نوآوری در رمزارزها بر اقتصاد تأثیر میگذارد و شایسته توجه فدرال رزرو است.
فدرال رزرو در ادغام فناوری جدید عملکرد خوبی دارد.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
نوآوری در رمزارزها بر اقتصاد تأثیر میگذارد و شایسته توجه فدرال رزرو است.
فدرال رزرو در ادغام فناوری جدید عملکرد خوبی دارد.

طلا امروز با شتابی چشمگیر از محدوده ۳۹۹۰ دلار تا ۴۰۲۵ دلار صعود کرد و به بالاترین سطح از روز دوشنبه رسید. این حرکت سریع، در حالی رخ داده که بازار در تمام هفته حول سطح روانی ۴۰۰۰ دلار در حال نوسان بوده است.
در صورت عبور قیمت از مقاومت ۴۰۵۰ دلار (سقف ۳۰ اکتبر)، طلا میتواند فاز تثبیت اخیر را پشت سر بگذارد و مسیر صعودی جدیدی را آغاز کند.
با اینکه عامل مشخصی برای این جهش دیده نمیشود، اما ضعف دلار آمریکا و کاهش بازده اوراق خزانهداری در معاملات امروز نقش کلیدی داشتهاند.
داده ضعیف اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان و تداوم تعطیلی دولت آمریکا نیز باعث افزایش گمانهزنیها درباره احتمال کاهش نرخ بهره فدرال رزرو در دسامبر شدهاند؛ عاملی که میتواند به نفع طلا تمام شود.
در مجموع، اگر طلا بتواند بالای محدوده ۴۰۰۰ تثبیت شود، این هفته میتواند برای خریداران فلز زرد با پایانی قدرتمند همراه باشد.

بیتکوین پس از افت به زیر سطوح کلیدی قیمت تمامشده، در نزدیکی مرز ۱۰۰ هزار دلار تثبیت شده است که نشانهای از کاهش تقاضا و فروش از سوی هولدرهای بلندمدت است. در حالیکه صندوقهای ETF همچنان با خروج سرمایه روبهرو هستند و معاملهگران بازار آپشن در وضعیت تدافعی باقی ماندهاند، بازار در موقعیتی شکننده قرار دارد. محتاط در حالت فروش بیش از حد (oversold)است اما هنوز وارد فاز تسلیم کامل نشده است.
در ادامهی گزارش هفتهی گذشته با عنوان فقدان اطمینان، بیتکوین پس از چند تلاش ناموفق برای بازپسگیری قیمت تمام شدهی هولدرهای کوتاهمدت، سرانجام به زیر مرز ۱۰۰ هزار دلار سقوط کرد.
این شکست سطح کلیدی، تأییدی بر کاهش شتاب تقاضا و تداوم فشار فروش از سوی هولدرهای بلندمدت است که نشانهای روشن از فاصله گرفتن بازار از فاز صعودی است.
در این نسخه با استفاده از مدلهای قیمتی آنچین و شاخصهای رفتار سرمایه گذاران، ضعف ساختاری بازار را بررسی میکنیم؛ سپس به سراغ دادههای بازار اسپات، پرپچوال و آپشن میرویم تا سنتیمنت بازار وپوزیشنهای معاملهگران برای هفتهی پیشرو را ارزیابی کنیم.
از زمان ریست بازار در تاریخ ۱۰ اکتبر، بیتکوین نتوانسته بالای قیمت تمام شدهی هولدرهای کوتاهمدت باقی بماند و در نتیجه، شاهد ریزشی شارپ تا حوالی ۱۰۰ هزار دلار بودهایم، یعنی حدود ۱۱٪ پایینتر از سطح کلیدی ۱۱۲,۵۰۰ دلار.
فاصلهی قیمتی در این عمق نسبت به قیمت تمام شده، معمولاً احتمال ادامهی افت را افزایش داده و قیمت را به سمت حمایتهای ساختاری پایینتر میکشاند؛ از جمله میانگین قیمت خرید فعالان بازار «Active Investors’ Realized Price» که هماکنون در محدودهی ۸۸,۵۰۰ دلار قرار دارد.
این شاخص بهصورت پویا میانگین بهای تمامشدهی کوینهای در گردش فعال بهجز کوینهای راکد را دنبال میکند و در چرخههای قبلی معمولاً بهعنوان نقطهی مرجع اصلی در فازهای اصلاحی طولانیمدت عمل کرده است.

در ادامهی این تحلیل باید گفت که اصلاح اخیر، الگویی شبیه دورههای ژوئن ۲۰۲۴ و فوریه ۲۰۲۵ ایجاد کرده است .دورههایی که بیتکوین در مرز میان فاز صعودی و اصلاح عمیقتر قرار داشت. در محدودهی ۱۰۰ هزار دلار، حدود ۷۱٪ از موجودی در سود باقی مانده است؛ سطحی که بازار را در آستانهی پایین محدودهی تعادلی معمول ۷۰٪ تا ۹۰٪ قرار میدهد که معمولاً در مرحلهی تثبیت در میانهی چرخههای بازار مشاهده میشود.
این مرحله اغلب با رالیهای کوتاهمدت بازگشتی به سمت قیمت تمامشدهی هولدرهای کوتاهمدت همراه است، اما رشد پایدار معمولاً نیازمند تثبیت طولانیتر و ورود مجدد جریان تقاضا است. در مقابل اگر ضعف بیشتر باعث شود بخش بزرگتری از موجودی وارد زیان شود، بازار در معرض گذار از روند نزولی ملایم فعلی به فاز نزولی عمیقتر قرار میگیرد، فازی که معمولاً با مرحلهی تسلیم بازار و فروش گسترده و در ادامه، با جمعآوری مجدد سرمایه توسط هولدرها مشخص میشود.

برای درک بهتر شدت افت فعلی، بررسی شاخص زیان تحققنیافته نسبی (Relative Unrealized Loss) مفید است. این شاخص مقدار کل زیانهای تحققنیافته (برحسب دلار) را نسبت به ارزش بازار اندازهگیری میکند. برخلاف بازار نزولی ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ که این شاخص به سطوح بسیار بالا رسیده بود، مقدار فعلی آن در حدود ۳.۱٪ است؛ سطحی که نشاندهندهی فشار ملایم در بازار است و بیشتر شبیه اصلاحهای میانهی چرخه در سهماهه سوم و چهارم ۲۰۲۴ و سهماهه دوم ۲۰۲۵ است. دورههایی که همگی زیر آستانهی ۵٪ باقی مانده بودند.
تا زمانی که زیانهای تحققنیافته در همین محدوده باقی بمانند، بازار را میتوان در فاز نزولی ملایمی دانست — مرحلهای که با رفتار کنترلشدهی قیمت و اصلاح تدریجی بازارهمراه است، نه وحشت یا فروش هیجانی.
اما اگر افت عمیقتر باعث شود این نسبت از ۱۰٪ فراتر رود، احتمالاً فاز فروش گسترده آغاز خواهد شد و بازار وارد یک دورهی نزولی شدیدتر میشود.

با وجود شدت نسبتاً محدود زیانها و افت ۲۱ درصدی از سقف تاریخی ۱۲۶ هزار دلار، بازار همچنان زیر فشار فروش آرام اما پیوسته از سوی هولدرهای بلندمدت (LTHها) قرار دارد. این روند از جولای ۲۰۲۵ آغاز شده و حتی در حالی ادامه یافت که بیتکوین در اوایل اکتبر به سقف جدیدی رسید، حرکتی که بسیاری را غافلگیر کرد.
در این بازه، موجودی هولدرهای بلندمدت حدود ۳۰۰ هزار بیتکوین کاهش یافته (از ۱۴.۷ میلیون به ۱۴.۴ میلیون BTC). برخلاف موجهای توزیع پیشین در اوایل چرخه، زمانی که هولدرهای بلندمدت در سقف قیمتها دست به فروش میزدند، این بار در شرایط ضعف بازار در حال فروشاند.
به بیان ساده، آنها کوینهای خود را در حالی میفروشند که قیمت در محدودهای خنثی نوسان میکند و به تدریج پایینتر میرود. این تغییر رفتاری نشانهای از خستگی عمیقتر و کاهش اعتماد میان سرمایهگذاران باتجربه است.

برای درک بهتر روند فروش بلندمدتی که در حال وقوع است، باید دانست که تغییرات در موجودی هولدرهای بلندمدت (LTHها) حاصل دو نیروی اصلی است:
۱.کوینهایی که از کیف پولها خارج شدهاند
۲.کوینهایی که عمرشان از حدود ۱۵۵ روز میگذرد و به جمع هولدرهای بلندمدت اضافه میشوند.
از جولای ۲۰۲۵ تاکنون، سرعت خرج شدن کوینها از سرعت بلوغ آنها پیشی گرفته است. همین اختلاف، نوعی توزیع خاموش در زیر سطح بازار ایجاد کرده است. فروشی که به چشم نمیآید اما بهطور مداوم ادامه دارد.
بر اساس دادهها، هولدرهای بلندمدت در این دوره حدود ۲.۴ میلیون بیتکوین را جابهجا کردهاند، اما ورود کوینهای تازه بخش زیادی از این خروج را جبران کرده است؛ در نتیجه موجودی خالص هولدرهای بلندمدت در مجموع تنها حدود ۳۰۰ هزار بیتکوین کاهش یافته است.
اگر اثر بلوغ را کنار بگذاریم، این حجم از خرج شدن معادل حدود ۱۲٪ از کل عرضه در گردش است (۲.۴M / ۱۹.۴M) . رقمی چشمگیر که توضیح میدهد چرا فشار فروش مداوم همچنان احساس میشود، حتی در حالی که قیمت بیتکوین ظاهراً در سطحی باثبات باقی مانده است.

در دو هفتهی گذشته صندوقهای ETF اسپات بیتکوین در آمریکا با کاهش محسوس تقاضا روبهرو شدهاند؛ بهطوریکه خروج سرمایهی روزانه بین ۱۵۰ تا ۷۰۰ میلیون دلار ثبت شده است. این روند در تضاد کامل با موج ورود سرمایهای است که در سپتامبر و اوایل اکتبر مشاهده شد و در آن زمان نقش مهمی در حفظ ثبات قیمتی ایفا میکرد.
این خروجها نشان میدهد جریان سرمایهگذاری نهادی در حال تعدیل است؛ سودگیری و کاهش تمایل برای ایجاد پوزیشنهای جدید باعث افت فشار خرید کلی در ETFها شده. این کاهش فعالیت با ضعف اخیر قیمتها همراستا بوده و بیانگر افت اعتماد خریداران پس از چند ماه انباشت مستمر است.

فعالیت بازار اسپات طی ماه گذشته ضعیفتر شده و شاخص CVD (تغییر در صرافیهای بزرگ روندی نزولی دارد. هم در بایننس و هم در مجموع بازارها، CVD منفی شده (بهترتیب ۸۲۲– و ۹۱۷– بیتکوین) که نشاندهندهی فشار فروش مداوم و نبود تقاضا در سمت خرید است. تنها کوینبیس با رقم مثبت ۱۷۰ بیتکوین کمی متعادلتر عمل کرده، هرچند نشانهای از جذب قوی خرید در آن دیده نمیشود.
این افت در تقاضای اسپات همراستا با کاهش ورود سرمایه به ETFهاست و از کاهش اعتماد سرمایهگذاران خرد و نهادی حکایت دارد. بازار فعلاً سرد و محتاط مانده؛ هر رشد قیمتی هم بهسرعت با سیو سود معاملهگران مواجه میشود.

در بازار مشتقات، نرخ سود خالص معاملات فیوچرز که نشاندهندهی بهرهای است که تریدرهای لانگ برای حفظ پوزیشن خود میپردازند، بهشدت کاهش یافته؛ از ۳۳۸ میلیون دلار در ماه آوریل اکنون به حدود ۱۱۸ میلیون دلار در ماه رسیده است. این افت قابلتوجه نشاندهندهی خروج گسترده سرمایهگذاران از معاملات سفتهبازانه و کاهش میل به ریسک در بازار است.
پس از دورهای طولانی از نرخهای مثبت و بالا در نیمهی سال، افت پیوستهی این شاخص نشان میدهد تریدرها بهجای اهرمگیری در جهت لانگ، در حال کاهش ریسک و اتخاذ پوزیشنهای خنثیتر هستند. این تغییر رفتار همراستا با کاهش تقاضای اسپات و خروج سرمایه از ETFها است و نشان میدهد بازار فیوچرز نیز از فاز خوشبینی شدید به وضعیت محتاط و محافظهکارانه رسیده است.

در حالیکه بیتکوین در محدودهی ۱۰۰ هزار دلاری در نوسان است، دادههای بازار آپشن نشان میدهد که تقاضا برای «پوتها» همچنان بالاست، امری که چندان هم عجیب نیست.
معاملهگران بهجای خرید در کف، حاضرند پریمیومهای بالایی برای پوشش ریسک نزولی پرداخت کنند.
گران شدن پوتها در چنین سطح حمایتی، نشان میدهد که تمرکز بازار همچنان بر محافظت از سرمایه است، نه انباشت بیشتر دارایی.
به بیان سادهتر بازار هنوز در وضعیت پوشش ریسک قرار دارد، نه خرید در کف.

پرمیوم ریسک نوسان یکماهه پس از ده روز متوالی در محدوده منفی، بار دیگر مثبت شده است. همانطور که انتظار میرفت، این شاخص به میانگین خود بازگشته و نوسان ضمنی (Implied Volatility) پس از فشار سنگین بر فروشندگان گاما، دوباره با قیمتهای بالاتر بازتنظیم شده است.
این تغییر نشان میدهد بازار همچنان در وضعیت احتیاط است؛ جایی که معاملهگران حاضرند برای پوشش ریسک، پرمیوم بالاتری بپردازند و در مقابل، بازارسازها در سمت مخالف این معاملات قرار میگیرند. نکتهی قابل توجه این است که نوسان ضمنی همزمان با سقوط بیتکوین به محدودهی ۱۰۰ هزار دلاری، افزایش یافته است که همراستا با بازگشت تقاضا برای پوزیشن های ریسکگریزاست.

نوسان ضمنی کوتاهمدت همچنان رابطهای معکوس و نزدیک با حرکت قیمت دارد. با شدت گرفتن فروش بیتکوین، نوسان ضمنی بهطور چشمگیری جهش کرد و پیش از آنکه با شکلگیری حمایت در محدودهی ۱۰۰ هزار دلار حدود ۱۰ واحد کاهش، یابد نوسان ضمنی یکهفتهای (1W IV) تا سطح ۵۴٪ بالا رفت.
در سررسیدهای بلندمدتتر نیز نوسان افزایش یافت. نوسان یکماهه حدود ۴ واحد و نوسان ششماهه حدود ۱.۵ واحد بالاتر از سطوح پیش از اصلاح در نزدیکی ۱۱۰ هزار دلار قرار گرفت. این الگو همان رفتار کلاسیک بازار در زمانهای هراس و نوسان را نشان میدهد، جایی که افت سریع قیمت باعث جهش مقطعی نوسان کوتاهمدت میشود.

بررسی پرمیوم پوت با قیمت اعمال ۱۰۰ هزار دلار، تصویر بهتری از سنتیمنت فعلی بازار ارائه میدهد. در دو هفته گذشته، پرمیوم خالص پوت بهطور تدریجی افزایش یافته و دیروز همزمان با نگرانیها از احتمال پایان چرخه صعودی، بهطور چشمگیری جهش کرد. این پرمیوم حتی با تثبیت بیتکوین در محدوده حمایت، همچنان در سطوح بالایی معامله میشود. این روند نشان میدهد که پوشش ریسک هنوز فعال است و معاملهگران همچنان محافظهکارانه عمل میکنند و ترجیح میدهند از ریسک مجدد صرفنظر کنند و در عوض روی محافظت تمرکز کنند.

دادههای جریان معاملات طی هفت روز گذشته نشان میدهد که فعالیت معاملهگران عمدتاً با پوزیشن های دلتا منفی هدایت شده است، عمدتاً از طریق خرید پوت و فروش کال. در ۲۴ ساعت گذشته هم هیچ نشانه روشنی از شکلگیری کف بازار دیده نمیشود. بازارسازها همچنان در حالت گاما لانگ هستند و ریسک قابلتوجهی از سوی معاملهگران کوتاهمدت را به خود جذب کردهاند و احتمالاً از نوسانات قیمت در هر دو جهت کسب درآمد میکنند.
این وضعیت باعث شده نوسانات بالا اما کنترلشده باقی بماند و لحن بازار همچنان محتاطانه باشد. به طور کلی،در شرایط فعلی معامله گران ترجیح میدهد محافظهکار باقی بمانند تا اینکه وارد ریسکهای پرخطر شوند و نیز هیچ محرک روشنی برای صعود کوتاهمدت مشاهده نمیشود. با این حال، از آنجا که محافظت در برابر ریسک نزولی همچنان گران است، برخی معاملهگران ممکن است به زودی شروع به کاهش این پرمیوم و جستجوی فرصتهای ارزشمند کنند.

جمعبندی
کرملین در واکنش به انصراف شرکت Gunvor از خرید داراییهای شرکت Lukoil اعلام کرد که منافع بینالمللی شرکت Lukoil باید مورد احترام قرار گیرد.
همچنین، در پاسخ به سوالی درباره احتمال کاهش جایگاه وزیر امور خارجه روسیه، سرگئی لاوروف، نزد رئیسجمهور پوتین، کرملین تأکید کرد که چنین گمانهزنیهایی با واقعیت مطابقت ندارد و لاوروف همچنان به فعالیت خود بهعنوان وزیر امور خارجه ادامه میدهد.
خرید طلای چین در ماه اکتبر نیز ادامه یافت و بانک خلق چین برای دوازدهمین ماه متوالی ذخایر طلای خود را افزایش داد.
طبق اعلام رسمی، ذخایر طلای چین از ۷۴.۰۶ میلیون اونس تروا در سپتامبر به ۷۴.۰۹ میلیون اونس در اکتبر افزایش یافته است. ارزش این ذخایر نیز از ۲۸۳.۲۹ میلیارد دلار در پایان سپتامبر به ۲۹۷.۲۱ میلیارد دلار در پایان اکتبر افزایش یافته است.
شرکت سوئیسی تجارت کالای Gunvor پیشنهاد خود برای خرید داراییهای بینالمللی شرکت روسی Lukoil را پس از آنکه وزارت خزانهداری آمریکا این شرکت را «عروسک کرملین» خواند، پس گرفت.
این اقدام نشاندهنده افزایش حساسیت غرب نسبت به معاملات انرژی مرتبط با روسیه است و ممکن است داراییهای نفتی روسیه را در خارج بیشتر منزوی کند.
وزارت خزانهداری آمریکا در پستی در شبکه اجتماعی X، با استناد به موضع رئیسجمهور ترامپ مبنی بر پایان فوری جنگ اوکراین، اعلام کرد که اجازه نخواهد داد Gunvor از ادامه «کشتار بیمعنا توسط پوتین» سود ببرد.
Gunvor در واکنش، این اتهام را «کاملاً نادرست و گمراهکننده» خواند و تأکید کرد که سالهاست روابط خود را با روسیه قطع کرده است.
این شرکت یادآور شد که همبنیانگذار آن، گنادی تیمچنکو — متحد نزدیک پوتین — در سال ۲۰۱۴، درست پیش از تحریمهای آمریکا پس از الحاق کریمه، سهم ۴۳.۶ درصدی خود را فروخته است.
Gunvor تأکید کرد که بیش از یک دهه است از تجارت با روسیه فاصله گرفته و جنگ اوکراین را محکوم کرده است. این شرکت در حال مذاکره برای خرید داراییهای اروپایی Lukoil شامل پالایشگاههایی در بلغارستان و رومانی، ۴۵٪ از یک کارخانه فرآوری سوخت در هلند و حدود ۲٬۰۰۰ پمپبنزین بود.
هفته گذشته، Lukoil اعلام کرده بود که پیشنهاد Gunvor را پذیرفته است، مشروط به تأیید آمریکا، پیش از آنکه این شرکت در فهرست تحریمهای واشنگتن در تاریخ ۲۱ نوامبر قرار گیرد. با عقبنشینی Gunvor، این مذاکرات عملاً پایان یافتهاند.
با وجود اصلاح اخیر قیمتها، تحلیلگران ING همچنان چشمانداز مثبتی برای بازار طلا دارند. تقاضای بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران بهدنبال داراییهای امن، همچنان از قیمتها حمایت میکند.
در ماه اکتبر، قیمت طلا به رکورد ۴,۳۰۰ دلار در هر اونس رسید، اما پس از آن به زیر ۴,۰۰۰ دلار کاهش یافت. این افت ناشی از شناسایی سود، بهبود سنتیمنت ریسکپذیری و بلاتکلیفی ناشی از تعطیلی دولت آمریکا بود. همزمان، خروج سرمایه از صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا (ETF) نیز مشاهده شد.
با این حال، قیمت طلا از ابتدای سال تاکنون بیش از ۵۰٪ رشد داشته و عوامل بنیادی همچنان از ادامه رشد در سال ۲۰۲۶ حمایت میکنند.

بر اساس گزارش شورای جهانی طلا، تقاضای جهانی طلا در سهماهه سوم به ۱,۳۱۳ تن رسید که بالاترین رقم فصلی ثبتشده تاکنون است. این رشد ناشی از افزایش تقاضای سرمایهگذاری از طریق ETF، شمش و سکه و همچنین خرید قابلتوجه بانکهای مرکزی بوده است.
در مقابل، تقاضای طلا برای جواهرات ۱۹٪ کاهش یافت و به ۳۷۱ تن رسید اما ارزش دلاری خرید جواهرات ۱۳٪ افزایش یافت و به ۴۱ میلیارد دلار رسید.

بانکهای مرکزی در سهماهه سوم پس از دو فصل کاهش خرید، میزان خرید خود را ۲۸٪ افزایش دادند.
با این حال، برخی خطرات وجود دارد:
اما تحلیلگران ING معتقدند که روند خرید بانکهای مرکزی ساختاری است و ادامه خواهد داشت.

صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا (ETF) نقش مهمی در رشد قیمتها داشتهاند. با وجود خروجهای اخیر، انتظار میرود با کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، خرید ETF از سر گرفته شود. معاملهگران نرخ بهره احتمال کاهش نرخ در دسامبر را بیش از ۷۰٪ میدانند.
با وجود اصلاح قیمتها، چشمانداز طلا همچنان مثبت است.
خطرات احتمالی:
منبع: ING

نگاهی به نحوهی تکامل اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن، و سولانا برای پاسخ به افزایش تقاضا در شبکهها
دورههایی که فعالیت آنچین یا ازدحام شبکه افزایش مییابد، درست مانند ترافیک ساعت شلوغی که جادههای یک شهر را به چالش میکشد، اهمیت افزایش ظرفیت و مقیاسپذیری را در فرآیند بلوغ بلاکچینها برای پذیرش گسترده نشان میدهد. عرضه توکنها، ایردراپها و نوسانات بازار همگی میتوانند باعث افزایش ناگهانی تقاضا فراتر از ظرفیت شبکه شوند، کارمزدها را بالا ببرند و محدودیتهای زیرساختها را آشکار کنند.
از گسترش ظرفیت شبکه اصلی و مقیاسبندی لایه دوم اتریوم گرفته تا رویکرد یکپارچه و پرظرفیت سولانا، بلاکچینها بهطور پیوسته در حال پختگی برای پاسخ به افزایش فعالیتها هستند. رویدادهای ازدحام شبکه در گذشته، بهعنوان آزمونهای فشار ارزشمند عمل کرده و نشان دادهاند که شبکهها چگونه تکامل یافتهاند و چه چالشهایی هنوز در مسیر پذیرش گسترده باقی مانده است.
در این شماره از گزارش وضعیت شبکه، بررسی میکنیم که مقیاسپذیری چگونه در اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن و سولانا شکل میگیرد. با نگاه به فعالیت تراکنشها، دینامیک کارمزدها و ظرفیت شبکه، ارزیابی میکنیم که شبکهها چگونه خود را با افزایش تقاضا تطبیق میدهند و این موضوع چه پیامدهایی برای مرحله بعدی رشد آنچین دارد.
سفر مقیاسبندی اتریوم نشاندهندهی چالش افزایش توان پردازش تراکنشها و سرعت شبکه برای پذیرش گسترده است، بدون آنکه تمرکززدایی یا امنیت قربانی شود؛ تعادلی که همچنان مرکز اصلی برنامهي اتریوم (roadmap) باقی مانده است.
در سالهای اولیه، کاربران با چندین مورد مواجه شدند که ظرفیت محدود شبکه همراه با افزایش ناگهانی تقاضا، باعث افزایش هزینه استفاده از شبکه شد و نیاز به راهکارهای مقیاسبندی را برجسته کرد.
ظرفیت اتریوم با محدودیت گس در هر بلاک (Block Gas Limit) تعریف میشود؛ این محدودیت مشخص میکند چه میزان محاسبات میتواند در هر بلاک جای بگیرد. هر تراکنش بر اساس پیچیدگی خود گس مصرف میکند و کاربران کارمزدها را به واحد ETH (با واحد Gwei) پرداخت میکنند تا تراکنشهایشان پردازش شود. وقتی تقاضا برای قرارگیری تراکنشها بیشتر از فضای موجود در بلاک باشد، شبکه کارمزد گس را افزایش میدهد تا رقابت برای ظرفیت محدود را منعکس کند.
نمودار زیر نوسانات قیمت گس اتریوم در چهار رویداد مهم ازدحام شبکه را نشان میدهد، که هر کدام تحول دینامیک قیمتگذاری در حین مقیاسبندی شبکه را به تصویر میکشند:

یکی از نخستین شوکهای ازدحام در شبکه اتریوم، زمانی رخ داد که یک بازی NFT تقریباً بیشتر فضای بلاکها را اشغال کرد. در آن دوره، کارمزد گس از ۴۵۰ Gwei (حدود ۵۹۶ دلار) فراتر رفت، زیرا کاربران برای وارد شدن تراکنشهایشان در بلاکها با یکدیگر رقابت میکردند.
در آن زمان، کارمزدها از طریق حراج باز تعیین میشد، به این معنا که برنامههای محبوب میتوانستند هنگام افزایش تقاضا، عملاً سایر تراکنشها را از شبکه بیرون برانند.
رشد انفجاری در حوزههای دیفای و NFT باعث شد کارمزدها از ۲۰۰۰ Gwei فراتر بروند و محدودیتهای بازار کارمزد اتریوم در مواجهه با قراردادهای هوشمند پیچیدهتر نمایان شود. این مسئله منجر به معرفی EIP-1559 شد؛ طرحی که سیستم حراج را با کارمزد پایهی پویا جایگزین کرد. کارمزدی که با توجه به سطح تقاضا تنظیم میشود و بخشی از هزینه تراکنشها را میسوزاند تا ساختار قیمتگذاری قابل پیشبینیتر شود.
با وجود اجرای EIP-1559، عرضهی زمین مجازی Otherside در متاورس باعث شد کارمزد گس برای مدتی کوتاه از ۸۰۰۰ Gwei عبور کند که بالاترین رقم ثبتشده تا آن زمان بود. این رویداد نشان داد که اصلاحات بازار کارمزد بهتنهایی نمیتواند جهشهای شدید تقاضا را کنترل کند.
در نتیجه، توسعهی رولآپهای لایه دوم (Layer-2 Rollups) و زنجیرههای اختصاصی برنامه (App-Specific Chains) برای کاهش فشار از روی شبکه اصلی، شتاب گرفت.
در رویدادهای اخیر، مانند عرضه توکن WLFI و موج نقدینگی در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، افزایش کارمزدها بسیار محدودتر بود.
کارمزدها بهندرت از ۱۰۰۰ Gwei فراتر رفتند و بهسرعت به حالت عادی بازگشتند که نشانهای از تأثیر شبکههای لایه دوم و افزایش تدریجی ظرفیت لایه اول است.
مجموعهی این رویدادها نشاندهندهی پیشرفت اتریوم در مسیر مقیاسپذیری است.
EIP-1559 موجب کارایی بیشتر در بازار کارمزدها شد، در حالی که رولآپهای لایه دوم اکنون بخش بزرگی از فعالیتهایی را که پیشتر تنها در شبکه اصلی انجام میشد، به عهده دارند.
همزمان، افزایش تدریجی محدودیت گس بلاکها باعث شده حجم محاسبات قابل انجام در هر بلاک افزایش یابد که چیزی شبیه به گسترش ظرفیت پردازشی اتریوم است.
در سال ۲۰۲۵، تعداد تراکنشهای روزانه اتریوم از ۱.۸ میلیون عبور کرده و میانگین کارمزد تراکنشها به پایینترین سطح چند سال اخیر رسیده است.
همانطور که در نمودار زیر دیده میشود، محدودیت گس بهتازگی به ۴۵ میلیون افزایش یافته و برنامههایی برای رسیدن به ۱۰۰ میلیون و حتی بیشتر وجود دارد تا از حجم بالاتر تراکنشها در آینده پشتیبانی شود.

شبکههای لایهدوم با افزودن خطوط عبور سریعتر به ظرفیت اتریوم، توان پردازش شبکه را افزایش میدهند و ضمن جذب تقاضای روبهرشد، هزینهی کارمزدها را پایین نگه میدارند. شبکههایی مانند Base و Optimism در ماههای اخیر شاهد رشد چشمگیری در فعالیت بودهاند، چراکه تراکنشها را بهصورت مقرونبهصرفه پردازش کرده و سپس آنها را بهصورت دستهای روی شبکه اصلی اتریوم نهایی میکنند.
کارمزد تراکنشها در لایهدومها را میتوان نوعی درآمد شبکه در نظر گرفت، درآمدی که از تقاضای کاربران برای انجام تراکنش بهدست میآید. این کارمزدها شامل کارمزد پایه (base fee) و کارمزد اولویت (priority fee) هستند که کاربران میپردازند. در مقابل، کارمزد blob هزینهای است که رولآپها برای ثبت دادههای تراکنش خود در شبکه اصلی اتریوم پرداخت میکنند.
نمودار زیر کارمزد کل تراکنشها (آبی) و میانگین کارمزد هر تراکنش (قرمز) را در شبکهی لایهدوم Coinbase، یعنی Base، نشان میدهد و مشخص میکند که هزینهی کاربران و درآمد شبکه در دورههای ازدحام شبکه چگونه رفتار کرده است.

کمی پس از ارتقای Dencun در شبکهی اتریوم، پدیدهای تازه به نام blobscription نوعی دادهنویسی شبیه NFT که در فضای blob ذخیره میشود، باعث انفجار فعالیت در شبکههای لایهدوم شد. در آن زمان، فضای blob هنوز محدود بود و همین موضوع موجب جهش کارمزدهای blob شد. در نتیجه میانگین کارمزد تراکنش در شبکهی Base به بیش از ۱٫۴ دلار رسید، زیرا کاربران برای ثبت تراکنشهای خود در بلاکها رقابت میکردند.
در جریان نوسانات شدید بازار در تاریخ ۱۰ اکتبر، شبکهی Base در مجموع نزدیک به ۱.۸ میلیون دلار کارمزد تراکنش تولید کرد؛ زیرا حجم معاملات لیکوییدیشن بهشدت افزایش یافت. بااینحال میانگین هزینهی تراکنشها زیر ۰٫۲۰ دلار باقی ماند. بهدلیل ارتقای Pectra در اوایل همان سال که ظرفیت blob را دو برابر کرد، کارمزدهای blob پایین ماند و شبکه توانست حجم بالای تراکنشها را بدون افزایش هزینهی کاربران پردازش کند.

فضای بلاب(Blobspace) که با EIP-4844 در بهروزرسانی Dencun معرفی شد و در Pectra گسترش یافت، اکنون به بخش مرکزی راهبرد مقیاسپذیری اتریوم تبدیل شده است. همانطور که در نمودار بالا دیده میشود، تعداد بلابهای ثبتشده در هر بلاک همزمان با افزایش ظرفیت شبکه رشد کرده و اکنون به هدف جدید شش بلاب در هر بلاک نزدیک شده است.
در همین حال، کارمزد بلابها تقریباً در سطح صفر باقی مانده و هزینه استفاده از شبکه را برای لایهدومها و کاربران نهایی به حداقل رسانده است.
افزایشهای موقتی در کارمزد بلاب، مانند آنچه در آوریل ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ مشاهده شد، درست پس از معرفی این قابلیت زمانی رخ داد که تقاضا از ظرفیت اولیه فراتر رفت اما با ارتقاهای بعدی، از جمله Pectra و بهروزرسانی پیشرو به نام Fusaka، ثبات قیمتگذاری بلابها برقرار شد و لایه دادهای انعطافپذیرتری برای رشد مداوم لایهدومها شکل گرفت.
سولانا برای کارایی بالا و هزینه بسیار پایین تراکنشها بهینهسازی شده و رویکردی متفاوت نسبت به مقیاسپذیری بلاکچین اتخاذ کرده است. برخلاف اتریوم که بخشی از پردازش را به لایههای بیرونی میسپارد، سولانا همه فرایندها از اجرا و اجماع تا تسویه را در یک زنجیره واحد انجام میدهد. این طراحی، توان عملیاتی شبکه را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد، هرچند نیاز به سختافزار قدرتمندتر برای اعتبارسنجها را نیز بالا میبرد.
نمودار زیر فعالیت تراکنشهای کاربری سولانا (آبی) را در کنار کارمزد تراکنشها و انعامهای خارج از پروتکل MEV tips (زرد و بنفش) نشان میدهد. ترکیب این دادهها بیانگر آن است که چگونه تقاضای تراکنش و درآمد شبکه در گذر زمان و همزمان با تغییر رفتار کاربران و شرایط بازار تحول یافته است.

در اواخر سال ۲۰۲۴، شبکهی سولانا شاهد انفجار معاملاتی در حوزهی میمکوینها بود؛ روندی که در نهایت با عرضهی توکن TRUMP در ژانویهی ۲۰۲۵ به اوج خود رسید. در این دوره، تراکنشهای کاربری به بالاترین سطح تاریخی خود رسیدند، چراکه کاربران برای دسترسی به فضای بلاک با یکدیگر رقابت میکردند.
در این بازه:

این آمار نشان میدهد که با وجود رشد شدید تقاضا، طراحی درون ساختاری بازار کارمزدها در سولانا توانست از افزایش هزینهها در کل شبکه جلوگیری کند.
این وضعیت طراحی بازار کارمزد درون ساختاری در سولانا را نشان میدهد؛ جایی که تراکم شبکه در یک نقطهی خاص باعث افزایش هزینه در سراسر شبکه نمیشود. هر تراکنش شامل یک کارمزد پایهی ثابت و یک کارمزد اولویتدار اختیاری است که بر اساس میزان واحدهای محاسباتی(Compute Units) درخواستی تعیین میشود.
بنابراین کاربرانی که با برنامهها یا توکنهای پرتقاضا تعامل دارند ممکن است کارمزدهای بیشتری بپردازند، اما بیشتر کاربران همچنان میتوانند با هزینههای پایین در شبکه تراکنش انجام دهند.
بهروزرسانیهای آینده مانند Alpenglow که هدفش کاهش زمان نهایی شدن تراکنشها به حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیثانیه است و Firedancer یک نرمافزار اعتبارسنج جدید با هدف افزایش توان پردازش و مقاومت شبکه، قرار است مسیر مقیاسپذیری یکپارچه سولانا را تقویت کنند.
مقیاسپذیری در حال تبدیل شدن به یکی از ستونهای کلیدی پذیرش گستردهی بلاکچین است. با رشد حجم و تنوع تقاضا برای فضای بلاک، شبکهها همچنان در حال یافتن توازن میان کارایی، تمرکززدایی و امنیتاند تا بتوانند دامنهی گستردهای از فعالیتها را پشتیبانی کنند، از تراکنشهای DeFi و معاملات پرسرعت گرفته تا پرداختهای مبتنی بر هوش مصنوعی، انتشار استیبلکوینها، داراییهای توکنایزشده و تسویههای نهادی.
همانطور که بررسی ما نشان داد، چند سال اخیر با وجود تراکم در شبکه، پیشرفتهای قابلتوجهی را رقم زده است:
هر دو رویکرد گرچه متفاوتاند، اما مسیرهایی مکمل در جهت بهبود کارایی فضای بلاک و کاهش هزینهی کاربران را ارائه میدهند.
در عین حال، شبکههای جدیدی در حال ظهورند که در پی گسترش مرزهای این توازناند. زنجیرههایی مانند Hyperliquid، Tempo، Arc و Canton برای حوزههای خاصی همچون معاملات، پرداختها و امور مالی قانونگذاریشده بهینهسازی شدهاند، در حالی که پلتفرمهای عمومیتر مانند Monad و MegaETH با حفظ سازگاری با محیط EVM، به دنبال دستیابی به توان پردازشی بالاتر هستند.
در مجموع این روندها آیندهای را ترسیم میکنند که در آن شبکهها به سمت تخصصیشدن بیشتر حرکت میکنند؛ هرکدام حول یک هدف و عملکرد مشخص شکل میگیرند، در حالی که تعادل میان چندپارگی شبکهها و قابلیت تعامل میان آنها همچنان در حال شکلگیری است.
گزارشها حاکی از آن است که چین دو محموله گندم از ایالات متحده برای حمل در ماه دسامبر خریداری کرده است. مجموع این خریدها حدود ۱۲۰ هزار تن گندم آمریکایی است که شامل یک محموله گندم سفید نرم و یک محموله گندم بهاره میشود.
این نخستین خرید گندم آمریکا توسط چین از اکتبر سال گذشته تاکنون محسوب میشود و میتواند نشانهای از تلاش پکن برای نرمتر شدن در روابط تجاری پس از توافق اخیر باشد. با این حال، تجربه نشان داده که چین ممکن است در ادامه تعهدات خود را نادیده بگیرد، همانطور که در موارد مشابه قبلی نیز دیدهایم.
در سالهای اخیر، واردات غلات چین بهشدت کاهش یافته و تولید داخلی افزایش یافته است. برای مقایسه، چین در سالهای ۲۰۲۱–۲۰۲۲ حدود ۶۰ میلیون تن غلات وارد کرده بود، اما این رقم در سال گذشته به ۲۰ میلیون تن کاهش یافته است.
مورگان استنلی پیشبینی خود از قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را افزایش داد و اعلام کرد که قیمت نفت برنت در نیمه اول سال آینده بهطور میانگین ۶۰ دلار در هر بشکه خواهد بود؛ این رقم بالاتر از برآورد قبلی ۵۷.۵۰ دلار است.
این بازنگری پس از تصمیم اوپکپلاس برای توقف افزایش تولید در اوایل ۲۰۲۶ صورت گرفت؛ اقدامی که نگرانیها درباره عرضه بیش از حد را کاهش داده است.
مورگان استنلی معتقد است که رشد تولید اوپکپلاس بسیار کمتر از اهداف رسمی بوده و تنها ۵۰۰ هزار بشکه در روز بین مارس تا اکتبر اضافه شده، در حالیکه وعده افزایش ۲.۶ میلیون بشکه داده شده بود.
این کاهش در عرضه به ثبات انتظارات بازار کمک کرده و باعث شده بانک دیدگاه خوشبینانهتری نسبت به قیمت نفت داشته باشد.
به گزارش بلومبرگ، عربستان سعودی قیمت نفت اصلی خود برای بازار آسیا در ماه دسامبر را کاهش داد؛ این اقدام تنها چند روز پس از آن صورت گرفت که اوپکپلاس اعلام کرد قصد دارد افزایش عرضه را در اوایل سال آینده متوقف کند.
بر اساس فهرستی که بلومبرگ مشاهده کرده، شرکت دولتی آرامکو قیمت نفت عرب لایت را به میزان ۱.۲۰ دلار در هر بشکه کاهش داده و آن را به ۱ دلار بالاتر از شاخص منطقهای رسانده است. طبق نظرسنجی انجامشده میان پالایشگاهها و معاملهگران، انتظار میرفت این کاهش ۱.۲۵ دلار باشد.

پس از اصلاح اخیر بازار سهام بهدنبال افت قابلتوجه در سهام شرکتهای هوش مصنوعی، خریداران دوباره به والاستریت بازگشتند. در حالیکه نگرانیها از ارزشگذاریهای بیش از حد در بازار همچنان وجود دارد، سرمایهگذاران از این افت بهعنوان فرصتی برای خرید در کف استفاده کردند. بیتکوین رشد کرد، اوراق خزانه افت کرد و بازدهیها افزایش یافت.
بازار سهام آمریکا روز چهارشنبه توانست بخشی از افت روز گذشته را جبران کند. شاخص S&P 500 تا سطح حدودی ۶,۸۰۰ واحد افزایش یافت و شاخص نیمههادیها جهشی ۲.۷ درصدی را ثبت کرد؛ هرچند گزارش سود ناامیدکننده AMD پس از رالی اخیر سهام هوش مصنوعی، بخشی از هیجان بازار را تعدیل کرد.
بازدهی اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا با ۶ واحد پایه افزایش به ۴.۱۵ درصد رسید و بیتکوین نیز بیش از ۳.۵ درصد رشد کرد.
به گفته رابرت ادواردز از شرکت Edwards Asset Management،
«برای سرمایهگذارانی که نقدینگی در اختیار دارند، افت اخیر بازار فرصت خوبی برای خرید محسوب میشود، بهویژه برای کسانی که افق سرمایهگذاری بلندمدت دارند. رشد سود شرکتها سریعتر از رشد درآمدهاست و معمولاً این موضوع زمینهساز افزایش مضربهای قیمتی (P/E) میشود.»
انتشار دادههای تازه نشان داد که بخش خدمات آمریکا در اکتبر با سریعترین آهنگ رشد در هشت ماه اخیر گسترش یافته است؛ عاملی که باعث افزایش بازدهی اوراق شد.
در همین حال، اشتغال در بخش خصوصی نیز نشانههایی از ثبات بازار کار را نشان داد. وزارت خزانهداری اعلام کرد که برنامهای برای افزایش حجم فروش اوراق تا سال آینده ندارد، موضوعی که مطابق انتظار فعالان بازار بود.
استراتژیستهای بارکلیز معتقدند که اصلاح اخیر پس از یک رالی قدرتمند، حرکتی «سالم و طبیعی» است و بازار هنوز برای پایان سال قوی آماده است.
آنها اشاره کردند که بازخرید سهام از سر گرفته شده، وجوه نقد در صندوقها همچنان بالاست و فصلهای پایانی سال از نظر فصلی معمولاً از بازار سهام حمایت میکند.
اولریکه هوفمان-بورچاردی از UBS نیز گفت: «ارزشگذاریهای بالا لزوماً به معنی اصلاح قریبالوقوع نیست. تا زمانیکه رشد سود شرکتها ادامه دارد، بازار از اصلاحهای مقطعی عبور میکند.»
نیکلاس کولاس از DataTrek Research تأکید کرد که در ۲۵ سال گذشته، روند ارزشگذاری سهام تابعی از اعتماد سرمایهگذاران به ثبات نظام مالی، رشد سود شرکتها و نوآوری انسانی بوده است: «برای تغییر نگرش صعودی فعلی بازار، یک عامل کلان واقعی لازم است. در حال حاضر چنین تهدیدی دیده نمیشود.»
در مقابل، جیم زلتر رئیس شرکت Apollo Global Management هشدار داد که شتاب سرمایهگذاری در بخش هوش مصنوعی و مراکز داده میتواند ریسکهای جدیدی برای سرمایهگذاران ایجاد کند:
«هر زمان که ورود سرمایه به یک بخش بیش از حد سریع و شدید باشد، باید درباره بازده سرمایهگذاری در بدهی و سهام آن نگران بود.»
بر اساس تحلیل دویچه بانک، رشد سود شرکتهای آمریکایی در فصل جاری گستردهتر و متنوعتر از گذشته بوده و دیگر صرفاً محدود به چند غول فناوری نیست.
رایان دیتریک از Carson Group نیز گفت: «با توجه به عملکرد خیرهکننده فصل درآمدها و ادامه سیاستهای تسهیل از سوی فدرال رزرو، احتمالاً در پایان سال شاهد موج جدیدی از خریدها خواهیم بود؛ هرچند نوسان در ماه نوامبر طبیعی است.»
در همین راستا، جورج ماریس از Principal Asset Management افزود:
«رشد کنونی بازارها بیش از هر چیز از رشد ساختاری فناوری، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی تغذیه میشود. ما در مرحلهای قرار داریم که نوآوری و سودآوری با هم تلاقی پیدا کردهاند؛ ترکیبی که میتواند موتور اصلی رشد بازار در سال آینده باشد.»
جاناتان کرینسکی، تحلیلگر BTIG، میگوید کاهش شاخص S&P 500 ممکن است ادامه یابد، چرا که سیگنالهای تکنیکال به سمت منفی شدن حرکت کردهاند. او شرایط اشباع خرید، ضعف در گستردگی بازار و اعتماد به نفس بیش از حد سرمایهگذاران را بهعنوان ریسکها ذکر کرده است.
این شاخص از ماه آوریل تاکنون به میانگین متحرک ۵۰ روزه (~6,654) نرسیده و افت ۳٪ را تجربه نکرده است؛ کرینسکی این سطحها را حداقل اهداف نزولی میداند و احتمال دارد شاخص به محدوده 6,400–6,500 حرکت کند.
او همچنین به افزایش سیگنالهای احتیاط در سایر بازارها اشاره میکند، از جمله بالا رفتن نسبت اختیار خرید/فروش سهام، آزمایش سطح 100 هزار دلار بیتکوین احتمال ضعف در بازار طلا.
ما همیشه دوست داریم برخلاف جریان عمومی حرکت کنیم ، وقتی همه به یک سمت میروند، ما مسیر متفاوتی را انتخاب میکنیم.
به همین دلیل، این روزها تمام صحبتها دربارهی تضعیف ارزش پول(Debasement Trade) توجه ما را به خودش جلب کرده است.

بهنظر ما زمان توجه به استراتژی تضعیف ارزش پول چند سال پیش بود. وقتی بیتکوین حدود ۲۵ هزار دلار ارزش داشت و طلا روی مرز ۲ هزار دلار ایستاده بود. همون روزهایی که هنوز کسی جز تحلیلگرهای کریپتو و اقتصاد کلان از این موضوع حرف نمیزد.
بهاعتقاد ما، آن موج معاملاتی تا حد زیادی به پایان رسیده است.
حالا وظیفهی ما این است که بفهمیم چه شرایطی باعث شکلگیری آن موج شد و آیا هنوز هم آن شرایط پابرجاست یا خیر.
ازدیدگاه ما، دو عامل اصلی موتور محرک آن روند بودند:
ما در دوران بایدن با کسری بودجهی عظیمی روبهرو بودیم.

سال مالی ۲۰۲۵ در حالی به پایان رسید که کسری بودجه، اندکی کاهش یافت که عمدتاً بهدلیل افزایش درآمدهای مالیاتی از محل تعرفهها، نه کاهش هزینههای دولت بود.
با این حال، انتظار میرود طبق مفاد لایحه جامع هزینهها(Big Beautiful Bill)، بخشی از مخارج دولت کاهش یابد؛ بهویژه از طریق کاهش بودجهی برنامههای Medicaid و SNAP (کمکهزینههای بهداشت و تغذیه برای اقشار کمدرآمد).

در دوران دولت بایدن، هزینهها و پرداختهای انتقالی دولت منبعی پایدار از تزریق نقدینگی به اقتصاد محسوب میشدند.
اما طبق مفاد لایحه جامع هزینهها، رشد مخارج دولت کند میشود. به بیان دیگر، سرمایهی کمتری از سوی دولت وارد چرخهی اقتصادی خواهد شد.
علاوه بر این، دولت اکنون از مسیر افزایش تعرفهها (Tariffs) در حال خارج کردن سرمایه از اقتصاد است.

ترکیب مهار نسبی هزینههاو افزایش تعرفهها در مقایسه با دولت پیشین موجب شده وزارت خزانهداری اکنون بهجای تزریق نقدینگی، در حال جذب آن از بازار باشد.
به همین دلیل است که اکنون کاهش نرخ بهره ضروری بهنظر میرسد.
اسکات بسنت دربیاناتی اظهار داشت:
"ما قصد داریم اقتصاد را دوباره به بخش خصوصی بازگردانیم، بخش خصوصی را تقویت کنیم و اندازهی بخش دولتی را کوچکتر سازیم."
همچنین ما در دوران بایدن شاهد نوع تازهای از سیاست تسهیل کمی خزانهداری (Treasury QE) بودیم. برای تأمین هزینههای سنگین دولت از مسیر خزانهداری، نوعی از چاپ پول غیرمستقیم شکل گرفت که در نمودار زیر (خط مشکی) قابل مشاهده است.
در این سازوکار، دولت بهجای انتشار اوراق بلندمدت، هزینههای خود را از طریق اوراق کوتاهمدت تأمین مالی کرد؛ اقدامی که بهطور موقت باعث حمایت از بازارها و حفظ نقدینگی شد.

بهنظر ما، هزینههای دولت و تسهیل کمی خزانهداری (Treasury QE) عامل اصلی شکلگیری استراتژی تضعیف ارزش پول و حباب همهجانبه بودهاند که طی چند سال اخیر شاهد آن بودیم.
اما اکنون در حال گذار به اقتصاد دورهی ترامپ هستیم، جایی که بخش خصوصی مسئولیت هدایت اقتصاد را از خزانهداری بر عهده میگیرد.
دوباره تأکید میکنیم، به همین دلیل کاهش نرخ بهره ضروری است؛ تا از طریق وامدهی بانکها، بخش خصوصی فعال شود.
با ورود به این دورهی انتقالی، بهنظر میرسد چرخه نقدینگی جهانی در حال رسیدن به اوج خود است.

ضریب همبستگی (R) برای بررسی قدرت رابطه بین بدهی فدرال آمریکا (به میلیارد دلار) و قیمت طلا (به دلار آمریکا برای هر اونس) در دورههای مشخص محاسبه شده است.
این اعداد نشاندهنده یک رابطه مثبت بسیار قوی بین رشد بدهی ملی آمریکا و قیمت طلا هستند.
این موضوع نقش سنتی طلا بهعنوان پوششی در برابر کاهش ارزش پول فیات و دارایی امن در دورههای بالای استقراض دولتی و عدم اطمینان مالی را بازتاب میدهد.
بدهی آمریکا در حال حاضر 38 تریلیون دلار است و سالانه تقریباً 7٪ رشد میکند، همراه با بودجه عظیم و زیبا (Big Beautiful Bill) که حدود 3 تریلیون دلار تخمین زده میشود.
فدرال رزرو راهکاری برای حباب بدهی ندارد جز چاپ پول بیشتر!
با توجه به سطح فعلی قیمت طلا در حدود 4000 دلار برای هر اونس و با محاسبه ساده رشد سالانه بدهی آمریکا، انتظار میرود قیمت طلا حداقل به 4400 دلار برسد که حدود 10٪ بالاتر از قیمت فعلی است.
این همبستگی و محاسبه ساده میتواند پاسخ بسیاری از سوالات درباره حرکت بعدی مورد انتظار طلا را بدهد.
طلا در مقایسه با حبابهای بدهی و اعتباری، «پول واقعی» است.

به گزارش منابع خبری رویترز، بندر دریای سیاه توآپس روسیه صادرات سوخت را پس از حملات پهپادی در تاریخ ۲ نوامبر متوقف کرده است.
همچنین گزارش شده که پالایشگاه این بندر از تاریخ ۳ نوامبر تاکنون هیچ فرآیند پالایش نفتی انجام نداده است.

در روزهای آغازین نوامبر ۲۰۲۵، بازار رمزارزها در یک ریزش دستهجمعی قرار گرفت؛ تنها در چند روز، بیتکوین تا زیر 100 هزار دلار سقوط کرد و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از ارزش کل بازار نابود شد! سؤال اینجاست: در این "ترس شدید" که شاخص احساسات به پایینترین حد خود رسیده، آیا باید سرمایه خود را خارج کنیم یا بزرگترین فرصت خرید را از دست میدهیم؟ در این مقاله، با بررسی ریزش اخیر و منطق سرمایهگذاری یا خرید در کف قیمتی میپردازیم، همینطور بررسی میکنیم که آیا باید در این آشفتگی بازار خریدار باشیم یا فروشنده.
بازار رمزارزها، بار دیگر ثابت کرد که محلی برای افراد ریسک گریز نیست. همانطور که در هفته اول نوامبر ۲۰۲۵ مشاهده کردیم، موج فروش گسترده، قیمتها را به سطوحی رساند که برخی تحلیلگران آن را "شکننده" توصیف کردند.
اخبار منتشرشده نشان میدهد که عوامل متعددی از جمله لحن محتاطانه فدرال رزرو در مورد کاهش نرخ بهره دسامبر، خروج سرمایه از صندوقهای ETF بیتکوین (نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار خروج خالص در هفته گذشته)، و لیکویید شدن گسترده پوزیشنهای فیوچرز (بیش از ۱.۲ میلیارد دلار در ۴۸ ساعت) این فشار فروش را تشدید کردند.
در این ریزش، رمزارزهای اصلی مانند سولانا تا بیش از ۱۰ درصد و اتریوم حدود ۶ درصد افت کردند و بیتکوین نیز برای لحظاتی زیر 100 هزار دلار معامله شد. این اتفاق، حس "ترس شدید" را به بازار بازگرداند و باعث شد سرمایهگذاران کوتاهمدت با ضرر از بازار خارج شوند. اما همین موقعیت ترسناک، در ذهن سرمایهگذاران با سابقه، یک سوال بزرگ ایجاد میکند: آیا این سقوط، فرصت طلایی خرید است؟
بسیاری از سرمایهگذاران تازهوارد، هر افت قیمتی را یک "سقوط فاجعهبار" میبینند. اما در بازار حرفهای، تفاوت بزرگی بین اصلاح قیمت (Correction) و ریزش بازار (Crash) وجود دارد که کلید تصمیمگیری منطقی است:
یک مثال ساده: اگر قیمت بیتکوین در سه ماه از ۴۰ هزار دلار به ۱۰۰ هزار دلار برسد و سپس تا ۸۵ هزار دلار کاهش یابد، این یک اصلاح است. اما اگر در یک هفته به دلیل خبر ورشکستگی یک صرافی بزرگ، از ۱۰۰ هزار دلار به ۶۰ هزار دلار سقوط کند، این یک ریزش است. خرید در ریزش واقعی، به استراتژی و سرمایه خونسرد نیاز دارد، نه فقط امید. معمولا کرش یا ریزشهای خبری ناگهانی در چند ساعت یا حتی در چند دقیقه صورت میگیرند، اما اصلاح قیمت با کندلهای پیاپی طی چند روز یا چند هفته ایجاد میشود.
✔️ بیشتر بخوانید: آیا زمستان کریپتو شروع شد؟ دلایل ریزش بازار چه بود؟
اصطلاح معروف "Buy the Dip" (خرید در پایینترین قیمت) دقیقاً در زمان ریزش مطرح میشود. منطق اصلی این استراتژی بر این فرضیه استوار است که داراییهای با ارزش ذاتی قوی (مثل بیتکوین یا اتریوم) در بلندمدت، از هر شوک و سقوطی بهبود مییابند. ریزش، قیمت را به زیر ارزش واقعی دارایی میرساند و آن را برای خریداران با دید بلندمدت "حراج" میکند.
به جای اینکه کل سرمایه خود را یکباره در یک نقطه نامعلوم در سقف یا کف بازار وارد کنید، آن را به چند بخش تقسیم کرده و در قیمتهای پایینتر (مثلاً هر ۱۰ درصد افت بیشتر) اقدام به خرید پلهای کنید.
چرا یکی از بهترین استراتژیهای سرمایهگذاری DCA است؟ چون هیچکس نمیتواند کف بازار را دقیقاً تشخیص دهد؛ DCA ریسک خرید در "کف کاذب" را به حداقل میرساند و میانگین قیمت خرید شما را کاهش میدهد.
در زمان ترس و آشفتگی، تنها پروژههایی را بخرید که از نظر تیم توسعه، کاربرد واقعی، نرخ هش و تعداد آدرسهای فعال، قوی هستند.
توکنهای ضعیف در ریزش نابود میشوند؛ اما پروژههای قدرتمند (مانند BTC و ETH) با سرعت بیشتری بازمیگردند.
هرگز با تمام سرمایه خود وارد نشوید. فقط از پولی استفاده کنید که در صورت از دست رفتن آن، زندگی شما مختل نشود. در ریزش، باید بخشی از پول نقد خود (ریال یا تتر) را برای خریدهای بعدی (پلهای) حفظ کنید.
به جای تمرکز بر قیمت لحظهای، شاخصهایی مانند شاخص ترس و طمع (Fear & Greed Index) را زیر نظر بگیرید. وقتی این شاخص به محدوده "ترس شدید" (مثل عدد ۲۱ در ریزش نوامبر) میرسد، نشاندهنده فرصتهای اولیه برای خرید است.
بر اساس تئوری داو، زمانی که روندی در بازار آغاز میشود، احتمال ادامه آن تا زمانی که نشانههای قطعی از ضعف ظاهر نشود بسیار زیاد است. در این نظریه، تغییر جهت بازار تنها زمانی تأیید میشود که سقفها و کفهای متوالی در جهت مخالف روند قبلی شکل بگیرند. در نتیجه، معاملهگران بر مبنای این اصل، تا زمانی که ساختار قیمتی صعودی یا نزولی حفظ شود در جهت روند وارد معامله میشوند و تنها با مشاهده شکست واضح در الگوی حرکتی یا حجم معاملات، احتمال توقف یا تغییر روند را در نظر میگیرند.
بطور مثال کف مهم قیمتی بیتکوین درحال حاضر در قیمت 100 هزار دلار است و تا زمانی که این کف شکسته نشده و سقف و کفهای پایینتری زیر این قیمت تشکیل نشده باشد، کماکان خریداران در بازار هستند.
بزرگترین ریسک خرید در کف، این است که آنچه شما آن را "کف قیمتی" میدانید، تنها آغاز یک روند نزولی طولانیمدت (بازار خرسی) باشد. در این حالت، قیمتهای پایینتر همچنان در انتظار هستند و خریدار در پله اول، با ضرر سنگینی مواجه میشود.
انواع استراتژی که گفته شد، قبل از اینکه هر خرید یا فروشی داشتهباشید، حتما در ابتدا باید علم تحلیل را آموزش ببینید و بعد آن را طی مدتی در بازار تست کنید، اگر این مرحله آموزشی را با موفقیت پشت سر گذاشتید، با اندک سرمایه اصلی خود وارد بازار شوید. درغیر این صورت باید با متخصصی با تجربه و دارای رزومه مشورت و خرید و فروش کنید.
آیا بهتر است منتظر کف (Bottom) بازار بمانم و سپس خرید کنم؟ خیر، تلاش برای حدس زدن کف بازار یک استراتژی پرریسک است. هیچ ابزاری نمیتواند به طور ۱۰۰٪ کف دقیق قیمت را مشخص کند. بهترین رویکرد این است که به جای انتظار برای کف، خرید پلهای (DCA) را در سطوح قیمتی که از نظر تاریخی جذاب هستند، آغاز کنید.
✔️ بیشتر بخوانید: استراتژی خرید پلهای یا Dollar-Cost Averaging (DCA) در بازار رمزارزها چیست؟
خرید در ریزش بازار، در واقع مبارزه با طبیعت انسان است. وقتی تمام صفحه نمایش شما قرمز میشود و اخبار، از ورشکستگی و سقوط وحشتناک حرف میزنند، مغز شما به سمت فروش هیجانی سوق پیدا میکند. این همان لحظهای است که باید مانند یک سرمایهگذار باهوش، خونسردی خود را حفظ کنید و با منطق به قیمتها نگاه کنید.
فومو (FOMO) در زمان رشد، شما را وادار به خرید در سقف قیمت میکند. اما در زمان ریزش، پدیده دیگری به نام "ترس از دست دادن بیشتر" شما را به سمت فروش در کف قیمت سوق میدهد. کلید موفقیت این است که بدانید: بازار کریپتو چرخهای است؛ هر صعودی به یک اصلاح نیاز دارد و هر ریزشی، در نهایت به یک صعود جدید ختم میشود. در این میان، سرمایه به صبورترین و منطقیترین افراد منتقل میشود. داراییها را با دید ۳ تا ۵ ساله بررسی کنید و از خود بپرسید: "آیا این پروژه در ۵ سال آینده ارزشمند خواهد بود؟" اگر پاسخ مثبت است، قیمتهای امروز یک هدیه موقت هستند و اگر به آینده آن شک داشتید، یا مقدار کمی از توکن را بخرید یا اصلا اقدام به خرید نکنید.
متخصصان مالی پیشنهاد میکنند که برای ورود به بازار پرریسک رمزارز، بیش از ۵ تا ۱۰ درصد از کل سرمایه خود را اختصاص ندهید. در زمان ریزش نیز، تنها بخشی از این سهم (مثلاً ۳۰ درصد آن) را برای اولین پله خرید کنار بگذارید و بقیه را برای خریدهای پلهای احتمالی در قیمتهای پایینتر نگه دارید.
در زمان ریزش شدید و ترس بازار، بیتکوین و اتریوم امنتر است. بیتکوین به دلیل سلطه و پذیرش بیشتر، معمولاً سریعتر از آلتکوینها بهبود مییابد. آلتکوینها ریسک بیشتری دارند، اما در صورت بازگشت بازار، پتانسیل سود بیشتری نیز خواهند داشت. بهتر است بخش عمده سرمایه (مثلاً 30 تا 60 درصد) را به بیتکوین و اتریوم و بقیه را به آلتکوینهای با فاندامنتال و نمودار قیمتی به علاوه اخبار مثبت اختصاص دهید.
سخن پایانی، آیا خرید در ریزش بازار منطقی است؟
پاسخ این است: بله، اما نه برای همه. خرید در دیپ برای سرمایهگذارانی منطقی است که افق دید بلندمدت دارند، از استراتژی پلهای (DCA) استفاده میکنند و میتوانند احساسات خود را کنترل کنند. علاوه بر دید بلندمدت و کنترل احساسات، افرادی که قصد سرمایهگذاری کوتاه مدت یا میان مدت را دارند، یادگیری تحلیل بازار چه در پشت پرده نمودار چه در نمودار روی کندلهای قیمتی برای در امان ماندن از ضررهای سنگین، لازم است. درکنار یادگیری انواع تحلیل، مهمترین و اساسیترین رکن ماندن در بازار و موفقیت در سرمایهگذاری، آموزش صحیح مدیریت سرمایه و همینطور مدیریت ریسک در کل سرمایه و میزان ریسک در هر داراریی، جزو واجبات و ستون اصلی بازارهای مالی محسوب میشود.
این منطق، بر این پایه استوار است که بازار رمزارزها، با وجود تمام نوساناتش، هنوز در مراحل اولیه پذیرش جهانی قرار دارد و پتانسیل رشد بلندمدت آن همچنان بالاست. اگر شما هم توانایی مدیریت ترس و خشم بازار را دارید، ریزشها بزرگترین فرصت شما برای ساخت ثروت هستند.
سلب مسئولیت: این مقاله تحلیلی و خبری هست و پیش از خرید یا فروش رمزارزها، با بررسی و آگاهی کامل اقدام کنید. ما هرگز پیشنهاد خرید و فروش هیچ ارزی را به کاربران نمیدهیم و یوتوتایمز مسئولیتی در قبال سود یا زیان معاملات کاربران ندارد.
بیتکوین فعلاً توانسته سطح روانی ۱۰۰٬۰۰۰ دلاری را حفظ کند، در حالی که خریداران در کف قیمت تلاش میکنند از افت بیشتر جلوگیری کنند.
در حالی که فضای ریسک در بازارهای آسیایی در ساعات اولیه روز چهارشنبه تضعیف شده بود، اکنون با نزدیک شدن به معاملات اروپا، نشانههایی از بهبود نسبی دیده میشود.
والاستریت روز گذشته با فروش سنگین در سهام فناوری مواجه شد، اما معاملات آتی S&P 500 امروز بخشی از افت را جبران کردهاند.
بیتکوین نیز پس از افت کوتاهمدت به زیر ۱۰۰٬۰۰۰ دلار، دوباره به سطح کلیدی بازگشته است. این سطح پیشتر در ماه ژوئن نیز توسط خریداران حفظ شده بود، اما این بار قیمت از میانگینهای متحرک ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه عبور کرده که نشاندهنده تمایل نزولی بیشتر در بازار ارز دیجیتال است.
در صورت شکست قطعی سطح ۱۰۰٬۰۰۰ دلار، احتمال فعال شدن توقفهای بیشتر وجود دارد که میتواند افت قیمت را تشدید کند.
در کنار بازار سهام، رمزارزها نیز بهعنوان شاخصی مهم برای سنجش احساسات ریسکپذیری در بازارهای جهانی محسوب میشوند.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، اعلام کرد که ایران باید همکاری خود با بازرسان سازمان ملل را بهطور جدی بهبود بخشد تا از تشدید تنشها با غرب جلوگیری کند.
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، دولت ترامپ در حال بررسی اقدام نظامی علیه اهداف نظامی ونزوئلا و همچنین تصرف میادین نفتی این کشور است. این بررسیها بخشی از برنامهریزیهای احتمالی در پی افزایش تنشها با دولت نیکولاس مادورو محسوب میشود؛ دولتی که واشنگتن آن را به قاچاق مواد مخدر و فعالیتهای مجرمانه متهم کرده است.
سخنگوی معاون مطبوعاتی کاخ سفید، آنا کلی، در پاسخ به این گزارش به نیوزویک گفت: «رئیسجمهور ترامپ تمرکز خود را بر مبارزه با قاچاق مواد مخدر حفظ کرده است» و سایر بخشهای گزارش را گمانهزنی دانست.
ترامپ در پیام خود به مادورو گفته است: «ارسال مواد مخدر و مجرمان به کشور ما را متوقف کن». او تأکید کرده که به مبارزه با تروریستهای مواد مخدر ادامه خواهد داد.
نیویورک تایمز همچنین گزارش داده که هنوز هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نشده و مقامات آمریکایی در حال بررسی پیامدهای دیپلماتیک و اقتصادی این اقدامات احتمالی هستند، بهویژه با توجه به اینکه ونزوئلا بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت خام جهان را در اختیار دارد و هرگونه تلاش برای تصرف این منابع، تشدید چشمگیر سیاست آمریکا در قبال کاراکاس خواهد بود.
موجودی نفت خام ایالات متحده در هفته منتهی به ۴ نوامبر ۲۰۲۵ به میزان ۶.۵ میلیون بشکه افزایش یافت، در حالی که هفته قبل ۴ میلیون بشکه کاهش یافته بود و این افزایش بسیار بیشتر از انتظار برای کاهش ۲.۴ میلیون بشکهای بود. این بزرگترین افزایش هفتگی از اوایل ماه ژوئیه تاکنون محسوب میشود. منبع: مؤسسه نفت آمریکا (API)

روزنامه نیویورک تایمز گزارش میدهد که بحثهای داخلی در دولت ترامپ بر سر اقدام احتمالی علیه رژیم مادورو در ونزوئلا شدت گرفته است.
بر اساس این گزارش، دولت آمریکا چندین گزینه نظامی برای اقدام در ونزوئلا تدوین کرده است که شامل حملات مستقیم به واحدهای محافظ رئیسجمهور مادورو و اقدامات بالقوه برای تصرف میادین نفتی این کشور میشود. گفته میشود رئیسجمهور ترامپ هنوز در مورد چگونگی یا زمان اجرای این اقدام تصمیمی نگرفته و نسبت به به خطر انداختن نیروهای آمریکایی یا پیامدهای سیاسی آن بیمیل است.
در مقابل، مشاوران ارشد در حال فشار برای اتخاذ اقدامات قویتر، از جمله برکناری مادورو از قدرت، هستند.
در همین راستا، از وزارت دادگستری خواسته شده است تا راهنمایی حقوقی برای توجیه عملیات نظامی گستردهتر ارائه دهد. چنین راهنماییای میتواند پوشش قانونی برای هدف قرار دادن مادورو بدون نیاز به مجوز کنگره یا اعلام رسمی جنگ فراهم کند.
بیتکوین برای اولین بار از تاریخ ۲۳ ژوئن به زیر سطح ۱۰۰ هزار دلار سقوط کرد. آخرین باری که قیمت زیر این سطح معامله شده بود، در تاریخ ۲۳ ژوئن بود که به ۹۹,۷۰۵ دلار رسید.
قیمت بیتکوین به روند نزولی خود ادامه میدهد و کف قیمتی آن به ۹۹,۹۳۹ دلار رسیده است.
با نگاهی به نمودار روزانه، در صورت تداوم روند کاهشی، هدف بعدی که معاملهگران به آن توجه خواهند کرد، کف قیمتی ۲۲ ژوئن در سطح ۹۸,۲۴۰ دلار است. در سطحی پایینتر از آن، سطح اصلاحی ۳۸.۲ درصدی از موج صعودی که از کف ماه اوت ۲۰۲۴ آغاز شده، قرار دارد. این سطح در قیمت ۹۶,۹۷۵ دلار واقع شده است.


بازار رمزارزها امروز شاهد افتی قابلتوجه بود و بیتکوین با سقوط بیش از ۵ درصدی به ۱۰۱٬۲۵۰ دلار رسید؛ سطحی که از ژوئن تاکنون مشاهده نشده بود.
کاهش قیمت بیتکوین در حالی رقم خورد که بازنگری در ارزشگذاری شرکت پالانتیر موجی از شناسایی سود توسط سرمایهگذاران خرد را در بازار ایجاد کرد. سهام پالانتیر با وجود عملکرد مالی بهتر از انتظار، ۷ درصد افت کرد و سهام انویدیا نیز حدود ۳ درصد کاهش یافت. همزمان، شاخص نزدک ۱.۵ درصد پایین آمد، در حالیکه بازار در انتظار انتشار گزارشهای مالی سایر سهام پرحاشیه این هفته است.
عامل دیگری که فشار فروش را تشدید کرده، تغییر لحن فدرال رزرو به سمت موضعی خنثیتر در هفته گذشته است؛ تغییری که معمولاً بهعنوان باد مخالفی برای داراییهای پرریسک از جمله رمزارزها عمل میکند.
در حال حاضر نگاهها به سطح کلیدی ۱۰۰ هزار دلار دوخته شده است؛ سطحی که میتواند در صورت شکست، سیگنال منفی تازهای برای بازار ارزهای دیجیتال باشد.