TSLA 372.22 USD ▼ 0.63%
AAPL 347.73 USD ▼ 0.14%
GOOGL 320.21 USD ▼ 1.24%
AMZN 248.00 USD ▼ 0.95%
NVDA 210.96 USD ▼ 0.59%
BTCUSD 80,454.93 USD

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش

اخبار لحظه ای بازار، اقتصاد، بانک های مرکزی و ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش

روسیه: منابع انرژی ما همچنان مشتری دارد؛ حتی با شایعات هند

نوواک، معاون نخست‌وزیر روسیه، درباره انتظارات از اقدامات اوپک‌پلاس در آوریل: «ما شاهد توازن میان عرضه و تقاضای نفت هستیم. این موضوع یک عامل اضافی برای تضمین تعادل در بازار نفت خواهد بود.» نوواک: «منابع کالایی ما همچنان تقاضای بالایی دارند.» درباره احتمال کاهش واردات نفت روسیه توسط هند: «ما فقط اظهارات عمومی را دیده‌ایم.»

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

پلیس فرانسه به دفتر X در پاریس یورش برد

گزارش‌ها از پاریس حاکی از آن است که پلیس فرانسه به‌طور ناگهانی وارد دفتر شرکت X شده و عملیات بازرسی در حال انجام است. جزئیات این اقدام هنوز روشن نیست و همین ابهام، توجه رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی را به خود جلب کرده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بازار نفت بین امید و نگرانی؛ ایران و آمریکا چه تصمیمی می‌گیرند؟

در یک نگاه قیمت نفت پس از کاهش تنش‌های ایران و آمریکا افت کرد. مذاکرات ایران و آمریکا قرار است جمعه در استانبول برگزار شود. اوپک‌پلاس تولید را ثابت نگه داشت؛ عاملی حمایتی برای بازار نفت. شاخص تولید ISM آمریکا رشد چشمگیری داشته و تقاضا را تقویت کرده است. بازار نفت جهانی این هفته با افت چشمگیر قیمت‌ها آغاز شد؛ افتی که پس از چند تحول مثبت در روابط ایران و آمریکا رخ داد. اعلام آمادگی تهران برای مذاکره با واشنگتن و تکذیب رزمایش نظامی در تنگه هرمز باعث شد ریسک ژئوپلیتیک کاهش یابد و فشار فروش در بازار نفت افزایش یابد. در کنار این تحولات، اوپک‌پلاس نیز طبق انتظار تولید را ثابت نگه داشت؛ تصمیمی که در صورت ادامه روند بهبود تقاضا، می‌تواند از قیمت‌ها حمایت کند. شاخص تولید ISM آمریکا نیز فراتر از پیش‌بینی‌ها بود و سفارشات جدید به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ رسید؛ نشانه‌ای از تقاضای قوی در اقتصاد آمریکا. در تحلیل تکنیکال، نفت خام پس از رسیدن به محدوده ۶۶ دلار، با فشار فروش به سطح حمایتی ۵۸.۸۰ دلار نزدیک شد. در تایم‌فریم‌های کوتاه‌تر، خریداران در تلاش‌اند با حفظ روند صعودی، قیمت را دوباره به بالای ۶۲.۳۷ دلار برگردانند. اما فروشندگان نیز در کمین شکست روند هستند تا فشار نزولی را تشدید کنند. با توجه به داده‌های اقتصادی پیش‌رو—از جمله ADP، ISM خدمات، آمار بیکاری و شاخص اعتماد مصرف‌کننده—بازار نفت در روزهای آینده با نوسانات بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

دعوت از ۶ کشور منطقه برای مذاکرات مهم درباره ایران در استانبول

یک مقام منطقه‌ای اعلام کرده است که کشورهای عربستان سعودی، قطر، عمان، پاکستان، مصر و امارات به مذاکراتی در استانبول دعوت شده‌اند تا درباره ایران گفتگو کنند. هرچند شکل و فرمت دقیق این مذاکرات هنوز مشخص نیست، اما اولویت اصلی این نشست‌ها جلوگیری از بروز درگیری و کاهش تنش‌ها در منطقه اعلام شده است.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

آیا OpenAI از چیپ‌های انویدیا ناراضی است؟ پاسخ آلتمن را بخوانید

در یک نگاه آلتمن شایعات درباره نارضایتی از چیپ‌های انویدیا را «دیوانگی» خواند. OpenAI تأکید کرد که قصد دارد مشتری بلندمدت انویدیا باقی بماند. اظهارات آلتمن نگرانی‌ها درباره آینده همکاری با انویدیا را کاهش داد. سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، در واکنش به گزارش‌هایی درباره نارضایتی از چیپ‌های انویدیا، این شایعات را «دیوانگی» خواند و گفت که OpenAI عاشق همکاری با انویدیا است و قصد دارد برای مدت طولانی مشتری بزرگ این شرکت باقی بماند. این اظهارات، گمانه‌زنی‌ها درباره تنش میان دو بازیگر اصلی هوش مصنوعی را رد کرد. سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، در واکنش به گزارش‌هایی که از نارضایتی این شرکت نسبت به چیپ‌های جدید انویدیا خبر می‌دادند، موضع‌گیری صریحی اتخاذ کرد. او در پستی در شبکه اجتماعی X نوشت: «ما عاشق همکاری با انویدیا هستیم و آن‌ها بهترین چیپ‌های هوش مصنوعی دنیا را می‌سازند. امیدواریم برای مدت بسیار طولانی مشتری بزرگ آن‌ها باقی بمانیم.» آلتمن همچنین افزود: «نمی‌دانم این دیوانگی‌ها از کجا آمده‌اند»، و به‌طور ضمنی شایعات اخیر را بی‌اساس دانست. این اظهارات پس از گزارشی از رویترز منتشر شد که مدعی بود OpenAI از برخی چیپ‌های جدید انویدیا ناراضی بوده و از سال ۲۰۲۵ به دنبال تأمین‌کنندگان جایگزین بوده است. با این حال، موضع‌گیری صریح آلتمن نشان می‌دهد که همکاری میان OpenAI و انویدیا همچنان قوی و پایدار است. این موضوع می‌تواند فشار فروش کوتاه‌مدت روی سهام انویدیا را کاهش دهد و چشم‌انداز همکاری‌های آینده در حوزه هوش مصنوعی را تقویت کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

عملکرد فراتر از انتظار پالانتیر و چشم‌انداز قوی ۲۰۲۶

در یک نگاه پالانتیر در Q4 فراتر از انتظار ظاهر شد: سود ۲۵ سنت در برابر پیش‌بینی ۲۳ سنت و درآمد ۱.۴۱ میلیارد دلار. چشم‌انداز ۲۰۲۶ انفجاری است: درآمد ۷.۱۸ تا ۷.۱۹ میلیارد دلار؛ بسیار بالاتر از برآورد ۶.۲۲ میلیارد دلاری بازار. نقش پررنگ پالانتیر در سیستم‌های نظارتی دولت آمریکا از جمله همکاری با ICE و ابزارهای ردیابی پیشرفته. ارزش‌گذاری PLTR همچنان بحث‌برانگیز است و سهام رفتاری شبیه «سهام میم» دارد، با الگوهای تکنیکال هشداردهنده. پالانتیر با انتشار گزارش مالی سه‌ماهه چهارم در تاریخ ۳ فوریه ۲۰۲۶، بار دیگر توجه بازار را به خود جلب کرد. سود و درآمد شرکت فراتر از انتظار بود و چشم‌انداز سال ۲۰۲۶ نیز رشد انفجاری را نشان می‌دهد. این عملکرد در حالی منتشر می‌شود که نقش پالانتیر در پروژه‌های نظارتی دولت آمریکا و ارزش‌گذاری عجیب سهام PLTR همچنان موضوع بحث سرمایه‌گذاران است. پالانتیر، یکی از جنجالی‌ترین شرکت‌های فناوری داده‌محور، امروز با انتشار گزارش مالی سه‌ماهه چهارم خود بازار را غافلگیر کرد. سود تعدیل‌شده هر سهم به ۲۵ سنت رسید که بالاتر از پیش‌بینی ۲۳ سنتی تحلیلگران بود. درآمد شرکت نیز با ثبت ۱.۴۱ میلیارد دلار از برآورد ۱.۳۳ میلیارد دلاری فراتر رفت. اما بخش جذاب‌تر گزارش، چشم‌انداز سال ۲۰۲۶ است. پالانتیر اعلام کرد انتظار دارد درآمد سال آینده بین ۷.۱۸۲ تا ۷.۱۹۸ میلیارد دلار باشد؛ رقمی که به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از برآورد ۶.۲۲ میلیارد دلاری بازار است. این رشد نشان می‌دهد تقاضا برای محصولات داده‌محور و هوش مصنوعی پالانتیر همچنان در حال افزایش است. پالانتیر در قلب دولت نظارتی آمریکا در کنار عملکرد مالی، نقش پالانتیر در پروژه‌های نظارتی دولت آمریکا همچنان موضوع بحث است. گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) از فناوری پالانتیر برای ساخت ابزارهایی استفاده می‌کند که: افراد هدف برای دیپورت را روی نقشه مشخص می‌کند. پرونده کامل آنها را نمایش می‌دهد. «امتیاز اطمینان» از محل حضورشان ارائه می‌دهد. گزارش دیگری از Wired نیز نشان می‌دهد پالانتیر در پردازش گزارش‌های مردمی برای ICE نقش دارد. این فعالیت‌ها تنها بخش آشکار ماجراست؛ بسیاری معتقدند پالانتیر در پروژه‌های امنیتی محرمانه نیز نقش کلیدی دارد.  ارزش‌گذاری عجیب PLTR با وجود رشد درآمد، ارزش‌گذاری پالانتیر همچنان بحث‌برانگیز است. ارزش بازار شرکت حدود ۳۴۹ میلیارد دلار است؛ رقمی که نسبت به درآمد فعلی، آن را در دسته سهام بسیار گران قرار می‌دهد. حتی با رشدهای پیش‌بینی‌شده، نسبت ارزش به درآمد همچنان غیرعادی است. سهام میم یا غول آینده؟ رفتار سهام PLTR در بازار بیشتر شبیه «سهام میم» است. الگوی سر و شانه در نمودار آن هشداردهنده است و رفتارهای جنجالی مدیرعامل شرکت، الکس کارپ، نیز باعث شده برخی گروه‌ها خواستار نظارت بیشتر بر فعالیت‌های پالانتیر شوند. با این حال، اگر سناریوی «گسترش دولت نظارتی» محقق شود، درآمد پالانتیر می‌تواند چند برابر شود و ارزش‌گذاری فعلی را توجیه کند. جمع‌بندی یوتوتایمز پالانتیر در سال ۲۰۲۶ یکی از جذاب‌ترین و بحث‌برانگیزترین سهام بازار است؛ ترکیبی از رشد انفجاری، نقش کلیدی در دولت نظارتی و ارزش‌گذاری پرریسک. اما همین ویژگی‌ها باعث شده این شرکت هنوز نتواند وارد Nasdaq‑100 شود. اگر نوسانات کاهش یابد و درآمدها به‌صورت پایدار رشد کنند، احتمال ورود PLTR در  آینده افزایش خواهد یافت.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بازگشت قدرتمند بازارهای آسیا؛ نیکی و KOSPI جهش کردند

بازارهای سهام ژاپن و کره‌جنوبی امروز یکی از قدرتمندترین جهش‌های خود در هفته‌های اخیر را تجربه کردند؛ جایی که رشد سهام تکنولوژی، گزارش‌های مالی قوی بانک‌ها و بهبود سنتیمنت ریسک، موجی از خرید را در سراسر آسیا به راه انداخت. شاخص نیکی بیش از ۳ درصد و KOSPI نزدیک به ۵ درصد صعود کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هدف اجلاس استانبول؛ توافق برای جلوگیری از جنگ

خبرنگار پایگاه خبری آکسیوس در شبکه اجتماعی ایکس به نقل از یک مقام رسمی ایالات متحده جزئیاتی را درباره اهداف نشست پیش‌رو در استانبول فاش کرد. به گفته این مقام مسئول، هدف اصلی اجلاس استانبول تلاش برای دستیابی به توافقی جهت جلوگیری از جنگ است. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که ایران با آمادگی برای مصالحه در این مذاکرات حاضر شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

اکسیوس: تلاش دیپلماتیک تازه برای توافق هسته‌ای در میانه آرایش نظامی آمریکا

در یک نگاه آمریکا و ایران در حال برنامه‌ریزی برای نخستین دیدار رسمی پس از فروپاشی مذاکرات و جنگ ۱۲روزه سال گذشته هستند. این مذاکرات در شرایطی انجام می‌شود که ایالات متحده حضور نظامی خود در خلیج فارس را به‌طور محسوسی افزایش داده است. شکاف عمیق میان خواسته‌های واشنگتن و خطوط قرمز تهران، مسیر دستیابی به توافق را همچنان پیچیده و نامطمئن کرده است. بر اساس گفته دو منبع مطلع، استیو ویتکاف، نماینده ویژه کاخ سفید، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، قرار است روز جمعه در استانبول دیدار کرده و درباره امکان احیای یک توافق هسته‌ای گفت‌وگو کنند. یک منبع سوم که در جریان برنامه‌ریزی‌ها قرار دارد، این دیدار را «بهترین سناریوی ممکن» توصیف کرده اما تأکید داشته است که تا زمان برگزاری رسمی نشست، هیچ چیز قطعی نیست. در صورت تحقق، این دیدار نخستین تماس مستقیم میان مقام‌های ارشد آمریکا و ایران از زمان فروپاشی مذاکرات پیشین و وقوع جنگ ۱۲روزه در ماه ژوئن سال گذشته خواهد بود. این تحولات در حالی رخ می‌دهد که ایالات متحده هم‌زمان در حال انجام یکی از گسترده‌ترین تقویت‌های نظامی خود در منطقه خلیج فارس است و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌صراحت اعلام کرده تنها راه جلوگیری از درگیری نظامی، دستیابی سریع به یک توافق جدید است. “ «برنامه‌ریزی برای این نشست حاصل تلاش‌های فشرده دیپلماتیک ترکیه، مصر و قطر در روزهای اخیر بوده است.» محمد زمانی روز دوشنبه، وزرای خارجه ترکیه و مصر بار دیگر با عباس عراقچی گفت‌وگو کردند تا زمینه‌های برگزاری این دیدار را بررسی کنند. هم‌زمان، رسانه‌های دولتی ایران گزارش دادند که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، دستور ازسرگیری مذاکرات با دولت ترامپ را صادر کرده است هرچند پس از مدتی این خبر تکذیب شد. عراقچی نیز در سخنرانی روز دوشنبه خود اعلام کرد که ایران آمادگی بازگشت به مسیر دیپلماسی را دارد، اما تأکید کرد: «دیپلماسی با فشار، تهدید و زور سازگار نیست. امیدواریم نتایج آن به‌زودی آشکار شود.» این موضع‌گیری بار دیگر نشان داد که تهران خواهان مذاکراتی بدون پیش‌شرط و عاری از فشارهای نظامی و سیاسی است. در عین حال بررسی‌های یوتوتایمز نشان می‌دهد که اختلافات بنیادین میان دو طرف همچنان پابرجاست. دولت ترامپ به‌طور سنتی بر این موضع پافشاری کرده که هرگونه توافق جدید باید علاوه بر برنامه هسته‌ای ایران، برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای تهران را نیز در بر بگیرد. این در حالی است که ایران بارها تأکید کرده تنها موضوع قابل مذاکره، پرونده هسته‌ای است و سایر مسائل در دستور کار قرار ندارند. هنوز مشخص نیست ویتکاف و عراقچی چگونه قصد دارند از این شکاف عمیق عبور کنند. در سطح تحولات جانبی، ویتکاف قرار است روز دوشنبه به اسرائیل سفر کرده و بنا به درخواست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، روز سه‌شنبه با او دیدار کند. به گفته یک مقام اسرائیلی، این دیدار در چارچوب هماهنگی‌های امنیتی و دیپلماتیک پیش از مذاکرات احتمالی با ایران انجام می‌شود. نماینده کاخ سفید همچنین قرار است با ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، دیدار کند. زمیر به‌تازگی از سفری کم‌سابقه به واشنگتن بازگشته و در آنجا با رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا دیدار کرده تا درباره سناریوهای دفاعی و تهاجمی اسرائیل در صورت وقوع جنگ با ایران رایزنی کند. ✔️  بیشتر بخوانید: جهش غیرمنتظره فعالیت تولیدی آمریکا در آغاز ۲۰۲۶ پس از پایان سفر به اسرائیل، ویتکاف راهی ابوظبی خواهد شد تا در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در مذاکرات سه‌جانبه صلح میان روسیه و اوکراین شرکت کند. بر اساس برنامه‌ریزی‌های فعلی، او از آنجا به ترکیه سفر خواهد کرد تا در صورت فراهم شدن شرایط، مذاکرات مستقیم با وزیر خارجه ایران را آغاز کند. مجموع این تحولات از نگاه تحلیلگران UtoTimes نشان می‌دهد که دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بار دیگر، هرچند شکننده و پرریسک، در حال بازگشت به صحنه است؛ آن هم در شرایطی که فشار نظامی، بی‌اعتمادی عمیق و تضاد منافع راهبردی، مسیر دستیابی به توافقی پایدار را بیش از هر زمان دیگری پیچیده کرده است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

عراقچی: دیپلماسی با تهدید سازگار نیست

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، سید عباس عراقچی، تأکید کرده است که دیپلماسی و گفتگوهای بین‌المللی نمی‌توانند در کنار تهدید و فشارهای نظامی یا سیاسی پیش بروند. او گفته است که راه‌حل‌های دیپلماتیک تنها زمانی موفق خواهند بود که طرفین با حسن نیت و بدون اعمال زور و تهدید وارد مذاکره شوند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

لغو مذاکرات امنیتی اوکراین در ابوظبی به دلیل مشکلات زمان‌بندی؛ دور جدید این هفته برگزار می‌شود

بر اساس اعلام کرملین، مذاکرات امنیتی مربوط به اوکراین که قرار بود روز یکشنبه ۱ فوریه ۲۰۲۶، در ابوظبی برگزار شود، به دلیل مشکلات زمان‌بندی انجام نگرفت. با این حال، دور بعدی مذاکرات سه‌جانبه امنیتی درباره اوکراین قرار است روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه همین هفته در ابوظبی برگزار شود. روسیه و اوکراین در برخی مسائل به توافق‌های نزدیک‌تری دست یافته‌اند، اما در مسائل پیچیده‌تر هنوز اختلافاتی باقی مانده است. دیمیتریف، فرستاده ویژه روسیه، رهبری یک گروه کاری اقتصادی را بر عهده دارد. همچنین کرملین اعلام کرده که جزئیات بیشتری درباره دور قبلی مذاکرات دیمیتریف با مقامات آمریکایی ارائه نخواهد کرد. کرملین همچنین تاکید کرده که هیچ اطلاعات جدیدی درباره توافق روسیه برای توقف موقت حملات به زیرساخت‌های انرژی اوکراین به درخواست ترامپ ندارد و فقط به گفته‌های قبلی خود اکتفا می‌کند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

آسوشیتد پرس: چارچوب مذاکرات ایران و آمریکا تا چند روز آینده نهایی می‌شود

خبرگزاری آسوشیتد پرس، در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، گزارش داده است که چارچوب کلی مذاکرات بین ایران و ایالات متحده آمریکا در روزهای آینده به صورت نهایی تعیین خواهد شد.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

تأکید رسمی جمهوری اسلامی: رفع تحریم‌ها اولویت اصلی است

سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مهم‌ترین اولویت تهران در مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک، رفع تحریم‌ها است.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

نوسان شدید طلا در ۲ فوریه ۲۰۲۶؛ قیمت از اوج چندماهه عقب نشست

در ۲ فوریه ۲۰۲۶ بازار طلا شاهد نوسانی چشمگیر بود؛ جایی که پس از یک رالی قدرتمند و رسیدن به اوج چندماهه، قیمت‌ها ناگهان وارد فاز اصلاح شدند. نمودار روزانه نشان می‌دهد که طلا از محدوده بالای ۵۶۰۰ دلار عقب‌نشینی کرده و اکنون حوالی ۴۴۵۰ دلار معامله می‌شود. این تغییر سریع، نگاه معامله‌گران را دوباره به عوامل کلیدی مانند سیاست‌های بانک‌های مرکزی، ریسک‌های ژئوپولیتیک و جریان سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امن جلب کرده است. بازار اکنون در حال سنجش این است که آیا این افت یک اصلاح موقت است یا آغاز یک روند تازه.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

۱۵ ماه رشد پیاپی؛ صنعت الکترونیک متوقف نمی‌شود

میزان ارسال کامپیوترها و محصولات الکترونیکی در ماه نوامبر با رشد ۴.۹٪ نسبت به سال گذشته و ۰.۹٪ نسبت به ماه قبل به ۳۲ میلیارد دلار رسید — بالاترین سطح از سال ۲۰۰۸ تاکنون. این رشد، پانزدهمین افزایش ماهانه متوالی محسوب می‌شود و نشان‌دهنده روند پایدار تقاضا در این بخش است. از زمان همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۰، میزان ارسال این محصولات ۲۵٪ افزایش یافته است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

اوراکل تا ۵۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت ابری جذب سرمایه می‌کند

در یک نگاه اوراکل قصد دارد ۴۵ تا ۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ جذب کند. هدف: توسعه ظرفیت Oracle Cloud Infrastructure. تأمین مالی به‌صورت ترکیبی از سهام و بدهی انجام می‌شود. تمرکز بر حفظ رتبه اعتباری و قدرت ترازنامه اوراکل اعلام کرد قصد دارد در سال ۲۰۲۶ تا ۵۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کند تا ظرفیت زیرساخت ابری خود را گسترش دهد. این سرمایه‌گذاری عظیم نشان‌دهنده رشد تقاضای قراردادی از سوی مشتریان بزرگ فناوری است، اما در کوتاه‌مدت نگرانی‌هایی درباره رقیق شدن سهام و افزایش بدهی شرکت ایجاد کرده است. جزئیات تأمین مالی اوراکل نیمی از سرمایه از طریق انتشار سهام شامل سهام عادی، اوراق قابل تبدیل، و برنامه تدریجی انتشار تا سقف ۲۰ میلیارد دلار نیمی دیگر از طریق اوراق قرضه ممتاز و بدون وثیقه انتشار اوراق فقط یک‌بار در اوایل سال ۲۰۲۶ انجام می‌شود.  هدف: پاسخ‌گویی به تقاضای قراردادی مشتریان بزرگ اوراکل اعلام کرده این سرمایه‌گذاری برای پاسخ‌گویی به تقاضای از پیش قراردادشده از سوی مشتریان بزرگ فناوری است. مشتریانی مانند: AMD Meta NVIDIA OpenAI TikTok xAI در حال افزایش بار پردازشی و نیاز به زیرساخت ابری هستند. “ «اوراکل در حال تثبیت جایگاه خود در رقابت ابری با سرمایه‌گذاری سنگین است» یوتوتایمز رقابت در فضای ابری و هوش مصنوعی اوراکل زیرساخت ابری خود را به‌عنوان موتور رشد اصلی معرفی کرده و در حال رقابت مستقیم با ارائه‌دهندگان ابری بزرگ مانند AWS و Azure است. تقاضای مرتبط با هوش مصنوعی و پردازش‌های سنگین، محرک اصلی این سرمایه‌گذاری است. نگرانی‌های کوتاه‌مدت برخی تحلیلگران هشدار داده‌اند که: انتشار سهام ممکن است باعث رقیق شدن سهم سرمایه‌گذاران فعلی شود. افزایش بدهی می‌تواند نسبت‌های مالی شرکت را تحت فشار قرار دهد. اما اوراکل تأکید دارد که رتبه اعتباری خود را حفظ خواهد کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ریسک ایران قیمت نفت را بالا و پایین می‌برد

در یک نگاه نفت پس از جهش ژانویه با افت قیمت هفته را آغاز کرد. اوپک‌پلاس تولید ماه مارس را بدون تغییر نگه داشت. تنش‌های آمریکا–ایران همچنان ریسک دوطرفه برای بازار نفت است. اختلالات عرضه در قزاقستان به محدودیت عرضه کوتاه‌مدت کمک کرده است. تقاضای جهانی — به‌ویژه از سوی واردکنندگان بزرگ — متغیر کلیدی برای فصل دوم سال است. امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه ۲۰۲۶)، بازار نفت پس از جهش قدرتمند در ژانویه، هفته جدید را با کاهش قیمت آغاز کرده است. معامله‌گران در حال ارزیابی میزان ریسک‌های ژئوپولیتیکی، به‌ویژه مربوط به ایران، هستند که چقدر در قیمت‌ها لحاظ شده است. همچنین، تصمیم اوپک‌پلاس برای ثابت نگه‌داشتن تولید در ماه مارس و عدم ارائه چشم‌انداز مشخص برای دوره پس از آن، فضای احتیاطی و نگرانی در بازار را تقویت کرده است. نفت این روزها حسابی در نوسان است! “ «افت امروز بیشتر مدیریت ریسک است تا تغییر روند» یوتوتایمز افت قیمت نفت پس از جهش ژانویه نفت که در ژانویه به بالاترین سطح شش‌ماهه رسیده بود، امروز با کاهش قیمت باز شد. این الگو معمولاً زمانی دیده می‌شود که بازار پس از یک رالی مبتنی بر اخبار ژئوپولیتیکی، نیاز دارد بسنجد آیا ریسک قیمتی بدون تشدید تنش‌ها قابل حفظ است یا نه. اوپک‌پلاس: تولید مارس ثابت، آینده نامشخص اوپک‌پلاس اعلام کرد: تولید ماه مارس بدون تغییر می‌ماند. افزایش‌های برنامه‌ریزی‌شده همچنان متوقف است. هیچ تصمیمی برای بعد از مارس اعلام نمی‌شود. این عدم ارائه چشم‌انداز، بازار را در حالت انتظار نگه می‌دارد و نشان می‌دهد اوپک‌پلاس می‌خواهد حداکثر انعطاف‌پذیری را حفظ کند. ایران؛ بزرگ‌ترین متغیر ژئوپولیتیکی تنش‌های آمریکا و ایران همچنان عامل اصلی نوسان قیمت نفت است. دو سناریوی کاملاً متفاوت روی میز است: تشدید تنش → افزایش سریع قیمت گفت‌وگو و کاهش تنش → حذف سریع ریسک قیمتی اظهارات ترامپ درباره «گفت‌وگوی جدی ایران» باعث کاهش بخشی از ریسک شد. قزاقستان و اختلالات عرضه اختلالات اخیر در میدان نفتی تنگیز باعث شده عرضه کوتاه‌مدت کمی محدودتر شود. این عامل در کنار ریسک‌های ژئوپولیتیکی، از قیمت‌ها حمایت کرده است. جمع‌بندی یوتوتایمز افت امروز نفت بیشتر نشانه: تعدیل موقعیت‌ها مدیریت ریسک و انتظار برای داده‌های تقاضا در فصل دوم است تا تغییر بنیادین در روند بازار.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هشدار تند مدودف: جهان به سمت درگیری می‌رود

دیمیتری مدودف، از چهره‌های ارشد سیاسی روسیه، در اظهاراتی تند اعلام کرد که اقدام آمریکا علیه نیکلاس مادورو «سرقت» و ضربه‌ای جدی به نظم بین‌الملل بوده است. او هشدار داد که ادامه این روند می‌تواند جهان را به سمت درگیری‌های بزرگ‌تر سوق دهد. مدودف همچنین ادعاهای غرب درباره تهدید روسیه یا چین برای گرینلند را «داستان‌سرایی سیاسی» توصیف کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

دوشنبه قرمز در بازارهای جهانی؛ افت هم‌زمان سهام، انرژی و فلزات

در یک نگاه بیت‌کوین به پایین‌ترین سطح از آوریل ۲۰۲۵ رسید. گاز طبیعی با ۱۵.۵٪ سقوط، بزرگ‌ترین افت روز را ثبت کرد. اتریوم ۱۰.۵٪ کاهش یافت است. نقره ۸٪ و طلا ۵.۵٪ سقوط کردند. نفت WTI ۴.۵٪ افت کرد. شاخص‌های سهام آمریکا نیز قرمز شدند. بازارهای جهانی امروز، ۲ فوریه ۲۰۲۶، شاهد یکی از گسترده‌ترین موج‌های فروش ماه‌های اخیر بودند؛ جایی که از انرژی و فلزات گرفته تا رمزارزها و شاخص‌های سهام آمریکا همگی با افت شدید مواجه شدند. سقوط بیت‌کوین به پایین‌ترین سطح از آوریل ۲۰۲۵، جرقه‌ای بود که فشار فروش را در تمام کلاس‌های دارایی تشدید کرد. این ریزش گسترده می‌تواند نشانه‌ای از تغییر فاز بزرگ در سنتیمنت سرمایه‌گذاران باشد. “ «سرمایه‌گذاران در حال خروج هم‌زمان از دارایی‌های ریسکی و امن هستند» یوتوتایمز سقوط شدید در بازار انرژی گاز طبیعی با ۱۵.۵٪ افت، بیشترین کاهش را در میان تمام دارایی‌ها ثبت کرد. این میزان سقوط معمولاً در شرایطی رخ می‌دهد که: تقاضا کاهش یافته است. ذخایر بالا رفته است. یا نگرانی‌های اقتصادی تشدید شده باشد. نفت خام WTI نیز ۴.۵٪ افت کرد که نشان‌دهنده نگرانی گسترده درباره رشد اقتصادی است. ریزش رمزارزها: بیت‌کوین و اتریوم در خط مقدم بیت‌کوین با ۵.۵٪ افت به پایین‌ترین سطح خود از آوریل ۲۰۲۵ رسید. اتریوم نیز ۱۰.۵٪ سقوط کرد. این افت‌ها نشان می‌دهد: نقدینگی از بازار کریپتو خارج شده است. سرمایه‌گذاران به‌دنبال کاهش ریسک هستند. فشار فروش ساختاری در بازار فعال شده است. فلزات گران‌بها هم سقوط کردند نقره ۸٪ و طلا ۵.۵٪ افت کردند. این نکته بسیار مهم است، زیرا طلا معمولاً پناهگاه امن سرمایه‌گذاران است. وقتی طلا هم سقوط می‌کند، یعنی: بازار در حالت «فروش همه‌چیز» قرار دارد. سرمایه‌گذاران به‌دنبال نقدینگی فوری هستند. شاخص‌های سهام آمریکا نیز قرمز شدند نزدک ۱۰۰: ۱.۵٪- S&P 500: ۱.۲٪- این افت‌ها نشان می‌دهد فشار فروش تنها محدود به کالاها و رمزارزها نیست، بلکه بازار سهام نیز وارد فاز اصلاح شده است. تحلیل یوتوتایمز: چه چیزی پشت این ریزش است؟ تحلیل اولیه نشان می‌دهد: «بازارها در حال ورود به یک فاز جدید کاهش ریسک‌پذیری هستند. افت هم‌زمان انرژی، فلزات، رمزارزها و سهام نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران در حال خروج گسترده از دارایی‌ها و تبدیل آن‌ها به نقدینگی هستند.» این رفتار معمولاً در دوره‌های: نگرانی از رکود شوک‌های ژئوپولیتیک تغییرات ناگهانی در سیاست پولی یا انتشار داده‌های اقتصادی منفی رخ می‌دهد.

خواندن کامل خبر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر
اخبار ارز دیجیتال کم اثر

آیا فوریه ماهی کم‌فروغ برای طلا و نقره است؟ مرور هفته به‌قلم بِرِنت دانِلی

در یک نگاه بازارهای جهانی در هفته گذشته شاهد نوساناتی کم‌سابقه و «چند برابر میانگین تاریخی» در دارایی‌های مختلف بودند که بار دیگر شکنندگی ساختار بازار را یادآوری کرد. انتخاب کوین وارش به‌عنوان رئیس آینده فدرال رزرو، روند تضعیف دلار و جهش فلزات گران‌بها را موقتاً متوقف کرد. تحلیل‌گران معتقدند بازارها وارد فاز تثبیت و اصلاح شده‌اند و ماه فوریه می‌تواند دوره‌ای پرچالش برای سهام، ارزها و کالاها باشد. هفته گذشته یکی از پرنوسان‌ترین مقاطع بازارهای مالی در سال‌های اخیر رقم خورد؛ هفته‌ای که در آن، حرکات قیمتی شدید و کم‌سابقه در بسیاری از کلاس‌های دارایی به ثبت رسید. این تحولات بار دیگر یادآور این واقعیت بود که برخلاف مدل‌های تئوریک، داده‌های بازارهای مالی از توزیع نرمال پیروی نمی‌کنند و رخدادهای افراطی، نه استثنا، بلکه بخشی ذاتی از این نظام هستند. در چنین فضایی، آنچه طی روزهای اخیر بیش از همه جلب توجه کرد، بازگشت پرقدرت «ریسک‌های دُم» بود؛ اصطلاحی برگرفته از آمار که به بخش‌های انتهایی منحنی توزیع اشاره دارد، جایی که رویدادهای نادر اما بسیار شدید قرار می‌گیرند. در عمل، این مفهوم به وقوع حرکت‌هایی فراتر از دامنه نوسان معمول بازار اشاره دارد؛ نوساناتی که به‌ندرت رخ می‌دهند، اما در صورت وقوع، می‌توانند پیامدهای سنگینی داشته باشند. هم‌زمان با فعال شدن این ریسک‌ها، بسیاری از استراتژی‌های مبتنی بر نوسان پایین از کار افتادند؛ پدیده‌ای که هر چند سال یک‌بار بازارها را غافلگیر می‌کند و سرمایه‌گذاران را با زیان‌های قابل‌توجه مواجه می‌سازد. تم غالب هفته، مفهوم «هج کردن دارایی‌های آمریکا» بود. سرمایه‌گذاران خارجی که طی یک دهه گذشته بخش بزرگی از پرتفوی خود را بدون پوشش ریسک به دارایی‌های آمریکایی اختصاص داده بودند، اکنون با نگرانی‌های فزاینده درباره ریسک‌های نظارتی، مالیاتی و حتی مصادره دارایی‌ها مواجه شده‌اند. تغییر جهت سیاست‌های دولت آمریکا به سمت نوعی سرمایه‌داری دولتی، همراه با رویکردهای فرامرزی، برخی کشورها (به‌ویژه در اروپا) را در موقعیتی دشوار قرار داده است. برای بسیاری از صندوق‌های بازنشستگی و مدیران دارایی، به‌ویژه در کشورهایی مانند دانمارک، نگهداری گسترده دارایی‌های دلاری در سال‌های گذشته امن‌ترین راه برای حفظ شغل و عملکرد حرفه‌ای تلقی می‌شد. اما اکنون، با تضعیف نسبی عملکرد بازار آمریکا در سال ۲۰۲۵ و تغییر فضای سیاسی، این رویکرد زیر سؤال رفته است. نتیجه این نگرانی‌ها، موج تازه‌ای از پوشش ریسک ارزی و فروش دلار در هفته گذشته بود. همین روایت باعث شد دلار آمریکا تا روز پنجشنبه تحت فشار سنگین قرار گیرد، تا آنکه با اعلام زودهنگام انتخاب کوین وارش به‌عنوان رئیس آینده فدرال رزرو، ورق تا حدی برگشت و بازار شاهد یک بازگشت نوسانی شدید شد. به این ترتیب، روند طولانی و پرحاشیه انتخاب رئیس جدید فدرال رزرو  که به یک فرآیند نمایشی و فرسایشی تبدیل شده بود، سرانجام به پایان رسید. برخلاف ماه‌ها گمانه‌زنی درباره تضعیف استقلال بانک مرکزی، ترامپ در نهایت گزینه‌ای کاملاً سنتی، درون‌سیستمی و نزدیک به وال‌استریت را برگزید. کوین وارش، چهره‌ای با سابقه طولانی در فدرال رزرو و بانک‌های سرمایه‌گذاری، نماد تداوم وضع موجود است. انتخاب او نشان می‌دهد ساختار و رویه‌های بانک مرکزی آمریکا احتمالاً تغییر بنیادینی نخواهند کرد. در عمل، رئیس جدید تفاوت معناداری با رئیس پیشین ندارد: «رئیس جدید، همان رئیس قدیمی است.» همین موضوع، پایه تحلیل جدیدی را در بازار شکل داده است؛ تحلیلی که بر ورود دلار و فلزات گران‌بها به یک فاز تثبیت یا اصلاح تأکید دارد. “ «از منظر فصلی نیز، ابتدای فوریه معمولاً دوره‌ای ضعیف برای بازار طلا و نقره محسوب می‌شود. علاوه بر این، فعالیت گسترده صندوق‌های بازنشستگی در فروش دلار، پس از پایان ماه، احتمالاً کاهش خواهد یافت.» محمد زمانی بازارها در مجموع واکنشی منطقی به این انتصاب نشان دادند: انتخاب وارش اندکی به نفع دلار و به زیان فلزات گران‌بها تعبیر شد، زیرا گزینه‌های رادیکال‌تر از صحنه کنار رفتند. با این حال، از دید بسیاری از تحلیل‌گران، این تغییر چندان چیزی را در سیاست پولی عوض نمی‌کند. اقتصاد آمریکا همچنان مسیر باثباتی را طی می‌کند و پس از شش نوبت کاهش نرخ بهره، نرخ‌های سیاستی به محدوده‌ای متعادل رسیده‌اند. انتظارات بازار برای نرخ بهره سپتامبر ۲۰۲۶ نیز از ماه‌ها قبل تقریباً بدون تغییر باقی مانده و در محدوده ۳ تا ۳.۲۵ درصد تثبیت شده است. برخی تحلیل‌گران، با نگاهی متفاوت، معتقدند ترکیب سیاست‌های وارش و تیم اقتصادی ترامپ می‌تواند در نهایت به تضعیف ساختاری دلار منجر شود؛ الگویی شبیه برخی اقتصادهای آمریکای لاتین که در آن، کاهش هزینه بدهی و هدایت منابع به بخش خصوصی، در اولویت قرار می‌گیرد. چنین رویکردی می‌تواند به منحنی بازده شیب‌دارتر، نرخ‌های کوتاه‌مدت پایین‌تر و رشد بازار سهام منجر شود. در بازار سهام، نشانه‌های اشباع خرید به‌وضوح دیده می‌شود. شاخص‌ها پس از یک ماه خرید مداوم، وارد محدوده‌ای حساس شده‌اند. فوریه معمولاً ماهی پرنوسان است و سقوط اخیر نقره نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران خرد تا حد زیادی منابع خود را مصرف کرده‌اند. برخی سهام‌ محبوب بازار نشانه‌های ضعف بروز داده‌اند و خطر تشکیل الگوی «سقف دوقلو» در نزدک افزایش یافته است. طبق بررسی‌های تیم یوتوتایمز؛ دیدگاه بخشی از تحلیل‌گران بازار سهام نشان می‌دهد که چشم‌انداز ماه فوریه با ریسک‌های فزاینده‌ای همراه است؛ جایی که سطح بالای مشارکت سرمایه‌گذاران خرد و اشباع پوزیشن‌های خرید، احتمال اصلاح قیمتی را افزایش داده است. در بازار اوراق قرضه، نشانه‌هایی از تثبیت مشاهده می‌شود. ورود تدریجی سرمایه‌گذاران نهادی ژاپنی به بازار اوراق، همراه با ضعف نسبی سهام، از بازار بدهی حمایت کرده است. در همین حال، احتمال افزایش نرخ بهره در استرالیا تا حد زیادی در قیمت‌ها لحاظ شده است. در بازار فارکس، دلار استرالیا که هفته گذشته عملکردی درخشان داشت، اکنون تحت تأثیر سقوط نقره و افزایش همبستگی با فلزات قرار گرفته است. هم‌زمان، نشانه‌هایی از خستگی فروش دلار دیده می‌شود و احتمال ورود بازار به فاز استراحت افزایش یافته است. در حوزه رمزارزها، بیت‌کوین نیز حمایت مهمی را از دست داده است. با فروپاشی روایت صعودی مبتنی بر همراهی با طلا و نقره، بسیاری معتقدند فاز نزولی تازه‌ای آغاز شده و محدوده ۷۴ تا ۷۵ هزار دلار در معرض آزمون قرار دارد. ✔️  بیشتر بخوانید: پس از ریزش سنگین؛ آیا طلا دوباره اوج می‌گیرد؟ بازار نقره در هفته گذشته وارد فازی کاملاً افراطی شد؛ جایی که نوسان ضمنی به سطوحی بی‌سابقه نزدیک شد و رفتارهای هیجانی، به‌ویژه از سوی معامله‌گران خرد، نقش پررنگی ایفا کرد. موج ورود کاربران شبکه‌هایی مانند وال‌استریت‌بتس به معاملات نقره، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که دارایی‌هایی با نوسان بسیار بالا، همان‌قدر که ظرفیت سودآوری دارند، مستعد زیان‌های سنگین نیز هستند. در چنین شرایطی، حرکت‌های سریع و دوطرفه به یک ویژگی ساختاری بازار تبدیل می‌شود، نه یک استثنا. برخی تحلیل‌های منتشرشده در ابتدای هفته نیز از پیش نسبت به این وضعیت هشدار داده بودند. بر اساس این ارزیابی‌ها، آغاز ماه فوریه معمولاً با افزایش شناسایی سود و کاهش تمایل به ریسک همراه است و از منظر فصلی نیز، دوره‌ای نسبتاً ضعیف برای فلزات گران‌بها محسوب می‌شود. در چنین فضایی، انتظار می‌رود بازار وارد فاز تثبیت یا اصلاح محدود شود. از نگاه معاملاتی، در شرایطی که نوسان به‌شدت افزایش یافته، استفاده از استراتژی‌های پوششی مانند فروش کال آپشن کوتاه‌مدت می‌تواند به مدیریت ریسک کمک کند، هرچند هزینه بالای نوسان، خود نشان‌دهنده سطح بالای عدم‌قطعیت است. در همین حال، جهش نوسان هفتگی نقره به محدوده نزدیک ۱۰۰ درصد، به‌عنوان یک علامت هشدار جدی تلقی می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در اغلب نقاط عطف مهم بازار نقره، نوسان یک‌هفته‌ای معمولاً به محدوده ۷۵ تا ۱۰۰ درصد رسیده است. به همین دلیل، تداوم چنین سطوحی از نوسان، اغلب نشانه‌ای از نزدیک شدن بازار به یک مرحله بازتنظیم یا تغییر فاز قیمتی است. در مجموع، تحولات اخیر نشان می‌دهد که بازار فلزات گران‌بها پس از یک دوره رشد شتاب‌زده، وارد مرحله‌ای شده که مدیریت ریسک، بیش از هر زمان دیگری برای فعالان آن اهمیت دارد. بر اساس جمع‌بندی تیم UtoTimes، هفته گذشته نشان داد که بازارهای جهانی وارد مرحله‌ای تازه شده‌اند؛ مرحله‌ای که در آن، دوره رشدهای آرام و کم‌نوسان به پایان رسیده و جای خود را به حرکات تند، اصلاح‌های سریع و بازتعریف ریسک داده است. اگرچه مسیر بلندمدت برخی دارایی‌ها همچنان صعودی ارزیابی می‌شود، اما فضای پیش‌رو پرنوسان‌تر، پیچیده‌تر و دشوارتر از سال‌های اخیر خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

چرا روابط ایران و آمریکا هرگز عادی نشد؟ روایت هفت دهه بی‌اعتمادی و تنش

در یک نگاه ریشه تنش میان ایران و آمریکا به کودتای ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق بازمی‌گردد. پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها، محور اصلی تقابل دو کشور در دهه‌های اخیر بوده‌اند. مذاکرات، تنش نظامی و فشار اقتصادی همواره به‌صورت چرخه‌ای در روابط دو طرف تکرار شده است. روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ به‌ویژه پس از اعزام ناوگان دریایی آمریکا به خاورمیانه از سوی دونالد ترامپ و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن علیه تهران. اما تنش میان دو کشور، پدیده‌ای تازه نیست. مناسبات ایران و آمریکا، شبکه‌ای پیچیده از مداخلات سیاسی، منافع اقتصادی و رقابت‌های ژئوپلیتیک است که ریشه‌های آن به دهه‌ها پیش بازمی‌گردد. برای درک ماهیت این تقابل تاریخی، باید به سال‌هایی بازگردیم که سیاست‌های قدرت‌های غربی، مسیر تحولات سیاسی ایران را به‌طور بنیادین تغییر داد. ۱۹۵۱؛ ملی‌شدن صنعت نفت و آغاز شکاف عمیق نقطه آغاز تنش‌های پایدار میان تهران و واشنگتن را می‌توان در اوایل دهه ۱۹۵۰ جست‌وجو کرد؛ زمانی که ایالات متحده از کودتای سال ۱۹۵۳ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق حمایت کرد و زمینه بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به قدرت را فراهم ساخت؛ پادشاهی که روابط نزدیکی با غرب داشت. ریشه این بحران به تصمیم تاریخی مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۱ برای ملی‌کردن صنعت نفت بازمی‌گردد. هدف این اقدام، بازپس‌گیری حاکمیت ایران بر منابع عظیم نفتی بود؛ منابعی که از ابتدای قرن بیستم تحت کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها به «بی‌پی» تبدیل شد) قرار داشت. جنبش ملی‌شدن نفت به رهبری محمد مصدق، رهبر جبهه ملی، شکل گرفت. مصدق پس از کناره‌گیری حسین علاء، با حمایت افکار عمومی و جریان‌های ملی‌گرا، به نخست‌وزیری رسید و ملی‌سازی صنعت نفت را به محور اصلی سیاست خود تبدیل کرد. این اقدام، منافع اقتصادی بریتانیا و متحدانش را به‌طور جدی تهدید کرد. در واکنش، سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در مرداد ۱۳۳۲ با اجرای عملیاتی محرمانه با نام «آژاکس»، دولت مصدق را سرنگون کردند. هدف این عملیات، حفظ دسترسی غرب به نفت ارزان ایران و جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در منطقه بود؛ به‌ویژه در شرایطی که ایران با جمهوری‌های وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، از جمله ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان، مرز مشترک داشت. این مداخله خارجی، اگرچه در کوتاه‌مدت ثبات سیاسی مورد نظر غرب را تأمین کرد، اما در بلندمدت بذر بی‌اعتمادی و احساسات ضدآمریکایی را در جامعه ایران کاشت؛ میراثی که اثرات آن برای دهه‌ها در روابط دو کشور باقی ماند. ۱۹۵۷؛ آغاز همکاری هسته‌ای در دوران هم‌پیمانی در اواخر دهه ۱۹۵۰، زمانی که روابط تهران و واشنگتن در اوج نزدیکی قرار داشت، ایالات متحده توافقی را برای حمایت از استفاده صلح‌آمیز ایران از انرژی هسته‌ای امضا کرد. این همکاری در چارچوب برنامه «اتم برای صلح» دولت دوایت آیزنهاور شکل گرفت؛ ابتکاری که هدف آن گسترش فناوری هسته‌ای غیرنظامی در کشورهای متحد آمریکا بود. در ادامه این همکاری، آمریکا حدود یک دهه بعد یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی به ایران تحویل داد و سوخت هسته‌ای غنی‌شده مورد نیاز آن را نیز تأمین کرد. این اقدام، نخستین گام‌های رسمی ایران در مسیر فناوری هسته‌ای را رقم زد؛ مسیری که در آن زمان، با حمایت کامل غرب همراه بود. ۱۹۶۸؛ تعهد مشترک به منع گسترش سلاح هسته‌ای در سال ۱۹۶۸، ایران و آمریکا در زمره نخستین کشورهایی قرار گرفتند که پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) را امضا کردند؛ معاهده‌ای که دو سال بعد به‌طور رسمی اجرایی شد. این پیمان، سنگ‌بنای دیپلماسی هسته‌ای جهان به‌شمار می‌رود و با هدف محدودسازی اشاعه تسلیحات اتمی، در کنار تسهیل دسترسی کشورها به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، طراحی شده است. امضای این معاهده از سوی تهران و واشنگتن، بازتاب‌دهنده سطح بالای اعتماد و همکاری میان دو کشور در آن مقطع تاریخی بود. ۱۹۷۲؛ ایران، ستون راهبردی آمریکا در خاورمیانه در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در سفری رسمی به تهران، از گسترش بی‌سابقه همکاری‌های نظامی با ایران خبر داد. بر اساس این توافق نانوشته، واشنگتن متعهد شد هر نوع سلاح متعارف مورد نظر حکومت پهلوی (به‌جز تسلیحات هسته‌ای) را در اختیار تهران قرار دهد. در مقابل، ایران نقش محوری در حفظ منافع آمریکا و مهار تهدیدهای منطقه‌ای در خاورمیانه بر عهده گرفت. نتیجه این سیاست، تبدیل ایران به یکی از بزرگ‌ترین خریداران تسلیحات آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ بود؛ به‌گونه‌ای که شاه در اواخر این دهه بیش از ۱۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی، از جمله جنگنده‌های پیشرفته اف-۱۴، از آمریکا خریداری کرد. این همکاری گسترده، جایگاه ایران را به‌عنوان متحد راهبردی واشنگتن در منطقه تثبیت کرد. ۱۹۷۹؛ انقلاب اسلامی و فروپاشی اتحاد دیرینه با وجود ثبات ظاهری روابط ایران و آمریکا در دوران محمدرضا شاه، ساختار اقتدارگرای حکومت، هزینه‌های سنگین نظامی و گسترش نابرابری‌های اجتماعی، به‌تدریج مشروعیت سیاسی رژیم را در داخل کشور تضعیف کرد. همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نارضایتی از فساد، موجی از اعتراضات مردمی شکل گرفت که در نهایت به انقلاب اسلامی انجامید. شاه در دی‌ماه ۱۳۵۷ کشور را ترک کرد و نظام سلطنتی عملاً فروپاشید. در بهمن همان سال، آیت‌الله روح‌الله خمینی، رهبر نمادین انقلاب، پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و عملاً رهبری سیاسی کشور را در دست گرفت. همه‌پرسی فروردین ۱۳۵۸، ایران را به «جمهوری اسلامی» تبدیل کرد و مسیر کشور را از یک پادشاهی طرفدار غرب به نظامی مبتنی بر ایدئولوژی ضدغربی تغییر داد. با تصویب قانون اساسی جدید در آذرماه همان سال، جایگاه رهبری عالی کشور به آیت‌الله خمینی واگذار شد و ساختار سیاسی تازه‌ای شکل گرفت. بحران گروگان‌گیری؛ نقطه عطف در تقابل تهران و واشنگتن تنش‌ها میان دو کشور با تصمیم آمریکا برای پذیرش شاه در خاک خود جهت درمان سرطان، وارد مرحله‌ای تازه شد. این اقدام، خشم بخشی از نیروهای انقلابی و دانشجویان ایرانی را برانگیخت؛ گروهی که معتقد بودند شاه از پاسخگویی در برابر عملکرد گذشته‌اش گریخته است. در آبان ۱۳۵۸، این دانشجویان با یورش به سفارت آمریکا در تهران، ۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی را به گروگان گرفتند و خواستار استرداد شاه برای محاکمه شدند. این بحران ۴۴۴ روزه، روابط دو کشور را وارد دوره‌ای طولانی از خصومت، بی‌اعتمادی و تقابل ساختاری کرد؛ دوره‌ای که آثار آن تا امروز ادامه دارد. ۱۹۸۰؛ شکست عملیات نجات و قطع روابط دیپلماتیک در فروردین ۱۳۵۹، ایالات متحده تلاشی محرمانه برای آزادسازی گروگان‌های سفارت خود در تهران انجام داد. این عملیات که با نام «پنجه عقاب» شناخته می‌شود، به دلیل نقص فنی و شرایط نامساعد در صحرای طبس ناکام ماند و به سانحه‌ای مرگبار انجامید که جان هشت نظامی آمریکایی را گرفت. شکست این مأموریت، ضربه‌ای جدی به اعتبار دولت جیمی کارتر وارد کرد و بحران گروگان‌گیری را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر ساخت. هم‌زمان با تداوم بن‌بست سیاسی، کارتر در فروردین همان سال روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد؛ روابطی که تاکنون نیز به‌طور رسمی احیا نشده است. در آبان ۱۳۵۹، واشنگتن واردات نفت از ایران را تعلیق کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در توجیه این تصمیم اعلام کرد که ایالات متحده «اجازه نخواهد داد گروگان‌گیری و خشونت، به ابزاری برای تحمیل مطالبات سیاسی تبدیل شود.» جنگ ایران و عراق؛ تقابل منطقه‌ای در سایه خصومت با آمریکا در همان سال، ایران با بزرگ‌ترین چالش امنیتی پس از انقلاب روبه‌رو شد. ارتش عراق به رهبری صدام حسین با هدف بهره‌برداری از بی‌ثباتی داخلی ایران، حمله‌ای گسترده را آغاز کرد. بغداد در پی تصرف آبراه راهبردی اروندرود و مناطق نفت‌خیز خوزستان بود. علاوه بر منافع سرزمینی، تنش‌های مذهبی نیز در شکل‌گیری این جنگ نقش داشت؛ به‌ویژه در شرایطی که آیت‌الله خمینی بر صدور ایدئولوژی شیعی تأکید می‌کرد و این مسئله برای حکومت سنی‌مذهب عراق تهدیدی جدی تلقی می‌شد. حمله عراق، جنگی هشت‌ساله را رقم زد که صدها هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت و سرانجام با میانجی‌گری سازمان ملل به آتش‌بس انجامید. در این منازعه، ایالات متحده از عراق حمایت کرد و کمک‌های مالی، آموزشی و فناورانه در اختیار بغداد قرار داد. این حمایت حتی پس از افشای استفاده ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران نیز ادامه یافت؛ مسئله‌ای که بعدها به یکی از محورهای انتقاد از سیاست‌های واشنگتن در منطقه تبدیل شد. ۱۹۸۱؛ پایان بحران گروگان‌گیری و توافق الجزایر پس از ۴۴۴ روز اسارت، گروگان‌های سفارت آمریکا در ۲۹ دی ۱۳۵۹، تنها دقایقی پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری جیمی کارتر و آغاز کار دولت رونالد ریگان، آزاد شدند. این آزادی در چارچوب «توافق‌نامه الجزایر» انجام گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، ایالات متحده متعهد شد دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند و از مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی کشور خودداری نماید. اگرچه این توافق به یکی از طولانی‌ترین بحران‌های دیپلماتیک قرن بیستم پایان داد، اما به احیای روابط دو کشور منجر نشد و بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجا ماند. ۱۹۸۴؛ قرار گرفتن ایران در فهرست حامیان تروریسم در سال ۱۹۸۴، دولت آمریکا ایران را در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» قرار داد؛ برچسبی که تا امروز نیز پابرجاست و به یکی از پایه‌های اصلی سیاست تحریمی واشنگتن علیه تهران تبدیل شده است. هم‌زمان، مجموعه‌ای از تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی بود. این تصمیم، در پی انفجار سال ۱۹۸۳ در مقر نیروهای چندملیتی در بیروت اتخاذ شد؛ حمله‌ای که به کشته‌شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید. دولت آمریکا، این عملیات را به گروه‌های شیعه مورد حمایت ایران نسبت داد و آن را نشانه‌ای از نقش منطقه‌ای تهران در بی‌ثباتی خاورمیانه دانست. ۱۹۸۶؛ رسوایی ایران–کنترا و دیپلماسی پنهان در میانه دهه ۱۹۸۰، در حالی که فروش تسلیحات به ایران رسماً ممنوع بود، دولت رونالد ریگان به‌صورت محرمانه وارد معامله تسلیحاتی با تهران شد. هدف این اقدام، آزادی شهروندان آمریکایی بود که توسط حزب‌الله لبنان (گروهی مورد حمایت ایران) در این کشور به گروگان گرفته شده بودند. واشنگتن امیدوار بود با ارسال سلاح، مسیر مذاکرات غیررسمی را هموار کند. در عین حال، بخشی از درآمد حاصل از این معاملات، به‌طور غیرقانونی برای حمایت مالی از شورشیان راست‌گرای «کنترا» در نیکاراگوئه استفاده شد؛ اقدامی که برخلاف مصوبه کنگره آمریکا بود. افشای این شبکه پنهانی در سال ۱۹۸۶، به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیاسی تاریخ معاصر آمریکا انجامید؛ پرونده‌ای که با عنوان «ایران–کنترا» شناخته شد و اعتبار دولت ریگان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ۱۹۸۸؛ سرنگونی پرواز ۶۵۵ و یکی از تلخ‌ترین نقاط تاریخ روابط در سوم ژوئیه ۱۹۸۸، ناو جنگی آمریکایی «یو‌اس‌اس وینسنس» یک هواپیمای مسافربری ایران‌ایر را بر فراز تنگه هرمز هدف قرار داد. این هواپیما که از بندرعباس عازم دبی بود، با ۲۹۰ سرنشین، از جمله زنان و کودکان، سقوط کرد و تمامی سرنشینان آن جان باختند. مقام‌های آمریکایی اعلام کردند که این هواپیما به اشتباه با یک جنگنده نظامی اشتباه گرفته شده است. تحقیقات رسمی واشنگتن نیز این حادثه را «تراژدی تأسف‌بار و ناخواسته» توصیف کرد. با این حال، این واقعه به یکی از دردناک‌ترین و ماندگارترین نمادهای بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا تبدیل شد و همچنان جایگاه ویژه‌ای در حافظه تاریخی ایرانیان دارد. ۱۹۹۵–۱۹۹۶؛ تشدید تحریم‌ها و آغاز فشار ساختاری در میانه دهه ۱۹۹۰، دولت بیل کلینتون سیاست مهار اقتصادی ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرد. در سال ۱۹۹۵، واشنگتن تحریم‌های گسترده‌تری علیه تهران اعمال کرد که شامل ممنوعیت خرید نفت ایران و محدودیت کامل تجارت و سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی بود. یک سال بعد، با تصویب «قانون تحریم‌های ایران و لیبی»، دامنه این فشارها فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافت. بر اساس این قانون، شرکت‌های غیرآمریکایی که در صنعت نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری می‌کردند نیز مشمول مجازات می‌شدند. این رویکرد، نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای تبدیل تحریم‌ها به یک ابزار فراگیر بین‌المللی علیه ایران بود؛ ابزاری که در دهه‌های بعد، به ستون اصلی سیاست آمریکا در قبال تهران تبدیل شد. ۲۰۰۲؛ «محور شرارت» و بازگشت تقابل آشکار در ژانویه ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در نطق سالانه خود در کنگره، ایران را در کنار کره شمالی و عراق، بخشی از «محور شرارت» توصیف کرد. او تهران را به پیگیری تسلیحات کشتارجمعی و حمایت از «تروریسم» متهم کرد و مدعی شد که ساختار سیاسی ایران مانع تحقق آزادی‌های مردم این کشور است. این اظهارات با واکنش تند مقام‌های ایرانی مواجه شد؛ به‌ویژه از آن جهت که تهران پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در مبارزه با طالبان در افغانستان تا حدی با آمریکا همکاری کرده بود و هر دو کشور، دشمن مشترکی در این میدان داشتند. افشای تأسیسات هسته‌ای؛ آغاز بحران جدید چند ماه بعد، در اوت ۲۰۰۲، شورای ملی مقاومت ایران از وجود دو تأسیسات هسته‌ای اعلام‌نشده پرده برداشت: مرکز غنی‌سازی نطنز و راکتور آب‌سنگین اراک. این سایت‌ها پیش‌تر به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش نشده بودند و افشای آن‌ها، پرونده هسته‌ای ایران را وارد مرحله‌ای حساس و پرتنش کرد. از این مقطع به بعد، برنامه هسته‌ای ایران به یکی از اصلی‌ترین محورهای تقابل تهران و واشنگتن در عرصه دیپلماسی جهانی تبدیل شد؛ مسیری که سال‌ها بعد به مذاکرات پیچیده و توافق‌های موقت و دائمی انجامید. ۲۰۰۳؛ تعلیق غنی‌سازی و همکاری با آژانس در سال ۲۰۰۳، هم‌زمان با افزایش فشارهای بین‌المللی، ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داد که فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم را به‌طور موقت تعلیق می‌کند. تهران همچنین با اجرای بازرسی‌های گسترده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر از تأسیسات هسته‌ای خود موافقت کرد؛ اقدامی که در آن مقطع، به‌عنوان نشانه‌ای از تمایل ایران به کاهش تنش و تعامل دیپلماتیک با غرب تلقی شد. این رویکرد، زمینه‌ساز آغاز مذاکرات هسته‌ای با کشورهای اروپایی و ورود پرونده ایران به فاز جدیدی از دیپلماسی شد. ۲۰۰۷؛ ارزیابی اطلاعاتی و تغییر روایت واشنگتن در سال ۲۰۰۷، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی رسمی اعلام کردند که ایران در سال ۲۰۰۳ فعالیت‌های مرتبط با آنچه واشنگتن «برنامه تسلیحات هسته‌ای» می‌نامید (موسوم به «طرح آماد») را متوقف کرده است. این ارزیابی، تا حدی روایت غالب درباره تهدید فوری هسته‌ای ایران را تعدیل کرد و بحث‌های تازه‌ای درباره ماهیت واقعی برنامه هسته‌ای تهران در محافل سیاسی آمریکا برانگیخت. ۲۰۰۹؛ افشای سایت فردو و تشدید نگرانی‌های غرب در سال ۲۰۰۹، رهبران آمریکا، فرانسه و بریتانیا به‌طور مشترک از وجود تأسیسات غنی‌سازی فردو پرده برداشتند؛ مرکزی که در عمق کوه و در نزدیکی قم ساخته شده بود. باراک اوباما اعلام کرد که «ابعاد و ساختار این سایت با یک برنامه صرفاً صلح‌آمیز همخوانی ندارد.» نیکولا سارکوزی، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، نیز آن را نقض آشکار قطعنامه‌های شورای امنیت و مقررات آژانس توصیف کرد. افشای فردو، موج تازه‌ای از بی‌اعتمادی را میان ایران و غرب ایجاد کرد و پرونده هسته‌ای را بار دیگر به صدر اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا بازگرداند. ۲۰۱۳؛ گشایش دیپلماتیک پس از سه دهه سکوت در سپتامبر ۲۰۱۳، باراک اوباما در تماسی تلفنی با حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت ایران، گفت‌وگو کرد؛ تماسی که نخستین ارتباط مستقیم در بالاترین سطح سیاسی میان دو کشور پس از بیش از ۳۰ سال محسوب می‌شد. این تماس، نشانه‌ای نمادین از آغاز فصل تازه‌ای در روابط تهران و واشنگتن بود و امیدها به حل‌وفصل دیپلماتیک مناقشه هسته‌ای را افزایش داد. دو ماه بعد، در نوامبر همان سال، ایران و گروه ۱+۵ شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان، به توافقی موقت با عنوان «برنامه اقدام مشترک» دست یافتند. این توافق، چارچوب اولیه‌ای برای محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران و زمینه‌ساز مذاکرات جامع‌تر شد. ۲۰۱۵؛ برجام و نقطه اوج دیپلماسی هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، توافق موقت ۲۰۱۳ به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام گسترش یافت؛ توافقی که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دیپلماسی چندجانبه در دهه‌های اخیر شناخته می‌شود. بر اساس این توافق، ایران در ازای لغو تدریجی تحریم‌ها متعهد شد برای مدت ۱۵ سال، سطح غنی‌سازی اورانیوم را به حداکثر ۳.۷ درصد محدود کند و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهد؛ رقمی معادل حدود سه درصد میزان پیش از توافق. تهران همچنین پذیرفت نظارت‌های گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد؛ امری که هدف آن اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران بود. امضای برجام با استقبال گسترده در داخل ایران همراه شد و بسیاری آن را نشانه‌ای از پایان نسبی انزوای بین‌المللی کشور تلقی کردند. ۲۰۱۸؛ خروج آمریکا از برجام و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود، به یکی از وعده‌های انتخاباتی‌اش عمل کرد و به‌طور یک‌جانبه از توافق هسته‌ای برجام خارج شد؛ توافقی که او آن را «بدترین معامله تاریخ» توصیف می‌کرد. واشنگتن پس از این تصمیم، تمامی تحریم‌هایی را که در چارچوب برجام لغو شده بود، دوباره اعمال کرد و راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت؛ سیاستی که هدف آن، کاهش صادرات نفت ایران به نزدیک صفر و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید بود. در مقابل، سایر طرف‌های برجام (از جمله اروپا، روسیه و چین) به‌طور رسمی به توافق پایبند ماندند و از بازگرداندن تحریم‌ها خودداری کردند. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تا زمان خروج آمریکا به تعهدات خود پایبند بود. اما پس از آن، تهران به‌تدریج محدودیت‌های توافق را کنار گذاشت و سطح غنی‌سازی را افزایش داد؛ به‌گونه‌ای که به حدود ۶۰ درصد رسید؛ سطحی که از نظر فنی، فاصله اندکی با غنای مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای دارد. ۲۰۱۹؛ قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۹، دولت ترامپ گامی بی‌سابقه برداشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرتمندترین نهاد نظامی ایران، را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داد. این اقدام، نخستین‌بار بود که آمریکا بخشی از ساختار رسمی یک دولت خارجی را با چنین برچسبی معرفی می‌کرد؛ تصمیمی که سطح تنش میان دو کشور را به شکل محسوسی افزایش داد و پیامدهای حقوقی و سیاسی گسترده‌ای در پی داشت. ۲۰۲۰؛ ترور ژنرال قاسم سلیمانی و نزدیک‌شدن به آستانه درگیری مستقیم در ژانویه ۲۰۲۰، یک حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد،ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های نظامی ایران، را ترور نمود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، این ژنرال کهنه‌کار و باتجربه را «مسئول مستقیم و غیرمستقیم حمله به نیروهای امریکایی» دانست و این اقدام را در چارچوب دفاع از منافع امنیتی واشنگتن توجیه کرد. ایران در واکنش، با شلیک ده‌ها موشک به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق پاسخ داد. این تبادل نظامی، دو کشور را تا آستانه یک درگیری گسترده پیش برد، اما هر دو طرف از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کردند. ۲۰۲۱؛ تلاش ناکام برای احیای برجام با روی کار آمدن جو بایدن، دولت آمریکا مسیر دیپلماسی را بار دیگر در پیش گرفت و مذاکرات غیرمستقیم با ایران را در وین آغاز کرد. هدف این گفت‌وگوها، بازگرداندن دو طرف به تعهدات برجامی و احیای توافق هسته‌ای بود. با این حال، پس از چندین دور مذاکره فشرده، اختلافات بر سر تحریم‌ها، تضمین‌ها و تعهدات متقابل مانع از دستیابی به توافق نهایی شد. در نتیجه، روند احیای برجام در وضعیت تعلیق باقی ماند. ۲۰۲۳؛ تبادل زندانیان و دیپلماسی محدود انسانی در سال ۲۰۲۳، ایران و آمریکا با میانجی‌گری کشورهایی مانند عمان و قطر، به توافقی برای تبادل زندانیان دست یافتند و هر یک پنج زندانی را آزاد کردند. در چارچوب این توافق، دولت بایدن مجوز انتقال حدود ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران در کره جنوبی به قطر را صادر کرد. واشنگتن تأکید داشت که این منابع صرفاً برای اهداف بشردوستانه، از جمله تأمین دارو و مواد غذایی، قابل استفاده است. با این حال، این توافق در داخل آمریکا با انتقاد شدید جمهوری‌خواهان روبه‌رو شد. منتقدان، این اقدام را نوعی «پرداخت باج» به دولتی خصمانه توصیف کردند و نسبت به پیامدهای سیاسی آن هشدار دادند. ۲۰۲۵؛ بازگشت ترامپ، دیپلماسی پرتنش و سایه درگیری نظامی در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ که بار دیگر به ریاست‌جمهوری رسیده بود، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» خواستار آغاز فوری مذاکرات برای دستیابی به یک «توافق صلح هسته‌ایِ قابل راستی‌آزمایی» شد. او در ماه مارس، با ارسال نامه‌ای به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ضرب‌الاجلی دوماهه برای دستیابی به توافق جدید تعیین کرد. هم‌زمان، سیاست «فشار حداکثری» بار دیگر فعال شد و اجرای سخت‌گیرانه‌تر تحریم‌ها در دستور کار قرار گرفت. در آوریل، مذاکرات تازه‌ای با هدایت استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آغاز شد. یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف، میزان مجاز غنی‌سازی اورانیوم بود؛ مسئله‌ای که به گره اصلی گفت‌وگوها تبدیل شد. ارزیابی اطلاعاتی و تشدید بحران منطقه‌ای در گزارش سالانه نهادهای اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران در آن مقطع در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، هرچند فشارهای داخلی برای حرکت در این مسیر افزایش یافته است. قرار بود ششمین دور مذاکرات در اواسط ژوئن برگزار شود که حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، این روند را متوقف کرد. اندکی بعد، آمریکا نیز به این عملیات پیوست و سه مرکز کلیدی، از جمله فردو و نطنز، را هدف قرار داد. در این حملات، واشنگتن برای نخستین‌بار از قدرتمندترین بمب‌های نفوذگر خود موسوم به «بانکر باستر» در عملیات رزمی استفاده کرد. ایران در پاسخ، پایگاه نظامی العدید آمریکا در قطر را هدف حمله موشکی قرار داد. مقام‌های قطری اعلام کردند که این حمله رهگیری شده و پایگاه پیش‌تر تخلیه شده بود. تقابل کنترل‌شده؛ جنگی که رخ نداد به گفته زیاض داوود، اقتصاددان ارشد بلومبرگ، واکنش ایران «بیش از آنکه مقدمه یک جنگ گسترده باشد، جنبه نمادین داشت.» او تأکید کرد که هشدارهای قبلی، بسته‌شدن حریم هوایی قطر و اطلاع‌رسانی آمریکا به شهروندانش، نشان می‌داد که دو طرف تلاش کرده‌اند سطح تنش را کنترل‌شده نگه دارند. “ «تحولات سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که روابط ایران و آمریکا، همچنان در تعادلی شکننده میان دیپلماسی، فشار و تقابل نظامی قرار داشت؛ تعادلی که آینده آن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های سیاسی و محاسبات راهبردی دو طرف وابسته بود.» محمد زمانی ۲۰۲۶؛ اعتراضات داخلی، فشار خارجی و پیوند دوباره با پرونده هسته‌ای در پی سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر سال ۲۰۲۵، موجی از اعتراضات که از ۲۸ دسامبر در تهران آغاز شده بود، به‌سرعت سراسر کشور را فرا گرفت. این تجمعات، به یکی از گسترده‌ترین چالش‌های داخلی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل شد. مقام‌های ایرانی با اعمال محدودیت گسترده بر اینترنت و ارتباطات، استقرار نیروهای امنیتی و اعمال نوعی وضعیت فوق‌العاده، به این اعتراضات واکنش نشان دادند. گزارشات از کشته‌ و زخمی شدن تعداد زیادی از ایرانیان در پی این اعتراضات حکایت داشت. تهدید نظامی و بازگشت دیپلماسی تحت فشار در پی این اعتراضات خونین، دونالد ترامپ با استناد به نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان، احتمال اقدام نظامی آمریکا را مطرح کرد. در اواخر ژانویه، او دستور اعزام یک ناوگروه نظامی به خاورمیانه به رهبری ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» را صادر کرد و اعلام کرد که این نیرو «در صورت لزوم، آماده اقدام سریع و قاطع» است. ترامپ در ادامه، این نمایش قدرت را مستقیماً به مذاکرات هسته‌ای گره زد و هشدار داد که فرصت ایران برای پذیرش توافق جدید رو به پایان است. او همچنین بار دیگر مدعی شد که حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هسته‌ای ایران، توانمندی‌های اتمی کشور را به‌طور کامل از بین برده است. این تحولات در این مقاله از یوتوتایمز نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۶، روابط ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری در تلاقی بحران داخلی، فشار خارجی و بن‌بست هسته‌ای قرار گرفته است؛ وضعیتی ناپایدار که همچنان آینده‌ای مبهم پیش روی دو کشور ترسیم می‌کند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

هشدار شمخانی به اسرائیل؛ هدف ما عمق دشمن است 

علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر انقلاب، در مصاحبه با شبکه المیادین لبنان هشداری جدی به اسرائیل داد. وی با تاکید بر آمادگی ایران اعلام کرد: «هرگونه اقدام با نیت خصمانه از سوی دشمن، با پاسخی مناسب، موثر و بازدارنده مواجه خواهد شد.» شمخانی در ادامه تصریح کرد که این پاسخ شامل آسیب رساندن به عمق رژیم صهیونیستی خواهد بود. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تنش‌ها در منطقه به اوج خود رسیده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

واکنش منفی بازار سهام آمریکا به انتخاب احتمالی کوین وارش در فدرال رزرو

۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ | شاخص آتی نزدک ۱۰۰ بیش از ۱٪ کاهش یافت، چرا که بازارها در انتظار انتخاب کوین وارش به عنوان رئیس جدید فدرال رزرو توسط رئیس‌جمهور ترامپ هستند. این خبر باعث نگرانی سرمایه‌گذاران شده و فشار فروش در بازارهای سهام را افزایش داده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر ایلات اسرائیل رسید

در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، خبرگزاری اسرائیلی Ynet گزارش داد که یک ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر جنوبی ایلات در اسرائیل پهلو گرفته است. این حضور ناوشکن از پیش برنامه‌ریزی شده بود و بخشی از همکاری‌های نظامی میان ارتش‌های اسرائیل و ایالات متحده به شمار می‌رود.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر