TSLA 382.70 USD ▲ 2.05%
AAPL 336.64 USD ▼ 1.11%
GOOGL 351.66 USD ▲ 0.97%
AMZN 262.43 USD ▲ 3.29%
NVDA 229.28 USD ▼ 0.52%
BTCUSD 83,597.48 USD

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۴ ماه پیش

اخبار لحظه ای بازار، اقتصاد، بانک های مرکزی و ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۴ ماه پیش

اسپیس‌ایکس در مسیر عرضه اولیه؛ بزرگ‌ترین IPO تاریخ در راه است؟

بر اساس گزارشی از فایننشال‌تایمز، شرکت فضایی اسپیس‌ایکس متعلق به ایلان ماسک در حال آماده‌سازی مقدمات عرضه اولیه سهام (IPO) است؛ اقدامی که در صورت تحقق، می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین عرضه‌های عمومی تاریخ بازارهای مالی تبدیل شود. این گزارش می‌گوید اسپیس‌ایکس چهار بانک بزرگ؛ بنک آو آمریکا، گلدمن ساکس، جی‌پی مورگان و مورگان استنلی را به‌عنوان مشاوران اصلی این عرضه انتخاب کرده است. ارزش‌گذاری اخیر سهام این شرکت در معاملات خصوصی حدود ۸۰۰ میلیارد دلار برآورد شده، هرچند هنوز مشخص نیست چه سهمی از شرکت در جریان عرضه عمومی وارد بازار خواهد شد. برای مقایسه، بزرگ‌ترین جذب سرمایه تاریخ از طریق عرضه اولیه تاکنون به آرامکو عربستان با حدود ۲۹ میلیارد دلار اختصاص داشته است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند در صورت ورود شرکت‌هایی مانند OpenAI یا Anthropic به بازار سرمایه، رکوردهای فعلی می‌تواند به‌سرعت شکسته شود. در چنین فضایی، عرضه احتمالی اسپیس‌ایکس می‌تواند نقطه عطفی تازه در بازار فناوری و هوافضا رقم بزند. هم‌زمان، ماسک در داووس حضور دارد و طبق روال همیشگی، از گسترش قریب‌الوقوع فناوری‌هایی مانند رانندگی کاملاً خودکار، رباتیک و مراکز داده فضایی سخن گفته است. با این حال، منتقدان می‌گویند سابقه او در تحقق چنین وعده‌هایی چندان قابل اتکا نبوده و بازارها نسبت به این پیش‌بینی‌ها محتاط‌تر شده‌اند. ✔️  بیشتر بخوانید: تورم PCE و مصرف‌کننده آمریکا؛ تاب‌آوری اقتصاد در سایه تردیدهای آماری در بازار سهام، سهام تسلا امروز حدود ۱.۳ درصد رشد کرده، اما از ابتدای سال میلادی در مسیر نزولی قرار دارد. برخی تحلیلگران این وضعیت را نشانه شکل‌گیری یک الگوی «دو سقف» بالقوه می‌دانند و هشدار می‌دهند که شرکت ممکن است در سال جاری با فشار بر جریان نقدی مواجه شود. از دید آن‌ها، بخش رباتیک هنوز به مرحله تجاری نرسیده و حتی در صورت موفقیت پروژه تاکسی‌های خودران، ظرفیت بازار برای توجیه ارزش‌گذاری فعلی محدود خواهد بود. در این میان، یکی از پرسش‌های کلیدی این است که آیا عرضه اولیه اسپیس‌ایکس می‌تواند بخشی از سرمایه‌گذاران خرد را از سهام تسلا به سمت خود جذب کند یا نه. در صورت تحقق این سناریو، IPO اسپیس‌ایکس نه‌تنها بر بازار فناوری، بلکه بر اکوسیستم مالی پیرامون امپراتوری ماسک نیز تأثیر قابل‌توجهی خواهد گذاشت. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

مارک کارنی: فروپاشی نظم جهانی منجر به فقیرتر شدن دنیا خواهد شد

مارک کارنی پرده از گسست در نظم جهانی برداشت و گفت این به معنای جهانی فقیرتر خواهد بود. کارنی می‌گوید قدرت‌های بزرگ از یکپارچگی اقتصادی به عنوان سلاح استفاده می‌کنند. مارک کارنی، رئیس سابق بانک مرکزی انگلستان/کانادا و نخست‌وزیر کنونی کانادا، امروز در داووس دیدگاه خود را درباره فروپاشی نظم جهانی آشکار کرد. نظرات او شدید، و شاید حتی ترسناک هستند: «به نظر می‌رسد هر روز به ما یادآوری می‌شود که در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ زندگی می‌کنیم، که نظم مبتنی بر قانون در حال محو شدن است، و اینکه قوی‌ترها هر کاری بخواهند انجام می‌دهند و ضعیف‌ترها باید هر چه را لازم است تحمل کنند. این جمله قصار توسیدید (Thucydides) به عنوان منطق طبیعی روابط بین‌الملل دوباره خودنمایی می‌کند و کشورها تمایل شدیدی دارند که برای جلوگیری از دردسر، با این منطق کنار بیایند و همراهی کنند. امید به اینکه اطاعت باعث امنیت شود، بیهوده است؛ چنین نخواهد شد.» او درباره اینکه چگونه مردم عادی در یک دروغ نمایشی زندگی می‌کنند صحبت کرد، اما گفت این سیستم شکننده است زیرا مردم می‌توانند دست از اجرای این نمایش بردارند. او گفت زمان آن رسیده که تظاهر به وجود نظم جهانی را متوقف کنیم. او ادامه داد: ما می‌دانستیم که نظم مبتنی بر قانون تا حدی دروغین بود. اینکه قوی‌ترین‌ها هر وقت صلاح می‌دانستند خود را معاف می‌کردند و قوانین تجاری به‌صورت نامتقارن اجرا می‌شد. اما این داستان ساختگی مفید بود. «هژمونی آمریکا به‌ویژه به تأمین کالاهای عمومی، خطوط دریایی باز، سیستم مالی باثبات و امنیت جمعی کمک کرد... ما تا حد زیادی از بیان شکاف بین شعار و واقعیت اجتناب می‌کردیم. این معامله دیگر کار نمی‌کند. بگذارید صریح بگویم. ما در میانه یک گسست (Rupture) هستیم، نه یک گذار... اخیراً، قدرت‌های بزرگ استفاده از یکپارچگی اقتصادی به عنوان سلاح را آغاز کرده‌اند. تعرفه‌ها به عنوان اهرم فشار، زیرساخت‌های مالی به عنوان ابزار اجبار، و زنجیره‌های تأمین به عنوان نقاط ضعفی برای بهره‌برداری.» او گفت نهادهای چندجانبه برای حل جمعی مشکلات در خطر هستند. وقتی قوانین دیگر از شما محافظت نمی‌کنند، باید خودتان از خودتان محافظت کنید. او هشدار داد: «جهانی متشکل از قلعه‌ها، فقیرتر، شکننده‌تر و کم‌دوام‌تر خواهد بود.» به گفته او، سوال پیش روی قدرت‌های میانی (Middle Powers) این است که یا با ساختن دیوارهای بلندتر واکنش نشان دهند یا کاری جاه‌طلبانه‌تر انجام دهند. او خواستار نوعی بلوک اقتصادی از قدرت‌های میانی شد. کارنی گفت: «قدرت‌های بزرگ می‌توانند به تنهایی پیش بروند. وقتی ما فقط به صورت دوجانبه با هژمون‌ها مذاکره می‌کنیم، از موضع ضعف مذاکره می‌کنیم؛ ما آنچه پیشنهاد می‌شود را می‌پذیریم و برای اینکه مطیع‌ترین باشیم با یکدیگر رقابت می‌کنیم. این حاکمیت نیست، بلکه نمایشی از حاکمیت در عین پذیرش تبعیت است.» او ادامه داد: «در دنیای رقابت قدرت‌های بزرگ، کشورهای میانی یک انتخاب دارند: رقابت با یکدیگر برای جلب توجه، یا اتحاد برای ایجاد یک راه سوم تأثیرگذار... قدرت مشروعیت قوی باقی خواهد ماند اگر ما انتخاب کنیم که آن را با هم به کار گیریم.» کارنی گفت کانادا آنچه جهان می‌خواهد را دارد: انرژی، مواد معدنی حیاتی، نیروی کار تحصیل‌کرده و ظرفیت مالی. «نظم قدیم بازنخواهد گشت... ما معتقدیم می‌توانیم چیز بهتری بسازیم؛ این وظیفه قدرت‌های میانی است. ما ظرفیت آن را داریم که تظاهر را متوقف کنیم و مسیر خود را با هم بسازیم.» او در پایان مورد تشویق ایستاده حضار قرار گرفت.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

داووس ۲۰۲۶؛ آخرین فرصت برای حفظ نظم قدیم جهان

رهبران سیاسی و اقتصادی جهان این هفته در داووس گرد هم می‌آیند؛ نشستی که بسیاری آن را یکی از حساس‌ترین و پرتنش‌ترین دوره‌های مجمع جهانی اقتصاد (WEF) می‌دانند. با حضور حضوری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا؛ پس از مشارکت مجازی در سال گذشته، تمرکز نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری بر تحولات ژئوپلیتیک و آینده نظم جهانی دوخته شده است. اگرچه چهره‌ها ممکن است با عکس‌های کلاسیک داووس در سال‌های گذشته تفاوت داشته باشند، اما فضای حاکم شباهت زیادی به همان لحظات تاریخی دارد. ترامپ که همواره علاقه خاصی به داووس داشته، این رویداد را فرصتی کم‌نظیر برای نمایش قدرت و پیشبرد بی‌پرده دستورکار آمریکا می‌داند؛ صحنه‌ای که در آن می‌تواند نقش محوری خود را در میان رهبران جهان به رخ بکشد. نشانه‌ها حاکی از آن است که امسال نیز این رویکرد تغییر نخواهد کرد. ترامپ پیش از آغاز رسمی نشست، با تهدید تعرفه‌ای علیه اتحادیه اروپا بر سر گرینلند، فضای داووس را ملتهب کرده است؛ اقدامی که بدون تردید دیدارهای پیش‌رو را برای طرف‌های اروپایی به تجربه‌ای دشوار و پرتنش تبدیل خواهد کرد. این در حالی است که شعار رسمی مجمع امسال «روح گفت‌وگو» انتخاب شده؛ شعاری که بر ضرورت تعامل و گفت‌وگوی سازنده در شرایطی تأکید دارد که تنش‌های ژئوپلیتیک جهان را به مرزهای خطرناک نزدیک کرده است. با این حال، تجربه نشان می‌دهد ترامپ معمولاً چنین بسترهایی را نه برای مصالحه، بلکه برای پیشبرد قاطع و مستقیم دیدگاه‌های خود به کار می‌گیرد. همین تضاد باعث شده برخی ناظران بپرسند آیا دستورکار داووس از همان ابتدا محکوم به شکست است یا نه. رهبران اتحادیه اروپا احتمالاً تلاش خواهند کرد موضوع گرینلند را با ترامپ مطرح کنند، اما انتظار نمی‌رود رئیس‌جمهور آمریکا انعطاف‌پذیری زیادی از خود نشان دهد. در کنار این پرونده، مسائل دیگری مانند روابط با کانادا، جنگ اوکراین و رقابت با چین نیز بر میز مذاکرات قرار دارد و همه این‌ها فرصتی برای ترامپ خواهد بود تا نشان دهد، از نگاه او، اهرم‌های اصلی قدرت همچنان در دست واشنگتن است. ✔️  بیشتر بخوانید: پافشاری ترامپ بر تصاحب گرینلند: «اکنون زمان آن رسیده، انجامش خواهیم داد» با این حال، داووس همچنان رویدادی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. تیترهای مهم و پیام‌های کلیدی احتمالاً در حاشیه سخنرانی‌های اصلی شکل خواهند گرفت. از جمله سخنرانان برجسته این هفته می‌توان به اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا؛ هه لی‌فنگ، معاون نخست‌وزیر چین؛ امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه؛ وزیر خزانه‌داری آمریکا؛ نخست‌وزیر کانادا؛ مدیران عامل انویدیا و جی‌پی مورگان؛ و در نهایت خود دونالد ترامپ اشاره کرد؛ سخنرانی‌ای که بی‌تردید یکی از نقاط اوج و شاید تعیین‌کننده‌ترین لحظات داووس امسال خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

مرور 10 روز پرآشوب بازارهای جهانی؛ از بحران فدرال رزرو تا زلزله ژئوپلیتیک

در فاصله ۹ تا ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶، بازارهای مالی جهانی یکی از پرتلاطم‌ترین مقاطع سال‌های اخیر را پشت سر گذاشتند؛ دوره‌ای که در آن، سیاست پولی، تنش‌های ژئوپلیتیک و ریسک‌های نهادی به شکلی کم‌سابقه در هم تنیدند. برای بسیاری از فعالان بازار، به‌ویژه معامله‌گران فارکس و بازار سهام که به دلیل اختلالات ارتباطی و قطعی اینترنت از جریان لحظه‌ای داده‌ها دور ماندند، این بازه زمانی با انبوهی از ابهامات و پرسش‌های بی‌پاسخ همراه بود. این گزارش با رویکردی تحلیلی و جامع، مهم‌ترین رخدادهای اقتصادی، مالی و سیاسی این ده روز سرنوشت‌ساز را مرور می‌کند و تصویری منسجم از تغییرات ساختاری ارائه می‌دهد که می‌تواند مسیر بازارها در ماه‌های پیش‌رو را تعیین کند. بحران مشروعیت و لرزش بی‌سابقه در استقلال فدرال رزرو در کانون تحولات پرتنش ژانویه، تقابل کم‌سابقه‌ای میان قوه مجریه ایالات متحده و بانک مرکزی این کشور شکل گرفت؛ تقابلی که به‌سرعت از یک اختلاف سیاستی فراتر رفت و به بحرانی در سطح مشروعیت نهادی انجامید. در تاریخ ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶، فدرال رزرو با انتشار بیانیه‌ای غیرمنتظره اعلام کرد که وزارت دادگستری آمریکا (DOJ) تحقیقات کیفری علیه جروم پاول، رئیس این نهاد، را آغاز کرده است؛ خبری که بلافاصله موجی از شوک و تردید را در بازارهای جهانی ایجاد کرد. این تحقیقات که تحت هدایت دادستان منطقه کلمبیا، جنین پیرو، آغاز شده، به‌طور رسمی بر پروژه بازسازی ساختمان مرکزی فدرال رزرو در واشینگتن و احتمال ارائه شهادت نادرست یا سوءمدیریت در هزینه‌ای بالغ بر ۲.۵ میلیارد دلار متمرکز است. با این حال، بسیاری از تحلیل‌گران و ناظران سیاسی-اقتصادی، این پرونده را نه یک پیگیری صرفاً حقوقی، بلکه ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بر بانک مرکزی تلقی می‌کنند؛ فشاری که هدف اصلی آن، تسریع در مسیر کاهش نرخ‌های بهره و همسوسازی سیاست پولی با ترجیحات کاخ سفید ارزیابی می‌شود. جروم پاول در واکنشی کم‌سابقه، با انتشار یک پیام ویدئویی صریح و بدون نشانه‌های همیشگی تشریفاتی، به‌طور علنی از استقلال فدرال رزرو دفاع کرد. او تأکید داشت که این تهدیدات حقوقی مستقیماً از امتناع بانک مرکزی برای تبعیت از فشارهای سیاسی ناشی می‌شود و هشدار داد که تضعیف استقلال پولی می‌تواند اقتصاد آمریکا را به مسیری سوق دهد که پیش‌تر در برخی اقتصادهای نوظهور با نتایج پرهزینه و شکست‌خورده تجربه شده است. از نگاه پاول، استقلال بانک مرکزی نه یک امتیاز نهادی، بلکه شرط لازم برای مهار تورم و حفظ ثبات هزینه‌های زندگی شهروندان آمریکاست. این مناقشه، به‌سرعت به سطحی بالاتر از یک اختلاف اجرایی ارتقا یافت و نشانه‌هایی از یک بن‌بست قانون اساسی را آشکار کرد. شماری از سناتورهای کلیدی، از جمله لیزا مورکوفسکی و تام تیلیس، اعلام کردند تا زمانی که تکلیف این بحران روشن نشود و تضمین‌های مشخصی درباره حفظ استقلال فدرال رزرو ارائه نگردد، با تأیید هرگونه نامزد جدید برای ریاست این نهاد مخالفت خواهند کرد؛ موضعی که فرآیند جانشینی در رأس بانک مرکزی آمریکا را وارد مرحله‌ای پرابهام کرده است. جابه‌جایی در صف نامزدهای ریاست فدرال رزرو با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جروم پاول در ماه مه، توجه بازارها به دو چهره کلیدی معطوف شده است؛ آنچه در محافل مالی از آن با عنوان «دو کِوین» یاد می‌شود: کِوین وارش و کِوین هَسِت. در تاریخ ۱۶ ژانویه، اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر تمایل به حفظ کِوین هَسِت در سمت فعلی خود به‌عنوان رئیس شورای ملی اقتصاد، به‌عنوان سیگنالی قوی تفسیر شد که بلافاصله شانس کوین وارش را در بازارهای پیش‌بینی به‌طور محسوسی افزایش داد. وارش که سابقه حضور در شورای حکام فدرال رزرو را در کارنامه دارد، از منظر سیاسی گزینه‌ای قابل‌قبول‌تر برای سنا تلقی می‌شود. با این حال، نگرانی اصلی بازارها به رویکرد سیاستی او بازمی‌گردد؛ چرا که وارش در مقایسه با هَست، چهره‌ای انقباضی‌تر (هاوکیش‌تر) شناخته می‌شود و این گمانه تقویت شده است که در صورت انتصاب، مسیر کاهش نرخ‌های بهره با احتیاط و سرعت کمتری دنبال خواهد شد. بازتاب بحران فدرال رزرو در شاخص‌های کلیدی بازار پیامدهای این بحران نهادی به‌سرعت در بازارهای مالی منعکس شد و چندین شاخص کلیدی واکنش معناداری نشان دادند: احتمال تأیید کِوین وارش در پلی‌مارکت از حدود ۴۰ درصد به ۶۰ درصد افزایش یافت؛ واکنشی مستقیم به سیگنال سیاسی ترامپ. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا به بالای ۴.۲ درصد صعود کرد؛ بازتابی از انتظارات بازار برای نرخ‌های بهره بالاتر در صورت تغییر رویکرد سیاست پولی. شاخص نوسان (VIX) در مقیاس هفتگی حدود ۹.۷ درصد افزایش یافت که نشان‌دهنده رشد عدم قطعیت پیرامون آینده استقلال پولی آمریکا بود. جفت‌ارز USDJPY تا محدوده ۱۵۹.۴۲ پیشروی کرد؛ حرکتی که هم از تقویت دلار و هم از تضعیف ساختاری ین ژاپن (که در ادامه به آن خواهیم پرداخت) حکایت دارد. در مجموع، بحران اخیر فدرال رزرو نه‌تنها یک رویداد سیاسی یا حقوقی، بلکه نقطه عطفی در ارزیابی ریسک نهادی ایالات متحده برای بازارهای جهانی محسوب می‌شود؛ نقطه‌ای که پیامدهای آن فراتر از نرخ بهره، به اعتماد بلندمدت سرمایه‌گذاران به چارچوب سیاست‌گذاری پولی آمریکا گره خورده است. ✔️  بیشتر بخوانید: سیاست پولی چیست و چگونه بر بازار فارکس تأثیر می‌گذارد؟ واکاوی داده‌های کلان ایالات متحده: از ضعف اشتغال و چسبندگی تورم در حالی که فضای سیاسی واشینگتن تحت تأثیر بحران استقلال فدرال رزرو ملتهب بود، انتشار داده‌های اقتصادی نیز تصویری چندلایه و متناقض از وضعیت بزرگ‌ترین اقتصاد جهان ارائه داد؛ داده‌هایی که خود به عامل تازه‌ای برای سردرگمی سیاست‌گذاران و معامله‌گران تبدیل شدند. گزارش بازار کار ماه دسامبر که در ۹ ژانویه منتشر شد، از کاهش شتاب استخدام در اقتصاد آمریکا حکایت داشت. بر اساس این گزارش، تعداد مشاغل جدید ایجادشده در بخش غیرکشاورزی (NFP) تنها به ۵۰ هزار مورد رسید؛ رقمی که به‌طور محسوسی پایین‌تر از پیش‌بینی ۶۴ هزار شغل جدید بود و نشان داد روند سرد شدن بازار کار به‌تدریج در حال تثبیت است. با این حال، در تناقضی قابل توجه، نرخ بیکاری از ۴.۵ درصد به ۴.۴ درصد کاهش یافت؛ افتی که نه حاصل بهبود واقعی اشتغال، بلکه عمدتاً ناشی از خروج بخشی از نیروی کار از بازار و کاهش نرخ مشارکت اقتصادی به ۶۲.۴ درصد بود. این ترکیب آماری، تصویری مبهم از سلامت بازار کار آمریکا ترسیم کرد: کاهش فرصت‌های شغلی در کنار بهبود ظاهری نرخ بیکاری. در جبهه تورم نیز پیام‌ها چندان ساده و یکدست نبودند. داده‌های منتشرشده در ۱۳ ژانویه نشان داد شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در سطح سالانه ۲.۷ درصد ثابت باقی مانده است. هرچند این رقم بیانگر موفقیت نسبی در مهار اوج‌گیری مجدد تورم است، اما همچنان فاصله محسوسی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو دارد و نشان می‌دهد فشارهای قیمتی هنوز به‌طور کامل مهار نشده‌اند. تورم هسته (Core CPI) نیز در سطح ۲.۶ درصد بدون تغییر ماند؛ نشانه‌ای از چسبندگی قیمت‌ها به‌ویژه در بخش خدمات و کالاهای ضروری که معمولاً دیرتر از سایر بخش‌ها به سیاست‌های پولی واکنش نشان می‌دهند. در سوی دیگر معادله، گزارش خرده‌فروشی ماه نوامبر حاوی سیگنالی کاملاً متفاوت بود. رشد ۰.۶ درصدی هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان (فراتر از انتظارات بازار) نشان داد که تقاضای داخلی همچنان مقاوم باقی مانده و خانوارهای آمریکایی علی‌رغم نرخ‌های بهره بالا و فشارهای تورمی، به مصرف خود ادامه می‌دهند. این پویایی مصرف، موتور اصلی رشد اقتصادی را روشن نگه داشته و مانع از شکل‌گیری سناریوی رکود کوتاه‌مدت شده است. ترکیب این داده‌ها، فدرال رزرو را در موقعیتی پیچیده و دوگانه قرار داده است: از یک سو بازار کار نشانه‌هایی از فرسایش تدریجی را نشان می‌دهد و از سوی دیگر، تقاضای مصرف‌کننده همچنان قدرتمند است و تورم در سطوحی بالاتر از هدف رسمی باقی مانده است. این وضعیت، تصمیم‌گیری درباره مسیر آتی نرخ‌های بهره را به معمایی دشوار تبدیل کرده؛ معمایی که در فضای پرتنش سیاسی کنونی، اهمیت آن برای بازارهای مالی دوچندان شده است. رکوردهای تاریخی در بازار فلزات گرانبها تضعیف اعتماد به دلار آمریکا و تشدید ابهامات پیرامون استقلال فدرال رزرو، به‌عنوان محرکی قدرتمند عمل کرد که بازار فلزات گرانبها را وارد فازی تاریخی و کم‌سابقه ساخت. در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶، قیمت هر اونس طلا برای نخستین بار در تاریخ از مرز روانی ۴٬۶۰۰ دلار عبور کرد و در ادامه رکورد تاریخی تا مرز ۴٬۶۴۰ دلار ثبت نمود؛ سطحی که نه‌تنها رکوردی جدید، بلکه نمادی از تغییر عمیق ترجیحات سرمایه‌گذاران در محیط پرریسک کنونی محسوب می‌شود. نقره نیز همگام با این موج صعودی، با جهشی قابل توجه از محدوده ۹۳ دلار فراتر رفت و بار دیگر جایگاه خود را به‌عنوان مکمل طلا در سبد دارایی‌های پناهگاه امن تثبیت کرد. بررسی ماهیت این رالی نشان می‌دهد که تفاوت‌های بنیادینی با جهش‌های پیشین دارد. برخلاف دوره‌هایی که رشد قیمت فلزات گرانبها عمدتاً متکی بر سفته‌بازی معامله‌گران خرد بود، صعود اخیر بیش از هر چیز از تقاضای ساختاری و بلندمدت بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران نهادی تغذیه می‌شود. بانک‌های مرکزی بزرگ جهان، به‌ویژه چین، روند تنوع‌بخشی به ذخایر ارزی خود را با شدت ادامه داده‌اند و به‌طور میانگین ماهانه حدود ۷۰ تن طلا به ذخایر خود می‌افزایند؛ روندی که به‌وضوح بازتابی از کاهش اعتماد به دلار و تلاش برای کاهش وابستگی به نظام مالی مبتنی بر آن است. در بازار نقره نیز عوامل بنیادی نقش پررنگ‌تری نسبت به گذشته ایفا می‌کنند. کسری ساختاری عرضه که اکنون وارد پنجمین سال متوالی خود شده، در کنار رشد سریع تقاضای صنعتی، به‌ویژه در حوزه‌های فناوری‌های نوین، نیمه‌هادی‌ها و انرژی‌های تجدیدپذیر، چشم‌انداز این فلز را به‌طور محسوسی تقویت کرده است. همین ترکیب محدودیت عرضه و افزایش مصرف صنعتی باعث شده بسیاری از تحلیل‌گران، دستیابی نقره به سطوح ۱۰۰ دلاری را در افق میان‌مدت سناریویی دور از ذهن ندانند. از منظر عملکرد قیمتی، طلا از ابتدای سال تاکنون بازدهی حدود ۶ درصدی را ثبت کرده است؛ حرکتی که بیش از هر چیز به بحران استقلال فدرال رزرو و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک (به‌ویژه پیرامون ایران) نسبت داده می‌شود. نقره اما با رشد حدود ۱۶ درصدی، عملکردی به‌مراتب تهاجمی‌تر داشته و نشان داده است که در فازهای افزایش عدم قطعیت جهانی، می‌تواند نقشی فراتر از یک فلز مکمل ایفا کند. تنش‌های خاورمیانه و ابزار تازه فشار اقتصادی علیه ایران هم‌زمان با تحولات شتابان در نیمکره غربی، خاورمیانه نیز به کانون تازه‌ای از ریسک‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل شد. ایران در این بازه زمانی با موج جدیدی از اعتراضات داخلی روبه‌رو بود؛ اعتراضاتی که با قطعی گسترده اینترنت در بخش‌هایی از کشور همراه شد و دسترسی فعالان اقتصادی و مالی به جریان آزاد اطلاعات را به‌شدت محدود کرد. این وضعیت، علاوه بر پیامدهای اجتماعی، بر فضای تصمیم‌گیری بازارهای منطقه‌ای نیز سایه‌ای از ابهام انداخت. در این میان، واکنش کاخ سفید به تحولات ایران بسیار تند و مستقیم بود. دونالد ترامپ ضمن اعلام حمایت علنی از معترضان، هشدار داد که در صورت ادامه سرکوب‌ها، گزینه مداخله نظامی روی میز قرار خواهد گرفت؛ تهدیدی که بلافاصله به افزایش حساسیت ژئوپلیتیک در بازارهای انرژی انجامید. اما فراتر از ادبیات نظامی، مهم‌ترین اقدام واشینگتن در حوزه اقتصادی رخ داد: ترامپ اعلام کرد هر کشوری که به مبادلات تجاری با ایران ادامه دهد، با تعرفه سنگین ۲۵ درصدی بر تمامی تراکنش‌های خود با ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ تصمیمی که عملاً به منزله استفاده از سلاح تعرفه‌ای برای اعمال فشار حداکثری تلقی می‌شود. این مجموعه تهدیدات سیاسی و اقتصادی، به سرعت در بازار نفت منعکس شد و نوسانات قابل‌توجهی را در قیمت‌های برنت و WTI رقم زد. از یک سو، چشم‌انداز افزایش عرضه جهانی به‌دنبال تحولات ونزوئلا و احتمال بازگشت تدریجی نفت این کشور به بازار، عاملی برای تعدیل انتظارات قیمتی بود. از سوی دیگر، خطر تشدید تنش‌ها در خلیج فارس و سناریوهای پرریسکی نظیر اختلال در تنگه هرمز، «حق‌الزحمه ریسک» را در قیمت نفت به‌طور محسوسی بالا برد. نتیجه این تقابل نیروها، شکل‌گیری بازاری دو قطبی بود: معامله‌گران نفت در فاصله ۹ تا ۱۸ ژانویه مدام میان دو روایت متضاد در نوسان بودند؛ ترس از کاهش عرضه ناشی از درگیری‌های احتمالی در منطقه و در مقابل، امید به ورود بشکه‌های جدید از ونزوئلا به بازار جهانی. این وضعیت، دامنه نوسان قیمت‌ها را افزایش داد و تصمیم‌گیری برای فعالان بازار انرژی را به یکی از دشوارترین چالش‌های هفته‌های اخیر تبدیل کرد. اقتصاد ژاپن؛ قمار سیاسی تاکایچی و رکورد تاریخی بورس توکیو در شرق آسیا، ژاپن در میانه یکی از پرهیجان‌ترین دوره‌های اقتصادی و سیاسی سال‌های اخیر قرار گرفت؛ دوره‌ای که به‌خوبی نشان داد چگونه تحولات سیاسی داخلی می‌توانند به سرعت به موتور محرک بازارهای مالی تبدیل شوند. در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، شاخص نیک‌کی ۲۲۵ یکی از دراماتیک‌ترین روزهای تاریخ خود را تجربه کرد و با جهشی بیش از ۱۶۰۰ واحد، به سطح بی‌سابقه ۵۳٬۵۴۹ واحد رسید؛ رکوردی که اعتماد سرمایه‌گذاران به چشم‌انداز کوتاه‌مدت اقتصاد ژاپن را به‌وضوح منعکس می‌کرد. محرک اصلی این صعود خیره‌کننده، تصمیم ناگهانی نخست‌وزیر سانه تاکایچی برای انحلال مجلس سفلی و اعلام برگزاری انتخابات زودهنگام در ماه فوریه بود. بازارها این اقدام را به‌منزله تلاشی حساب‌شده برای تحکیم قدرت سیاسی و پیشبرد برنامه‌های اقتصادی جاه‌طلبانه او تفسیر کردند؛ برنامه‌هایی که بر افزایش قابل توجه مخارج دولتی، حمایت از صنایع راهبردی و تداوم سیاست‌های پولی انبساطی استوار است. تاکایچی به‌عنوان یکی از مدافعان جدی محرک‌های مالی گسترده شناخته می‌شود و قصد دارد با کسب اکثریت قاطع در پارلمان، بسته‌های هزینه‌ای بزرگی را برای مقابله با فشارهای تورمی و تقویت بخش‌های کلیدی (به‌ویژه صنایع دفاعی و فناوری) به اجرا بگذارد. همین چشم‌انداز افزایش هزینه‌های دولتی، امید به رشد سودآوری شرکت‌های ژاپنی را تقویت کرده و جریان تازه‌ای از سرمایه را به سمت بازار سهام این کشور هدایت کرده است؛ روندی که در محافل مالی از آن با عنوان «Takaichi Trade» یاد می‌شود. با این حال، روی دیگر این سکه، پیامدهای ارزی و بدهی ژاپن بوده است. سیاست‌های انبساطی مورد حمایت دولت، فشار مضاعفی بر ین وارد کرده و ارزش این ارز را تا مرز ۱۵۹.۴۲ در برابر دلار تضعیف کرده است. هم‌زمان، بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله دولت ژاپن به ۲.۱۶ درصد صعود کرد؛ بالاترین سطح از سال ۱۹۹۹. این جهش بازدهی، بازتاب نگرانی بازارها از پایداری بدهی‌های عظیم دولت ژاپن و هزینه‌های فزاینده تأمین مالی در آینده است. از منظر معامله‌گران فارکس، این تحولات چند پیام کلیدی به همراه داشته است: رکوردشکنی نیک‌کی، جذابیت سرمایه‌گذاری در سهام ژاپنی؛ به‌ویژه در بخش نیمه‌هادی‌ها و شرکت‌های صادرات‌محور – را افزایش داده است. تضعیف مداوم ین، معاملات حملی (Carry Trade) را همچنان جذاب نگه داشته، هرچند ریسک مداخله احتمالی بانک مرکزی ژاپن (BoJ) در بازار ارز به‌طور محسوسی افزایش یافته است. رشد بازده اوراق دولتی، فشار فزاینده‌ای بر بانک مرکزی وارد کرده تا به‌تدریج از سیاست نرخ‌های بهره بسیار پایین فاصله بگیرد؛ تغییری که در صورت تحقق، می‌تواند معادلات بازارهای جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در مجموع، آنچه در ژاپن رخ می‌دهد، ترکیبی از امید سیاسی و ریسک اقتصادی است: قمار بزرگ تاکایچی برای تثبیت قدرت و تحریک رشد، از یک سو بورس توکیو را به قله‌های تازه رسانده و از سوی دیگر، نگرانی‌ها درباره آینده ین و بدهی‌های دولتی را تشدید کرده است. این دوگانگی، اقتصاد ژاپن را به یکی از حساس‌ترین نقاط تمرکز معامله‌گران جهانی در سال ۲۰۲۶ تبدیل کرده است. وضعیت اقتصادی بریتانیا و منطقه یورو؛ رشد در سایه ابهام اقتصاد بریتانیا در ماه نوامبر عملکردی بهتر از انتظار داشت و رشد ۰.۳ درصدی را ثبت کرد؛ رشدی که عمدتاً به بهبود تولیدات کارخانه‌ای (به‌ویژه بازگشت فعالیت‌های شرکت جگوار لندرور پس از رفع اختلالات سایبری) و تداوم پویایی بخش خدمات نسبت داده می‌شود. با این حال، تصویر کلی اقتصاد همچنان متناقض باقی مانده است. نرخ بیکاری به ۵.۱ درصد افزایش یافته و رشد دستمزدها به حدود ۱.۱ درصد در مقیاس ماهانه کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۲۰ محسوب می‌شود. این ترکیب داده‌ها، بانک مرکزی بریتانیا (BoE) را در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ نهادی که پس از کاهش نرخ بهره به ۳.۷۵ درصد در ماه دسامبر، اکنون با معمای رشد اقتصادی مثبت در کنار ضعف بازار کار روبه‌روست و همین امر پیش‌بینی کاهش مجدد نرخ در ماه فوریه را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. در منطقه یورو، نشانه‌هایی از بهبود تدریجی دیده می‌شود. تولید صنعتی در ماه نوامبر رشد ۰.۷ درصدی را تجربه کرد که سومین ماه متوالی افزایش تولید به شمار می‌رود. آلمان نیز پس از دو سال رکود، در سال ۲۰۲۵ رشد خفیف ۰.۲ درصدی را ثبت کرد؛ رقمی هرچند محدود، اما نمادی از خروج تدریجی موتور اقتصادی اروپا از وضعیت انقباضی. با این وجود، تراز تجاری منطقه یورو تحت فشار قرار گرفته و مازاد آن به ۹.۹ میلیارد یورو کاهش یافته است؛ افتی که عمدتاً ناشی از کاهش ۲۰.۳ درصدی صادرات به ایالات متحده بوده و بازتاب مستقیمی از پیامدهای اولیه سیاست‌های تعرفه‌ای دولت ترامپ بر تجارت اروپا به شمار می‌رود. بازار سهام آمریکا و چرخش سرمایه در سایه انقلاب هوش مصنوعی در فاصله ۹ تا ۱۸ ژانویه، بازارهای سهام ایالات متحده شاهد تغییر جهت معنادار جریان سرمایه بودند؛ پدیده‌ای که از آن با عنوان چرخش بخشی سرمایه (Sector Rotation) یاد می‌شود. در حالی که شاخص‌های اصلی نظیر S&P 500 و نزدک تحت تأثیر ابهامات پیرامون سیاست‌های فدرال رزرو و نوسانات بخش فناوری با افت‌های محدود مواجه شدند، سهام شرکت‌های با ارزش بازار کوچک در شاخص راسل ۲۰۰۰ عملکرد بهتری از خود نشان دادند و حدود ۲ درصد رشد کردند. بررسی عملکرد هفتگی بخش‌های مختلف بازار سهام تصویر روشنی از این جابه‌جایی سرمایه ارائه می‌دهد. بخش انرژی با رشد ۲.۴ درصدی، از تنش‌های ژئوپلیتیک پیرامون ایران و نوسانات عرضه نفت ونزوئلا بهره برد. مواد پایه نیز با افزایش ۰.۸ درصدی تقویت شد که عمدتاً ناشی از خوش‌بینی به تقاضای صنعتی چین و برنامه‌های محرک اقتصادی ژاپن بود. در مقابل، بخش فناوری اطلاعات با افت ۰.۶ درصدی روبه‌رو شد؛ افتی که بیشتر به شناسایی سود پس از رشدهای چشمگیر سال ۲۰۲۵ نسبت داده می‌شود. صنایع دفاعی با جهش ۳ درصدی، واکنشی مثبت به پیشنهاد بودجه نظامی ۱.۵ تریلیون دلاری دولت آمریکا نشان دادند، در حالی که سهام بانکی با کاهش ۲.۳ درصدی تحت فشار نگرانی‌ها درباره محدودیت‌های احتمالی بر نرخ بهره کارت‌های اعتباری و گزارش‌های مالی ناهمگون قرار گرفتند. در همین حال، بخش هوش مصنوعی وارد مرحله تازه‌ای از بلوغ شده است. برخلاف نگرانی‌های اولیه درباره جایگزینی نیروی انسانی، داده‌های لینکدین نشان می‌دهد که توسعه AI نه‌تنها موجب کاهش اشتغال نشده، بلکه حدود ۱.۳ میلیون فرصت شغلی جدید در حوزه‌های مراکز داده، مهندسی داده و زیرساخت‌های دیجیتال ایجاد کرده است. گزارش‌های سود قدرتمند شرکت‌هایی نظیر TSMC نیز اعتماد سرمایه‌گذاران به تداوم چرخه سرمایه‌گذاری در تراشه‌های پیشرفته و پردازنده‌های گرافیکی را تقویت کرده است. با این حال، محدودیت‌های صادراتی جدید آمریکا علیه چین همچنان به‌عنوان یک ریسک جدی برای غول‌هایی مانند انویدیا و زنجیره تأمین نیمه‌هادی‌ها باقی مانده و می‌تواند در ماه‌های پیش‌رو منبع تازه‌ای از نوسانات برای این صنعت باشد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

دلار در ژانویه جان می‌گیرد؛ ریسک‌ها هنوز قیمت‌گذاری نشده‌اند

مزایای دلار آمریکا از تحولات ونزوئلا تنها نیم‌روز دوام آورد. تمرکز بازار به‌سرعت دوباره به داده‌های اقتصادی بازگشت؛ داده‌هایی که ضعیف بودند (افت شاخص ISM بخش تولید) و هم‌زمان بازار سهام نیز ریسک‌های ژئوپلیتیک را نادیده گرفت. با این حال، ما همچنان در کوتاه‌مدت سوگیری صعودی ملایمی نسبت به دلار حفظ کرده‌ایم؛ چرا که نگاه بیش‌ازحد آرام بازار به تحولات ژئوپلیتیک، دارایی‌های پرریسک و ارزهای پرنوسان (High-Beta) را در برابر شوک‌های احتمالی آسیب‌پذیر کرده است.  دلار آمریکا | نگاه آرام بازار به ونزوئلا بیش از ۴۸ ساعت پس از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا، نشانه‌های آن تقریباً از بازار ارز محو شده است. موج اولیه پناه بردن سرمایه‌گذاران به دلار در صبح دوشنبه بسیار کوتاه‌مدت بود؛ چرا که نشانه‌های اولیه از آغاز گفت‌وگو میان آمریکا و جانشین مادورو، دلسی رودریگز، احتمال اقدام نظامی مجدد آمریکا در آینده نزدیک را کاهش داده است. ارزیابی اولیه ما از تأثیر تحولات ونزوئلا بر دلار آمریکا در کوتاه‌مدت خنثی تا اندکی مثبت است؛ افزایش ریسک ژئوپلیتیک وجود دارد، اما پیامدهای جدی برای اقتصاد آمریکا یا بازار نفت دیده نمی‌شود. در افق میان‌مدت، در صورتی که بازارها به این جمع‌بندی برسند که عرضه نفت افزایش خواهد یافت و قیمت نفت کاهش پیدا کند، این عامل می‌تواند به زیان دلار تمام شود.  داده‌های ضعیف اقتصادی؛ عامل اصلی عقب‌نشینی دلار عملکرد مثبت بازارهای سهام در روز گذشته، با وجود ریسک‌های ژئوپلیتیک، مهم‌ترین عامل بازگشت دلار از اوج‌های کوتاه‌مدت بود؛ داده‌ها نیز در این روند نقش داشتند. شاخص ISM بخش تولید آمریکا در دسامبر به زیر ۴۸ واحد سقوط کرد؛ چهارمین افت متوالی ماهانه و پایین‌ترین سطح از اکتبر ۲۰۲۴. هم‌زمان، شاخص سفارشات معوق به ۴۵.۸ کاهش یافت که نشانه‌ای از احتمال انباشت موجودی انبارها و حتی فشار بر اشتغال در ماه‌های آینده است. این داده‌ها می‌تواند فضای ملایم‌تری را پیش از انتشار شاخص ISM بخش خدمات در روز آینده ایجاد کند. تقویم اقتصادی امروز آمریکا تنها شامل PMI نهایی S&P برای دسامبر است که معمولاً اثر قابل‌توجهی بر بازار ندارد. از منظر فدرال رزرو نیز سخنرانی‌هایی از سوی بارکین (مایل به انقباض، بدون حق رأی) و میران (بسیار متمایل به انبساط، با حق رأی) در پیش است.  چرا همچنان به دلار خوش‌بین هستیم؟ با وجود افت سریع تقاضای امن برای دلار، همچنان در کوتاه‌مدت نگاه صعودی ملایمی به دلار داریم. ژانویه از منظر فصلی معمولاً به نفع دلار است و نگاه بیش‌ازحد آرام بازار به ریسک‌های ژئوپلیتیک می‌تواند در صورت تشدید تنش‌ها، به‌ویژه در آمریکای لاتین یا حتی گرینلند، به ضرر دارایی‌های پرریسک و ارزهای پرنوسان تمام شود.  یورو | کاهش اندک تورم اهمیت زیادی ندارد امروز در چند کشور اتحادیه اروپا تعطیل رسمی است و این موضوع می‌تواند حجم معاملات بازار ارز را کاهش دهد. با این حال، آلمان بعدازظهر امروز داده‌های تورم دسامبر را منتشر می‌کند. انتظار می‌رود تورم سالانه از ۲.۳٪ به ۲.۱٪ کاهش یابد؛ رقمی مطابق با اجماع بازار که می‌تواند پیش‌بینی تورم ۲.۰٪ منطقه یورو در روز آینده را تأیید کند. با وجود برخی اظهارنظرهای پراکنده از سوی اعضای متمایل به کاهش نرخ بهره در ECB، بازارها همچنان با چهره‌های انقباضی مانند ایزابل اشنابل همسو هستند؛ کسی که به‌روشنی اعلام کرده کاهش نرخ بهره در آینده قابل پیش‌بینی نیست. مگر آن‌که بازبینی‌های جدی در چشم‌انداز رشد اقتصادی رخ دهد، کاهش‌های جزئی تورم به‌تنهایی برای تغییر انتظارات بازار نسبت به سیاست پولی سال ۲۰۲۶ کافی نخواهد بود.  نقش دلار در EURUSD و ریسک گرینلند جفت‌ارز EURUSD عمدتاً تحت تأثیر سمت دلار قرار دارد. موضع به شدت تهاجمی آمریکا نسبت به گرینلند یک ریسک حاشیه‌ای اما مهم است که باید زیر نظر داشت. در این زمینه، EURDKK می‌تواند شاخص مناسبی باشد؛ این جفت‌ارز در حال حاضر در سطوح قوی نسبت به نرخ برابری رسمی معامله می‌شود و در صورت اقدام نظامی آمریکا در گرینلند، احتمالاً نیازمند مداخله سنگین بانک مرکزی دانمارک خواهد بود. در صورت عدم تشدید تنش‌ها، انتظار داریم EURUSD در کوتاه‌مدت در حوالی سطح 1.170 تثبیت شود.  دلار کانادا | در موقعیتی شکننده دلار کانادا از ابتدای هفته تاکنون ضعیف‌ترین ارز گروه ده (G10) بوده است. بازارها به‌وضوح در حال قیمت‌گذاری ریسک افزایش احتمالی عرضه نفت ونزوئلا هستند؛ موضوعی که به زیان نفت سنگین و پرگوگرد کانادا تمام می‌شود، نفتی که پیش‌تر در دوران محدودیت عرضه ونزوئلا با پریمیوم معامله می‌شد. اختلاف قیمت Western Canadian Select با WTI در روز دوشنبه اندکی افزایش یافت که نشان می‌دهد بازار کالاها با احتیاط بالا به این تحولات ژئوپلیتیک واکنش نشان می‌دهد. با این حال، آسیب‌پذیری دلار کانادا فراتر از نفت است. مدل ارزش منصفانه کوتاه‌مدت ما نشان می‌دهد که USDCAD باید بالاتر از 1.380 معامله شود. به‌نظر می‌رسد بازارها همچنان ریسک‌های ناشی از عدم قطعیت در بازنگری توافق USMCA و همچنین احتمال کاهش دوباره نرخ بهره توسط بانک مرکزی کانادا در سال ۲۰۲۶ را دست‌کم گرفته‌اند. در حال حاضر، ما ارزهای پرنوسان دیگری مانند دلار نیوزیلند (NZD)، کرون سوئد (SEK) و کرون نروژ (NOK) را به دلار کانادا ترجیح می‌دهیم و ریسک حرکت USDCAD به سمت محدوده 1.390 را بالا می‌دانیم.   منبع: ING

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

نقشه نوسانات فارکس در سال ۲۰۲۶؛ کدام ارزها فرصت‌ساز و کدام پرریسک‌اند؟

سال ۲۰۲۵ برای بازارهای ارز، با وجود موجی از شوک‌های سیاسی و اقتصادی، پایان آرام‌تری نسبت به انتظارات بدبینانه داشت. تورم جهانی که پس از همه‌گیری به اوج رسیده بود در مسیر نزولی قرار گرفت و اقتصادهای بزرگ (هرچند با رشد شکننده) توانستند از رکود عمیق فاصله بگیرند. با این حال، فضای کلان اقتصاد جهانی همچنان با ریسک همراه است؛ از احتمال تشدید جنگ‌های تجاری و سیاست‌های تعرفه‌ای گرفته تا تداوم تنش‌های ژئوپلیتیک که می‌توانند در مقاطع مختلف، جریان سرمایه و اشتهای ریسک را به‌طور ناگهانی تغییر دهند. در آستانه ۲۰۲۶، تمرکز بازارها بیش از هر چیز بر مسیر سیاست پولی بانک‌های مرکزی بزرگ است. پس از دوره افزایش سریع نرخ‌ها در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، سیاست پولی در سال ۲۰۲۵، وارد فاز تعدیل شد و انتظار می‌رود این روند در سال جدید هم ادامه یابد. بر مبنای برآوردهای رایج، فدرال رزرو بیشترین فضای کاهش را دارد و نرخ بهره آمریکا در طول ۲۰۲۶ می‌تواند به حوالی ۳٪ نزدیک شود؛ در حالی که بانک مرکزی اروپا احتمالاً نرخ‌ها را حوالی ۲٪ نگه می‌دارد و بانک انگلستان نیز در مسیری قرار می‌گیرد که می‌تواند به محدوده تعادلی نزدیک ۳٫۲۵٪ برسد. نتیجه این آرایش جدید، کاهش تدریجی مزیت نرخ بهره دلار در برابر رقباست؛ عاملی که می‌تواند به تضعیف نسبی دلار و افزایش جذابیت برخی ارزهای دیگر بینجامد. در چنین محیطی، پرسش اصلی فعالان فارکس آن است که کدام ارزها در سال ۲۰۲۶ ظرفیت تبدیل شدن به فرصت را دارند و کدام‌یک با ریسک‌های ساختاری و چرخه‌ای بیشتری روبه‌رو خواهند بود. یورو (EUR)؛ چشم‌انداز اقتصاد اروپا و مسیر نوسان یورو اقتصاد منطقه یورو در اواخر ۲۰۲۵ نشانه‌هایی از خروج تدریجی از رکود خفیف ابتدای سال نشان داد. نرخ تورم که در سال‌های قبل به سطوح بالایی رسیده بود، به حوالی هدف ۲ درصدی بانک مرکزی اروپا بازگشت و حتی اندکی پایین‌تر تثبیت شد؛ امری که به ECB اجازه داد پس از یک دوره انقباض شدید، نرخ‌های سیاستی را در سطوح فعلی (نرخ سپرده نزدیک ۲٪) ثابت نگه دارد. در همین حال، بازار کار همچنان مقاوم باقی مانده است: نرخ بیکاری در کف‌های چنددهه‌ای و مشارکت نیروی کار بالا مانده که از مصرف خانوار حمایت کرده است. ترکیب تورم مهار‌شده، رشد اقتصادی ضعیف اما مثبت و ثبات بازار کار، به یورو اجازه داد سال ۲۰۲۵ را با ثبات نسبی و در محدوده‌های بالاتر نسبت به کف‌های قبلی به پایان برساند. انتظار می‌رود رشد اقتصادی منطقه یورو در ابتدای ۲۰۲۶ اندکی کند شود، اما در نیمه دوم سال با کمک محرک‌های مالی؛ به‌ویژه افزایش هزینه‌های عمومی در حوزه دفاع و زیرساخت در کشورهایی مانند آلمان، دوباره شتاب بگیرد. با این حال، اقتصاد اروپا همچنان با محدودیت‌های ساختاری نظیر رقابت فزاینده صنایع چین، جمعیت پیر و وابستگی به واردات انرژی روبه‌روست که مانع جهش پایدار رشد می‌شود. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که تورم در ۲۰۲۶ کمی زیر ۲٪ باقی بماند؛ وضعیتی که به احتمال زیاد ECB را به حفظ نرخ‌های بهره در سطوح فعلی وادار خواهد کرد. سیاست رسمی بانک مرکزی اروپا همچنان «داده‌محور» است و تنها در صورت انحراف معنادار تورم یا داغ‌شدن بیش از حد اقتصاد، احتمال تغییر جهت سیاست پولی مطرح خواهد شد. بسیاری از استراتژیست‌های بازار نسبت به تقویت ملایم یورو در برابر دلار آمریکا در ۲۰۲۶ خوش‌بین هستند.  دلیل اصلی، تغییر سمت‌وسوی سیاست پولی دو سوی آتلانتیک است: فدرال رزرو آمریکا مشغول کاهش نرخ‌هاست در حالی که ECB در ۲٪ متوقف شده و شاید حتی در حالت انقباضی باقی بماند. کاهش شکاف نرخ بهره به نفع یورو، جذابیت سرمایه‌گذاری در دارایی‌های یورویی را بالا می‌برد و فشار نزولی بر دلار ایجاد می‌کند. رُبوبانک پیش‌بینی می‌کند نرخ برابری یورو/دلار طی ۱۲ ماه آینده از سطوح کنونی اندکی بالاتر رفته و به حدود ۱٫۱۸ برسد. حتی سناریوهای خوش‌بینانه‌تری هم مطرح شده است؛ مثلاً مدیران سرمایه‌گذاری RBC در صورت تضعیف گسترده دلار آمریکا، امکان صعود یورو تا ۱٫۲۴ دلار را نیز مطرح کرده‌اند. البته تحقق جهش قابل ملاحظه‌ی یورو نیازمند محرک‌هایی فراتر از عوامل درونی اروپا است و عمدتاً وابسته به افت ارزش دلار خواهد بود. در برابر ارزهای دیگر، انتظار می‌رود یورو عملکرد نسبتاً باثبات یا قوی داشته باشد. برای مثال در برابر پوند بریتانیا، روند تقویت تدریجی یورو که از ۲۰۲۵ مشاهده شد ممکن است ادامه یابد؛ کارشناسان اشاره می‌کنند که پوند در ۲۰۲۵ نسبت به یورو تضعیف شده و احتمالاً این روند تداوم خواهد داشت. به طور کلی یورو در ۲۰۲۶ از دسته ارزهایی به شمار می‌رود که می‌تواند فرصت‌ساز باشد، هرچند دامنه نوسانات آن ممکن است محدود و به عوامل برون‌زا (مانند وضعیت دلار و قیمت انرژی) وابسته باشد. ✔️  بیشتر بخوانید: اقتصاد اروپا در سال ۲۰۲۵؛ مرور تحولات و چشم‌انداز ۲۰۲۶ پوند بریتانیا (GBP)؛ زیر فشار عدم‌قطعیت‌ها پوند استرلینگ سال ۲۰۲۵ را زیر فشار هم‌زمان عوامل اقتصادی و سیاسی به پایان برد. تورم که ابتدای سال در سطوح بالایی قرار داشت، به‌تدریج کاهش یافت اما همچنان در مقایسه با سایر اقتصادهای گروه هفت بالا باقی ماند. بانک انگلستان پس از رساندن نرخ بهره به حوالی ۵ درصد، در نیمه دوم سال افزایش بیشتر را متوقف کرد و با کند شدن رشد اقتصادی و نشانه‌هایی از کاهش تورم، به تدریج اقدام به کاهش نرخ بهره تا سطح 3.75 درصد نمود. در همین حال، تغییر دولت پس از بیش از یک دهه و روی کار آمدن کابینه جدید حزب کارگر، اگرچه نوعی ثبات سیاسی نسبی ایجاد کرد، اما به‌دلیل وضعیت شکننده مالی دولت و وعده‌های انضباط بودجه‌ای، چشم‌انداز رشد کوتاه‌مدت اقتصاد را محدود نگه داشت. حاصل این ترکیب، رشد بسیار ضعیف در ۲۰۲۵ و پوندی بود که در محدوده‌های میانی در برابر دلار درجا زد و نتوانست نقش فعالی در میان ارزهای پیشتاز ایفا کند. انتظار می‌رود اقتصاد بریتانیا در ۲۰۲۶ اندکی بهبود یابد، اما همچنان با نرخی پایین‌تر از بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته رشد کند. سیاست مالی دولت به‌طور کلی انقباضی باقی خواهد ماند و هدف اصلی آن حفظ اعتماد بازار اوراق است، نه تحریک رشد. در مقابل، سیاست پولی به‌تدریج انبساطی می‌شود: بانک انگلستان احتمالاً طی ماه‌های نخست سال نرخ بهره را مرحله‌به‌مرحله کاهش می‌دهد تا به محدوده تعادلی نزدیک ۳٫۲۵ درصد برسد. این ترکیبِ سیاست مالی سخت‌گیرانه و سیاست پولی نرم‌تر، به اقتصاد اجازه تنفس می‌دهد اما موتور رشد را پرقدرت نمی‌کند. از منظر سیاسی نیز، هرچند ریسک ژئوپلیتیک خارجی محدود است، اما تحولات داخلی؛ از جمله آزمون‌های انتخاباتی محلی و فشارهای درون‌حزبی، می‌تواند گهگاه فضای عدم‌قطعیت را به بازار بازگرداند. اکثر تحلیل‌گران توافق دارند که پوند در سال ۲۰۲۶ با ریسک‌ها و موانعی مواجه است و احتمالاً از ارزهای پیشتاز نخواهد بود. پوند بریتانیا در سال گذشته میلادی عمدتاً «تحت فشار» بوده است و این وضعیت بنا به دلایلی پابرجاست. رُبوبانک تصریح می‌کند پوند به خاطر بی‌ثباتی‌های سیاسی داخلی و کاهش نرخ بهره بانک انگلستان جای مانور زیادی برای تقویت ندارد. در مقابل دلار آمریکا، اگرچه انتظار می‌رود تضعیف دلار به نفع همه ارزهای دیگر از جمله پوند تمام شود، ولی احتمال اینکه استرلینگ افزایش چشمگیری نسبت به سطوح فعلی داشته باشد پایین‌تر از ارزهای همتایی مانند یورو یا دلار استرالیاست. با این‌حال برخی پیش‌بینی‌ها نسبتاً خوش‌بینانه‌اند؛ برای مثال بانک‌هایی چون NatWest نرخ برابری پوند/دلار را تا اواخر ۲۰۲۶ در محدوده ۱٫۳۵–۱٫۴۰ برآورد کرده‌اند؛ اما این سناریوها مبتنی بر تضعیف شدید دلار و رفع اکثر موانع داخلی بریتانیاست که تحقق کامل آن محل تردید است. سناریوی محتمل‌تر آن است که پوند در برابر دلار افزایش ملایمی داشته باشد، ولی از حیث عملکرد نسبی، از دیگر ارزهای G10 عقب بماند. در برابر یورو نیز همان‌طور که اشاره شد پوند توان رقابت بالایی نشان نداده و ممکن است ادامه تضعیف تدریجی استرلینگ نسبت به یورو را شاهد باشیم. به بیان دیگر، در سبد ارزهای اصلی سال ۲۰۲۶، پوند جزو گزینه‌های پرریسک‌تر تلقی می‌شود و تا زمانی که افق سیاست‌گذاری اقتصادی و سیاسی بریتانیا شفاف‌تر نشود، معامله‌گران با احتیاط بیشتری به سراغ استرلینگ خواهند رفت. ✔️  بیشتر بخوانید: اقتصاد بریتانیا در سالی که گذشت؛ از چالش‌های ۲۰۲۵ تا چشم‌انداز ۲۰۲۶ دلار آمریکا (USD)؛ پایان مزیت انحصاری؟ شاخص دلار آمریکا پس از دو سال رشد متوالی، در ۲۰۲۵ وارد فاز اصلاح شد. جهش اولیه دلار در ابتدای سال که با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت و امید بازار به سیاست‌های رشد‌محور همراه بود، به‌تدریج جای خود را به نگرانی از جنگ‌های تجاری، نااطمینانی سیاستی و کاهش نرخ‌های بهره داد. فدرال رزرو با کند شدن اقتصاد و فروکش کردن تورم، مسیر کاهش نرخ را در پیش گرفت و بخشی از مزیت نرخ بهره دلار نسبت به رقبا از میان رفت. در نتیجه، دلار با وجود نقش پناهگاهی خود در مقاطع پرتنش، سال را با تضعیف نسبی به پایان برد و بسیاری از ارزهای رقیب بخشی از عقب‌ماندگی سال‌های قبل را جبران کردند. فضای پایه برای دلار در ۲۰۲۶ همچنان محتاطانه است. انتظار می‌رود فدرال رزرو کاهش نرخ بهره را ادامه دهد تا سیاست پولی به محدوده‌ای نزدیک به نرخ خنثی برسد، در حالی که بسیاری از بانک‌های مرکزی دیگر یا در حال توقف کاهش‌ها هستند یا با احتیاط بیشتری حرکت می‌کنند. این واگرایی، مزیت تاریخی دلار را تضعیف می‌کند. در بعد واقعی اقتصاد نیز، آمریکا با ترکیبی از رشد کندتر، کسری بودجه بزرگ و ابهام‌های سیاستی مواجه است؛ رشدی که بیش از آنکه بر سرمایه‌گذاری مولد تکیه داشته باشد، به محرک‌های مالی کوتاه‌مدت متکی است. افزون بر این، نزدیکی پایان دوره ریاست جروم پاول در فدرال رزرو و فشارهای سیاسی بر سیاست پولی، سایه‌ای از تردید بر استقلال بانک مرکزی و اعتماد سرمایه‌گذاران انداخته است. اجماع بازار بر ادامه تضعیف ملایم دلار است، هرچند احتمال نوسانات مقطعی مخالف جهت نیز منتفی نیست. مدیران سرمایه‌گذاری RBC خاطرنشان کرده‌اند که روند نزولی دو ساله دلار در اواخر ۲۰۲۵ موقتاً متوقف شد، اما دلایل کافی برای از سرگیری تضعیف دلار در ۲۰۲۶ وجود دارد. یکی از مهم‌ترین این دلایل، کمتر شدن شکاف بازدهی دلار نسبت به رقباست؛ تفاوت نرخ بهره دوساله آمریکا و آلمان که در اوج خود حدود ۲٫۵٪ بود، اکنون رو به کاهش است و حمایت سنتی ناشی از نرخ بالاتر دلار در حال رنگ باختن است. کارشناسان ING پیش‌بینی می‌کنند شاخص دلار (DXY) تا اواخر ۲۰۲۶ به محدوده میانی ۹۰ واحد (احتمالاً حوالی ۹۵) نزول کند. رُبوبانک نیز عقیده دارد روند نزولی دلار به لطف عوامل چرخه‌ای آمریکا (کاهش نرخ بهره و افت مزیت رشد) ادامه خواهد یافت و فشارهای سیاسی واشنگتن بر فدرال رزرو و فضای مبهم اقتصاد آمریکا وزن بیشتری بر دوش دلار می‌گذارد. البته باید در نظر داشت که سناریوی مخالف در صورت اصرار تورم بر سطوح بالا هم امکان‌پذیر است. اگر تورم آمریکا برخلاف انتظار همچنان بالا بماند، فدرال رزرو ناچار می‌شود سیاست انقباضی را طولانی‌تر کند یا سرعت کاهش نرخ را کم نماید؛ در این حالت دلار ممکن است حمایت پیدا کند و از افت بیشتر مصون بماند.   همچنین دلار کماکان ارز اول جهان در مواقع بحران است؛ چنانچه در ۲۰۲۶ یک شوک ژئوپلیتیک بزرگ یا ریسک مالی جدیدی رخ دهد، تقاضا برای دلار به عنوان دارایی امن می‌تواند موقتاً آن را تقویت کند؛ همان‌طور که در برهه‌هایی از ۲۰۲۵ مشاهده شد. اما سناریوی پایه نزد اغلب تحلیل‌گران این است که ۲۰۲۶ سالی خواهد بود که دلار آمریکا در آن افت تدریجی ارزش را تجربه کند و در مقایسه با ارزهای رقیب کم‌فروغ‌تر ظاهر شود. از این رو دلار در قیاس با برخی ارزهای دیگر که چشم‌انداز روشنی دارند، کمتر جنبه فرصت‌ساز و بیشتر به منزله ارز پرریسک برای نگهداری تلقی می‌شود. ین ژاپن (JPY)؛ روی مرز عادی‌سازی پولی و آزمون اعتماد بازار سال ۲۰۲۵ برای ژاپن با ترکیبی از رشد مثبت اما شکننده، تورم بالاتر از هدف و تغییرات مهم سیاستی همراه بود. در نیمه نخست سال، اقتصاد تا حدی به لطف بهبود تراز تجاری و رشد سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها جان گرفت، اما از نیمه دوم نشانه‌های کند شدن تقاضای داخلی پررنگ‌تر شد و فشار هزینه‌های زندگی؛خصوصاً از کانال افزایش قیمت خوراکی‌ها، اجازه نداد مصرف خانوار به موتور پایدار رشد تبدیل شود. نقطه عطف سال در سیاست پولی رقم خورد: بانک مرکزی ژاپن در نشست ۱۸–۱۹ دسامبر نرخ سیاستی را ۰٫۲۵ واحد درصد افزایش داد و به ۰٫۷۵٪ رساند؛ حرکتی که به‌عنوان گام جدی در مسیر خروج از عصر نرخ‌های نزدیک صفر تعبیر شد. با این حال، ین در بیشتر سال همچنان ضعیف ماند و حوالی ۱۵۶–۱۵۷ در برابر دلار نوسان کرد؛ زیرا اختلاف نرخ بهره با آمریکا هنوز علیه ین بود و هم‌زمان، بخشی از بازار به ریسک‌های مالی ژاپن در محیط نرخ‌های بالاتر حساس‌تر شد. سال ۲۰۲۶ برای ژاپن «سال توازن‌سازی» است؛ توازن میان ادامه حمایت مالی دولت و عادی‌سازی تدریجی سیاست پولی، آن هم در محیطی که ریسک‌های خارجی کم نیست. سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا و کندی اقتصاد چین می‌تواند در نیمه نخست سال به صادرات فشار وارد کند و در کنار آن، برخی تنش‌های منطقه‌ای بر بخش خدمات و گردشگری سایه بیندازد. در مقابل، انتظار می‌رود بانک مرکزی ژاپن مسیر عادی‌سازی را (با ریتمی محتاطانه و داده‌محور) ادامه دهد و بسته به دوام تورم پایه و روند دستمزدها، یک یا دو مرحله افزایش دیگر را در دستور کار داشته باشد. در جبهه مالی نیز چالش اصلی پابرجاست: بدهی بسیار بالاست و با بالا رفتن بازده اوراق، هزینه خدمات بدهی افزایش می‌یابد؛ بنابراین بازار در ۲۰۲۶ بیش از گذشته به نشانه‌های انضباط مالی و کیفیت برنامه‌های بودجه‌ای واکنش نشان خواهد داد. مسیر ین در ۲۰۲۶ عمدتاً به دو متغیر گره خورده است: جهت‌گیری نرخ‌های بهره در آمریکا و سرعت عادی‌سازی بانک مرکزی ژاپن و در لایه دوم، اعتماد بازار به پایداری مالی ژاپن. در سناریوی پایه، اگر فدرال رزرو به کاهش نرخ‌ها ادامه دهد و BOJ نیز افزایش‌های تدریجی را پی بگیرد، شکاف نرخ بهره کوچک‌تر می‌شود و این می‌تواند زمینه‌ساز تقویت آرام ین باشد؛ به‌خصوص در دوره‌هایی که بازار جهانی به سمت ریسک‌گریزی می‌رود و تقاضا برای دارایی‌های امن بالا می‌گیرد. اما سناریوی رقیب هم قابل چشم‌پوشی نیست: اگر عادی‌سازی پولی ژاپن کندتر از انتظار پیش برود یا نگرانی‌ها درباره کسری بودجه و عرضه اوراق تشدید شود، ین ممکن است دوباره تحت فشار قرار گیرد و حتی به سمت سطوح ضعیف‌تر حرکت کند. بنابراین ین در ۲۰۲۶ بیش از آنکه یک روند یکنواخت بسازد، ارزی «رویدادمحور» خواهد بود؛ ارزی که در روزهای تصمیمات BOJ، داده‌های تورم و دستمزد و همچنین شوک‌های ژئوپلیتیک، مستعد جهش‌های تند و ناگهانی است دلار کانادا (CAD)؛ ارز کالایی در مسیر ترمیم دلار کانادا سال ۲۰۲۵ را در سطوح ضعیف‌تری نسبت به دلار آمریکا به پایان رساند و نرخ USDCAD تا محدوده ۱٫۴۰ بالا رفت؛ سطحی که از منظر تاریخی به معنای کم‌ارزش‌گذاری قابل توجه لونی است. عامل اصلی این تضعیف، شکاف منفی نرخ بهره میان کانادا و آمریکا بود: بانک کانادا زودتر و سریع‌تر از همتایان خود وارد چرخه کاهش نرخ شد و لونی عملاً به ارز تأمین مالی معاملات کری‌ترید تبدیل شد. با این حال، در نیمه دوم سال نشانه‌های بهبود اقتصادی ظاهر شد؛ رشد و اشتغال بهتر از انتظار، فروکش تورم و اثرگذاری محرک پولی باعث شد فشار نزولی بر ارز کانادا کاهش یابد و بازار نشانه‌هایی از تثبیت و کف‌سازی را نشان دهد. تصویر بنیادی کانادا برای ۲۰۲۶ نسبتاً سازنده است. از یک سو، اقتصاد جهانی در سناریوی پایه وارد رکود نمی‌شود و تقاضای آمریکا؛ مهم‌ترین شریک تجاری کانادا، برای کالاها و انرژی حفظ خواهد شد. از سوی دیگر، بانک کانادا پس از کاهش‌های سنگین سال‌های قبل احتمالاً به فاز تثبیت سیاست پولی وارد می‌شود و شکاف نرخ بهره منفی با آمریکا نیز با کاهش نرخ‌های فدرال رزرو کوچک‌تر خواهد شد. افزون بر این، ارز کانادا از منظر برابری قدرت خرید همچنان ارزان ارزیابی می‌شود که به مرور می‌تواند سرمایه‌گذاران را به بازگشت به لونی ترغیب کند. تعدیل فضای تجاری در آمریکای شمالی و سرمایه‌گذاری‌های جدید در حوزه انرژی، مواد معدنی و خودروهای برقی نیز به این چشم‌انداز حمایتی اضافه می‌شود. بیشتر تحلیل‌گران انتظار دارند لونی در سال ۲۰۲۶ تقویت شود و بخشی از ارزش از دست‌رفته خود را بازیابد. پیش‌بینی RBC این است که دلار کانادا در اواخر ۲۰۲۶ در نرخ برابری حدود ۱٫۳۲ در برابر دلار آمریکا معامله شود. این عدد به معنی افزایش چنددرصدی ارزش لونی نسبت به نرخ‌های اواخر ۲۰۲۵ است. دلایل این خوش‌بینی همان‌طور که گفته شد، تعدیل عوامل فشار درونی و بیرونی بر ارز کاناداست: از یک سو بانک کانادا دیگر کاهش نرخ بیشتری در برنامه ندارد و اقتصاد داخلی در وضعیت مناسبی قرار دارد، از سوی دیگر دلار آمریکا تضعیف می‌شود و قیمت کالاهای اساسی (هرچند رشد انفجاری ندارد) در سطوح بدی برای صادرکنندگان کانادایی نیست. تحلیل‌گران معتقدند شاید در ابتدای ۲۰۲۶ دلار کانادا هنوز اندکی عقب‌تر از سایر ارزهای مهم حرکت کند؛ مثلاً اگر دلار آمریکا تضعیف شود ابتدا ارزهای اروپا و استرالیا سریع‌تر بهره ببرند، اما در ادامه سال لونی به اکثر همتایان توسعه‌یافته خود خواهد رسید و حتی جلو خواهد زد. به بیان دیگر، دلار کانادا را می‌توان یک ارز «فرصت‌ساز» در ۲۰۲۶ دانست که ظرفیت رشد دارد. ریسک‌های اصلی پیش‌روی آن می‌تواند افت ناگهانی قیمت نفت و مواد خام یا بحران اقتصادی در آمریکا باشد که تقاضا برای صادرات کانادا را کاهش دهد. همچنین اگر خلاف انتظار، بانک کانادا دوباره به سمت افزایش نرخ بهره برود (مثلاً به دلیل جهش تورم)، ممکن است رشد اقتصادی کند شود و اثر منفی بر ارز بگذارد؛ هرچند چنین سناریویی دور از ذهن است. در مجموع، لونی در وضعیت فعلی نسبت ریسک/بازده متعادلی برای سرمایه‌گذاران دارد و بسیاری از موسسات بین‌المللی ورود تدریجی به پوزیشن خرید روی دلار کانادا را مدنظر قرار داده‌اند تا از موج احتمالی صعود آن در اواخر ۲۰۲۶ بهره‌مند شوند. دلار استرالیا (AUD)؛ برنده چرخه ریسک و بازده دلار استرالیا در سال ۲۰۲۵ یکی از بهترین عملکردها را در میان ارزهای کشورهای توسعه‌یافته ثبت کرد و توانست روند نزولی چندساله خود را معکوس کند. رشد قیمت کالاهای پایه، به‌ویژه فلزات صنعتی و طلا، از درآمدهای صادراتی استرالیا حمایت کرد و پشتوانه‌ای برای تقویت ارز این کشور شد. در کنار آن، بانک مرکزی استرالیا برخلاف انتظارات بازار، کاهش تهاجمی نرخ بهره را در پیش نگرفت و با حفظ نرخ‌ها در سطوح نسبتاً بالا، جذابیت بازدهی AUD را نگه داشت. هم‌زمان، بهبود اشتهای ریسک جهانی پس از عبور از شوک‌های ابتدای سال، جریان سرمایه را به سمت ارزهای پروسیکلیکال سوق داد و دلار استرالیا را به یکی از برندگان این چرخش تبدیل کرد. چشم‌انداز بنیادی دلار استرالیا در ۲۰۲۶ همچنان مثبت ارزیابی می‌شود. تداوم رشد ملایم اقتصاد جهانی، پروژه‌های زیرساختی و گذار انرژی در اقتصادهای بزرگ، تقاضا برای فلزاتی مانند مس، لیتیوم و عناصر نادر خاکی را بالا نگه می‌دارد؛ حوزه‌هایی که استرالیا در آنها مزیت نسبی دارد. از منظر سیاست پولی نیز، انتظار می‌رود فدرال رزرو کاهش نرخ را ادامه دهد، در حالی که بانک مرکزی استرالیا با احتیاط بیشتری حرکت کند؛ واگرایی‌ای که به نفع دلار استرالیاست. علاوه بر این، افزایش پوشش ریسک ارزی توسط سرمایه‌گذاران نهادی داخلی می‌تواند یک جریان تقاضای ساختاری جدید برای AUD ایجاد کند. این ترکیب، زمینه را برای ادامه بهبود تدریجی دلار استرالیا فراهم می‌کند. چشم‌انداز ۲۰۲۶ برای AUD نسبتا مثبت ارزیابی می‌شود. تحلیل‌گران IG انتظار دارند در این سال دلار استرالیا به روند بهبود خود ادامه دهد و تا حوالی ۰٫۶۹۴۰ دلار آمریکا تا اواسط ۲۰۲۶ پیشروی کند. حتی برخی پیش‌بینی‌ها اهداف بالاتری را برای پایان سال ذکر می‌کنند (مثلاً رسیدن به محدوده ۰٫۷۰–۰٫۷۱ که بالاترین سطح چندسال اخیر خواهد بود). تحقق این سناریو مستلزم آن است که محیط ریسک‌پذیری جهانی مطلوب بماند؛ یعنی خبری از رکود عمیق یا بحران مالی نباشد و همین‌طور قیمت کالاهای صادراتی استرالیا افت شدیدی نکند. در چنین شرایطی دلار استرالیا به دلیل ماهیت پروسیکلیکال (هم‌سو با چرخه رشد) و بازدهی بالاتر، برای سرمایه‌گذاران جذاب خواهد بود. حتی تفاوت نرخ بهره فزاینده می‌تواند انگیزه سفته‌بازی به نفع AUD ایجاد کند. باید توجه داشت که AUD جزو ارزهای حساس به اخبار چین هم هست؛ هر تحول مهمی در اقتصاد چین (به عنوان خریدار عمده مواد خام استرالیا) می‌تواند نوساناتی در دلار استرالیا رقم بزند. در سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌شود رشد چین نسبت به گذشته کندتر شود و دولت پکن با چالش‌هایی در تحریک اقتصاد مواجه باشد، اما بعید است کاهش رشد چین آن‌قدر شدید باشد که تقاضای کامودیتی را سقوط دهد. بنابراین اثر منفی چین بر AUD احتمالا محدود خواهد بود. جمع‌بندی آنکه دلار استرالیا یکی از ارزهای مستعد درخشش در ۲۰۲۶ محسوب می‌شود و اگر سناریوی پایه (رشد جهانی معتدل + کاهش دلار آمریکا) محقق شود، AUD می‌تواند برای معامله‌گران فرصت سودآوری مناسبی ایجاد کند. ✔️  بیشتر بخوانید: نقد و بررسی تحولات اقتصادی استرالیا در سال 2025 و چشم‌انداز سال 2026 دلار نیوزیلند (NZD)؛ بازگشت کیوی به مدار رشد دلار نیوزیلند در سال ۲۰۲۵ در مجموع رفتاری خنثی داشت و با وجود نوسانات مقطعی، سال را نزدیک به نقطه آغازین به پایان رساند. علت این عملکرد متعادل، برآیند دو نیروی متضاد بود: از یک سو کاهش سریع و عمیق نرخ بهره توسط بانک مرکزی نیوزیلند که شکاف منفی معناداری با نرخ‌های آمریکا ایجاد کرد و فشار فروش ساختاری بر NZD وارد آورد؛ و از سوی دیگر بازگشت غیرمنتظره رشد اقتصادی در نیمه دوم سال که از طریق رونق صادرات کشاورزی، بهبود مصرف داخلی و جان‌گرفتن بخش مسکن، تصویر بنیادی اقتصاد را بهبود داد. این دو نیرو عملاً یکدیگر را خنثی کردند و دلار نیوزیلند را در محدوده‌ای نسبتاً باثبات نگه داشتند. در سال ۲۰۲۶، ورق به نفع کیوی در حال برگشتن است. انتظار می‌رود شکاف نرخ بهره منفی میان نیوزیلند و آمریکا از میان برود، چرا که فدرال رزرو در مسیر کاهش نرخ قرار دارد و در مقابل، بانک مرکزی نیوزیلند احتمالاً نرخ‌ها را تثبیت کرده یا حتی در صورت داغ‌شدن اقتصاد اندکی افزایش خواهد داد. هم‌زمان، پیش‌بینی‌ها از رشد اقتصادی بالاتر از متوسط جهانی برای نیوزیلند حکایت دارند؛ رشدی که می‌تواند توجه سرمایه‌گذاران بین‌المللی را دوباره به این اقتصاد کوچک اما پویا جلب کند. بازگشت کامل گردشگری، ثبات تورم و بهبود تقاضای منطقه‌ای، پشتوانه این روایت مثبت هستند. با توجه به موارد گفته‌شده، بسیاری از تحلیل‌گران انتظار دارند دلار نیوزیلند در ۲۰۲۶ عملکردی قوی‌تر از سال قبل داشته باشد. به بیان دیگر، کیوی پتانسیل آن را دارد که از یک ارز کم‌نوسان و کم‌بازده ۲۰۲۵ تبدیل به یک ارز فرصت‌ساز در ۲۰۲۶ شود. یک دلیل عمده، همان تغییر پارادایم نرخ بهره است که سرمایه‌گذاران را تشویق می‌کند دیگر NZD را صرفاً برای کسب سود بهره‌ای منفی شورت نکنند. دلیل دیگر، چرخش نگاه به اقتصاد نیوزیلند است؛ اکنون که رشد اقتصادی این کشور از وضعیت «کم‌رمق‌تر از دیگران» به «پرقدرت‌تر از متوسط جهانی» تغییر کرده، ارزش دلار نیوزیلند ممکن است مورد بازنگری بازار قرار گیرد. برخی تحلیل‌گران مستقل حتی پا را فراتر گذاشته و رشد قابل توجه NZD را پیش‌بینی کرده‌اند. البته اجماع کلی محافظه‌کارانه‌تر است و احتمالاً NZD به شکل تدریجی اوج‌های جدیدی را فتح خواهد کرد. یک سطح روانی مهم عبور پایدار از نرخ ۰٫۶۰ دلار آمریکاست که در صورت تضعیف دلار، دستیابی به آن دور از ذهن نیست. اگر این مقاومت شکسته شود، موج تقاضای جدیدی می‌تواند NZDUSD را به سوی میانه‌های دهه ۰٫۶۰ (مثلاً ۰٫۶۵) سوق دهد. عوامل ریسکی که باید زیر نظر باشند شامل قیمت لبنیات و محصولات کشاورزی؛ اقلام صادراتی کلیدی نیوزیلند و نیز سلامت اقتصاد چین (بازار مهم صادراتی) است. ولی فعلاً پیش‌بینی‌ها برای این موارد نگران‌کننده نیست و لذا کیوی می‌تواند با اتکا به فاندامنتال قوی‌تر و پشتوانه نرخ بهره بهتر در ۲۰۲۶ یکی از گزینه‌های مطلوب برای فعالان فارکس باشد. فرانک سوئیس (CHF)؛ پناهگاه امن در جهان پرریسک فرانک سوئیس در سال ۲۰۲۵ بار دیگر جایگاه خود را به‌عنوان یکی از قوی‌ترین و باثبات‌ترین ارزهای جهان تثبیت کرد؛ حتی در شرایطی که بانک ملی سوئیس نرخ بهره را به صفر بازگرداند. افت شدید تورم در سوئیس و نزدیکی آن به صفر، فضای لازم را برای این چرخش سیاستی فراهم کرد، اما برخلاف انتظار نظری، این اقدام به تضعیف فرانک منجر نشد. تقاضای مداوم برای دارایی‌های امن در سایه تنش‌های ژئوپلیتیک، کاهش مداخلات ارزی بانک مرکزی و پشتوانه حساب جاری قوی سوئیس، همگی باعث شدند فرانک در سطوح بالای خود باقی بماند و حتی در برابر دلار و یورو اندکی تقویت شود. انتظار می‌رود فرانک در سال ۲۰۲۶ نیز عمدتاً تابع متغیرهای بیرونی باقی بماند، نه تحولات داخلی. بانک ملی سوئیس قصد دارد نرخ بهره را در صفر نگه دارد و تنها در صورت تغییر معنادار چشم‌انداز تورم دست به اقدام جدید بزند. در همین حال، شکاف نرخ بهره میان فرانک و ارزهایی مانند یورو و دلار به نفع آنها باقی می‌ماند؛ وضعیتی که از نگاه سیاست‌گذار سوئیسی نه تهدید، بلکه ابزاری برای مهار تقویت بیش از حد فرانک است. در این چارچوب، تنها کاهش معنادار تنش‌های ژئوپلیتیک یا یک چرخش بزرگ در احساسات ریسک جهانی می‌تواند تقاضای احتیاطی برای فرانک را کاهش دهد و اندکی از قدرت آن بکاهد. برای معامله‌گران فارکس، فرانک سوئیس همواره یک ارز خاص بوده است. در سال ۲۰۲۶ نیز انتظار می‌رود CHF همچنان پایدارترین و کم‌ریسک‌ترین ارز اصلی باشد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد فرانک احتمالاً در سطوح ارزشمند فعلی خود باقی بماند و شاید حتی اندکی بیشتر تقویت شود. کارشناسان خاطرنشان می‌کنند مجموعه شرایط فعلی – از نرخ بهره ۰٪ و چشم‌انداز تورم نزدیک صفر گرفته تا کاهش مداخلات ارزی SNB؛ همه به استحکام فرانک انجامیده و بسیاری از مدل‌ها ادامه روند تدریجی تقویت فرانک را نیز نشان می‌دهند. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران برای امنیت فرانک حاضر به فدا کردن بازدهی هستند و این وضعیت احتمالاً در ۲۰۲۶ نیز برقرار خواهد بود. بنابراین فرانک سوئیس به سختی می‌تواند لقب «فرصت‌ساز» بگیرد (چون جهش چشمگیری برای آن متصور نیست)، اما قطعاً کم‌ریسک‌ترین ارز است؛ یعنی برای پوشش ریسک پرتفو یا حفظ ارزش دارایی در طوفان‌های بازار بهترین گزینه باقی می‌ماند. تنها در صورت آرام شدن چشمگیر اوضاع سیاسی جهان (مثلاً پایان جنگ‌ها و تنش‌ها) ممکن است اندکی از جذابیت فرانک کاسته شود که در آن صورت هم افت ارزش آن محدود خواهد بود. در مجموع، CHF در ۲۰۲۶ نقشی تدافعی در سبد ارزها بازی می‌کند و حضور آن نوعی بیمه در برابر اتفاقات غیرمنتظره خواهد بود. ✔️  بیشتر بخوانید: چرا یورو در سال ۲۰۲۵ ستاره بازار فارکس شد؟ سخن پایانی نقشه بازار ارز در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بازار فارکس بیش از هر زمان دیگری به دو قطب «ارزهای فرصت‌ساز» و «ارزهای تدافعی یا پرریسک» تفکیک شده است. در یک سو، ارزهایی مانند یورو، دلار کانادا، دلار استرالیا و دلار نیوزیلند قرار دارند که از ترکیب تضعیف تدریجی دلار آمریکا، بهبود نسبی رشد داخلی و در برخی موارد تغییر مطلوب چرخه نرخ بهره منتفع می‌شوند. در این میان، دلار نیوزیلند به دلیل چرخش همزمان فاندامنتال رشد و سیاست پولی، بیش از سایرین پتانسیل غافلگیری مثبت دارد. در سوی دیگر، پوند بریتانیا و دلار آمریکا با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو هستند؛ پوند تحت فشار تورم مزمن، نااطمینانی سیاسی و رشد ضعیف، و دلار آمریکا در حال از دست دادن بخشی از مزیت تاریخی خود در نرخ بهره و رشد اقتصادی است. فرانک سوئیس همچنان نقش سنتی خود را به‌عنوان پناهگاه امن حفظ می‌کند: نه ارزی برای بازده بالا، بلکه سپری برای حفاظت سرمایه در دوره‌های تلاطم. ین ژاپن نیز در موقعیتی بینابینی قرار دارد؛ اگر عادی‌سازی سیاست پولی ادامه یابد و شکاف نرخ بهره با آمریکا کاهش پیدا کند، می‌تواند به تدریج تقویت شود، اما همچنان به شدت به تصمیمات بانک مرکزی و اعتماد بازار به پایداری مالی ژاپن وابسته است. در عین حال باید به خاطر داشت که بازار ارز ذاتاً تحت سلطه عدم قطعیت است. حتی اگر ۲۰۲۶ با فضای آرام‌تر پولی آغاز شود، ریسک‌های ژئوپلیتیک، جنگ‌های تجاری، شوک‌های سیاسی یا چرخش‌های ناگهانی سیاست‌گذاری می‌توانند به‌سرعت مسیر بازار را تغییر دهند. از این رو، این نقشه بیش از آنکه «پیش‌بینی قطعی» باشد، چارچوبی برای تفکر و جهت‌گیری است. برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، ارزش این نقشه در کمک به اولویت‌بندی فرصت‌ها و مدیریت ریسک است؛ نه در جایگزینی قضاوت لحظه‌ای و پایش مستمر داده‌ها. در نهایت، ۲۰۲۶ سالی است که در آن تمایز میان ارزهای برخوردار از پشتوانه فاندامنتال و ارزهای گرفتار محدودیت‌های ساختاری پررنگ‌تر می‌شود؛ و موفقیت در چنین بازاری بیش از هر چیز وابسته به انضباط، انعطاف و خواندن درست تغییر رژیم‌های اقتصادی است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

بازارهای جهانی در نخستین هفته معاملاتی ۲۰۲۶؛ تمرکز کامل بر ونزوئلا

با بازگشایی بازارهای مالی در نخستین هفته کامل معاملاتی سال ۲۰۲۶، توجه سرمایه‌گذاران به‌طور کامل به تحولات ونزوئلا معطوف شده است. فعالان بازار در حال ارزیابی پیامدهای کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت تغییر رژیم در این کشور و اثرات آن بر منطقه آمریکای لاتین و روابط بین‌الملل هستند. واکنش اولیه بازارها باعث تقویت دلار آمریکا شده است. دلار آمریکا؛ حمایت از دلار در سایه تحولات ونزوئلا واکنش اولیه بازار به رویدادهای کم‌سابقه روز شنبه در ونزوئلا، نوعی گریز محدود به دارایی‌های امن بوده است؛ به‌طوری که طلا و فرانک سوئیس تقویت شده‌اند و دلار نیز حمایت نسبی دریافت کرده است. در مقابل، آتی شاخص‌های سهام واکنش تندی نشان نداده‌اند و بازار نفت نیز میان پیامدهای کوتاه‌مدت و اثرات بلندمدت احتمالی بر تولید نفت ونزوئلا در نوسان است. در کوتاه‌مدت، سرمایه‌گذاران نگران احتمال مداخله نظامی بیشتر آمریکا هستند؛ به‌ویژه اگر دولت جدید ونزوئلا با دستورالعمل‌های سیاستی واشنگتن همراهی نکند. دونالد ترامپ روز شنبه اعلام کرد که آمریکا برای اعزام «موج دوم» نیروهای نظامی آماده بوده، اما در نهایت نیازی به آن نبوده است. با توجه به ابهام در مسیر تحولات روزهای آینده، انتظار می‌رود سرمایه‌گذاران نقدشوندگی بالای دلار را ترجیح دهند. همچنین ارزهای کشورهای چپ‌گرا در آمریکای لاتین ممکن است تحت فشار قرار گیرند؛ به‌خصوص پزوی کلمبیا و همچنین پزوی مکزیک که به‌دلیل نقدشوندگی بالا، اغلب به‌عنوان ابزار پوشش ریسک منطقه لاتین استفاده می‌شود. بازار نفت و شرکت‌های انرژی؛ نگاه به آینده ونزوئلا وارن پترسون، رئیس استراتژی کالای ING، معتقد است واکنش محدود بازار نفت به این تحولات ناشی از سطح پایین تولید ونزوئلا در اواخر دسامبر بوده که به دلیل تحریم‌ها تنها حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز برآورد می‌شد. در این میان، عملکرد سهام شرکت‌هایی مانند Chevron (که همچنان در ونزوئلا فعال است)، و همچنین ExxonMobil و ConocoPhillips زیر ذره‌بین قرار دارد؛ شرکت‌هایی که دارایی‌های نفتی آن‌ها در سال ۲۰۰۷ مصادره شد و اکنون ممکن است در پروژه بازسازی صنعت نفت ونزوئلا نقش‌آفرینی کنند. چشم‌انداز میان‌مدت و بلندمدت؛ اثر بر نفت و دلار کانادا در افق میان‌مدت و بلندمدت، اثرات کلان اقتصادی به این بستگی دارد که ونزوئلا تا چه حد بتواند تولید نفت خود را به ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز بازگرداند؛ فرآیندی که ممکن است ۵ تا ۱۰ سال زمان ببرد. برآورد تیم ING نشان می‌دهد قیمت نفت برنت در سال جاری به‌طور میانگین ۵۷ دلار در هر بشکه خواهد بود و در صورت انتقال روان به افزایش تولید ونزوئلا، پیش‌بینی‌های سال ۲۰۲۷ می‌تواند کاهش یابد. این سناریو می‌تواند کمی به ضرر دلار کانادا باشد، زیرا نفت سنگین و پرگوگرد کانادا در غیاب نفت ونزوئلا با قیمت بالاتری معامله می‌شد. ریسک‌های ژئوپلیتیکی و پیامدهای ارزی ترامپ احتمال استقرار نیروهای زمینی آمریکا در ونزوئلا را رد نکرده است. اگر ایالات متحده وارد درگیری‌های پیچیده در چندین کشور آمریکای لاتین شود، سرمایه‌گذاران ممکن است به پیامدهای مالی و بودجه‌ای آن با دیده تردید نگاه کنند و این موضوع در نهایت به ضرر دلار تمام شود. در سال ۲۰۲۵ شواهد قابل‌توجهی از دلارزدایی مشاهده نشد؛ افت ۱۰ درصدی دلار بیشتر ناشی از پوشش ریسک بود، نه فروش مستقیم دارایی‌های آمریکایی. با این حال، سیاست خارجی تهاجمی‌تر و مداخله‌جویانه‌تر آمریکا می‌تواند بار دیگر بحث فروش دارایی‌های آمریکا از سوی کشورهای همسو با بریکس پلاس را پررنگ کند. داده‌های اقتصادی آمریکا و چشم‌انداز سیاست پولی فدرال رزرو علاوه بر تحولات ونزوئلا، دلار ممکن است از انتشار دیرهنگام رشد ۴.۳ درصدی تولید ناخالص داخلی آمریکا در سه‌ماهه سوم (منتشرشده در ۲۳ دسامبر) نیز حمایت شود؛ داده‌ای که این سؤال را مطرح می‌کند آیا فدرال رزرو اساساً نیازی به کاهش نرخ بهره در سال جاری دارد یا خیر. در حال حاضر، بازارها نخستین کاهش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره را برای ژوئن و کاهش دوم را برای سپتامبر قیمت‌گذاری کرده‌اند. در صورتی که داده‌های اشتغال این هفته (ADP و JOLTS در چهارشنبه و گزارش NFP در جمعه) ضعیف نباشد، این کاهش‌ها ممکن است به‌طور کامل از انتظارات بازار حذف شوند. از منظر فصلی نیز، پس از عملکرد ضعیف دلار در دسامبر، ژانویه و به‌ویژه فوریه معمولاً به نفع دلار هستند. بنابراین، در مجموع، به نظر می‌رسد فروشندگان دلار در ماه‌های آینده کار دشواری در پیش دارند. از منظر تکنیکال، در صورت عبور شاخص دلار (DXY) از سطح 98.85، حرکت به سمت 99.15 محتمل خواهد بود. یورو؛ تمرکز بازارها بر بازار سوآپ جفت‌ارز EURUSD که در اواخر دسامبر برای مدت کوتاهی بالاتر از 1.1800 معامله شده بود، بار دیگر تحت فشار قرار گرفته است. بسته به تحولات ونزوئلا در روزهای آینده، احتمال افت بیشتر این جفت‌ارز وجود دارد. در صورت شکست سطح 1.1680، اهداف بعدی 1.1640 و حتی 1.1600 خواهند بود. همچنین انتشار شاخص ISM بخش تولید آمریکا در امروز می‌تواند بر بازار اثرگذار باشد. در اروپا، داغ‌ترین موضوع هفته برای بازار دارایی‌ها، اصلاحات نظام بازنشستگی هلند است؛ جایی که صندوق‌های بازنشستگی ممکن است با انتقال از سیستم «مزایای معین» به «مشارکت معین»، شروع به پرداخت نرخ‌های سوآپ یورویی با سررسیدهای بلندمدت کنند. منحنی سوآپ یورو در بازه ۱۰ تا ۳۰ ساله در نیمه دوم سال گذشته به‌طور قابل‌توجهی شیب‌دار شد؛ زیرا بازارها از پیش این تغییرات را پیش‌بینی کرده بودند. اکنون سؤال اصلی این است که آیا این تحرکات می‌تواند نرخ‌های سوآپ کوتاه‌مدت‌تر را نیز بالا بکشد و در نتیجه کمی از یورو حمایت کند یا خیر. برآورد کلی این است که سه‌ماهه اول سال برای EURUSD دوره‌ای خنثی و نوسانی باشد و بهترین شانس صعود یورو احتمالاً از سه‌ماهه دوم و هم‌زمان با اثرگذاری محرک‌های مالی آلمان پدیدار شود. منبع: ING

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

ونزوئلا چقدر سرمایه نیاز دارد تا دوباره غول نفتی شود؟

بازداشت مادورو تنها یک تحول سیاسی نبود؛ دروازه‌ای تازه برای بازگشت بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان به بازار انرژی است. ونزوئلا که زمانی بیش از ۳ میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کرد، اکنون در آستانه بازسازی صنعتی قرار دارد که می‌تواند معادلات نفتی جهان را تغییر دهد — از قیمت‌ها گرفته تا رقابت میان تولیدکنندگان بزرگ. چرا این موضوع مهم است؟ ونزوئلا بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را دارد. بازگشت این کشور می‌تواند قیمت جهانی نفت را جابه‌جا کند. آمریکا، چین و روسیه بر سر نفوذ در صنعت نفت ونزوئلا رقابت خواهند کرد. برخی کشورها از افزایش تولید ونزوئلا آسیب می‌بینند. ذخایر عظیم اما کم‌استفاده بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده دارد. عمدتاً نفت سنگین و فوق‌سنگین است. تولید فعلی: ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز است. تولید در دوران اوج: ۳.۲ میلیون بشکه در روز است. نفت سنگین و فوق‌سنگین؛ ویژگی‌ها، سختی استخراج و کاربردها  ویژگی‌ها غلظت بالا جریان‌پذیری کم گوگرد زیاد نیازمند فناوری‌های پیشرفته برای استخراج و فرآوری  سختی استخراج استخراج این نوع نفت سخت‌تر و پرهزینه‌تر از نفت سبک است و معمولاً نیازمند: تزریق بخار حفاری افقی استفاده از رقیق‌کننده‌ها واحدهای فرآوری پیچیده  هزینه تولید هر بشکه ۱۵ تا ۳۰ دلار (بسته به میدان و فناوری)  کاربردها سوخت‌های سنگین نفت کوره خوراک پالایشگاه‌های پیچیده تولید بنزین و دیزل پس از فرآوری عمیق چقدر سرمایه‌گذاری لازم است؟  بازگشت به ۳ میلیون بشکه ۵۰ تا ۷۰ میلیارد دلار  رسیدن به ۳.۵ میلیون بشکه ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار  افزایش سریع به ۱.۵ میلیون بشکه ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار کدام کشورها از افزایش تولید ونزوئلا آسیب می‌بینند؟  رقبای مستقیم نفت سنگین کانادا مکزیک کلمبیا این کشورها نفت سنگین مشابهی تولید می‌کنند و افزایش عرضه ونزوئلا می‌تواند سهم بازار آنها را کاهش دهد.  کشورهای آسیب‌پذیر از کاهش قیمت نفت عربستان سعودی روسیه عراق کویت امارات افزایش تولید ونزوئلا می‌تواند فشار نزولی بر قیمت جهانی نفت ایجاد کند. آیا ایران از افزایش تولید نفت ونزوئلا آسیب می‌بیند؟ پاسخ کوتاه: بله، اما نه به اندازه رقبای مستقیم.  چرا ایران آسیب می‌بیند؟ ایران و ونزوئلا هر دو نفت سنگین و فوق‌سنگین تولید می‌کنند. هر دو کشور به دلیل تحریم‌ها، مشتریان محدود و مشابهی دارند (چین، برخی پالایشگاه‌های آسیایی). افزایش عرضه ونزوئلا می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد. اگر آمریکا سرمایه‌گذاری کند و تولید ونزوئلا جهش یابد، بازار نفت سنگین اشباع می‌شود.  اما چرا آسیب ایران محدودتر است؟ ایران بخشی از نفت خود را با تخفیف‌های ساختاری می‌فروشد که رقابت‌پذیری را حفظ می‌کند. برخی پالایشگاه‌های آسیایی به نفت ایران وابستگی فنی دارند. ایران شبکه تجاری غیررسمی گسترده‌ای دارد که ونزوئلا هنوز فاقد آن است.  جمع‌بندی اثر بر ایران افزایش تولید ونزوئلا می‌تواند: قیمت نفت سنگین را کاهش دهد. سهم بازار ایران در چین را تحت فشار بگذارد. رقابت را در بازارهای خاکستری شدیدتر کند. اما ایران همچنان به دلیل ساختار فروش متفاوت، آسیب کامل نمی‌بیند. مصرف‌کنندگان اصلی نفت ونزوئلا  سنتی آمریکا (قبل از تحریم‌ها) هند چین سنگاپور  بالقوه پس از بازسازی پالایشگاه‌های آمریکا (طراحی‌شده برای نفت سنگین) پالایشگاه‌های پیچیده آسیایی اروپا در صورت رفع محدودیت‌ها شرکت‌های متخصص در استخراج نفت سنگین ونزوئلا  آمریکایی Chevron ExxonMobil ConocoPhillips  بین‌المللی TotalEnergies ENI CNPC Rosneft سناریوهای زمانی افزایش تولید سناریوی خوش‌بینانه رفع تحریم‌ها ثبات سیاسی ورود سریع شرکت‌های آمریکایی نتیجه: ۳ تا ۳.۵ میلیون بشکه در روز ۳ تا ۵ سال سناریوی بدبینانه چالش‌های حقوقی ناامنی تأخیر در سرمایه‌گذاری نتیجه: ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز ۷ تا ۱۰ سال جمع‌بندی سقوط مادورو فرصتی تاریخی برای بازسازی صنعت نفت ونزوئلا ایجاد کرده است. اگر سرمایه‌گذاری خارجی — به‌ویژه از سوی شرکت‌های آمریکایی — وارد شود، این کشور می‌تواند دوباره به یکی از بازیگران بزرگ بازار جهانی نفت تبدیل شود. اما این بازگشت می‌تواند رقابت در بازار نفت سنگین را تشدید کند و کشورهایی مانند ایران، کانادا و مکزیک را تحت فشار قرار دهد. مسیر بازسازی ونزوئلا پرهزینه، زمان‌بر و وابسته به فناوری‌های پیشرفته است، اما پتانسیل آن برای تغییر موازنه انرژی جهان انکارناپذیر است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

وال‌استریت در آستانه ۲۰۲۶؛ چگونه سرمایه‌گذاران بزرگ خود را برای فصل بعدی بازار آماده می‌کنند؟

بازار سهام آمریکا یکی از درخشان‌ترین دوره‌های خود را پشت سر گذاشته است. شاخص S&P 500 از ابتدای سال ۲۰۲۳ تا پایان ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد رشد کرده؛ جهشی کم‌سابقه که نه‌تنها بازدهی چشمگیری برای سرمایه‌گذاران به همراه داشته، بلکه ترکیب، ریسک‌ها و روایت مسلط بازار را نیز به‌طور بنیادین تغییر داده است. با این حال، اگرچه فضای عمومی وال‌استریت همچنان متمایل به خوش‌بینی است، اما زیر این خوش‌بینی لایه‌ای از تردید، احتیاط و بازاندیشی در حال شکل‌گیری است. بانک‌های بزرگ هنوز به‌طور گسترده از سناریوی تداوم رشد در سال ۲۰۲۶ حمایت می‌کنند، اما همزمان سه نگرانی کلیدی در کانون توجه قرار دارد: نخست، سطح بالای ارزش‌گذاری در سهام مرتبط با هوش مصنوعی؛ دوم، مسیر نامطمئن نرخ‌های بهره؛ و سوم، عدم قطعیت سیاسی در واشنگتن. در چنین فضایی، پرسش اصلی این نیست که آیا بازار رشد می‌کند یا نه، بلکه این است که این رشد چگونه، با چه ریسک‌هایی و در کدام بخش‌ها رخ خواهد داد. در این چارچوب، پنج سرمایه‌گذار برجسته وال‌استریت روایت‌های متفاوتی از استراتژی‌های خود برای سال پیش‌رو ارائه می‌کنند؛ روایت‌هایی که در مجموع تصویری چندلایه از بازار ۲۰۲۶ ترسیم می‌کند. الکس چالوف؛ صعود ادامه دارد، اما پایان هم دارد الکس چالوف، مدیر سرمایه‌گذاری Bernstein Private Wealth Management، از جمله کسانی است که نسبت به هیجان فزاینده پیرامون سهام هوش مصنوعی نگران است. او این فضا را به سال‌های پایانی حباب دات‌کام تشبیه می‌کند؛ دوره‌ای که رشد شدید با خوش‌بینی افراطی درهم تنیده شده بود. از نگاه چالوف، مسئله این نیست که هوش مصنوعی یک تحول واقعی نیست؛ بلکه مسئله این است که بازار معمولاً جلوتر از واقعیت اقتصادی حرکت می‌کند. او به مشتریان خود می‌گوید: «فضا هنوز جا برای رشد دارد، اما این مسیر بی‌پایان نیست.» به همین دلیل، استراتژی او نه خروج کامل از فناوری، بلکه حرکت به سمت انتخاب‌گری دقیق‌تر و مدیریت ریسک فعال است. استفاده از ETFهای بافرشده (دارای سازوکار محدودسازی زیان) برای جبران بخشی از زیان‌های احتمالی و طراحی فهرستی از «بازندگان بالقوه هوش مصنوعی» (شرکت‌هایی با بدهی بالا و جریان نقدی ضعیف) بخشی از این رویکرد است. در سطح کلان، چالوف به رشد اقتصاد آمریکا خوش‌بین است و حتی احتمال لغو برخی تعرفه‌ها را عاملی بالقوه برای کاهش تورم، تسهیل سیاست پولی و تقویت رشد می‌داند. سایرا مالک؛ سودآوری، توجیه اصلی ارزش‌گذاری‌های بالا سایرا مالک، مدیر سرمایه‌گذاری Nuveen، روایت متفاوتی دارد. او تأکید می‌کند که مقایسه امروز با حباب دات‌کام ناقص است، زیرا غول‌های فناوری کنونی نه‌تنها بزرگ، بلکه بسیار سودآورند. از نگاه او، شرکت‌هایی مانند انویدیا، مایکروسافت، آلفابت و برادکام موتور سودآوری بازار هستند. این گروه که او آن‌ها را «هشت شگفت‌انگیز» می‌نامد، انتظار می‌رود سود خود را بیش از دو برابر سرعت کل بازار افزایش دهند. به‌زعم مالک، تمرکز بازار الزاماً نشانه‌ای از ناکارایی یا ریسک ساختاری نیست. تا زمانی که شرکت‌های پیشرو فناوری قادر به حفظ شتاب رشد سودآوری خود باشند، این تمرکز از منظر اقتصادی قابل دفاع است. به همین دلیل، او استراتژی خود را بر کاهش وزن فناوری بنا نکرده، بلکه آن را همچنان در کانون سبد سرمایه‌گذاری حفظ و تقویت می‌کند. در کنار سهام، او به بازگشت اوراق قرضه شهرداری و رونق دوباره بازار پرایوت‌اکوئیتی در فضای نرخ بهره پایین‌تر نیز خوش‌بین است. ✔️  بیشتر بخوانید: اقتصاد اروپا در سال ۲۰۲۵؛ مرور تحولات و چشم‌انداز ۲۰۲۶ جک ابلین؛ ریسک تمرکز فقط مالی نیست، اقتصادی هم هست جک ابلین تمرکز بازار را نه فقط از منظر سرمایه‌گذاری، بلکه از منظر اقتصاد کلان نگران‌کننده می‌داند. از نگاه او، وقتی بخش کوچکی از جمعیت سهم بزرگی از ثروت و مصرف را در اختیار دارد، اقتصاد نسبت به شوک‌های مالی آسیب‌پذیرتر می‌شود. او هشدار می‌دهد که افت بازار می‌تواند از طریق اثر ثروت، به کاهش مصرف و در نهایت رکود اقتصادی منجر شود. به همین دلیل، استراتژی او متمایل به سهام ارزشی و شرکت‌های کوچک‌تر است؛ بخش‌هایی که هم از کاهش نرخ بهره منتفع می‌شوند و هم از منظر ارزش‌گذاری جذاب‌ترند. در حوزه هوش مصنوعی نیز او رویکردی فراگیر دارد: سرمایه‌گذاری گسترده و پذیرش این واقعیت که برندگان آینده هزینه بازندگان امروز را جبران خواهند کرد. لری آدام؛ بازار ۲۰۲۶ بازار سود است، نه بازار هیجان لری آدام از Raymond James پیش‌بینی محافظه‌کارانه‌تری دارد. او انتظار رشد حدود ۴ درصدی برای S&P 500 دارد و معتقد است فضای افزایش ارزش‌گذاری تقریباً به سقف رسیده است. در نتیجه، رشد بازار باید از مسیر واقعی‌تر سود شرکت‌ها عبور کند. او نسبت به شکنندگی بازار پس از یک دوره طولانی آرامش و نوسان پایین هشدار می‌دهد. تمرکز او روی صنایع و مصرف اختیاری است؛ صنایعی که از توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی و تقویت تقاضای مصرف‌کننده سود می‌برند. راب آرنات؛ حباب واقعا وجود دارد، اما زمان‌بندی به مراتب مهم‌تر است راب آرنات صریح‌تر از همه از واژه «حباب» استفاده می‌کند. با این حال، او هشدار می‌دهد که شرط‌بندی علیه حباب معمولاً زودتر از ترکیدن آن سرمایه را نابود می‌کند. او هوش مصنوعی را یک انقلاب واقعی می‌داند، اما یادآوری می‌کند که انقلاب‌ها برندگان اندکی دارند و بازندگان بسیار. بنابراین استراتژی او کاهش تدریجی وزن سهام گران و انتقال سرمایه به بازارهای کمتر محبوب مانند سهام بین‌المللی و ارزشی است. ✔️  بیشتر بخوانید: اقتصاد بریتانیا در سالی که گذشت؛ از چالش‌های ۲۰۲۵ تا چشم‌انداز ۲۰۲۶ سخن پایانی روایت این پنج سرمایه‌گذار نشان می‌دهد که وال‌استریت وارد مرحله‌ای جدید شده است: مرحله‌ای که در آن خوش‌بینی هنوز وجود دارد، اما هیجان جای خود را به گزینش‌گری داده است. بازار ۲۰۲۶ به‌احتمال زیاد نه پایان یک روند است و نه تکرار بی‌وقفه گذشته؛ بلکه فصلی است که در آن تمایز بین کیفیت و هیجان، بین سود واقعی و روایت و بین رشد پایدار و رشد حبابی بیش از هر زمان دیگری اهمیت خواهد داشت. برای سرمایه‌گذاران، پیام روشن است: دیگر صرفاً در بازار بودن کافی نیست؛ باید بدانید کجا، چرا و با چه ریسکی در بازار هستید. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

آیا ۲۰۲۶ سال بازنگری بزرگ در ارزش‌گذاری غول‌های فناوری است؟

سال 2025 به‌عنوان سالی پر از تحولات بزرگ برای صنعت فناوری اطلاعات به پایان می‌رسد، اما موضوعی که همچنان در محافل اقتصادی مورد بحث قرار دارد، پدیده‌ای است که به "حباب هوش مصنوعی" معروف شده است. این تکنولوژی که در ابتدا هیجانی عظیم به راه انداخت، حالا با رشد سریع خود به تدریج به نقطه‌ای حساس رسیده است. آیا بازارها به اندازه کافی درباره تأثیر هوش مصنوعی و اثرات آن بر بهره‌وری و سودآوری شرکت‌ها خوش‌بین بوده‌اند؟ آیا در سال 2026، دنیای فناوری در انتظار یک بازنگری واقعی خواهد بود؟ هوش مصنوعی (AI) با کارآمدتر و سریع‌تر انجام شدن فرایندها به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود. به‌طور مثال، تصور کنید که شما فروشنده آبمیوه‌های طبیعی هستید و به‌تازگی یک دستگاه آب‌گیری پیشرفته خریداری کرده‌اید که می‌تواند تمام فرایند آبگیری را سریع‌تر و با دقت بیشتر انجام دهد. به‌دنبال اعلام این خبر، سرمایه‌گذاران و مشتریان شما استقبال زیادی از این پیشرفت فناوری می‌کنند و حتی ممکن است بخشی از سرمایه‌گذاری خود را به شما اختصاص دهند، زیرا باور دارند که این تکنولوژی به‌زودی بازار را متحول خواهد کرد. اما آیا این پیشرفت واقعاً به آن اندازه که وعده داده شده، سودآور است؟ آیا این سرمایه‌گذاری باعث افزایش چشمگیر بهره‌وری و سود می‌شود؟ این سوالات به زودی به چالش‌های اصلی شرکت‌ها تبدیل خواهند شد، به ویژه برای شرکت‌هایی که میلیاردها دلار در هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در واقع، دیگر مثل گذشته، همه از صرف هزینه‌های سنگین برای هوش مصنوعی استقبال نمی‌کنند. پیش از این، بازارها نسبت به افزایش سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی واکنش مثبتی داشتند، اما اکنون این صرف هزینه‌ها به‌طور معمولی و متداول در آمده است. دقیقاً مانند عرضه اولیه پلی‌استیشن 5؛ در ابتدا، تنها کسی که پلی‌استیشن 5 داشت جذاب و متفاوت به نظر می‌رسید، اما به‌زودی با گسترش این تکنولوژی، دیگر تفاوت خاصی بین آنچه در اختیار دارید و دیگران وجود نخواهد داشت. در این شرایط، سوال اصلی این است که چگونه می‌توان سرمایه‌گذاران را نگه داشت؟ چه چیزی باعث می‌شود تا شرکت‌های فناوری احساس "جادویی" و "خاص بودن" خود را حفظ کنند؟ اینجاست که بحث بهره‌وری وارد می‌شود. برای غول‌های فناوری مانند گوگل و متا، چالش اصلی تبدیل این پیشرفت‌ها به درآمدهای تبلیغاتی است، و این دو شرکت در این زمینه موفق‌تر از سایرین عمل کرده‌اند. در حالی که آمازون و مایکروسافت نیز با سرمایه‌گذاری‌های کلان خود در هوش مصنوعی سعی دارند بازارهای خود را توسعه دهند، پرسش اصلی این است که آیا این هزینه‌ها واقعاً به افزایش سودآوری و بهره‌وری منجر خواهند شد؟ آمازون به‌ویژه در این مسیر پیشگام است و بیشترین میزان سرمایه‌گذاری را در زمینه هوش مصنوعی انجام داده است. این شرکت برای اطمینان دادن به سرمایه‌گذاران خود، در تلاش است تا نشان دهد که هزینه‌هایش در حوزه‌های مختلفی از جمله انبارداری، رباتیک، وب‌سایت و سیستم‌های ابری در حال بازدهی است. این شرکت حتی برای مقابله با ریسک‌های ناشی از وابستگی به شرکت‌های تولیدکننده تراشه و مراکز داده خارجی، در حال توسعه تراشه‌های خود و گسترش فعالیت‌هایش در زمینه مراکز داده است. از سوی دیگر، مایکروسافت با محصولاتی مانند "Copilot" که هوش مصنوعی را در نرم‌افزارهایش به کار گرفته، امیدوار است که تقاضا برای این محصولات به‌طور چشمگیری افزایش یابد. اما باید دید که آیا مردم به‌طور واقعی احساس نیاز به استفاده از این فناوری خواهند داشت یا نه. در نهایت، نمی‌توان صحبت از صنعت فناوری را بدون اشاره به انویدیا به پایان برد. این شرکت در دوره اخیر به‌عنوان پیشرو در صنعت هوش مصنوعی شناخته شده است. با این حال، آیا انتظارات سرمایه‌گذاران از این شرکت به‌اندازه‌ای بالا رفته است که هرگونه عملکرد ضعیف‌تر از آنچه که در حال حاضر ارائه می‌شود، به‌عنوان شکست تلقی شود؟ با توجه به رقبای قدرتمند این شرکت مانند آمازون و مایکروسافت که در حال توسعه اکوسیستم‌های هوش مصنوعی خود هستند، آیا انویدیا می‌تواند همچنان در صدر باقی بماند؟ به طور کلی، صنعت فناوری در سال‌های آینده نیازمند تجدید نظر جدی در ارزیابی خود خواهد بود. اگر این شرکت‌ها بتوانند به‌طور مؤثر از هوش مصنوعی بهره‌برداری کنند و تحولی واقعی در کارایی و سودآوری ایجاد کنند، ممکن است شاهد رشد بی‌سابقه‌ای در ارزش سهام آنها باشیم. در غیر این صورت، فشارهای بازار و انتظارات سرمایه‌گذاران می‌تواند منجر به یک واقعیت‌سنجی سخت برای غول‌های تکنولوژی در سال 2026 شود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

فروش زودهنگام طلا و بیت‌کوین؛ دو اشتباه تاریخی کانادا و آلمان

دو تصمیم مالی که سال‌ها از آن‌ها گذشته، امروز به‌عنوان نمونه‌هایی از پرهزینه‌ترین اشتباهات اقتصادی مطرح می‌شوند. کانادا در سال ۱۹۶۵ بیش از ۱٬۰۲۳ تن طلا را تنها با قیمت ۱.۱۵ میلیارد دلار فروخت؛ دارایی‌ای که ارزش آن امروز به حدود ۱۴۹ میلیارد دلار رسیده است. در نمونه‌ای مشابه، دولت آلمان در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۰ هزار بیت‌کوین را به ارزش ۲.۲ میلیارد دلار فروخت؛ در حالی که ارزش همین مقدار بیت‌کوین اکنون بیش از ۴.۴ میلیارد دلار است. این دو تصمیم نشان می‌دهد که فروش دارایی‌های استراتژیک در زمان نامناسب می‌تواند به یکی از پرهزینه‌ترین اشتباهات اقتصادی کشورها تبدیل شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

صورت‌جلسه بانک مرکزی کانادا (BOC): شورای حکام توافق کردند که با در نظر گرفتن نوسانات اخیر، در تفسیر داده‌ها محتاط باشند

شورای حکام آماده است تا در صورت وقوع یک شوک بزرگ جدید، یا داده‌هایی که نشان‌دهنده انحراف قابل‌توجه اقتصاد و تورم از چشم‌انداز باشند، واکنش نشان دهد. پیش از اعلام تصمیم نرخ بهره بانک مرکزی کانادا در ۱۰ دسامبر، شورای حکام بر این باور بود که پیش‌بینی اینکه اقدام بعدی افزایش [نرخ] خواهد بود یا کاهش آن، دشوار است. شورای حکام توافق کردند که بازنگری پیش روی پیمان تجاری USMCA یک ریسک قابل‌توجه است. نوسانات در آمارهای اخیر تولید ناخالص داخلی (GDP) سه‌ماهه بر این موضوع تأکید دارد که ارزیابی روندهای بنیادین اقتصادی تا چه حد چالش‌برانگیز خواهد بود. شورای حکام بر این باور بود که عدم قطعیت پیش از مذاکرات USMCA و در حین آن، احتمالاً بر سرمایه‌گذاری تجاری فشار خواهد آورد (تأثیر منفی خواهد گذاشت). شورای حکام به این نتیجه رسیدند که این امر می‌تواند ناشی از رشد کندتر هزینه‌های واحد نیروی کار باشد. شورای حکام خاطرنشان کردند که علیرغم ریسک سرایت هزینه‌های بالاتر ناشی از اختلالات تجاری به قیمت‌های مصرف‌کننده، تأثیرات آن تاکنون محدود بوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

شرکت OpenAI در حال مذاکره برای جذب حداقل ۱۰ میلیارد دلار از آمازون است

به گزارش The Information، شرکت OpenAI در حال مذاکره است تا حداقل ۱۰ میلیارد دلار از آمازون جذب سرمایه کند. این سرمایه‌گذاری احتمالی می‌تواند ارزش OpenAI را به بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار برساند و همچنین شامل استفاده این شرکت از تراشه‌های هوش مصنوعی Trainium آمازون باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا: در چند ماه آینده، انتظار داریم شاهد مقداری کاهش در تورم قیمت مواد غذایی باشیم

مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا: در چند ماه آینده، انتظار داریم شاهد مقداری کاهش در تورم قیمت مواد غذایی باشیم

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

رئیس بانک مرکزی کانادا بر مناسب بودن نرخ بهره فعلی و حفظ هدف تورمی ۲ درصدی تأکید کرد

تیف مک‌لم، رئیس بانک مرکزی کانادا، در تازه‌ترین اظهارات خود با دفاع از سیاست‌های فعلی اعلام کرد که نرخ بهره سیاستی کنونی برای حفظ تورم در نزدیکی ۲ درصد در سطح مناسبی قرار دارد. وی ضمن ابراز اطمینان از اینکه ۲ درصد بهترین هدف تورمی است و بانک مرکزی قصدی برای بازنگری در آن ندارد، خاطرنشان کرد که این نهاد آماده است در صورت تغییر چشم‌انداز اقتصادی، واکنش لازم را نشان دهد. مک‌لم در بخش دیگری از سخنانش به تشریح الزامات ارزهای دیجیتال باثبات (Stablecoins) پرداخت و تأکید کرد که هر استیبل‌کوین کانادایی در آینده باید یک‌به‌یک به ارز بانک مرکزی متصل (Pegged) باشد. به گفته او، این ارزها باید توسط دارایی‌های نقدشونده با کیفیت بالا پشتیبانی شوند تا همواره امکان تبدیل آن‌ها به پول نقد با ارزش اسمی فراهم باشد. رئیس بانک مرکزی کانادا افزود که هدف نهایی تبدیل استیبل‌کوین‌ها به «پول خوب» و قابل‌اعتمادی مانند اسکناس یا سپرده‌های بانکی است؛ از این‌رو صادرکنندگان باید دارای تاب‌آوری عملیاتی کافی باشند و شرایط بازخرید و کارمزدها را کاملاً شفاف‌سازی کنند. بانک مرکزی کانادا قصد دارد با همکاری وزارت دارایی، از تدوین مقررات استیبل‌کوین‌ها در سال ۲۰۲۶ حمایت کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

پیش‌بینی کاهش فروش گوشی‌های هوشمند در سال ۲۰۲۶ به دلیل افزایش هزینه‌ تراشه‌ها

طبق گزارش Counterpoint، انتظار می‌رود عرضه جهانی گوشی‌های هوشمند در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۱ درصد کاهش یابد، زیرا افزایش هزینه‌های تراشه بر تقاضای مصرف‌کننده فشار می‌آورد. کمبود تراشه‌های حافظه قدیمی، ناشی از انتقال به قطعات متمرکز بر هوش مصنوعی، باعث افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی هزینه مواد اولیه شده و بیشترین تأثیر را بر دستگاه‌های زیر ۲۰۰ دلار دارد. برندهای چینی مانند آنر (Honor) و اوپو (Oppo) به دلیل حاشیه سود کم، بیشتر آسیب‌پذیر هستند، در حالی که اپل و سامسونگ در موقعیت بهتری قرار دارند. افزایش تقاضا برای سرورهای هوش مصنوعی، عرضه حافظه را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.»

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بانک سی‌آی‌بی‌سی هشدار داد که بازارها در پیش‌بینی افزایش نرخ بهره کانادا دچار تندروی شده‌اند

بانک سی‌آی‌بی‌سی (CIBC) در یادداشت جدیدی به فعالان بازار هشدار داده است که در پیش‌بینی افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی کانادا دچار شتاب‌زدگی شده‌اند و نباید روی این موضوع شرط‌بندی کنند. اندرو گرانتام، تحلیلگر CIBC، استدلال می‌کند که اگرچه تورم کل در سطح ۲.۲ درصد ثابت مانده است، اما جزئیات داده‌ها از قیمت‌گذاری‌های تهاجمی اخیر بازار برای افزایش نرخ بهره پشتیبانی نمی‌کند. به گفته او، اقتصاد درگیر یک وضعیت «فشار و کشش» است و بانک مرکزی کانادا در یک «توقف طولانی‌مدت» قفل شده است؛ بر این اساس، پیش‌بینی می‌شود نرخ بهره در تمام سال آینده در سطح فعلی ۲.۲۵ درصد ثابت باقی بماند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ تمرکز بازار بر داده‌های کلیدی آمریکا و تصمیمات بانک‌های مرکزی

با عبور بازارها از نشست دسامبر فدرال رزرو، هفته پیش‌رو در حالی آغاز می‌شود که تمرکز سرمایه‌گذاران به‌طور هم‌زمان بر داده‌های حساس اقتصاد آمریکا و تصمیمات چند بانک مرکزی بزرگ جهان معطوف شده است. انتشار گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا (شاخص NFP) و داده‌های تورمی (شاخص CPI)، در کنار نشست‌های بانک مرکزی انگلیس، بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی ژاپن، این هفته را به یکی از شلوغ‌ترین مقاطع تقویم اقتصادی تبدیل کرده است. تصمیم اخیر فدرال رزرو، اگرچه مطابق انتظار بازار با کاهش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره همراه بود، اما لحن کلی آن کمتر از حد انتظار انقباضی تلقی شد و همین مسئله فشار قابل‌توجهی بر دلار وارد کرد. به‌روزرسانی دات‌پلات نشان داد که اعضای کمیته بازار آزاد، برخلاف انتظارات قبلی، تنها یک کاهش نرخ بهره دیگر را برای سال آینده پیش‌بینی می‌کنند؛ سیگنالی که در نگاه نخست می‌توانست به‌عنوان یک «کاهش نرخ با گرایش هاوکیش» تفسیر شود. با این حال، شکاف عمیق در میان اعضای فدرال رزرو، تصویر سیاست‌گذاری را پیچیده‌تر کرد. پراکندگی گسترده پیش‌بینی‌ها برای سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که اجماعی واقعی در مورد مسیر نرخ بهره وجود ندارد. به‌عبارت دیگر، نرخ میانه ارائه‌شده برای آن سال نه بازتاب نظر اکثریت، بلکه حاصل میانگین‌گیری از دیدگاه‌هایی کاملاً متفاوت است؛ موضوعی که بر نااطمینانی سیاست پولی افزوده است. در کنار این موارد، اعلام آغاز خرید اوراق خزانه کوتاه‌مدت توسط فدرال رزرو در قالب عملیات مدیریت ذخایر، سیگنالی مهم برای بازارها بود. این اقدام که با هدف حفظ نقدشوندگی بازار و کنترل بهتر نرخ‌های بهره انجام می‌شود، در کنار کنفرانس خبری نسبتاً ملایم جروم پاول که بر کند شدن رشد اشتغال و ابهامات بازار کار تأکید داشت، نقش کلیدی در تضعیف دلار ایفا کرد. مجموعه این عوامل باعث شده است که بخش قابل‌توجهی از بازار همچنان بر این باور باشد که فدرال رزرو ممکن است ناچار به بیش از یک کاهش نرخ بهره در سال آینده شود. داده‌های NFP و تورم CPI؛ تعیین‌کننده مسیر انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو در هفته پیش‌رو، تمرکز اصلی بازارها به‌طور ویژه بر انتشار گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا (NFP) برای ماه نوامبر معطوف خواهد بود؛ گزارشی که به‌دلیل تعطیلی‌های اخیر با تأخیر منتشر می‌شود و قرار است روز سه‌شنبه در کانون توجه معامله‌گران قرار گیرد. در ادامه، داده‌های تورمی شاخص قیمت مصرف‌کننده (شاخص CPI) برای همان ماه، که روز پنج‌شنبه منتشر می‌شود، دومین محرک کلیدی بازار خواهد بود. نشانه‌های اولیه از بازار کار چندان امیدوارکننده نیست. گزارش ADP برای ماه نوامبر نشان داد که بخش خصوصی آمریکا به‌طور غیرمنتظره‌ای ۳۲ هزار شغل از دست داده است؛ نتیجه‌ای که نه‌تنها پایین‌تر از برآورد رشد ۵ هزار واحدی تحلیلگران بود، بلکه ریسک‌ها را به‌وضوح به سمت یک گزارش NFP ضعیف‌تر متمایل کرده است. این واگرایی منفی، حساسیت بازار را نسبت به داده اشتغال رسمی به‌طور محسوسی افزایش داده است. حتی در صورتی که داده‌های CPI نشانه‌هایی از پایداری فشارهای تورمی را منعکس کنند، به نظر می‌رسد فدرال رزرو در مقطع فعلی تمرکز خود را بیش از هر چیز بر وضعیت بازار کار قرار داده است. جروم پاول در اظهارات اخیر خود تأکید کرد که عبور تورم از هدف ۲ درصدی عمدتاً ناشی از اثر تعرفه‌ها بوده و این فشار قیمتی احتمالاً ماهیتی مقطعی و یک‌باره دارد. بر این اساس، بعید است داده‌های تورمی به‌تنهایی بتوانند ضعف احتمالی دلار (در صورت انتشار NFP ناامیدکننده) را به‌طور کامل جبران کنند. در کنار این داده‌های کلیدی، بازارها روز سه‌شنبه منتظر انتشار شاخص‌های اولیه PMI مؤسسه S&P Global برای ماه دسامبر خواهند بود؛ شاخص‌هایی که تصویر به‌روزی از وضعیت فعالیت اقتصادی ارائه می‌دهند. همچنین، آمار خرده‌فروشی آمریکا برای ماه نوامبر که روز چهارشنبه منتشر می‌شود، می‌تواند سرنخ‌های مهمی از وضعیت تقاضای مصرف‌کننده و پایداری رشد اقتصادی ارائه دهد. بانک مرکزی انگلیس در آستانه کاهش نرخ بهره؛ آیا مسیر تسهیل در ۲۰۲۶ هموار می‌شود؟ در کنار پیامدهای نشست فدرال رزرو و انتشار داده‌های مهم اقتصاد آمریکا، سرمایه‌گذاران در هفته پیش‌رو باید تصمیمات سه بانک مرکزی بزرگ دیگر را نیز هضم کنند؛ بانک مرکزی انگلیس و بانک مرکزی اروپا در روز پنج‌شنبه، و بانک مرکزی ژاپن در روز جمعه. در این میان، نگاه‌ها بیش از همه به لندن دوخته شده است؛ جایی که انتظار می‌رود بانک مرکزی انگلیس گام نخست را در مسیر کاهش نرخ بهره بردارد. در نشست ماه نوامبر، سیاست‌گذاران پولی بریتانیا نرخ بهره را بدون تغییر حفظ کردند، اما نتیجه رأی‌گیری ۵ به ۴، شکاف عمیق در کمیته سیاست‌گذاری را آشکار ساخت. چهار عضو خواهان کاهش نرخ بهره بودند و تنها جروم بیلی، رئیس بانک مرکزی انگلیس، در میان حامیان حفظ نرخ‌ها قرار داشت؛ آن هم در حالی که او تصریح کرد ریسک‌های کلی تورمی کاهش یافته است. این اظهارنظر به‌طور گسترده به‌عنوان نشانه‌ای تعبیر شد مبنی بر اینکه بیلی در نشست پیش‌رو به جمع طرفداران کاهش نرخ بهره خواهد پیوست. از زمان نشست قبلی، داده‌های اقتصادی نیز به نفع این سناریو تغییر کرده‌اند. نرخ بیکاری بریتانیا در ماه سپتامبر از ۴.۸ درصد به ۵.۰ درصد افزایش یافته، رشد اقتصادی در سه‌ماهه سوم سال به ۰.۱ درصد کاهش یافته و هر دو شاخص تورم (چه تورم سرفصل و چه تورم هسته) اندکی افت کرده‌اند، هرچند همچنان بالاتر از سطح ۳ درصد قرار دارند. مجموعه این داده‌ها تصویر اقتصادی شکننده‌تری را ترسیم می‌کند که فضای مانور بیشتری برای سیاست‌گذاران پولی فراهم می‌آورد. در چنین شرایطی، بازارها اکنون با احتمال حدود ۹۰ درصد، کاهش نرخ بهره در نشست هفته آینده را قیمت‌گذاری کرده‌اند. افزون بر این، معامله‌گران بیش از یک کاهش ۲۵ واحد پایه‌ای دیگر را تا پایان سال ۲۰۲۶ در سناریوی پایه خود لحاظ کرده‌اند. نکته قابل‌توجه آن است که بانک مرکزی انگلیس برآورد کرده بودجه جدید اعلام‌شده توسط وزیر دارایی، ریوز، می‌تواند از حدود سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ تا پایان ۲۰۲۶، نرخ تورم سالانه را حدود ۰.۴ تا ۰.۵ واحد درصد کاهش دهد؛ عاملی که می‌تواند مسیر تسهیل پولی را هموارتر کند. بر این اساس، اگر کاهش نرخ بهره با پیامی داویش همراه شود، ممکن است سرمایه‌گذاران زمان‌بندی کاهش‌های بعدی نرخ بهره را جلوتر بیاورند و حتی میزان کاهش‌های مورد انتظار برای سال آینده را افزایش دهند. چنین سناریویی می‌تواند فشار مضاعفی بر پوند انگلیس وارد کند. پیش از اعلام تصمیم بانک مرکزی، سیلی از داده‌های اقتصادی بریتانیا منتشر خواهد شد. گزارش اشتغال ماه اکتبر و برآورد اولیه شاخص‌ مدیران خرید PMI برای دسامبر روز سه‌شنبه در کانون توجه قرار دارند. پس از آن، داده‌های تورم در روز چهارشنبه و آمار خرده‌فروشی در روز جمعه منتشر می‌شوند. تداوم روند کاهشی تورم برای دومین ماه متوالی می‌تواند انتظارات از یک موضع کاملاً متمایل به تسهیل را تقویت کرده و حتی پیش از نشست رسمی بانک مرکزی، زمینه‌ساز تضعیف پوند شود. بانک مرکزی اروپا در موضع انتظار؛ احتمال بازنگری صعودی رشد اقتصادی حدود یک ساعت پس از اعلام تصمیم بانک مرکزی انگلیس، نوبت به بانک مرکزی اروپا می‌رسد تا موضع سیاست پولی خود را به‌صورت رسمی اعلام کند. در نشست پیشین، سیاست‌گذاران ECB نرخ‌های بهره را بدون تغییر حفظ کردند و بار دیگر تأکید داشتند که سیاست پولی در «جایگاه مناسبی» قرار دارد؛ ارزیابی‌ای که بر پایه نشانه‌های بهبود وضعیت اقتصادی و نزدیک شدن تورم به سطح هدف شکل گرفته بود. در آستانه نشست پیش‌رو، اظهارات مقامات ارشد بانک مرکزی اروپا نیز حاکی از اعتماد نسبی به چشم‌انداز اقتصاد منطقه یورو است. کریستین لاگارد، رئیس ECB، روز چهارشنبه عنوان کرد که تاب‌آوری اقتصاد منطقه یورو در برابر تنش‌های تجاری و حرکت رشد اقتصادی در حوالی سطح بالقوه، می‌تواند زمینه‌ساز بازنگری صعودی پیش‌بینی‌های رشد تولید ناخالص داخلی در نشست هفته آینده باشد. این پیام خوش‌بینانه، با اظهارات ایزابل شنابل، عضو هیئت‌مدیره بانک مرکزی اروپا، تقویت شد؛ او در گفت‌وگو با بلومبرگ تصریح کرد که حرکت بعدی سیاست پولی می‌تواند افزایش نرخ بهره باشد، هرچند چنین اقدامی در آینده نزدیک در دستور کار قرار ندارد. با در نظر گرفتن این سیگنال‌ها، بازارها تقریباً با قطعیت انتظار دارند که بانک مرکزی اروپا در نشست هفته آینده نرخ بهره را بدون تغییر حفظ کند. در عین حال، سرمایه‌گذاران احتمال قابل‌توجهی (در حدود ۳۶ درصد) برای افزایش نرخ بهره تا پایان سال آینده در سناریوهای خود لحاظ کرده‌اند. از این رو، تکرار لحن خوش‌بینانه نسبت به اقتصاد منطقه یورو می‌تواند از یورو حمایت کند و زمینه را برای تقویت جفت‌ارز یورو/دلار فراهم آورد. این چشم‌انداز به‌ویژه در صورتی تقویت خواهد شد که شاخص‌های اولیه PMI مؤسسه S&P Global برای ماه دسامبر، که روز سه‌شنبه منتشر می‌شوند، تأیید کنند اقتصاد منطقه یورو همچنان از پویایی مناسبی برخوردار است. در چنین شرایطی، موضع «صبر و انتظار همراه با خوش‌بینی محتاطانه» ECB می‌تواند به یکی از عوامل حمایتی بازار ارز اروپا در هفته پیش‌رو تبدیل شود. بانک مرکزی ژاپن در آستانه افزایش نرخ بهره؛ بازار چشم‌انتظار راهنمایی سیاستی در پایان این هفته پرتراکم، نگاه بازارها به توکیو دوخته خواهد شد؛ جایی که بانک مرکزی ژاپن اکنون با احتمال حدود ۷۵ درصدی به‌عنوان گزینه‌ای جدی برای افزایش نرخ بهره دیده می‌شود. فراتر از نشست پیش‌رو، معامله‌گران برای سال آینده نیز مجموعاً حدود ۴۰ واحد پایه افزایش نرخ بهره را در سناریوهای خود لحاظ کرده‌اند؛ مسیری که معادل یک افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای قطعی و حدود ۶۰ درصد احتمال برای سومین افزایش نرخ بهره است. پس از انتخاب سانائه تاکایچی که به رویکردی انبساطی در سیاست‌های مالی شهرت دارد، به‌عنوان نخست‌وزیر جدید ژاپن، بازارها در ابتدا بخشی از انتظارات خود نسبت به افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر را تعدیل کردند. با این حال، اظهارات اخیر کازوئو اوئدا، رئیس بانک مرکزی ژاپن، در کنار گزارش‌های بلومبرگ و رویترز، بار دیگر گمانه‌زنی‌ها درباره اقدام قریب‌الوقوع این بانک را تقویت کرده است. با وجود این، واکنش ین به تشدید انتظارات انقباضی چندان پرقدرت نبوده و ارز ژاپن نتوانسته به‌طور معناداری از این تغییر فضا بهره‌مند شود. در چنین شرایطی، اگر بانک مرکزی ژاپن مطابق انتظار بازار دست به افزایش نرخ بهره بزند، تمرکز سرمایه‌گذاران به‌سرعت از خود تصمیم به سمت پیام‌ها و نشانه‌های مربوط به مسیر سیاست پولی در سال ۲۰۲۶ منتقل خواهد شد. در صورتی که راهنمایی سیاستی بانک با انتظارات نسبتاً انقباضی اخیر بازار همخوانی نداشته باشد، این احتمال وجود دارد که ین بار دیگر در مسیر تضعیف قرار گیرد. با این حال، نزدیک شدن جفت‌ارز دلار/ین به محدوده روانی ۱۶۰ واحدی، ریسک‌های صعودی پیرامون ین را به‌طور کامل از بین نمی‌برد. در چنین سطوحی، احتمال دارد وزیر دارایی ژاپن، کاتایاما، بار دیگر نسبت به افت ارزش ین ابراز نگرانی کرده و حتی به احتمال مداخله در بازار ارز اشاره کند. از این رو، حتی در سناریویی که بانک مرکزی ژاپن نتواند انتظارات بازار را به‌طور کامل برآورده کند، عدم تقارن ریسک‌ها به این معناست که فشارهای صعودی بالقوه بر ین همچنان در حاشیه بازار باقی خواهد ماند. ✔️  بیشتر بخوانید: چرخش راست در سیاست ژاپن؛ تأثیر تاکایچی بر اقتصاد و دیپلماسی

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

تاخیر در تحویل برخی دیتاسنترهای اوراکل برای OpenAI؛ زمان‌بندی به ۲۰۲۸ موکول شد

بر اساس گفته منابع آگاه، اوراکل زمان تکمیل بخشی از دیتاسنترهایی را که برای OpenAI توسعه می‌دهد از سال ۲۰۲۷ به ۲۰۲۸ موکول کرده است. این تاخیرها عمدتاً ناشی از کمبود نیروی کار و محدودیت‌های تأمین مواد و تجهیزات عنوان شده است. اوراکل از تابستان امسال در چارچوب قراردادی حدود ۳۰۰ میلیارد دلاری متعهد شده توان پردازشی موردنیاز برای آموزش و اجرای مدل‌های هوش مصنوعی OpenAI را فراهم کند. با وجود این وقفه‌ها، منابع تأکید دارند که ابعاد و سرعت اجرای پروژه‌ها در آمریکا همچنان بسیار بلندپروازانه است و این سایت‌ها قرار است در زمره بزرگ‌ترین دیتاسنترهای جهان قرار بگیرند. اوراکل و OpenAI تاکنون از اظهار نظر رسمی درباره این تغییر زمان‌بندی خودداری کرده‌اند. با این حال، کلی مگویرک، مدیرعامل مشترک اوراکل، در تماس تلفنی اخیر با تحلیلگران اعلام کرد که اهداف این شرکت برای توسعه ظرفیت جهانی «بلندپروازانه اما دست‌یافتنی» است. به گفته او، اولین دیتاسنتر اوراکل برای OpenAI در ابیلین تگزاس طبق برنامه پیش می‌رود و تاکنون بیش از ۹۶ هزار تراشه انویدیا به این سایت تحویل داده شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

کارنی، نخست وزیر کانادا یک گام دیگر به اکثریت نزدیک شد

پس از پیروزی غیرمنتظره مارک کارنی در انتخابات امسال، او نتوانست اکثریت پارلمان را به دست آورد. لیبرال‌ها ۱۶۹ کرسی کسب کردند، تنها سه کرسی کمتر از اکثریت ۱۷۲ کرسی. در اوایل نوامبر، نماینده محافظه‌کار کریس دِنتِرمونت به لیبرال‌ها پیوست و تعداد کرسی‌ها به ۱۷۰ رسید. اکنون نیز مایکل ما، نماینده حوزه Markham-Unionville، اعلام کرده است که از محافظه‌کاران جدا شده و به لیبرال‌ها می‌پیوندد. این تغییر تعداد کرسی‌های لیبرال‌ها را به ۱۷۱ رسانده است؛ تنها یک کرسی تا اکثریت فاصله دارند. شایعاتی وجود دارد که لیبرال‌ها در حال رایزنی با دیگر نمایندگان هستند و در صورت موفقیت، کارنی می‌تواند حداقل سه سال دیگر در قدرت باقی بماند. حتی بدون آن، او اکنون تنها به حمایت یک نماینده دیگر نیاز دارد تا هر قانونی را تصویب کند. این جابه‌جایی همچنین اهمیت انتخابات میان‌دوره‌ای آینده را افزایش می‌دهد، زیرا می‌تواند توازن قدرت را تغییر دهد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

اسکوشیابانک: بازار نزولی دلار آمریکا تازه آغاز شده است

تحلیلگران اسکوشیابانک معتقدند که فرسایش «استثناگرایی آمریکا» و تغییرات بزرگ در اختلاف نرخ بهره می‌تواند در سال آینده به سقوط «شاه دلار» منجر شود. دلار آمریکا پس از سال‌ها رشد، امسال در بیشتر جبهه‌ها کاهش یافته است. تیم اسکوشیابانک هشدار می‌دهد که معامله‌گران نباید به موقعیت‌های خرید دلار دلگرم باشند؛ زیرا بدترین شرایط هنوز در راه است. در چشم‌انداز ۲۰۲۶، شان آزبرن و اریک تئورِت پیش‌بینی می‌کنند که ضعف گسترده دلار تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. اسکوشیابانک انتظار دارد فدرال رزرو نرخ بهره را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد و تا نیمه نخست ۲۰۲۶ به سطح ۳٪ برساند، در حالی که سایر بانک‌های مرکزی بزرگ احتمالاً سیاست‌های خود را تغییر نمی‌دهند یا حتی سخت‌گیرانه‌تر عمل می‌کنند. این تغییر، دو ستون اصلی قدرت دلار یعنی رشد نسبی بالاتر و اختلاف بازدهی جذاب را از بین می‌برد. اسکوشیابانک معتقد است نقطه اوج فشار بر دلار در سه‌ماهه دوم و سوم ۲۰۲۶ خواهد بود، زمانی که بازار کار آمریکا کند می‌شود و فدرال رزرو سیاست‌های انبساطی خود را حفظ می‌کند. یورو و ین: صعود آرام بانک مرکزی اروپا نرخ‌ها را ثابت نگه می‌دارد و این امر می‌تواند EURUSD را به محدوده ۱.۲۲ تا ۱.۲۴ برساند (نرخ فعلی ۱.۱۷). بانک مرکزی ژاپن در ۲۰۲۶ سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ می‌کند و پیش‌بینی می‌شود USDJPY تا پایان ۲۰۲۶ به ۱۴۰ و تا پایان ۲۰۲۷ به ۱۳۰ برسد (نرخ فعلی ۱۵۵.۶۸). معامله خلاف جریان: خرید دلار کانادا بازار به‌شدت در موقعیت فروش دلار کانادا قرار دارد، اما اسکوشیابانک انتظار یک بازگشت بزرگ دارد. در حالی که فدرال رزرو نرخ‌ها را کاهش می‌دهد، بانک مرکزی کانادا در نیمه دوم ۲۰۲۶ شروع به افزایش نرخ خواهد کرد. اختلاف نرخ بهره بین دو بانک که اکنون ۱۷۵ نقطه پایه است، تا پایان سال آینده به ۲۵ نقطه پایه کاهش می‌یابد. پیش‌بینی می‌شود نرخ USDCAD تا پایان ۲۰۲۶ به ۱.۳۵ و تا ۲۰۲۷ به ۱.۳۰ برسد (نرخ فعلی ۱.۳۷۷۵). بازارهای نوظهور: احتیاط در پزو مکزیک اسکوشیابانک نسبت به پزو مکزیک دیدگاه منفی دارد. دلیل آن کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی مکزیک همزمان با افزایش نوسانات است. همچنین بازنگری توافق تجاری CUSMA ریسک‌ها را افزایش می‌دهد. پیش‌بینی می‌شود نرخ دلار USDMXN مکزیک در سال آینده به ۱۹.۰۰ و تا ۲۰۲۷ به ۲۰.۴۰ برسد. پیش‌بینی‌های کلیدی اسکوشیابانک تا دسامبر ۲۰۲۶: EURUSD: 1.21 USDCAD: 1.35 USDJPY: 140 GBPUSD: 1.38 USDMXN: 19.00

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

شرکت OpenAI مدل جدید GPT‑5.2 را ارائه داد

مدل جدید GPT-5.2 توسط OpenAI معرفی شد و به‌عنوان یک جهش بزرگ در حوزه هوش مصنوعی شناخته می‌شود. این مدل توانسته است در آزمون‌های مهم مانند AIME 2025 با موفقیت 100٪ و ARC-AGI-2 با جهش به 52.9٪ عملکردی بی‌سابقه داشته باشد. همچنین در شاخص GDPval مرتبط با کارهای دانشی، از 38.8٪ به 70.9٪ افزایش یافته است. این نتایج نشان‌دهنده پیشرفت چشمگیر در استدلال انتزاعی، تعمیم و توانایی انجام وظایف اقتصادی هستند. OpenAI تأکید کرده که GPT-5.2 درک متن‌های طولانی، استفاده از ابزارها و قابلیت‌های دیداری را به سطحی بالاتر رسانده و می‌تواند وظایف پیچیده را بهتر از هر مدل پیشین انجام دهد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

سهام اوراکل ۱۰٪ افت کرد و فشار بر فناوری افزایش یافت

بیشتر بازارهای سهام آسیا روز پنج‌شنبه با سیگنال‌های انبساطی فدرال رزرو رشد کردند، اما سهام فناوری به‌ویژه پس از گزارش ضعیف اوراکل افت داشت. فدرال رزرو مطابق انتظار نرخ بهره را ۲۵ نقطه پایه کاهش داد و اعلام کرد که از ماه آینده حدود ۴۰ میلیارد دلار اوراق خزانه خریداری خواهد کرد تا نقدینگی بیشتری وارد بازار شود. این اقدام شرایط پولی را در ماه‌های آینده تسهیل خواهد کرد. با این حال، سهام فناوری و شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی تحت فشار قرار گرفتند. سهام اوراکل پس از انتشار گزارش مالی ضعیف تا ۱۰٪ افت کرد و این موضوع باعث کاهش ارزش سهام شرکت‌های بزرگی مانند انویدیا شد. شاخص S&P 500 آتی ۰.۴٪ افت کرد شاخص نزدک ۱۰۰ آتی ۰.۷٪ کاهش یافت بازار ژاپن بیشترین آسیب را از افت سهام فناوری دید در بخش‌های غیر فناوری، بازارهای آسیا عملکرد بهتری داشتند: شاخص Straits Times سنگاپور ۰.۵٪ رشد کرد شاخص KOSPI کره‌جنوبی ۰.۳٪ افزایش یافت CSI 300 چین ۰.۲٪ رشد کرد هانگ‌سنگ هنگ‌کنگ ۰.۴٪ بالا رفت شاخص ASX 200 استرالیا ۰.۴٪ رشد کرد به‌دلیل داده‌های ضعیف بازار کار که احتمال کاهش نرخ بهره توسط RBA را تقویت کرد. در ژاپن، شاخص نیکی ۲۲۵ با افت ۰.۶٪ و TOPIX با کاهش ۰.۴٪ مواجه شدند. سهام SoftBank به‌دلیل وابستگی به اوراکل و سرمایه‌گذاری در OpenAI ۶.۴٪ سقوط کرد. اختلاف دیپلماتیک میان توکیو و پکن بر سر تایوان نیز فشار مضاعفی بر بازار ژاپن وارد کرد. در مقابل، خبر فروش تراشه‌های پیشرفته انویدیا در چین کمی از فشارها کاست. سهام Advantest ژاپن ۴٪ رشد کرد، در حالی که SK Hynix کره ۱٪ افت کرد و سامسونگ ۱٪ رشد داشت. شرکت TSMC تایوان نیز اعلام کرد فروش نوامبر کاهش یافته و سهام آن ۱.۳٪ افت کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تاریخ ۲ ژانویه برای آینده توافق USMCA حیاتی است

در سال ۲۰۲۵ دولت ترامپ تمرکز خود را بر تجارت جهانی گذاشت، اما سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز به همسایگان آمریکا یعنی مکزیک و کانادا مربوط خواهد بود. این دو کشور حدود ۳۰٪ از واردات آمریکا و نزدیک به ۳۳٪ از صادرات آمریکا را تشکیل می‌دهند و تاکنون تا حد زیادی از تعرفه‌ها در امان مانده‌اند. نماینده تجاری آمریکا، جمیسون گریر اعلام کرد که دولت ترامپ همه گزینه‌ها را برای آینده توافق USMCA روی میز نگه داشته است. این توافق که در دوره اول ترامپ مذاکره شد، در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله بازبینی خودکار می‌شود و هر کشور می‌تواند آن را تمدید، بازنگری یا ترک کند. گریر همچنین اشاره کرد که ایالات متحده ممکن است به سمت توافق‌های دوجانبه با کانادا و مکزیک حرکت کند، زیرا شرایط ساختاری این دو کشور متفاوت است: وضعیت نیروی کار، پروفایل واردات و صادرات و حتی حاکمیت قانون. طبق مقررات، سه کشور باید تا اول ژوئیه تصمیم خود را درباره آینده توافق اعلام کنند، اما آمریکا موظف است ۱۸۰ روز پیش از آن، یعنی در تاریخ ۲ ژانویه، گزارشی به کنگره ارائه دهد که نشان‌دهنده موضع دولت خواهد بود. گریر در جلسه‌ای با سنای آمریکا تأکید کرد که یکی از اهداف اصلی او سخت‌گیرانه‌تر کردن قوانین مبدأ (Rules of Origin) در توافق است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر