طبق گزارش والاستریت ژورنال، معاملهگران خرد آمریکایی برای اولین بار از سال ۲۰۱۸ میتوانند در فروش توکنها شرکت کنند.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
طبق گزارش والاستریت ژورنال، معاملهگران خرد آمریکایی برای اولین بار از سال ۲۰۱۸ میتوانند در فروش توکنها شرکت کنند.
مایکل بری، سرمایهگذار مشهور و چهره اصلی فیلم «The Big Short» که پیشبینی دقیقی از بحران مالی سال ۲۰۰۸ داشت، بار دیگر با یک حرکت جسورانه توجه بازارهای جهانی را به خود جلب کرده است. او اخیراً موقعیت فروش (short position) به ارزش ۱.۱ میلیارد دلار علیه دو شرکت بزرگ حوزه هوش مصنوعی، یعنی انویدیا (Nvidia) و پالانتیر (Palantir) اتخاذ کرده است. این اقدام، موجی از نگرانی و نوسان را در بازارهای مالی بهویژه در بخش فناوری ایجاد کرده است. شرطبندی علیه غولهای AI بری از طریق صندوق سرمایهگذاری خود، Scion Asset Management، اقدام به خرید اختیار فروش (Put Options) بر سهام انویدیا و پالانتیر کرده که ۸۰٪ از کل سبد سرمایهگذاری این صندوق را تا پایان سپتامبر ۲۰۲۵ تشکیل میدهد. این موقعیت فروش سنگین، بهسرعت باعث افت قیمت سهام این دو شرکت شد. پالانتیر تا ۱۶٪ سقوط کرد و در نهایت با ۸٪ کاهش بسته شد، در حالی که انویدیا بین ۲ تا ۴٪ افت داشت. شاخص نزدک نیز بزرگترین افت روزانه خود در یک ماه اخیر را با حدود ۲٪ تجربه کرد. واکنش جهانی به افشاگری بری تأثیر این افشاگری تنها به بازار آمریکا محدود نماند. بازارهای آسیایی و اروپایی نیز در روزهای بعد با افت قابلتوجهی مواجه شدند. شاخصهای بورس در ژاپن و کره جنوبی نیز کاهش یافتند، چرا که سرمایهگذاران نسبت به ارزشگذاری بیش از حد سهام شرکتهای فناوری ابراز نگرانی کردند. پاسخ تند مدیرعامل پالانتیر در واکنش به این شرطبندی، الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، این اقدام را «کاملاً دیوانهوار» توصیف کرد و گفت که این موضوع انگیزهای برای شرکت خواهد بود تا عملکرد مالی بهتری ارائه دهد و «بری را فقیرتر کند». این اظهارات نشاندهنده تنش فزاینده میان مدیران شرکتهای فناوری و منتقدان بازار است. تحلیل بری از ساختار مالی شرکتها بری در شبکههای اجتماعی به پدیدهای به نام «تأمین مالی حلقهای» اشاره کرد؛ به این معنا که شرکتهای بزرگ فناوری مانند OpenAI، Oracle و CoreWeave با سرمایهگذاری متقابل در یکدیگر، تقاضای مصنوعی برای محصولات یکدیگر ایجاد میکنند. بهطور خاص، این شرکتها با دریافت سرمایه از غولهای فناوری، متعهد به خرید چیپها و خدمات از انویدیا میشوند. تحلیلگران Seaport Global Securities این رفتار را نشانهای از حباب دانستهاند. هشدارهای همزمان از والاستریت همزمان با افشاگری بری، مدیران ارشد بانکهای بزرگ مانند مورگان استنلی و گلدمن ساکس نیز هشدار دادند که بازار سهام ممکن است در سالهای آینده با اصلاح ۱۰ تا ۲۰ درصدی مواجه شود. همچنین گزارشهایی منتشر شده که دویچه بانک در حال بررسی راهکارهایی برای پوشش ریسک سرمایهگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی است. وضعیت تکنیکال سهام از منظر تحلیل تکنیکال، سهام پالانتیر اکنون زیر میانگین ۵۰ روزه خود معامله میشود که برای بسیاری از تحلیلگران نشانهای منفی تلقی میشود. در مقابل، انویدیا با وجود افت، همچنان بالاتر از این سطح باقی مانده و برخی تحلیلگران این موضوع را نشانهای از بنیادهای قویتر و تسلط تکنولوژیک این شرکت میدانند. نتیجهگیری شرطبندی جسورانه مایکل بری علیه شرکتهای هوش مصنوعی، بار دیگر بحث درباره حباب احتمالی در بازار فناوری را به صدر اخبار اقتصادی بازگردانده است. در حالی که برخی این اقدام را هشدار بهموقع میدانند، دیگران آن را حرکتی افراطی تلقی میکنند. اما آنچه مسلم است، این است که بازار دیگر به رشد بیوقفه سهام AI با خوشبینی مطلق نگاه نمیکند و سرمایهگذاران محتاطتر از گذشته شدهاند. منبع: decrypt.co
نگاهی به نحوهی تکامل اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن، و سولانا برای پاسخ به افزایش تقاضا در شبکهها خلاصه اتریوم بهطور پیوسته در حال افزایش ظرفیت در شبکه اصلی (Mainnet) و لایه دوم (Layer-2 Rollups) است. از مشکلات ازدحام اولیه در NFT و دیفای گرفته تا نوسانات اخیر بازار، افزایش محدودیت گس (Gas Limit) و ارتقاهایی مانند Dencun و Pectra ظرفیت شبکه را گسترش دادهاند، در حالی که تراکنشهای Blob هزینههای داده را بهشدت کاهش دادهاند. لایه دومها (Layer-2s) به توزیع تقاضای فزاینده اتریوم و افزایش کارایی تراکنشها کمک میکنند. رویدادهایی مانند افزایش Blobscriptions در آوریل ۲۰۲۴ و نقدینگیهای اکتبر ۲۰۲۵ نشاندهندهی تابآوری آنها در شرایط پرفشار و در عین حال وابستگی مستمر به ظرفیت شبکه اصلی است. سولانا با طراحی پرظرفیت خود، ازدحام تراکنشها را بهصورت داخلی مدیریت میکند و نیازی به لایههای مقیاسبندی خارجی ندارد. در جریان عرضه توکن TRUMP در ژانویه ۲۰۲۵، میانگین کارمزدها به ۰.۳۷ دلار رسید در حالی که میانگین کارمزدها کمتر از ۰.۰۰۳ دلار باقی ماند، که نشان میدهد چگونه کارمزدهای درون ساختاری، ازدحام شبکه را بدون افزایش هزینه در سراسر شبکه کنترل میکنند. شبکههای جدیدی نیز در فضای توازن بلاکچین ظهور کردهاند که برای کاربردهای خاص بهینهسازی شدهاند و با رشد حجم و تنوع تقاضا، جایگاه خود را تثبیت میکنند. مقدمه دورههایی که فعالیت آنچین یا ازدحام شبکه افزایش مییابد، درست مانند ترافیک ساعت شلوغی که جادههای یک شهر را به چالش میکشد، اهمیت افزایش ظرفیت و مقیاسپذیری را در فرآیند بلوغ بلاکچینها برای پذیرش گسترده نشان میدهد. عرضه توکنها، ایردراپها و نوسانات بازار همگی میتوانند باعث افزایش ناگهانی تقاضا فراتر از ظرفیت شبکه شوند، کارمزدها را بالا ببرند و محدودیتهای زیرساختها را آشکار کنند. از گسترش ظرفیت شبکه اصلی و مقیاسبندی لایه دوم اتریوم گرفته تا رویکرد یکپارچه و پرظرفیت سولانا، بلاکچینها بهطور پیوسته در حال پختگی برای پاسخ به افزایش فعالیتها هستند. رویدادهای ازدحام شبکه در گذشته، بهعنوان آزمونهای فشار ارزشمند عمل کرده و نشان دادهاند که شبکهها چگونه تکامل یافتهاند و چه چالشهایی هنوز در مسیر پذیرش گسترده باقی مانده است. در این شماره از گزارش وضعیت شبکه، بررسی میکنیم که مقیاسپذیری چگونه در اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن و سولانا شکل میگیرد. با نگاه به فعالیت تراکنشها، دینامیک کارمزدها و ظرفیت شبکه، ارزیابی میکنیم که شبکهها چگونه خود را با افزایش تقاضا تطبیق میدهند و این موضوع چه پیامدهایی برای مرحله بعدی رشد آنچین دارد. شبکهی اصلی اتریوم لایه ۱ سفر مقیاسبندی اتریوم نشاندهندهی چالش افزایش توان پردازش تراکنشها و سرعت شبکه برای پذیرش گسترده است، بدون آنکه تمرکززدایی یا امنیت قربانی شود؛ تعادلی که همچنان مرکز اصلی برنامهي اتریوم (roadmap) باقی مانده است. در سالهای اولیه، کاربران با چندین مورد مواجه شدند که ظرفیت محدود شبکه همراه با افزایش ناگهانی تقاضا، باعث افزایش هزینه استفاده از شبکه شد و نیاز به راهکارهای مقیاسبندی را برجسته کرد. ظرفیت اتریوم با محدودیت گس در هر بلاک (Block Gas Limit) تعریف میشود؛ این محدودیت مشخص میکند چه میزان محاسبات میتواند در هر بلاک جای بگیرد. هر تراکنش بر اساس پیچیدگی خود گس مصرف میکند و کاربران کارمزدها را به واحد ETH (با واحد Gwei) پرداخت میکنند تا تراکنشهایشان پردازش شود. وقتی تقاضا برای قرارگیری تراکنشها بیشتر از فضای موجود در بلاک باشد، شبکه کارمزد گس را افزایش میدهد تا رقابت برای ظرفیت محدود را منعکس کند. نمودار زیر نوسانات قیمت گس اتریوم در چهار رویداد مهم ازدحام شبکه را نشان میدهد، که هر کدام تحول دینامیک قیمتگذاری در حین مقیاسبندی شبکه را به تصویر میکشند: رویدادهای کلیدی ترافیک شبکه در اکو سیستم اتریوم ۲۰۱۸ ، عرضه بازی CryptoKitties: یکی از نخستین شوکهای ازدحام در شبکه اتریوم، زمانی رخ داد که یک بازی NFT تقریباً بیشتر فضای بلاکها را اشغال کرد. در آن دوره، کارمزد گس از ۴۵۰ Gwei (حدود ۵۹۶ دلار) فراتر رفت، زیرا کاربران برای وارد شدن تراکنشهایشان در بلاکها با یکدیگر رقابت میکردند. در آن زمان، کارمزدها از طریق حراج باز تعیین میشد، به این معنا که برنامههای محبوب میتوانستند هنگام افزایش تقاضا، عملاً سایر تراکنشها را از شبکه بیرون برانند. ۲۰۲۱، رونق DeFi و NFT: رشد انفجاری در حوزههای دیفای و NFT باعث شد کارمزدها از ۲۰۰۰ Gwei فراتر بروند و محدودیتهای بازار کارمزد اتریوم در مواجهه با قراردادهای هوشمند پیچیدهتر نمایان شود. این مسئله منجر به معرفی EIP-1559 شد؛ طرحی که سیستم حراج را با کارمزد پایهی پویا جایگزین کرد. کارمزدی که با توجه به سطح تقاضا تنظیم میشود و بخشی از هزینه تراکنشها را میسوزاند تا ساختار قیمتگذاری قابل پیشبینیتر شود. ۲۰۲۲ ، عرضه زمین متاورس Otherside از Yuga Labs: با وجود اجرای EIP-1559، عرضهی زمین مجازی Otherside در متاورس باعث شد کارمزد گس برای مدتی کوتاه از ۸۰۰۰ Gwei عبور کند که بالاترین رقم ثبتشده تا آن زمان بود. این رویداد نشان داد که اصلاحات بازار کارمزد بهتنهایی نمیتواند جهشهای شدید تقاضا را کنترل کند. در نتیجه، توسعهی رولآپهای لایه دوم (Layer-2 Rollups) و زنجیرههای اختصاصی برنامه (App-Specific Chains) برای کاهش فشار از روی شبکه اصلی، شتاب گرفت. ۲۰۲۵ ، نقدینگیهای اکتبر و عرضه توکن WLFI: در رویدادهای اخیر، مانند عرضه توکن WLFI و موج نقدینگی در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، افزایش کارمزدها بسیار محدودتر بود. کارمزدها بهندرت از ۱۰۰۰ Gwei فراتر رفتند و بهسرعت به حالت عادی بازگشتند که نشانهای از تأثیر شبکههای لایه دوم و افزایش تدریجی ظرفیت لایه اول است. مجموعهی این رویدادها نشاندهندهی پیشرفت اتریوم در مسیر مقیاسپذیری است. EIP-1559 موجب کارایی بیشتر در بازار کارمزدها شد، در حالی که رولآپهای لایه دوم اکنون بخش بزرگی از فعالیتهایی را که پیشتر تنها در شبکه اصلی انجام میشد، به عهده دارند. همزمان، افزایش تدریجی محدودیت گس بلاکها باعث شده حجم محاسبات قابل انجام در هر بلاک افزایش یابد که چیزی شبیه به گسترش ظرفیت پردازشی اتریوم است. در سال ۲۰۲۵، تعداد تراکنشهای روزانه اتریوم از ۱.۸ میلیون عبور کرده و میانگین کارمزد تراکنشها به پایینترین سطح چند سال اخیر رسیده است. همانطور که در نمودار زیر دیده میشود، محدودیت گس بهتازگی به ۴۵ میلیون افزایش یافته و برنامههایی برای رسیدن به ۱۰۰ میلیون و حتی بیشتر وجود دارد تا از حجم بالاتر تراکنشها در آینده پشتیبانی شود. شبکههای لایهدوم L2 خطوط سریع مقیاسپذیری : شبکههای لایهدوم با افزودن خطوط عبور سریعتر به ظرفیت اتریوم، توان پردازش شبکه را افزایش میدهند و ضمن جذب تقاضای روبهرشد، هزینهی کارمزدها را پایین نگه میدارند. شبکههایی مانند Base و Optimism در ماههای اخیر شاهد رشد چشمگیری در فعالیت بودهاند، چراکه تراکنشها را بهصورت مقرونبهصرفه پردازش کرده و سپس آنها را بهصورت دستهای روی شبکه اصلی اتریوم نهایی میکنند. کارمزد تراکنشها در لایهدومها را میتوان نوعی درآمد شبکه در نظر گرفت، درآمدی که از تقاضای کاربران برای انجام تراکنش بهدست میآید. این کارمزدها شامل کارمزد پایه (base fee) و کارمزد اولویت (priority fee) هستند که کاربران میپردازند. در مقابل، کارمزد blob هزینهای است که رولآپها برای ثبت دادههای تراکنش خود در شبکه اصلی اتریوم پرداخت میکنند. نمودار زیر کارمزد کل تراکنشها (آبی) و میانگین کارمزد هر تراکنش (قرمز) را در شبکهی لایهدوم Coinbase، یعنی Base، نشان میدهد و مشخص میکند که هزینهی کاربران و درآمد شبکه در دورههای ازدحام شبکه چگونه رفتار کرده است. آوریل ۲۰۲۴ Blobscriptions: کمی پس از ارتقای Dencun در شبکهی اتریوم، پدیدهای تازه به نام blobscription نوعی دادهنویسی شبیه NFT که در فضای blob ذخیره میشود، باعث انفجار فعالیت در شبکههای لایهدوم شد. در آن زمان، فضای blob هنوز محدود بود و همین موضوع موجب جهش کارمزدهای blob شد. در نتیجه میانگین کارمزد تراکنش در شبکهی Base به بیش از ۱٫۴ دلار رسید، زیرا کاربران برای ثبت تراکنشهای خود در بلاکها رقابت میکردند. اکتبر ۲۰۲۵ تسویههای اجباری بازار (Market Liquidations): در جریان نوسانات شدید بازار در تاریخ ۱۰ اکتبر، شبکهی Base در مجموع نزدیک به ۱.۸ میلیون دلار کارمزد تراکنش تولید کرد؛ زیرا حجم معاملات لیکوییدیشن بهشدت افزایش یافت. بااینحال میانگین هزینهی تراکنشها زیر ۰٫۲۰ دلار باقی ماند. بهدلیل ارتقای Pectra در اوایل همان سال که ظرفیت blob را دو برابر کرد، کارمزدهای blob پایین ماند و شبکه توانست حجم بالای تراکنشها را بدون افزایش هزینهی کاربران پردازش کند. فضای بلاب(Blobspace) که با EIP-4844 در بهروزرسانی Dencun معرفی شد و در Pectra گسترش یافت، اکنون به بخش مرکزی راهبرد مقیاسپذیری اتریوم تبدیل شده است. همانطور که در نمودار بالا دیده میشود، تعداد بلابهای ثبتشده در هر بلاک همزمان با افزایش ظرفیت شبکه رشد کرده و اکنون به هدف جدید شش بلاب در هر بلاک نزدیک شده است. در همین حال، کارمزد بلابها تقریباً در سطح صفر باقی مانده و هزینه استفاده از شبکه را برای لایهدومها و کاربران نهایی به حداقل رسانده است. افزایشهای موقتی در کارمزد بلاب، مانند آنچه در آوریل ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ مشاهده شد، درست پس از معرفی این قابلیت زمانی رخ داد که تقاضا از ظرفیت اولیه فراتر رفت اما با ارتقاهای بعدی، از جمله Pectra و بهروزرسانی پیشرو به نام Fusaka، ثبات قیمتگذاری بلابها برقرار شد و لایه دادهای انعطافپذیرتری برای رشد مداوم لایهدومها شکل گرفت. سولانا؛ موتور پرقدرت تراکنشهای آنچین سولانا برای کارایی بالا و هزینه بسیار پایین تراکنشها بهینهسازی شده و رویکردی متفاوت نسبت به مقیاسپذیری بلاکچین اتخاذ کرده است. برخلاف اتریوم که بخشی از پردازش را به لایههای بیرونی میسپارد، سولانا همه فرایندها از اجرا و اجماع تا تسویه را در یک زنجیره واحد انجام میدهد. این طراحی، توان عملیاتی شبکه را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد، هرچند نیاز به سختافزار قدرتمندتر برای اعتبارسنجها را نیز بالا میبرد. نمودار زیر فعالیت تراکنشهای کاربری سولانا (آبی) را در کنار کارمزد تراکنشها و انعامهای خارج از پروتکل MEV tips (زرد و بنفش) نشان میدهد. ترکیب این دادهها بیانگر آن است که چگونه تقاضای تراکنش و درآمد شبکه در گذر زمان و همزمان با تغییر رفتار کاربران و شرایط بازار تحول یافته است. افزایش تب میمکوینها و عرضهی توکن TRUMP در اواخر سال ۲۰۲۴، شبکهی سولانا شاهد انفجار معاملاتی در حوزهی میمکوینها بود؛ روندی که در نهایت با عرضهی توکن TRUMP در ژانویهی ۲۰۲۵ به اوج خود رسید. در این دوره، تراکنشهای کاربری به بالاترین سطح تاریخی خود رسیدند، چراکه کاربران برای دسترسی به فضای بلاک با یکدیگر رقابت میکردند. در این بازه: کل کارمزد شبکه به حدود ۳۰.۶ میلیون دلار افزایش یافت، و کارمزدهای اولویتدار (Priority Fees) حدود ۹۸٪ از مجموع کارمزدها را تشکیل میدادند، زیرا کاربران برای ثبت سریعتر تراکنشهای خود در بلاکها پیشنهاد قیمت میدادند. انعامهای MEV خارج از پروتکل پرداختهایی خارج از زنجیره برای تشویق اعتبارسنجها به گنجاندن تراکنشها نیز جهشی چشمگیر داشت و به ۲۱.۵ میلیون دلار رسید. میانگین کارمزد تراکنشها حدود ۸۲۵٪ افزایش یافت و به ۰.۳۷ دلار رسید، در حالیکه میانگین کارمزدها همچنان زیر ۰.۰۰۳ دلار باقی ماند. این آمار نشان میدهد که با وجود رشد شدید تقاضا، طراحی درون ساختاری بازار کارمزدها در سولانا توانست از افزایش هزینهها در کل شبکه جلوگیری کند. طراحی کارمزد درون ساختاری سولانا این وضعیت طراحی بازار کارمزد درون ساختاری در سولانا را نشان میدهد؛ جایی که تراکم شبکه در یک نقطهی خاص باعث افزایش هزینه در سراسر شبکه نمیشود. هر تراکنش شامل یک کارمزد پایهی ثابت و یک کارمزد اولویتدار اختیاری است که بر اساس میزان واحدهای محاسباتی(Compute Units) درخواستی تعیین میشود. بنابراین کاربرانی که با برنامهها یا توکنهای پرتقاضا تعامل دارند ممکن است کارمزدهای بیشتری بپردازند، اما بیشتر کاربران همچنان میتوانند با هزینههای پایین در شبکه تراکنش انجام دهند. بهروزرسانیهای آینده مانند Alpenglow که هدفش کاهش زمان نهایی شدن تراکنشها به حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیثانیه است و Firedancer یک نرمافزار اعتبارسنج جدید با هدف افزایش توان پردازش و مقاومت شبکه، قرار است مسیر مقیاسپذیری یکپارچه سولانا را تقویت کنند. چشمانداز آینده مقیاسپذیری در حال تبدیل شدن به یکی از ستونهای کلیدی پذیرش گستردهی بلاکچین است. با رشد حجم و تنوع تقاضا برای فضای بلاک، شبکهها همچنان در حال یافتن توازن میان کارایی، تمرکززدایی و امنیتاند تا بتوانند دامنهی گستردهای از فعالیتها را پشتیبانی کنند، از تراکنشهای DeFi و معاملات پرسرعت گرفته تا پرداختهای مبتنی بر هوش مصنوعی، انتشار استیبلکوینها، داراییهای توکنایزشده و تسویههای نهادی. همانطور که بررسی ما نشان داد، چند سال اخیر با وجود تراکم در شبکه، پیشرفتهای قابلتوجهی را رقم زده است: اتریوم با افزایش ظرفیت بلابها در لایهدو و افزایش گس لیمیت در لایهیک، بهصورت تدریجی در حال گسترش است. سولانا با طراحی یکپارچه و درون ساختاری، مرزهای توان عملکردی زنجیرهی واحد را گسترش میدهد. هر دو رویکرد گرچه متفاوتاند، اما مسیرهایی مکمل در جهت بهبود کارایی فضای بلاک و کاهش هزینهی کاربران را ارائه میدهند. در عین حال، شبکههای جدیدی در حال ظهورند که در پی گسترش مرزهای این توازناند. زنجیرههایی مانند Hyperliquid، Tempo، Arc و Canton برای حوزههای خاصی همچون معاملات، پرداختها و امور مالی قانونگذاریشده بهینهسازی شدهاند، در حالی که پلتفرمهای عمومیتر مانند Monad و MegaETH با حفظ سازگاری با محیط EVM، به دنبال دستیابی به توان پردازشی بالاتر هستند. در مجموع این روندها آیندهای را ترسیم میکنند که در آن شبکهها به سمت تخصصیشدن بیشتر حرکت میکنند؛ هرکدام حول یک هدف و عملکرد مشخص شکل میگیرند، در حالی که تعادل میان چندپارگی شبکهها و قابلیت تعامل میان آنها همچنان در حال شکلگیری است.
شرکت OpenAI از دولت ایالات متحده درخواست کرده است تا تضمینهای اعتباری دولتی برای تأمین مالی طرح توسعه زیرساخت هوش مصنوعی به ارزش بیش از یک تریلیون دلار ارائه دهد. سارا فرایر، مدیر مالی OpenAI در کنفرانس والاستریت ژورنال اعلام کرد که این شرکت در حال بررسی گزینههای تأمین مالی از طریق شبکهای متشکل از بانکها، شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی و نهادهای دولتی است. فرایر تأکید کرد که پشتیبانی دولت میتواند هزینههای استقراض را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد و دسترسی OpenAI به بازارهای اعتباری را گسترش دهد؛ زیرا تضمینهای دولتی ریسک زیان برای وامدهندگان را کاهش میدهد. این درخواست در میان شرکتهای فناوری سیلیکونولی بسیار نادر است و OpenAI را در کنار صنایعی مانند انرژی و زیرساخت قرار میدهد که معمولاً از حمایت دولتی برخوردارند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که OpenAI درگیر تعهدات سرمایهبر بزرگی مانند توافق ۳۰۰ میلیارد دلاری با Oracle و پروژه دیتاسنتر Stargate به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار با همکاری Oracle و SoftBank است. با وجود پیشبینی درآمد چند ده میلیارد دلاری در سال جاری، درآمد فعلی OpenAI بسیار کمتر از هزینههای عظیم عملیاتی آن است. فرایر همچنین احتمال عرضه عمومی سهام شرکت را رد کرد و گفت: «IPO فعلاً در دستور کار نیست.» تمرکز اصلی شرکت بر افزایش ظرفیتهای محاسباتی و تأمین مالی بلندمدت باقی مانده است.
این تصویر نمایی از شبکه پیچیده سرمایهگذاریها و همکاریهای بزرگترین شرکتهای فناوری در حوزه هوش مصنوعی و نیمههادیها را نشان میدهد. در مرکز این نمودار، OpenAI با ارزشگذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری قرار دارد که با شرکتهایی مانند مایکروسافت، انویدیا، اوراکل، AMD و چندین استارتآپ هوش مصنوعی در ارتباط مالی و فنی گستردهای است. مایکروسافت با ارزش بازار ۳.۹ تریلیون دلار در OpenAI سرمایهگذاری کرده است. انویدیا با ارزش ۴.۵ تریلیون دلار، تا سقف ۱۰۰ میلیارد دلار در OpenAI سرمایهگذاری میکند. اوراکل قرارداد ابری ۳۰۰ میلیارد دلاری با OpenAI دارد. شرکت AMD شش گیگاوات GPU در اختیار OpenAI قرار داده و امکان خرید ۱۶۰ میلیون سهم را به آن داده است. استارتآپهایی مانند CoreWeave، Harvey AI، Mistral، Figure AI، xAI نیز در این شبکه حضور دارند. با گذشت تنها چند هفته، این نمودار دیگر بهروز نیست — سرعت تحولات در دنیای هوش مصنوعی سرسامآور است.
اتریوم پس از حمله سایبری ۱۰۰ میلیون دلاری به پلتفرم DeFi بالانسر، به زیر سطح ۳۶۰۰ دلار سقوط کرد. این افت شدید که تا ۹٪ در روز دوشنبه رسید، باعث شد قیمت اتریوم حدود ۲۵٪ پایینتر از اوج خود در ۲۲ اوت (۴۸۸۵ دلار) قرار گیرد. این حمله جدید به بالانسر، یکی از پروتکلهای مالی غیرمتمرکز مبتنی بر اتریوم، در کنار فشارهای کلان اقتصادی و عدم قطعیتهای سیاستی، باعث تشدید فروش در بازار ارزهای دیجیتال شده است. تحلیلگران میگویند این رخداد، نگرانیها درباره امنیت و نقدینگی را دوباره زنده کرده است، بهویژه در شرایطی که سیاستهای فدرال رزرو محتاطانهتر شده و تمایل سرمایهگذاران به ریسک کاهش یافته است. همچنین سهام شرکتهای مرتبط با رمزارزها مانند صرافیها و شرکتهای استخراج نیز کاهش یافتهاند که نشاندهنده احتیاط گسترده در بازار داراییهای دیجیتال است.
این آپدیت میتواند هزینه تراکنشها را تا ۶۰ درصد کاهش دهد و در عین حال، مسیر معماری ماژولار اتریوم را تثبیت کند؛ مدلی که در آن لایه اول، بستر تسویه و لایه دوم، محل تعامل کاربران است. آیا فوساکا کاربران را در لایه دوم نگه میدارد؟ بهروزرسانی بزرگ بعدی اتریوم با نام Fusaka، ترکیبی از دو واژهی Fulu بهمعنای اجماع و Osaka بهمعنای اجرا، قرار است نحوهی مدیریت دادهها و کارمزدها را در شبکه تغییر دهد، بیآنکه تجربهی کاربر را دگرگون کند. اما در عمق ماجرا، فوساکا پیام روشنی دارد. اتریوم بیش از هر زمان دیگر به سمت معماری ماژولار حرکت میکند؛ جایی که لایه یک (L1) نقش ستون فقرات شبکه و محل نهایی تسویه تراکنشها را دارد، و لایه دو (L2) تبدیل به فضای اصلی فعالیت کاربران میشود. سریعتر، ارزانتر و مقیاسپذیرتر. پرسش اصلی این است که آیا فوساکا کاربران را دوباره به لایه یک بازمیگرداند؟ پاسخ روشن است: خیر. در واقع این آپدیت باعث میشود کاربران کمتر از قبل دلیلی برای ترک لایه دو داشته باشند. فوساکا، ارتقایی برای روانتر شدن حرکت اتریوم پایهی فنی بهروزرسانی Fusaka بر سه محور کلیدی استوار است: دسترسپذیری دادهها، نمونهبرداری (sampling) و مدیریت دادههای blob که رویکرد اتریوم برای کاهش هزینه و افزایش بهرهوری در ارسال دادههای لایه دوم (L2) است. در قلب این تغییرات، پیشنهاد اصلی یعنی EIP-7594 با نام PeerDAS قرار دارد. این طرح به نودها اجازه میدهد بهجای دانلود کامل دادههای رولآپ، تنها بخشهایی از آن را موسوم به blob نمونهبرداری کنند. در نتیجه ظرفیت بیشتر برای ذخیرهی blob ها و کاهش چشمگیر هزینهی پهنای باند برای اعتبارسنجها ایجاد میشود؛ عاملی حیاتی برای افزایش توان پردازش تراکنشها در لایه دوم. بعد نوبت به EIP-7892 میرسد که «فورکهای فقط با پارامتر بلاب» یا BPOها را معرفی میکند. سازوکاری که اجازه میدهد تعداد بلابها در هر بلاک (مثلاً از ۱۰ به ۱۴ یا از ۱۵ به ۲۱) بهتدریج افزایش یابد، بدون آنکه نیازی به بازنویسی کل پروتکل باشد. به زبان ساده توسعهدهندگان میتوانند ظرفیت دادهی اتریوم را تدریجاً تنظیم کنند، بدون آنکه منتظر یک ارتقای کامل بمانند. در همین راستا، EIP-7918 یک کف قیمت برای کارمزد blobها تعیین میکند تا در دورههای کمتقاضا، قیمت فضای داده به صفر نزدیک نشود. اما بخشهای دیگر فوساکا روی تجربهی کاربر و امنیت شبکه تمرکز دارند: EIP-7951 پشتیبانی از منحنی رمزنگاری secp256r1 را اضافه میکند همان الگویی که در WebAuthn به کار میرود تا ورود با Passkey در کیفپولهای اتریوم ممکن شود. EIP-7917 قابلیت پیشبینی تولیدکنندهی بعدی بلاک را معرفی میکند که باعث میشود سیستمهای pre-confirmation بتوانند تراکنشها را سریعتر تأیید کنند. EIP-7825 سقفی برای گس تراکنش تعیین میکند تا از حملات Denial of Service جلوگیری شود. و EIP-7935 اهداف گس بلاک را بازتنظیم میکند تا پایداری اعتبارسنجها حفظ شود. تمامی این بهروزرسانیها اکنون روی شبکههای آزمایشی Holesky و Sepolia فعال شدهاند، و انتظار میرود اوایل دسامبر در شبکهی اصلی (mainnet) نیز اجرا شوند. چرا فوساکا برای کارمزدها و اقتصاد رولآپها اهمیت دارد فوساکا وعدهی کاهش هزینهی گس در لایهی اول برای کاربر را نمیدهد، بلکه هدفش پایین آوردن کارمزدها در لایهدوم است. این آپدیت با فراهم کردن امکان ارسال دادههای بیشتر با هزینهی کمتر، بهبود چشمگیری در اقتصاد شبکههایی مثل Arbitrum، Optimism، Base و zkSync ایجاد میکند. مدلسازیهای آنچین نشان میدهد که هزینهی استفاده از رولآپها میتواند بین ۱۵ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا کند؛ و در شرایطی که عرضهی بلابها (Blob) از تقاضای داده پیشی بگیرد، این کاهش حتی ممکن است تا ۶۰ درصد هم برسد. در سوی دیگر، هزینهی گس در شبکهی اصلی اتریوم (Mainnet) احتمالاً تغییر چندانی نخواهد داشت، گرچه با تنظیمات بعدی در هدف گس بلاکها، ممکن است تا ۱۰ تا ۲۰ درصد دیگر کاهش یابد. بهروزرسانیهای مربوط به ورود با کلید امنیتی (Passkey) و زمانبندی قابل پیشبینی بلاکها (Proposer Look-Ahead) تجربهی استفاده از اتریوم را ملموستر تغییر میدهند. پشتیبانی از WebAuthn به کیفپولها اجازه میدهد تا بدون نیاز به عبارت بازیابی یا رمز عبور از ورود بیومتریک یا بر پایهی دستگاه استفاده کنند. همچنین با فعال شدن سیستم پیشتأیید تراکنشها بر پایهی زمانبندی قابل پیشبینی بلاکها، کاربران میتوانند انتظار تأییدهای تقریباً فوری برای تراکنشهای روزمره بهویژه در لایه دوم داشته باشند. نتیجهی نهایی این است که استفاده از اتریوم روانتر و سریعتر میشود، بدون آنکه کاربران را دوباره به لایهاول برگرداند.مسیرهای شبکه سریعتر شدهاند، اما همچنان در مسیر لایهدوم حرکت میکنند. لایهاول برای تسویه، لایهدوم برای تجربه معماری اتریوم دیگر بحثی بین طراحی «تکپارچه» و «ماژولار» نیست؛ این شبکه بهصورت آگاهانه ماژولار طراحی شده است. هدف لایهاول، ایفای نقش پایگاه اصلی برای تسویه و ذخیرهی داده با امنیت بالا است، در حالی که فعالیتهای روزمرهی کاربران به لایهدوم منتقل میشود. فوساکا این تقسیم وظیفه را تقویت میکند. با افزایش ظرفیت بلابها، لایههای دوم میتوانند تراکنشهای بیشتری برای بازیها، شبکههای اجتماعی، و پرداختهای خرد پردازش کنند، مواردی که انجامشان در شبکهی اصلی صرفهی اقتصادی ندارد. بهبود فرآیندهای ورود و تأیید تراکنشها باعث میشود تجربهی کار در لایهدوم طبیعیتر و سریعتر حس شود و فاصلهی تجربهی کاربری (UX) میان لایهاول و لایهدوم تقریباً از میان برود. کاربران همچنان ممکن است در برخی سناریوهای خاص سراغ لایهاول بروند، مثلاً برای تسویههای کلان، انتقالهای سازمانی، یا معاملات حساس به ترتیب بلاکمثل مدیریت MEV یا تسویهی DeFi اما این موارد تنها بخش کوچکی از کل فعالیتهای روی زنجیره را تشکیل میدهند. برای سایر کاربردها، لایهدوم همچنان محل همیشگی کاربران اتریوم باقی خواهد ماند. روایت بزرگتر، اتریوم بهعنوان یک اینترنت لایهای از یک دیدگاه کلیتر، Fusaka بیش از اینکه صرفاً بهینهسازی گس باشد، نشانهای از بلوغ و تکامل اتریوم است. این ارتقا چارچوب مقیاسپذیری برای تنظیم ظرفیت دادهها (BPO) بدون نیاز به فورکهای مخرب فراهم میکند و لایهای از تجربه کاربری ارائه میدهد که Web3 را شبیه Web2 میکند. فلسفه اصلی آن روشن است، شبکه نمیخواهد ترافیک را به L1 متمرکز کند، بلکه یک سیستم آزادراهی میسازد که رولآپها ترافیک محلی را مدیریت میکنند و L1 حکم دادگاه نهایی را دارد. بعد مالی ماجرا نیز اهمیت دارد. ارزانتر شدن ثبت داده میتواند موجی از اپلیکیشنهای کمارزش مثل شبکههای اجتماعی، سیستمهای پرداخت و بازیها را دوباره به رولآپها بازگرداند. این فعالیتها همچنان با ETH و هزینههای blob همراه است و با کف هزینههای تعیینشده در EIP-7918، این هزینهها به کاهش عرضه ETH کمک میکنند. اگر فعالیت سریعتر از کاهش هزینهها رشد کند، میزان کاهش عرضه ETH میتواند حتی بالاتر رود. در سمت اعتبارسنجها، PeerDAS بار پهنای باند را کاهش میدهد، اما ممکن است باعث شود سوپرنودهایی ایجاد شوند که تمام دادههای بلاکها را نگه میدارند. این یک نوع مصالحه بین تمرکززدایی و مقیاسپذیری است که جامعه هنوز درباره آن بحث خواهد کرد. چگونه میتوان دسترسی به دادهها را بدون محدود کردن مشارکت، گسترش داد. تعادل فعلی اتریوم بین ظرفیت پردازش، راحتی استفاده برای کاربران و اعتماد شبکه، مسیر کلی توسعه زیرساختهای کریپتو را نشان میدهد. در این مسیر، لایهی اول (L1) بهعنوان پایهای امن تقویت میشود و لایهی دوم (L2) محیطی برای آزمایش و افزایش مقیاسپذیری فراهم میکند. جمعبندی Fusaka تلاشی برای بازگرداندن توجه به شبکه اصلی اتریوم نیست؛ برعکس، حرکت آگاهانهای برای تقویت زیرساختهای یک آیندهی محور بر رولآپ است. این آپدیت ظرفیت دادهها را افزایش میدهد، هزینهها را پایدار نگه میدارد و تجربه کار با کیفپولها را مدرن میکند، اما همه این تغییرات در خدمت لایههای بالاتر هستند. L1 اتریوم امنتر و هوشمندتر میشود، در حالی که کاربران همچنان روی L2 فعالیت میکنند که اکنون ارزانتر و سریعتر از همیشه است. با فعال شدن BPO1 و BPO2 در اوایل سال آینده، شاخصهای کلیدی که باید زیر نظر داشت شامل میزان استفاده از بلاکها نسبت به ظرفیت، کاهش هزینهها در لایه دوم و میزان پذیرش پسکلیدها در کیفپولها خواهد بود. این عوامل تعیین میکنند که تجربه استفاده از اتریوم در ۲۰۲۶ چقدر راحت و بیدردسر خواهد بود، نه با بازگرداندن کاربران به شبکه اصلی، بلکه با نامرئی کردن تقریباً کامل مسیرهای خروج.
قیمت داگز در ۲۴ ساعت گذشته قیمت داگز (DOGS) در حال حاضر برابر با 0.000070 دلار آمریکا است. حجم معاملات 24 ساعته این ارز دیجیتال به 6 میلیون دلار آمریکا میرسد. DOGS در ۲۴ ساعت گذشته 1 درصد افزایش یافته است. رتبه فعلی DOGS در سایت کوین مارکت کپ، 632 است. ارزش بازار این ارز دیجیتال برابر با 36.3 میلیون دلار آمریکا میباشد. تعداد کل کوینهای در گردش DOGS برابر با ۵۱۶,۷۵۰,۰۰۰,۰۰۰ کوین و حداکثر تعداد کوینهای ممکن برابر با ۵۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ کوین است.
به گفته مدیرعامل انویدیا، این شرکت کسب و کاری به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار را در شش فصل آینده پیشبینی میکند. قرار است ۲۰ میلیون پردازنده گرافیکی (GPU) بلکول روبن عرضه شود که این آمار شامل چین نمیشود. انویدیا همچنین همکاری با شرکت پالانتیر (Palantir) را برای ساخت یک پشته فناوری یکپارچه جهت توسعه هوش مصنوعی عملیاتی اعلام کرد. این دو شرکت در تلاشند تا معماری بلکول انویدیا را به پلتفرم AIP پالانتیر نیز بیاورند. همچنین، انویدیا از همکاری با اوبر (Uber) برای گسترش مقیاس شبکه حمل و نقل با آمادگی سطح ۴ خبر داد. انویدیا به اوبر کمک خواهد کرد تا ناوگان خودران جهانی خود را با شروع از سال ۲۰۲۷ به تدریج به ۱۰۰ هزار وسیله نقلیه برساند. همچنین شرکتهای استلانتیس (Stellantis)، لوسید (Lucid) و مرسدس-بنز (Mercedes-Benz) نیز بر روی خودروهای خودران با آمادگی سطح ۴ که با پلتفرم Drive AGX Hyperion 10 انویدیا برای حمل و نقل مسافر سازگار است، همکاری میکنند. علاوه بر این، انویدیا و اوراکل (Oracle) قصد دارند بزرگترین ابررایانه هوش مصنوعی وزارت انرژی آمریکا را برای اکتشافات علمی بسازند.
بررسی عمیق تأثیر سیستماتیک ETFهای مبتنی بر استیکینگ و شرکتهای خزانهداری در حال حاضر حدود ۶.۷ میلیون واحد اتریوم (ETH) در صندوقهای ETF نگهداری میشود؛ رقمی که معادل ۵.۶ درصد از کل عرضهی اتریوم است و از اول جولای تاکنون ۶۴ درصد رشد داشته است. در مجموع، ارزش داراییهای اتریومی این صندوقها اکنون به حدود ۲۶ میلیارد دلار میرسد. در همین حین حدود ۵.۶ میلیون اتریوم دیگر معادل ۴.۷ درصد از عرضهی کل نیز در اختیار شرکتهای سهامی عام تازهواردی است که از اتریوم به عنوان دارایی ذخیرهای (Reserve Asset) در ترازنامهی خود استفاده میکنند. این رشد چشمگیر یک واقعیت بزرگتر را نشان میدهد. دنیای مالی سنتی در حال ادغام با دنیای مالی آنچین است. از پروژهی کریپتوی دولت آمریکا (Project Crypto) گرفته تا طرح قانون ساختار بازار رمزارزها (Crypto Market Structure Bill)، چارچوبهای قانونی و نهادی تازهای برای داراییهای دیجیتال در حال شکلگیری است؛ چارچوبهایی که فصل بعدی بازارهای سرمایه را تعریف خواهند کرد. در این گزارش که با همکاری شرکت Blockdaemon تهیه شده، به بررسی نقطهی تلاقی میان اقتصاد استیکینگ اتریوم و محصولات ETF قانونگذاریشده میپردازیم. ما در این تحلیل نشان میدهیم که چگونه ETFهای مجهز به قابلیت استیکینگ میتوانند ساختار بازار را در حوزههای زیر دگرگون کنند: پاداشهای اعتبارسنجی (Validator) و استیکینگ عملکرد و عملیات اعتبارسنجها مدیریت نقدینگی معاملات مبتنی بر اختلاف قیمت (ETH Basis Trade) درک اتریوم به عنوان دارایی ذخیرهای (Store of Value) امنیت اقتصادی شبکهی اتریوم توکنهای استیکینگ نقدشونده (LSTs) حاکمیت پروتکل میزان تمرکززدایی در شبکهی اتریوم مروری بر بازار استیکینگ اتریوم در حال حاضر بیش از ۳۶ میلیون واحد اتریوم (ETH) در قراردادهای استیکینگ قفل شده است؛ رقمی که معادل ۲۹.۸ درصد از عرضهی در گردش اتریوم محسوب میشود. کل میزان اتریومهای استیکشده در یک سال گذشته ۴ درصد افزایش یافته و نسبت به دو سال پیش ۳۳ درصد رشد نشان میدهد. در حال حاضر ۱۰ نهاد برتر استیکینگ اتریوم مجموعاً بیش از ۲۲.۴ میلیون واحد ETH در اختیار دارند؛ یعنی حدود ۶۰ درصد از کل اتریومهای استیکشده. در این میان، Lido همچنان رهبر بازار است و ۲۳.۴ درصد از کل عرضهی استیکشدهی اتریوم را در کنترل دارد. سهم نهادها از استیکینگ اتریوم در نمودار زیر، سهم بازار هر نهاد استیکینگ در گذر زمان قابل مشاهده است. روندهای شاخص بازار استیکینگ اتریوم ۱.بایننس بزرگترین صرافی متمرکز از نظر حجم معاملات، با افزایش ۱۰۸ درصدی اتریومهای استیکشدهی خود طی یک سال گذشته، به جایگاه دوم بازار رسید. بزرگترین صرافیهای متمرکز اکنون ۲۱.۹ درصد از کل اتریومهای استیکشده را در اختیار دارند. ۲.خدماتدهندگان نهادی تخصصی استیکینگ، مانند Blockdaemon، طی یک سال گذشته بیش از ۱.۲۸ میلیون واحد ETH به استیکینگ خود اضافه کردند. رشد Blockdaemon معادل ۱۲۶ درصد بوده و پس از آن Figment با ۷۵ درصد و Kiln با ۴.۳ درصد قرار دارند. در مجموع، خدماتدهندگان نهادی ۷.۸ درصد از کل اتریومهای استیکشده را مدیریت میکنند. ۳. دو پلتفرم بزرگ استیکینگ نقدشونده، Lido و RocketPool، طی یک سال گذشته بیش از ۱.۴ میلیون ETH کاهش داشتهاند که معادل ۳.۸ درصد از کل اتریومهای استیکشده است. همزمان EtherFi که خدمات استیکینگ نقدشونده و ریاستیکینگ ارائه میدهد، ۴۰۹ هزار ETH به استیکینگ خود اضافه کرد. در حال حاظر ۳۱ درصد از بازار استیکینگ اتریوم تحت کنترل راهکارهای نقدشونده قرار دارد. ۴. کوینبیس طی سال گذشته ۳۹ درصد از اتریومهای استیکشدهی خود را از دست داده است. به گفتهی کوینبیس، عمدتاً به دلیل بهروزرسانی روشهای حسابداری داخلی آنها بوده است. عملکرد نهادها در استیکینگ اتریوم هر نهاد نشاندادهشده در نمودار بالا، زیرساخت اعتبارسنجی (Validator) را در مقیاس بزرگ اداره میکند. سهم هر نهاد از بازار استیکینگ اتریوم، مستقیماً با تعداد اعتبارسنجهایی که مدیریت میکند رابطه دارد. تا پیش از این هر اعتبارسنج در اتریوم با حداکثر موجودی مؤثر ۳۲ ETH محدود بود. برای مثال اگر یک نهاد ۱ میلیون ETH را کنترل کند، این میزان معادل ۳۱۲۵۰ اعتبارسنج خواهد بود. بنابراین نهادهای پیشرو در استیکینگ اتریوم مجبورند دهها هزار اعتبارسنج را در سراسر ساختار توزیعشده اتریوم راهاندازی و مدیریت کنند. با این حال با اجرای EIP-7251 در ارتقای Pectra، این محدودیت به ۲۰۴۸ ETH افزایش یافته است و اجازه میدهد مبالغ بیشتری تحت یک کلید اعتبارسنج واحد مدیریت شود. راهاندازی اعتبارسنجها در این مقیاس نیازمند خودکارسازی عملیات، افزونگی سیستمها و اغلب استفاده از زیرساخت ابری یا سرورهای اختصاصی (Bare-metal) است. نهادها از ابزارهایی مانند نظارت دائم، بیمه در برابر کاهش پاداش (Slashing Insurance) وسیستمهای مدیریت کلید خصوصی استفاده میکنند تا امنیت داراییهای مشتریان حفظ شود. نقش صادرکنندگان،امانتداران و اعتبارسنجها در استیکینگ اتریوم صادرکنندگان (Issuers) چه کسانی هستند؟ پروتکلها یا نهادهایی که مشتقات استیکینگ را صادر میکنند. مثل Lido stETH، RocketPool rETH یا Coinbase cbETH. وظایف: دریافت سپردههای ETH کاربران صدور توکن استیکینگ نقدشونده (Liquid Staking Token یا LST) که نمایانگر دارایی استیکشده و پاداشهای حاصل از آن است مدیریت حسابداری و اقتصاد توکنها (نرخ تبدیل، محاسبه پاداش و مکانیسم بازخرید) چرا اهمیت دارند؟ این نهادها و پروتکلها درگاه اصلی استیکینگ نقدشونده هستند و پلی بین استیکرها و اعتبارسنجها ایجاد میکنند. امانتداران (Custodians) چه کسانی هستند؟ مؤسساتی که دارایی کاربران را امن نگه میدارند.مانند Coinbase Custody، Anchorage و BitGo. وظایف: نگهداری امن داراییهای استیکشده به نمایندگی از مشتریان (خردهفروشان، صندوقها، مؤسسات، دفاتر خانوادگی) اجرای کنترلهای قانونی، حاکمیتی و عملیاتی ارائه گزارشهای مالیاتی، بیمه و یکپارچگی با سیستمهای سازمانی چرا اهمیت دارند؟ امانتداران باعث میشوند استیکینگ برای مؤسسات قانونی که نمیتوانند یا نمیخواهند کلید خصوصی خود را مدیریت کنند یا اعتبارسنج اجرا کنند قابل دسترسی باشد. آنها سیستم مالی سنتی را به پاداشهای مبتنی بر بلاکچین متصل میکنند. اعتبارسنجها (Validators) چه کسانی هستند؟ اپراتورهای حرفهای زیرساخت مانند Blockdaemon، Figment و Kiln. همچنین میتوانند استیکرهای مستقل باشند. وظایف: راهاندازی نودهای اعتبارسنجی (Validator Nodes) که بلوکها را در شبکه اتریوم پیشنهاد و تأیید میکنند. کسب پاداش بلوک، کارمزدها و MEV به نمایندگی از استیکرها. ارائه زیرساخت پیشرفته برای مؤسسات، بهینهسازی پاداشها و تضمین رعایت قوانین بینالمللی (مثل OFAC) چرا اهمیت دارند؟ اعتبارسنجها «هستهی اصلی عملیات» استیکینگ هستند. ماشینهایی که شبکه اتریوم را امن نگه میدارند و پاداشهایی تولید میکنند که صادرکنندگان و امانتداران آن را به کاربران خود توزیع میکنند. پاداشهای استیکینگ،بررسی تاثیر ETF های قانونگذاریشده ETFها در حال حاضر ETFهای اتریوم بیش از ۶.۷ میلیون واحد ETH در اختیار دارند که نسبت به اول جولای ۲۰۲۵، ۶۴ درصد رشد کرده و ۵.۶ درصد از کل عرضه اتریوم را تشکیل میدهد. از نظر ارزش دلاری، این صندوقها اکنون نزدیک به ۲۶ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارند. با این حال بلکراک، فیدلیتی، بیتوایز، 21Shares و گریاسکیل همگی درخواستهای خود را برای این کار ثبت کردهاند. در واقع کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) برای پاسخ به بلکراک تا ۳۰ اکتبر و برای فیدلیتی تا ۱۳ نوامبرمهلت تعیین کرده است. بنابراین انتظار میرود که بیشتر اتریومهای موجود در ETFها طی سال آینده به محصولات جدید مجهز به استیکینگ منتقل شوند. فشردگی پاداش استیکینگ: قانون بازده نزولی اگرچه افزایش تقاضای ETH از سوی ETFها و شرکتهای خزانهداری احتمالاً تأثیر مثبتی بر قیمت خواهد داشت، اما اثر آن بر پاداش استیکینگ قطعاً منفی است. پروتکل اتریوم بهصورت صریح طراحی شده است تا بازده سالانه پاداش شبکه (Consensus Reward Rate) با افزایش میزان ETH استیکشده کاهش یابد. این کار باعث میشود شبکه برای حفظ امنیت، پاداش بیش از حد به اعتبارسنجها پرداخت نکند. پاداش پایه استیکینگ از یک منحنی معکوس جذر (Inverse Square Root) نسبت به کل ETH استیکشده پیروی میکند. بنابراین فشردگی پاداش (Rewards Compression) یک حقیقت ریاضی است. در نمودار زیر میتوان مشاهده کرد که نرخ بازده سالانه پاداش شبکه با رنگ صورتی، با افزایش ETH استیکشده (رنگ آبی) کاهش مییابد. اگر فرض کنیم که ۵ میلیون از ۶.۷ میلیون ETH فعلی در ETFها طی سال آینده به محصولات مجهز به استیکینگ منتقل شود، میتوان تأثیر آن بازده سالانه پاداش شبکه را در نمودار زیر مشاهده کرد. اگر ۵ میلیون ETH دیگر به استیکینگ اضافه شود (معادل ۱۹.۲ میلیارد دلار)، انتظار میرود بازده پاداش شبکه حدود ۱۳ واحد پایه (Basis Points) کاهش یابد. با افزودن ۱۰ میلیون ETH (۳۸.۴ میلیارد دلار)، این کاهش به ۲۸ واحد پایه میرسد. پاداشهای اجرایی همین پدیدهی فشردگی پاداش در بازده پاداشهای اجرایی اتریوم نیز دیده میشود. این پاداشها بر اساس فعالیت کاربران روی شبکه (کارمزدهای اولویت بندی شده و MEV) و همچنین میزان ETH استیکشده محاسبه میشوند. در نمودار زیر میتوان نوسانات پاداشها بر اساس فعالیت شبکه و کاهش پاداشها با افزایش ETH استیکشده را مشاهده کرد (با فرض ثابت بودن سایر عوامل). برای شفافیت بیشتر باید گفت که برخلاف پاداشهای شبکه، هیچ وابستگی پروتکلی بین ETH استیکشده و پاداشهای اجرایی وجود ندارد اما افزایش ETH استیکشده باعث میشود بازده پاداش اجرایی به صورت نسبی برای هر اعتبارسنج کاهش یابد، در حالی که سایر شرایط ثابت باقی میماند. تا به امروزشبکه اتریوم بهطور میانگین ۳۷۶ ETH در روز به اعتبارسنجها از طریق کارمزدهای اولویت کاربران و MEV پرداخت کرده است، که این میزان معادل بازده سالانه ۰.۳۸ درصدی پاداشهای اجرایی میشود. در نمودار زیر میتوان تأثیر این روند بر پاداشهای اجرایی را مشاهده کرد (با فرض ثابت بودن سایر متغیرهای اقتصادی شبکه). البته اگر تعداد کاربران شبکه اتریوم افزایش پیدا کند، میتوان انتظار داشت که کارمزدهای تراکنش با اولویت بالا و درآمد حاصل از MEV نیز بیشتر شود. موضوعی که میتواند تا حدی کاهش پاداشهای اجرایی ناشی از افزایش اتریومهای استیکشده را جبران کند. شرکتهای خزانهداری اتریوم در کنار رشد صندوقهای ETF اتریوم در سال ۲۰۲۵ یک روند جدید و قدرتمند پدیدار شده است. ظهور شرکتهای خزانهداری اتریوم. در ادامهی مسیر پیشگامانی که پیشتر در حوزهی خزانهداری بیتکوین قدم گذاشته بودند، اکنون موجی از شرکتهای سهامی عام در حال خرید و نگهداری اتریوم به عنوان دارایی ذخیرهای اصلی خود هستند. برخلاف بیتکوین که معمولاً صرفاً به عنوان یک دارایی ذخیرهی غیرفعال (Store of Value) در نظر گرفته میشود، ویژگیهای منحصربهفرد اتریوم باعث شده تا به یک دارایی خزانهداری مولد تبدیل شود. شرکتها به اتریوم نهفقط بهخاطر پتانسیل رشد قیمتی آن، بلکه بهدلیل توانایی تولید بازده از طریق استیکینگ علاقهمند شدهاند. این امکان به آنها اجازه میدهد تا از داراییهای ترازنامهی خود جریان نقدی ایجاد کنند و همزمان نسبت ETH به هر سهم را برای سهامداران افزایش دهند. در حال حاضر شرکتهای خزانهداری اتریوم ۴.۷ درصد از کل عرضهی ETH را در اختیار دارند. بازیگران اصلی در حوزهی شرکتهای خزانهداری اتریوم ۱.BitMine Immersion Technologies با نماد BMNR: شرکت BitMine با ریاست تام لی (Tom Lee) ، در گذشته یکی از استخراجکنندگان بیتکوین بود و مفهوم فناوری خنکسازی در مایع (Immersion Cooling) را برای مزارع ماینینگ مطرح کرد. این شرکت تاکنون ۳.۲۴ میلیون ETH (معادل ۲.۶۷ درصد از عرضه در گردش) خریداری کرده و برنامه دارد سهم خود را به ۵ درصد از عرضه در گردش برساند، یعنی بیش از ۶ میلیون ETH. ۲.SharpLink Gaming با نماد SBET: یکی از نخستین شرکتهای فهرستشده در بورس نزدک (Nasdaq) که اتریوم را به عنوان دارایی ذخیرهای اصلی خود پذیرفته است. این شرکت تاکنون بیش از ۸۵۹ هزار ETH انباشت کرده است. ۳.The Ether Machineبا نماد ETHM: یکی از تازهواردان به بازار خزانهداری اتریوم است و در همین مدت کوتاه موفق شده ۴۹۶ هزار اتریوم به داراییهای خود اضافه کند. ۴.Bit Digital با نمادBTBT: یک شرکت فعال در حوزهی دیتاسنتر (Data Center) است که بهتازگی اتریوم را به فهرست داراییهای ذخیرهای خود افزوده. این شرکت در حال حاضر ۱۵۰۲۰۰ اتریوم در اختیار دارد و از این نظر، چهارمین شرکت بزرگ خزانهداری اتریوم محسوب میشود. اولین اثرات ETFهای استیکینگ قانونگذاریشده بر شبکه اتریوم جریانی از سرمایه که از طریق محصولات ETF دارای قابلیت استیکینگ وارد شبکه اتریوم میشود، به همان شکلی که کاربران خرد امروزی با پروتکل تعامل دارند عمل نخواهد کرد. علاوه بر این صادرکنندگان ETF در چارچوبی بسیار سختگیرانه از نظر مقررات و عملیات فعالیت میکنند؛ چارچوبی که آنها را ملزم به رویکردی واسطهمحور در اجرای فرآیند استیکینگ میسازد. امانتداری و عملیات اعتبارسنجی شرکتهایی مانند بلکراک (BlackRock) و فیدلیتی (Fidelity)، خودشان اعتبارسنج (Validator Node) اجرا نخواهند کرد. اتریومهایی که از طریق ETF خریداری میشوند، توسط یک نهاد امانتدار واجد صلاحیت (Qualified Custodian) مانند Coinbase Custody، BitGo یا Anchorage Digital نگهداری خواهند شد. این نهاد امانتدار سپس داراییها را به اپراتورهای اعتبارسنج سازمانی (Institutional Validator Operators) مانند Blockdaemon واگذار میکند تا آنها زیرساخت فنی و فرآیندهای اعتبارسنجی را مدیریت کنند. پاداشها ETFهای قانونگذاریشده طوری طراحی شدهاند که قیمت آنها عملکرد دارایی پایه (در اینجا ETH) را دنبال کند. در نتیجه پاداشهای استیکینگ تولیدشده از داراییهای ETF به جای پرداخت نقدی به سهامداران، دوباره در داخل صندوق سرمایهگذاری میشود. این فرآیند که با عنوان افزایش ارزش خالص دارایی یا NAV Accretion شناخته میشود، باعث رشد تدریجی ارزش خالص داراییهای صندوق (NAV) میشود و انتظار میرود این افزایش در طول زمان، در قیمت سهام صندوق نشان داده شود. مدیریت نقدینگی و کاهش بازده پاداش یکی از وظایف اصلی هر ETF این است که بتواند نقدشوندگی روزانه لازم برای پاسخ به درخواستهای بازخرید سرمایهگذاران را فراهم کند. اما در شبکه اتریوم، فرآیند خروج از استیکینگ فوری نیست و مستلزم ورود به صف خروج است. فرآیندی که ممکن است چند روز تا چند هفته طول بکشد. به همین دلیل صادرکنندگان ETF نمیتوانند تمام داراییهای خود را استیک کنند. آنها باید بخشی از سرمایه را بهصورت نقد و غیر استیکشده نگه دارند تا در صورت نیاز، پاسخگوی درخواستهای بازخرید باشند. در نتیجه تا زمانی که بهبودهای فنی یا نوآوریهای جدیدی در پروتکل ایجاد نشود، این وضعیت منجر به نوعی کاهش بازده پاداش (Rewards Drag) خواهد شد، به این معنا که بازده کل صندوقهای ETF کمتر از بازده استیکینگ مستقیم خواهد بود. دومین تاثیرات ETFهای استیکینگ بر شبکه اتریوم زمان انتظار پیشبینیشده در صف اعتبارسنجها بهمنظور جلوگیری از نوسانات شدید، اتریوم بهطور هدفمند روند ورود و خروج اعتبارسنجها را در شبکه کند کرده است. این سازوکار محدودسازی، حد چرخش (Churn Limit) نام دارد. هدف اصلی آن جلوگیری از تغییرات سریع و گسترده در مجموعهی اعتبارسنجهاست. تغییری که میتواند فرآیند نهاییسازی شبکه را به خطر بیندازد. در حال حاضر صف ورود و خروج میتواند حدود ۸ اعتبارسنج در هر epoch را پردازش کند. از آنجا که در هر روز ۲۲۵ epoch وجود دارد، در مجموع حدود ۱۸۰۰ اعتبارسنج جدید در روز میتوانند به شبکهی اتریوم افزوده شوند. بنابراین پروتکل اتریوم بهطور ذاتی برای حجم تقاضایی که از سوی محصولات استیکینگ قانونگذاریشده ممکن است وارد شود، طراحی نشده است. در نمودار زیر میتوان اثرات این تقاضا را بر زمان انتظار در صف ورود و خروج اعتبارسنجها در سناریوهای مختلف مشاهده کرد. در شرایطی که زمان انتظار برای ورود به صف اعتبارسنجها ممکن است چندین ماه طول بکشد، ابزارهایی که امکان دریافت پاداش را بهصورت فوری فراهم میکنند، ذاتاً ارزش بیشتری پیدا میکنند، مانند توکنهای استیکینگ نقدشونده (برای نمونه، stETH در پلتفرم لیدو). در چنین وضعیتی احتمال دارد توکنهای استیکینگ نقدشونده (مثل stETH یا cbETH) با قیمتی بالاتر از ETFهای استیکینگ تحت نظارت معامله شوند؛ زیرا هر توکن از این نوع، درواقع نمایندهی مالکیت بر داراییای است که از قبل در حال تولید پاداش است. به این ترتیب خریدار میتواند عملاً صف ورود یا خروج از اعتبارسنجی را دور بزند. با این حال در دورههای نوسان شدید بازار و بهویژه در زمانهایی که بازار دیفای (DeFi) دچار فشار نقدینگی میشود، احتمال از دست رفتن نسبت برابری قیمت (depeg) برای این توکنها وجود دارد. به همین دلیل پیشبینی میشود که این داراییها گزینهی مناسبی برای مدیریت میلیاردها دلار ETH استیکشده در قالب ETFها نباشند. اتریوم بهعنوان دارایی ذخیره ETFهای مجهز به قابلیت استیکینگ میتوانند جایگاه اتریوم را بهعنوان یک دارایی ذخیره با ثبات و مولد تقویت کنند؛ چون این EFTها، پاداشهای استیکینگ را بهصورت نهادی و شفاف به یک منبع قابل پیشبینی از درآمد آنچین تبدیل میکنند. با سادهتر و شفافتر شدن فرآیند استیکینگ از طریق ETFها، سرمایهگذاران ممکن است اتریوم را نه صرفاً به چشم یک دارایی سفتهبازانه، بلکه بهعنوان داراییای مولد بازده ببینند. این دیدگاه در تضاد با بیتکوین است که معمولاً بهعنوان طلای دیجیتال بدون بازده شناخته میشود. در طول زمان این باعث میشود مقایسه و رقابت بین دو دارایی واضحتر شود. بیتکوین بهعنوان یک دارایی کمیاب و صرفاً ذخیرهی ارزش، و اتریوم بهعنوان داراییای که هم کمیاب است و هم قادر به ایجاد درآمد. معاملهی مبنا یا کری ترید اتریوم در بازار امروز معاملهگران حرفهای و صندوقهای پوشش ریسک معمولاً از معاملهی مبنا (Basis Trade) استفاده میکنند؛ به این صورت که اتریوم اسپات میخرند و همزمان اتریوم آتی (Futures) را میفروشند تا اختلاف قیمت بین دو بازار را بهعنوان سود کسب کنند. این اختلاف (Premium) درواقع بازتابی از تقاضا برای اهرم معاملاتی در بازارهایی مانند CME است و تقریباً تمام بازدهی این استراتژی از همین شکاف قیمتی تأمین میشود، چون بخش نقدی معامله در حالت عادی غیرفعال است. اما با ورود ETFهای استیکینگشدهی تحت نظارت، معادله تغییر میکند. در این ساختار جدید، چون ETFها پاداشهای استیکینگ را مجدداً سرمایهگذاری میکنند، بخش اسپات معاملات نهتنها از اختلاف قیمت آتی در برابراسپات سود میبرد، بلکه از پاداشهای استیکینگ هم درآمد کسب میکند. در نتیجه بازده این نوع معاملات افزایش مییابد و جذابیت «معاملهی مبنا» بیشتر میشود. اتفاقی که احتمالاً باعث رشد تقاضا برای خرید ETF اسپات اتریوم خواهد شد. با افزایش مشارکت در این معاملات، اختلاف قیمتی بین بازار آتی و اسپات، بهتدریج کاهش پیدا میکند و به سطح بازده استیکینگ نزدیک میشود. بهبیان دیگرETFهای استیکینگ اتریوم ممکن است بهمرور نرخ بازده بدون ریسک جدیدی برای بازار اتریوم تعریف کنند و ساختار قیمتگذاری در بازارهای آتی را بهطور بنیادین تغییر دهند. سومین تاثیر ETF های استیکینگ قانونگذاریشده تأثیر بر امنیت اقتصادی ETFهای مجهز به استیکینگ میتوانند امنیت اقتصادی شبکه اتریوم را تقویت کنند زیرا حجم بالایی از سرمایههای نهادی را به استیکینگ هدایت میکنند. باتوجه به اینکه امنیت شبکه اتریوم وابسته به میزان ETH استیکشده است، افزایش حجم استیک از طریق ETFهای قانونی باعث میشود هزینه حمله به شبکه بالا برود و شبکه مقاومتر شود. با این حال، تمرکز استیکینگ از طریق ETFها معایبی هم دارد. هرچند افزایش ETH استیکشده امنیت خام شبکه را بالا میبرد، اما اگر این داراییها توسط تعداد کمی صندوق بزرگ و امانتدار کنترل شوند، ریسک متمرکزشدگی (Centralization Risk) ایجاد میشود. این ریسکها در حال حاضر پایین هستند (نیازمند کنترل ۳۳٪ از ETH استیکشده)، اما باید تحت نظر باقی بمانند. تأثیر بر حاکمیت شبکه ETFهای استیکینگ میتوانند قدرت تصمیمگیری در شبکه اتریوم را متمرکز کنند، زیرا بخش قابل توجهی از اعتبارسنجها از طریق تعداد کمی صندوق بزرگ و امانتدار کنترل میشوند. به این دلیل که ارائهدهندگان ETF خودشان اعتبارسنج اجرا نمیکنند و به شرکای استیکینگ متکی هستند، نهادهایی که انتخاب میشوند میتوانند بخش عمدهای از کل دارایی استیکشده را در اختیار داشته باشند. این تمرکز ممکن است نفوذ تعداد کمی از امانتداران را در تصمیمگیری پروتکلی، بهروزرسانی شبکه و حتی فورکهای جنجالی افزایش دهد. در عین حال از آنجا که این ETFها قانونگذاریشده هستند، اسپانسرهای ETF و امانتداران تحت نظارت رعایت قوانین خواهند بود تا از رفتارهایی که بهعنوان دستکاری در حاکمیت تعبیر شود، اجتناب کنند. در نهایت این موضوع میتواند یک موازنه ایجاد کند. از یک سو حاکمیت اتریوم در چشم نهادهای سنتی مشروعیت بیشتری پیدا میکند، اما از سوی دیگر، فشار برای کنترل اعتبارسنجها و مشارکت در عملکرد ایمن شبکه افزایش مییابد. دینامیک بازار ETFهای استیکینگ قانونگذاریشده، ناگزیر بازار استیکینگ را بازسازی میکنند. یک بخش جدید از استیک کنندگان نهادی شکل خواهد گرفت که بر امنیت، انطباق با قوانین و اطمینانپذیری تمرکز دارند، نه صرفاً دنبال کردن سودهای کوچک حاشیهای. این وضعیت باعث میشود اپراتورهای اعتبارسنجی که میتوانند زیرساخت SOC 2-certified، گزارشدهی جامع و عملکرد عملیاتی کامل ارائه دهند، ارزشمندتر شوند. اینها الزامات پایهای برای جذب سرمایه نهادی هستند. فشردگی پاداشها کاهش بازده پایه استیکینگ میتواند پیامدهای قابل توجهی برای اکوسیستم دیفای اتریوم داشته باشد. با کاهش نرخ بدون ریسک برای نگهداری ETH، سرمایه احتمالاً به دنبال بازده بالاترو با ریسک بیشتر میرود و نوآوریهای جدید را تحریک میکند. توکنهای استیکینگ نقدشونده (LSTs) میتوانند نقش اصلی خود بهعنوان ابزار پایه دیفای را تثبیت کنند و به عنوان ابزار کلیدی برای استفاده مولدتر از سرمایه استیکشده عمل کنند. این موضوع میتواند رشد پروتکلهای مبتنی بر LST و ETH دوباره استیکشده را ادامه دهد، از جمله: بازارهای وامدهی استخرهای نقدینگی محصولات ساختاریافته این روند که میتوان آن را «مالیسازی سرمایه استیکشده» نامید، هرچند نوآورانه است، اما میتواند ریسکهای جدیدی ایجاد کند که نیازمند پیادهسازی و مدیریت دقیق هستند. نتیجهگیری آینده اتریوم دیگر شبیه گذشتهاش نخواهد بود. با پیشرفت پروژهی «Project Crypto» از سوی SEC و تصویب قانون ساختار بازار کریپتو در کنگره، دوران تصور اتریوم بهعنوان دارایی بی قانون در دنیای مالی در حال پایان است. در همین حال استیکینگ اتریوم دیگر یک فعالیت حاشیهای و محدود به پلتفرمهای بومی کریپتو نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به بازاری قانونی و نهادی است. با تسریع این گذار، ETFهای استیکینگ قانونگذاریشده و تقاضای شرکتهای خزانهداری اتریوم نه تنها نمودار پاداشها را تغییر خواهند داد، بلکه تعامل بین سیستم مالی سنتی و اکوسیستم کریپتو با خود اتریوم را بازتعریف میکنند. چالش نهادهای مالی در استفاده از این فرصتها در چارچوبی از انطباق قانونی و عملکرد عملیاتی بینقص است. برای اتریوم، چالش این است که این تقاضای جدید را جذب کند بدون اینکه ماهیت غیرمتمرکزآن و مقاومت شبکه که ستونهای ارزش اتریوم هستند، به خطر بیفتد.
جوئل کروگر از گروه LMAX میگوید بیتکوین و اتریوم پس از یک دوره تثبیت سالم از سطوح رکورد قیمتی، ممکن است تا پایان سال میلادی دوباره رشد کنند. این رشد میتواند توسط عواملی مانند افزایش پذیرش، مشارکت مؤسسات مالی، وضوح و شفافیت قوانین و مقررات، و احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو حمایت شود.
فرانسه دامنه بررسیهای ضد پولشویی خود را در حوزه صرافیهای رمزارز گسترش داده است. نهادهای نظارتی در تلاشاند تا مشخص کنند کدامیک از بیش از ۱۰۰ شرکت ثبتشده در حوزه خدمات رمزارزی در این کشور، واجد شرایط دریافت مجوز سراسری اتحادیه اروپا در ماههای آینده خواهند بود. نهاد ناظر احتیاطی و حلوفصل مالی فرانسه، موسوم به ACPR، از اواخر سال گذشته کنترلهایی را بر دهها صرافی رمزارز آغاز کرده است. به گفته منابع آگاه، این فرآیند محرمانه بوده و افراد مطلع نخواستند نامشان فاش شود.
جونز پیشبینی میکند که پس از اواخر اکتبر، بازار ممکن است روند صعودی پیدا کند و عوامل محرک آن شامل گزارشهای درآمدزایی شرکتهای بزرگ در بخش تکنولوژی، تحولات آمریکا–چین و نشست فدرال رزرو هستند. او در حال حاضر محتاط است اما ممکن است اگر شاخص نزدک تا نوامبر تقویت شود، وارد موقعیت خرید شود. جونز طلا و نقره را نسبت به رمزارزها ترجیح میدهد و هشدار میدهد که حدود ۱۸ ماه آینده تورم مجدداً افزایش خواهد یافت، زیرا فشارهای مالی موجب سیاست پولی تسهیلی فدرال رزرو خواهند شد.
نظرسنجی اکتبر بانک آمریکا نشان میدهد ۷۶٪ سرمایهگذاران هیچ سرمایهگذاری در رمزارزها ندارند، در حالی که این رقم در سپتامبر ۶۷٪ بود. حتی بین سرمایهگذارانی که مقداری رمزارز دارند، بیشتر آنها تنها سهم کمی از سبد خود را به رمزارزها اختصاص دادهاند: ۳٪ از سرمایهگذاران فقط ۲٪ از سبدشان را در رمزارزها دارند ۱٪ از سرمایهگذاران ۴٪ از سبدشان را در رمزارزها دارند ۳٪ از سرمایهگذاران ۸٪ یا بیشتر از سبدشان را به رمزارزها اختصاص دادهاند
افزایش موجودی اتریوم شرکت BitMine؛ انتقال ۱۰۳ میلیون دلاری از کیفپول BitGo شرکت BitMine Immersion Technologies (با نماد BMNR) روز پنجشنبه حدود ۲۳۸۲۳ واحد اتریوم، به ارزش تقریبی ۱۰۳.۷ میلیون دلار، به خزانهی سازمانی اتریوم خود افزود. به گزارش Lookonchain و بر اساس دادههای پلتفرم Arkham، این مقدار اتریوم از یک کیفپول متعلق به BitGo به حساب بیتماین منتقل شده است. اگرچه این کیفپول در دادههای Arkham هنوز شناسایی نشده اما پلتفرم Lookonchain آن را متعلق به شرکت BitMine اعلام کرده است. شرکت BitMine در حال حاضر بهطور رسمی، ۲.۸۳ میلیون واحد اتریوم در اختیار دارد که ارزش تقریبی آن حدود ۱۲.۴ میلیارد دلار است. این شرکت خزانهداری که تحت هدایت تام لی (Tom Lee) فعالیت میکند، بزرگترین خزانهی اتریوم و دومین خزانهی بزرگ کریپتو پس از Strategy مایکل سیلور به شمار میرود. بیتماین پیشتر در چندین نوبت اعلام کرده هدفش تملک ۵٪ از کل عرضه اتریوم است و متعهد به حمایت از نقش روزافزون اتریوم در خدمات مالی و بازارهای سرمایه میباشد. سهام BMNR روز پنجشنبه با کاهش ۱.۵٪ معامله شد و بازار را با قیمت ۵۹.۱۰ دلار بست. همچنین اتریوم طی ۲۴ ساعت گذشته حدود ۱.۴٪ افت داشته و با قیمت ۴۳۸۴ دلار معامله میشود.
بانک Citi توصیه کرده است که افت اخیر قیمت سهام Oracle را فرصتی برای خرید تلقی کنید. این بانک پیشبینی میکند که ارزش سهام Oracle از سطح فعلی حدود ۴۰٪ رشد خواهد کرد. این تحلیل توسط شبکه CNBC منتشر شده است.
شبکه استیکینگ اتریوم زیر فشار فزاینده؛ صف برداشتها به رکورد تازهای رسید شبکه استیکینگ (سپردهگذاری) اتریوم با افزایش بیسابقهی درخواست برداشتها روبهرو شده و این موضوع تعادل میان نقدشوندگی و امنیت شبکه را به چالش کشیده است. طبق دادههای تازه، نزدیک ۲.۴۴ میلیون واحد ETH به ارزش بیش از ۱۰.۵ میلیارد دلار تا تاریخ ۸ اکتبر در صف برداشت قرار دارند که سومین رقم بالای ماه گذشته است. این رقم پس از سقف ۲.۶ میلیون اتریوم در ۱۱ سپتامبر و ۲.۴۸ میلیون اتریوم در ۵ اکتبر قرار میگیرد. بر اساس دادههای پلتفرم Dune Analytics که توسط تحلیلگر آنچین توسط هیلدابی گردآوری شده، بیشتر این برداشتها مربوط به پلتفرمهای بزرگ استیکینگ نقدشونده (Liquid Staking) مثل Lido، EtherFi، Coinbase و Kiln است. این سرویسها به کاربران اجازه میدهند اتریوم خود را استیک کنند و همزمان با توکنهای مشتقهای مانند stETH، نقدشوندگی داراییشان را حفظ کنند. در حال حاضر میانگین زمان انتظار برای برداشت در شبکهی استیکینگ اتریوم به ۴۲ روز و ۹ ساعت رسیده است؛ وضعیتی که از ماه جولای همچنان ادامه دارد و نشانهی نوعی عدمتعادل میان نقدشوندگی و امنیت شبکه است. ویتالیک بوترین یکی از بنیانگذاران اتریوم، از این طراحی دفاع کرده و گفته این تأخیرها عامدانه و برای حفظ ثبات شبکه در نظر گرفته شدهاند. او استیکینگ را نوعی خدمت منظم و پایبندانه به شبکه توصیف کرده و گفته است تأخیر در خروج اعتبارسنجها به حفظ ثبات شبکه کمک میکند؛ چون جلوی سفتهبازیهای کوتاهمدت را میگیرد و باعث میشود اعتبارسنجها تعهد بیشتری به امنیت بلندمدت زنجیره داشته باشند. اما طولانی شدن صف برداشت، بحثهایی را در جامعهی اتریوم برانگیخته است. برخی تحلیلگران هشدار میدهند این وضعیت میتواند به نقطهضعف ساختاری در اکوسیستم اتریوم تبدیل شود. تأثیر این وضعیت بر اتریوم و اکوسیستم آن چیست؟ تحلیلگر ناشناس «Robdog» وضعیت فعلی را یک بمب زمانی توصیف کرده و گفته است افزایش زمان خروج، ریسک زمانی (duration risk) را برای شرکتکنندگان در بازار استیکینگ نقدشونده بالا میبرد. به گفتهی او: "مشکل اینجاست که این تأخیرها میتوانند باعث یک چرخهی بازگشت منفی شوند که اثرات سیستمی بزرگی بر دیفای، بازار وامدهی و استفاده از توکنهای LST بهعنوان وثیقه دارد." شکاف قیمتی بین ETH و توکنهای استیکینگ Robdog توضیح داده است که طول صف خروج مستقیماً بر نقدشوندگی و ثبات قیمت توکنهایی مانند stETH تأثیر میگذارد. این توکنها معمولاً کمی پایینتر از قیمت اتریوم معامله میشوند تا ریسک تأخیر در بازخرید و خطرات پروتکلی را منعکس کنند. اما هرچه صف خروج طولانیتر شود، این فاصله قیمتی (discount) نیز بیشتر میشود. بهعنوان مثال، وقتی stETH با نسبت ۰.۹۹ به ۱ معامله میشود، معاملهگران میتوانند با خرید آن و انتظار ۴۵ روزه برای بازخرید، حدود ۸٪ سود سالانه کسب کنند. اما اگر مدت انتظار دو برابر شود و به ۹۰ روز برسد، سود مؤثر به حدود ۴٪ کاهش مییابد و در نتیجه انگیزهی خرید کمتر و شکاف قیمتی بیشتر میشود. خطر سرایت به بازار دیفای از آنجا که توکنهایی مانند stETH در پروتکلهای وامدهی دیفای مثل Aave بهعنوان وثیقه استفاده میشوند، هر انحراف قابلتوجه از قیمت اتریوم میتواند به کل اکوسیستم سرایت کند. بهعنوان نمونه، stETH پلتفرم Lido بهتنهایی حدود ۱۳ میلیارد دلار ارزش قفلشده (TVL) دارد که بخش زیادی از آن در پوزیشنهای اهرمی تکرارشونده قرار گرفته است. Robdog هشدار داده که شوک نقدینگی ناگهانی مثلاً در اثر رویدادهایی مشابه سقوط Terra/Luna یا ورشکستگی FTX میتواند باعث خروج سریع سرمایه، افزایش نرخ بهره و بیثباتی در بازارهای دیفای شود. او میگوید: "اگر شرایط بازار ناگهان تغییر کند و بسیاری از دارندگان ETH بخواهند از معاملات خود خارج شوند، تنها بخش محدودی از ETH واقعاً قابل برداشت است، چون بیشتر آن در وامها قفل شدهاند. این وضعیت میتواند باعث هجوم گسترده برای برداشت داراییها شود؛ چیزی شبیه به ورشکستگی بانکی در دنیای مالی سنتی." نیاز به بازنگری در مدیریت ریسک این تحلیلگر تأکید میکند که صندوقها و پلتفرمهای وامدهی باید چارچوبهای مدیریت ریسک قویتری برای پوشش ریسک ناشی از طولانی شدن دورهی خروج ایجاد کنند. او میگوید: "وقتی زمان خروج یک دارایی از یک روز به ۴۵ روز برسد، آن دارایی دیگر همان دارایی قبلی نیست." Robdog پیشنهاد داده توسعهدهندگان هنگام قیمتگذاری وثیقهها، نرخ تنزیل (discount rate) را بر اساس طول دورهی خروج در نظر بگیرند. او در پایان نوشته است: "از آنجا که توکنهای LSTها بخش جداییناپذیر زیرساخت دیفای هستند، باید به فکر افزایش ظرفیت خروج باشیم. حتی اگر توان خروج دو برابر شود، باز هم مقدار کافی از اتریوم برای حفظ امنیت شبکه وجود خواهد داشت."
اقدام نوآورانهی شرکت Grayscale میتواند به کاهش کارمزدها و افزایش رقابت در بازار ETFهای اتریوم منجر شود. شرکت Grayscale Investments بهعنوان اولین مدیر دارایی آمریکایی، قابلیت استیکینگ (staking) را به صندوقهای قابلمعامله رمزارزی (ETF) خود اضافه کرده است . اقدامی که میتواند نحوهی کسب سود از داراییهای دیجیتال را برای سرمایهگذاران سنتی متحول کند. در بیانیهای که در ۶ اکتبر منتشر شد، گریاسکیل اعلام کرد که از این پس قابلیت استیکینگ برای دو صندوق جدیدش، یعنی Grayscale Ethereum Mini Trust ETF (ETH) و Grayscale Ethereum Trust ETF (ETHE) فعال شده است. این تصمیم به سرمایهگذاران امکان میدهد پاداشهای استیکینگ را مستقیماً از طریق همین ETFها دریافت کنند وآن را دوباره سرمایهگذاری کنند، یا بهصورت نقدی برداشت نمایند. گریاسکیل اعلام کرد این مدل دوگزینهای برای جذب دو نوع سرمایهگذار طراحی شده است: ۱.کسانی که به رشد بلندمدت علاقه دارند. ۲. کسانی که ترجیح میدهند بازده خود را نقد دریافت کنند. این شرکت همچنین قابلیت استیکینگ را برای صندوق Grayscale Solana Trust (GSOL) نیز فعال کرده است. در صورت دریافت مجوز فهرستشدن بهعنوان محصول قابلمعامله در بازار اسپات، GSOL یکی از نخستین ETFهای مبتنی بر سولانا در آمریکا خواهد بود که از استیکینگ پشتیبانی میکند. وضعیت نظارتی استیکینگ در رمزارزها به کاربران اجازه میدهد توکنهای خود را برای تأیید تراکنشها قفل کرده و در ازای آن پاداش بگیرند. اما به دلیل ابهامهای نظارتی، مؤسسات مالی آمریکایی سالها از ورود کامل به این حوزه خودداری میکردند. در دوران ریاست گری گنسلر بر SEC، این نهاد مدعی بود برخی خدمات استیکینگ در واقع نوعی عرضهی اوراق بهادار ثبتنشده هستند. همین موضع باعث شد شرکتهایی مانند Kraken هدف اقدامات انضباطی قرار بگیرند. در نتیجه بسیاری از ناشران ETF برای کاهش ریسکهای قانونی، گزینهی استیکینگ را از محصولات خود حذف کردند. اما این موضع در ماههای اخیر تغییر کرده است. کمیسیون SEC در سال گذشته روشن کرد که استیکینگ با قابلیت نقدشوندگی (Liquid Staking) در صورت طراحی صحیح، الزاماً عرضهی اوراق بهادار محسوب نمیشود. این تغییر در کنار فضای نسبتاً دوستانهتر دولت ترامپ نسبت به رمزارزها، به شرکتهایی مانند گریاسکیل جسارت داده تا استیکینگ را دوباره وارد ساختارهای سرمایهگذاری تحت نظارت کنند. تأثیر بر بازار حرکت گریاسکیل میتواند رقابت در بازار ETFهای اتریوم را دگرگون کند؛ بازاری که اخیراً شاهد افزایش شدید علاقه سرمایهگذاران بوده است. میانگین سود استیکینگ در حال حاضر حدود ۳.۲٪ است. این بازده میتواند به صادرکنندگان ETF کمک کند بخشی از هزینههای عملیاتی خود را جبران کرده و کارمزدهای مدیریت (management fees) را کاهش دهند، کارمزدی که در برخی صندوقها به ۲.۵٪ هم میرسد. کاهش این هزینهها میتواند باعث رقابتیتر شدن ETFهای اتریوم و جذب بیشتر سرمایهگذاران نهادی شود. همچنین این روند میتواند اکوسیستم استیکینگ اتریوم را نیز متحول کند؛ چرا که ورود سرمایهی سازمانی به استخرهای استیکینگ و پلتفرمهای نقدشونده مانند Lido و توکن stETH افزایش مییابد. در حال حاضر حدود ۳۶ میلیون ETH معادل ۳۰٪ از کل عرضهی اتریوم در شبکه استیک شده است که Lido حدود ۲۳٪ از این بازار را در اختیار دارد.
نکات متن: VanEck اعلام کرد ارتقای Fusaka در ماه دسامبر، مقیاسپذیری بلاکچینهای لایهدوم را آسانتر میکند، زیرا فشار دادهها بر اعتبارسنجها (validators) را کاهش میدهد. به گفتهی VanEck، با انتقال بیشتر فعالیتها به رولآپها، این ارتقا باید به کاهش هزینهی تراکنشها برای کاربران نهایی منجر شود. تحلیلگران VanEck هشدار دادند که اگرچه Fusaka ممکن است درآمد حاصل از کارمزدها را به شبکهی اصلی اتریوم بازنگرداند، اما جایگاه ETH را بهعنوان دارایی پولی پایه و ستون اقتصادی این شبکه تقویت میکند. به گفتهی شرکت مدیریت دارایی VanEck، ارتقای بزرگ بعدی شبکهی اتریوم با نام Fusaka میتواند تجربهی کاربران از این بلاکچین را دگرگون کند، زیرا هزینهها را کاهش داده و کارایی را افزایش میدهد. در گزارش بازار رمزارز سپتامبر، تیم تحقیقاتی VanEck اعلام کرد ارتقای Fusaka که برای حل یکی از چالشهای اصلی اتریوم طراحی شده است، انتظار میرود در دسامبر فعال شود. چالش دسترسی به داده برای رولآپها که به معنی راهکارهای مقیاسپذیری است که تعداد زیادی تراکنش را در یک بسته جمع کرده و سپس آنها را روی شبکهی اصلی اتریوم تسویه میکنند. چرا Fusaka مهم است در مرکز این ارتقا، فناوریای به نام نمونهبرداری همتابههمتای در دسترسبودن دادهها (Peer Data Availability Sampling یا PeerDAS) قرار دارد. این روش بهجای آنکه هر اعتبارسنج (ولیدیتور) اتریوم مجبور باشد تمام دادههای تراکنش را دانلود کند، به آنها اجازه میدهد با بررسی بخشهای کوچکی از داده، بلوکها را تأیید کنند. به گفتهی VanEck این کار نیاز به پهنای باند و فضای ذخیرهسازی را بهطور چشمگیری کاهش میدهد و در نتیجه امکان افزایش ظرفیت blob یعنی بخشهایی از داده که رولآپها برای ارسال تراکنشهای فشردهشده استفاده میکنند را بدون فشار آوردن به شبکه فراهم میسازد. اهمیت این موضوع در آن است که توسعهدهندگان اتریوم در همین سال جاری، ظرفیت blob را دو برابر کردهاند، اما تقاضا همچنان در حال افزایش است. به گفتهی VanEck، شبکههایی مانند Base (متعلق به Coinbase) و World Chain (وابسته به Worldcoin) اکنون حدود ۶۰ درصد از کل دادههای رولآپ ارسالشده به اتریوم را تشکیل میدهند، که نشان میدهد لایهدومها (L2) تا چه اندازه در رشد شبکه نقش مرکزی پیدا کردهاند. با گسترش بیشتر ظرفیت، انتظار میرود Fusaka هزینهی رولآپها را کاهش دهد و این موضوع در نهایت به کاهش هزینهی تراکنشها برای کاربران منجر شود. پیامدها برای ETH به گفتهی VanEckاین ارتقا نشاندهندهی تغییر مسیر اتریوم از اتکای صرف به کارمزدهای لایهاصلی است. هرچند با انتقال بخش بیشتری از فعالیتها به رولآپها، درآمد کارمزدی شبکهی اصلی کاهش یافته است، اما این موضوع از اهمیت اتریوم کم نمیکند. در واقع نقش اتریوم در تأمین امنیت و تسویهی تراکنشهای رولآپ افزایش مییابد و همین مسئله جایگاه اتریوم را بهعنوان یک دارایی پولی (Monetary Asset) تقویت میکند، نه صرفاً توکنی برای دریافت کارمزد. تحلیلگران VanEck همچنین هشدار دادند که دارندگان ETH غیراستیکشده با ریسک کاهش سهم (dilution) روبهرو هستند، زیرا بازیگران نهادی از صندوقهای قابل معامله (ETF) گرفته تا شرکتهای خزانهداری کریپتو ، در حال افزایش ذخایر ETH خود برای استیک و دریافت سود هستند. در این شرایط آنها معتقدند که ارتقا Fusaka با کاهش هزینههای لایهدوم و تقویت نقش محوری اتریوم در اکوسیستم مقیاسپذیری، جذابیت اتریم برای سرمایهگذاران نهادی را افزایش میدهد. در پایانVanEck نتیجهگیری میکند که هرچند چالشهای فنی هنوز باقی است، Fusaka گامی سرنوشتساز در مسیر نقشهی راه رولآپمحور اتریوم به شمار میآید ، گامی که تأثیری چشمگیر بر کاربران و دارندگان بلندمدت ETH خواهد داشت.
امروز، قراردادهای اختیار معامله بیتکوین و اتریوم به ارزش ۴ میلیارد و ۳۳۰ میلیون دلار منقضی میشوند.
اتریوم در مسیر تبدیل شدن به بستر اصلی اقتصاد سیستمهای هوشمند اتریوم در حال آمادهسازی لایه اصلی خود برای هماهنگی میان «سیستمهای خودکار» است؛ حرکتی که میتواند زمینه را برای تجارت ماشین با ماشین و تسویهحساب مستقیم روی بلاکچین در سال آینده فراهم کند. بنیاد اتریوم ماه گذشته تیمی ویژه به نام dAI Team ایجاد کرد که وظیفهاش توسعهی هویت، اعتماد و پرداخت میان سیستمهای خودکار است. این تیم همچنین از استاندارد پیشنهادی ERC-8004 که طرحی است برای تعریف مدارک هویتی و اعتبارسنجی سیستمهای خودکار در سطح پروتک، پشتیبانی میکند. این ابتکار اتریوم را به عنوان یک لایهی تسویه و هماهنگی برای اقتصاد سیستمهای خودکار معرفی میکند که لایهای با مقاومت در برابر سانسور و دسترسی آزاد است. در پیشنویسهای ERC-8004 توضیح داده شده که هویت و اعتماد آنچین میتواند به سیستمهای خودکار امکان بدهد که بدون واسطههای نگهدارنده، قرارداد ببندند، وثیقه بگذارند و حتی حساب امانی (escrow) ایجادکنند. هدف کوتاهمدت این پروژه، پیشبرد تحقیقات و تدوین استانداردهایی است که از سال ۲۰۲۶ توسط کیفپولها، نرمافزار رابط بین سیستمهاو اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dAppها) قابل استفاده خواهد بود و یک بستر اعتماد مشترک برای اپلیکیشنهای سیستم محور ایجاد میکند. رشد توکنهای مرتبط با هوش مصنوعی جریان توکنها نشان میدهد که بازار رمزارزها هماکنون به سمت محوریت هوش مصنوعی حرکت کرده است. توکنهایی مانند بیتتنسر، Fetch.ai (ASI)، اینترنت کامپیوتر (ICP) و Render در سهماهه سوم امسال همچنان فعال ماندهاند و با ثبات نسبی قیمت، عملکرد بهتری از بیشتر آلتکوینها داشتهاند. گزارشهای پلتفرم Koinly نشان میدهد که تقاضا برای محاسبات غیرمتمرکز، محاسبات هوش مصنوعی و چارچوبهای سیستمها همچنان در حال رشد است. در همین حال گزارشهای اکوسیستم نشان میدهد که ICP در حال توسعه میزبانی بومی اپلیکیشنهاست و بازار GPU شرکت Render به طور مداوم توسط پروژهها و برنامههای هوش مصنوعی استفاده میشود. دیفای با چاشنی هوش مصنوعی طبق دادههای Token Metrics، ارزش کل قفلشده در دیفای (TVL) از حدود ۷۲ میلیارد دلار در اوایل ۲۰۲۵ به نزدیکی ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده است. بخشی از این رشد مربوط به ظهور پلتفرمهای دیفای بومی هوش مصنوعی مثل Blackhole DEX روی آوالانچ، Sahara AI و Moby AI است که توانستهاند حتی در شرایط پرنوسان بازار، حجم معاملات و کارمزدها را حفظ کنند. Token Metrics این روند را بخشی از حرکت کلی به سمت نقدینگی خودکار و اجرای معاملاتی توسط سیستمهامیداند؛ معاملاتی که میتوانند با استفاده از پیامرسانی میانزنجیرهای و لایههای اومنیچین Omnichain بین بلاکچینهای مختلف اجرا شوند. ورود غولهای فناوری زیرساخت پرداخت در حال تطبیق و هماهنگی با کاربردهای سیستمهای خودکار در سطح پروتکل است.گوگل در سپتامبر، پروتکلی به نام AP2 (Agents to Payments) معرفی کرد که به سیستمهای نرمافزاری اجازه میدهد، درخواست تسویه کنند و تراکنشها را تأیید کنند. این پروتکل میتواند زیربنای الگوهایی مثل صورتحساب خودکار و اشتراک میان ماشینها باشد و با مسیرهای تسویه رمزارزی هم متصل شود. به گفتهی گوگلکلود، AP2 حول محور رضایت صریح کاربر، هویت قابلراستیآزمایی سیستمها و امکان بازگشت تراکنشها برای رعایت قوانین طراحی شده است.آزمایشهای اولیه شامل ادغام اتریوم و ICP از طریق واسطهای نرمافزاری شخص ثالث است که حسابهای فیات را به انتقالهای آنچین متصل میکنند. با پیشرفت این آزمایشهای اولیه، احتمال دارد کیفپولها در آینده سیستمهای خودکار را مانند کاربران واقعی شناسایی کنند. در این حالت، استانداردهایی مثل ERC-8004 اجازه میدهد سیاستهایی تعریف شود؛ مثلاً محدود کردن سقف هزینه در یک بازه زمانی، ممنوعیت تعامل با طرفهای خاص یا الزام امضای انسانی برای تراکنشهای پرحجم. مدلهای پیشبینی نشان میدهند که ارتقا فنی شبکه با تقاضای واقعی شبکه هماهنگ شده است تحلیلهای Token Metrics در سپتامبر نشان میدهد که تا پایان سهماهه چهارم سال، نمایندههای هوشمند AI ممکن است ۱۵ تا ۲۰ درصد از حجم معاملات دیفای را انجام دهند. اگر این روند ادامه یابد و با نقشه راه dAI اتریوم تقویت شود، پروتکلهای یکپارچه با هوش مصنوعی تا پایان ۲۰۲۶ میتوانند به ارزش کل قفلشده (TVL) بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار برسند. همین تحلیل نشان میدهد که استفاده از لایه اصلی شبکه هم افزایش خواهد یافت. یعنی مصرف گس برای قراردادهای ثبت هویت دیجیتال و اجرای سیستمهای هوشمند در هر سهماهه ۲۰۲۶، ۳۰ تا ۴۰ درصد رشد خواهد کرد؛ البته به شرطی که استانداردهایی مثل ERC-8004 به طور گسترده در کیفپولها، مدیریت داراییها و میانافزارهای DAO پیادهسازی شود. کاربردهای عملی سیستمهای خودکار در عمل این یعنی کارهایی مثل حاکمیت، بازتنظیم خزانه، مدیریت کارمزدها و نقدینگی میانزنجیرهای میتواند توسط سیستمهای خودکار انجام شود. این سیستمها میتوانند محدودیتهای ریسک، سازوکارهای حفاظتی و مدارک قابل راستیآزمایی روی بلاکچین را رعایت کنند. امنیت و کاهش حملات نتایج امنیتی یکی دیگر از عوامل مهم در روند پذیرش است. تحقیقات دانشگاهی و صنعتی نشان میدهند که قراردادهای هوشمند مجهز به هوش مصنوعی و قابلیت تطبیق میتوانند حملات را کاهش دهند. این سیستمها میتوانند ناهنجاریها را شناسایی، پارامترها را تنظیم و جریانهای مشکوک را در زمان نزدیک به واقعی قرنطینه کنند. مدلهای اولیه نشان میدهند که سیستمهایی که کنترلهای مبتنی بر قواعد را با الگوریتمهای یادگیری ترکیب میکنند، تا ۷۰ درصد در کاهش حملات در مقایسه با سیستمهایی که پارامترهای ثابت دارند موفق تر عمل میکنند. این موفقیت به سیاستهای بهروزرسانی شفاف و رفتار قابلنظارت آنچین بستگی دارد تا سطوح کنترل غیرشفاف ایجاد نشود. این موضوع با توجه ناظران به قابلیت حسابرسی قراردادهای هوشمند و گزارشدهی حوادث امنیتی همراستا است. چشمانداز کلان در حال حرکت از ایده به آزمایشهای عملی است در سطح کلان وضعیت از ایده به آزمایشهای اولیه حرکت کرده است. در ایالات متحده و اروپا، برنامههای نظارتی شامل پروژههایی برای بررسی سیستمهای مالی خودکار، عملکرد شفاف قراردادهای هوشمند خودتنظیم و اطلاعرسانی درباره ریسکهای مدلهای هوش مصنوعی است. گزارش سپتامبر شرکت DLA Piper و سایر رصدگرهای حقوقی مسیر روشنی ارائه میدهند به طوری که هویت سیستمهای خودکار، سیاستهای استفاده و نحوه برخورد با استثناها باید برای ناظران و طرفهای معامله قابل فهم باشد. این الزام با تلاش اتریوم در زمینه هویت و اعتبارسنجی سازگار است و با آن تضاد ندارد. تمرکز اخیر نهادهای اجرایی بر اثربخشی کنترلها است، نه ممنوعیت فناوریها؛ این موضوع مسیر امنی برای فعالیت قانونی سیستمهای خودکار فراهم میکند، به ویژه وقتی استانداردها تکمیل شوند. استخدام و رشد نیروی انسانی دادههای استخدامی نیز نشان میدهد وضعیت مثبت است. طبق گزارش Recruitblock، در سال ۲۰۲۵ تعداد مشاغل مرتبط با هوش مصنوعی و بلاکچین نسبت به سال قبل ۲۲ درصد افزایش یافته است. این مشاغل شامل مهندسین پروتکل، متخصصان زیرساخت داده و کارشناسان رمزنگاری کاربردی میشوند و وجود چنین نیروی کاری برای عملیاتی شدن چارچوبهای سیستمهای خودکار در مقیاس مصرفکننده و سازمانی بسیار اهمیت دارد. نگاه اقتصاد خودکار محدود به یک پلتفرم نیست: Avalanche نقدینگی تحت مدیریت AI را از طریق Blackhole DEX فراهم میکند. اتریوم روی هویت و تسویه تمرکز دارد. NEAR و ICP به میزبانی اپلیکیشنهای آنچین ،محاسبات هوش مصنوعی را با تاخیر کم پردازش میکنند Render منابع GPU برای آموزش و اجرای مدلها ارائه میدهد. تحلیلهای Koinly و Token Metrics نشان میدهند که این پلتفرمها نقشهای مکمل دارند، نه جایگزین همدیگر. طبق این دیدگاه، با تبدیل شدن سیستمهای خودکار به بازیگران پیشفرض در پرداختها، تکمیل تراکنشها و عملیات پروتکلها، تقاضا برای محاسبات غیرمتمرکز هوش مصنوعی و هماهنگی بازارها افزایش مییابد. اگر مدل رشد ICP برای میزبانی بومی AI ادامه پیدا کند، چرخههای محاسبات غیرمتمرکز هوش مصنوعی آنچین میتواند تا سال ۲۰۲۶ زمان تأخیر را نصف کند. این موضوع تعامل سیستمهای خودکار را برای اپلیکیشنهای کاربرمحور مثل مسیریابها ، پوشش ریسک در زمان واقعی و تسویه تراکنشها در زنجیره تأمین یا اینترنت اشیا را ممکن میسازد. اتریوم (Ethereum) عملکرد اصلی: هویت و تسویه نمایندههای هوشمند، ERC-8004، تیم dAI حجم تراکنش یا ارزش کل قفلشده (سپتامبر ۲۰۲۵): بیش از ۳۸ میلیارد دلار اهداف آینده: لایه اعتماد و هماهنگی برای نمایندهها Bittensor (TAO) عملکرد اصلی: بازارهای آموزش و انجام محاسبات هوش مصنوعی به صورت غیرمتمرکز حجم تراکنش یا ارزش کل قفلشده (سپتامبر ۲۰۲۵): حدود ۱.۴ میلیارد دلار اهداف آینده: صرافی باز برای محاسبات هوش مصنوعی Fetch.ai (FET) عملکرد اصلی: نمایندههای اقتصادی خودکار، زیرساخت dApp حجم تراکنش یا ارزش کل قفلشده (سپتامبر ۲۰۲۵): حدود ۶۴۰ میلیون دلار اهداف آینده: هماهنگی سیستم با سیستم Render (RNDR) عملکرد اصلی: ارائه توان پردازشی GPU و انجام محاسبات هوش مصنوعی به صورت غیرمتمرکز حجم تراکنش یا ارزش کل قفلشده (سپتامبر ۲۰۲۵): حدود ۹۸۵ میلیون دلار اهداف آینده: ستون فقرات محاسبات برای هوش مصنوعی به صورت آنچین Internet Computer (ICP) عملکرد اصلی: میزبانی اپلیکیشنهای هوش مصنوعی بومی آنچین حجم تراکنش یا ارزش کل قفلشده (سپتامبر ۲۰۲۵): بیش از ۸۰۰ میلیون دلار اهداف آینده: کاهش تأخیر برای dAppهای نمایندهای Blackhole DEX (Avalanche) عملکرد اصلی: AMM و نقدینگی تحت مدیریت هوش مصنوعی حجم تراکنش یا ارزش کل قفلشده (سپتامبر ۲۰۲۵): حدود ۱۹۳ میلیون دلار اهداف آینده: تراکنشهای خودکار بدون نیاز به مجوز سناریوهای احتمالی برای اقتصاد سیستمهای خودکار تحلیلها سه سناریوی اصلی را پیشبینی میکنند: سناریوی پایه: اتریوم به تقویت لایه هویت و اعتماد ادامه میدهد و تا سال ۲۰۲۶ حداقل یکچهارم dAppهای جدید از اتوماسیون نمایندهها استفاده میکنند. در این حالت، حاکمیت، مدیریت خزانه، کارمزدها و پرداختها به سیاستهای برنامهپذیر متصل به اعتبارسنجیها تبدیل میشوند. سناریوی صعودی: اقتصاد سیستم کاملتر میشود و سیستمهای خودکار مذاکرات دوطرفه و اجرای تراکنشها را در زمینههای مصرفکننده و سازمانی انجام میدهند. در این مسیر، ارزش کل قفلشده در دیفای فراتر از ۳۰۰ میلیارد دلار میرود و بازارهای API هوش مصنوعی غیرمتمرکز به اندازهای رشد میکنند که بتوانند خدمات پایدار و بلندمدت ارائه دهند. سناریوی نزولی: مقررات و نیاز به مجوزدهی نمایندهها و تمرکز محاسبات و دسترسی به مدلها باعث محدود شدن مشارکت آزاد میشود و نوآوری تنها در دست تیمهای پرمنبع باقی میماند. بررسیهای DLA Piper و پیگیری سیاستها نشان میدهد که شفافیت و رعایت کنترلها نقش اصلی را دارند و هدف ممنوع کردن کامل فناوری نیست. با این حال، تمرکز محاسباتی هنوز یکی از محدودیتهای شناختهشده است. سرمایهگذاران و توسعهدهندگان دیگر فقط به تبلیغات و داستانهای جذاب توکنها نگاه نمیکنند و بیشتر به شاخصهای واقعی استفاده و پذیرش توجه دارند در زمینه استانداردها، ERC-8004 اهمیت زیادی دارد، زیرا کیفپولها و شرکتهای نگهداری دارایی باید بتوانند هویت و مجوزهای سیستمهای خودکار را بررسی کنند، امکان بازیابی تراکنشها را فراهم کنند و سیاستهای امنیتی را اجرا کنند تا این سیستمها در محیط کاربری امن عمل کنند. در بخش پرداخت اگر آزمایشهای اولیه AP2 در مقیاس رمزارزی اجرا شوند، اولین الگوی تکرارشونده برای اشتراکها، صورتحساب مصرف و اجرای تراکنشها بین بازیگران غیرانسانی فراهم میشود. این مسیر باعث میشود حسابهای قابل برنامهریزی و پلهایارتباطی، محدودیتها و مجوزهای دقیق را آشکار کنند و کنترل تراکنشها بین سیستمهای خودکار را ممکن سازند. در بخش امنیت، شواهد میدانی نشان میدهند که مکانیزمهای کنترل هوشمند باعث کاهش ضرر واقعی میشوند. این موضوع امکان حاکمیت خودکار بیشتر و بهینهسازی پارامترها در بازارهای پرنوسان را فراهم میکند. هر یک از این مسیرها دارای شاخصهای عمومی قابل پیگیری هستند و نیازی به تکیه صرف بر نمودارهای قیمتی ندارند. سوال اصلی فراتر از این است که آیا نمایندهها تراکنشهارا انجام میدهند یا نه؛ موضوع این است که بررسیهای هویتها و اعتماد به آنها کجا رخ میدهد. اگر هویتها، اعتبارسنجیها و سیاستها روی بلاکچین زندگی کنند، اقتصاد سیستمی به طور پیشفرض به دفترکل عمومی متصل میشود و دیفای به سیستم عامل فعالیت اقتصادی غیرانسانی تبدیل خواهد شد. اگر این بررسیها در پلتفرمهای بسته باقی بمانند، نقش کریپتو محدود به پلها و مسیرهای پرداخت خواهد شد. با اجرای برنامه dAI اتریوم، مسیر AP2 برای پرداختهای سیستمهای خودکار و افزایش استخدام توسعهدهندگان در حوزه هوش مصنوعی و کریپتو، تمرکز به سمت هماهنگی شفاف و قابل اعتماد روی بلاکچین میرود و سیستمهای خودکار را به عنوان بازیگران اصلی بازار در نظر میگیرد.
خلاصه شرکت بیت دیجیتال روز دوشنبه اعلام کرد قصد دارد اوراق بدهی قابلتبدیل به ارزش ۱۰۰ میلیون دلار منتشر کند. هدف از این اقدام، خرید بیشتر اتریوم (ETH) است. این شرکت در ماه ژوئن امسال مسیر خود را تغییر داد و حالا به یک شرکت متمرکز بر استیکینگ (قفلکردن و کسب پاداش از طریق اعتبارسنجی تراکنشها) و مدیریت خزانهداری اتریوم تبدیل شده است. بیت دیجیتال به دنبال جذب ۱۰۰ میلیون دلار برای خرید اتریوم شرکت بیت دیجیتال روز دوشنبه اعلام کرد قصد دارد اوراق بدهی قابلتبدیل به ارزش ۱۰۰ میلیون دلار منتشر کند. این سرمایه عمدتاً برای خرید اتریوم (ETH) استفاده خواهد شد. قیمت اتریوم در زمان انتشار این خبر بیش از ۶/۵ درصد رشد کرده بود. بیت دیجیتال در بیانیهای توضیح داد: "درآمد خالص حاصل از این عرضه در درجه اول صرف خرید اتریوم میشود، اما ممکن است برای اهداف عمومی شرکت از جمله سرمایهگذاری، خرید سایر شرکتها یا فرصتهای تجاری مرتبط با داراییهای دیجیتال نیز به کار رود." این شرکت با نماد معاملاتی BTBT، پیشنویس اولیهی عرضه را نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) ثبت کرده است. بارکلیز، کانتور و بی رایلی مدیریت اصلی این عرضه را بر عهده دارند. بیت دیجیتال که در سال ۲۰۱۵ تأسیس شد، در ماه ژوئن مسیر فعالیت خود را تغییر داد و از یک شرکت استخراج بیتکوین به یک شرکت متمرکز بر استیکینگ و خزانهداری اتریوم تبدیل شد. با این حال، گزارش مالی سهماهه دوم نشاندهندهی کاهش درآمد کل شرکت بود. حرکت بیت دیجیتال بخشی از روند رو به رشدی است که با عنوان استراتژیهای خزانهداری دارایی دیجیتال (DAT) شناخته میشود؛ رویکردی که به سرمایهگذاران امکان میدهد در معرض داراییهایی مثل بیتکوین (BTC)، اتریوم (ETH) و سولانا (SOL) قرار بگیرند. پیش از بیت دیجیتال، دو شرکت بیتماین ایمرشن و شارپلینک گیمینگ بزرگترین خزانهداریهای دارایی دیجیتال متمرکز بر اتریوم بودند. استفاده از اوراق قابلتبدیل برای خرید رمزارز بزرگترین خزانهداری بیتکوین در جهان یعنی شرکت استراتژی نیز پیشتر از اوراق بدهی قابلتبدیل برای تأمین سرمایه و خرید بیشتر رمزارز استفاده کرده است. وضعیت اتریوم در بیت دیجیتال شرکت بیت دیجیتال از ماه جولای تاکنون خرید چشمگیری از اتریوم نداشته است. این شرکت از سال ۲۰۲۲ تاکنون در حال انباشتن و استیکینگ اتریوم (ETH) بوده است. نوسان سهام بیت دیجیتال سهام BTBT در پایان معاملات روزانه با رشد ۸/۴ درصدی بسته شد، اما در معاملات پس از ساعات رسمی بازار حدود ۱۰ درصد افت را تجربه کرد. ارزش بازار این شرکت در حال حاضر حدود ۹۵۰ میلیون دلار برآورد میشود.
زیرمجموعه رمزارزی گروه مالی SBI ژاپن هدف حمله سایبری قرار گرفت و حدود ۲۱ میلیون دلار از داراییهای دیجیتال آن به سرقت رفت. طبق گزارش پژوهشگران بلاکچین، از جمله ZachXBT، برداشتهای مشکوکی از کیفپولهای مرتبط با این شرکت در چندین رمزارز از جمله بیتکوین، اتریوم، لایتکوین، دوجکوین و بیتکوینکش ثبت شده است. به گفته کارشناسان، داراییهای سرقتشده در چندین صرافی فوری رمزارزی جابهجا و سپس به Tornado Cash، یک «میکسر» شناختهشده برای پنهانسازی منبع تراکنشها، منتقل شدهاند. الگوی این حمله شباهت زیادی به روشهای مورد استفاده گروه لازاروس، هکرهای تحت حمایت دولت کره شمالی، دارد. این سرقت در حالی رخ داده که گروه SBI هنوز واکنشی رسمی نشان نداده است. اما تحلیلگران معتقدند چنین حملاتی میتواند اعتماد سرمایهگذاران به پلتفرمهای رمزارزی وابسته به مؤسسات مالی بزرگ را تضعیف کند و فشار بیشتری بر قیمتهای بازار وارد آورد. علاوه بر ریسکهای مستقیم برای بازار، استفاده مجدد از ابزارهایی مانند میکسرهای رمزارزی احتمالاً حساسیت و فشار نهادهای نظارتی را افزایش خواهد داد. این موضوع میتواند جریان آزاد رمزارزها در سطح جهانی را با محدودیتهای تازه مواجه سازد.
پس از گزارش ADP که از کاهش ۳۲,۰۰۰ شغل در سپتامبر خبر داد (در حالی که پیشبینی ۴۵,۰۰۰ بود)، بیتکوین به بالاترین سطح دو هفته اخیر یعنی ۱۱۶,۹۱۰ دلار رسید. این موضوع انتظارات برای کاهش نرخ بهره فدرال در تاریخ ۲۹ اکتبر را تقویت کرد. نرخهای پایینتر از داراییهای ریسکی مانند رمزارزها حمایت میکند و همچنین روند فصلی نیز به نفع بازار رمزارزها است — بیتکوین در ۱۰ مورد از ۱۲ اکتبر گذشته افزایش قیمت داشته است.
توسعهدهندگان اتریوم انتشار تستنت Fusaka را قطعی کردند تا راه برای فعالسازی روی شبکه اصلی (mainnet) هموار شود و همزمان تمرکز خود را به هاردفورک بعدی یعنی Glamsterdam معطوف کنند. در نشست هفتگی توسعهدهندگان اصلی اتریوم که روز پنجشنبه برگزار شد، مشارکتکنندگان زمانبندی تستنتها را تأیید کردند، افزایش سقف گس طولانیمدت مورد انتظار را تصویب کردند و برنامههای اولیه برای Glamsterdam را پیش بردند. این شامل پیشنهادی برای رسمی کردن نقش «نمایندگان EIP» نیز میشود. برنامه Fusaka و افزایش سقف گس به ۶۰ میلیون تستنت Fusaka قرار است در شبکه Holesky در ۱ اکتبر فعال شود، پس از آن Sepolia دو هفته بعد و Khudai دو هفته بعد فعال خواهند شد. هر تستنت یک هفته پس از Fusaka قابلیت بهینهسازی پارامترهای blob (BPOs) را خواهد داشت. زمانبندی کامل در META EIP-7607 منتشر شده است. تاریخ دقیق فعالسازی شبکه اصلی هنوز مشخص نیست. با اشاره به blobها، دادههای آنچین نشان میدهند که میزان استفاده از blobها برای اولین بار از زمان معرفی آنها به حدود هدف شبکه رسیده است، که این امر به دلیل افزایش تدریجی طی یک ماه گذشته است. میانگین تعداد blobها در هر بلاک تا پنجشنبه به نزدیک ۶ رسید. blob بستهای از دادههای بزرگ در بلاکچین اتریوم است که برای ذخیره و پردازش اطلاعات خارج از حالت معمول تراکنشها استفاده میشود و به افزایش مقیاسپذیری شبکه کمک میکند. هیلدابی مسئول دادههای Dragonfly، اعلام کرد که دو سوم فضای blob توسط پروژههای Base و World اشغال شده است و بهتنهایی پروژه Base حدود ۴۲٪ از مصرف فعلی را به خود اختصاص داده است. توضیح و اطمینان ویتالیک بوترین درباره Fusaka در پاسخ به نگرانیهای روزافزون درباره بار ذخیرهسازی اعتبارسنجها و ناکارآمدیهای MEV، ویتالیک بوترین به جامعه اطمینان دادو گفت: "Fusaka این مشکلات را برطرف خواهد کرد. اما اولویت اصلی، ایمنی است. قابلیت اصلی، PeerDAS، در تلاش است کاری تقریباً بیسابقه انجام دهد: داشتن یک بلاکچین زنده که هیچ نودی مجبور نباشد تمام دادهها را دانلود کند." انتشار نسخههای کلاینتها(نرمافزاری که روی این نودها اجرا میشود)بهزودی انجام خواهد شد. تیم بیکو هماهنگکننده پروژه در تماس هفتگی گفت: "تبریک به همه. رسیدن به انتشار Fusaka یک مسیر طولانی و سخت بوده است." این ارتقا همچنین شامل افزایش پیشفرض سقف گس به ۶۰ میلیون است، که قبلاً روی تستنتها اعمال شده و تحت EIP-7935 نهایی شده است. اعتبارسنجهای شبکه اصلی اتریوم آماده پذیرش سقف ۶۰ میلیون گس به گفته تیم بیکو انتظار میرود اعتبارسنجهای شبکه اصلی اتریوم پیش از فعالسازی Fusaka سقف ۶۰ میلیون گس را بپذیرند. در چشم انداز آینده توسعهدهندگان تأیید کردند که جداسازی پیشنهاددهنده و سازنده در لایه اجرا (ePBS) و فهرستهای دسترسی بلاک (BALs) همچنان در مسیر گنجانده شدن در ارتقای Glamsterdam قرار دارند. اولین devnet بهطور موقت برای اکتبر برنامهریزی شده است و اجرای آن به پیشرفت کارهای پیادهسازی وابسته است. با وجود ۲۳ EIP پیشنهادی برای Glamsterdam، هماهنگی پروژه پیچیدهتر شده است. برای بهبود مسئولیتپذیری، مشارکتکنندگان ایدهای برای حکمرانی مطرح کردند. مارک گارو پشتیبان پروتکل در بنیاد اتریوم گفت: "هدف این است که برای هر EIP پیشنهادی در یک فورک مشخص، نقطه تماس واضحی تعیین شود." بیکو نیز افزود: "کسی که درخواست Proposed for Inclusion Pull Request را باز میکند، باید بهعنوان نماینده در نظر گرفته شود. این نقش با فرآیندهای هماهنگی موجود پیوند داده شده است." با آماده شدن اتریوم برای مرحله بعدی ارتقای پروتکل، توسعهدهندگان در تلاشند تعادل میان نظم در انتشار و نوآوری را حفظ کنند تا هم به بهبودهای فنی برسند و هم فرآیندی روانتر پیش از هاردفورک ۲۰۲۶ فراهم شود.