TSLA 382.70 USD ▲ 2.05%
AAPL 336.64 USD ▼ 1.11%
GOOGL 351.66 USD ▲ 0.97%
AMZN 262.43 USD ▲ 3.29%
NVDA 229.28 USD ▼ 0.52%
BTCUSD 83,597.48 USD

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۴ ماه پیش

اخبار لحظه ای بازار، اقتصاد، بانک های مرکزی و ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۴ ماه پیش

شرکت BYD تسلا را در رقابت خودروهای برقی اروپا پشت سر گذاشت

شرکت چینی BYD با شتابی چشمگیر در حال گسترش حضور خود در بازار اروپا است؛ به‌طوری‌که ثبت‌نام خودروهای این شرکت در ماه ژانویه با رشد ۱۶۵ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۱۸٬۲۴۲ دستگاه رسید و سهم بازار آن را به ۱.۹ درصد افزایش داد. در مقابل، تسلا با کاهش شتاب مواجه شده است؛ ثبت‌نام خودروهای این شرکت ۱۷ درصد افت کرده و به ۸٬۰۷۵ دستگاه رسیده و سهم بازار آن نیز به ۰.۸ درصد کاهش یافته است. این شکاف، نشان‌دهنده واگرایی فزاینده میان دو شرکت است: توسعه سریع BYD—که هم بر خودروهای تمام‌برقی و هم مدل‌های هیبریدی تکیه دارد—در حال شتاب گرفتن است، در حالی‌که عملکرد تسلا در بازار اروپا همچنان روندی نزولی دارد. با وجود کاهش جزئی در مجموع فروش خودرو در اتحادیه اروپا، خودروهای برقی در حال افزایش سهم خود هستند و اکنون ۱۹.۳ درصد از بازار را تشکیل می‌دهند؛ موضوعی که بر تداوم روند بلندمدت گذار به برقی‌سازی تأکید دارد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

سقوط تاریخی نرخ وام مسکن در آمریکا؛ آیا زمان خرید خانه فرا رسیده است؟

در یک نگاه سقوط میانگین نرخ وام مسکن ۳۰ ساله به زیر ۶ درصد برای نخستین بار از سپتامبر ۲۰۲۵. کاهش چشمگیر اقساط ماهانه خریداران نسبت به نرخ ۶.۸۹ درصدی در سال گذشته. تاثیر مستقیم افت سود اوراق دولتی آمریکا بر ارزان‌تر شدن هزینه‌های تامین مالی مسکن. خرید خانه همیشه یکی از بزرگ‌ترین تصمیمات مالی افراد است و مهم‌ترین عاملی که این تصمیم را به تعویق می‌اندازد، بالا بودن هزینه‌های دریافت وام است. اما حالا اتفاقی در اقتصاد آمریکا رخ داده که می‌تواند به لحاظ روانی و مالی، زلزله‌ای مثبت در بازار املاک ایجاد کند. میانگین نرخ بهره برای «وام مسکن با نرخ ثابت ۳۰ ساله» (نوعی وام بلندمدت که سود آن تا پایان دوره تغییر نمی‌کند) به زیر ۶ درصد سقوط کرده است. این پایین‌ترین سطح ثبت شده از سپتامبر ۲۰۲۵ تاکنون است. جادوی ریاضی؛ چگونه خانه‌دار شدن ارزان‌تر شد؟ برای درک بزرگی این اتفاق، کافی است به یک سال پیش نگاه کنیم. تا همین چند وقت پیش، نرخ بهره وام مسکن در حال نزدیک شدن به مرز ترسناک ۷ درصد بود و دقیقاً در یک سال گذشته، این رقم روی ۶.۸۹ درصد قرار داشت. این یعنی در طول ۱۲ ماه گذشته، هزینه‌های استقراض و وام‌گیری تقریباً یک درصد کامل کاهش یافته است. اما این یک درصد در دنیای واقعی چه معنایی دارد؟ از منظر قدرت خرید، این تغییر بسیار حیاتی است. بررسی‌های یوتوتایمز نشان می‌دهد که اگر شخصی بخواهد یک وام ۴۰۰ هزار دلاری دریافت کند، افت نرخ بهره از ۶.۸۹ به ۵.۹۹ درصد، می‌تواند اقساط ماهانه او را چند صد دلار کاهش دهد. همین پس‌انداز ماهانه کافی است تا قدرت خرید افراد افزایش یابد و خریدارانی که به دلیل گرانی از بازار عقب‌نشینی کرده بودند، دوباره برای خرید خانه وسوسه شوند. چرا وام‌ها ارزان شدند؟ دلیل اصلی این اتفاق به بازاری برمی‌گردد که شاید در نگاه اول ربطی به مسکن نداشته باشد: بازار اوراق دولتی. اخیراً «بازده اوراق خزانه‌داری» (سودی که دولت آمریکا به خریداران اوراق بدهی خود پرداخت می‌کند) در حال کاهش است. دلیل این افت، پیش‌بینی بازار از کند شدن رشد اقتصادی و کاهش فشارهای تورمی است. از آنجا که نرخ وام مسکن در آمریکا معمولاً هم‌مسیر با سود اوراق قرضه بلندمدت حرکت می‌کند، کاهش انتظارات تورمی مستقیماً به معنای ارزان‌تر شدن هزینه‌های تامین مالی برای مردم عادی است. “ سقوط نرخ بهره به زیر ۶ درصد یک سیگنال روانی به‌شدت قدرتمند است. با این حال، نباید فراموش کنیم که ارزان شدن وام لزوماً به معنای شکوفایی فوری بازار مسکن نیست. در حال حاضر، بسیاری از مناطق با کمبود شدید خانه‌های فروشی (موجودی محدود) مواجه‌اند و قیمت خودِ ملک همچنان بالاست. با این وجود، اگر این نرخ زیر ۶ درصد تثبیت شود، فصل بهار و تابستان پیش‌رو می‌تواند شاهد رونق دوباره و هجوم خریداران به بنگاه‌های املاک باشد. مرتضی عظیمی تحلیل تکنیکال؛ خط سرنوشت‌ساز در نمودارها اگر می‌خواهید بدانید نرخ وام مسکن در آینده چه می‌شود، باید چشم از بازار مسکن بردارید و به نمودار «بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا» نگاه کنید. در حال حاضر، این اوراق در حال آزمایش یک مرز تکنیکال بسیار حساس در عدد ۴.۰۱۳ درصد است.   این عدد در دنیای تحلیل تکنیکال نشان‌دهنده «میانگین متحرک ۲۰۰ روزه» (200-day MA) است. اهمیت این سطح در این است که از تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۲ تاکنون، سود اوراق هرگز نتوانسته به طور پایدار زیر این خط ۲۰۰ روزه باقی بماند. اگر نمودار بتواند یک شکست قاطعانه — و مهم‌تر از آن، یک حرکت پایدار — به زیر این مرز ۴.۰۱۳ درصدی داشته باشد، تمایل کلی بازار رسماً به سمت روند نزولی تغییر خواهد کرد و نشان‌دهنده یک تغییر بزرگ در شتاب بلندمدت اقتصاد است. در صورت سقوط بیشتر، ایستگاه بعدی در نمودار، «سطح حمایتی» در عدد ۳.۸۶ درصد (کف قیمتی سال ۲۰۲۵) خواهد بود. اگر این کف سیمانی هم بشکند، راه برای رسیدن به کف قیمتی سال ۲۰۲۴ یعنی ۳.۵۹۹ درصد باز می‌شود که یک حمایت ساختاری و بسیار عمیق‌تر محسوب می‌شود. بر اساس جمع‌بندی تیم یوتوتایمز، میانگین متحرک ۲۰۰ روزه اکنون حکم «خط قرمز» بازار را دارد. اگر سود اوراق بالاتر از این خط بماند، محدوده نوسانات بلندمدت دست‌نخورده باقی می‌ماند و ممکن است وام‌های مسکن دوباره گران شوند. اما اگر این خط بشکند، اهداف نزولی در نمودارها روشن‌تر می‌شوند و خریداران خانه می‌توانند به روزهای بسیار ارزان‌تری برای دریافت وام امیدوار باشند. به هر حال، روند فعلی رو به پایین است و در مقایسه با نرخ ۶.۸۹ درصدی سال گذشته، چشم‌انداز مالی خانواده‌ها تغییر مثبت و چشمگیری کرده است.    

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

حراج طلای لبنان؛ آیا آخرین سنگر دفاعی اقتصاد فرو می‌ریزد؟

در یک نگاه حجم ذخایر استراتژیک: لبنان با در اختیار داشتن حدود ۲۸۶ تن طلا، از منظر ذخایر فلزات گران‌بها در جایگاه ممتازی در سطح منطقه قرار دارد. آخرین پشتوانه پولی: طلا تنها دارایی با نقدشوندگی بالا در ترازنامه بانک مرکزی لبنان محسوب می‌شود که همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است. بازسازی ترازنامه بانک‌ها: هدف عملیاتی این طرح، تامین منابع ارزی لازم برای تسویه بخشی از مطالبات سنواتی سپرده‌گذاران در بانک‌های خصوصی است. چالش‌های حقوقی و حاکمیتی: طبق قانون مصوب سال ۱۹۸۶، هرگونه فروش یا جابه‌جایی ذخایر طلا مستلزم کسب مجوز از پارلمان و تغییر در قوانین جاری کشور است. دولت لبنان در مواجهه با بحران نقدینگی بی‌سابقه، گزینه واگذاری یا بهره‌گیری از ذخایر طلای خود را به عنوان راهکاری برای پیشگیری از فروپاشی کامل سیستم مالی بررسی می‌کند. بر اساس گزارش اخیر فایننشال تایمز، این اقدام با هدف تزریق نقدینگی به بانک‌های تجاری و احیای توانایی آن‌ها در پاسخگویی به سپرده‌گذاران صورت می‌گیرد. این گزارش بر پایه داده‌های منتشرشده توسط منبع مذکور و بازخوانی یوتوتایمز برای مخاطبان فارسی‌زبان تنظیم شده است. ضرورت‌های اقتصادی فروش ذخایر طلا لبنان در حال حاضر در وضعیتی قرار دارد که تحلیل‌گران آن را «فاز استیصال ارزی» می‌نامند. در این مرحله، تمامی منابع نقدی در دسترس به اتمام رسیده و دولت برای جلوگیری از سقوط کامل ارزش پول ملی، ناگزیر به استفاده از دارایی‌های ثابت خود است. طبق تحلیل فایننشال تایمز، استفاده از طلا می‌تواند به عنوان یک ابزار «تثبیت‌کننده» عمل کرده و از نوسانات مخرب در بازارهای موازی جلوگیری کند. احیای اعتماد در سیستم بانکی بخش بزرگی از سرمایه‌های مردم از سال ۲۰۱۹ در بانک‌های لبنان مسدود شده است. طرح پیشنهادی شامل وثیقه‌گذاری یا فروش مرحله‌ای طلا برای بازگرداندن اعتماد به شبکه بانکی است. با این حال، تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که این اقدام در حکم «مصرف آخرین ذخایر استراتژیک» است و در صورت عدم اجرای اصلاحات ساختاری، تنها به تعویق انداختن بحران منجر خواهد شد. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ تثبیت قیمت یا جهش به قله‌های بالاتر؟ پیامدها بر اعتبار حاکمیتی در بازارهای مالی بین‌المللی، فروش طلا توسط یک بانک مرکزی در فاز بحران، به عنوان سیگنال «فشار شدید نقدینگی» تلقی می‌شود. اگرچه این حرکت ممکن است در کوتاه‌مدت باعث بهبود تراز ارزی شود، اما در بلندمدت می‌تواند «رتبه اعتباری» کشور را بیش از پیش تحت تأثیر قرار داده و هزینه استقراض بین‌المللی را برای دولت‌های آتی افزایش دهد. جمع‌بندی استراتژیک بر اساس بازخوانی یوتوتایمز از گزارش فایننشال تایمز، اقتصاد لبنان هم‌اکنون در «فاز تصمیم‌گیری حیاتی» قرار دارد. روند فعلی: بازار در وضعیت انتظار محتاطانه برای مشاهده واکنش پارلمان به تغییر قوانین ممنوعیت فروش طلا قرار دارد. نکته کلیدی: موفقیت این طرح منوط به این است که منابع حاصله صرفِ «تجدید ساختار بانکی» شود و نه صرفاً هزینه‌های جاری دولت؛ در غیر این صورت، لبنان با از دست دادن پشتوانه طلا، با ریسک تورم غیرقابل کنترل در آینده مواجه خواهد شد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تحلیل تکنیکال طلا: اونس جهانی طلا برای رشد آماده می شود!

اونس جهانی طلا پس از یک اصلاح مقطعی، مجدداً وارد فاز صعودی شده و توانسته گارد افزایشی خود را بازیابی کند. بازگشت تقاضا در سطوح پایین‌تر، ساختار قیمتی را مجدداً به نفع خریداران تغییر داده است. همان‌طور که در نمودار مشاهده می‌شود، طلا در پایان هفته گذشته موفق شد از مقاومت کلیدی ۵۱۰۰ دلار عبور کرده و بالای این سطح بسته شود؛ موضوعی که از منظر تکنیکال اهمیت بالایی دارد. از منظر فاندامنتال نیز تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیک میان ایران و آمریکا، کاهش نرخ رشد اقتصادی در ایالات متحده و چالش‌های مربوط به اجرای سیاست‌های تعرفه‌ای ترامپ، موجب افزایش سطح عدم‌قطعیت در بازارهای جهانی شده است. این شرایط معمولاً به نفع دارایی‌های امن از جمله طلا عمل می‌کند و می‌تواند زمینه‌ساز ادامه رشد قیمت پس از تثبیت قدرتمند بالای ۵۱۰۰ دلار باشد. در تایم‌فریم ۴ ساعته نیز هر دو اندیکاتور MACD و RSI آرایش صعودی به خود گرفته‌اند و مومنتوم بازار در حال حاضر در اختیار خریداران است. البته RSI می‌تواند وارد محدوده اشباع خرید شود، اما در روندهای صعودی قدرتمند، ورود به این ناحیه الزاماً به معنای ریزش نیست و معمولاً با اصلاح‌های جزئی، روند اصلی ادامه پیدا می‌کند. در مجموع، تا زمانی که قیمت بالای محدوده ۵۰۰۰ دلار تثبیت شده باقی بماند، برتری با خریداران است و سناریوی صعودی از احتمال بیشتری برخوردار خواهد بود. همچنین برای بررسی بیشتر می توانید ویدئو هفتگی تحلیل تکنیکال طلا را مشاهده کنید.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ تثبیت قیمت یا جهش به قله‌های بالاتر؟

در یک نگاه طلا پس از افت ابتدایی هفته تا محدوده ۴۸۵۰ دلار، با بازگشت تقاضای پناهگاه امن و تنش‌های ژئوپلیتیک مجدداً بالای ۵۰۰۰ دلار تثبیت شد و به مقاومت ۵۱۰۰ نزدیک شد. نظرسنجی کیتکو نشان می‌دهد اکثریت تحلیلگران وال‌استریت همچنان صعودی هستند، اما شکست قطعی سطح ۵۱۰۰–۵۱۴۰ برای ادامه روند افزایشی حیاتی تلقی می‌شود. ریسک‌های ژئوپلیتیک، سیاست‌های تجاری آمریکا و داده‌های تورمی هفته آینده می‌توانند محرک بعدی بازار باشند، در حالی که حمایت ۴۸۵۰ دلار همچنان خط دفاع مهم خریدها طلا محسوب می‌شود. قیمت طلا در روزهای ابتدایی هفته با ضعف قابل توجهی همراه بود؛ غیبت معامله‌گران چینی به دلیل تعطیلات سال نوی قمری به‌وضوح در عمق و جریان معاملات احساس می‌شد. با این حال، پس از آنکه بازار موفق شد بار دیگر حمایت کلیدی ۵٬۰۰۰ دلار را بازپس گیرد، تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک در اواخر هفته موج تازه‌ای از تقاضای پناهگاه امن را فعال کرد و بهای هر اونس را مجدداً تا محدوده ۵٬۱۰۰ دلار بالا برد. طلای نقدی هفته را در سطح ۵٬۰۲۲ دلار آغاز کرد، اما در ساعات ابتدایی نشانه‌ای از قاطعیت در رفتار خریداران دیده نمی‌شد. در معاملات شبانه، قیمت برای حفظ سطح روانی ۵٬۰۰۰ دلار تقلا کرد و سرانجام اندکی پس از ساعت ۸ صبح دوشنبه تحت فشار فروش قرار گرفت. با آغاز معاملات آمریکای شمالی، قیمت تا نزدیکی ۵٬۰۰۰ دلار بازگشت، اما توان عبور از این سد را نداشت. سپس با شروع سشن آسیا در شامگاه دوشنبه، فشار فروش شدت گرفت و طلا ابتدا به ۴٬۹۳۶ دلار و در ادامه بامداد سه‌شنبه تا ۴٬۸۷۹ دلار سقوط کرد. سشن اروپا تا حدی به بازار جان تازه‌ای بخشید و قیمت با ثبت سقف‌های بالاتر پیاپی تا حوالی ۴٬۹۴۳ دلار پیش رفت، اما با ورود معامله‌گران آمریکای شمالی، بار دیگر موج فروش غالب شد. قیمت ابتدا در ۴٬۸۷۰ دلار واکنش نشان داد و حوالی ظهر به وقت شرق آمریکا کف هفتگی نزدیک به ۴٬۸۵۰ دلار را ثبت کرد. پس از یک بازآزمایی در محدوده ۴٬۸۵۹ دلار، حمایت در اوایل سشن آسیا حفظ شد و طلا نخستین رشد پایدار خود در هفته را تجربه کرد؛ حرکتی که بامداد چهارشنبه قیمت را تا ۴٬۹۳۹ دلار بالا برد. چهارشنبه به روزی متمایز برای فلز زرد تبدیل شد. قیمت از ۴٬۹۱۰ دلار در ساعات ابتدایی صبح، با شتابی قابل توجه تا ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق آمریکا بار دیگر از مرز ۵٬۰۰۰ دلار عبور کرد. با این حال، مومنتوم صعودی در ادامه فروکش کرد و تا شامگاه، قیمت به حوالی ۴٬۹۶۰ دلار عقب نشست. در روز پنج‌شنبه، بازار تنها الگوی تثبیت منظم هفته را شکل داد و قیمت در دامنه‌ای حدود ۴۰ دلاری در دو سوی سطح ۵٬۰۰۰ دلار در نوسان بود؛ رفتاری که نشان‌دهنده توازن نسبی میان خریداران و فروشندگان بود. اما پایان هفته با قدرت بیشتری رقم خورد. طلای نقدی از سطح دقیق ۵٬۰۰۰ دلار در نیمه‌شب، تا بامداد جمعه به ۵٬۰۴۰ دلار رسید. پانزده دقیقه پس از آغاز معاملات آمریکای شمالی، قیمت به ۵٬۰۵۵ دلار صعود کرد و اگرچه خبر رأی دادگاه عالی ایالات متحده درباره تعرفه‌های ترامپ افتی کوتاه‌مدت تا ۵٬۰۲۲ دلار ایجاد کرد، اما این عقب‌نشینی دوام چندانی نداشت و قیمت پیش از ساعت ۱ بعدازظهر به ۵٬۰۷۳ دلار جهش کرد. افزایش تنش‌ها در خاورمیانه نیز در آستانه تعطیلات آخر هفته موجب شد معامله‌گران برای پوشش ریسک به سمت دارایی‌های امن حرکت کنند. در نتیجه، طلا با جریان خریدی مستمر تا نزدیکی مقاومت کوتاه‌مدت ۵٬۱۰۰ دلار پیش رفت و در زمان نگارش این گزارش، در همین محدوده معامله می‌شد؛ سطحی که اکنون به‌عنوان آزمونی مهم برای ادامه مسیر صعودی مطرح است. نتایج تازه‌ترین نظرسنجی هفتگی طلا که توسط کیتکو منتشر شد، بار دیگر از غلبه دیدگاه صعودی در میان تحلیلگران وال‌استریت حکایت دارد؛ در حالی که سرمایه‌گذاران خرد برای سومین هفته متوالی اکثریتی صعودی (هرچند با شدت متوسط) را حفظ کرده‌اند. کالین چیزینسکی، استراتژیست ارشد بازار در SIA Wealth Management، رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و اعلام کرده است که در هفته پیش‌رو موضعی خنثی نسبت به طلا دارد. از منظر تکنیکال، به باور او بازار پس از یک جهش قدرتمند اکنون در حال تثبیت در حوالی سطح ۵٬۰۰۰ دلار است؛ مرحله‌ای که می‌تواند پیش‌درآمد حرکت بعدی باشد. در مقابل، جیمز استنلی از Forex.com دیدگاهی صریحاً صعودی دارد. او به شکل‌گیری الگوی «مثلث صعودی» در نمودارهای کوتاه‌مدت اشاره می‌کند؛ ساختاری که در تحلیل تکنیکال به‌عنوان الگویی با احتمال شکست رو به بالا شناخته می‌شود. از نگاه استنلی، سطح ۵٬۱۰۰ دلار نقطه کلیدی بازار نقدی است؛ محدوده‌ای که پیش‌تر نقش حمایت داشته و اکنون به مقاومت تبدیل شده است. عبور قاطع از این «خط مرزی» می‌تواند مسیر خریداران را برای ثبت اوج‌های جدید هموار کند. ✔️ بیشتر بخوانید: ثبات شکننده اعتماد مصرف‌کننده؛ فشار قیمت‌ها ادامه دارد، رأی دیوان عالی می‌تواند ورق را برگرداند ریچ چکان، رئیس و مدیر عملیاتی Asset Strategies International، نیز بر ادامه روند صعودی تأکید دارد. به اعتقاد او، هیچ تغییر بنیادینی در ساختار بازار طلا رخ نداده که بتواند افت اخیر را توجیه کند؛ بنابراین این عقب‌نشینی را باید صرفاً یک اصلاح کوتاه‌مدت و طبیعی در دل یک روند بزرگ‌تر صعودی تلقی کرد. از دید چکان، چنین اصلاح‌هایی نه‌تنها نگران‌کننده نیستند، بلکه برای سلامت روند ضروری‌اند و مسیر را برای ازسرگیری حرکت به سطوح بالاتر هموار می‌کنند. دارین نیوسام، تحلیلگر ارشد بازار در Barchart.com، با نگاهی صریح و تا حدی هشدارآمیز، همچنان سناریوی صعودی را برای طلا محتمل می‌داند. او با اشاره‌ای تاریخی یادآور می‌شود که در گذشته، برخی رهبران سیاسی پس از پایان رویدادهای بزرگ بین‌المللی (مانند بازی‌های المپیک زمستانی) اقدام به تحرکات نظامی کرده‌اند. از نگاه او، با توجه به درگیری‌های پیشین روسیه و احتیاط چین در قبال تایوان، توجه بازارها بیش از هر چیز به تصمیمات احتمالی رئیس‌جمهور ایالات متحده معطوف است؛ پرسش اصلی نه «آیا» بلکه «کجا»ست. نیوسام همچنین به رأی اخیر دادگاه عالی امریکا علیه سیاست تعرفه‌ای رئیس‌جمهور اشاره می‌کند و معتقد است این موضوع می‌تواند فضای سیاسی را متشنج‌تر کند. به باور او، واکنش بازار فلزات گران‌بها در روز جمعه (با جهش هم‌زمان طلا و نقره) نشان می‌دهد معامله‌گران در حال قیمت‌گذاری ریسک ژئوپلیتیک هستند. در عین حال، کاهش قیمت نفت خام از نگاه او نشانه‌ای است مبنی بر اینکه بازار فعلاً سناریوی درگیری مستقیم با ایران را در اولویت نمی‌بیند. جمع‌بندی نیوسام از تحولات پیش‌رو روشن است: چند روز آینده می‌تواند برای بازارها پرحادثه و سرنوشت‌ساز باشد. در همین حال، آدریان دی، رئیس Adrian Day Asset Management، نیز دیدگاهی صعودی دارد، اما با لحنی سنجیده‌تر. او معتقد است کف قیمتی ناشی از فروش اواخر ژانویه احتمالاً شکل گرفته و طلا اکنون در حال بازیابی تدریجی (هرچند ناپایدار) است. از نگاه او، بسیاری از معامله‌گران تمایلی به فروش پیش از تعطیلات آخر هفته و در شرایط احتمال اقدام نظامی ایالات متحده ندارند. با این حال، اگر تنش‌ها تشدید نشود، احتمال اصلاح محدود در ابتدای هفته وجود دارد. دی در نهایت تأکید می‌کند که روند بازیابی کوتاه‌مدت به‌وضوح در جریان است، حتی اگر مسیر آن با نوسانات مقطعی همراه باشد. جان وِیِر، مدیر بخش پوشش ریسک تجاری در Walsh Trading، در گفت‌وگو با کیتکو تأکید کرد که واکنش قیمتی طلا پس از رأی دادگاه عالی امریکا درباره تعرفه‌ها نشان داد موتورهای صعودی این بازار همچنان فعال‌اند؛ حتی اگر به نظر می‌رسید یکی از محرک‌های آن موقتاً تضعیف شده باشد. به گفته ویِر، بلافاصله پس از انتشار خبر، طلا با افتی سریع مواجه شد؛ واکنشی که بازتابی از شوک اولیه بازار بود. اما این فشار فروش دوام چندانی نداشت و احساس غالب بازار به‌سرعت بازگشت. از نگاه او، چنین رفتاری نشان می‌دهد ساختار بنیادی تقاضا برای طلا هنوز پابرجاست. ویِر معتقد است در کوتاه‌مدت فضای «صبر و ارزیابی» بر بازارها حاکم خواهد بود. طی همان روز، واکنش‌ها در هر دو جهت مشاهده شد؛ حرکاتی که بیشتر ماهیتی آنی داشتند. با این حال، پیامدهای واقعی این رأی ممکن است با تأخیر نمایان شود. بسیاری از شرکت‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها برای مواجهه با تعرفه‌های مستمر برنامه‌ریزی کرده بودند و اکنون ناچارند این برنامه‌ها را بازنگری کنند؛ موضوعی که می‌تواند موج تازه‌ای از عدم قطعیت را به بازار تزریق کند. او همچنین تأکید می‌کند که طلا همانند بسیاری از بازارها، در وهله نخست «به تیتر خبر معامله شد»؛ اما پس از یک دوره هضم کوتاه؛ چه ده دقیقه، چه یک ساعت، بازار به این جمع‌بندی رسید که دلایل صعودی همچنان پابرجاست. به بیان دیگر، پس از عبور از شوک اولیه، معامله‌گران به همان روایت غالب بازگشتند: ادامه مسیر افزایشی قیمت. جان وِیِر از Walsh Trading معتقد است طلا همچنان بر موج مومنتوم صعودی خود سوار است و بسیاری از بازیگران بازار تا زمانی که سیگنال معناداری برای تغییر جهت دریافت نکنند، همین رویکرد را حفظ خواهند کرد. به گفته او، طی شش ماه گذشته نوعی منطق ساده اما قدرتمند بر رفتار معامله‌گران حاکم بوده است: «چرا طلا می‌خری؟ چون بالا می‌رود. چرا معامله می‌کنی؟ چون روند صعودی است.» از نگاه ویِر، بازار در حال تجربه یکی از کم‌سابقه‌ترین دوره‌های رشد خود بوده و حتی شوک‌های خبری مقطعی نیز نتوانسته‌اند این جریان را به‌طور پایدار مختل کنند. تیترهای خبری ممکن است برای ساعاتی مسیر را منحرف کنند، اما جهت غالب همچنان صعودی باقی مانده است. او تأکید می‌کند حتی اگر رأی تعرفه‌ای اخیر بخشی از عدم قطعیت کوتاه‌مدت را که به نفع طلا عمل می‌کرد کاهش داده باشد، مجموعه‌ای از ریسک‌ها و ابهامات دیگر (از ژئوپلیتیک گرفته تا سیاست پولی و فضای کلان اقتصادی) همچنان در پس‌زمینه فعال‌اند و می‌توانند از قیمت حمایت کنند. ویر در جمع‌بندی معتقد استکه از ابتدای سال جاری و حتی از سال گذشته، بازار طلا نشان داده که تمایل دارد تا زمانی که دلیلی قاطع برای خروج ایجاد نشود، به حرکت صعودی ادامه دهد. به باور او، این روند تا حدی به یک پیش‌گویی خودمحقق‌شونده تبدیل شده است؛ هرچه تعداد بیشتری از معامله‌گران در پوزیشن خرید قرار می‌گیرند و بازار در جهت آن‌ها حرکت می‌کند، انگیزه برای افزودن به پوزیشن‌ها نیز افزایش می‌یابد. در چنین فضایی، روند نه‌تنها توسط عوامل بنیادی، بلکه توسط روان‌شناسی جمعی بازار نیز تقویت می‌شود. در تازه‌ترین نظرسنجی هفتگی طلا که توسط کیتکو برگزار شد، این هفته ۱۳ تحلیلگر شرکت کردند؛ نظرسنجی‌ای که نشان می‌دهد با وجود عملکرد قدرتمند طلا، اردوگاه صعودی وال‌استریت بار دیگر ابتکار عمل را در دست گرفته است، هرچند میزان اطمینان نسبت به هفته‌های قبل اندکی تعدیل شده است. از میان کارشناسان، ۹ نفر معادل ۶۹ درصد پیش‌بینی کردند که قیمت طلا در هفته پیش‌رو به‌طور قاطع از سطح ۵٬۱۰۰ دلار عبور کند. تنها یک تحلیلگر (۸ درصد) سناریوی کاهش قیمت را مطرح کرده است. سه نفر دیگر، معادل ۲۳ درصد از کل شرکت‌کنندگان، ریسک‌های کوتاه‌مدت را متوازن ارزیابی کرده و احتمال ادامه نوسان خنثی را مطرح کرده‌اند. در سوی دیگر، نظرسنجی آنلاین کیتکو با مشارکت ۲۹۸ رأی تصویری نسبتاً باثبات از احساسات سرمایه‌گذاران خرد ارائه می‌دهد. برای سومین هفته متوالی، اکثریت سرمایه‌گذاران خرد موسوم به مین‌استریت دیدگاهی صعودی را حفظ کرده‌اند. بر اساس این داده‌ها، ۱۸۹ معامله‌گر خرد (۶۳ درصد) انتظار دارند طلا در هفته آینده به سطوح بالاتری صعود کند. در مقابل، ۵۳ نفر (۱۸ درصد) کاهش قیمت را پیش‌بینی کرده‌اند و ۵۶ سرمایه‌گذار دیگر، معادل ۱۹ درصد، معتقدند بازار در مسیر نوسان جانبی حرکت خواهد کرد. در مجموع، هم‌راستایی نسبی میان تحلیلگران حرفه‌ای و سرمایه‌گذاران خرد در این مقطع قابل توجه است؛ هر دو گروه همچنان کفه ترازو را به نفع سناریوی صعودی سنگین‌تر می‌بینند، با این تفاوت که وال‌استریت تمرکز خود را بر شکست سطح کلیدی ۵٬۱۰۰ دلار معطوف کرده، در حالی که مین‌استریت بیشتر بر تداوم روند کلی افزایشی تأکید دارد. هفته پیش‌رو از منظر داده‌های کلان اقتصادی نسبتاً خلوت ارزیابی می‌شود، اما چند شاخص مهم می‌توانند جهت انتظارات بازار را تحت تأثیر قرار دهند. در کنار انتشار داده‌های مربوط به اعتماد مصرف‌کننده و تورم تولیدکننده، فعالان بازار با دقت سخنرانی سالانه رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در کنگره را دنبال خواهند کرد؛ رویدادی که معمولاً حاوی نشانه‌هایی از اولویت‌های سیاستی و مسیر احتمالی تصمیمات اقتصادی در ماه‌های آینده است. “ «بازگشایی بازارهای چین پس از تعطیلات یک‌هفته‌ای سال نوی قمری نیز می‌تواند عاملی تعیین‌کننده برای طلا باشد.» محمد زمانی با بازگشت بزرگ‌ترین بازار مصرف این فلز گران‌بها، انتظار می‌رود نقدشوندگی افزایش یافته و به بازار شتاب تازه‌ای تزریق شود؛ به‌ویژه در شرایطی که طلا در نزدیکی سطوح مقاومتی مهم معامله می‌شود. در تقویم اقتصادی، صبح سه‌شنبه شاخص «اعتماد مصرف‌کننده» ایالات متحده برای ماه فوریه منتشر خواهد شد؛ معیاری که تصویر روشنی از تمایل خانوارها به مصرف و سرمایه‌گذاری ارائه می‌دهد. در ساعات پایانی همان روز، سخنرانی رئیس‌جمهور می‌تواند به مهم‌ترین محرک سیاسی هفته تبدیل شود. در روز پنج‌شنبه، تنها داده مرتبط با بازار کار، آمار هفتگی «مدعیان اولیه بیکاری» خواهد بود؛ شاخصی که به‌عنوان نماگر کوتاه‌مدت سلامت بازار اشتغال رصد می‌شود. در نهایت، هفته معاملاتی با انتشار «شاخص قیمت تولیدکننده» (PPI) در صبح جمعه به پایان می‌رسد؛ داده‌ای که می‌تواند سرنخ‌هایی درباره فشارهای تورمی در زنجیره تولید و در نتیجه چشم‌انداز سیاست پولی ارائه دهد. ✔️ بیشتر بخوانید: «رونق بدون اشتغال»؛ شکاف بی‌سابقه میان رشد تولید و بازار کار آمریکا مارک چندلر، مدیرعامل Bannockburn Global Forex، معتقد است طلا در حال شکل‌دادن به یک کف قیمتی است، اما برای تأیید این سناریو باید بتواند با قدرت از محدوده ۵٬۱۲۰ تا ۵٬۱۴۰ دلار عبور کند. به گفته او، تهدید احتمالی حمله آمریکا به ایران می‌تواند در کوتاه‌مدت نقش سپر حمایتی را برای قیمت ایفا کند و مانع افت عمیق‌تر شود. با این حال، شکست سطح ۴٬۸۵۰ دلار می‌تواند ضربه‌ای جدی به اردوگاه خریداران وارد کند و ساختار صعودی را زیر سؤال ببرد. در مقابل، الکس کوپتسیکویچ، تحلیلگر ارشد بازار در FxPro، در گفت‌وگو با کیتکو چشم‌اندازی نزولی برای هفته آینده ترسیم کرد. به گفته او، طلا طی دو هفته گذشته عمدتاً حول محور ۵٬۰۰۰ دلار نوسان کرده است. افت ناامیدکننده ابتدای هفته تا ۴٬۸۵۰ دلار با بازگشتی تدریجی به بالای ۵٬۰۰۰ دلار همراه شد، اما این بازیابی هنوز برای تغییر تصویر کلی کافی نیست. کوپتسیکویچ تأکید می‌کند که طلا در برابر صورتجلسه نسبتاً انقباضی کمیته بازار آزاد فدرال، تقویت دلار و افزایش بازدهی اوراق خزانه‌داری آمریکا که رقیب مستقیم طلا محسوب می‌شوند، مقاومت قابل توجهی از خود نشان داده است. از سوی دیگر، عوامل ژئوپلیتیک همچنان تقاضای پوشش ریسک را تقویت می‌کنند و برخی سرمایه‌گذاران طلا را به‌عنوان سپری در برابر نوسانات بازار می‌بینند. علاوه بر این، نگرانی‌هایی درباره تغییر ریاست فدرال رزرو در ماه مه و احتمال حرکت سریع‌تر به سمت سیاست‌های انبساطی نیز در پس‌زمینه وجود دارد. با وجود این فضای ظاهراً حمایتی، کوپتسیکویچ یادآور می‌شود که از ابتدای فوریه، طلا در حال ثبت کف‌های بالاتر بوده است؛ نشانه‌ای از آنکه خریداران با شتاب بیشتری وارد بازار می‌شوند. اما هم‌زمان، هرچه قیمت به محدوده ۵٬۱۰۰ دلار نزدیک می‌شود، فشار فروش افزایش می‌یابد. از نگاه او، تنها در صورت تثبیت قدرتمند بالای این سطح می‌توان با اطمینان بیشتری درباره ادامه مسیر صعودی سخن گفت. او در جمع‌بندی هشدار می‌دهد که از دیدگاه FxPro، رالی سه‌ساله طلا به پایان رسیده و وضعیت فعلی شباهت‌هایی با سال ۲۰۱۱ دارد؛ دوره‌ای که پس از یک افت بیش از ۲۰ درصدی، چندین تلاش برای بازگشت به روند صعودی صورت گرفت، اما ثبت رکوردهای جدید سال‌ها زمان برد. به باور کوپتسیکویچ، در شرایط فعلی مقاومت مهم بعدی در حوالی ۵٬۳۰۰ دلار قرار دارد، اما حتی عبور از ۵٬۱۰۰ دلار نیز تاکنون به مانعی جدی برای بازار تبدیل شده است. تحلیلگران CPM Group روز جمعه با صدور توصیه «خرید» برای طلا، هدف اولیه ۵٬۴۰۰ دلار را برای بازه زمانی ۲۳ فوریه تا ۶ مارس تعیین کردند و سطح ۴٬۸۵۰ دلار را به‌عنوان حد ضرر معرفی نمودند؛ محدوده‌ای که از منظر تکنیکال به‌عنوان خط دفاعی مهم خریداران تلقی می‌شود. به باور این مؤسسه، نوسانات قیمت طلا در شرایط اقتصادی و سیاسی به‌شدت متلاطم کنونی ادامه خواهد داشت. هرچند بازار همچنان در معرض افت‌های ناگهانی قرار دارد، اما برآورد کلی CPM حاکی از آن است که تمایل قیمت در کوتاه‌مدت و حتی در افق چندماهه، بیشتر به سمت سطوح بالاتر است. در این چارچوب، هدف اولیه معامله ۵٬۲۲۵ دلار عنوان شده، اما تحلیلگران این گروه احتمال جهش سریع تا ۵٬۴۰۰ دلار یا حتی بالاتر را نیز منتفی نمی‌دانند. از نگاه آن‌ها، طلا می‌تواند در صورت فعال‌شدن محرک‌های سیاسی یا اقتصادی، با سرعت به محدوده ۵٬۵۰۰ دلار نیز دست یابد. مجموعه‌ای از ریسک‌های ژئوپلیتیک، ابهامات سیاست‌گذاری و همچنین تنگنای عرضه در بازار فیزیکی؛ در کنار ادامه ورود سرمایه به صندوق‌های قابل معامله مبتنی بر طلا (ETF)، به‌عنوان عوامل پشتیبان این سناریو مطرح شده‌اند. افزون بر این، الگوهای تکنیکال نیز به‌زعم آن‌ها از ظرفیت چنین حرکتی حکایت دارند. با این حال، CPM هشدار می‌دهد که در سناریوی نزولی نیز طلا از آسیب‌پذیری مصون نیست. در کوتاه‌مدت سطح ۴٬۸۰۰ دلار می‌تواند در معرض آزمون قرار گیرد و در صورت تشدید تحولات سیاسی یا اقتصادی در سه‌ماهه دوم و سوم سال، حتی سطوح پایین‌تر نیز دور از ذهن نخواهد بود. به بیان دیگر، در حالی که کفه ترازو فعلاً به سود سناریوی صعودی سنگینی می‌کند، دامنه نوسان بالقوه در هر دو جهت همچنان گسترده باقی مانده است. جیم وایکاف، تحلیلگر ارشد کیتکو، معتقد است موج تازه تقاضای پناهگاه امن در حال هدایت قیمت فلزات گران‌بهاست؛ به‌ویژه در شرایطی که ایالات متحده در آستانه تنش نظامی با ایران قرار گرفته و ریسک‌های ژئوپلیتیک بار دیگر در کانون توجه بازارها قرار گرفته‌اند. وایکاف در تحلیل تکنیکال خود بر قراردادهای فیوچرز طلا برای تحویل آوریل تمرکز کرده و تأکید دارد هدف بعدی خریداران، تثبیت قیمت بالای مقاومت مستحکم ۵٬۱۴۴.۵۰ دلار (اوج ماه فوریه) است. عبور قطعی از این سطح می‌تواند راه را برای ثبت رکوردهای تازه هموار کند. در مقابل، فروشندگان در کوتاه‌مدت تلاش خواهند کرد قیمت‌ها را به زیر حمایت کلیدی ۴٬۶۷۰ دلار هدایت کنند؛ سطحی که به‌عنوان سنگر مهم خریداران در نمودار شناخته می‌شود. از منظر سطوح کلیدی، نخستین مقاومت در محدوده ۵٬۰۷۴.۴۰ دلار (اوج هفته جاری) دیده می‌شود و پس از آن مرز روانی ۵٬۱۰۰ دلار قرار دارد. در سمت مقابل، حمایت اولیه در ۵٬۰۰۰ دلار و سپس در ۴٬۹۰۰ دلار تعریف می‌شود؛ سطوحی که می‌توانند به‌عنوان شاخصی از میزان پایداری روند صعودی عمل کنند. در زمان نگارش این مقاله در UtoTimes، هر اونس طلای نقدی در سطح ۵٬۰۹۸.۶۸ دلار معامله می‌شد که نشان‌دهنده رشد ۴.۳۰ درصدی در مقیاس هفتگی و افزایش ۲.۰۶ درصدی در همان روز معاملاتی است؛ آماری که بازتاب‌دهنده چرخش محسوس سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های امن در بحبوحه تشدید ریسک‌های سیاسی است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل طلا کم اثر
تحلیل طلا کم اثر

تله‌ نوسان در مسیر صعود؛ آیا پیش‌بینی ۵۴۰۰ دلاری گلدمن ساکس معامله‌گران عجول را پیاده می‌کند؟

در یک نگاه هدف قیمت طلا تا پایان ۲۰۲۶: پیش‌بینی گلدمن‌ ساکس ۵٬۴۰۰ دلار در هر اونس تقاضای بانک‌های مرکزی در سال ۲۰۲۶ مشابه سال ۲۰۲۵ خواهد بود. سرمایه‌گذاران خصوصی در واکنش به کاهش نرخ بهره وارد بازار می‌شوند. ریسک صعودی از مسیر آپشن‌ها و تنوع‌سازی خصوصی تقویت می‌شود. گلدمن ساکس پیش‌بینی کرده که قیمت طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۵٬۴۰۰ دلار در هر اونس برسد. این مسیر صعودی آهسته، بر پایه تقاضای بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران خصوصی در واکنش به کاهش نرخ بهره فدرال رزرو شکل می‌گیرد. تقاضای رسمی؛ ستون اصلی رشد قیمت بر اساس گزارش منتشرشده توسط گلدمن ساکس و بازخوانی‌شده توسط یوتوتایمز، تقاضای بانک‌های مرکزی برای خرید طلا در سال ۲۰۲۶ با همان سرعت سال ۲۰۲۵ ادامه خواهد داشت. این پیش‌بینی در سناریوی پایه‌ای مطرح شده که فرض می‌کند سرمایه‌گذاران خصوصی تغییری در رفتار تنوع‌سازی خود ندهند. در این سناریو، تقاضای رسمی نقش اصلی را در حمایت از قیمت ایفا می‌کند و انتظار می‌رود همین عامل باعث رشد تدریجی قیمت طلا شود. ✔️ بیشتر بخوانید: تورم، جنگ و دلار ضعیف؛ مثلث طلایی جهش قیمت‌ طلا  سرمایه‌گذاران خصوصی؛ تقویت‌کننده مسیر صعودی گلدمن معتقد است که سرمایه‌گذاران خصوصی نیز در واکنش به کاهش نرخ بهره فدرال رزرو، به‌تدریج بر میزان سرمایه‌گذاری در طلا خواهند افزود. این روند می‌تواند به‌صورت «انباشت تدریجی» عمل کند — یعنی خریداران بیشتری وارد بازار شوند و رشد قیمت پایدار باشد. در صورت افزایش تنوع‌سازی خصوصی، به‌ویژه از طریق ساختارهای آپشن، احتمال جهش‌های سریع و «رالی‌های مقعر» نیز وجود دارد.  نوسان بالا؛ مسیر صعودی با چالش‌های لحظه‌ای اگرچه مسیر میان‌مدت طلا صعودی توصیف شده، گلدمن هشدار می‌دهد که نوسانات قیمتی می‌تواند بالا باقی بماند. به‌ویژه در زمان‌هایی که سیاست فدرال رزرو تغییر می‌کند یا شوک‌های ریسکی در بازار رخ می‌دهد. این نوسانات می‌توانند فرصت‌هایی برای خرید در اصلاحات ایجاد کنند، اما همچنین نیازمند مدیریت ریسک دقیق‌تری هستند.  جمع‌بندی استراتژیک بازار طلا در فاز «انباشت تدریجی با نوسان بالا» قرار دارد. تقاضای رسمی مسیر صعودی را حفظ می‌کند، اما رفتار سرمایه‌گذاران خصوصی و سیاست‌های پولی می‌توانند سرعت و شدت حرکت را تغییر دهند. برای معامله‌گران، تمرکز بر نقاط اصلاحی و ساختارهای آپشنی می‌تواند کلیدی باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تغییرات ماهانه خانه‌های در انتظار فروش ایالات متحده – ژانویه

تغییرات ماهانه خانه‌های در انتظار فروش ایالات متحده - Pending Home Sales (ژانویه) واقعی ..................... 0.8- درصد پیش‌بینی ............... 1.3 درصد قبلی ....................... 9.3- درصد

خواندن کامل خبر
داده های اقتصادی کم اثر
داده های اقتصادی کم اثر

وزیر انرژی آمریکا: ممکن است از عضویت در آژانس بین‌المللی انرژی خارج شویم اگر این نهاد اصلاح نشود

وزیر انرژی ایالات متحده هشدار داد که اگر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) تغییرات لازم را اعمال نکند، آمریکا ممکن است به‌طور کامل از این نهاد خارج شود. او همچنین گفت: «مقام‌های اروپایی که همچنان به سیاست‌های سخت‌گیرانه خالصِ صفر (Net-Zero) چسبیده‌اند، ممکن است از سمت‌های خود کنار گذاشته شوند.»

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

صادرات طلای سوئیس در ژانویه به ۱۲۸ تن رسید؛ کاهش ۸ درصدی ماهانه

بر اساس داده‌های رسمی، صادرات طلای سوئیس در ماه ژانویه ۲۰۲۶ با کاهش ۸ درصدی نسبت به ماه قبل، به ۱۲۸ تن رسید. این افت در حالی رخ داده که بازارهای جهانی طلا در هفته‌های اخیر با نوسانات ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیکی و تقاضای سرمایه‌گذاران مواجه بوده‌اند. سوئیس یکی از بزرگ‌ترین مراکز پالایش و صادرات طلا در جهان است و تغییرات در حجم صادرات آن می‌تواند نشانه‌ای از تغییرات تقاضا در بازارهای آسیایی و خاورمیانه باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هند در ماه ژانویه روزانه ۱.۱ میلیون بشکه نفت از روسیه وارد کرد که طبق داده‌های منابع، پایین‌ترین میزان از نوامبر ۲۰۲۲ تاکنون است.

بر اساس داده‌های منابع، سهم نفت روسیه از واردات نفت خام هند در ژانویه به پایین‌ترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲ رسید.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تورم، جنگ و دلار ضعیف؛ مثلث طلایی جهش قیمت‌ طلا

در یک نگاه مؤسسه ANZ پیش‌بینی می‌کند قیمت هر اونس طلا در سه‌ماهه دوم سال می‌تواند به ۵۸۰۰ دلار برسد. محرک‌های اصلی این چشم‌انداز شامل خرید گسترده بانک‌های مرکزی، سیاست‌های پولی انبساطی، تورم پایدار، کسری بودجه بالا، تنش‌های ژئوپلیتیکی و ضعف دلار است. کاهش نرخ‌های بهره واقعی و نگرانی از تضعیف ارزهای فیات می‌تواند ورود سرمایه‌های نهادی به بازار طلا را افزایش دهد. با وجود ریسک‌هایی مانند رشد اقتصادی قوی‌تر، افزایش نرخ‌های بهره واقعی یا تقویت دلار، حمایت بنیادی تقاضای نهادی همچنان پابرجاست. رشد تاریخی طلا ممکن است هنوز به پایان نرسیده باشد. موسسه ANZ، در تازه‌ترین و جسورانه‌ترین چشم‌انداز خود که توسط یوتوتایمز بازخوانی‌شده، تخمین ‌می‌زند که بهای هر اونس طلا می‌تواند در سه‌ماهه دوم سال به ۵۸۰۰ دلار برسد؛ این پیش‌بینی باور فزاینده‌ای را در میان نهادهای بزرگ مالی تقویت می‌کند که نشان می‌دهد طلا وارد یک بازار صعودی ساختاری جدید شده است. این برآورد بر مجموعه‌ای از عوامل تأکید دارد: افزایش عدم‌قطعیت‌های جهانی، تداوم فشارهای تورمی، خرید گسترده بانک‌های مرکزی و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی—عواملی که همگی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا قیمت طلا را به سوی سطوحی بی‌سابقه سوق دهند. پیش‌بینی ANZ صرفاً یک تخمین معمولی نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده بازنگری گسترده‌تری در جایگاه طلا در اقتصادی جهانی است که با شتاب در حال تغییر است. تحلیلگران این بانک به چند عامل تقویت‌کننده اشاره می‌کنند:  تداوم انباشت طلا توسط بانک‌های مرکزی  انتظار برای سیاست‌های پولی انبساطی‌تر  افزایش کسری‌های بودجه در اقتصادهای بزرگ  تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی  تضعیف دلار آمریکا مجموع این عوامل نشان می‌دهد که روند صعودی طلا صرفاً یک جهش مقطعی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از یک تغییر ساختاری عمیق‌تر در بازارهای جهانی باشد. طلا در طول تاریخ، در دوره‌های فشار مالی و نوسانات ارزی عملکرد درخشانی داشته است. اما به گفته تحلیلگران، آنچه این چرخه را متفاوت می‌کند، مقیاس و هماهنگی خریدهای جهانی است—به‌ویژه از سوی بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور که در پی کاهش وابستگی به ذخایر مبتنی بر دلار و تنوع‌بخشی به دارایی‌های ارزی خود هستند. بانک‌های مرکزی: نیروی خاموش پشت جهش قیمت در دو سال گذشته، بانک‌های مرکزی در سطوحی بی‌سابقه اقدام به خرید طلا کرده‌اند. کشورهایی که در تلاش برای حفاظت از خود در برابر ریسک‌های ارزی و تحریم‌های ژئوپلیتیکی هستند، روزبه‌روز بیشتر به خرید طلای فیزیکی روی می‌آورند. برخلاف جریان‌های سفته‌بازانه در صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF)، خریدهای بانک‌های مرکزی ماهیتی راهبردی و بلندمدت دارند. این تقاضای پایدار، کف قدرتمندی برای قیمت‌ها ایجاد کرده است. علاوه بر این، کشورهایی که نسبت به ثبات نظام مالی جهانی نگرانی دارند، با تقویت جایگاه طلا به‌عنوان یک دارایی ذخیره‌ای بی‌طرف، بر اهمیت استراتژیک آن در نظام مالی بین‌المللی تأکید می‌کنند. چرخش سیاست‌های پولی؛ سوخت تازه برای شتاب صعودی انتظار برای کاهش نرخ‌های بهره، یکی دیگر از محرک‌های اصلی در چشم‌انداز خوش‌بینانه ANZ است. زمانی که نرخ‌های بهره واقعی کاهش می‌یابد، هزینه فرصت نگهداری دارایی‌های بدون بازدهی مانند طلا کمتر می‌شود. در چنین دوره‌های انبساطی، سرمایه‌گذاران معمولاً بخشی از سرمایه خود را به سمت طلا منتقل می‌کنند.   ✔️ بیشتر بخوانید: طلا، قدرت و سیاست: چه کسی می‌خرد، چه کسی می‌فروشد؟ اگر بانک‌های مرکزی بزرگ—از جمله فدرال رزرو آمریکا—در واکنش به کندی رشد اقتصادی به سمت سیاست‌های انبساطی‌تر حرکت کنند، طلا می‌تواند با موج تازه‌ای از ورود سرمایه‌های نهادی مواجه شود. حتی تنها انتظار برای کاهش نرخ بهره می‌تواند شتاب قیمت‌ها را افزایش دهد، زیرا بازارها معمولاً پیش از اعلام رسمی سیاست‌ها واکنش نشان می‌دهند. نگرانی‌ها درباره تداوم تورم و فشارهای مالی همچنان پابرجاست با وجود نشانه‌هایی از کاهش برخی شاخص‌های تورمی، فشارهای قیمتی ساختاری همچنان در بسیاری از اقتصادها پابرجا مانده‌اند. افزایش هزینه‌های انرژی، آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین و رشد دستمزدها، همچنان چالشی جدی برای سیاست‌گذاران ایجاد کرده است. هم‌زمان، سطح بدهی دولت‌ها در اقتصادهای توسعه‌یافته رو به افزایش است. گسترش کسری‌های بودجه، پرسش‌هایی جدی درباره ثبات بلندمدت ارزها و قدرت خرید آن‌ها مطرح می‌کند. طلا به‌طور سنتی به‌عنوان پوشش ریسکی در برابر تورم و کاهش ارزش پول‌های رایج شناخته می‌شود. در محیط‌هایی که اعتماد به ارزهای فیات تضعیف می‌شود، تقاضا برای دارایی‌های سخت و ملموس تقویت خواهد شد. ریسک‌های ژئوپلیتیکی بر جذابیت طلا می‌افزایند تداوم درگیری‌های ژئوپلیتیکی و رقابت‌های راهبردی، جایگاه طلا به‌عنوان دارایی امن را بیش از پیش تقویت کرده است. از تنش‌های نظامی منطقه‌ای گرفته تا تکه‌تکه شدن تجارت جهانی، سطح نااطمینانی همچنان بالا باقی مانده است. بازارها ذاتاً از عدم‌قطعیت گریزان‌اند و طلا به‌طور تاریخی در مواقعی که درک ریسک افزایش می‌یابد، سود می‌برد. سرمایه‌گذاران اکنون بیش از گذشته به طلا نه صرفاً به‌عنوان یک ابزار پوشش ریسک، بلکه به‌عنوان تثبیت‌کننده پرتفوی در عصر نوسانات مداوم نگاه می‌کنند. پیش‌بینی ۵۸۰۰ دلاری نشان می‌دهد که ANZ صرفاً به یک جهش موقتی نگاه نمی‌کند، بلکه تداوم یک مسیر صعودی گسترده‌تر را محتمل می‌داند. برخلاف رالی‌های پیشین که عمدتاً با سفته‌بازی سرمایه‌گذاران خرد تغذیه می‌شد، این چرخه به‌نظر می‌رسد بر پایه اعتقاد نهادی شکل گرفته است. صندوق‌های ثروت ملی، صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌های مرکزی به شکلی وارد بازار شده‌اند که تقاضایی پایدار و ماندگار ایجاد می‌کند. برخی تحلیلگران معتقدند قیمت طلا در حال تطبیق با یک رژیم جدید اقتصاد کلان است—رژیمی که با ویژگی‌های زیر تعریف می‌شود:  ژئوپلیتیک چندقطبی  روندهای واگرایی و کاهش جهانی‌سازی  تداوم انبساط مالی  تنوع‌بخشی ارزی اگر این نیروها همچنان پابرجا بمانند، ممکن است چارچوب ارزش‌گذاری طلا به‌صورت دائمی در حال تغییر باشد. با اینکه چشم‌انداز صعودی است، اما ریسک‌هایی نیز باقی مانده‌اند. بهبود اقتصادی قوی‌تر از حد انتظار، افزایش نرخ‌های بهره واقعی یا تقویت سریع دلار آمریکا می‌تواند به‌طور موقت مانع رشد قیمت طلا شود. به‌طور مشابه، اگر تورم سریع‌تر از پیش‌بینی کاهش یابد، تقاضای دارایی امن ممکن است کاهش پیدا کند. با این حال، حتی در این سناریوها، خریدهای بانک‌های مرکزی می‌تواند حمایت بنیادی از بازار ایجاد کند. ▶ مشاهده کنید: ریزش سنگین بازدهی اوراق قرضه آمریکا را باید جدی گرفت؛ تحلیل بنیادی هفتگی رویکرد روانی بازار نیز دستخوش تحول شده است. پس از سال‌ها معامله در رنج‌های بزرگ، طلا موفق شده سطوح فنی مهم را پشت سر بگذارد و سرمایه‌گذاران دنبال‌کننده روند را جذب کند. میزان مشارکت سرمایه‌گذاران خرد در حال افزایش است، اما ستون اصلی این رالی همچنان نهادی باقی مانده است. صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) شاهد ورود سرمایه‌های تازه هستند و معاملات در بازارهای آتی نشان‌دهنده اعتماد رو به رشد سرمایه‌گذاران به افزایش قیمت‌هاست. هدف ۵۸۰۰ دلاری که پیش‌تر غیرممکن به‌نظر می‌رسید، اکنون بخشی از گفت‌وگوهای اصلی مالی در بازار محسوب می‌شود. اگر قیمت طلا به 5800 دلار در هر اونس برسد، یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های قیمتی در تاریخ مالی مدرن رقم خواهد خورد. چنین جهشی می‌تواند:  سودآوری شرکت‌های معدنی را افزایش دهد  بازارهای کالا را دگرگون کند  بر ارزش ارزها تأثیر بگذارد  استراتژی‌های ذخیره‌ای بانک‌های مرکزی را تغییر دهد علاوه بر این، احتمالاً توجه و تقاضا برای سایر فلزات گران‌بها مانند نقره و پلاتین نیز شتاب خواهد گرفت. فصل جدیدی برای طلا؟ داستان طلا همواره با اعتماد گره خورده است—اعتماد به دولت‌ها، اعتماد به ارزها و اعتماد به نظام‌های مالی. پیش‌بینی ANZ نشان می‌دهد که ساختار اعتماد در حال تغییر است. چه این تغییر ناشی از نگرانی‌های تورمی، بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی یا تحولات ساختاری اقتصادی باشد، به‌نظر می‌رسد سرمایه‌گذاران پرتفوی‌های خود را متناسب با این شرایط بازتنظیم می‌کنند. اگرچه بازارها همچنان غیرقابل پیش‌بینی باقی مانده‌اند، یک چیز روشن است: طلا دیگر یک کلاس دارایی حاشیه‌ای نیست. این فلز گران‌بها بار دیگر به‌عنوان ستون اصلی در مالیه جهانی ظاهر شده است. اگر پیش‌بینی ANZ صحیح از آب درآید، سه‌ماهه دوم سال می‌تواند لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ مدرن طلا باشد—لحظه‌ای که نقش بی‌زمان طلا به‌عنوان مطمئن‌ترین ذخیره ارزش در دوران عدم قطعیت را دوباره تأیید می‌کند. و برای سرمایه‌گذارانی که با دقت نظاره‌گر هستند، مسیر رسیدن به ۵۸۰۰ دلار ممکن است هم‌اکنون به‌طور جدی آغاز شده باشد. بر اساس جمع‌بندی تیم یوتوتایمز، چشم‌انداز صعودی طلا دیگر صرفاً مبتنی بر نوسانات کوتاه‌مدت بازار نیست، بلکه از مجموعه‌ای از تحولات عمیق اقتصاد کلان و ژئوپلیتیکی ریشه می‌گیرد. پیش‌بینی جسورانه ANZ درباره احتمال رسیدن قیمت هر اونس طلا به ۵۸۰۰ دلار، بازتاب افزایش تقاضای راهبردی بانک‌های مرکزی، تداوم فشارهای تورمی، انتظار برای سیاست‌های پولی انبساطی‌تر و رشد نااطمینانی‌های جهانی است. در چنین شرایطی، طلا بیش از گذشته به‌عنوان دارایی امن و ستون ثبات در پرتفوی سرمایه‌گذاران مطرح می‌شود. هرچند ریسک‌هایی مانند تقویت دلار یا افزایش نرخ‌های بهره واقعی می‌توانند روند رشد را موقتاً کند کنند، اما حمایت بنیادی تقاضای نهادی نشان می‌دهد که طلا ممکن است وارد مرحله‌ای تازه از یک بازار صعودی ساختاری و بلندمدت شده باشد.   لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

معمای پس‌اندازهای دست‌نخورده در چین؛ چرا مردم در سال ۲۰۲۶ همچنان از خرید می‌ترسند؟

در یک نگاه رشد اقتصادی چین در ۲۰۲۵ به ۵٪ رسید؛ عمدتاً به‌واسطه صادرات سرمایه‌گذاری در بخش مسکن ۱۷٪ کاهش یافت؛ تقاضای داخلی همچنان ضعیف است صادرات به آسیا، اروپا و آمریکای لاتین رشد کرد و فشارهای تجاری آمریکا را جبران نمود وست‌پک: چین باید در ۲۰۲۶ به‌سمت سیاست‌گذاری فعالانه‌تر حرکت کند چین در سال ۲۰۲۵ به هدف رشد ۵ درصدی خود رسید، اما تحلیل جدید نشان می‌دهد که حفظ این روند در سال ۲۰۲۶ نیازمند تغییر سیاست‌گذاری است. بانک وست‌پک هشدار می‌دهد که بدون حمایت از تقاضای داخلی و بخش مسکن، رشد اقتصادی چین ممکن است وارد فاز کندی ساختاری شود. رشد صادراتی در برابر ضعف داخلی بر اساس گزارش منتشرشده توسط بانک وست‌پک و بازخوانی یوتوتایمز، اقتصاد چین در سال ۲۰۲۵ با اتکا به صادرات توانست به هدف رشد ۵ درصدی برسد. صادرات به آسیا، اروپا و آمریکای لاتین افزایش یافت و کاهش تجارت با آمریکا را جبران کرد. سرمایه‌گذاری صنعتی نیز در بخش‌هایی مانند خودروهای برقی، الکترونیک و زیرساخت‌های انرژی ادامه یافت. اما در داخل کشور، تصویر متفاوت بود. سرمایه‌گذاری کلی در دارایی‌های ثابت ۳.۸٪ کاهش یافت و بخش مسکن با افت ۱۷ درصدی مواجه شد. تقاضای مصرف‌کننده نیز همچنان محتاطانه باقی مانده است. ✔️ بیشتر بخوانید: آیا رالی طلا تمام شده است؟ پاسخ تاریخی اسکوشیا بانک هشدار درباره پایداری رشد تحلیل وست‌پک هشدار می‌دهد که اتکای بیش‌ازحد به صادرات و سرمایه‌گذاری صنعتی نمی‌تواند رشد اقتصادی را در بلندمدت حفظ کند. سهم صادرات و صنایع وابسته به آن اکنون از سطح پیش از همه‌گیری نیز فراتر رفته و ظرفیت رشد بیشتر محدود شده است. برای حفظ رشد در سال ۲۰۲۶، چین باید به‌سمت تقویت مصرف خانوار و تثبیت بخش مسکن حرکت کند. تأخیر در این اقدام می‌تواند منجر به تثبیت روند رشد ضعیف شود. نقش دولت مرکزی و ظرفیت تحریک تقاضا گزارش تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاری توسط دولت‌های محلی به‌تنهایی کافی نیست. بدون احیای مصرف خصوصی و سرمایه‌گذاری مرتبط، درآمدهای مالیاتی و فروش زمین محدود باقی خواهد ماند. با این حال، خانوارهای چینی همچنان دارای پس‌انداز نقدی بالا هستند و رشد درآمد واقعی نیز پایدار بوده است. در صورت اجرای یک بسته محرک معتبر از سوی دولت مرکزی، تقاضای نهفته می‌تواند به‌سرعت فعال شود و فعالیت اقتصادی را در سراسر کشور گسترش دهد. جمع‌بندی استراتژیک بازخوانی یوتوتایمز از مقاله وست‌پک نشان می‌دهد: رشد صادراتی در سال گذشته موفق بود، اما برای حفظ پویایی در ۲۰۲۶، سیاست‌گذاران باید به‌سرعت به‌سمت حمایت از تقاضای داخلی و تثبیت بازار مسکن حرکت کنند. بازارهای کالا و سهام منطقه‌ای نیز به‌دقت منتظر سیگنال‌های جدید از پکن هستند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

آیا رالی طلا تمام شده است؟ پاسخ تاریخی اسکوشیا بانک

در یک نگاه تیم تحقیقاتی اسکوشیا بانک با بررسی ۶ چرخه بزرگ طلا در ۵۰ سال اخیر، نتیجه گرفت که رالی فعلی هنوز به پایان نرسیده است. میانگین تاریخی چرخه‌های صعودی ۴۸ ماه طول کشیده، در حالی که چرخه فعلی در ماه ۳۹ قرار دارد و از نظر زمانی و قیمتی جا برای رشد دارد. خرید سنگین بانک‌های مرکزی، توکنیزه شدن طلا و وزن کم سرمایه‌گذاران نهادی در این دارایی، محرک‌های جدید بازار هستند. مهم‌ترین ریسک‌های نزولی شامل تقویت دلار، نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک است. طلا اکنون در محدوده ۵,۰۰۰ دلار معامله می‌شود که نشان‌دهنده رشدی ۲۰۹ درصدی نسبت به کف اکتبر ۲۰۲۲ است. چنین صعود خیره‌کننده‌ای طبیعتاً این سوال را ایجاد می‌کند: آیا زمان برداشت سود فرا رسیده است؟ پاسخ تیم تحقیقات جهانی اسکوشیا بانک (Scotiabank) صریح است: «هنوز نه.» بررسی‌های تیم تحلیل یوتوتایمز از گزارش اسکوشیا نشان می‌دهد که این بانک با نقشه‌برداری از تمام چرخه‌های بزرگ طلا از سال ۱۹۷۰، الگوی ثابتی را کشف کرده است. هر چرخه با شوک‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک آغاز شده و زمانی به پایان رسیده که اقتصاد بهبود یافته و دلار تقویت شده است. تاریخ چه می‌گوید؟ مقایسه چرخه فعلی با تاریخ بسیار آموزنده است. میانگین چرخه‌های قبلی حدود ۴۸ ماه طول کشیده و سودی معادل ۳۳۶ درصد داشته‌اند. چرخه فعلی در ماه ۳۹ خود قرار دارد و ۲۰۹ درصد رشد کرده است؛ بنابراین اگر تاریخ راهنما باشد، طلا هم از نظر زمان و هم از نظر مقدار، هنوز جا برای صعود دارد. “ سه تفاوت ساختاری این بار به نفع خریداران است: بانک‌های مرکزی که به جای فروشنده بودن، خریدار شده‌اند؛ کانال‌های تقاضای جدید مثل استیبل‌کوین‌ها؛ و سرمایه‌گذاران نهادی که هنوز به اندازه کافی طلا نخریده‌اند. مرتضی عظیمی چه چیزی می‌تواند ترمز طلا را بکشد؟ مدل رگرسیونی اسکوشیا «ارزش منصفانه» طلا را ۳,۴۰۰ دلار تخمین می‌زند. قیمت فعلی ۵,۰۰۰ دلاری نشان‌دهنده یک «پریمیوم ریسک» ۱,۶۰۰ دلاری است که بسیار بالاتر از میانگین تاریخی است. چهار ریسک اصلی که باید مراقب آن‌ها بود عبارتند از: ۱. بازگشت دلار: هر چرخه طلا با دلار قوی تمام شده است. ۲. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا: پیروزی دموکرات‌ها در ۲۰۲۶ می‌تواند به عنوان بازگشت به نرمال تعبیر شود. ۳. شوک عرضه: اگر بانک‌های مرکزی خرید را متوقف کنند یا ETFها لیکوئید شوند. ۴. تنش‌زدایی ژئوپلیتیک: اگر صلح برقرار شود، حباب ۱,۶۰۰ دلاری ریسک به سرعت خالی می‌شود.   ✔️ بیشتر بخوانید: سرمایه‌گذاران اوج قیمت طلا را ۶۲۰۰ دلار پیش‌بینی می‌کنند   سهام شرکت‌های معدنی (Gold Equities) تاریخ نشان داده که سهام‌های معدنی در مسیر صعود، ۱ تا ۲ ماه زودتر از خود طلا حرکت می‌کنند و اهرمی حدود ۱.۵ برابری دارند. در چرخه فعلی، شاخص طلای TSX حدود ۳۴۶ درصد رشد کرده (در مقابل ۲۰۹ درصد طلا) که این الگو را تایید می‌کند. اسکوشیا بانک شرکت‌هایی مثل AEM، AGI و NEM را به عنوان گزینه‌های برتر معرفی کرده است. بر اساس جمع‌بندی تیم یوتوتایمز، ستاپ اقتصاد کلان (کسری بودجه، عدم قطعیت ژئوپلیتیک و ضعف دلار) فعلاً تغییری نکرده است. توصیه اسکوشیا این است: اگر در سبد خود طلا ندارید یا کم دارید، در اصلاح قیمت‌ها خریدار باشید.   لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

افت شاخص اعتماد سازندگان مسکن آمریکا؛ چالش توان خرید همچنان پابرجاست

در یک نگاه شاخص اعتماد سازندگان مسکن آمریکا در فوریه به سطح ۳۶ سقوط کرد؛ پایین‌ترین رقم از سپتامبر. نگرانی درباره توان خرید و هزینه‌های بالای ساخت، تقاضای خرید را محدود کرده است. با وجود استفاده گسترده از مشوق‌های فروش، بازار همچنان زیر فشار نرخ‌های بالای وام مسکن قرار دارد. اعتماد سازندگان مسکن در آمریکا بار دیگر کاهش یافت و به پایین‌ترین سطح در پنج ماه گذشته رسید؛ نشانه‌ای دیگر از آنکه بازار مسکن همچنان زیر سایه بحران توان خرید و هزینه‌های ساخت قرار دارد. بر اساس شاخص مشترک انجمن ملی سازندگان مسکن آمریکا و وِلز فارگو، شاخص شرایط بازار در فوریه به عدد ۳۶ کاهش یافت؛ سطحی که پایین‌ترین میزان از سپتامبر محسوب می‌شود و تقریباً پایین‌تر از تمامی برآوردهای اقتصاددانان در نظرسنجی بلومبرگ قرار گرفت. در این شاخص، عدد زیر ۵۰ به معنای آن است که تعداد سازندگانی که شرایط را «ضعیف» ارزیابی می‌کنند بیش از کسانی است که آن را «مطلوب» می‌دانند. به گفته بادی هیوز، رئیس این انجمن، اگرچه اکثر سازندگان همچنان از مشوق‌هایی مانند تخفیف قیمت یا کمک به کاهش نرخ وام استفاده می‌کنند، اما بسیاری از خریداران بالقوه همچنان در حاشیه بازار باقی مانده‌اند. در عین حال، تقاضا برای بازسازی و نوسازی منازل به دلیل کاهش جابه‌جایی خانوارها، نسبتاً پایدار مانده است. مسئله اصلی همچنان توان خرید است. اگرچه نرخ‌های وام مسکن نسبت به اوج سال گذشته کاهش یافته و به پایین‌ترین سطح بیش از یک سال اخیر نزدیک شده‌اند، اما همچنان تقریباً دو برابر سطوح سال ۲۰۲۱ هستند. همین موضوع فشار مضاعفی بر خریداران وارد کرده و سازندگان را وادار به ارائه مشوق‌های گسترده کرده است. در فوریه، ۶۵ درصد سازندگان اعلام کردند از مشوق‌های فروش استفاده می‌کنند؛ رقمی که نسبت به ماه قبل تغییری نداشته است. با این حال، سهم سازندگانی که به کاهش مستقیم قیمت‌ها روی آورده‌اند به ۳۶ درصد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از ماه مه به شمار می‌رود. در اجزای شاخص، انتظارات فروش شش‌ماهه به عدد ۴۶ کاهش یافت و برای دومین ماه متوالی زیر سطح خنثی ۵۰ باقی ماند. همچنین شاخص فروش فعلی و میزان مراجعه خریداران بالقوه نیز بیش از یک سال است که در محدوده زیر ۵۰ قرار دارند؛ نشانه‌ای از تداوم ضعف تقاضا. “ «از منظر منطقه‌ای، احساسات سازندگان در تمامی مناطق آمریکا؛ به‌جز جنوب که بزرگ‌ترین بازار ساخت‌وساز کشور محسوب می‌شود، کاهش یافته است.» محمد زمانی تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند استفاده از مشوق‌های فروش در کنار کاهش تدریجی نرخ‌های وام می‌تواند به احیای نسبی فروش مسکن در سال جاری کمک کند. با این حال، سیاست‌های دولت ترامپ در حوزه مسکن و مقررات‌زدایی هنوز اثر مشخصی بر بهبود توان خرید نداشته و آینده آن همچنان نامطمئن تلقی می‌شود. ✔️ بیشتر بخوانید: اقتصاد آمریکا در آستانه فرود نرم؛ پیروزی زودهنگام یا آرامش قبل از طوفان؟ بازار اکنون در انتظار انتشار گزارش رسمی ساخت‌وساز مسکن در ماه‌های نوامبر و دسامبر است؛ آماری که به دلیل تعطیلی طولانی‌مدت دولت در سال گذشته با تأخیر مواجه شده بود و می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت عرضه ارائه دهد. بر اساس جمع‌بندی تیم UtoTimes، افت اعتماد سازندگان نشان می‌دهد که با وجود برخی نشانه‌های تثبیت، بازار مسکن آمریکا همچنان با چالش‌های ساختاری روبه‌روست و بازگشت به رونق پایدار، وابسته به بهبود ملموس در توان خرید خانوارها خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

گریر، نماینده تجاری آمریکا، درباره فولاد: ممکن است بخواهیم تعرفه‌ها را تنظیم کنیم تا اجرای آن آسان‌تر شود.

تعرفه‌های فولاد و آلومینیوم همچنان برقرار خواهند ماند. درباره تعرفه‌های فلزات: نمی‌خواهیم هزینه‌های اجرای قوانین بیش از حد سنگین شود

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

سرمایه‌گذاران اوج قیمت طلا را ۶۲۰۰ دلار پیش‌بینی می‌کنند

بر اساس نظرسنجی جهانی مدیران صندوق در ماه فوریه از سوی بانک آمریکا، سرمایه‌گذاران به‌طور میانگین وزنی انتظار دارند قیمت طلا در نهایت به سطح ۶۲۰۰ دلار به ازای هر اونس برسد. در این نظرسنجی، ۲۰ درصد از سرمایه‌گذاران بر این باورند که طلا پیش‌تر به اوج قیمتی خود دست یافته است؛ در مقابل، ۱۹ درصد معتقدند روند صعودی همچنان ادامه دارد و بهای هر اونس طلا می‌تواند از مرز ۷۰۰۰ دلار نیز عبور کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تحلیل تکنیکال طلا: فلز زرد بر سر دوراهی؟

اونس جهانی طلا پس از ریزش سنگین اخیر، مجدداً وارد فاز ریکاوری شده و به‌تدریج توانسته بار دیگر به بالای محدوده ۵۰۰۰ دلار بازگردد. این بازگشت نشان‌دهنده تقویت تقاضا در سطوح پایین‌تر و کاهش فشار فروش نسبت به کف‌های قبلی است. همان‌طور که در نمودار مشاهده می‌شود، قیمت اکنون به مقاومت کلیدی ۵۱۰۰ دلار نزدیک شده است. در صورت شکست و تثبیت بالای این سطح، می‌توان انتظار ادامه روند صعودی را داشت. اهداف بعدی در این سناریو به ترتیب محدوده‌های ۵۴۰۰ دلار و سپس ۵۶۰۰ دلار خواهند بود. از منظر اندیکاتورها نیز نشانه‌هایی از تقویت مومنتوم صعودی دیده می‌شود. اندیکاتور MACD در آستانه کراس صعودی قرار دارد و احتمالاً با عبور قیمت از ۵۱۰۰ دلار، سیگنال تأییدی برای ادامه رشد صادر خواهد شد. همچنین اندیکاتور RSI نیز در صورت تثبیت بالای سطح ۵۰ و تأیید کراس صعودی، می‌تواند مومنتوم مثبت بازار را تقویت کند. در سناریوی مقابل، اگر طلا موفق به شکست مقاومت ۵۱۰۰ دلار نشود، احتمال نوسان و اصلاح قیمت تا محدوده حمایتی ۴۸۰۰ دلار وجود خواهد داشت. این سطح حمایت بسیار مهمی محسوب می‌شود و از دست رفتن آن می‌تواند آغاز یک فاز اصلاحی عمیق‌تر باشد. در صورت شکست ۴۸۰۰ دلار، اهداف نزولی بعدی به ترتیب ۴۶۰۰ دلار و ۴۴۰۰ دلار خواهند بود. همچنین برای بررسی بیشتر می توانید ویدئو هفتگی تحلیل تکنیکال طلا را مشاهده کنید.  

خواندن کامل خبر
تحلیل تکنیکال کم اثر
تحلیل تکنیکال کم اثر

چرا طلا همچنان جذاب است: بررسی ادعاهای منفی و واقعیت بازار

در یک نگاه رشد طلا: طی پنج سال گذشته، قیمت طلا بیش از ۱۷۰٪ افزایش یافته است؛ محرک اصلی، بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی و نگرانی‌ها درباره تورم و سیاست‌های مالی غیرمسئولانه است. بانک‌های مرکزی: خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی مهم‌ترین عامل رشد بوده است. فروش گسترده طلا بعید به نظر می‌رسد و بانک‌های مرکزی G10 و فدرال رزرو همچنان خریدار هستند. بازارهای نوظهور و چین: طلا حدود ۱۹٪ از ذخایر بازارهای نوظهور و ۴۷٪ از ذخایر بازارهای توسعه‌یافته را تشکیل می‌دهد. چین و چند کشور دیگر به افزایش ذخایر طلای خود ادامه می‌دهند. سرمایه‌گذاران خرد: سرمایه‌گذاران خرد در نوسانات کوتاه‌مدت اثرگذارند، اما سهم آن‌ها تنها حدود ۸٪ از ذخایر بانک‌های مرکزی است و توان کنترل قیمت طولانی‌مدت را ندارد. طلا طی پنج سال گذشته رشد خیره‌کننده‌ای را تجربه کرده و بیش از ۱۷۰ درصد افزایش یافته است. فهرست بلندبالایی از دلایل برای این جهش وجود دارد، اما شاید مهم‌ترین محرک آن ورود به دوره‌ای جدید از بی‌ثباتی و گسست ژئوپلیتیکی باشد که سرمایه‌گذاران را به خرید این فلز گران‌بها ترغیب کرده است. اکنون نگرانی‌ها درباره تضعیف ارزش ارزها، رشد اقتصادی، تورم و سیاست‌های مالی غیرمسئولانه‌ای را نیز اضافه کنید که هنوز به‌طور کامل در قیمت دارایی‌های دولتی منعکس نشده‌اند. جای تعجب نیست که طلا در دوره‌های تنش به یکی از دارایی‌های محبوب سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. در شوک‌های عمده ژئوپلیتیکی، طلا به‌طور متوسط ۱.۸ درصد و به‌صورت میانگین ۳ درصد بازدهی داشته و از سایر طبقات دارایی عملکرد بهتری نشان داده است. ریسک‌ها: توقف خرید بانک‌های مرکزی و رویگردانی سرمایه‌گذاران خرد طبق داده‌های بررسی‌ شده توسط یوتوتایمز، مهم‌ترین محرک قیمت طلا، بانک‌های مرکزی بوده‌اند. از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، خرید خالص طلا توسط بانک‌های مرکزی دو برابر شده است. پس از آنکه ایالات متحده دارایی‌های روسیه را مسدود کرد، بانک‌های مرکزی برای متنوع‌سازی ذخایر خود و کاهش وابستگی به دلار آمریکا، تقاضا برای طلا را افزایش دادند. پنج دارنده بزرگ طلا (به‌جز صندوق بین‌المللی پول) عبارت‌اند از ایالات متحده، آلمان، ایتالیا، فرانسه و روسیه. اما اگر این تقاضای ساختاری از سوی بانک‌های مرکزی جهان کاهش یابد چه خواهد شد؟ یا بدتر از آن، اگر تصمیم به فروش گسترده طلا بگیرند؟ چنین اتفاقی پیش‌تر رخ داده است. بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲، بریتانیا مجموعه‌ای از مزایده‌های عمومی برگزار کرد و بیش از ۵۰ درصد از ذخایر طلای خود را فروخت تا ذخایرش را به ارزهای خارجی متنوع‌سازی کند. در همان دوره، سوئیس نیز رأی داد که فرانک سوئیس را از پشتوانه طلا جدا کند. در سه ماه پس از اعلام بریتانیا، قیمت طلا ۱۳ درصد کاهش یافت—حرکتی که معادل افتی حدود ۶۵۰ دلار در قیمت‌های امروز است. فروش‌ها تنها پس از آن متوقف شد که چندین بانک مرکزی «توافق‌نامه واشنگتن درباره طلا» را امضا کردند تا فروش‌های بزرگ و اثرگذار بر قیمت را هماهنگ و محدود کنند. این توافق در سال ۲۰۱۹ منقضی شد، زیرا بانک‌های مرکزی عمدتاً به خریداران طلا تبدیل شده بودند، نه فروشندگان. از نظر تئوری، این بدان معناست که فروش همچنان امکان‌پذیر است؛ همان‌طور که توقف رشد تقاضا نیز محتمل است. با این حال، بعید است چنین سناریویی—دست‌کم در آینده نزدیک—رخ دهد. دلایل آن روشن است. تا سال ۲۰۲۵، طلا به‌طور متوسط حدود ۱۹ درصد از ترکیب ذخایر ارزی کشورهای بازارهای نوظهور را به خود اختصاص داده است؛ در حالی‌که این سهم در اقتصادهای توسعه‌یافته به حدود ۴۷ درصد می‌رسد. در میان کشورهای نوظهوری که روند افزایش ذخایر طلای خود را در پیش گرفته‌اند، چین جایگاهی برجسته و تعیین‌کننده دارد. چین که هم یک اقتصاد نوظهور و هم رقیب ایالات متحده محسوب می‌شود، به‌طور فعال در حال تبدیل بخشی از ذخایر خود به طلاست. با اینکه چین هفتمین دارنده بزرگ ذخایر طلا در جهان است، این فلز تنها ۸.۶ درصد از کل ذخایر آن را تشکیل می‌دهد (بر اساس داده‌های شورای جهانی طلا). در صورت تداوم این روند، چین ظرفیت قابل توجهی برای افزایش خرید طلا دارد. لهستان، هند و برزیل نیز از جمله کشورهایی هستند که به تقاضای ساختاری طلا دامن زده‌اند. ▶ مشاهده کنید: چرا افت بازدهی اوراق آمریکا مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید! در میان بانک‌های مرکزی G10 هیچ نشانه‌ای مبنی بر بررسی فروش طلا وجود ندارد. حتی برای فدرال رزرو ایالات متحده، چنین اقدامی مستلزم تغییرات گسترده قانونی و عدول از بیش از یک قرن سابقه خواهد بود. افزون بر این، طبق نظرسنجی مشترک YouGov و شورای جهانی طلا در سال ۲۰۲۵، ۹۵ درصد بانک‌های مرکزی انتظار دارند ذخایر طلای جهانی افزایش یابد، ۵ درصد انتظار ثبات دارند و هیچ‌یک کاهش را پیش‌بینی نکرده‌اند. نقش سرمایه‌گذاران خرد را نیز نمی‌توان کم‌اهمیت تلقی کرد. آن‌ها هم به‌طور گسترده به بازار طلا وارد شده‌اند و عمدتاً با هدف پوشش ریسک‌های ژئوپلیتیکی و مقابله با عدم‌قطعیت‌های اقتصاد کلان، اقدام به تخصیص بخشی از پرتفوی خود به این فلز گران‌بها کرده‌اند. اگرچه این روند به تقویت قیمت‌ها انجامیده است، اما وجه دیگری نیز دارد: در صورت فروکش‌کردن ریسک‌ها یا ظهور ابزارهای کارآمدتر برای پوشش ریسک، همین سرمایه‌گذاران می‌توانند به همان سرعتی که وارد بازار شده‌اند، از آن خارج شوند و فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد کنند. نوسانات پایان ماه ژانویه نمونه روشنی از این موضوع بود: قیمت طلا طی یک هفته ۲۰ درصد افزایش یافت و سپس طی دو روز به همان میزان سقوط کرد. برخی سرمایه‌گذاران این رویداد را نشانه‌ای از نقش‌آفرینی سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت در نوسانات قیمت می‌دانند. با این حال، در یک نگاه کلان می‌توان گفت سطح فعالیت سرمایه‌گذاران خرد هرچند بالاست، اما در قیاس با دوره‌های مشابه در گذشته، پدیده‌ای غیرمعمول یا بی‌سابقه محسوب نمی‌شود. موجودی صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) مبتنی بر طلا—که شاخص مناسبی برای سنجش علاقه سرمایه‌گذاران خرد است—حدود ۱۰۰ میلیون اونس برآورد می‌شود؛ رقمی معادل تنها حدود ۸ درصد از ذخایر طلای بانک‌های مرکزی جهان. این میزان همچنان کمتر از رکورد حدود ۱۱۰ میلیون اونس ثبت‌شده در سال ۲۰۲۰ است. هرچند ممکن است افزایش یابد، اما در بلندمدت توان تعیین‌کننده‌ای برای جهت‌دهی به قیمت‌ها ندارد. علاوه بر نقش پوشش ریسک در برابر شوک‌های کوتاه‌مدت ژئوپلیتیکی، طلا یک ابزار متنوع‌ساز بلندمدت نیز محسوب می‌شود. این دارایی می‌تواند در برابر تورم محافظت ایجاد کند، در دوره‌های افت بازار عملکرد بهتری داشته باشد و به‌دلیل همبستگی نسبتاً پایین با سایر دارایی‌ها، نوسان کلی پرتفوی را کاهش دهد.   ✔️ بیشتر بخوانید: حباب طلای چین در آستانه انفجار؟ هشدار تازه کپیتال اکونومیکس سرمایه‌گذاری در کالاها ممکن است نوسان بیشتری نسبت به سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار سنتی داشته باشد، به‌ویژه اگر ابزارهای مورد استفاده دارای اهرم مالی باشند. ارزش ابزارهای مشتقه مرتبط با کالاها می‌تواند تحت تأثیر تغییرات کلی بازار، نوسانات شاخص‌های کالایی، تغییرات نرخ بهره یا عواملی خاص یک صنعت یا کالا—مانند خشکسالی، سیل، شرایط جوی، بیماری‌های دامی، تحریم‌ها، تعرفه‌ها و تحولات اقتصادی، سیاسی و مقرراتی بین‌المللی—قرار گیرد. استفاده از مشتقات اهرمی مرتبط با کالاها فرصت بازدهی بالاتر را فراهم می‌کند، اما هم‌زمان امکان زیان‌های بزرگ‌تر را نیز به همراه دارد. بر اساس جمع‌بندی تیم یوتوتایمز، طلا طی پنج سال گذشته رشد قابل توجهی داشته و به دلیل بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی، تورم و نگرانی‌های مالی، به یکی از دارایی‌های محبوب سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. مهم‌ترین محرک قیمت، تقاضای ساختاری بانک‌های مرکزی و بازارهای نوظهور، به ویژه چین، بوده است. نقش سرمایه‌گذاران خرد در نوسانات کوتاه‌مدت قابل توجه است، اما توان تعیین‌کننده‌ای برای جهت‌دهی به قیمت‌ها در بلندمدت ندارند. علاوه بر کارکرد کوتاه‌مدت به‌عنوان پوشش ریسک، طلا به‌عنوان دارایی متنوع‌ساز بلندمدت می‌تواند از تورم محافظت کند، نوسان پرتفوی را کاهش دهد و در دوره‌های افت بازار عملکرد مقاوم نشان دهد. با وجود ریسک‌های مرتبط با نوسانات بازار، شرایط اقلیمی، تحریم‌ها و استفاده از ابزارهای اهرمی، چشم‌انداز طلا برای سرمایه‌گذاری بلندمدت همچنان مثبت و جذاب است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تعطیلات آسیایی، بازار فلزات را متوقف کرد؟

در یک نگاه مس در لندن حوالی ۱۲٬۸۶۳ دلار تثبیت شد؛ بدون تغییر محسوس نسبت به روز قبل. آلومینیوم در ۳٬۰۸۰ دلار ایستاد؛ پس از افت ۲.۷٪ در روز جمعه. قلع ۲.۹٪ رشد کرد و به ۴۸٬۰۶۰ دلار رسید؛ پس از افت ۶٪ در جلسه قبلی. سنگ‌آهن ۰.۳٪ افت کرد و به ۹۶.۵۰ دلار رسید؛ تحت فشار افزایش ذخایر بنادر چین. بازار فلزات صنعتی هفته را با آرامش آغاز کرد؛ همزمان با تعطیلات سال نو قمری در آسیا و تعطیلی بازار آمریکا، معامله‌گران در حالت انتظار باقی ماندند. قیمت‌ها عمدتاً بدون تغییر بودند و شاخص‌های کلیدی پس از رشد ماه گذشته، اکنون در حال تثبیت‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد بازار در فاز «تثبیت بدون محرک» قرار دارد و منتظر سیگنال‌های جدید از سیاست‌های تجاری و پولی است. این گزارش بر اساس داده‌های منتشرشده توسط بلومبرگ تهیه شده و توسط یوتوتایمز برای مخاطبان فارسی‌زبان بازخوانی شده است. فلزات صنعتی در حالت انتظار؛ تعطیلات و نبود محرک در آغاز هفته، بسیاری از معامله‌گران آسیایی به دلیل تعطیلات سال نو قمری فعال نبودند و بازار آمریکا نیز تعطیل بود. در چنین فضایی، قیمت فلزات صنعتی عمدتاً بدون تغییر باقی ماندند: مس سه‌ماهه در بورس لندن در سطح ۱۲٬۸۶۳ دلار معامله شد. آلومینیوم پس از افت روز جمعه، در ۳٬۰۸۰ دلار تثبیت شد. قلع با رشد ۲.۹٪ به ۴۸٬۰۶۰ دلار رسید؛ جبران بخشی از افت شدید هفته قبل. این رفتار نشان می‌دهد بازار در فاز «تثبیت بدون محرک» قرار دارد؛ جایی که معامله‌گران منتظر سیگنال‌های جدید هستند. شاخص LMEX؛ پس از رکورد، در حال عقب‌نشینی شاخص LMEX که عملکرد ۶ فلز اصلی در لندن را دنبال می‌کند، ماه گذشته به دلیل خریدهای گسترده چین و ضعف دلار آمریکا به رکورد‌های جدید رسید. اما اکنون، این شاخص کمی عقب‌نشینی کرده و بازار در انتظار محرک‌های جدید است؛ از جمله: تصمیمات احتمالی درباره تعرفه‌های وارداتی آمریکا چشم‌انداز سیاست پولی فدرال رزرو سنگ‌آهن؛ افت ادامه‌دار در برابر رشد عرضه در بازار سنگ‌آهن، قیمت‌ها با افت ۰.۳٪ به ۹۶.۵۰ دلار رسیدند. این افت ششمین هفته متوالی کاهش را رقم زده است. علت اصلی این روند: افزایش ذخایر بنادر چین رشد تولید توسط شرکت‌های بزرگ معدنی این داده‌ها نشان می‌دهد که بازار فولاد همچنان تحت فشار عرضه قرار دارد. توقف در معدن جدید گینه؛ شوک عرضه احتمالی شرکت Rio Tinto اعلام کرده که فعالیت در معدن جدید SimFer در گینه به دنبال مرگ یکی از کارکنان پیمانکار متوقف شده است. تحقیقات در جریان است و مدیرعامل شرکت، Simon Trott، قرار است این هفته به گینه سفر کند. این توقف می‌تواند بر عرضه سنگ‌آهن در آینده تأثیر بگذارد، هرچند فعلاً اثر فوری در بازار دیده نمی‌شود. جمع‌بندی: بازار فلزات در فاز «تثبیت بدون جهت» در مجموع، بازار فلزات صنعتی در آغاز هفته در حالت تثبیت بدون جهت قرار دارد. تعطیلات آسیایی، نبود معامله‌گران آمریکایی، و فقدان محرک‌های جدید باعث شده قیمت‌ها در محدوده‌های فعلی باقی بمانند. تا زمانی که سیگنال‌های تازه از سمت تعرفه‌ها یا سیاست پولی منتشر نشود، بازار احتمالاً در همین فاز باقی خواهد ماند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

پلتفرم X قابلیت معامله مستقیم سهام و رمزارز را فعال می‌کند

پلتفرم X به رهبری ایلان ماسک در حال معرفی قابلیت جدید Smart Cashtags است که امکان معامله مستقیم رمزارز و سهام را بدون خروج از تایم‌لاین فراهم می‌کند. مدیر محصول X، نیکیتا بیر، تأکید کرده این ویژگی تجربه کاربران را با اسپم یا حملات گروهی مختل نخواهد کرد. این تغییر تایم‌لاین را به یک تالار معاملاتی زنده تبدیل کرده و رقابت فین‌تک در شبکه‌های اجتماعی را وارد مرحله جدیدی می‌کند.  

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر

بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ آیا حمایت ۵٬۰۰۰ دلاری حفظ خواهد شد؟

در یک نگاه طلا پس از یک افت ناگهانی و بدون محرک مشخص، بار دیگر توانست سطح ۵۰۰۰ دلار را پس بگیرد، اما این شوک نشان داد رژیم نوسانی جدید بازار فلزات گرانبها همچنان شکننده و غیرقابل‌پیش‌بینی است. نظرسنجی کیتکو حاکی از آن است که تحلیلگران وال‌استریت محتاط و مردد شده‌اند، در حالی که سرمایه‌گذاران خُرد همچنان دیدگاهی صعودی نسبت به چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا دارند. با توجه به تعطیلات پیش‌رو و کاهش نقدشوندگی، هر حرکت کوچک می‌تواند به نوسانات بزرگ‌تری منجر شود و بازار را در معرض شوک‌های قیمتی ناگهانی قرار دهد. قیمت طلا در ابتدای هفته در فضایی نسبتاً آرام و در قالب یک الگوی تثبیت منظم حرکت می‌کرد؛ الگویی که نشان از تعادل نسبی میان عرضه و تقاضا داشت. اما اواخر صبح پنج‌شنبه، یک موج فروش ناگهانی بار دیگر به معامله‌گران یادآوری کرد که نوسان در بازار فلزات گران‌بها می‌تواند به همان اندازه که آرام است، ناگهانی و شدید نیز باشد. هر اونس طلا معاملات هفتگی را در سطح ۴٬۹۸۰ دلار آغاز کرد و تا شامگاه یکشنبه با جهشی سریع به محدوده ۵٬۰۴۱ دلار رسید. پس از آن، فلز زرد یک بازگشت کوتاه به حوالی ۵٬۰۰۰ دلار را تجربه کرد و وارد فاز نوسان خنثی و نسبتاً محدود شد؛ فازی که به‌تدریج دامنه تغییرات قیمت را فشرده‌تر و شاخص‌های نوسان را آرام‌تر کرد. در ساعات ابتدایی چهارشنبه، طلا با ثبت اوج هفتگی نزدیک به ۵٬۱۲۰ دلار، بار دیگر چهره آشنای سال‌های گذشته خود را به نمایش گذاشت. قیمت در تمام این مدت کمتر از چند دلار به زیر حمایت روانی ۵٬۰۰۰ دلار نفوذ کرد و در سقف‌ها نیز به شکلی منظم به محدوده ۵٬۱۰۰ دلار برخورد داشت. این رفتار قیمتی برای بسیاری از فعالان بازار یادآور دوره‌هایی بود که طلا نقش پناهگاه امن سرمایه را با ثبات بیشتری ایفا می‌کرد. از بعدازظهر چهارشنبه تا صبح پنج‌شنبه، دامنه نوسانات حتی محدودتر شد و قیمت در بازه‌ای حدود ۲۵ دلاری بین ساعات ۷:۳۰ عصر تا ۱۰:۳۰ صبح در رفت‌وآمد بود؛ شرایطی که نشانه‌ای از آرامش نسبی بازار و انتظار برای محرکی تازه تلقی می‌شد. در ظاهر، طلا بار دیگر همان دارایی امنی بود که سرمایه‌گذاران در زمان ابهام به آن پناه می‌برند. اما واقعیت بازار فلزات گران‌بها در سال ۲۰۲۶ متفاوت از گذشته است. در ساعت ۱۱:۰۵ صبح به وقت شرق آمریکا، بازار ناگهان با شوکی غیرمنتظره مواجه شد. قیمت طلا طی تنها ۲۰ دقیقه از ۵٬۰۶۸ دلار به کف هفتگی ۴٬۸۸۹ دلار سقوط کرد؛ افتی سریع و عمیق که بسیاری از معامله‌گران را غافلگیر کرد. شگفت‌آورتر آنکه هیچ محرک آشکار و مشخصی برای این ریزش وجود نداشت. نه خبری از تنش ژئوپلیتیک بود، نه تصمیم قضایی یا پیام سیاسی غیرمنتظره‌ای منتشر شد. حتی تحلیلگران وال‌استریت نیز در توضیح علت این سقوط ناگهانی با ابهام مواجه بودند؛ رخدادی که همزمان در سایر بازارهای مالی نیز بازتاب داشت. با این حال، همان‌گونه که بارها در گذشته مشاهده شده، طلا به سرعت واکنش نشان داد و مسیر بازیابی را در پیش گرفت. قیمت تا ساعت ۱۲:۳۰ به ۴٬۹۷۰ دلار رسید و تنها ۱۵ دقیقه پیش از آغاز معاملات بازار سهام در روز جمعه، بار دیگر سطح ۵٬۰۰۰ دلار را پس گرفت. پس از یک بازآزمایی سریع دیگر از ناحیه حمایتی (تقریباً ۲۴ ساعت پس از موج فروش پنج‌شنبه) رفتار قیمتی طلا به همان الگوی آرام چهارشنبه بازگشت. در پایان هفته، این فلز گران‌بها حدود ۴۰ دلار بالاتر از حمایت ۵٬۰۰۰ دلاری بسته شد و در دامنه‌ای فشرده ۲۵ دلاری به نوسان ادامه داد؛ پایانی که اگرچه از بازگشت تعادل حکایت داشت، اما یادآور شکنندگی فضای معاملاتی در سال جاری نیز بود. نتایج تازه‌ترین نظرسنجی هفتگی کیتکو نشان می‌دهد که اکثریت تحلیلگران وال‌استریت نسبت به چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا رویکردی محتاطانه و مردد اتخاذ کرده‌اند؛ در مقابل، سرمایه‌گذاران خرد یا همان فعالان «مین‌استریت» علی‌رغم نوسانات پرتنش هفته گذشته، همچنان دیدگاه صعودی خود را حفظ کرده‌اند. جیمز استنلی، استراتژیست ارشد بازار در Forex.com، با صراحت بر تداوم روند صعودی تأکید دارد. به اعتقاد او، «موج فروش اواخر هفته شدید بود، اما خریداران با قدرت وارد بازار شدند. همچنان افت‌ها و اصلاحات قیمتی را فرصتی برای ورود می‌دانم و در شرایط فعلی، تلاش برای معامله خلاف روند غالب طلا را منطقی نمی‌بینم.» این اظهارات بازتاب‌دهنده دیدگاهی است که اصلاحات مقطعی را نه نشانه ضعف ساختاری، بلکه فرصتی تاکتیکی تلقی می‌کند. در همین حال، دارین نیوسام، تحلیلگر ارشد بازار در Barchart.com، ضمن تأیید چشم‌انداز صعودی برای طلا و نقره، نسبت به تداوم نوسانات در کوتاه‌مدت هشدار می‌دهد. به گفته او، «اگرچه انتظار دارم طلا و نقره در هفته پیش‌رو همچنان پرنوسان باشند، اما روند بلندمدت کماکان صعودی است.» نیوسام همچنین به تحولات ژئوپلیتیک اشاره می‌کند و معتقد است در شرایطی که کشورهای حاضر در کنفرانس امنیتی مونیخ در حال بررسی سناریوهایی برای پیشبرد سیاست‌های خود بدون اتکا به ایالات متحده هستند، طلا و نقره می‌توانند همچنان نقش پشتوانه‌ای و پوشش ریسک را ایفا کنند؛ به‌ویژه اگر برخی کشورها، به‌ویژه چین، اقدام به کاهش دارایی‌های خود در اوراق خزانه‌داری آمریکا کنند. از این منظر، جذابیت فلزات گران‌بها نه‌تنها از کانال تکنیکال، بلکه از مسیر تحولات ژئوپلیتیک و جریان سرمایه جهانی نیز تقویت می‌شود. آدریان دی، رئیس شرکت Adrian Day Asset Management، همچنان دیدگاهی صعودی نسبت به طلا دارد. به گفته او، روندی آهسته اما پیوسته از بازیابی قیمت در جریان است و تا زمانی که دینامیک‌های بنیادین بازار طلا دست‌نخورده باقی بماند، این فلز گران‌بها از حمایت ساختاری برخوردار خواهد بود. مارک لایبوویت، ناشر خبرنامه VR Metals/Resource Letter، نیز چشم‌اندازی مشخص برای هفته‌های پیش‌رو ترسیم می‌کند. او محدوده ۳٬۵۰۰ تا ۴٬۶۰۰ دلار را به‌عنوان دامنه مورد انتظار طلا در کوتاه‌مدت (تا ماه‌های مارس و آوریل) مطرح کرده و تأکید دارد در صورت رسیدن قیمت به کرانه پایینی این بازه، فرصت خرید قابل‌توجهی شکل خواهد گرفت. لایبوویت همچنین هدف قیمتی ۵۰ تا ۵۵ دلار را برای نقره در همین بازه زمانی مطرح می‌کند. در سوی دیگر، کوین گرِیدی، رئیس Phoenix Futures and Options، تمرکز خود را بر تعداد قراردادهای باز (Open Interest) در بورس کالای شیکاگو معطوف کرده است. به گفته او، حوالی ۲۳ ژانویه یکی از رِکوردهای اخیر تعداد قراردادهای باز، ثبت شد، اما از آن زمان تاکنون حدود ۱۵۰ هزار قرارداد از بازار خارج شده است؛ رقمی که نشان‌دهنده کاهش قابل‌توجه حضور سرمایه در بازار فیوچرز طلاست. گرِیدی توضیح می‌دهد که بخش عمده‌ای از این سرمایه سفته‌بازانه اکنون به سمت ابزارهای کوچک‌تر و در دسترس‌تر برای سرمایه‌گذاران خرد هدایت شده است. به‌ویژه قراردادهای «مینی» طلا و قراردادهای کوچک‌تر نقره که حجم آن‌ها کمتر از ۱۰۰ اونس است، با رکوردشکنی در حجم معاملات مواجه شده‌اند. به اعتقاد او، افزایش درصد وجه تضمین در قراردادهای فیوچرز اصلی باعث خروج بخشی از معامله‌گران خرد شد، اما همین گروه اکنون از طریق قراردادهای مینی مجدداً به بازار بازگشته‌اند. از نگاه گرِیدی، پیامد این جابه‌جایی آن است که وزن معاملات بیش از گذشته در اختیار سفته‌بازان، معامله‌گران خرد و استراتژی‌های مومنتومی قرار گرفته، در حالی که سرمایه‌های بزرگ‌تر و هوشمندتر فعلاً در حاشیه بازار ایستاده‌اند. او معتقد است همین تغییر ترکیب بازیگران بازار، یکی از عوامل اصلی تشدید نوسانات اخیر در قیمت طلا بوده است. در خصوص موج فروش ناگهانی روز پنج‌شنبه، کوین گرِیدی اذعان دارد که او نیز مانند بسیاری از فعالان بازار، توضیح روشنی برای این اتفاق در اختیار ندارد. به گفته او، فضای بازار در آن لحظات مملو از تماس‌ها و پیام‌هایی بود که همه یک سؤال مشترک داشتند: «چه اتفاقی افتاد؟» با این حال، پاسخ قانع‌کننده‌ای در دست نبود و منشأ دقیق این سقوط همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. گرِیدی البته یک سناریوی احتمالی را مطرح می‌کند، هرچند تأکید دارد که این تنها یک فرضیه است. به باور او، ممکن است برخی از معامله‌گران به دلیل فشار «مارجین کال» مجبور به بستن پوزیشن‌های خود شده باشند؛ به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از بازیگران در حال پوشش ریسک بودند و هم‌زمان پوزیشن‌های فروش در بازار داشتند. در چنین فضایی، یک جرقه می‌تواند زنجیره‌ای از تسویه‌های اجباری ایجاد کند و افت قیمت را تشدید کند. او در ارزیابی مسیر کوتاه‌مدت طلا نیز به چند عامل کلیدی اشاره می‌کند. نخست، تغییرات در رأس سیاست‌گذاری پولی ایالات متحده. با مشخص شدن حضور کوین وارش به‌عنوان رئیس جدید فدرال رزرو، به اعتقاد گرِیدی بازار با دقت به لحن و مواضع او در قبال نرخ بهره و سیاست‌های پولی چشم دوخته است. هرگونه تغییر در ادبیات سیاستی می‌تواند انتظارات تورمی و مسیر بازدهی اوراق را تحت تأثیر قرار دهد و به‌تبع آن بر قیمت طلا اثرگذار باشد. همچنین پرونده حقوقی مرتبط با لیزا کوک، عضو هیئت‌مدیره فدرال رزرو، از دیگر موضوعاتی است که به گفته او توجه بازار را جلب کرده است. این پرونده از منظر استقلال بانک مرکزی اهمیت دارد و فعالان بازار آن را به‌عنوان نشانه‌ای از میزان خودمختاری نهاد سیاست‌گذار پولی رصد می‌کنند. با وجود همه این متغیرها، گرِیدی در نهایت بر این باور است که طلا در سال جاری در سطوح بالاتری معامله خواهد شد. با این حال، او کاهش قابل توجه قراردادهای باز را متغیری تعیین‌کننده می‌داند که باید به دقت دنبال شود. از نگاه او، جهت‌گیری آتی قراردادها (چه در مسیر صعودی و چه نزولی) می‌تواند سرنخ‌های مهمی از بازگشت یا عدم بازگشت سرمایه‌های بزرگ به بازار ارائه دهد و تصویر روشن‌تری از رفتار بازیگران عمده ترسیم کند. “ «بازار طلا در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه به داده‌ها واکنش نشان دهد، به جریان نقدینگی و جابه‌جایی قدرت میان بازیگران بزرگ و سرمایه‌گذاران خرد پاسخ می‌دهد؛ و همین تغییر زمین بازی، نوسان را به متغیر اصلی این معادله تبدیل کرده است.» محمد زمانی در نظرسنجی هفتگی طلا، این هفته ۱۲ تحلیلگر شرکت کردند؛ نظرسنجی‌ای که نشان می‌دهد پس از تکرار شوک‌های قیمتی، فضای وال‌استریت با تردید بیشتری نسبت به مسیر کوتاه‌مدت طلا همراه شده است. از میان کارشناسان، ۴ نفر معادل ۳۳ درصد پیش‌بینی کردند قیمت طلا در هفته پیش‌رو بار دیگر به‌طور پایدار بالاتر از سطح ۵٬۰۰۰ دلار حرکت کند. در مقابل، ۳ تحلیلگر (۲۵ درصد) انتظار کاهش قیمت را مطرح کردند. ۵ نفر باقی‌مانده، معادل ۴۲ درصد از کل شرکت‌کنندگان، ریسک‌های صعود و نزول را تقریباً متعادل ارزیابی کرده یا سناریوی ادامه فاز تثبیت و نوسان خنثی را محتمل دانستند. در سوی دیگر، نتایج نظرسنجی آنلاین کیتکو با مشارکت ۲۵۷ رأی، تصویری متفاوت از احساسات بازار ارائه می‌دهد. سرمایه‌گذاران خرد همچنان موضعی صعودی دارند و برخلاف احتیاط تحلیلگران حرفه‌ای، خوش‌بینی خود را حفظ کرده‌اند. بر اساس این داده‌ها، ۱۶۳ معامله‌گر خرد، معادل ۶۳ درصد، انتظار دارند قیمت طلا در هفته آینده افزایش یابد. در مقابل، ۵۲ نفر (۲۰ درصد) کاهش قیمت را پیش‌بینی کرده‌اند و ۴۲ رأی‌دهنده دیگر، معادل ۱۷ درصد، معتقدند بازار در مسیر نوسان جانبی حرکت خواهد کرد. هفته معاملاتی پیش‌رو برای فعالان بازار کوتاه‌تر از معمول خواهد بود. بازارهای مالی ایالات متحده روز دوشنبه به مناسبت «روز رؤسای جمهور» تعطیل هستند و بورس‌های کانادا نیز به دلیل «روز خانواده» بسته خواهند بود. هم‌زمان، تعطیلات سال نوی چینی باعث می‌شود بزرگ‌ترین بازار مصرف طلای جهان در وضعیت کم‌تحرک قرار گیرد؛ شرایطی که معمولاً به کاهش حجم معاملات منجر شده و احتمال اثرگذاری نامتناسب نوسانات کوچک بر قیمت را در فضای کم‌عمق معاملاتی افزایش می‌دهد. طبق تقویم اقتصادی یوتوتایمز؛ در روز سه‌شنبه، شاخص «نظرسنجی تولیدی امپایر استیت» منتشر خواهد شد؛ داده‌ای که می‌تواند تصویری به‌روز از وضعیت بخش تولید در ایالت نیویورک ارائه دهد. در ادامه و در ساعات پایانی روز، تصمیم سیاست پولی بانک مرکزی نیوزیلند توجه بازارهای ارز و کالا را به خود جلب خواهد کرد؛ تصمیمی که می‌تواند بر انتظارات نرخ بهره در اقتصادهای توسعه‌یافته نیز اثر غیرمستقیم داشته باشد. چهارشنبه صبح با انتشار آمار «سفارشات کالاهای بادوام» و همچنین داده‌های مربوط به «آغاز ساخت‌وساز مسکن» و «مجوزهای ساختمانی» آغاز می‌شود؛ شاخص‌هایی که نبض تقاضای سرمایه‌گذاری و وضعیت بخش مسکن آمریکا را نشان می‌دهند. در ادامه روز، صورتجلسه نشست ماه ژانویه فدرال رزرو منتشر خواهد شد؛ متنی که می‌تواند سرنخ‌های تازه‌ای درباره جهت‌گیری سیاست پولی و نگاه اعضا به تورم و رشد اقتصادی ارائه کند. در روز پنج‌شنبه، آمار هفتگی «مدعیان اولیه بیکاری»، داده‌های «فروش معوق مسکن» و همچنین شاخص تولیدی فدرال رزرو فیلادلفیا در کانون توجه قرار می‌گیرد. این مجموعه داده‌ها می‌توانند ارزیابی دقیق‌تری از وضعیت بازار کار و فعالیت صنعتی آمریکا در اختیار سرمایه‌گذاران قرار دهند. هفته معاملاتی با انتشار مجموعه‌ای از داده‌های مهم در روز جمعه به پایان می‌رسد؛ از جمله برآورد اولیه تولید ناخالص داخلی سه‌ماهه چهارم آمریکا به همراه شاخص هزینه‌های مصرف شخصی (PCE)، شاخص مدیران خرید بخش تولید (برآورد اولیه S&P)، نسخه بازبینی‌شده شاخص اعتماد مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان و آمار فروش خانه‌های نوساز ماه ژانویه. این داده‌ها در مجموع می‌توانند مسیر انتظارات تورمی، چشم‌انداز رشد اقتصادی و در نهایت جهت حرکت بازدهی اوراق و قیمت طلا را در کوتاه‌مدت تحت تأثیر قرار دهند. مارک چندلر، مدیرعامل Bannockburn Global Forex، معتقد است طلا در آستانه ثبت کلوز هفتگی در سطوح بالاتر قرار دارد، اما همچنان در چارچوب یک فاز تثبیت گسترده معامله می‌شود. به گفته او، فلز زرد در میانه هفته در برابر سطح ۵٬۱۲۰ دلار متوقف شد و در حوالی ۴٬۸۸۰ دلار یک کف کوتاه‌مدت شکل داد. چندلر بر این باور است که در نهایت این دوره تجمیع به سمت بالا شکسته خواهد شد، هرچند این احتمال نیز وجود دارد که فاز نوسان خنثی برای مدتی طولانی‌تر ادامه یابد. او در عین حال هشدار می‌دهد که اگرچه داده‌های کلان اثرگذار برای چند هفته آینده تا حدی تخلیه شده‌اند، اما یک ریسک بالقوه می‌تواند از حوزه سیاست و حقوق وارد شود. به گفته چندلر، ممکن است در پایان هفته آینده رأی دیوان عالی درباره استفاده رئیس‌جمهور از اختیارات اضطراری برای اعمال تعرفه‌ها صادر شود؛ موضوعی که می‌تواند به منبع تازه‌ای از نوسان در بازارهای مالی تبدیل شود. ✔️  بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است در همین حال، آدام باتن، رئیس استراتژی ارزی در Forexlive.com، سقوط ناگهانی روز پنج‌شنبه را نمونه‌ای از روزهایی توصیف می‌کند که حتی تحلیلگران باتجربه را نیز غافلگیر می‌کند. به گفته او، حرفه تحلیلگری اقتضا می‌کند همواره پاسخی برای رخدادها وجود داشته باشد، اما در این مورد توضیح روشنی در دست نبود. به‌سرعت شایعاتی از جمله احتمال درز داده‌های تورمی منتشر شد، اما با انتشار آمار شاخص قیمت مصرف‌کننده که حتی اندکی پایین‌تر از انتظار بود، این فرضیه نیز منتفی شد. باتن همچنین به زمان‌بندی این حرکت اشاره می‌کند و آن را غیرعادی می‌داند؛ چرا که حوالی ساعت ۱۱:۱۵ صبح (به وقت شرق امریکا) معمولاً زمانی نیست که جریان‌های بزرگ سرمایه بتوانند چنین اثری بر بازار بگذارند. او احتمال «خطای معاملاتی» را نیز مطرح می‌کند، اما تأکید دارد که فروش یک‌باره حجمی در حد یک میلیارد دلار در بازار منطقی به نظر نمی‌رسد، زیرا معمولاً چنین سفارش‌هایی به‌صورت تدریجی اجرا می‌شوند. از نگاه او، سرعت و شدت افت بیشتر به یک موج نقدشوندگی اجباری شباهت داشت. باتن در نهایت این سناریو را محتمل می‌داند که یک صندوق بزرگ برای پوشش مارجین کال ناچار به فروش یکی از دارایی‌های برنده خود (در اینجا طلا) شده باشد. به اعتقاد او، ابعاد این حرکت نشان می‌دهد که بازیگری بزرگ درگیر ماجرا بوده و حتی با توجه به زمان وقوع، احتمال می‌دهد منشأ آن یک نهاد مالی اروپایی بوده باشد. باتن، معتقد است ورود بازار به یک رژیم جدید از نوسانات بالا، معامله‌گران فلزات گران‌بها را با کمبود نقاط اتکا و فقدان اطمینان نسبت به جهت حرکت قیمت مواجه کرده است. به گفته او، این وضعیت همان «شمشیر دو لبه»‌ای است که بسیاری از سرمایه‌گذاران در دوران صعودهای هیجانی آرزویش را دارند، اما زمانی که بازار وارد چرخه‌ای فرسایشی از نوسانات شدید می‌شود، همان هیجان به عاملی بازدارنده تبدیل می‌گردد. باتن تأکید می‌کند در چنین فضایی ارزش‌گذاری دارایی‌ها دشوار می‌شود و مدیریت پوزیشن‌ها پیچیده‌تر از گذشته خواهد بود. از نگاه او، تداوم نوسانات سنگین می‌تواند به‌تدریج سرمایه‌گذاران را از بازار دور کند و سطح اطمینان آن‌ها را تضعیف سازد. زمانی که باور سرمایه‌گذار بارها و بارها توسط بازار به چالش کشیده شود، در نهایت این اعتماد فرسوده خواهد شد. در چشم‌انداز کوتاه‌مدت، باتن معتقد است ریسک‌های شناخته‌شده فعلاً بیشتر به سمت نزول متمایل‌اند. او به تعطیلات سال نوی چینی و تغییر الگوهای فصلی اشاره می‌کند که معمولاً پس از این مقطع، تمایل بازار به کاهش تقویت می‌شود. به باور او، تا زمانی که محرک تازه‌ای (چه از سوی کوین وارش در رأس فدرال رزرو و چه از محل رأی دادگاه دیوان عالی  درباره تعرفه‌ها، وارد بازار نشود، انرژی لازم برای جهش معنادار قیمت فراهم نخواهد شد. او همچنین تحولات مرتبط با ایران و مذاکرات احتمالی در ماه‌های آینده را یکی از سه متغیر کلیدی می‌داند؛ در کنار موضوع تعرفه‌ها و سیاست پولی. با این حال، باتن بر این باور است که نقش فدرال رزرو در مقطع فعلی تا حدی به حاشیه رفته است. جمع‌بندی او نسبتاً محتاطانه است: در ماه‌های پیش‌رو احتمالاً محرک قدرتمندی در دسترس نخواهد بود. به گفته باتن، اگر طلا بتواند سطح ۵٬۰۰۰ دلار را حفظ کند و دامنه نوسانات روزانه به حدود ۵۰ دلار کاهش یابد، به‌تدریج شرایط برای بازگشت سرمایه‌گذاران مهیاتر خواهد شد. اما تا رسیدن به چنین ثباتی، زمان لازم است؛ از همین رو او موضع خود را در حال حاضر «خنثی» ارزیابی می‌کند. الکس کوپتسیکویچ، تحلیلگر ارشد بازار در FxPro، چشم‌اندازی نزولی برای طلا در هفته آینده و حتی افق قابل پیش‌بینی ترسیم کرد. به گفته او، طلا در بخش عمده‌ای از هفته در بازه ۴٬۹۰۰ تا ۵٬۱۰۰ دلار نوسان داشت و در نهایت نیز در نزدیکی میانه این محدوده بسته شد. هرچند قیمت در بیشتر روزهای هفته روندی تدریجی و صعودی را دنبال می‌کرد، اما سقوط نزدیک به ۴ درصدی در کمتر از یک ساعت در شامگاه پنج‌شنبه بار دیگر نشان داد که فروشندگان تهاجمی همچنان دست بالا را در اختیار دارند. کوپتسیکویچ یادآور شد که از ماه فوریه تاکنون، طلا در یک مسیر صعودی قرار داشته که از منظر تکنیکال نشانه‌ای امیدوارکننده تلقی می‌شود. با این حال، رفتار سایر فلزات گران‌بها تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. به گفته او، نقره برای سومین هفته متوالی در حال ثبت سقف‌های محلی پایین‌تر است و پلاتین نیز با هر موج فروش، در سطوح پایین‌تری قرار می‌گیرد. از نگاه این تحلیلگر، چنین واگرایی در مجموعه فلزات گران‌بها می‌تواند نشانه‌ای از تغییر فاز بازار به سمت یک ساختار نزولی گسترده‌تر باشد. او تأکید می‌کند که طلا همچنان نسبت به سایر هم‌گروه‌های خود مقاوم‌تر و باثبات‌تر است، اما احتمال تداوم فشار فروش را بالاتر می‌داند؛ به‌ویژه در شرایطی که بخشی از سفته‌بازان برای تثبیت سود یا خروج از پوزیشن‌های خرید به سمت فروش حرکت کنند. کوپتسیکویچ انتظار دارد قیمت به محدوده ۴٬۶۰۰ تا ۴٬۷۰۰ دلار بازگردد؛ ناحیه‌ای که هم با سقف‌ها و کف‌های اخیر هم‌پوشانی دارد و هم میانگین متحرک ۵۰روزه در آن متمرکز شده است. به باور او، اگر حمایت در این محدوده حفظ نشود، خروج خریداران می‌تواند با سرعت بیشتری تشدید شده و افت قیمت را شتاب دهد. مایکل مور، بنیان‌گذار Moor Analytics، معتقد است در صورت عدم بازگشت قیمت به بالای ساختار تکنیکالی که پیش‌تر به آن اشاره کرده، سناریوی محتمل برای هفته آینده ادامه حرکت نزولی خواهد بود. به گفته او، تنها در صورتی که بازار بتواند بار دیگر بالای آن ناحیه کلیدی تثبیت شود، می‌توان احتمال تغییر جهت را در نظر گرفت. مور تحلیل خود را در سه مقیاس زمانی مجزا ارائه می‌کند. در چارچوب زمانی بلندمدت، او یادآور می‌شود که شکست مقاومت تاریخی در ۱۶ آگوست ۲۰۱۸ در محدوده ۱٬۱۸۳ دلار، سیگنال ازسرگیری قدرت روند صعودی را صادر کرد؛ حرکتی که در نهایت به ثبت اوج‌های چند هزار دلاری انجامید. با این حال، وی تأکید می‌کند که تمام اهداف و برآوردهای ناشی از آن شکست‌ها در وضعیت «تعلیق» قرار دارند و بازار فعلاً وارد فاز انتظار شده است. در بازه زمانی میان‌مدت، مور به مجموعه‌ای از شکست‌های پیاپی در سطوح کلیدی اشاره می‌کند که هرکدام بر اساس مدل محاسباتی او، «قدرت» یا مومنتوم مشخصی به روند افزوده‌اند. از شکست‌های محدوده ۳۱۴۸، ۳۲۲۱، ۳۲۲۳ و ۳۲۳۹ گرفته تا عبور از سطوح ۳۳۴۱، ۳۳۸۵ و ۳۴۱۸، همگی به‌زعم او انرژی صعودی تازه‌ای به بازار تزریق کرده‌اند. در ادامه نیز عبور از نواحی ۳۵۶۴، ۳۶۶۵، ۳۷۱۴، ۳۷۷۲ و ۳۸۸۲، به‌صورت مرحله‌ای قدرت روند را تقویت کرده است. با این حال، مور تصریح می‌کند که تمامی این سیگنال‌ها نیز فعلاً در وضعیت «در حالت انتظار» قرار دارند و بازار نیازمند تأیید جدیدی برای فعال‌سازی دوباره آن‌هاست. اما در تایم‌فریم‌های کوتاه‌تر، تصویر متفاوت‌تری دیده می‌شود. به گفته مور، بازار در محدوده ۵۶۱۹ به وضعیت «فرسودگی» برخورد کرد، سقفی در ۵۶۲۶ ساخت و سپس با چرخش نزولی مواجه شد که به افت بیش از دو هزار دلاری انجامید. شکست سطح ۵۲۱۳ نیز بر اساس مدل او، پتانسیل ریزشی قابل توجهی ایجاد کرد که حتی بیش از برآورد اولیه تحقق یافت. او همچنین به شکل‌گیری یک بازگشت نزولی جزئی در پایان ژانویه اشاره می‌کند که از همان نقطه، قیمت چند صد دلار عقب‌نشینی کرده است. این سیگنال‌های کوتاه‌مدت از دید او دیگر در وضعیت «تعلیق» نیستند و فعال محسوب می‌شوند. در عین حال، مور خاطرنشان می‌کند که بازگشت قیمت به بالای برخی سطوح پایین‌تر، مجدداً نشانه‌هایی از قدرت را وارد معادله کرده است. عبور از محدوده‌هایی مانند ۴۵۲۰، ۴۷۹۷ و ۴۸۵۷ هرکدام بر اساس سرعت حرکت (تیک بر ساعت) و ساختار شکست، ظرفیت صعودی مشخصی ایجاد کرده‌اند که فعلاً در وضعیت انتظار باقی مانده‌اند. با این حال، شکست نزولی زیر ۵۰۸۰ بار دیگر فشار فروش تازه‌ای وارد کرده است. مور در جمع‌بندی می‌گوید که تنها یک عبور «قابل توجه» از سطحی کلیدی در معاملات روزانه می‌تواند هشداری جدی برای بازگشت قدرت خریداران باشد. تا آن زمان، از منظر ساختار کوتاه‌مدت، کفه ترازو همچنان به سمت سناریوی نزولی سنگینی می‌کند. جیم وایکاف، تحلیلگر ارشد کیتکو، با مرور تمام فرضیه‌های مطرح‌شده درباره سقوط ناگهانی پنج‌شنبه؛ از شایعات مرتبط با داده‌های تورمی گرفته تا نگرانی‌های ناشی از تحولات حوزه هوش مصنوعی و دغدغه‌های مربوط به سودآوری شرکت‌ها، تأکید کرد که هیچ‌یک از این توضیحات از منظر او چندان قانع‌کننده به نظر نمی‌رسد. به باور وی، بازار بیش از آنکه تحت تأثیر یک عامل مشخص بنیادین قرار گرفته باشد، درگیر یک حرکت تکنیکالی و جریان نقدینگی غیرمنتظره شده است. وایکاف در ارزیابی تکنیکال خود بر قراردادهای فیوچرز طلا برای تحویل آوریل تمرکز دارد. از دید او، هدف بعدی خریداران در مسیر صعودی، تثبیت قیمت بالای مقاومت مهم ۵٬۲۵۰ دلار است؛ سطحی که عبور پایدار از آن می‌تواند چشم‌انداز صعودی تازه‌ای ایجاد کند. در مقابل، فروشندگان در کوتاه‌مدت تلاش خواهند کرد قیمت‌ها را به زیر حمایت کلیدی ۴٬۶۷۰ دلار (کف ثبت‌شده هفته گذشته) هدایت کنند. او سطوح ۵٬۰۱۶ دلار (اوج معاملات شبانه) و سپس ۵٬۱۰۰ دلار را به‌عنوان نخستین مقاومت‌های پیش‌روی بازار معرفی می‌کند. در سمت مقابل، حمایت اولیه در محدوده ۴٬۹۰۰ دلار (کف پنج‌شنبه) قرار دارد و پس از آن سطح ۴٬۸۰۰ دلار به‌عنوان حمایت بعدی اهمیت خواهد داشت. این سطوح به‌زعم وایکاف، نقشه راه کوتاه‌مدت معامله‌گران برای سنجش قدرت نسبی خریداران و فروشندگان را ترسیم می‌کند. در زمان نگارش این مقاله در UtoTimes، هر اونس طلای نقدی در سطح ۵٬۰۴۲ دلار معامله می‌شد که بیانگر رشد ۱.۰۶ درصدی در مقیاس هفتگی و افزایش ۲.۴۵ درصدی در همان روز معاملاتی بود؛ نشانه‌ای از آنکه بازار پس از شوک ناگهانی، بخشی از افت را جبران کرده و همچنان در محدوده‌ای حساس در حال نوسان است. ✔️  بیشتر بخوانید: وقتی بیت‌کوین دیگر داستان تازه‌ای برای گفتن ندارد لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

حباب طلای چین در آستانه انفجار؟ هشدار تازه کپیتال اکونومیکس

در یک نگاه تغییر ماهیت بازار: تبدیل شدن طلا از یک پناهگاه امن به یک دارایی سفته‌بازانه و حبابی در بازارهای چین. اهرم‌های خطرناک: افزایش بی‌سابقه معاملات آتی و استفاده از اهرم‌های مالی (Leverage) که خطر نوسانات ناگهانی را تشدید کرده است. سقوط تقاضای مصرفی: کاهش معنادار خرید جواهرات در چین همزمان با رکوردشکنی قیمت‌ها؛ تضادی که نشان‌دهنده غیربنیادی بودن رشد قیمت است. هشدار کپیتال اکونومیکس: احتمال تخلیه ناگهانی حباب و ورود بازار طلا به یک دوره نوسان شدید و مخرب. بازار طلای چین در حالی رکوردهای قیمتی را تجربه می‌کند که نشانه‌های بنیادین، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند. مؤسسه تحقیقاتی بریتانیایی Capital Economics در تازه‌ترین تحلیل خود هشدار داده است رشد اخیر قیمت طلا در چین بیش از آنکه ناشی از تقاضای واقعی باشد، نتیجه افزایش معاملات اهرمی و ورود سرمایه‌های سفته‌بازانه است؛ وضعیتی که می‌تواند به یک اصلاح سنگین و ناگهانی منجر شود. چرا رشد قیمت طلا در چین نگران‌کننده شده است؟ در شرایطی که اقتصاد چین با رکود بخش مسکن و محدودیت‌های بازار سهام مواجه است، بخشی از نقدینگی سرگردان به بازارهای آتی طلا هدایت شده است. این جابه‌جایی سرمایه باعث شده حجم معاملات کاغذی بسیار سریع‌تر از تقاضای فیزیکی رشد کند. “ «افزایش قیمت طلا در چین بیش از آنکه بازتاب تقاضای مصرفی باشد، نتیجه گسترش موقعیت‌های سفته‌بازانه در بازار آتی است.» طبق تحلیل Capital Economics: این تغییر رفتار سرمایه‌گذاران، ماهیت بازار را از «پناهگاه امن» به «دارایی پرریسک کوتاه‌مدت» تبدیل کرده است تضاد مهم: افت خرید جواهرات در اوج قیمت‌ها یکی از سیگنال‌های هشداردهنده، کاهش تقاضای فیزیکی است. به‌طور سنتی، رشد پایدار قیمت طلا با افزایش تقاضای مصرفی یا خرید بانک‌های مرکزی همراه است. اما اکنون: خرید جواهرات کاهش یافته رشد قیمت بیشتر در بازارهای مشتقه دیده می‌شود سرمایه‌گذاران خرد با اهرم بالا وارد بازار شده‌اند این واگرایی میان «بازار واقعی» و «بازار کاغذی» معمولاً در مراحل پایانی یک چرخه هیجانی مشاهده می‌شود. اهرم‌های مالی؛ موتور رشد یا بمب ساعتی؟ افزایش استفاده از Leverage مهم‌ترین ریسک فعلی بازار است. در معاملات آتی، حتی نوسان‌های محدود می‌تواند موجی از کال‌مارجین ایجاد کند. اگر قیمت‌ها وارد فاز اصلاح شوند: فعال شدن فروش اجباری تشدید فشار نزولی شکل‌گیری چرخه سقوط سریع چنین ساختاری بازار را نسبت به شوک‌های بیرونی – از جمله تغییرات نرخ بهره آمریکا یا تقویت دلار – بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. ارتباط با سیاست‌های جهانی؛ نقش دلار و فدرال رزرو بازار طلای چین جدا از تحولات جهانی نیست. اگر سیاست‌های انقباضی فدرال رزرو ادامه یابد یا دلار تقویت شود، فشار مضاعفی بر معاملات اهرمی وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، بازارهایی که بر پایه سفته‌بازی رشد کرده‌اند، بیشترین آسیب را خواهند دید. آیا اصلاح سنگین در راه است؟ تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد فاصله میان تقاضای واقعی و حجم معاملات کاغذی افزایش یافته است. تا زمانی که این عدم‌توازن اصلاح نشود، هر موج صعودی می‌تواند شکننده باشد. سناریوی محتمل از نگاه تحلیلگران: تداوم نوسان شدید اصلاح مقطعی اما عمیق خروج سرمایه‌گذاران خرد از معاملات اهرمی جمع‌بندی بازار طلای چین اکنون در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ جایی که رشد سریع قیمت‌ها با کاهش تقاضای فیزیکی همراه شده و معاملات اهرمی نقش اصلی را بازی می‌کنند. هشدار Capital Economics نشان می‌دهد در صورت تغییر شرایط نقدینگی یا سیاست‌های پولی جهانی، این بازار می‌تواند وارد فاز اصلاحی پرنوسان شود. برای سرمایه‌گذاران خرد، مهم‌ترین نکته در شرایط فعلی مدیریت ریسک و پرهیز از استفاده افراطی از اهرم‌های مالی است. این مطلب بر اساس داده‌ها و تحلیل منتشرشده توسط Capital Economics تهیه و توسط تحریریه یوتوتایمز برای مخاطبان فارسی‌زبان تنظیم و منتشر شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ترامپ در آستانه انتخابات به‌دنبال کاهش تعرفه‌ها؟

در یک نگاه دولت آمریکا در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفه‌های فلزات است.  تعرفه‌ها تا ۵۰٪ روی فولاد، آلومینیوم و کالاهای خانگی اعمال شده بودند. هدف اصلی این چرخش، کاهش فشار سیاسی و بهبود محبوبیت ترامپ پیش از انتخابات است. بازارها نگران بی‌ثباتی سیاست‌گذاری و تأثیر آن بر دلار هستند. در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفه‌های فولاد و آلومینیوم است. یوتوتایمز در این گزارش، داده‌های منتشرشده از سوی فایننشال تایمز را بررسی می‌کند و پیامدهای این چرخش احتمالی را برای بازارها و رأی‌دهندگان تحلیل می‌کند. چرخش تعرفه‌ای؛ ترامپ به‌دنبال کاهش فشار سیاسی طبق بررسی تحلیلی یوتوتایمز از گزارش منتشرشده توسط فایننشال تایمز، دولت ترامپ در حال بررسی کاهش بخشی از تعرفه‌های اعمال‌شده بر واردات فولاد، آلومینیوم و کالاهای فلزی خانگی است. این اقدام بیشتر با هدف بهبود تصویر عمومی رئیس‌جمهور پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای در نظر گرفته شده است. تعرفه‌هایی که تا ۵۰٪ بالا رفتند سال گذشته، دولت آمریکا تعرفه‌هایی تا سقف ۵۰٪ بر واردات فلزات اعمال کرد؛ اقدامی که حتی شامل کالاهایی مانند ماشین لباسشویی، اجاق‌گاز و قطعات دوچرخه شد. این سیاست با هدف حمایت از تولید داخلی معرفی شد، اما اکنون با انتقادهایی درباره افزایش هزینه‌های مصرف‌کننده مواجه شده است. فشار از سوی وزارت بازرگانی و رأی‌دهندگان منابع آگاه می‌گویند وزارت بازرگانی و مقامات تجاری آمریکا معتقدند این تعرفه‌ها باعث افزایش قابل‌توجه قیمت‌ها شده‌اند و نارضایتی عمومی را دامن زده‌اند. از نگاه یوتوتایمز، این نارضایتی به‌ویژه در مناطق حساس انتخاباتی، دولت را به سمت عقب‌نشینی سوق داده است. بازنگری لیست کالاها؛ تمرکز بر امنیت ملی دولت اکنون در حال بازنگری لیست کالاهای مشمول تعرفه است و قصد دارد برخی اقلام را از لیست خارج کند. همچنین، به‌جای گسترش لیست، تمرکز بر تحقیقات هدفمند امنیت ملی خواهد بود. این تغییر رویکرد می‌تواند به معنای پایان سیاست‌های تعرفه‌ای فراگیر باشد. پیامدهای بازار؛ دلار زیر فشار بی‌ثباتی از نگاه یوتوتایمز، این عقب‌نشینی در سیاست‌گذاری بار دیگر بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی آمریکا را برجسته می‌کند—موضوعی که بازارها از سال گذشته با کاهش ارزش دلار به آن واکنش نشان داده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، سرمایه‌گذاران ممکن است به‌دنبال دارایی‌های امن‌تر بروند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

خطر در کمین خریداران نقره؛ گزارش جی‌پی مورگان از تله‌ای که پنل‌های خورشیدی برای قیمت ساختند!

در یک نگاه هدف نجومی: جی‌پی مورگان میانگین قیمت نقره در سال ۲۰۲۶ را ۸۱ دلار پیش‌بینی کرده است. بازدهی خیره‌کننده: نقره در سال گذشته با رشد ۱۳۰ درصدی، طلا و بسیاری از بازارهای دیگر را پشت سر گذاشت. اهرم پنل‌های خورشیدی: ۶۰ درصد تقاضای نقره مربوط به صنایع سبز است که هم محرک رشد و هم پاشنه آشیل آن محسوب می‌شود. شوک فدرال رزرو: تغییرات مدیریتی در بانک مرکزی آمریکا نوسانات شدیدی را به بازار فلزات تحمیل کرده است. آیا نقره در حال تکرار تاریخ و تبدیل شدن به پرسودترین دارایی دهه است؟ غول بانکی جی‌پی مورگان با انتشار گزارشی تکان‌دهنده، از هدف قیمتی ۸۱ دلاری برای این فلز خاکستری پرده برداشته است؛ اما در این مسیر صعودی، یک تله تکنولوژیک بزرگ نهفته که می‌تواند ورق را برگرداند. یوتوتایمز - ۱۲ فوریه ۲۰۲۶: بازار نقره که سال ۲۰۲۵ را با بازدهی رویایی ۱۳۰ درصدی به پایان رسانده بود، حالا با یک سوخت جدید از سوی وال‌استریت روبرو شده است. به گزارش اختصاصی یوتوتایمز، تحلیلگران جی‌پی مورگان در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرده‌اند که قیمت نقره در سال ۲۰۲۶ می‌تواند به میانگین ۸۱ دلار در هر اونس برسد. این یعنی فلز خاکستری نه تنها قصد توقف ندارد، بلکه به دنبال تثبیت جایگاه خود در سطوحی است که پیش از این غیرقابل تصور بود. نبرد در جبهه خورشیدی دلیل اصلی این خوش‌بینی، اشتهای سیری‌ناپذیر صنایع سبز است. در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد نقره جهان در بخش‌های صنعتی، به ویژه تولید پنل‌های خورشیدی مصرف می‌شود. با این حال، یوتوتایمز هشدار می‌دهد که این وابستگی یک «تیغ دو لبه» است. قیمت‌های بسیار بالا ممکن است تولیدکنندگان پنل‌های خورشیدی را به سمت فناوری‌های جایگزین بدون نیاز به نقره سوق دهد که این امر می‌تواند بزرگترین سد در برابر رشد میان‌مدت این فلز باشد. سایه سیاست بر درخشش نقره نوسانات اخیر بازار نشان داد که نقره چقدر به اخبار واشینگتن حساس است. نامزدی کوین وارش برای ریاست فدرال رزرو، شوکی ۲۷ درصدی به قیمت نقره وارد کرد. اما طبق تحلیل یوتوتایمز، محدودیت ساختاری در عرضه (که عمدتاً به عنوان محصول جانبی سایر معادن استخراج می‌شود) باعث شده تا کف قیمتی نقره بسیار مستحکم بماند. در مجموع، جی‌پی مورگان معتقد است اگرچه مسیر رسیدن به ۸۱ دلار پر از دست‌اندازهای سیاسی و تکنولوژیک است، اما کمبود عرضه و نیاز مبرم صنایع پیشرفته، نقره را به جذاب‌ترین گزینه برای سرمایه‌گذاران در سال ۲۰۲۶ تبدیل کرده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر