدید شده و مسیر صعود یورو هموارتر خواهد شد. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، نشست پیشروی فدرال رزرو میتواند به یک نقطه عطف برای بازار ارز تبدیل شود. در شرایطی که ضعف دلار، بهبود نسبی اقتصاد اروپا و جذابیت ارزشگذاری داراییهای منطقه یورو همزمان شدهاند، عبور یورو از سطح ۱.۲۰ دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست، بلکه به یکی از محتملترین مسیرهای کوتاهمدت بازار تبدیل شده است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه هزینه پوشش ریسک برای شرطبندی روی افت بیشتر دلار آمریکا به بالاترین سطح تاریخی رسیده است. نگرانیها درباره بیثباتی سیاسی، کسری بودجه و تنشهای تجاری، فشار ساختاری بر دلار وارد کردهاند. جریانهای معاملاتی سنگین و یکطرفه بازار، ریسک نوسانات شدیدتر را افزایش داده است. معاملهگران فارکس در بازارهای جهانی حاضرند بیش از هر زمان دیگری هزینه بپردازند تا روی افت عمیقتر دلار آمریکا شرطبندی کنند؛ نشانهای روشن از تغییر محسوس نگاه سرمایهگذاران به اسکناس سبز در فضایی که بیثباتی سیاسی آمریکا، نگرانیهای مالی و تنشهای تجاری را تشدید کرده است. بر اساس بررسی کارشناسان یوتوتایمز، پریمیوم قراردادهای آپشن کوتاهمدتی که از تضعیف دلار سود میبرند، به بالاترین سطح از زمان آغاز ثبت این دادهها در سال ۲۰۱۱ رسیده است. این بدبینی تنها به افقهای کوتاهمدت محدود نیست؛ سرمایهگذاران در حال حاضر بدبینترین ارزیابی خود از چشمانداز بلندمدت دلار را دستکم از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون در قیمتها لحاظ کردهاند. در حالی که شاخص اسپات دلار بلومبرگ در معاملات روز سهشنبه نوسان محدودی داشت، افت آن در سه روز پیش از آن شدیدترین کاهش از زمان شوک تعرفهای آمریکا در آوریل سال گذشته بوده است. اگر فشار فروش از سر گرفته شود (آنگونه که قیمتگذاری قراردادهای آپشن نشان میدهد) دلار میتواند به ضعیفترین سطح خود در چهار سال اخیر برسد. به گفته یسپر فیارشتت، تحلیلگر ارشد بانک دانسکه، «غیرقابلپیشبینی بودن سیاست آمریکا بهطور واضح به زیان دلار تمام میشود». از نگاه او، تحولات هفته گذشته باعث شده بازارها بار دیگر یک پریمیوم ریسک سیاسی تازه را در نرخها منعکس کنند. عملکرد دلار در میان ارزهای گروه ۱۰ نیز این تغییر نگرش را تأیید میکند. اسکناس سبز امسال در قعر جدول ارزهای G-10 قرار گرفته؛ نشانهای از تضعیف جایگاه سنتی آن بهعنوان دارایی امن. فشار از سوی کسریهای فزاینده بودجه آمریکا، اصطکاکهای تجاری و تسریع روند تنوعبخشی ذخایر به سمت طلا و سایر داراییهای ذخیرهای، همگی به این روند دامن زدهاند. “ «این حرکت صرفاً محصول احساسات نیست و جریانهای واقعی سرمایه از آن پشتیبانی میکند.» محمد زمانی روز دوشنبه، حجم معاملات عبوری از شرکت سپردهگذاری و تسویه اوراق بهادار آمریکا (DTCC) به دومین سطح بالای تاریخی رسید؛ رقمی که تنها فروش گسترده سوم آوریل ۲۰۲۵ از آن پیشی گرفته است. بر مبنای میانگین چهارهروزه، میزان مشارکت بازار به رکورد جدیدی دست یافته است. از منظر معاملات نیز تصویر یکطرفهای دیده میشود. از روز پنجشنبه، حدود دو سوم معاملات آپشن در یورو و دلار استرالیا، روی تضعیف بیشتر دلار آمریکا متمرکز بوده است. چنین تمرکزی، احتمال تشدید نوسانات را در صورت وقوع شوکهای جدید افزایش میدهد. اضطراب بازار در هزینههای پوشش ریسک نیز بازتاب یافته است. نوسان ضمنی یکهفتهای دلار به بالاترین سطح از اوایل سپتامبر رسیده و ساختارهای «باترفلای» که تقاضا برای پوشش حرکات قیمتی بزرگ را میسنجند، به اوج هفتماهه صعود کردهاند. این الگو نشان میدهد معاملهگران خود را برای خروج دلار از دامنههای قیمتی اخیر و ادامه افت آماده میکنند. عامل دیگری که به افت دلار دامن زده، گمانهزنیها درباره احتمال هماهنگی دولت آمریکا با مقامات پولی ژاپن برای حمایت از ینِ تضعیفشده است. چنین سناریویی، فشار مضاعفی بر دلار وارد میکند، بهویژه در شرایطی که سیاستگذاری آمریکا از منظر بازارها متزلزل ارزیابی میشود. در معاملات ابتدایی نیویورک، شاخص دلار بلومبرگ تغییر محسوسی نداشت و حدود ۰.۳ درصد بالاتر از کف قیمتی سال ۲۰۲۵ نوسان میکرد. با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که این ثبات ظاهری میتواند شکننده باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا طلا دوباره به پناهگاه اول سرمایهگذاران جهانی تبدیل شده است؟ به گفته لوئیس کوستا، رئیس استراتژی بازارهای نوظهور در سیتی، «نوسانپذیری سیاستگذاری آمریکا اکنون در حال تضعیف ارزش دلار است». او افزود که این وضعیت، در کنار احتمال تعطیلیهای دولتی، بازار را به سمت بازآرایی موقعیتها و افزایش فروش دلار سوق داده است. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، ترکیب ریسکهای سیاسی، فشارهای مالی ساختاری و تغییر الگوی ذخیرهسازی جهانی، دلار آمریکا را در موقعیتی قرار داده که معاملهگران حاضرند هزینهای بیسابقه برای شرطبندی علیه آن بپردازند. اگر این عوامل تداوم یابد، بازار ارز ممکن است وارد مرحلهای شود که ضعف دلار نه یک نوسان مقطعی، بلکه یک روند معنادار تلقی شود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه رشد شتابان هزینههای مدیکر، بدون افزایش متناسب منابع مالی، فشار شدیدی بر صنعت سلامت وارد کرده است. تصمیم دولت برای محدود کردن پرداختها، باعث سقوط شدید سهام شرکتهای بزرگ بیمه درمانی شد. روند سالمندی جمعیت، این بحران ساختاری را به یکی از چالشهای بلندمدت اقتصاد آمریکا تبدیل کرده است. بازار سهامِ شرکتهای فعال در حوزه سلامت آمریکا روزی پرتنش را پشت سر گذاشت؛ روزی که تصمیم تازه دولت درباره نحوه تأمین مالی برنامه مدیکر، موجی از فروش گسترده را در این بخش رقم زد. سهام یونایتدهلت (UnitedHealth) نزدیک به ۱۹ درصد سقوط کرد، هیومانا حدود ۲۰ درصد افت داشت و سهام CVS نیز بیش از ۱۲ درصد کاهش یافت؛ واکنشی که نشاندهنده شوک عمیق سرمایهگذاران نسبت به تغییر ناگهانی قواعد بازی بود. در سالهای اخیر، رشد هزینههای درمانی سالمندان به یکی از ستونهای اصلی چشمانداز مثبت صنعت بیمه سلامت تبدیل شده بود. بر اساس برآوردها، هزینههای مدیکر از سال ۲۰۲۳ تا پایان دهه جاری به حدود ۱.۹ تریلیون دلار خواهد رسید؛ رشدی که بسیاری از سرمایهگذاران آن را موتور اصلی سودآوری شرکتهای بیمه میدانستند. اما تصمیم اخیر دولت، این روایت خوشبینانه را بهطور ناگهانی زیر سؤال برده است. دولت ترامپ از طریق مرکز خدمات مدیکر و مدیکید (CMS) اعلام کرد نرخ پرداخت به برنامههای «مدیکر ادوَنتیج» در سال ۲۰۲۷ تنها ۰.۰۹ درصد افزایش خواهد یافت؛ رقمی که بهمراتب کمتر از برآورد تحلیلگران برای رشد ۴ تا ۶ درصدی است. این افزایش ناچیز حتی از نرخ تورم عمومی که در بخش سلامت بالاتر از میانگین اقتصاد است نیز عقبتر مانده و به معنای فشار مستقیم بر حاشیه سود شرکتهاست. در عمل، چنین تصمیمی شرکتهای بیمه را با یک دوراهی دشوار مواجه میکند: یا باید سطح خدمات ارائهشده به سالمندان را کاهش دهند، یا کاهش سودآوری را بپذیرند. هر دو گزینه، تبعات اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی به همراه دارند. به عقیده کارشناسان UtoTimes، یکی از دلایل اصلی محبوبیت برنامههای مدیکر ادوَنتیج، ارائه مزایای جانبی است؛ از خدمات دندانپزشکی و بیناییسنجی گرفته تا عضویت باشگاههای ورزشی و کارتهای خرید دارو و کالاهای بهداشتی. اما محدود شدن منابع مالی، تداوم این مزایا را با تردید جدی مواجه کرده و میتواند جذابیت این برنامهها را برای میلیونها سالمند کاهش دهد. از منظر سیاستگذاری، دولت با ثابت نگه داشتن نرخها تلاش دارد سرعت رشد هزینههای درمانی را مهار کند. پیام ضمنی این رویکرد آن است که فاصله میان هزینههای تاریخی و هزینههای پیشبینیشده نباید بهطور کامل به سود شرکتهای بیمه و بازخرید سهام آنها تبدیل شود. به بیان دیگر، دولت میخواهد سهم بیشتری از رشد هزینهها را برای کنترل کسری بودجه حفظ کند. با این حال، هنوز مشخص نیست واکنش شرکتهای بیمه به این فشار چه خواهد بود. برخی ممکن است از خطوط کسبوکار کمحاشیه خارج شوند و تمرکز خود را بر بخشهای سودآورتر بگذارند. برخی دیگر نیز احتمالاً منابع بیشتری را به لابیگری سیاسی اختصاص خواهند داد تا در تصمیمات آینده اثرگذار باشند. بررسی کارشناسان یوتوتایمز نشان میدهد که مشکل اصلی، فراتر از یک تصمیم مقطعی، ماهیتی ساختاری دارد. جمعیت آمریکا بهسرعت در حال سالمند شدن است و نسل "بیبیبومرها" (نسلی که بعد از جنگ جهانی دوم و در دوره افزایش شدید تولدها به دنیا آمدن) به تدریج وارد سنین پرهزینه درمانی میشوند. این روند باعث میشود فشار بر بودجه عمومی در دهههای آینده بهطور مداوم افزایش یابد و فضای مانور سیاستگذاران محدودتر شود. “ « سالمندان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین گروههای رأیدهندگان در آمریکا هستند و کاهش محسوس خدمات درمانی، میتواند هزینه سیاسی سنگینی برای هر دولتی به همراه داشته باشد. از این رو، کاهش مستقیم مزایا عملاً گزینهای پرریسک و دشوار است.» محمد زمانی این وضعیت در شرایطی رقم میخورد که دولت آمریکا حتی بدون در نظر گرفتن هزینههای سالمندی، با کسری بودجهای سنگین و ساختاری مواجه است و برنامه مشخصی برای مهار آن ارائه نکرده است. ترکیب بدهی فزاینده، هزینههای درمانی رو به رشد و محدودیتهای سیاسی، معادلهای پیچیده و کمسابقه ایجاد کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا طلا دوباره به پناهگاه اول سرمایهگذاران جهانی تبدیل شده است؟ در مجموع، بحران کنونی صنعت سلامت آمریکا بازتابی از یک تناقض عمیق است: هزینهها بهطور اجتنابناپذیر افزایش مییابند، اما منابع مالی جدیدی برای تأمین آنها وجود ندارد. تصمیم اخیر دولت تنها یکی از جلوههای این واقعیت است. این نبرد میان دولت، شرکتهای بیمه و ذینفعان اجتماعی، احتمالاً طی دو دهه آینده ادامه خواهد داشت و به یکی از اصلیترین چالشهای اقتصاد و سیاست عمومی آمریکا تبدیل خواهد شد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه شاخص ریسکپذیری گلدمن ساکس به بالاترین سطح پنج سال اخیر رسیده و نشاندهنده خوشبینی گسترده سرمایهگذاران است. تمایل به سهام شرکتهای کوچک و بازارهای نوظهور، نشانه گسترش رالی در بازارهای جهانی است. با وجود فضای «ریسکپذیر»، رشد قیمت طلا همچنان بازتابی از احتیاط پنهان در میان سرمایهگذاران است. بر اساس تازهترین گزارش راهبردی گلدمن ساکس، تمایل سرمایهگذاران به پذیرش ریسک در بازارهای جهانی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۲۱ رسیده است. استراتژیستهای این بانک اعلام کردهاند که خوشبینی نسبت به چشمانداز رشد اقتصادی، در حال حاضر بر نگرانیهای ژئوپلیتیکی غلبه کرده و فضای غالب بازارها را بهطور محسوسی «ریسکپذیر» کرده است. شاخص اختصاصی ریسکپذیری گلدمن ساکس در هفته گذشته به عدد ۱.۰۹ رسیده که بالاترین سطح ثبتشده در پنج سال اخیر محسوب میشود. این رقم در میان دادههای تاریخی این شاخص از سال ۱۹۹۱ تاکنون، در صدک ۹۸ قرار دارد؛ سطحی که تنها در موارد معدودی در سه دهه گذشته مشاهده شده است. بررسیهای کارشناسان یوتوتایمز نشان میدهد که چنین سطوح بالایی از ریسکپذیری بهندرت در بازارها دیده میشود و تنها شش بار دیگر این شاخص از سطح ۱.۰ عبور کرده است. با این حال، آنها معتقدند این وضعیت لزوماً نشانهای برای اتخاذ رویکرد بدبینانه نیست. از نگاه این تیم، تا زمانی که محیط کلان اقتصادی حمایتی باقی بماند، بازدهی بازار سهام میتواند تداوم پیدا کند. بررسی اجزای مختلف این شاخص نشان میدهد که اغلب مؤلفهها به نفع داراییهای پرریسک در حال حرکت هستند. این روند، بازتابدهنده گسترش تدریجی رالی سهام از ابتدای سال گذشته تاکنون است؛ رالیای که دیگر تنها به چند شرکت بزرگ محدود نیست و دامنه وسیعتری از بازار را در بر گرفته است. از جمله نشانههای بارز این تغییر، افزایش تمایل سرمایهگذاران به سهام شرکتهای کوچکتر در مقایسه با شرکتهای بزرگ و همچنین ترجیح بازارهای نوظهور نسبت به بازارهای توسعهیافته است. “ «این الگو معمولاً در دورههایی مشاهده میشود که اعتماد به رشد اقتصادی تقویت شده و سرمایهگذاران به دنبال بازدهی بالاتر در بخشهای پرریسکتر هستند.» محمد زمانی در همین حال، بهبود قابلتوجه «عرض بازار» در آمریکا نیز این تصویر را تأیید میکند. عملکرد بهتر شاخص هموزن اساندپی ۵۰۰ نسبت به نسخه مبتنی بر ارزش بازار آن، نشان میدهد رشد سهام بهطور متوازنتری میان شرکتها توزیع شده و تمرکز صرف بر غولهای فناوری کاهش یافته است. با وجود این فضای خوشبینانه، بازار طلا همچنان یکی از معدود نشانههای احتیاط در میان سرمایهگذاران باقی مانده است. گلدمن ساکس اشاره میکند که اگر طلا از محاسبات شاخص اشتهای ریسک حذف میشد، این شاخص حتی به سطوح بالاتری نیز میرسید. قیمت این فلز گرانبها طی دو سال گذشته بیش از دو برابر شده که بازتابی از تقاضا برای داراییهای امن در برابر ریسکهای سیاسی و بیثباتی بازار ارز و اوراق است. افزایش تقاضا برای طلا نشان میدهد که در کنار موج ریسکپذیری، بخشی از سرمایهگذاران همچنان به دنبال پوشش ریسک در برابر شوکهای غیرمنتظره هستند. این دوگانگی، تصویری پیچیدهتر از احساسات بازار ارائه میدهد که صرفاً با شاخصهای خوشبینی قابل توضیح نیست. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا مصرفکننده آمریکایی در ابتدای ۲۰۲۶ میتواند بازارها را غافلگیر کند؟ در مجموع، استراتژیستهای گلدمن ساکس اعلام کردهاند که با توجه به فضای حمایتی اقتصاد کلان، همچنان موضعی متمایل به سهام دارند و وزن این دارایی را در سبدهای سرمایهگذاری خود بالاتر از سطح خنثی نگه داشتهاند. از نگاه آنها، ترکیب رشد اقتصادی، بهبود گسترده بازار سهام و ثبات نسبی سیاستهای پولی، زمینه را برای تداوم رالی در ماههای آینده فراهم کرده است. با این حال، تحلیلگران UtoTimes یادآور میشوند که سطوح بسیار بالای ریسکپذیری، همواره نیازمند رصد دقیق است، زیرا هرگونه تغییر ناگهانی در چشمانداز رشد یا تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند بهسرعت تعادل فعلی بازارها را بر هم بزند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
“ پس از دو روز فروش سنگین، بازارهای جهانی فارکس امروز با آرامش نسبی همراه شدهاند. جفتارز USDJPY بخشی از افت شدید خود را جبران کرده و به سمت سطوح بالاتر حرکت میکند، در حالی که EURUSD همچنان با تقاضای بالا معامله میشود. تحلیلگران معتقدند که در غیاب محرکهای بزرگ، دلار آمریکا ممکن است در کف محدوده معاملاتی سال ۲۰۲۵ حمایت شود. موسسه ING دلار آمریکا | ترمیم پس از شوک جمعه دلار آمریکا که در روزهای گذشته تحت فشار فروش شدید قرار داشت، امروز نشانههایی از ثبات را نشان میدهد. جفتارز USDJPY کمی افزایش یافته و سرمایهگذاران در حال ارزیابی مجدد شرایط هستند. دادههای بازار پول ژاپن نشان میدهد که اگر بانک مرکزی ژاپن در سطح بالای ۱۵۹ مداخله کرده باشد، این مداخله بسیار محدود بوده است. همچنین سکوت واشنگتن درباره بررسی نرخهای فدرال رزرو در عصر جمعه نشان میدهد که دولت آمریکا فعلاً از ابهام موجود استقبال میکند. تحلیلگران معتقدند که تأثیر این اقدامات در حال کاهش است، مگر اینکه ژاپن و آمریکا رسماً مداخله مشترک را تأیید کنند — اقدامی که از سال ۲۰۱۱ تاکنون سابقه نداشته است. در کوتاهمدت، USDJPY میتواند به سمت سطح ۱۵۵.۶۰ حرکت کند. همچنین، نتایج حراج اوراق قرضه ۴۰ ساله JGB در آسیا میتواند محرک مهمی برای نوسانات ین باشد؛ بهویژه اگر این حراج ضعیف برگزار شود. در تصویر کلی، ورود سرمایه به بازارهای نوظهور کمی به ضرر دلار است، اما دادههای اقتصادی آمریکا همچنان قوی باقی ماندهاند. نشست FOMC فردا میتواند بهعنوان یک رویداد مثبت برای دلار عمل کند. در ماه فوریه نیز الگوهای فصلی دلار به نفع آن خواهند بود. برخلاف سال گذشته، سرمایهگذاران اروپایی اکنون کمتر در معرض داراییهای دلاری هستند و اگر فروش داراییهای پایه آمریکا آغاز شود، شرایط متفاوت خواهد بود. ریسکهای مهم این هفته شامل حراج ضعیف اوراق خزانه ۵ و ۷ ساله آمریکا و گزارشهای مالی ضعیف از چهار شرکت بزرگ فناوری (Magnificent Seven) هستند که چهارشنبه و پنجشنبه منتشر خواهند شد. برای امروز، تنها داده مهم آمریکا گزارش هفتگی اشتغال ADP است. مگر اینکه این گزارش منفی باشد، انتظار میرود شاخص DXY بتواند شکاف روز دوشنبه تا سطح ۹۷.۴۲ را پر کند. یورو | مقاومت در برابر سقف ۱.۱۹ جفتارز EURUSD همچنان با تقاضای بالا معامله میشود. انتشار شاخص اعتماد کسبوکار آلمان (IFO) دیروز ضعیفتر از انتظار بود و فرصت جذب سرمایه به اروپا را از دست داد. سال گذشته، EURUSD با ورود سرمایه به اروپا و تصمیمات مهم مالی در آلمان تقویت شد. الگوهای تکنیکال EURUSD این هفته فعالاند. سطح ۱.۱۸۳۴ اکنون بهعنوان حمایت عمل میکند و اگر قیمت بخواهد از سقف ۱.۱۹۱۰/۲۰ عبور کند، باید این سطح حفظ شود. در حال حاضر انتظار میرود قیمت در پایان فصل به نزدیکی ۱.۱۷ برسد، اما برخی سرمایهگذاران به دنبال شکست سقف هستند. افزایش تقاضا برای آپشن باترفلای یکساله EURUSD نیز نشاندهنده انتظار حرکتهای بزرگ است — مشابه آنچه در آوریل گذشته رخ داد. تقویم اقتصادی منطقه یورو سبک است و فقط چند سخنرانی از سوی بانک مرکزی اروپا (ECB) در برنامه امروز قرار دارد. دادههای ADP آمریکا تنها محرک برنامهریزیشده امروز هستند. پوند | بازگشت فشار خرید و ریسکهای سیاسی عملکرد مثبت پوند این هفته احتمالاً بهدلیل موقعیتهای فروش سنگین مدیران دارایی در GBPUSD بوده که با افت دلار آسیبپذیر شدهاند. سطح فعلی پوند — محدوده ۱.۳۶ تا ۱.۳۷ — ممکن است بهترین قیمت فصل یا حتی سال باشد. سیاست داخلی بریتانیا نیز میتواند در ماههای آینده فشار بیشتری بر پوند وارد کند. انتخابات میاندورهای ۲۶ فوریه و احتمال شکست حزب کارگر در برابر حزب اصلاحات میتواند فشار بر نخستوزیر استارمر را افزایش دهد و گمانهزنیها درباره تغییر رهبری پس از انتخابات محلی ماه مه را تقویت کند. پوند همچنین در برابر فشارهای بازار اوراق قرضه از سوی ژاپن یا آمریکا آسیبپذیر است. بهطور کلی، پوند در نزدیکی سقف محدوده چندفصلی خود قرار دارد و معاملهگران باید نسبت به اصلاح احتمالی محتاط باشند. منبع: ING
در یک نگاه ریک ریدر، مدیر ارشد سرمایهگذاری بلکراک در حوزه اوراق با درآمد ثابت، به گزینه اول بازارهای پیشبینی برای ریاست فدرال رزرو تبدیل شده است. جهش شانس ریدر عمدتاً پس از دیدار و گفتوگوی اخیر او با ترامپ شکل گرفته و هنوز پشتوانه اطلاعاتی محکمی ندارد. با وجود افزایش محبوبیت ریدر، کِوین وارش همچنان یکی از گزینههای جدی برای این سمت باقی مانده است. با نزدیک شدن به نشست ۲۸ ژانویه کمیته بازار آزاد فدرال رزرو، رقابت برای جانشینی جروم پاول وارد مراحل پایانی شده است. دونالد ترامپ پیشتر وعده داده بود که نامزد موردنظر خود برای ریاست آینده فدرال رزرو را در همین ماه معرفی کند و همین مسئله باعث شده بازارها با دقت بیشتری تحولات مربوط به این انتخاب را دنبال کنند. بررسیهای تیم یوتوتایمز نشان میدهد که در هفتههای اخیر، دادههای پلتفرم شرطبندی مالی «کالشای» نشاندهنده تغییر قابلتوجهی در انتظارات معاملهگران بوده است. بر اساس این دادهها، ریک ریدر، مدیر ارشد سرمایهگذاری بلکراک در حوزه اوراق با درآمد ثابت، اکنون با احتمال حدود ۴۸ درصد، در صدر فهرست گزینهها قرار گرفته است؛ جایگاهی که تا مدت کوتاهی پیش، برای او دور از انتظار به نظر میرسید. تا چند ماه قبل، تمرکز بازارها بر دو گزینه اصلی موسوم به «دو کِوین» بود: کِوین هسِت و کوین وارش. این دو نفر، گزینههای اجماعی برای جانشینی پاول محسوب میشدند و ریدر در جایگاه یک نامزد کمشانس قرار داشت. اما پس از گفتوگوی خصوصی او با ترامپ در کاخ سفید و انتشار خبر «تحت تأثیر قرار گرفتن» رئیسجمهور از این دیدار، شرایط بهسرعت تغییر کرد و ریدر از یک گزینه حاشیهای به نامزد اول بازار بدل شد. بخش عمده این موج حمایتی، بر پایه همین دیدار و چند اظهار نظر محدود رسانهای شکل گرفته است و تاکنون نشانهای از افشای اطلاعات رسمی یا تأیید غیررسمی در مورد انتخاب قطعی او منتشر نشده است. با این حال، سابقه حرفهای ریدر که هدایت تیمی با مدیریت بیش از ۲.۴ تریلیون دلار دارایی با درآمد ثابت را برعهده دارد، به اعتبار او در میان فعالان بازار افزوده است. عامل کلیدی در افزایش محبوبیت ریدر، همسویی دیدگاههای او با ترجیحات ترامپ در حوزه سیاست پولی است. ریدر بارها تأکید کرده که نرخ بهره خنثی در اقتصاد آمریکا پایینتر از برآورد فعلی فدرال رزرو است و از امکان کاهش حدود ۱۰۰ واحد پایهای نرخ بهره سخن گفته است. او حتی سطح ۳ درصدی را برای نرخ وجوه فدرال مطرح کرده؛ نرخی که با تمایل ترامپ به کاهش تهاجمی نرخها برای تحریک رشد اقتصادی همخوانی دارد. در مقابل، کِوین هسِت عملاً از فهرست گزینههای اصلی کنار گذاشته شده و شانس او بهطور محسوسی کاهش یافته است. با این حال، کوین وارش با احتمال حدود ۳۲ درصد همچنان یکی از نامزدهای جدی به شمار میرود. “ «تجربه قبلی او در فدرال رزرو و رویکرد اصلاحطلبانهاش، برای بسیاری از ناظران جذاب است، هرچند موج اخیر حمایت از ریدر، بخشی از شتاب او را کاهش داده است.» محمد زمانی کریستوفر والر، عضو فعلی هیئتمدیره فدرال رزرو، نیز همچنان در میان گزینهها حضور دارد. انتخاب او میتواند از نظر سیاسی سادهتر باشد، زیرا احتمال تأییدش در سنا بالاتر است. افزون بر این، برخی تحلیلگران معتقدند چنین انتخابی ممکن است پاول را به کنارهگیری آرام از هیئتمدیره ترغیب کند و از بروز تنشهای داخلی جلوگیری نماید. با وجود توجه گسترده به دادههای بازارهای پیشبینی، باید به محدودیتهای آنها نیز توجه داشت. حجم کل معاملات مرتبط با این قراردادها تاکنون حدود ۶۰ میلیون دلار بوده است؛ رقمی که در مقایسه با تریلیونها دلار سرمایه در بازارهای اوراق و سهام که تحت تأثیر تصمیم نهایی قرار خواهند گرفت، بسیار ناچیز است. از این رو، این دادهها بیش از آنکه پیشبینی قطعی باشند، بازتابی از فضای رسانهای و انتظارات کوتاهمدت محسوب میشوند. ✔️ بیشتر بخوانید: چرا مصرفکننده آمریکایی در ابتدای ۲۰۲۶ میتواند بازارها را غافلگیر کند؟ بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، رقابت برای جانشینی جروم پاول بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر «عامل ترامپ» قرار گرفته است. جهش ناگهانی شانس ریک ریدر نشان میدهد که یک دیدار سیاسی میتواند بهسرعت موازنه انتظارات بازار را تغییر دهد. با این حال، تا زمان اعلام رسمی، همچنان احتمال چرخش دوباره معادلات وجود دارد و انتخاب نهایی میتواند پیامدهای گستردهای برای مسیر سیاست پولی و بازارهای مالی جهانی به همراه داشته باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه بازپرداختهای مالیاتی بزرگتر در سال جاری میتواند حدود ۶۵ میلیارد دلار نقدینگی تازه وارد اقتصاد آمریکا کند. بخش عمده این منابع در فاصله فوریه تا آوریل به دست خانوارها میرسد و احتمالاً بهسرعت وارد چرخه مصرف میشود. تداوم کسری بودجه دولت، پشتوانهای برای حفظ قدرت خرید مصرفکنندگان در کوتاهمدت خواهد بود. نشانههای تازه نشان میدهد مصرفکنندگان آمریکایی ممکن است در ماههای ابتدایی سال ۲۰۲۶، بار دیگر به موتور محرک رشد اقتصادی تبدیل شوند. بر اساس تحلیل بانک آمریکا، اصلاحات اخیر در نظام مالیاتی باعث شده بازپرداخت مالیاتها در سال جاری بهطور محسوسی افزایش یابد و جریان قابلتوجهی از نقدینگی وارد حساب خانوارها شود؛ منابعی که به احتمال زیاد، بخش عمده آن صرف هزینهکرد خواهد شد. بانک آمریکا برآورد میکند مؤدیان مالیاتی آمریکا در فاصله فوریه تا آوریل، حدود ۶۵ میلیارد دلار بازپرداخت مازاد دریافت کنند؛ رقمی که نسبت به سه سال گذشته، رشدی نزدیک به ۱۸ درصد را نشان میدهد. این افزایش عمدتاً ناشی از معافیتهای مطلوبتر برای درآمدهای حاصل از انعام و اضافهکاری، و همچنین افزایش کسورات استاندارد برای سالمندان است. برآوردهای یوتوتایمز نشان میدهد که در سالهای اخیر، مجموع بازپرداختهای مالیاتی در آمریکا بهطور متوسط حدود ۳۶۰ میلیارد دلار در سال بوده که معادل ۱.۲ درصد تولید ناخالص داخلی است. الگوی زمانی این پرداختها نیز نشان میدهد که بخش عمده آن در ابتدای سال انجام میشود. تجربه سه سال گذشته حاکی از آن است که حدود ۷۰ درصد بازپرداختهای سالانه، بین فوریه تا آوریل به حساب خانوارها واریز شده است. این تمرکز زمانی، اهمیت این جریان نقدی را دوچندان میکند. بسیاری از خانوارها تلاش میکنند هرچه زودتر اظهارنامههای خود را ثبت کنند تا در ماههای نخست سال، به منابع مالی دسترسی پیدا کنند. همین مسئله باعث میشود اثر بازپرداختها بر تقاضای مصرفی، سریع و ملموس باشد. بر اساس تحلیل بانک آمریکا، با توجه به فشارهای فزاینده بر هزینههای زندگی، انتظار میرود بخش بزرگی از این «درآمد غیرمنتظره» بهسرعت خرج شود. سناریوی پایه این بانک نشان میدهد افزایش تقاضا از ماه مارس آغاز شده، در سهماهه دوم به اوج برسد و حتی تا تابستان ادامه پیدا کند. در صورتی که بازار کار بتواند زمستان پیشرو را بدون افت جدی پشت سر بگذارد، این موج مصرفی میتواند جان تازهای به اشتغال و رشد اقتصادی ببخشد. این روند بار دیگر بر یکی از ویژگیهای دیرپای اقتصاد آمریکا تأکید میکند: قدرت بالای مصرفکننده. طی سالهای گذشته، نرخ پسانداز خانوارها روندی نزولی داشته و به سطوح بسیار پایینی نزدیک شده است. با این حال، دولت با اجرای سیاستهای مالی انبساطی و ثبت کسریهای بودجه بالاتر، عملاً به حفظ سطح مصرف کمک کرده است. “ «تا زمانی که کنگره از طریق افزایش مالیاتها یا محدود کردن هزینهها فشار جدی بر خانوارها و بنگاهها وارد نکند، نشانهای از تغییر بنیادین این روند مشاهده نمیشود.» محمد زمانی اگرچه در نهایت، هزینه این سیاستها باید پرداخت شود، اما در افق کوتاهمدت، موتور مصرف همچنان روشن باقی میماند. در عین حال، برخی تحلیلگران یادآور میشوند که بخش قابلتوجهی از این منابع اضافی به گروههای پردرآمد میرسد. این موضوع میتواند سرعت گردش پول در اقتصاد را محدود کند، زیرا این گروهها تمایل کمتری به افزایش شدید مصرف دارند. با وجود این، همین جریان نقدینگی نیز برای حفظ تقاضا در بخشهای خاصی از اقتصاد؛ از سفرهای هوایی گرفته تا خدمات لوکس، کافی خواهد بود. ✔️ بیشتر بخوانید: اقتصاد جهانی در دام بدهی دولتی؛ رشد امروز با هزینه فردا بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، ترکیب بازپرداختهای مالیاتی بزرگتر، زمانبندی فشرده پرداختها و سیاستهای مالی انبساطی، زمینه را برای تقویت مصرف در ابتدای سال ۲۰۲۶ فراهم کرده است. اگر بازار کار ثبات خود را حفظ کند، این موج میتواند به یکی از عوامل کلیدی حمایت از رشد اقتصادی آمریکا در سال آینده تبدیل شود؛ حتی در شرایطی که نگرانیها درباره بدهی دولت و پایداری مالی همچنان پابرجاست. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه دولتها در سراسر جهان با اتکا به کسری بودجه و بدهی، موتور رشد اقتصادی را روشن نگه داشتهاند. افزایش هزینههای عمومی در شرایط نرخ بهره بالا و اشتغال قوی، ریسکهای مالی بلندمدت را تشدید کرده است. تحلیلگران هشدار میدهند تداوم این مسیر میتواند به بحران اعتماد و فشار بر بازار اوراق منجر شود. اقتصاد جهانی در سال جاری بیش از هر زمان دیگری به هزینهکرد دولتها وابسته شده است؛ بهگونهای که بخش مهمی از رشد اقتصادی، نه از محل سرمایهگذاری بخش خصوصی، بلکه از طریق کسریهای بودجه گسترده و بستههای محرک مالی تأمین میشود. در شرایطی که کشورها با مجموعهای از شوکهای اقتصادی، تجاری و ژئوپلیتیکی مواجه شدهاند، بسیاری از دولتها برنامههای صرفهجویی را کنار گذاشته و به سیاستهای انبساطی مبتنی بر استقراض روی آوردهاند. از اروپا با رشد ضعیف گرفته تا ایالات متحده و بخشهایی از آسیا، موجی از هزینهکردهای چندتریلیوندلاری (بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، زیرساختها و صنایع دفاعی) در حال شکلگیری است. برآورد جیپی مورگان نشان میدهد این سیاستها میتواند نرخ رشد جهانی را در شش ماه آینده به حدود ۳ درصد در سال برساند و در کوتاهمدت به افزایش اشتغال و تقاضا کمک کند. با این حال، اقتصاددانان هشدار میدهند که این استراتژی در شرایطی که نرخ بیکاری پایین و نرخ بهره در سطوح بالا قرار دارد، میتواند پرریسک باشد. نمونه بارز این نگرانی در ژاپن مشاهده شد؛ جایی که پس از اعلام برنامه افزایش هزینهها و کاهش مالیات مصرفی از سوی دولت، بازده اوراق بلندمدت به رکورد تاریخی رسید و موج فروش، به بازارهای جهانی نیز سرایت کرد و بازده اوراق خزانه آمریکا را بالا برد. به گفته نیل شیرینگ، اقتصاددان ارشد مؤسسه کپیتال اکونومیکس، این تحولات نشانهای هشداردهنده از آسیبپذیریهای پنهان اقتصادهای پیشرفته است. ضعف تقاضای بخش خصوصی و رشد پایین بهرهوری، از جمله عواملی هستند که دولتها را ناگزیر به ایفای نقش پررنگتر در تحریک اقتصاد کردهاند. “ «در شرایطی که تنشهای تجاری و تهدیدهای تعرفهای دولت ترامپ، بهویژه در موضوع گرینلند، فضای عدماطمینان را تشدید کرده، اقتصاد اروپا بیش از سایر مناطق در معرض آسیب قرار گرفته است.» محمد زمانی بسیاری از کشورهای اروپایی، منابع رشد پایداری خارج از حمایتهای دولتی در اختیار ندارند و همین مسئله، وابستگی آنها به هزینهکرد عمومی را افزایش داده است. برآوردهای مؤسسه آپولو گلوبال نشان میدهد محرکهای مالی در آمریکا و آلمان میتواند امسال حدود یک واحد درصد به رشد اقتصادی بیفزاید، در حالی که این رقم برای ژاپن نزدیک به نیم واحد درصد است. چین نیز برای دومین سال متوالی کسری بودجهای معادل حدود ۹ درصد تولید ناخالص داخلی را ثبت خواهد کرد؛ سطحی که تقریباً دو برابر نرخ رشد اقتصادی مورد انتظار این کشور است. این موج گسترده هزینهکرد با هدف پاسخ به چالشهای ساختاری طراحی شده است؛ از حمایت از صنایع آسیبپذیر در برابر هوش مصنوعی و تعرفهها گرفته تا سرمایهگذاری در انرژی پاک، تقویت توان نظامی و تأمین هزینههای جمعیت سالمند. در گذشته، چنین برنامههایی معمولاً با افزایش مالیات همراه میشد، اما رهبران امروزی تمایلی به انتقال مستقیم هزینهها به رأیدهندگان ندارند. بر اساس دادههای صندوق بینالمللی پول، کسری بودجه دولتها در اقتصادهای پیشرفته بهطور متوسط به ۴.۶ درصد و در اقتصادهای نوظهور به ۶.۳ درصد رسیده است؛ ارقامی که نسبت به یک دهه قبل، افزایش چشمگیری را نشان میدهد. در آمریکا، کسری بودجه حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی، تا حد زیادی ناشی از سیاستهای مالیاتی انبساطی و هزینههای اجتماعی است. گلدمن ساکس پیشبینی میکند اقتصاد این کشور امسال ۲.۵ درصد رشد کند؛ رشدی که بخشی از آن از محل کاهش مالیاتها تأمین میشود. در آلمان، با وجود بسته عظیم دفاعی و زیرساختی، سطح بالای مالیاتها فضای مانور دولت برای افزایش درآمدهای مالیاتی را محدود کرده است. هرچند بدهی عمومی این کشور نسبتاً پایین است، اما در مقیاس جهانی، چنین وضعیتی یک استثنا محسوب میشود. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده است بدهی عمومی جهان تا سال ۲۰۲۹ از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رود؛ بالاترین سطح از زمان پایان جنگ جهانی دوم. تجربه بحرانهای اخیر نیز نشان داده است که بازارهای اوراق میتوانند بهسرعت واکنش نشان دهند. در بریتانیا، پیشنهاد کاهش مالیات بدون پشتوانه مالی در سال ۲۰۲۲، به بحران بازار اوراق و استعفای نخستوزیر وقت انجامید. در فرانسه نیز افزایش نرخهای بهره طی دو سال گذشته، بازتابی از نگرانی سرمایهگذاران نسبت به پایداری مالی بوده است. با این حال، برخلاف بحران بدهی منطقه یورو در سال ۲۰۱۰، تاکنون موج گسترده خروج سرمایه مشاهده نشده است. بسیاری از دولتها در دوران همهگیری آموختند که افزایش شدید هزینهها لزوماً به بحران فوری منجر نمیشود. به گفته ریکاردو ریس، استاد اقتصاد مدرسه اقتصاد لندن، تورم بالا اگرچه به مصرفکنندگان آسیب زد، اما در کوتاهمدت مدیریت بدهیها را آسانتر کرد. تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند که این تحولات نشاندهنده یک تغییر راهبردی در سیاستگذاری اقتصادی است. پس از بحران مالی جهانی، بسیاری از کشورها به سیاستهای ریاضتی روی آوردند، اما امروز رهبران سیاسی دریافتهاند که ریاضت اقتصادی نهتنها محبوبیت ندارد، بلکه به تضعیف زیرساختها و توان دفاعی نیز منجر شده است. جنگ اوکراین، موج جدیدی از هزینههای نظامی را در سطح جهان به راه انداخت. کانادا در همین راستا، برنامهای ۱۴۰ میلیارد دلاری برای پنج سال آینده تصویب کرده که هدف آن تقویت زیرساختهای تجاری و کاهش وابستگی به بازار آمریکا است. ژاپن نیز بسته محرک مالی معادل ۲.۸ درصد تولید ناخالص داخلی را برای مهار هزینههای زندگی و تقویت سرمایهگذاری تصویب کرده است. در اروپا، حتی احزاب راست افراطی که پیشتر مدافع انضباط مالی بودند، اکنون با وعده افزایش هزینهها و حمایتهای اجتماعی رأی جمع میکنند. این تغییر گفتمان، نشانهای از فشارهای اجتماعی و سیاسی برای تداوم سیاستهای انبساطی است. در آمریکا نیز کسریهای مزمن بودجه، بازتابی از هزینههای سنگین تأمین اجتماعی و تلاش دولت برای حفظ نرخهای پایین مالیاتی است. به گفته وندی ادلبرگ، اقتصاددان سابق دفتر بودجه کنگره، تأثیر بدهی بالاتر بر رشد اقتصادی قابلتوجه است، اما هنوز آنقدر بزرگ نیست که بازارها را به واکنش شدید وادارد. سرمایهگذاران همچنان معتقدند آمریکا توان مالی لازم برای مدیریت بدهی خود را دارد. با این حال، افزایش اخیر نرخ بهره یادآور این واقعیت است که بدهی دولتی میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود. هزینه پرداخت بهره بدهی آمریکا طی چهار سال گذشته بیش از دو برابر شده و در آلمان و ژاپن نیز روندی مشابه مشاهده میشود. برخی اقتصاددانان هشدار میدهند که در صورت دشوارتر شدن تأمین مالی، دولتها ناچار به افزایش مالیات یا کاهش هزینهها خواهند شد. از نگاه موریس اوبستفلد، اقتصاددان سابق صندوق بینالمللی پول، کاهش اعتماد سرمایهگذاران یا بازنگری در خوشبینی نسبت به مزایای اقتصادی هوش مصنوعی میتواند جرقه این تغییر مسیر باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: صعود خیرهکننده نقره تا 117 دلار؛ ثبت بزرگترین جهش اسمی تاریخ بازار بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، اقتصاد جهانی امروز بیش از هر زمان دیگری به بدهی دولتی وابسته شده است. این وابستگی در کوتاهمدت رشد و اشتغال را تقویت میکند، اما در بلندمدت میتواند به محدود شدن سیاستگذاری، افزایش فشار بر بازارهای مالی و شکلگیری بحرانهای جدید منجر شود. همانطور که ریکاردو ریس هشدار میدهد، هزینه بهره بدهیها به سطوحی رسیده که در مقایسه تاریخی نگرانکننده است و نادیده گرفتن آن، میتواند بهای سنگینی برای اقتصاد جهانی در پی داشته باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
شاخص تولیدات صنعتی فدرال رزرو دالاس در ماه ژانویه نشانهای روشن از بهبود را مخابره کرد. این شاخص از سطح منفی ۱۱.۳ در ماه قبل به منفی ۱.۲ رسید؛ حرکتی که با رشد همزمان اغلب مؤلفههای کلیدی همراه بود و از احیای نسبی فعالیتهای صنعتی در تگزاس حکایت دارد. بر اساس این گزارش، تولید، سفارشهای جدید، سرمایهگذاری، اشتغال و چشمانداز آینده همگی وارد محدوده مثبت شدهاند. در این میان، جهش سفارشهای جدید برجستهترین سیگنال تلقی میشود و نشان میدهد تقاضا پس از ماهها ضعف، نشانههایی از بازگشت را بروز داده است. با این حال، تصویر کلی همچنان یکدست نیست. اظهارات فعالان صنعتی از یکسو از بهبود مقطعی فروش و خوشبینی محتاطانه نسبت به سال ۲۰۲۶ خبر میدهد و از سوی دیگر، بر نااطمینانی گسترده تأکید دارد. بنگاهها به عواملی مانند نوسان سیاستهای تجاری، تهدید تعرفهها، ضعف اجرای مقررات گمرکی، فشار هزینه مواد اولیه و فضای سیاسی بیثبات اشاره میکنند؛ عواملی که تصمیمگیری برای سرمایهگذاری و توسعه را دشوار کردهاند. در حالی که برخی صنایع از رونق بازار، افزایش سفارشها و حتی گسترش ظرفیت تولید سخن میگویند، گروهی دیگر همچنان با رکود تقاضا، مشکلات نقدینگی مشتریان و تعلیق کامل هزینههای سرمایهای مواجهاند. جمعبندی گزارش نشان میدهد بخش تولید تگزاس اگرچه وارد مسیر بهبود شده، اما این مسیر شکننده است و اعتماد پایدار، بیش از هر چیز به کاهش نااطمینانیهای سیاستی و تجاری وابسته خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه قیمت نقره با جهش روزانه ۱۰ درصدی به رکورد تاریخی ۱۱۳ دلار رسید و تنها در چند روز از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد. ورود گسترده معاملهگران خرد و کمبود نسبی عرضه فیزیکی، به شکلگیری یک موج هیجانی در بازار دامن زده است. تحلیلگران هشدار میدهند که بازار وارد فاز «هیجان نهایی» شده و ریسک اصلاح شدید بهطور محسوسی افزایش یافته است. بازار نقره یکی از کمسابقهترین روزهای تاریخ خود را پشت سر گذاشت؛ روزی که در آن قیمت این فلز گرانبها با جهشی خیرهکننده حدود ۱۰ درصدی، معادل ۱۰.۲۰ دلار، به بالای سطح ۱۱۳ دلار رسید و رکوردی تازه در تاریخ معاملات ثبت کرد. این حرکت تنها چند روز پس از عبور نقره از مرز روانی ۱۰۰ دلار رخ داد؛ سطحی که برای نخستین بار روز جمعه شکسته شد و بلافاصله به سکوی پرتابی برای یک صعود شتابگرفته و تقریباً سهمیوار تبدیل شد. شتاب این حرکت به حدی بوده که بسیاری از تحلیلگران آن را در زمره رویدادهای ماندگار بازارهای کالایی قرار میدهند. قیمت نقره از اواسط دسامبر تاکنون بیش از دو برابر شده و در مدت زمانی کوتاه، مسیری را طی کرده که معمولاً در بازههای چندساله اتفاق میافتد. بررسی نمودارهای قیمتی نشان میدهد که این فلز وارد یک فاز پارابولیک شده؛ الگویی که معمولاً با هیجان شدید و نوسانات افراطی همراه است. در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند که خود نمودار، بهترین روایتگر وضعیت فعلی است. جهشهایی با این شدت و سرعت، حتی در بازارهای کالایی پرنوسان نیز بهندرت مشاهده میشود. نقره در هفتههای اخیر به نوعی به «دارایی ترندمحور» تبدیل شده و توجه گسترده معاملهگران خرد را به خود جلب کرده است؛ پدیدهای که شباهتهایی با دورههای تاریخی سفتهبازی، از جمله ماجرای مشهور برادران هانت در دهه ۱۹۷۰، دارد؛ دورانی که در نهایت با افزایش الزامات مارجین و فروکشکردن حباب پایان یافت. نشانههایی وجود دارد که ممکن است نهادهای ناظر بار دیگر سطح مارجین معاملات نقره را افزایش دهند. با این حال، تجربه هفتههای اخیر نشان داده که حتی اقدامات محدودکننده نیز تاکنون نتوانستهاند مانع ادامه روند صعودی شوند. “ «ورود گسترده سرمایهگذاران خرد، در کنار کسری نسبی (هرچند محدود) در بازار فیزیکی، به سوخت اصلی این رالی تبدیل شده است.» محمد زمانی تحلیلگران UtoTimes، وضعیت فعلی را نمونهای کلاسیک از «هیجان نهایی» یا Blow-off Top توصیف میکنند؛ مرحلهای که معمولاً در انتهای روندهای صعودی شدید شکل میگیرد. در این فاز، حرکات قیمتی میتوانند بهشدت اغراقآمیز و غیرمنطقی شوند. افزایش ۱۰ دلاری قیمت در یک روز، در بازاری که کمتر از یک سال پیش حوالی ۳۰ دلار معامله میشد و در دوران همهگیری حتی به ۱۲ دلار رسیده بود، برای بسیاری از فعالان حرفهای نشانهای از ورود بازار به محدودههای پرریسک است. در این میان، شرکتهای استخراجکننده نقره از بزرگترین برندگان این جهش محسوب میشوند. رشد شدید قیمتها سودآوری این شرکتها را بهطور قابلتوجهی افزایش داده و برخی از آنها ممکن است به فروش بخشی از تولید آینده خود در بازارهای آتی فکر کنند. چنین اقدامی میتواند در کوتاهمدت فشار فروش محدودی ایجاد کند، هرچند طرفداران قدیمی بازار نقره که به «Silver Bugs» شهرت دارند، سالها در انتظار چنین روزی بودهاند و اکنون این جهش را تحقق یک باور دیرینه میدانند. در بازار طلا نیز اثر این موج صعودی مشاهده شده، اما با شدتی بهمراتب کمتر. قیمت طلا با رشد ۲.۲ درصدی به حدود ۵۰۹۲ دلار رسید و برای نخستین بار در معاملات منطقه آسیا–اقیانوسیه از سطح ۵۰۰۰ دلار عبور کرد، هرچند نتوانست بالای ۵۱۰۰ دلار تثبیت شود. این تفاوت رفتار تا حد زیادی به ابعاد کوچکتر و نقدشوندگی پایینتر بازار نقره نسبت داده میشود. در یوتوتایمز، با بررسی شرایط بازار، میتوان گفت اندازه محدود بازار نقره و عمق کمتر نقدینگی، یکی از عوامل اصلی شتاب کمسابقه این صعود است. همین ویژگی که امروز به موتور محرک رشد تبدیل شده، در آینده میتواند به عاملی برای تشدید اصلاحات نیز بدل شود. عبور از سطح ۱۰۰ دلار، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، میتوانست نقطه آغاز شناسایی سود باشد، اما در عمل به جرقهای برای تشدید فشار خرید و شکلگیری یک موج فشرده صعودی تبدیل شد. ✔️ بیشتر بخوانید: گزارش بعدی اشتغال آمریکا میتواند نقطه عطف بازارها باشد در مجموع، بازار نقره در مقطعی استثنایی و تاریخی قرار گرفته است؛ مقطعی که ترکیبی از هیجان، کمبود نسبی عرضه، ورود سرمایههای خرد و انتظارات اغراقآمیز، آن را به یکی از داغترین داراییهای جهان تبدیل کرده است. با این حال، تجربه نشان میدهد که چنین دورههایی اغلب با نوسانات شدید و بازگشتهای ناگهانی همراه هستند. برای سرمایهگذاران، این رالی میتواند هم فرصتی کمنظیر و هم هشداری جدی درباره ریسکهای پنهان در پسِ هیجان بازار باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
جدیدترین برآورد مدل GDPNow فدرال رزرو آتلانتا نشان میدهد رشد اقتصادی ایالات متحده در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۵ همچنان در سطح بالای ۵.۴ درصد باقی مانده است؛ نرخی که از منظر تاریخی بسیار قابلتوجه تلقی میشود، اما بازارها با احتیاط به آن مینگرند. بر اساس دادههای منتشرشده در روز ۲۶ ژانویه، برآورد رشد تولید ناخالص داخلی واقعی (بهصورت سالانهشده و تعدیل فصلی) نسبت به گزارش قبلی تغییری نکرده است. پس از انتشار گزارش سفارشات کالاهای بادوام، پیشبینی رشد مصرف شخصی در سهماهه چهارم از ۳.۱ به ۳.۲ درصد و برآورد رشد سرمایهگذاری بخش خصوصی نیز از ۶.۲ به ۶.۴ درصد افزایش یافت. گزارش کالاهای بادوام بهطور کلی قوی ارزیابی شده، هرچند بهاندازهای نبود که برآورد کلی رشد GDPNow را بالاتر ببرد. سفارشات جدید کالاهای بادوام تولیدی در ماه نوامبر با رشد ۵.۳ درصدی، معادل ۱۶.۴ میلیارد دلار، به ۳۲۳.۸ میلیارد دلار رسید. بخش عمده این افزایش به سفارشات حوزه حملونقل مربوط میشد، در حالی که سفارشات سرمایهای غیرنظامی بهاستثنای هواپیما، ۰.۷ درصد رشد داشت که بالاتر از پیشبینی ۰.۳ درصدی بازار بود. با این حال، بسیاری از تحلیلگران نسبت به دادههای رشد سهماهه چهارم با احتیاط برخورد میکنند. تعطیلی طولانیمدت دولت آمریکا در ماههای پایانی سال، اختلال قابلتوجهی در جمعآوری و پردازش آمارهای اقتصادی ایجاد کرده و کیفیت بخشی از دادهها را زیر سؤال برده است. همزمان، پیامدهای جنگ تجاری نیز باعث نوسانات غیرعادی در جریان واردات و صادرات شده است. همین نگاه محتاطانه باعث شده بازارهای مالی همچنان احتمال کاهش حدود ۵۰ واحد پایهای نرخ بهره توسط فدرال رزرو در سال جاری را در قیمتها لحاظ کنند. به بیان دیگر، با وجود ثبت یکی از بالاترین نرخهای رشد فصلی در سالهای اخیر، معاملهگران هنوز قانع نشدهاند که اقتصاد آمریکا وارد یک مسیر رشد پایدار و بدون ریسک شده است. ✔️ بیشتر بخوانید: جهش سفارشات کالاهای بادوام آمریکا؛ سیگنالی از بازگشت اعتماد اقتصادی در مجموع، برآورد GDPNow از رشد ۵.۴ درصدی اگرچه در ظاهر نشانهای از قدرت اقتصاد آمریکا محسوب میشود، اما زیر سطح این عدد، نشانههایی از عدمتعادل، نااطمینانی آماری و فشار بر مصرفکنندگان کمدرآمد دیده میشود؛ عواملی که همچنان مسیر سیاست پولی و چشمانداز اقتصادی سال ۲۰۲۶ را در هالهای از ابهام قرار دادهاند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه با وجود بهبود دادههای بازار کار آمریکا، بازارها همچنان حدود ۴۶ واحد پایه کاهش نرخ بهره فدرال رزرو را تا پایان سال قیمتگذاری کردهاند. بهبود اخیر در دادههای بیکاری میتواند این انتظارات انبساطی را بهسرعت تعدیل کند. گزارش پیشروی NFP پتانسیل ایجاد نوسانات قابلتوجه در دلار و بازار فلزات گرانبها را دارد. در حالی که دادههای اخیر بازار کار آمریکا نشانههایی از بهبود تدریجی را نشان میدهد، سرمایهگذاران همچنان انتظار کاهش حدود ۴۶ واحد پایهای نرخ بهره فدرال رزرو تا پایان سال را در قیمتها لحاظ کردهاند؛ سطحی که تقریباً معادل دو مرحله کاهش نرخ در سال ۲۰۲۶ است. این فاصله میان واقعیتهای اقتصادی و انتظارات بازار، میتواند در آستانه انتشار گزارش جدید اشتغال، زمینهساز نوسانات قابلتوجهی در داراییهای مالی شود. پس از تصمیم نسبتاً هاوکیشتر از انتظار کمیته بازار آزاد فدرال در ماه اکتبر، تردیدها درباره تداوم سیاستهای تسهیلی افزایش یافت. اختلافنظر میان اعضای فدرال رزرو درباره مسیر نرخ بهره آشکارتر شد و همین مسئله باعث شد بازار نسبت به اجرای چند مرحله کاهش نرخ، محتاطتر شود. هرچند بانک مرکزی آمریکا در نهایت در ماه دسامبر یک کاهش دیگر را اجرا کرد، اما همزمان تأکید داشت که تصمیمات آینده بهشدت به دادههای اقتصادی وابسته خواهد بود. از ابتدای سال میلادی جاری، مجموعهای از دادههای مثبت از اقتصاد آمریکا منتشر شده که مهمترین آنها به بازار کار مربوط میشود. گزارشهای هفتگی مدعیان بیمه بیکاری در ماههای اخیر تصویری از یک بازار کار با «استخدام محدود و اخراج محدود» ارائه میدادند؛ وضعیتی که در آن، تعداد متقاضیان جدید بیکاری ثابت باقی مانده بود، اما درخواستهای مداوم به بالاترین سطوح چرخهای خود رسیده بود. این الگو تا حد زیادی بازتابدهنده فضای عدماطمینان ناشی از تنشهای تجاری و تعرفهای بود که فعالیت بنگاهها را تحت فشار قرار داده و بسیاری از شرکتها را به تعلیق استخدام واداشته بود. با این حال، دادههای جدیدتر از بهبود معنادار در وضعیت بازار کار حکایت دارد. کاهش درخواستهای اولیه بیکاری به پایینترین سطوح چرخهای و توقف روند صعودی درخواستهای مداوم، نشانههایی از بازگشت تدریجی پویایی به بازار کار محسوب میشود. تحلیلگران UTOTimes این تحولات را نشانهای از افزایش دوباره سرعت فعالیتهای اقتصادی در سال ۲۰۲۶، همزمان با کاهش عدماطمینانها، ارزیابی میکنند. این تغییرات باعث شده انتظارات بازار نسبت به سیاستهای پولی فدرال رزرو تا حدی تعدیل شود و بازنگری محدودی در برآوردهای مربوط به کاهش نرخ بهره شکل بگیرد. “ «در چنین فضایی، گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا در ماه فوریه به نقطه عطفی برای مسیر نرخ بهره تبدیل شده است؛ گزارشی که میتواند جهتگیری بازارها در ماههای آینده را مشخص کند.» محمد زمانی در حال حاضر، بخش قابلتوجهی از فعالان بازار همچنان بر این باورند که ضعف بازار کار در سال ۲۰۲۵، فدرال رزرو را به اجرای کاهشهای پیشگیرانه نرخ بهره سوق خواهد داد. بسیاری از اعضای داویش در بانک مرکزی، در سال گذشته نگران افت سریع اشتغال بودند و کاهش نرخها را نوعی بیمه در برابر رکود احتمالی میدانستند. اما در صورتی که روند بهبود بازار کار در سال جاری تثبیت شود، این گروه احتمالاً موضع خود را از انبساطی به خنثی تغییر خواهند داد. در سناریویی که همزمان با این تحول، نشانههایی از بازگشت فشارهای تورمی نیز ظاهر شود، حتی امکان چرخش مجدد برخی از این سیاستگذاران به سمت رویکرد انقباضی وجود خواهد داشت؛ تغییری که میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی به همراه داشته باشد. تحلیلگران یوتوتایمز بر این باورند که انتشار یک گزارش قدرتمند از اشتغال آمریکا در هفته آینده، میتواند بهسرعت انتظارات انبساطی فعلی را از قیمتها خارج کند. در چنین شرایطی، احتمال تقویت دلار آمریکا افزایش مییابد، در حالی که بازار طلا و نقره ممکن است با موج جدیدی از فشار فروش مواجه شوند. ✔️ بیشتر بخوانید: جهش سفارشات کالاهای بادوام آمریکا؛ سیگنالی از بازگشت اعتماد اقتصادی در مجموع، گزارش پیشروی اشتغال نهتنها معیاری از وضعیت واقعی بازار کار آمریکا خواهد بود، بلکه بهعنوان محرکی کلیدی برای بازتنظیم انتظارات سیاست پولی عمل خواهد کرد. نتیجه این گزارش میتواند مسیر دلار، فلزات گرانبها و حتی بازارهای سهام را در ماههای آینده تحت تأثیر قرار دهد و فرصتهای معاملاتی تازهای برای سرمایهگذاران فراهم سازد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
در یک نگاه سفارشات کالاهای بادوام آمریکا در نوامبر ۲۰۲۵ با رشد ۵.۳ درصدی، فراتر از انتظارات بازار ظاهر شد و نشانهای از بهبود تقاضای صنعتی بود. شاخصهای هستهای، بهویژه سرمایهگذاری بخش خصوصی، برای پنجمین ماه متوالی روندی مثبت را ثبت کردند. با وجود دادههای قوی، واکنش بازار فارکس محدود بود، در حالی که بازده اوراق خزانه افزایش یافت و فلزات گرانبها تحت فشار قرار گرفتند. به گزارش یوتوتایمز؛ دادههای تازه وزارت بازرگانی آمریکا نشان میدهد سفارشات کالاهای بادوام این کشور در ماه نوامبر ۲۰۲۵ با رشد ۵.۳ درصدی نسبت به ماه قبل، به ۳۲۳.۸ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که بهطور محسوسی بالاتر از انتظار ۳.۲ درصدی تحلیلگران قرار دارد. این عملکرد قدرتمند، پس از افت اصلاحشده ۲.۱ درصدی در ماه اکتبر، نشانهای از بازگشت نسبی تقاضا در بخش تولید و صنعت آمریکا تلقی میشود و تصویر باثباتتری از وضعیت فعالیتهای اقتصادی ارائه میدهد. سفارشات بدون احتساب بخش حملونقل نیز ۰.۵ درصد افزایش یافت که بالاتر از برآورد ۰.۳ درصدی بازار بود و از پایداری تقاضا در بخشهای غیرنوسانی حکایت دارد. همزمان، سفارشات بدون در نظر گرفتن بخش دفاعی با جهشی ۶.۶ درصدی، بهبود معناداری را نسبت به ماه قبل ثبت کرد؛ موضوعی که نشان میدهد بنگاههای خصوصی بار دیگر تمایل بیشتری به نوسازی تجهیزات و توسعه ظرفیتهای تولیدی پیدا کردهاند. بررسیهای کارشناسان Utotimes نشان میدهد که تجهیزات حملونقل نقش اصلی را در رشد ماه نوامبر ایفا کردهاند. سفارشات این بخش با افزایش ۱۴.۷ درصدی، معادل ۱۵.۳ میلیارد دلار، به حدود ۱۱۹.۳ میلیارد دلار رسید و برای سومین بار در چهار ماه گذشته بهعنوان موتور محرک آمار کلی ظاهر شد. با این حال، تحلیلگران تأکید دارند که حذف اثر این بخش پرنوسان، تصویر دقیقتری از روند واقعی تقاضا ارائه میدهد. در همین راستا، شاخص کالاهای سرمایهای غیرنظامی بدون هواپیما که اغلب بهعنوان معیار اصلی سرمایهگذاری شرکتها شناخته میشود، در نوامبر ۰.۷ درصد رشد کرد و فراتر از انتظارات ظاهر شد. ثبت پنجمین ماه متوالی رشد مثبت در این بخش، نشانهای از تداوم اعتماد مدیران بنگاهها به چشمانداز اقتصادی و سودآوری آینده تلقی میشود و میتواند از استمرار سرمایهگذاری در ماههای پیشرو حمایت کند. با وجود انتشار این مجموعه دادههای قوی، واکنش بازارهای مالی نسبتاً محتاطانه بود. بازار فارکس نوسانات محدودی را تجربه کرد، در حالی که بازده اوراق خزانه آمریکا اندکی افزایش یافت؛ امری که میتواند بازتابی از تعدیل انتظارات نسبت به مسیر نرخ بهره باشد. در مقابل، فلزات گرانبها تحت فشار قرار گرفتند و بخشی از جذابیت خود را در برابر داراییهای با بازده از دست دادند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند نوسانپذیری بالای شاخص سفارشات کالاهای بادوام و بازنگریهای مکرر آن، موجب شده سرمایهگذاران وزن کمتری به یک گزارش ماهانه منفرد بدهند. گزارش اولیه این شاخص معمولاً چند هفته بعد در قالب دادههای کاملتر سفارشات کارخانهای بازبینی میشود و همین مسئله، احتیاط بازار را افزایش میدهد. شاخص سفارشات کالاهای بادوام، سفارشهای جدید برای کالاهایی با عمر مصرف بیش از سه سال (مانند ماشینآلات صنعتی، تجهیزات رایانهای و محصولات الکترونیکی) را اندازهگیری میکند. از آنجا که این کالاها معمولاً هزینهبر هستند، افزایش تقاضای آنها نشانهای از اعتماد مصرفکنندگان و شرکتها به آینده اقتصاد محسوب میشود. در مقابل، افت این شاخص اغلب بیانگر تمایل به کاهش هزینهها و افزایش رفتارهای احتیاطی است. “ «این گزارش طیف گستردهای از محصولات را پوشش میدهد که از کالاهای مصرفی و تجهیزات صنعتی گرفته تا هواپیماها و تجهیزات نظامی را در بر میگیرد. به همین دلیل، سرمایهگذاران معمولاً تمرکز اصلی خود را بر زیرشاخصهایی میگذارند که تصویر شفافتری از تقاضای پایدار ارائه میدهند.» محمد زمانی حذف بخش حملونقل، اثر سفارشات بزرگ و نامنظم شرکتهای هواپیماسازی و پروژههای دولتی را کاهش میدهد، در حالی که شاخص سرمایهگذاری غیرنظامی بدون هواپیما، نمایی دقیقتر از رفتار بخش خصوصی ارائه میکند. در مجموع، گزارش نوامبر سفارشات کالاهای بادوام آمریکا تصویری نسبتاً امیدوارکننده از وضعیت بخش تولید و سرمایهگذاری ترسیم میکند. رشد فراتر از انتظار سفارشات، تداوم روند مثبت سرمایهگذاری شرکتی و بهبود تدریجی تقاضا نشان میدهد اقتصاد آمریکا همچنان از پایههای نسبتاً مستحکمی برخوردار است. ✔️ بیشتر بخوانید: بازگشت دلار استرالیا به کانون توجه بازارها؛ RBA، تورم و تضعیف روایت دلار آمریکا با این حال، واکنش محتاطانه بازارها یادآور این واقعیت است که سرمایهگذاران بیش از هر چیز به دنبال نشانههای پایدارتر از مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و چشمانداز رشد در سال آینده هستند. در صورتی که روند کنونی در ماههای پیشرو حفظ شود، دادههای کالاهای بادوام میتواند به یکی از مهمترین شاخصهای راهنمای تحلیلگران برای ارزیابی سلامت اقتصاد آمریکا تبدیل شود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
بازارهای ارز در آغاز هفته جدید، با افزایش سطح هشدار نسبت به احتمال مداخله دولت ژاپن برای مهار تضعیف ین، وارد فاز احتیاطی شدهاند؛ آنهم پس از آنکه نخستوزیر این کشور، سانائه تاکایچی، نسبت به «نوسانات غیرعادی و سفتهبازانه» هشدار داد. ین ژاپن در معاملات اولیه صبح دوشنبه در بازار سیدنی، با رشد ۰.۵ درصدی به محدوده ۱۵۴.۹۰ در برابر دلار رسید که بالاترین سطح آن از اواسط دسامبر محسوب میشود. این حرکت، ادامه رشد قدرتمند روز جمعه است؛ روزی که ارز ژاپن یکی از بزرگترین جهشهای روزانه خود در ماههای اخیر را ثبت کرد. گمانهزنیها درباره احتمال مداخله، پس از آن تقویت شد که معاملهگران گزارش دادند بانک فدرال رزرو نیویورک در جریان معاملات جمعه، با برخی مؤسسات مالی درباره نرخ برابری ین تماس گرفته است؛ اقدامی که معمولاً بهعنوان «بررسی نرخ» تلقی میشود و اغلب بهمنزله آخرین هشدار پیش از ورود رسمی دولت به بازار ارز محسوب میشود. مایکل براون، استراتژیست ارشد گروه پپرستون، در این باره گفت: «بررسی نرخ معمولاً آخرین مرحله قبل از مداخله واقعی است. دولت تاکایچی نسبت به نوسانات سفتهبازانه، تحمل بسیار کمتری نسبت به دولتهای قبلی دارد.» به گفته تحلیلگران، همین سیگنالها باعث شده بسیاری از معاملهگران از افزایش مجدد پوزیشنهای فروش ین خودداری کنند. در حال حاضر، پوزیشنهای فروش روی ین به بالاترین سطح خود در بیش از یک دهه گذشته رسیده است. همین تمرکز بالای معاملات یکطرفه، بازار را در برابر نوسانات ناگهانی بسیار آسیبپذیر کرده است. در ساعات پایانی معاملات هفته گذشته، ین پس از نزدیک شدن به سطوح ثبتشده در سال ۲۰۲۴، بهسرعت مسیر خود را معکوس کرد و تا ۱.۷۵ درصد تقویت شد؛ بزرگترین جهش روزانه آن از ماه اوت تاکنون. تاکایچی در جریان مناظره تلویزیونی رهبران احزاب تصریح کرد: «بهعنوان نخستوزیر، وظیفه من اظهار نظر درباره قیمتهایی که باید توسط بازار تعیین شوند نیست، اما دولت برای مقابله با تحرکات غیرعادی و سفتهبازانه، تمام اقدامات لازم را انجام خواهد داد.» او مشخص نکرد که منظورش بازار ارز است یا بازار اوراق قرضه، اما مقامهای دولتی طی روزهای اخیر درباره هر دو حوزه هشدارهایی صادر کردهاند. بازگشت قدرت ین همزمان با کاهش نسبی بازده اوراق بلندمدت دولتی ژاپن رخ داده است؛ بازدهیهایی که اوایل هفته گذشته به رکوردهای تاریخی رسیده بودند. برخی تحلیلگران معتقدند ترکیب فشار بازار اوراق و ضعف ارز ملی، دولت را در موقعیتی حساس قرار داده است. نیک توایدیل، تحلیلگر ارشد AT Global Markets، میگوید: «با توجه به اظهارات تاکایچی، معاملهگران باید در آغاز هفته بسیار محتاط باشند. بازار احتمالاً محدوده ۱۵۵ را بهعنوان سطحی حساس در نظر خواهد گرفت.» تقویت ین پس از پایان کنفرانس خبری رئیس بانک مرکزی ژاپن، کازوئو اوئدا، آغاز شد. چند ساعت بعد نیز مقام ارشد وزارت دارایی، آتسوشی میمورا، از اظهار نظر درباره مداخله احتمالی دولت خودداری کرد؛ موضوعی که بر ابهامات بازار افزود. برخی فعالان بازار، تماسهای فدرال رزرو نیویورک را نشانهای از احتمال هماهنگی میان توکیو و واشنگتن میدانند؛ سناریویی که یادآور توافق تاریخی پلازا در سال ۱۹۸۵ است؛ توافقی که با هدف تضعیف دلار و تعدیل عدمتعادلهای اقتصادی جهانی شکل گرفت. از سال ۱۹۹۶ تاکنون، ایالات متحده تنها سه بار در بازار ارز مداخله مستقیم کرده است که آخرین مورد آن به سال ۲۰۱۱ و پس از زلزله ژاپن بازمیگردد. همین موضوع باعث شده احتمال هماهنگی دوباره دو کشور، توجه ویژه سرمایهگذاران را جلب کند. آنتونی دویل، استراتژیست ارشد Pinnacle، میگوید: «وقتی وزارت خزانهداری آمریکا وارد مکالمات ارزی میشود، معمولاً به این معناست که موضوع از یک نوسان عادی بازار فراتر رفته است.» به باور او، هماهنگی دو کشور برای تثبیت ین دیگر یک سناریوی غیرواقعی به نظر نمیرسد. دولت ژاپن در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار برای حمایت از ین هزینه کرد. در چهار نوبت، زمانی که نرخ دلار به حوالی ۱۶۰ ین رسید، مداخله انجام شد و همین سطح اکنون بهعنوان یک «خط قرمز روانی» در ذهن بازار تثبیت شده است. هومین لی، استراتژیست ارشد لومبارد اودیه، معتقد است: «اگر هدف واقعاً تثبیت نرخ USDJPY باشد، توکیو ناچار است از مرحله هشدار عبور کرده و وارد مداخله عملی شود. ورود همزمان ژاپن و آمریکا میتواند نشانهای کمسابقه از هماهنگی دوجانبه باشد.» در عین حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که مداخله ارزی بهتنهایی نمیتواند روند تضعیف ین را معکوس کند. رونگ رن گو، مدیر پرتفوی Eastspring، میگوید: «در شرایطی که سیاستهای مالی انبساطی در کانون توجه قرار دارند، مداخله فقط میتواند روند را به تأخیر بیندازد، نه اینکه آن را متوقف کند.» ✔️ بیشتر بخوانید: بازگشت دلار استرالیا به کانون توجه بازارها؛ RBA، تورم و تضعیف روایت دلار آمریکا با نزدیک شدن به انتخابات زودهنگام فوریه، فشارهای سیاسی نیز بر حساسیت بازار افزوده است. وعدههای مالیاتی تاکایچی باعث نوسان شدید در بازار اوراق شده و بازدهی اوراق ۴۰ساله به بالاترین سطح خود از زمان عرضه در سال ۲۰۰۷ رسیده است. در مجموع، بازار ارز اکنون ین را در نقطهای تعیینکننده میبیند؛ جایی که ترکیب فشارهای اقتصادی، ریسکهای سیاسی و احتمال هماهنگی بینالمللی، میتواند مسیر این ارز را در ماههای آینده بهطور معناداری تغییر دهد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
دلار استرالیا طی هفتههای اخیر بهتدریج از یک ارز حاشیهای و کمتحرک به یکی از محورهای اصلی بحث در بازار فارکس تبدیل شده است؛ تحولی که ریشه آن را باید نه در یک عامل مقطعی، بلکه در همزمانی چند تغییر بنیادین جستوجو کرد. آنچه امروز در نمودار AUDUSD دیده میشود، در واقع بازتاب یک بازتنظیم عمیق در انتظارات نرخ بهره، جریان سرمایه جهانی و جایگاه دلار آمریکا در پرتفوی سرمایهگذاران بینالمللی است. از منظر اقتصاد کلان، استرالیا در موقعیتی قرار گرفته که آن را از بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته متمایز میکند. بازار کار این کشور همچنان بسیار فشرده است، نرخ بیکاری در سطوح پایین باقی مانده و رشد دستمزدها فشارهای تورمی را دوباره زنده کرده است. برخلاف ایالات متحده یا اروپا که نشانههایی از سرد شدن تقاضا دیده میشود، دادههای داخلی استرالیا حکایت از اقتصادی دارند که هنوز از چرخه انقباضی عبور نکرده و حتی ممکن است وارد فاز جدیدی از فشارهای قیمتی شود. همین موضوع باعث شده بانک مرکزی استرالیا در مسیری قرار گیرد که عملاً آن را در تقابل با جهتگیری غالب بانکهای مرکزی بزرگ جهان قرار میدهد. بازارها اکنون حدود ۶۰ درصد احتمال میدهند که بانک مرکزی استرالیا در نشست فوریه نرخ بهره را افزایش دهد، اما اهمیت واقعی ماجرا در این است که داده تورمی پیشرو میتواند این احتمال را بهسرعت به سطح تقریباً قطعی برساند. در چنین شرایطی، دلار استرالیا نهتنها از منظر انتظارات سیاست پولی حمایت میشود، بلکه در مقایسه نسبی با دلار آمریکا نیز جذابیت تازهای پیدا میکند. اینجاست که نقش اختلاف بازدهی اوراق قرضه پررنگ میشود. برای سالها، بازدهی اوراق ۱۰ساله استرالیا یا کمتر از آمریکا بود یا تفاوت معناداری با آن نداشت. این موضوع یکی از دلایل اصلی عملکرد ضعیف AUD در برابر USD محسوب میشد. اما از اواخر نوامبر ۲۰۲۵، این رابطه دچار شکست ساختاری شد. اختلاف بازدهی از محدوده تاریخی خود خارج شد و اکنون به حدود ۵۸ واحد پایه به نفع استرالیا رسیده است. نمودار مقایسه AUDUSD با اختلاف نرخ بهره ۱۰ساله بهوضوح نشان میدهد که ارز استرالیا با تأخیر زمانی در حال تطبیق با این تغییر است؛ رفتاری که در بازار ارز کاملاً متداول است و اغلب به حرکات شتابدار در مراحل بعدی منجر میشود. همزمان، روایت دلار آمریکا نیز در حال تضعیف است. اقدام غیرمعمول فدرال رزرو در استعلام نرخ USDJPY، که بنا بر منابع متعدد صورت گرفته، سیگنالی کمسابقه و بهوضوح به زیان دلار تلقی میشود. این اقدام نشان میدهد که نگرانی سیاستگذاران آمریکایی صرفاً به نرخهای داخلی محدود نیست و ثبات بازار ارز نیز به یک دغدغه تبدیل شده است. در کنار آن، تحولات سیاسی اخیر، از جمله تنشهای مرتبط با گرینلند، بار دیگر مدیران دارایی خارجی را متوجه این واقعیت کرده که سرمایهگذاری بدون پوشش ارزی در داراییهای آمریکا دارای ریسک دنبالهدار قابلتوجهی است؛ سناریویی که در آن دلار و داراییهای آمریکایی میتوانند همزمان دچار افت شوند. همین تغییر در ساختار ریسک، باعث شده بسیاری از صندوقهای بازنشستگی و سرمایهگذاران نهادی بهتدریج به سمت افزایش هج ارزی حرکت کنند. هرچه همبستگی میان عملکرد دلار و بازار سهام آمریکا مثبتتر شود، انگیزه برای پوشش ریسک ارزی تقویت خواهد شد و این موضوع در سطح کلان به کاهش تقاضای ساختاری برای دلار منجر میشود. در چنین محیطی، ارزهایی مانند دلار استرالیا که هم از اختلاف نرخ بهره منتفع میشوند و هم از ثبات سیاسی و اقتصادی نسبی برخوردارند، بهطور طبیعی مقصد جریانهای جدید سرمایه خواهند بود. نکته مهم این است که معامله لانگ AUD اکنون به یکی از شلوغترین معاملات بازار فارکس تبدیل شده است. در نگاه اول، این موضوع میتواند بهعنوان یک ریسک تلقی شود، زیرا معاملات بسیار محبوب در برابر تغییر ناگهانی روایت بازار آسیبپذیر هستند. اما تجربه تاریخی نشان میدهد که وقتی محبوبیت یک معامله بر پایه عوامل بنیادی قدرتمند شکل گرفته باشد، میتواند برای مدت طولانی پابرجا بماند. در مورد دلار استرالیا، این عوامل شامل احتمال بالای افزایش نرخ بهره، اختلاف بازدهی جذاب، دادههای اقتصادی مقاوم و تضعیف تدریجی روایت دلار آمریکا است؛ ترکیبی که بهسختی میتوان آن را نادیده گرفت. از منظر قیمتی، محدوده 0.6890 تا 0.6930 یک ناحیه کلیدی و تاریخی برای AUDUSD محسوب میشود. این سطح بارها در گذشته بهعنوان سقف عمل کرده و اکنون دوباره در کانون توجه بازار قرار دارد. شکست پایدار این محدوده میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد: فعال شدن سفارشهای خرید بزرگ، ورود سرمایه صندوقهای روندی، افزایش تقاضا برای ساختارهای آپشنی و شتابگیری حرکت صعودی. در چنین شرایطی، افزایش نرخ بهره توسط RBA میتواند همان عاملی باشد که این شکست تکنیکال را از یک حرکت موقتی به یک تغییر فاز واقعی تبدیل کند. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذرهبین تحلیلگران؛ تثبیت قیمت یا جهش به قلههای بالاتر؟ در مجموع، دلار استرالیا در نقطهای ایستاده که هم از منظر بنیادی و هم از منظر ساختاری، شرایط برای یک حرکت معنادار فراهم شده است. اگر دادههای تورمی پیشرو انتظارات را تأیید کنند و بانک مرکزی استرالیا مسیر انقباضی خود را تثبیت کند، AUD میتواند وارد یک فاز صعودی چندماهه یا حتی چندساله شود. در چنین سناریویی، عبور از سطح 0.69 صرفاً یک اتفاق تکنیکال نخواهد بود، بلکه نماد بازتعریف جایگاه دلار استرالیا در چرخه جدید بازار ارز جهانی است؛ چرخهای که در آن، وابستگی انحصاری به دلار آمریکا بهتدریج جای خود را به تنوعسازی ارزی و جستوجوی بازده واقعی میدهد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
یکی از برجستهترین ویژگیهای بازارهای مالی در مقطع کنونی، تردید فزاینده سرمایهگذاران نسبت به جذابیت داراییهای آمریکایی و در عین حال، کمبود گزینههای جایگزین در سطح جهانی است. افزایش عدماطمینان سیاسی، نوسانات سیاستگذاری و تنشهای ژئوپلیتیک، بهویژه در ماههای اخیر، باعث شده بخشی از سرمایههای بینالمللی بهدنبال مسیرهای تازهای خارج از ایالات متحده باشد. نتیجه این روند، شکلگیری نوعی «شوک تقاضا» در بازارهایی مانند نقره، پزو مکزیک و بورس کره جنوبی بوده است؛ بازارهایی که با وجود عمق نسبی، ظرفیت جذب حجم بالای سرمایههای سرگردان را ندارند. عملکرد این داراییها بهخوبی نشاندهنده این تغییر جهت هستند. نسبت شارپ یکساله (Sharpe ratios) نقره، پزو مکزیک و شاخص KOSPI در بسیاری از مقاطع به سطوح بالاتر از ۳ رسیده است؛ سطحی که نشاندهنده بازدهی بسیار مطلوب در برابر ریسک است. در مقابل، شاخص نزدک که طی سالهای گذشته محور اصلی استراتژی «هیچ جایگزینی برای داراییهای امریکایی وجود ندارد» (TINA) محسوب میشد، اکنون بازدهی تعدیلشده با ریسک بسیار ضعیفتری را تجربه میکند و شارپ آن به حدود ۰.۶۱ رسیده است. این واگرایی، نشانهای روشن از انتقال تدریجی جذابیت سرمایهگذاری از بازار آمریکا به سایر مناطق است. در همین چارچوب، عملکرد ضعیف سهام شرکتهای بزرگ فناوری موسوم به «MAG7» نیز قابل توجه است. این گروه از سپتامبر سال گذشته عملاً بازدهی قابلتوجهی نداشته و در مقایسه با داراییهای غیرآمریکایی عقب مانده است. هرچند رشد قدرتمند بازار پس از کفهای آوریل ۲۰۲۵ و ثبات نسبی جریان سرمایه به اوراق و سهام آمریکا، تصویر کلی را تا حدی مخدوش کرده، اما در سطح عمیقتر، بهویژه برای سرمایهگذاران خارجی بدون پوشش ارزی، بازده واقعی داراییهای آمریکایی بهطور محسوسی تضعیف شده است. تنشهای اخیر پیرامون گرینلند و سیاستهای تجاری نیز به این تصور دامن زده که ریسک سیاستگذاری در آمریکا ماهیتی ساختاریتر یافته است. در این میان، اثرات رفتاری نقش مهمی در شکلدهی به تصمیمات سرمایهگذاران دارد. طی سالهای متمادی، بازار آمریکا بهطور مستمر بهتر از سایر بازارها عمل کرده و همین امر باعث شده بود خروج از آن بهعنوان یک ریسک شغلی و حرفهای تلقی شود. بسیاری از مدیران سرمایه که تلاش کردند برخلاف این روند عمل کنند، با فشار عملکردی و حتی از دست دادن موقعیت شغلی مواجه شدند. اکنون اما، پرسش کلیدی این است که چند ماه یا چند سال عملکرد ضعیف آمریکا لازم است تا تنوعبخشی جغرافیایی دوباره به یک استراتژی «ایمن» تبدیل شود. با تداوم این روند، ترس از عقبماندن از موج جدید جهانی، جایگزین ترس سنتی از فاصله گرفتن از بازار آمریکا خواهد شد. از منظر ساختاری، این تغییر فاز میتواند پیامدهای بلندمدتی برای جریان سرمایه جهانی داشته باشد. در صورت استمرار تردیدها نسبت به سیاستهای آمریکا، روند انباشت سرمایه در بازارهای نوظهور و اقتصادهای منتخب آسیایی و آمریکای لاتین ممکن است شتاب بگیرد. این موضوع میتواند به تقویت ارزهای محلی، رشد بازارهای سهام منطقهای و افزایش عمق مالی این کشورها منجر شود، هرچند همزمان ریسک شکلگیری حبابهای قیمتی را نیز افزایش میدهد. نمونه آن را میتوان در نوسانات شدید KOSPI و رشد سریع قیمت نقره مشاهده کرد. در کوتاهمدت، بازارها وارد دورهای با نوسانات بالا شدهاند که فرصتهای متعددی برای معاملهگران حرفهای ایجاد میکند. انتشار گزارشهای مهم درآمدی شرکتهای بزرگ، نشستهای حساس بانکهای مرکزی، چندین حراج اوراق خزانه آمریکا، پایان ماه مالی شرکتها و پایان دورههای حسابداری، همگی میتوانند محرکهای نوسان باشند. در این میان، داده تورم استرالیا در روز سهشنبه از اهمیت ویژهای برخوردار است و انتظار میرود قوی ظاهر شود؛ عاملی که میتواند احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی استرالیا را به حدود ۹۹ درصد برساند و به تقویت بیشتر دلار استرالیا منجر شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذرهبین تحلیلگران؛ تثبیت قیمت یا جهش به قلههای بالاتر؟ در مجموع، آنچه در حال شکلگیری است، یک بازتعریف تدریجی در نقشه سرمایهگذاری جهانی است. آمریکا همچنان یکی از جذابترین مقاصد سرمایه باقی مانده، اما دیگر تنها گزینه بیرقیب محسوب نمیشود. زخمهای ناشی از نااطمینانی سیاستی، تنشهای ژئوپلیتیک و تغییرات ساختاری اقتصاد جهانی، تمایل به تنوعبخشی را تقویت کردهاند. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است طی سالهای آینده شاهد توزیع متوازنتری از سرمایه در سطح جهان باشیم؛ تغییری که میتواند پیامدهای عمیقی برای بازارهای مالی، سیاستهای پولی و توازن قدرت اقتصادی بینالمللی به همراه داشته باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با تهدید به اعمال تعرفه ۱۰۰ درصدی بر تمامی صادرات کانادا به ایالات متحده، تنشهای تجاری میان دو کشور را وارد مرحله تازهای کرد. این تهدید در واکنش به توافق اخیر اتاوا با چین مطرح شده و نشانهای از تشدید اختلافات واشنگتن با نزدیکترین شریک تجاری خود در آمریکای شمالی است. ترامپ با لحنی تند و در ادامه ادبیات کنایهآمیز خود، جاستین کارنی، نخستوزیر کانادا، را «فرماندار کارنی» خطاب کرد و هشدار داد که نزدیکی به چین «اشتباهی جدی» است. او در شبکههای اجتماعی نوشت که در صورت امضای هرگونه توافق تجاری با پکن، تمامی کالاهای کانادایی مشمول تعرفه ۱۰۰ درصدی خواهند شد. ترامپ همچنین مدعی شد افزایش واردات خودروهای برقی چینی به کانادا، این کشور را در معرض تهدید اقتصادی جدی قرار میدهد. این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که کانادا و چین هفته گذشته به توافقی گسترده برای کاهش موانع تجاری و بازسازی روابط اقتصادی دست یافتند؛ توافقی که نشانهای از چرخش سیاست خارجی اتاوا و فاصله گرفتن نسبی از رویکرد تجاری مورد نظر واشنگتن تلقی میشود. بر اساس این توافق، چین متعهد شده تعرفه برخی محصولات کشاورزی کانادا، از جمله کلزا، را کاهش دهد و در مقابل، کانادا اجازه ورود محدود خودروهای برقی چینی با تعرفه پایینتر را صادر کند. نخستوزیر کانادا پس از دیدار با شی جینپینگ در پکن اعلام کرد که انتظار دارد محدودیتهای تجاری بر محصولات کشاورزی کاهش یابد. این سفر، نخستین حضور یک رهبر کانادایی در چین طی هشت سال گذشته بود. همچنین، پکن اعلام کرده سفر بدون ویزا برای شهروندان کانادایی را در دستور کار قرار خواهد داد. همزمان، کارنی در اجلاس داووس با سخنرانی تندی علیه «سیاستهای مبتنی بر اجبار قدرتهای بزرگ» هشدار داد و بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، استفاده از تعرفهها، زیرساختهای مالی و زنجیره تأمین بهعنوان ابزار فشار سیاسی را محکوم کرد. این اظهارات بهطور گسترده بهعنوان انتقادی ضمنی از سیاستهای دولت آمریکا تفسیر شد. ترامپ در واکنش، کانادا را به «ناسپاسی» در برابر حمایتهای نظامی آمریکا متهم کرد و مدعی شد این کشور «به لطف ایالات متحده زنده است»؛ ادعایی که با پاسخ منفی اتاوا مواجه شد. او همچنین دعوت کانادا برای پیوستن به نهاد موسوم به «هیأت صلح» خود را لغو کرد و اختلافات دو طرف را به حوزههای دفاعی و امنیتی نیز گسترش داد. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذرهبین تحلیلگران؛ تثبیت قیمت یا جهش به قلههای بالاتر؟ در حال حاضر، مشخص نیست منظور ترامپ از «توافق غیرقابل قبول» با چین دقیقاً چیست، چرا که توافق اخیر بیشتر بر کشاورزی و خودروهای برقی متمرکز بوده است. همچنین، وضعیت اعمال احتمالی این تعرفهها در چارچوب توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی (USMCA) نامشخص است؛ توافقی که بخش عمده صادرات کانادا به آمریکا را از تعرفه معاف میکند. در حال حاضر، نرخ پایه تعرفه برای کالاهای خارج از این چارچوب حدود ۳۵ درصد است. روابط واشنگتن و اتاوا از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید رو به تیرگی گذاشته است. افزایش تعرفهها بر کالاهای کانادایی، واکنش منفی گستردهای در این کشور بهدنبال داشته و به تحریم نمادین کالاهای آمریکایی و کاهش سفر شهروندان کانادا به آمریکا منجر شده است. در پاسخ، دولت کانادا تلاش خود برای تنوعبخشی به شرکای تجاری و گسترش روابط با اروپا و آسیا را تشدید کرده است. در مجموع، تهدید اخیر ترامپ نهتنها خطر یک جنگ تجاری تازه در آمریکای شمالی را افزایش داده، بلکه نشان میدهد رقابت ژئوپلیتیک میان آمریکا و چین بهطور فزایندهای بر تصمیمات اقتصادی متحدان واشنگتن نیز سایه افکنده است؛ روندی که میتواند پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی در سالهای آینده به همراه داشته باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
فدرال رزرو هفته آینده نخستین نشست سیاست پولی خود در سال جدید را برگزار میکند و تصمیم آن در روز چهارشنبه اعلام خواهد شد. انتظار نمیرود تغییری در نرخهای بهره اعمال شود؛ چرا که جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، در نشست دسامبر و پس از سه نوبت کاهش متوالی ۲۵ واحد پایهای تأکید کرده بود که بانک مرکزی اکنون «در موقعیتی مناسب قرار دارد تا منتظر بماند و ببیند اقتصاد چگونه پیش میرود». نگرانیها درباره بازار کار موجب شد فدرال رزرو از ماه سپتامبر چرخه انبساط پولی را از سر بگیرد؛ آن هم در شرایطی که رشد اشتغال در تابستان عملاً متوقف شده بود، در حالی که تورم همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی باقی مانده بود. با این حال، نشانههایی از تثبیت بازار کار مشاهده میشود و اگرچه فضای فعلی «نه استخدام، نه اخراج» چندان نشانی از یک رونق قدرتمند ندارد، اما به فدرال رزرو این امکان را میدهد که با فراغ بال بیشتری تحولات تورمی را ارزیابی کند؛ بهویژه در شرایطی که دادهها به دلیل تعطیلی دولت فدرال با نویز و اختلال همراه بودهاند. تورم سرفصل آمریکا در ماه دسامبر به ۲.۷ درصد به صورت سالانه کاهش یافت، در حالی که تورم هسته بدون تغییر در سطح ۲.۶ درصد باقی ماند. این ارقام دیدگاه غالب بازار را تقویت کردهاند که تورم پس از افزایش موقتی ناشی از تعرفههای دولت ترامپ، بار دیگر در مسیر نزولی قرار گرفته است. پاول نیز در کنفرانس خبری پس از نشست دسامبر، بدون تردید تعرفهها را عامل جهش تورمی معرفی کرد، اما همزمان با لحنی نسبتاً خوشبینانه اظهار داشت که این فشار قیمتی به احتمال زیاد «یک افزایش یکباره قیمتها» بوده است. با این وجود، مقامات فدرال رزرو همچنان رویکردی محتاطانه در پیش گرفتهاند؛ نهتنها به این دلیل که تورم از سال ۲۰۲۱ تاکنون به هدف ۲ درصدی نرسیده و اعتبار بانک مرکزی در صورت تداوم این وضعیت زیر سؤال میرود، بلکه از آن رو که نگرانیها درباره بازار کار نیز تا حد زیادی کاهش یافته است. اقتصاد آمریکا در حال حاضر نشانههای روشنی از قدرت نشان میدهد و مدل GDPNow فدرال رزرو آتلانتا رشد چشمگیر ۵.۴ درصدی را برای سهماهه پایانی سال ۲۰۲۵ برآورد میکند. از این رو، با وجود نرمتر شدن اخیر دادههای تورمی، بعید به نظر میرسد فدرال رزرو در نشست هفته آینده نشانهای از تسریع روند کاهش نرخ بهره در ماههای آتی ارائه دهد. پاول احتمالاً تلاش خواهد کرد با برجستهسازی قدرت اقتصاد آمریکا، این احتیاط را توجیه کند. با این حال، اگر او در سخنان خود دریچهای به روی بیش از یک نوبت کاهش ۲۵ واحد پایهای آنگونه که در نمودار نقطهای برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی شده بگشاید، این موضوع میتواند خبر خوشایندی برای سرمایهگذاران تلقی شود. در شرایطی که دلار آمریکا همچنان تحت تأثیر تهدیدهای تازه ترامپ درباره اعمال تعرفهها و تحولات مرتبط با گرینلند قرار دارد، هرگونه غافلگیری انبساطی از سوی فدرال رزرو میتواند فشار فروش تازهای بر اسکناس سبز وارد کند و نوسانات جدیدی را در بازار ارز رقم بزند. آیا ترامپ سرانجام جانشین پاول را معرفی خواهد کرد؟ از منظر دادههای اقتصادی، هفته پیشرو با انتشار سفارشات کالاهای بادوام آمریکا برای ماه نوامبر در روز دوشنبه آغاز میشود. پس از آن، شاخص اعتماد مصرفکننده «کنفرانس بورد» روز سهشنبه منتشر خواهد شد. در ادامه، گزارش سفارشات کارخانهای در روز پنجشنبه و در نهایت شاخص مدیران خرید شیکاگو (Chicago PMI) و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) در روز جمعه در کانون توجه بازار قرار خواهند گرفت. با این حال، این احتمال وجود دارد که مهمترین رویداد هفته نه از دل دادههای اقتصادی بیرون بیاید و نه حتی از تصمیم فدرال رزرو. دونالد ترامپ ممکن است با اعلام نام گزینه مورد نظر خود برای جانشینی جروم پاول، توجه بازارها را از نشست بانک مرکزی منحرف کند. بر اساس گزارشها، رئیسجمهور آمریکا دامنه انتخاب خود را به چهار نفر محدود کرده است: کِوین هَسِت، مشاور اقتصادی کاخ سفید؛ کریستوفر والر، عضو هیئتمدیره فدرال رزرو؛ کوین وارش، عضو پیشین هیئتمدیره این نهاد؛ و ریک ریدر، مدیر ارشد سرمایهگذاری اوراق بدهی در بلکراک که اخیراً به فهرست گزینهها اضافه شده است. معاملهگران بازار سهام احتمالاً با انتخاب هر یک از این گزینهها واکنش مثبتی نشان خواهند داد، چرا که همگی از چهرههای شناختهشده و مورد اعتماد بازار به شمار میروند. با این حال، بازار اوراق قرضه به احتمال زیاد در صورت انتخاب کریستوفر والر آرامش بیشتری خواهد داشت؛ چرا که او بهعنوان یکی از چهرههای درونساختاری فدرال رزرو، نماد تداوم و ثبات سیاستگذاری تلقی میشود. در مقابل، انتظار نمیرود دلار آمریکا بلافاصله واکنش پررنگی به این خبر نشان دهد. سرمایهگذاران احتمالاً ترجیح خواهند داد تا روشنتر شدن مسیر سیاست پولی تحت مدیریت جدید صبر کنند و پس از آن، موضعگیری دقیقتری نسبت به چشمانداز دلار اتخاذ کنند. ✔️ بیشتر بخوانید: تصمیم درباره رئیس آینده فدرال رزرو در آستانه نهایی شدن؛ بازارها چشمانتظار انتخاب ترامپ بانک مرکزی کانادا در مسیر حفظ وضعیت فعلی در شرایطی که احتمال میرود جروم پاول بار دیگر به دلیل خودداری از کاهش نرخ بهره، هدف انتقادهای تازه دونالد ترامپ قرار گیرد، مارک کارنی، نخستوزیر کانادا نیز همچنان در کاخ سفید از محبوبیت چندانی برخوردار نیست. با این حال، با وجود پیشرفت محدود در زمینه کاهش تعرفههای آمریکا بر صادرات کانادا که خارج از چارچوب توافق USMCA قرار دارند، اقتصاد این کشور تاکنون از خود پایداری قابل قبولی نشان داده است. طی ماههای اخیر، بازار کار کانادا از ماه سپتامبر به این سو در مسیر رشد قرار گرفته و تولید ناخالص داخلی نیز در سهماهه سوم سال گذشته بار دیگر شتاب گرفته است. تازهترین آمار رشد ماهانه اقتصاد کانادا قرار است روز جمعه منتشر شود و میتواند تصویر دقیقتری از میزان تابآوری اقتصاد این کشور ارائه دهد. در سوی دیگر، چشمانداز تورم در ماههای اخیر ترکیبی و نسبتاً نامتوازن بوده است؛ موضوعی که فضای تصمیمگیری بانک مرکزی کانادا را محتاطانهتر کرده است. در نتیجه، انتظار میرود این نهاد در نشست روز چهارشنبه که تنها چند ساعت پیش از اعلام تصمیم فدرال رزرو برگزار میشود، نرخهای بهره را بدون تغییر حفظ کند. بر اساس قیمتگذاری بازارهای فیوچرز، در حال حاضر حدود ۴۰ درصد احتمال برای افزایش نرخ بهره تا پایان سال در نظر گرفته شده است. با این حال، اگر مقامات بانک مرکزی کانادا در بیانیه خود همچنان گزینه کاهش نرخ بهره را باز نگه دارند، دلار کانادا ممکن است بخشی از رشدهای اخیر خود در برابر دلار آمریکا را از دست بدهد و وارد فاز اصلاحی شود. آیا دادههای تورمی استرالیا مهر تأییدی بر افزایش نرخ بهره RBA خواهد زد؟ در همین حال، در استرالیا احتمال افزایش نرخ بهره بیش از پیش تقویت شده است و سرمایهگذاران در حال حاضر حدود ۵۸ درصد احتمال میدهند که بانک مرکزی استرالیا (RBA) در نشست ۳ فوریه نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش دهد. در این میان، انتشار دادههای شاخص قیمت مصرفکننده (شاخص CPI) در هفته آینده نقشی تعیینکننده در جهتگیری این انتظارات ایفا خواهد کرد. آمارهای فصلی تورم قرار است روز چهارشنبه همزمان با دادههای ماهانه منتشر شوند و میتوانند مشخص کنند که کفه ترازو به سود افزایش نرخها سنگینتر خواهد شد یا خیر. تورم سرفصل در سهماهه سوم سال گذشته به ۳.۲ درصد به صورت سالانه رسید و انتظار میرود در سهماهه چهارم نیز اندکی افزایش یافته باشد. این در حالی است که شاخص ماهانه تورم در ماه اکتبر تا ۳.۸ درصد رشد کرد، اما در نوامبر بار دیگر به ۳.۴ درصد عقب نشست؛ نشانهای از نوسانات مقطعی در مسیر تورم. در صورتی که گزارش تورمی پیشرو کمتر از انتظارات بازار منتشر شود، میتواند فشار قابل توجهی بر دلار استرالیا وارد کند؛ ارزی که طی هفته گذشته تحت تأثیر افزایش گمانهزنیها درباره رشد نرخ بهره، روندی صعودی را تجربه کرده است. در مقابل، اگر دادههای CPI احتمال اقدام انقباضی از سوی RBA را تقویت کنند، دلار استرالیا ممکن است در کوتاهمدت هدف قیمتی ۰.۶۹۰۰ دلار آمریکا را در چشمانداز خود قرار دهد و وارد فاز جدیدی از تقویت شود. ✔️ بیشتر بخوانید: فرانک سوئیس همچنان امنترین پناهگاه ارزی؛ نگاه محتاطانه گلدمن ساکس به چشمانداز کوتاهمدت دادههای منطقه یورو؛ عاملی برای حفظ حمایت از یورو کاهش نسبی تنشها میان پایتختهای اروپایی و واشنگتن بر سر موضوع خودمختاری گرینلند، برای بازارهای مالی خبر خوشایندی بوده و تا حد زیادی از شدت نگرانیها کاسته است. با این حال، این بحران را نمیتوان پایانیافته تلقی کرد؛ چرا که گفتوگوها درباره چارچوب یک توافق احتمالی آینده، هنوز فاصله زیادی با حلوفصل کامل اختلافات میان طرفین دارد. در این میان، یورو بهطور غیرمنتظرهای به یکی از برندگان اصلی تحولات ژئوپلیتیک اخیر تبدیل شده است؛ چرا که دلار آمریکا در نتیجه شکلگیری موج «فروش داراییهای آمریکایی» تحت فشار قرار گرفت. البته این به معنای مصون بودن یورو از ریسکها نیست و همزمان با ادامه مذاکرات درباره آینده گرینلند، آسیبپذیریهایی نیز همچنان متوجه این ارز اروپایی است. یکی از مهمترین این ریسکها، احتمال تشدید تنشهای تجاری میان اتحادیه اروپا و ایالات متحده است؛ موضوعی که میتواند شانس کاهش مجدد نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا در سال جاری را افزایش دهد. با این حال، در مقطع کنونی انتظار میرود دادههای اقتصادی منتشرشده همچنان از موضع خنثی ECB حمایت کرده و مانع از چرخش زودهنگام سیاست پولی شوند. نخستین برآورد از رشد تولید ناخالص داخلی منطقه یورو در سهماهه چهارم، روز جمعه منتشر خواهد شد. پیشبینیها از رشد ۰.۲ درصدی بهصورت فصلی (q/q) حکایت دارد؛ رقمی که اندکی کمتر از رشد ۰.۳ درصدی سهماهه سوم است و نشانهای از کند شدن نسبی شتاب اقتصادی محسوب میشود. علاوه بر این، سرمایهگذاران در طول هفته نگاه ویژهای به شاخص فضای کسبوکار «ایفو» آلمان در روز دوشنبه و همچنین آمارهای اولیه تورم منطقه یورو برای ماه ژانویه در روز جمعه خواهند داشت؛ دادههایی که میتوانند نقش مهمی در شکلدهی انتظارات بازار نسبت به مسیر آتی سیاست پولی اروپا ایفا کنند. تمرکز بازار بر تورم توکیو پس از تصمیم بانک مرکزی ژاپن در پایان هفته، نگاه بازارها بار دیگر به ژاپن و دادههای تورمی این کشور معطوف خواهد شد؛ جایی که برآوردهای شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) منطقه توکیو برای ماه ژانویه، روز جمعه منتشر میشود. این آمار بهعنوان یکی از شاخصهای پیشنگر تورم ملی ژاپن، از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند جهتگیری انتظارات بازار را تحت تأثیر قرار دهد. تورم هسته توکیو در ماه دسامبر به ۲.۳ درصد به صورت سالانه کاهش یافت؛ کاهشی که بازتابی از افت قیمت انرژی و تعدیل نسبی تورم مواد غذایی بود و از فروکش کردن بخشی از فشارهای قیمتی حکایت داشت. در صورتی که دادههای ماه ژانویه نیز کاهش بیشتری را نشان دهند، ممکن است فشار تازهای بر ین ژاپن وارد شود. این در حالی است که سرمایهگذاران همچنان بیش از آنکه بر موضع نسبتا انقباضی بانک مرکزی ژاپن تمرکز کنند، نگران روند فزاینده بدهی دولت این کشور هستند. اگرچه بانک مرکزی ژاپن در نشست اخیر خود چشمانداز تورمی را به سمت بالا بازنگری کرد و سیگنالهایی از آمادگی برای افزایش دوباره نرخ بهره ارسال نمود، اما بازار ارز تاکنون واکنش قاطعی به این پیامها نشان نداده و ین همچنان متقاعد نشده است. در شرایطی که ین قادر به بازیابی پایدار نیست، ریسک مداخله ارزی از سوی مقامات ژاپنی در روزهای آینده افزایش یافته است؛ بهویژه پس از آنچه روز جمعه بهعنوان «بررسی نرخ» (Rate Check) مشکوک تلقی شد. معمولاً مقامات پیش از مداخله مستقیم، از این ابزار برای سنجش شرایط بازار و ارسال یک پیام هشدارآمیز استفاده میکنند که نشان میدهد در هر لحظه آمادگی ورود به بازار را دارند. از این رو، سرمایهگذاران بازار ارز در روزهای آینده ناگزیر خواهند بود با هوشیاری بیشتری تحولات ین را دنبال کنند، چرا که هرگونه تشدید نوسانات میتواند به واکنش سریع سیاستگذاران ژاپنی منجر شود و معادلات کوتاهمدت بازار را دگرگون سازد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
برآورد اولیه شاخص مدیران خرید بخش تولیدی ایالات متحده - S&P Global Manufacturing PMI Flash (ژانویه) واقعی ................... 51.9 پیشبینی .............. 52.1 قبلی ...................... 51.8 برآورد اولیه شاخص مدیران خرید بخش خدمات ایالات متحده - S&P Global Services PMI Flash (ژانویه) واقعی ................... 52.5 پیشبینی .............. 52.8 قبلی ...................... 52.5 برآورد اولیه شاخص مدیران خرید بخش ترکیبی (تولیدی و خدماتی) ایالات متحده - S&P Global Composite PMI Flash (ژانویه) واقعی ................... 52.8 قبلی ...................... 52.7
با بازگشت دونالد ترامپ از اجلاس داووس به واشنگتن، گمانهزنیها درباره معرفی رئیس بعدی فدرال رزرو وارد مرحله نهایی شده است. گزارشهای هفته گذشته حاکی از آن بود که رئیسجمهور آمریکا قصد دارد تصمیم خود را اندکی پیش یا پس از حضور در داووس اعلام کند؛ موضوعی که اکنون احتمال اعلام آن در روزهای پیشرو یا حتی آخر هفته را تقویت کرده است. ترامپ در گفتوگویی با شبکه CNBC در داووس تلویحاً از نهایی شدن انتخاب خود خبر داد. او گفت: «ما به سه نفر رسیده بودیم، بعد دو نفر و حالا شاید در ذهن من فقط یک نفر باقی مانده باشد.» این اظهارنظر، نشانهای از نزدیک بودن تصمیم نهایی تلقی میشود. در بازارهای پیشبینی، نام ریک ریدر طی روزهای اخیر پررنگتر شده و احتمال انتخاب او به حدود ۳۵ درصد رسیده است؛ رقمی که او را در فاصلهای اندک از کِوین وارش قرار میدهد. در مقابل، کوین هَسِت (گزینهای که پیشتر بخت بالایی داشت) بار دیگر از سوی ترامپ کنار گذاشته شد. رئیسجمهور آمریکا درباره او گفت ترجیح میدهد هسِت در جایگاه فعلی خود باقی بماند، زیرا «در تلویزیون بسیار خوب ظاهر میشود». ترامپ همچنین از مصاحبه ریدر تمجید کرده و آن را «بسیار تأثیرگذار» توصیف کرده است. با وجود رشد شانس ریدر، بسیاری از تحلیلگران همچنان کِوین وارش را محتملترین گزینه میدانند. وارش سالهاست برای این سمت تلاش کرده و در آستانه تصمیم نهایی، رویکردی محتاطانه و کمحاشیه در پیش گرفته است. ترامپ نیز بارها گفته که از انتخاب جروم پاول در دوره گذشته بهجای وارش ابراز پشیمانی میکند؛ موضوعی که موقعیت او را تقویت کرده است. بازارهای مالی تاکنون واکنش تندی به این فرآیند نشان ندادهاند. کنار رفتن هسِت که بهعنوان نزدیکترین گزینه به مواضع کاخ سفید شناخته میشد، تا حدی نگرانیها را کاهش داده است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند وارش نیز میتواند در عمل رویکردی مشابه داشته باشد و بیش از حد با خواستههای سیاسی همراه شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازتنظیم انتظارات نرخ بهره پس از تحولات اخیر؛ دادههای قوی، چرخش بازار بهسوی سیاستهای انقباضیتر از نگاه فعالان بازار، تأثیر انتخاب رئیس جدید فدرال رزرو احتمالاً بیش از همه در بازار طلا نمایان خواهد شد. در صورت انتخاب وارش، انتظار میرود طلا با حمایت بیشتری مواجه شود، زیرا او بهعنوان گزینهای داویش تلقی میشود. در مقابل، انتخاب ریدر میتواند به تقویت دلار و افت قیمت طلا منجر شود. در این میان، کریستوفر والر نیز همچنان بهعنوان گزینهای فرعی مطرح است. اگرچه او در ماههای اخیر مواضع نسبتاً انبساطیتری اتخاذ کرده، بسیاری در بازار این رویکرد را تاکتیکی و سیاسی میدانند و معتقدند در صورت رسیدن به ریاست، احتمال بازگشت او به مواضع انقباضی گذشته وجود دارد. در مجموع، با نزدیک شدن به تصمیم نهایی، بازارها بیش از هر زمان دیگری به تحولات واشنگتن چشم دوختهاند. انتخاب رئیس آینده فدرال رزرو میتواند مسیر سیاست پولی آمریکا در سالهای پیشرو را شکل دهد و بر ارزها، اوراق قرضه و بازار طلا تأثیر قابلتوجهی بگذارد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
تغییرات ماهانه خردهفروشی کانادا - Retail Sales (نوامبر) واقعی .................... 1.3 درصد پیشبینی ............... 1.2 درصد قبلی ...................... 0.2- درصد تغییرات ماهانه خردهفروشی هسته کانادا - Core Retail Sales (نوامبر) واقعی .................... 1.7 درصد پیشبینی ............... 1.2 درصد قبلی ...................... 0.6- درصد
تحولات ژئوپلیتیک و انتشار مجموعهای از دادههای اقتصادی قوی در هفته گذشته، باعث بازنگری قابلتوجه بازارها در انتظارات مربوط به مسیر سیاست پولی بانکهای مرکزی شده است. بهطور کلی، بهبود فضای ریسک و نشانههای تقویت رشد اقتصادی، زمینهساز تعدیلهای نسبتاً انقباضی در قیمتگذاری نرخ بهره بوده است؛ روندی که بیش از همه در استرالیا نمود پیدا کرده است. بر اساس آخرین برآوردهای بازار، معاملهگران همچنان انتظار دارند فدرال رزرو و بانک مرکزی انگلیس تا پایان سال به سمت کاهش محدود نرخها حرکت کنند، هرچند احتمال تغییر در نشستهای آتی بسیار پایین ارزیابی میشود. برای فدرال رزرو، مجموع کاهش مورد انتظار حدود ۴۴ واحد پایه است و بازار با احتمال ۹۷ درصد، عدم تغییر نرخ در نشست پیشرو را پیشبینی میکند. در بریتانیا نیز انتظار کاهش حدود ۳۸ واحد پایه وجود دارد، در حالی که برای بانک مرکزی اروپا عملاً هیچ تغییری تا پایان سال قیمتگذاری نشده است. خلاصه انتظارات بازار از سیاست پولی بانکهای مرکزی بانک مرکزی جهت مورد انتظار تا پایان سال میزان تغییر (واحد پایه) احتمال عدم تغییر در نشست بعدی فدرال رزرو (Fed) کاهش نرخ 44- واحد پایه 97٪ بانک مرکزی انگلیس (BoE) کاهش نرخ 38- واحد پایه 98٪ بانک مرکزی اروپا (ECB) بدون تغییر 1 واحد پایه 100٪ بانک مرکزی کانادا (BoC) افزایش محدود 13+ واحد پایه 89٪ بانک مرکزی ژاپن (BoJ) افزایش نرخ 52+ واحد پایه 90٪ بانک مرکزی استرالیا (RBA) افزایش نرخ 57+ واحد پایه 61٪ احتمال افزایش بانک مرکزی نیوزیلند (RBNZ) افزایش محدود 51+ واحد پایه 99٪ بانک مرکزی سوئیس (SNB) تقریباً ثابت 3+ واحد پایه 99٪ این جدول نشان میدهد که در حالی که اقتصادهای بزرگ غربی همچنان در مسیر کاهش تدریجی نرخها قرار دارند، برخی اقتصادهای حوزه آسیا-اقیانوسیه با چشمانداز انقباضیتری مواجه شدهاند. محرک اصلی این بازتنظیم، کاهش تنشهای تجاری پس از عقبنشینی دونالد ترامپ از اعمال تعرفههای مرتبط با گرینلند در حاشیه اجلاس داووس بود. اعلام دستیابی به «چارچوب توافق» با ناتو، فضای ریسکپذیری را بهبود بخشید و زمینه را برای تعدیل انتظارات نرخ بهره به سمت سیاستهای سختگیرانهتر فراهم کرد. همزمان، گزارش بسیار قوی بازار کار استرالیا (با افت نرخ بیکاری به ۴.۱ درصد) باعث جهش دلار استرالیا و تقویت انتظارات افزایش نرخ در این کشور شد. در آمریکا و نیوزیلند نیز دادههای مطلوب به این روند دامن زد. آمار بهتر از انتظار مدعیان بیمه بیکاری در آمریکا و تورم بالاتر از پیشبینیها در نیوزیلند، موجب شد معاملهگران بخشی از انتظارات کاهش نرخ را کنار بگذارند. در ژاپن نیز، اگرچه بانک مرکزی نرخها را بدون تغییر حفظ کرد، اما ارتقای جزئی پیشبینیهای رشد و تورم، به یک بازقیمتگذاری محدود انقباضی منجر شد؛ هرچند مداخله مشکوک ارزی پس از عبور دلار/ین از سطح ۱۵۹، بیش از خود تصمیم سیاستی توجه بازار را جلب کرد. در اروپا، دادههای شاخص مدیران خرید بریتانیا نقش مهمی ایفا کرد. آمار قوی فعالیت بخش خصوصی و تشدید فشارهای قیمتی، موجب کاهش انتظارات برای کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی انگلیس شد و از پوند حمایت کرد. گزارش S&P Global این رشد را قویترین بهبود فعالیت اقتصادی از آوریل ۲۰۲۴ توصیف کرده است. در مجموع، مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد بازارها در حال فاصله گرفتن تدریجی از سناریوی کاهش سریع و گسترده نرخ بهره هستند. در صورت تداوم دادههای قوی، بهویژه در آمریکا و اقتصادهای کالامحور، این روند میتواند تقویت شود. اکنون نگاهها به انتشار شاخصهای مدیران خرید آمریکا دوخته شده است؛ دادهای که میتواند مسیر کوتاهمدت انتظارات پولی را بار دیگر دستخوش تغییر کند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.