TSLA 368.06 USD ▲ 3.76%
AAPL 342.94 USD ▼ 0.15%
GOOGL 344.18 USD ▲ 1.05%
AMZN 262.45 USD ▲ 4.98%
NVDA 217.09 USD ▲ 1.38%
BTCUSD 81,876.37 USD

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش

اخبار لحظه ای بازار، اقتصاد، بانک های مرکزی و ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش

سکوت آماری آمریکا؛ تهدید یا فرصت برای دلار؟

در یک نگاه داده‌های قدرتمند ISM تولید، از بازیابی دلار حمایت کردند. تأخیر در گزارش اشتغال آمریکا لزوماً به ضرر دلار نیست. جفت ارز EURUSD به حمایت‌های تکنیکال مهم نزدیک شده است. بازار در تفسیر سیاست انقباضی RBA دچار اغراق شده است. بازار فارکس جهانی در حالی وارد فاز تثبیت شده که دلار آمریکا بخش عمده‌ای از افت‌های اخیر خود را جبران کرده است. داده‌های قدرتمند بخش تولید آمریکا بار دیگر از دلار حمایت کرده‌اند، اما تعطیلی جزئی دولت فدرال باعث تعویق انتشار گزارش اشتغال شده و فعلاً مسیر حرکت بازار را به تعویق انداخته است. در همین حال، واکنش بازار به تصمیم بانک مرکزی استرالیا بیش از حد انقباضی به نظر می‌رسد؛ موضوعی که می‌تواند زمینه‌ساز اصلاح در دلار استرالیا باشد. دلار آمریکا | تأخیر در داده‌ها، اما نه در روند بازیابی دلار آمریکا روز گذشته به پشتوانه داده‌های اقتصادی قوی، به روند بازیابی خود ادامه داد. شاخص ISM بخش تولید با جهشی معنادار به ۵۲.۶ واحد رسید و برای نخستین بار در یک سال گذشته وارد محدوده انبساط شد؛ سطحی که نه‌تنها بالاتر از انتظارات بازار بود، بلکه قوی‌ترین عدد از اوت ۲۰۲۲ تاکنون محسوب می‌شود. جزئیات این گزارش نیز تصویر مثبتی از اقتصاد آمریکا ارائه می‌دهد: افزایش تولید، رشد سفارشات جدید و بازگشت سفارشات معوق به محدوده رشد همگی نشان‌دهنده بهبود شتاب فعالیت‌های صنعتی در ماه‌های آینده هستند. این داده‌ها بار دیگر نشان دادند که اقتصاد آمریکا همچنان از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردار است. با این حال، تعطیلی جزئی دولت آمریکا باعث شده انتشار گزارش اشتغال غیرکشاورزی (Payrolls) و داده‌های JOLTS به تعویق بیفتد. انتظار می‌رود مجلس نمایندگان آمریکا به‌زودی درباره تمدید بودجه رأی‌گیری کند و در صورت تصویب، داده‌های معوق احتمالاً هفته آینده منتشر خواهند شد. در این میان، گزارش ADP و شاخص ISM بخش خدمات طبق برنامه منتشر می‌شوند و می‌توانند بخشی از خلأ اطلاعاتی بازار را پر کنند. ارزیابی کلی بازار از داده‌های اشتغال همچنان مثبت است. تجربه تعطیلی‌های قبلی دولت نشان می‌دهد در شرایطی که بازار برای تضعیف بیشتر دلار به یک محرک منفی نیاز دارد، سکوت آماری لزوماً به ضرر دلار نیست؛ به‌ویژه آنکه اختلاف نرخ‌های بهره همچنان به‌وضوح به نفع دلار عمل می‌کند. شاخص دلار (DXY) اکنون بیشتر افت‌های اخیر خود را جبران کرده و معیارهای ارزش‌گذاری کوتاه‌مدت همچنان از ظرفیت رشد بیشتر دلار حکایت دارند. با این حال، کاهش شتاب حرکت صعودی نشان می‌دهد که بازار در کوتاه‌مدت بیشتر در فاز تثبیت قرار دارد تا آغاز یک روند پرقدرت جدید. یورو | حمایت‌های تکنیکال در کانون توجه بازار گسترش مجدد گپ نرخ سوآپ دوساله به نفع دلار، برآورد ارزش منصفانه کوتاه‌مدت EURUSD را به محدوده ۱.۱۷۴ رسانده است؛ سطحی که بسیار به میانگین متحرک ۵۰روزه نزدیک است. در صورت تداوم فشار فروش، میانگین‌های متحرک ۱۰۰ و ۲۰۰روزه در سطوح ۱.۱۶۷۸ و ۱.۱۶۱۵ می‌توانند به‌عنوان حمایت‌های کلیدی بعدی عمل کنند. انتشار داده تورم فرانسه در کانون توجه امروز بازار قرار دارد، اما انتظار نمی‌رود اثر قابل‌توجهی بر بازار فارکس داشته باشد. هرچه اصلاح EURUSD عمیق‌تر شود، احتمال اظهارنظر مقامات بانک مرکزی اروپا درباره نرخ ارز در نشست سیاست‌گذاری پیش‌رو نیز کاهش خواهد یافت. در بعد سیاسی، پارلمان فرانسه سرانجام بودجه ۲۰۲۶ را پس از یک رأی اعتماد دیگر تصویب کرد. هرچند این بودجه فاصله زیادی با سیاست انقباض مالی سخت‌گیرانه دارد، اما ثبات سیاسی فعلی برای بازارها یک عامل اطمینان‌بخش محسوب می‌شود. کاهش فاصله بازده اوراق ۱۰ساله فرانسه و آلمان به زیر ۶۰ نقطه پایه – کمترین سطح از ژوئن ۲۰۲۴ – نیز نشانه‌ای از آرامش نسبی بازار بدهی است، هرچند تأثیر آن بر بازار ارز همچنان محدود باقی مانده است. دلار استرالیا | برداشت بیش از حد انقباضی از تصمیم بانک مرکزی استرلیا (RBA) دلار استرالیا پس از افزایش ۲۵ نقطه پایه‌ای نرخ بهره توسط بانک مرکزی این کشور به ۳.۸۵ درصد، نزدیک به ۱ درصد تقویت شد. اگرچه این تصمیم تا حد زیادی در قیمت‌ها لحاظ شده بود، اما بازار از لحن بیانیه بانک مرکزی سیگنال‌هایی انقباضی‌تر برای آینده برداشت کرد و اکنون افزایش بیشتر نرخ بهره را در ماه‌های آینده قیمت‌گذاری می‌کند. با این حال، این برداشت بیش از حد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. بانک مرکزی استرالیا در بیانیه خود تأکید کرده که بخش عمده افزایش مجدد تورم ناشی از فشارهای بخشی و احتمالاً موقتی است؛ موضوعی که هرچند با عدم قطعیت همراه است، اما فوریتی برای ادامه سریع چرخه انقباض ایجاد نمی‌کند. افزایش پیش‌بینی تورم ژوئن به ۳.۷ درصد نیز در کنار رقم ۳.۲ درصدی پایان سال، با سناریوی افزایش‌های متوالی نرخ بهره هم‌خوانی ندارد. ✔️  بیشتر بخوانید: آیا استرالیا در آستانه موج جدید افزایش نرخ بهره است؟ میشل بولاک، رئیس بانک مرکزی استرالیا، با تأکید بر باز بودن همه گزینه‌ها، اشاره کرد که نرخ بهره ممکن است به سطح خنثی نزدیک شده باشد؛ اظهارنظری که به‌نظر می‌رسد با هدف تعدیل واکنش اولیه بازار مطرح شده است. در مجموع، انتظارات انقباضی فعلی بدون پشتوانه داده‌ای قوی بیش از حد تهاجمی به نظر می‌رسند. با توجه به تمایل به دلار قوی‌تر در سطح جهانی، احتمال اصلاح تدریجی رشد اخیر AUDUSD بیش از ثبت سقف‌های جدید ارزیابی می‌شود. جمع‌بندی | نگاه تحلیلگران یوتوتایمز و سناریوهای پیش‌رو تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند که بازار ارز جهانی در معاملات امروز، ۳ فوریه ۲۰۲۶ در مرحله تثبیت و بازتنظیم انتظارات قرار دارد، اما مسیر کوتاه‌مدت دلار به چند ریسک کلیدی وابسته است. در سناریوی پایه، داده‌های قوی اقتصاد آمریکا و اختلاف نرخ‌های بهره همچنان از دلار حمایت می‌کنند و تأخیر در انتشار گزارش اشتغال، مانع جدی برای این روند نخواهد بود.با این حال، ریسک اصلی در انتشار ناگهانی داده‌های ضعیف اشتغال یا تغییر لحن فدرال رزرو پس از پایان تعطیلی دولت نهفته است؛ عاملی که می‌تواند بخشی از رشد اخیر دلار را اصلاح کند. در اروپا، شکست حمایت‌های تکنیکال می‌تواند فشار بر یورو را تشدید کند، اما حفظ این سطوح احتمال بازگشت محدود را زنده نگه می‌دارد. در مورد دلار استرالیا نیز، در صورت عدم تأیید انتظارات انقباضی با داده‌های تورمی جدید، سناریوی غالب بازار اصلاح تدریجی و نه ادامه رالی صعودی خواهد بود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

هدف اجلاس استانبول؛ توافق برای جلوگیری از جنگ

خبرنگار پایگاه خبری آکسیوس در شبکه اجتماعی ایکس به نقل از یک مقام رسمی ایالات متحده جزئیاتی را درباره اهداف نشست پیش‌رو در استانبول فاش کرد. به گفته این مقام مسئول، هدف اصلی اجلاس استانبول تلاش برای دستیابی به توافقی جهت جلوگیری از جنگ است. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که ایران با آمادگی برای مصالحه در این مذاکرات حاضر شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

اکسیوس: تلاش دیپلماتیک تازه برای توافق هسته‌ای در میانه آرایش نظامی آمریکا

در یک نگاه آمریکا و ایران در حال برنامه‌ریزی برای نخستین دیدار رسمی پس از فروپاشی مذاکرات و جنگ ۱۲روزه سال گذشته هستند. این مذاکرات در شرایطی انجام می‌شود که ایالات متحده حضور نظامی خود در خلیج فارس را به‌طور محسوسی افزایش داده است. شکاف عمیق میان خواسته‌های واشنگتن و خطوط قرمز تهران، مسیر دستیابی به توافق را همچنان پیچیده و نامطمئن کرده است. بر اساس گفته دو منبع مطلع، استیو ویتکاف، نماینده ویژه کاخ سفید، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، قرار است روز جمعه در استانبول دیدار کرده و درباره امکان احیای یک توافق هسته‌ای گفت‌وگو کنند. یک منبع سوم که در جریان برنامه‌ریزی‌ها قرار دارد، این دیدار را «بهترین سناریوی ممکن» توصیف کرده اما تأکید داشته است که تا زمان برگزاری رسمی نشست، هیچ چیز قطعی نیست. در صورت تحقق، این دیدار نخستین تماس مستقیم میان مقام‌های ارشد آمریکا و ایران از زمان فروپاشی مذاکرات پیشین و وقوع جنگ ۱۲روزه در ماه ژوئن سال گذشته خواهد بود. این تحولات در حالی رخ می‌دهد که ایالات متحده هم‌زمان در حال انجام یکی از گسترده‌ترین تقویت‌های نظامی خود در منطقه خلیج فارس است و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌صراحت اعلام کرده تنها راه جلوگیری از درگیری نظامی، دستیابی سریع به یک توافق جدید است. “ «برنامه‌ریزی برای این نشست حاصل تلاش‌های فشرده دیپلماتیک ترکیه، مصر و قطر در روزهای اخیر بوده است.» محمد زمانی روز دوشنبه، وزرای خارجه ترکیه و مصر بار دیگر با عباس عراقچی گفت‌وگو کردند تا زمینه‌های برگزاری این دیدار را بررسی کنند. هم‌زمان، رسانه‌های دولتی ایران گزارش دادند که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، دستور ازسرگیری مذاکرات با دولت ترامپ را صادر کرده است هرچند پس از مدتی این خبر تکذیب شد. عراقچی نیز در سخنرانی روز دوشنبه خود اعلام کرد که ایران آمادگی بازگشت به مسیر دیپلماسی را دارد، اما تأکید کرد: «دیپلماسی با فشار، تهدید و زور سازگار نیست. امیدواریم نتایج آن به‌زودی آشکار شود.» این موضع‌گیری بار دیگر نشان داد که تهران خواهان مذاکراتی بدون پیش‌شرط و عاری از فشارهای نظامی و سیاسی است. در عین حال بررسی‌های یوتوتایمز نشان می‌دهد که اختلافات بنیادین میان دو طرف همچنان پابرجاست. دولت ترامپ به‌طور سنتی بر این موضع پافشاری کرده که هرگونه توافق جدید باید علاوه بر برنامه هسته‌ای ایران، برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای تهران را نیز در بر بگیرد. این در حالی است که ایران بارها تأکید کرده تنها موضوع قابل مذاکره، پرونده هسته‌ای است و سایر مسائل در دستور کار قرار ندارند. هنوز مشخص نیست ویتکاف و عراقچی چگونه قصد دارند از این شکاف عمیق عبور کنند. در سطح تحولات جانبی، ویتکاف قرار است روز دوشنبه به اسرائیل سفر کرده و بنا به درخواست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، روز سه‌شنبه با او دیدار کند. به گفته یک مقام اسرائیلی، این دیدار در چارچوب هماهنگی‌های امنیتی و دیپلماتیک پیش از مذاکرات احتمالی با ایران انجام می‌شود. نماینده کاخ سفید همچنین قرار است با ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، دیدار کند. زمیر به‌تازگی از سفری کم‌سابقه به واشنگتن بازگشته و در آنجا با رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا دیدار کرده تا درباره سناریوهای دفاعی و تهاجمی اسرائیل در صورت وقوع جنگ با ایران رایزنی کند. ✔️  بیشتر بخوانید: جهش غیرمنتظره فعالیت تولیدی آمریکا در آغاز ۲۰۲۶ پس از پایان سفر به اسرائیل، ویتکاف راهی ابوظبی خواهد شد تا در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در مذاکرات سه‌جانبه صلح میان روسیه و اوکراین شرکت کند. بر اساس برنامه‌ریزی‌های فعلی، او از آنجا به ترکیه سفر خواهد کرد تا در صورت فراهم شدن شرایط، مذاکرات مستقیم با وزیر خارجه ایران را آغاز کند. مجموع این تحولات از نگاه تحلیلگران UtoTimes نشان می‌دهد که دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بار دیگر، هرچند شکننده و پرریسک، در حال بازگشت به صحنه است؛ آن هم در شرایطی که فشار نظامی، بی‌اعتمادی عمیق و تضاد منافع راهبردی، مسیر دستیابی به توافقی پایدار را بیش از هر زمان دیگری پیچیده کرده است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

شاخص مدیران خرید بخش تولید ایالات متحده به گزارش موسسه ISM – ژانویه

شاخص مدیران خرید بخش تولید ایالات متحده به گزارش موسسه مدیریت عرضه - ISM Manufacturing PMI (ژانویه) واقعی ................... 52.6 پیش‌بینی .............. 48.5 قبلی ...................... 47.9 شاخص تغییرات قیمت تولید آمریکا از موسسه ISM - نوامبر - ISM Manufacturing Prices واقعی .................. 59 پیش‌بینی .............. 60.5 قبلی ..................... 58.5 مولفه اشتغال: 48.1 (مقدار قبلی: 44.9) مولفه سفارشات جدید: 57.1 (مقدار قبلی: 47.7)

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

عراقچی: دیپلماسی با تهدید سازگار نیست

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، سید عباس عراقچی، تأکید کرده است که دیپلماسی و گفتگوهای بین‌المللی نمی‌توانند در کنار تهدید و فشارهای نظامی یا سیاسی پیش بروند. او گفته است که راه‌حل‌های دیپلماتیک تنها زمانی موفق خواهند بود که طرفین با حسن نیت و بدون اعمال زور و تهدید وارد مذاکره شوند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

لغو مذاکرات امنیتی اوکراین در ابوظبی به دلیل مشکلات زمان‌بندی؛ دور جدید این هفته برگزار می‌شود

بر اساس اعلام کرملین، مذاکرات امنیتی مربوط به اوکراین که قرار بود روز یکشنبه ۱ فوریه ۲۰۲۶، در ابوظبی برگزار شود، به دلیل مشکلات زمان‌بندی انجام نگرفت. با این حال، دور بعدی مذاکرات سه‌جانبه امنیتی درباره اوکراین قرار است روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه همین هفته در ابوظبی برگزار شود. روسیه و اوکراین در برخی مسائل به توافق‌های نزدیک‌تری دست یافته‌اند، اما در مسائل پیچیده‌تر هنوز اختلافاتی باقی مانده است. دیمیتریف، فرستاده ویژه روسیه، رهبری یک گروه کاری اقتصادی را بر عهده دارد. همچنین کرملین اعلام کرده که جزئیات بیشتری درباره دور قبلی مذاکرات دیمیتریف با مقامات آمریکایی ارائه نخواهد کرد. کرملین همچنین تاکید کرده که هیچ اطلاعات جدیدی درباره توافق روسیه برای توقف موقت حملات به زیرساخت‌های انرژی اوکراین به درخواست ترامپ ندارد و فقط به گفته‌های قبلی خود اکتفا می‌کند.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

آسوشیتد پرس: چارچوب مذاکرات ایران و آمریکا تا چند روز آینده نهایی می‌شود

خبرگزاری آسوشیتد پرس، در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، گزارش داده است که چارچوب کلی مذاکرات بین ایران و ایالات متحده آمریکا در روزهای آینده به صورت نهایی تعیین خواهد شد.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

تأکید رسمی جمهوری اسلامی: رفع تحریم‌ها اولویت اصلی است

سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مهم‌ترین اولویت تهران در مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک، رفع تحریم‌ها است.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

نوسان شدید طلا در ۲ فوریه ۲۰۲۶؛ قیمت از اوج چندماهه عقب نشست

در ۲ فوریه ۲۰۲۶ بازار طلا شاهد نوسانی چشمگیر بود؛ جایی که پس از یک رالی قدرتمند و رسیدن به اوج چندماهه، قیمت‌ها ناگهان وارد فاز اصلاح شدند. نمودار روزانه نشان می‌دهد که طلا از محدوده بالای ۵۶۰۰ دلار عقب‌نشینی کرده و اکنون حوالی ۴۴۵۰ دلار معامله می‌شود. این تغییر سریع، نگاه معامله‌گران را دوباره به عوامل کلیدی مانند سیاست‌های بانک‌های مرکزی، ریسک‌های ژئوپولیتیک و جریان سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امن جلب کرده است. بازار اکنون در حال سنجش این است که آیا این افت یک اصلاح موقت است یا آغاز یک روند تازه.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

جهش آگهی‌های استخدامی در استرالیا؛ احتمال افزایش نرخ بهره بالا رفت

در یک نگاه آگهی‌های استخدامی در ژانویه ۴.۴٪ افزایش یافتند. رشد استخدام در بخش‌های مصرف‌محور مانند خرده‌فروشی و خدمات تقاضای نیروی کار همچنان بالا، با وجود نرخ بهره بالا احتمال ۷۵٪ افزایش نرخ بهره در نشست ۳ فوریه بانک مرکزی بازار کار استرالیا در آغاز سال ۲۰۲۶ با جهشی چشمگیر در آگهی‌های استخدامی مواجه شد؛ رشدی که پس از شش ماه افت متوالی، حالا احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی را بالا برده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که تقاضای نیروی کار همچنان قوی است و فشار تورمی ممکن است ادامه‌دار باشد. “ «بازار کار همچنان ستون اصلی اقتصاد استرالیاست» یوتوتایمز  جزئیات رشد آگهی‌های استخدامی طبق داده‌های ANZ و Indeed، آگهی‌های استخدامی در ژانویه ۲۰۲۶: ۴.۴٪ رشد ماهانه داشته‌اند. پس از افت ۰.۸٪ در دسامبر، روند نزولی را شکسته‌اند. قوی‌ترین رشد ماهانه از سال ۲۰۲۲ تاکنون ثبت شده است.  بازار کار همچنان مقاوم است با وجود نرخ‌های بهره بالا و فشار بر درآمد خانوارها، تقاضای استخدام در بخش‌های مصرف‌محور افزایش یافته است. این نشان می‌دهد که تقاضای داخلی هنوز افت نکرده و بازار کار همچنان قوی است.  پیامدهای سیاست پولی برای RBA بازارها اکنون با احتمال ۷۵٪ افزایش نرخ بهره در نشست فردا قیمت‌گذاری کرده‌اند. دلیل اصلی: تقاضای پایدار نیروی کار رشد دستمزدها تورم چسبنده بانک مرکزی ممکن است برای کنترل تورم، موضعی متمایل به افزایش نرخ بهره اتخاذ کند.  نشست فردا: ۳ فوریه زمان بیانیه RBA: ساعت ۰۳:۳۰ GMT (معادل ۰۷:۰۰ به وقت تهران) کنفرانس خبری رئیس بانک مرکزی، خانم بولاک، یک ساعت بعد برگزار می‌شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

ریسک ایران قیمت نفت را بالا و پایین می‌برد

در یک نگاه نفت پس از جهش ژانویه با افت قیمت هفته را آغاز کرد. اوپک‌پلاس تولید ماه مارس را بدون تغییر نگه داشت. تنش‌های آمریکا–ایران همچنان ریسک دوطرفه برای بازار نفت است. اختلالات عرضه در قزاقستان به محدودیت عرضه کوتاه‌مدت کمک کرده است. تقاضای جهانی — به‌ویژه از سوی واردکنندگان بزرگ — متغیر کلیدی برای فصل دوم سال است. امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه ۲۰۲۶)، بازار نفت پس از جهش قدرتمند در ژانویه، هفته جدید را با کاهش قیمت آغاز کرده است. معامله‌گران در حال ارزیابی میزان ریسک‌های ژئوپولیتیکی، به‌ویژه مربوط به ایران، هستند که چقدر در قیمت‌ها لحاظ شده است. همچنین، تصمیم اوپک‌پلاس برای ثابت نگه‌داشتن تولید در ماه مارس و عدم ارائه چشم‌انداز مشخص برای دوره پس از آن، فضای احتیاطی و نگرانی در بازار را تقویت کرده است. نفت این روزها حسابی در نوسان است! “ «افت امروز بیشتر مدیریت ریسک است تا تغییر روند» یوتوتایمز افت قیمت نفت پس از جهش ژانویه نفت که در ژانویه به بالاترین سطح شش‌ماهه رسیده بود، امروز با کاهش قیمت باز شد. این الگو معمولاً زمانی دیده می‌شود که بازار پس از یک رالی مبتنی بر اخبار ژئوپولیتیکی، نیاز دارد بسنجد آیا ریسک قیمتی بدون تشدید تنش‌ها قابل حفظ است یا نه. اوپک‌پلاس: تولید مارس ثابت، آینده نامشخص اوپک‌پلاس اعلام کرد: تولید ماه مارس بدون تغییر می‌ماند. افزایش‌های برنامه‌ریزی‌شده همچنان متوقف است. هیچ تصمیمی برای بعد از مارس اعلام نمی‌شود. این عدم ارائه چشم‌انداز، بازار را در حالت انتظار نگه می‌دارد و نشان می‌دهد اوپک‌پلاس می‌خواهد حداکثر انعطاف‌پذیری را حفظ کند. ایران؛ بزرگ‌ترین متغیر ژئوپولیتیکی تنش‌های آمریکا و ایران همچنان عامل اصلی نوسان قیمت نفت است. دو سناریوی کاملاً متفاوت روی میز است: تشدید تنش → افزایش سریع قیمت گفت‌وگو و کاهش تنش → حذف سریع ریسک قیمتی اظهارات ترامپ درباره «گفت‌وگوی جدی ایران» باعث کاهش بخشی از ریسک شد. قزاقستان و اختلالات عرضه اختلالات اخیر در میدان نفتی تنگیز باعث شده عرضه کوتاه‌مدت کمی محدودتر شود. این عامل در کنار ریسک‌های ژئوپولیتیکی، از قیمت‌ها حمایت کرده است. جمع‌بندی یوتوتایمز افت امروز نفت بیشتر نشانه: تعدیل موقعیت‌ها مدیریت ریسک و انتظار برای داده‌های تقاضا در فصل دوم است تا تغییر بنیادین در روند بازار.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هشدار تند مدودف: جهان به سمت درگیری می‌رود

دیمیتری مدودف، از چهره‌های ارشد سیاسی روسیه، در اظهاراتی تند اعلام کرد که اقدام آمریکا علیه نیکلاس مادورو «سرقت» و ضربه‌ای جدی به نظم بین‌الملل بوده است. او هشدار داد که ادامه این روند می‌تواند جهان را به سمت درگیری‌های بزرگ‌تر سوق دهد. مدودف همچنین ادعاهای غرب درباره تهدید روسیه یا چین برای گرینلند را «داستان‌سرایی سیاسی» توصیف کرد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

چرا روابط ایران و آمریکا هرگز عادی نشد؟ روایت هفت دهه بی‌اعتمادی و تنش

در یک نگاه ریشه تنش میان ایران و آمریکا به کودتای ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق بازمی‌گردد. پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها، محور اصلی تقابل دو کشور در دهه‌های اخیر بوده‌اند. مذاکرات، تنش نظامی و فشار اقتصادی همواره به‌صورت چرخه‌ای در روابط دو طرف تکرار شده است. روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ به‌ویژه پس از اعزام ناوگان دریایی آمریکا به خاورمیانه از سوی دونالد ترامپ و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن علیه تهران. اما تنش میان دو کشور، پدیده‌ای تازه نیست. مناسبات ایران و آمریکا، شبکه‌ای پیچیده از مداخلات سیاسی، منافع اقتصادی و رقابت‌های ژئوپلیتیک است که ریشه‌های آن به دهه‌ها پیش بازمی‌گردد. برای درک ماهیت این تقابل تاریخی، باید به سال‌هایی بازگردیم که سیاست‌های قدرت‌های غربی، مسیر تحولات سیاسی ایران را به‌طور بنیادین تغییر داد. ۱۹۵۱؛ ملی‌شدن صنعت نفت و آغاز شکاف عمیق نقطه آغاز تنش‌های پایدار میان تهران و واشنگتن را می‌توان در اوایل دهه ۱۹۵۰ جست‌وجو کرد؛ زمانی که ایالات متحده از کودتای سال ۱۹۵۳ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق حمایت کرد و زمینه بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به قدرت را فراهم ساخت؛ پادشاهی که روابط نزدیکی با غرب داشت. ریشه این بحران به تصمیم تاریخی مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۱ برای ملی‌کردن صنعت نفت بازمی‌گردد. هدف این اقدام، بازپس‌گیری حاکمیت ایران بر منابع عظیم نفتی بود؛ منابعی که از ابتدای قرن بیستم تحت کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها به «بی‌پی» تبدیل شد) قرار داشت. جنبش ملی‌شدن نفت به رهبری محمد مصدق، رهبر جبهه ملی، شکل گرفت. مصدق پس از کناره‌گیری حسین علاء، با حمایت افکار عمومی و جریان‌های ملی‌گرا، به نخست‌وزیری رسید و ملی‌سازی صنعت نفت را به محور اصلی سیاست خود تبدیل کرد. این اقدام، منافع اقتصادی بریتانیا و متحدانش را به‌طور جدی تهدید کرد. در واکنش، سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در مرداد ۱۳۳۲ با اجرای عملیاتی محرمانه با نام «آژاکس»، دولت مصدق را سرنگون کردند. هدف این عملیات، حفظ دسترسی غرب به نفت ارزان ایران و جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در منطقه بود؛ به‌ویژه در شرایطی که ایران با جمهوری‌های وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، از جمله ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان، مرز مشترک داشت. این مداخله خارجی، اگرچه در کوتاه‌مدت ثبات سیاسی مورد نظر غرب را تأمین کرد، اما در بلندمدت بذر بی‌اعتمادی و احساسات ضدآمریکایی را در جامعه ایران کاشت؛ میراثی که اثرات آن برای دهه‌ها در روابط دو کشور باقی ماند. ۱۹۵۷؛ آغاز همکاری هسته‌ای در دوران هم‌پیمانی در اواخر دهه ۱۹۵۰، زمانی که روابط تهران و واشنگتن در اوج نزدیکی قرار داشت، ایالات متحده توافقی را برای حمایت از استفاده صلح‌آمیز ایران از انرژی هسته‌ای امضا کرد. این همکاری در چارچوب برنامه «اتم برای صلح» دولت دوایت آیزنهاور شکل گرفت؛ ابتکاری که هدف آن گسترش فناوری هسته‌ای غیرنظامی در کشورهای متحد آمریکا بود. در ادامه این همکاری، آمریکا حدود یک دهه بعد یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی به ایران تحویل داد و سوخت هسته‌ای غنی‌شده مورد نیاز آن را نیز تأمین کرد. این اقدام، نخستین گام‌های رسمی ایران در مسیر فناوری هسته‌ای را رقم زد؛ مسیری که در آن زمان، با حمایت کامل غرب همراه بود. ۱۹۶۸؛ تعهد مشترک به منع گسترش سلاح هسته‌ای در سال ۱۹۶۸، ایران و آمریکا در زمره نخستین کشورهایی قرار گرفتند که پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) را امضا کردند؛ معاهده‌ای که دو سال بعد به‌طور رسمی اجرایی شد. این پیمان، سنگ‌بنای دیپلماسی هسته‌ای جهان به‌شمار می‌رود و با هدف محدودسازی اشاعه تسلیحات اتمی، در کنار تسهیل دسترسی کشورها به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، طراحی شده است. امضای این معاهده از سوی تهران و واشنگتن، بازتاب‌دهنده سطح بالای اعتماد و همکاری میان دو کشور در آن مقطع تاریخی بود. ۱۹۷۲؛ ایران، ستون راهبردی آمریکا در خاورمیانه در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در سفری رسمی به تهران، از گسترش بی‌سابقه همکاری‌های نظامی با ایران خبر داد. بر اساس این توافق نانوشته، واشنگتن متعهد شد هر نوع سلاح متعارف مورد نظر حکومت پهلوی (به‌جز تسلیحات هسته‌ای) را در اختیار تهران قرار دهد. در مقابل، ایران نقش محوری در حفظ منافع آمریکا و مهار تهدیدهای منطقه‌ای در خاورمیانه بر عهده گرفت. نتیجه این سیاست، تبدیل ایران به یکی از بزرگ‌ترین خریداران تسلیحات آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ بود؛ به‌گونه‌ای که شاه در اواخر این دهه بیش از ۱۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی، از جمله جنگنده‌های پیشرفته اف-۱۴، از آمریکا خریداری کرد. این همکاری گسترده، جایگاه ایران را به‌عنوان متحد راهبردی واشنگتن در منطقه تثبیت کرد. ۱۹۷۹؛ انقلاب اسلامی و فروپاشی اتحاد دیرینه با وجود ثبات ظاهری روابط ایران و آمریکا در دوران محمدرضا شاه، ساختار اقتدارگرای حکومت، هزینه‌های سنگین نظامی و گسترش نابرابری‌های اجتماعی، به‌تدریج مشروعیت سیاسی رژیم را در داخل کشور تضعیف کرد. همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نارضایتی از فساد، موجی از اعتراضات مردمی شکل گرفت که در نهایت به انقلاب اسلامی انجامید. شاه در دی‌ماه ۱۳۵۷ کشور را ترک کرد و نظام سلطنتی عملاً فروپاشید. در بهمن همان سال، آیت‌الله روح‌الله خمینی، رهبر نمادین انقلاب، پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و عملاً رهبری سیاسی کشور را در دست گرفت. همه‌پرسی فروردین ۱۳۵۸، ایران را به «جمهوری اسلامی» تبدیل کرد و مسیر کشور را از یک پادشاهی طرفدار غرب به نظامی مبتنی بر ایدئولوژی ضدغربی تغییر داد. با تصویب قانون اساسی جدید در آذرماه همان سال، جایگاه رهبری عالی کشور به آیت‌الله خمینی واگذار شد و ساختار سیاسی تازه‌ای شکل گرفت. بحران گروگان‌گیری؛ نقطه عطف در تقابل تهران و واشنگتن تنش‌ها میان دو کشور با تصمیم آمریکا برای پذیرش شاه در خاک خود جهت درمان سرطان، وارد مرحله‌ای تازه شد. این اقدام، خشم بخشی از نیروهای انقلابی و دانشجویان ایرانی را برانگیخت؛ گروهی که معتقد بودند شاه از پاسخگویی در برابر عملکرد گذشته‌اش گریخته است. در آبان ۱۳۵۸، این دانشجویان با یورش به سفارت آمریکا در تهران، ۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی را به گروگان گرفتند و خواستار استرداد شاه برای محاکمه شدند. این بحران ۴۴۴ روزه، روابط دو کشور را وارد دوره‌ای طولانی از خصومت، بی‌اعتمادی و تقابل ساختاری کرد؛ دوره‌ای که آثار آن تا امروز ادامه دارد. ۱۹۸۰؛ شکست عملیات نجات و قطع روابط دیپلماتیک در فروردین ۱۳۵۹، ایالات متحده تلاشی محرمانه برای آزادسازی گروگان‌های سفارت خود در تهران انجام داد. این عملیات که با نام «پنجه عقاب» شناخته می‌شود، به دلیل نقص فنی و شرایط نامساعد در صحرای طبس ناکام ماند و به سانحه‌ای مرگبار انجامید که جان هشت نظامی آمریکایی را گرفت. شکست این مأموریت، ضربه‌ای جدی به اعتبار دولت جیمی کارتر وارد کرد و بحران گروگان‌گیری را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر ساخت. هم‌زمان با تداوم بن‌بست سیاسی، کارتر در فروردین همان سال روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد؛ روابطی که تاکنون نیز به‌طور رسمی احیا نشده است. در آبان ۱۳۵۹، واشنگتن واردات نفت از ایران را تعلیق کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در توجیه این تصمیم اعلام کرد که ایالات متحده «اجازه نخواهد داد گروگان‌گیری و خشونت، به ابزاری برای تحمیل مطالبات سیاسی تبدیل شود.» جنگ ایران و عراق؛ تقابل منطقه‌ای در سایه خصومت با آمریکا در همان سال، ایران با بزرگ‌ترین چالش امنیتی پس از انقلاب روبه‌رو شد. ارتش عراق به رهبری صدام حسین با هدف بهره‌برداری از بی‌ثباتی داخلی ایران، حمله‌ای گسترده را آغاز کرد. بغداد در پی تصرف آبراه راهبردی اروندرود و مناطق نفت‌خیز خوزستان بود. علاوه بر منافع سرزمینی، تنش‌های مذهبی نیز در شکل‌گیری این جنگ نقش داشت؛ به‌ویژه در شرایطی که آیت‌الله خمینی بر صدور ایدئولوژی شیعی تأکید می‌کرد و این مسئله برای حکومت سنی‌مذهب عراق تهدیدی جدی تلقی می‌شد. حمله عراق، جنگی هشت‌ساله را رقم زد که صدها هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت و سرانجام با میانجی‌گری سازمان ملل به آتش‌بس انجامید. در این منازعه، ایالات متحده از عراق حمایت کرد و کمک‌های مالی، آموزشی و فناورانه در اختیار بغداد قرار داد. این حمایت حتی پس از افشای استفاده ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران نیز ادامه یافت؛ مسئله‌ای که بعدها به یکی از محورهای انتقاد از سیاست‌های واشنگتن در منطقه تبدیل شد. ۱۹۸۱؛ پایان بحران گروگان‌گیری و توافق الجزایر پس از ۴۴۴ روز اسارت، گروگان‌های سفارت آمریکا در ۲۹ دی ۱۳۵۹، تنها دقایقی پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری جیمی کارتر و آغاز کار دولت رونالد ریگان، آزاد شدند. این آزادی در چارچوب «توافق‌نامه الجزایر» انجام گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، ایالات متحده متعهد شد دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند و از مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی کشور خودداری نماید. اگرچه این توافق به یکی از طولانی‌ترین بحران‌های دیپلماتیک قرن بیستم پایان داد، اما به احیای روابط دو کشور منجر نشد و بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجا ماند. ۱۹۸۴؛ قرار گرفتن ایران در فهرست حامیان تروریسم در سال ۱۹۸۴، دولت آمریکا ایران را در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» قرار داد؛ برچسبی که تا امروز نیز پابرجاست و به یکی از پایه‌های اصلی سیاست تحریمی واشنگتن علیه تهران تبدیل شده است. هم‌زمان، مجموعه‌ای از تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی بود. این تصمیم، در پی انفجار سال ۱۹۸۳ در مقر نیروهای چندملیتی در بیروت اتخاذ شد؛ حمله‌ای که به کشته‌شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید. دولت آمریکا، این عملیات را به گروه‌های شیعه مورد حمایت ایران نسبت داد و آن را نشانه‌ای از نقش منطقه‌ای تهران در بی‌ثباتی خاورمیانه دانست. ۱۹۸۶؛ رسوایی ایران–کنترا و دیپلماسی پنهان در میانه دهه ۱۹۸۰، در حالی که فروش تسلیحات به ایران رسماً ممنوع بود، دولت رونالد ریگان به‌صورت محرمانه وارد معامله تسلیحاتی با تهران شد. هدف این اقدام، آزادی شهروندان آمریکایی بود که توسط حزب‌الله لبنان (گروهی مورد حمایت ایران) در این کشور به گروگان گرفته شده بودند. واشنگتن امیدوار بود با ارسال سلاح، مسیر مذاکرات غیررسمی را هموار کند. در عین حال، بخشی از درآمد حاصل از این معاملات، به‌طور غیرقانونی برای حمایت مالی از شورشیان راست‌گرای «کنترا» در نیکاراگوئه استفاده شد؛ اقدامی که برخلاف مصوبه کنگره آمریکا بود. افشای این شبکه پنهانی در سال ۱۹۸۶، به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیاسی تاریخ معاصر آمریکا انجامید؛ پرونده‌ای که با عنوان «ایران–کنترا» شناخته شد و اعتبار دولت ریگان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ۱۹۸۸؛ سرنگونی پرواز ۶۵۵ و یکی از تلخ‌ترین نقاط تاریخ روابط در سوم ژوئیه ۱۹۸۸، ناو جنگی آمریکایی «یو‌اس‌اس وینسنس» یک هواپیمای مسافربری ایران‌ایر را بر فراز تنگه هرمز هدف قرار داد. این هواپیما که از بندرعباس عازم دبی بود، با ۲۹۰ سرنشین، از جمله زنان و کودکان، سقوط کرد و تمامی سرنشینان آن جان باختند. مقام‌های آمریکایی اعلام کردند که این هواپیما به اشتباه با یک جنگنده نظامی اشتباه گرفته شده است. تحقیقات رسمی واشنگتن نیز این حادثه را «تراژدی تأسف‌بار و ناخواسته» توصیف کرد. با این حال، این واقعه به یکی از دردناک‌ترین و ماندگارترین نمادهای بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا تبدیل شد و همچنان جایگاه ویژه‌ای در حافظه تاریخی ایرانیان دارد. ۱۹۹۵–۱۹۹۶؛ تشدید تحریم‌ها و آغاز فشار ساختاری در میانه دهه ۱۹۹۰، دولت بیل کلینتون سیاست مهار اقتصادی ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرد. در سال ۱۹۹۵، واشنگتن تحریم‌های گسترده‌تری علیه تهران اعمال کرد که شامل ممنوعیت خرید نفت ایران و محدودیت کامل تجارت و سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی بود. یک سال بعد، با تصویب «قانون تحریم‌های ایران و لیبی»، دامنه این فشارها فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافت. بر اساس این قانون، شرکت‌های غیرآمریکایی که در صنعت نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری می‌کردند نیز مشمول مجازات می‌شدند. این رویکرد، نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای تبدیل تحریم‌ها به یک ابزار فراگیر بین‌المللی علیه ایران بود؛ ابزاری که در دهه‌های بعد، به ستون اصلی سیاست آمریکا در قبال تهران تبدیل شد. ۲۰۰۲؛ «محور شرارت» و بازگشت تقابل آشکار در ژانویه ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در نطق سالانه خود در کنگره، ایران را در کنار کره شمالی و عراق، بخشی از «محور شرارت» توصیف کرد. او تهران را به پیگیری تسلیحات کشتارجمعی و حمایت از «تروریسم» متهم کرد و مدعی شد که ساختار سیاسی ایران مانع تحقق آزادی‌های مردم این کشور است. این اظهارات با واکنش تند مقام‌های ایرانی مواجه شد؛ به‌ویژه از آن جهت که تهران پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در مبارزه با طالبان در افغانستان تا حدی با آمریکا همکاری کرده بود و هر دو کشور، دشمن مشترکی در این میدان داشتند. افشای تأسیسات هسته‌ای؛ آغاز بحران جدید چند ماه بعد، در اوت ۲۰۰۲، شورای ملی مقاومت ایران از وجود دو تأسیسات هسته‌ای اعلام‌نشده پرده برداشت: مرکز غنی‌سازی نطنز و راکتور آب‌سنگین اراک. این سایت‌ها پیش‌تر به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش نشده بودند و افشای آن‌ها، پرونده هسته‌ای ایران را وارد مرحله‌ای حساس و پرتنش کرد. از این مقطع به بعد، برنامه هسته‌ای ایران به یکی از اصلی‌ترین محورهای تقابل تهران و واشنگتن در عرصه دیپلماسی جهانی تبدیل شد؛ مسیری که سال‌ها بعد به مذاکرات پیچیده و توافق‌های موقت و دائمی انجامید. ۲۰۰۳؛ تعلیق غنی‌سازی و همکاری با آژانس در سال ۲۰۰۳، هم‌زمان با افزایش فشارهای بین‌المللی، ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داد که فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم را به‌طور موقت تعلیق می‌کند. تهران همچنین با اجرای بازرسی‌های گسترده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر از تأسیسات هسته‌ای خود موافقت کرد؛ اقدامی که در آن مقطع، به‌عنوان نشانه‌ای از تمایل ایران به کاهش تنش و تعامل دیپلماتیک با غرب تلقی شد. این رویکرد، زمینه‌ساز آغاز مذاکرات هسته‌ای با کشورهای اروپایی و ورود پرونده ایران به فاز جدیدی از دیپلماسی شد. ۲۰۰۷؛ ارزیابی اطلاعاتی و تغییر روایت واشنگتن در سال ۲۰۰۷، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی رسمی اعلام کردند که ایران در سال ۲۰۰۳ فعالیت‌های مرتبط با آنچه واشنگتن «برنامه تسلیحات هسته‌ای» می‌نامید (موسوم به «طرح آماد») را متوقف کرده است. این ارزیابی، تا حدی روایت غالب درباره تهدید فوری هسته‌ای ایران را تعدیل کرد و بحث‌های تازه‌ای درباره ماهیت واقعی برنامه هسته‌ای تهران در محافل سیاسی آمریکا برانگیخت. ۲۰۰۹؛ افشای سایت فردو و تشدید نگرانی‌های غرب در سال ۲۰۰۹، رهبران آمریکا، فرانسه و بریتانیا به‌طور مشترک از وجود تأسیسات غنی‌سازی فردو پرده برداشتند؛ مرکزی که در عمق کوه و در نزدیکی قم ساخته شده بود. باراک اوباما اعلام کرد که «ابعاد و ساختار این سایت با یک برنامه صرفاً صلح‌آمیز همخوانی ندارد.» نیکولا سارکوزی، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، نیز آن را نقض آشکار قطعنامه‌های شورای امنیت و مقررات آژانس توصیف کرد. افشای فردو، موج تازه‌ای از بی‌اعتمادی را میان ایران و غرب ایجاد کرد و پرونده هسته‌ای را بار دیگر به صدر اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا بازگرداند. ۲۰۱۳؛ گشایش دیپلماتیک پس از سه دهه سکوت در سپتامبر ۲۰۱۳، باراک اوباما در تماسی تلفنی با حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت ایران، گفت‌وگو کرد؛ تماسی که نخستین ارتباط مستقیم در بالاترین سطح سیاسی میان دو کشور پس از بیش از ۳۰ سال محسوب می‌شد. این تماس، نشانه‌ای نمادین از آغاز فصل تازه‌ای در روابط تهران و واشنگتن بود و امیدها به حل‌وفصل دیپلماتیک مناقشه هسته‌ای را افزایش داد. دو ماه بعد، در نوامبر همان سال، ایران و گروه ۱+۵ شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان، به توافقی موقت با عنوان «برنامه اقدام مشترک» دست یافتند. این توافق، چارچوب اولیه‌ای برای محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران و زمینه‌ساز مذاکرات جامع‌تر شد. ۲۰۱۵؛ برجام و نقطه اوج دیپلماسی هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، توافق موقت ۲۰۱۳ به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام گسترش یافت؛ توافقی که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دیپلماسی چندجانبه در دهه‌های اخیر شناخته می‌شود. بر اساس این توافق، ایران در ازای لغو تدریجی تحریم‌ها متعهد شد برای مدت ۱۵ سال، سطح غنی‌سازی اورانیوم را به حداکثر ۳.۷ درصد محدود کند و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهد؛ رقمی معادل حدود سه درصد میزان پیش از توافق. تهران همچنین پذیرفت نظارت‌های گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد؛ امری که هدف آن اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران بود. امضای برجام با استقبال گسترده در داخل ایران همراه شد و بسیاری آن را نشانه‌ای از پایان نسبی انزوای بین‌المللی کشور تلقی کردند. ۲۰۱۸؛ خروج آمریکا از برجام و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود، به یکی از وعده‌های انتخاباتی‌اش عمل کرد و به‌طور یک‌جانبه از توافق هسته‌ای برجام خارج شد؛ توافقی که او آن را «بدترین معامله تاریخ» توصیف می‌کرد. واشنگتن پس از این تصمیم، تمامی تحریم‌هایی را که در چارچوب برجام لغو شده بود، دوباره اعمال کرد و راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت؛ سیاستی که هدف آن، کاهش صادرات نفت ایران به نزدیک صفر و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید بود. در مقابل، سایر طرف‌های برجام (از جمله اروپا، روسیه و چین) به‌طور رسمی به توافق پایبند ماندند و از بازگرداندن تحریم‌ها خودداری کردند. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تا زمان خروج آمریکا به تعهدات خود پایبند بود. اما پس از آن، تهران به‌تدریج محدودیت‌های توافق را کنار گذاشت و سطح غنی‌سازی را افزایش داد؛ به‌گونه‌ای که به حدود ۶۰ درصد رسید؛ سطحی که از نظر فنی، فاصله اندکی با غنای مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای دارد. ۲۰۱۹؛ قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۹، دولت ترامپ گامی بی‌سابقه برداشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرتمندترین نهاد نظامی ایران، را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داد. این اقدام، نخستین‌بار بود که آمریکا بخشی از ساختار رسمی یک دولت خارجی را با چنین برچسبی معرفی می‌کرد؛ تصمیمی که سطح تنش میان دو کشور را به شکل محسوسی افزایش داد و پیامدهای حقوقی و سیاسی گسترده‌ای در پی داشت. ۲۰۲۰؛ ترور ژنرال قاسم سلیمانی و نزدیک‌شدن به آستانه درگیری مستقیم در ژانویه ۲۰۲۰، یک حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد،ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های نظامی ایران، را ترور نمود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، این ژنرال کهنه‌کار و باتجربه را «مسئول مستقیم و غیرمستقیم حمله به نیروهای امریکایی» دانست و این اقدام را در چارچوب دفاع از منافع امنیتی واشنگتن توجیه کرد. ایران در واکنش، با شلیک ده‌ها موشک به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق پاسخ داد. این تبادل نظامی، دو کشور را تا آستانه یک درگیری گسترده پیش برد، اما هر دو طرف از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کردند. ۲۰۲۱؛ تلاش ناکام برای احیای برجام با روی کار آمدن جو بایدن، دولت آمریکا مسیر دیپلماسی را بار دیگر در پیش گرفت و مذاکرات غیرمستقیم با ایران را در وین آغاز کرد. هدف این گفت‌وگوها، بازگرداندن دو طرف به تعهدات برجامی و احیای توافق هسته‌ای بود. با این حال، پس از چندین دور مذاکره فشرده، اختلافات بر سر تحریم‌ها، تضمین‌ها و تعهدات متقابل مانع از دستیابی به توافق نهایی شد. در نتیجه، روند احیای برجام در وضعیت تعلیق باقی ماند. ۲۰۲۳؛ تبادل زندانیان و دیپلماسی محدود انسانی در سال ۲۰۲۳، ایران و آمریکا با میانجی‌گری کشورهایی مانند عمان و قطر، به توافقی برای تبادل زندانیان دست یافتند و هر یک پنج زندانی را آزاد کردند. در چارچوب این توافق، دولت بایدن مجوز انتقال حدود ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران در کره جنوبی به قطر را صادر کرد. واشنگتن تأکید داشت که این منابع صرفاً برای اهداف بشردوستانه، از جمله تأمین دارو و مواد غذایی، قابل استفاده است. با این حال، این توافق در داخل آمریکا با انتقاد شدید جمهوری‌خواهان روبه‌رو شد. منتقدان، این اقدام را نوعی «پرداخت باج» به دولتی خصمانه توصیف کردند و نسبت به پیامدهای سیاسی آن هشدار دادند. ۲۰۲۵؛ بازگشت ترامپ، دیپلماسی پرتنش و سایه درگیری نظامی در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ که بار دیگر به ریاست‌جمهوری رسیده بود، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» خواستار آغاز فوری مذاکرات برای دستیابی به یک «توافق صلح هسته‌ایِ قابل راستی‌آزمایی» شد. او در ماه مارس، با ارسال نامه‌ای به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ضرب‌الاجلی دوماهه برای دستیابی به توافق جدید تعیین کرد. هم‌زمان، سیاست «فشار حداکثری» بار دیگر فعال شد و اجرای سخت‌گیرانه‌تر تحریم‌ها در دستور کار قرار گرفت. در آوریل، مذاکرات تازه‌ای با هدایت استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آغاز شد. یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف، میزان مجاز غنی‌سازی اورانیوم بود؛ مسئله‌ای که به گره اصلی گفت‌وگوها تبدیل شد. ارزیابی اطلاعاتی و تشدید بحران منطقه‌ای در گزارش سالانه نهادهای اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران در آن مقطع در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، هرچند فشارهای داخلی برای حرکت در این مسیر افزایش یافته است. قرار بود ششمین دور مذاکرات در اواسط ژوئن برگزار شود که حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، این روند را متوقف کرد. اندکی بعد، آمریکا نیز به این عملیات پیوست و سه مرکز کلیدی، از جمله فردو و نطنز، را هدف قرار داد. در این حملات، واشنگتن برای نخستین‌بار از قدرتمندترین بمب‌های نفوذگر خود موسوم به «بانکر باستر» در عملیات رزمی استفاده کرد. ایران در پاسخ، پایگاه نظامی العدید آمریکا در قطر را هدف حمله موشکی قرار داد. مقام‌های قطری اعلام کردند که این حمله رهگیری شده و پایگاه پیش‌تر تخلیه شده بود. تقابل کنترل‌شده؛ جنگی که رخ نداد به گفته زیاض داوود، اقتصاددان ارشد بلومبرگ، واکنش ایران «بیش از آنکه مقدمه یک جنگ گسترده باشد، جنبه نمادین داشت.» او تأکید کرد که هشدارهای قبلی، بسته‌شدن حریم هوایی قطر و اطلاع‌رسانی آمریکا به شهروندانش، نشان می‌داد که دو طرف تلاش کرده‌اند سطح تنش را کنترل‌شده نگه دارند. “ «تحولات سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که روابط ایران و آمریکا، همچنان در تعادلی شکننده میان دیپلماسی، فشار و تقابل نظامی قرار داشت؛ تعادلی که آینده آن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های سیاسی و محاسبات راهبردی دو طرف وابسته بود.» محمد زمانی ۲۰۲۶؛ اعتراضات داخلی، فشار خارجی و پیوند دوباره با پرونده هسته‌ای در پی سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر سال ۲۰۲۵، موجی از اعتراضات که از ۲۸ دسامبر در تهران آغاز شده بود، به‌سرعت سراسر کشور را فرا گرفت. این تجمعات، به یکی از گسترده‌ترین چالش‌های داخلی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل شد. مقام‌های ایرانی با اعمال محدودیت گسترده بر اینترنت و ارتباطات، استقرار نیروهای امنیتی و اعمال نوعی وضعیت فوق‌العاده، به این اعتراضات واکنش نشان دادند. گزارشات از کشته‌ و زخمی شدن تعداد زیادی از ایرانیان در پی این اعتراضات حکایت داشت. تهدید نظامی و بازگشت دیپلماسی تحت فشار در پی این اعتراضات خونین، دونالد ترامپ با استناد به نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان، احتمال اقدام نظامی آمریکا را مطرح کرد. در اواخر ژانویه، او دستور اعزام یک ناوگروه نظامی به خاورمیانه به رهبری ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» را صادر کرد و اعلام کرد که این نیرو «در صورت لزوم، آماده اقدام سریع و قاطع» است. ترامپ در ادامه، این نمایش قدرت را مستقیماً به مذاکرات هسته‌ای گره زد و هشدار داد که فرصت ایران برای پذیرش توافق جدید رو به پایان است. او همچنین بار دیگر مدعی شد که حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هسته‌ای ایران، توانمندی‌های اتمی کشور را به‌طور کامل از بین برده است. این تحولات در این مقاله از یوتوتایمز نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۶، روابط ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری در تلاقی بحران داخلی، فشار خارجی و بن‌بست هسته‌ای قرار گرفته است؛ وضعیتی ناپایدار که همچنان آینده‌ای مبهم پیش روی دو کشور ترسیم می‌کند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

هشدار شمخانی به اسرائیل؛ هدف ما عمق دشمن است 

علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر انقلاب، در مصاحبه با شبکه المیادین لبنان هشداری جدی به اسرائیل داد. وی با تاکید بر آمادگی ایران اعلام کرد: «هرگونه اقدام با نیت خصمانه از سوی دشمن، با پاسخی مناسب، موثر و بازدارنده مواجه خواهد شد.» شمخانی در ادامه تصریح کرد که این پاسخ شامل آسیب رساندن به عمق رژیم صهیونیستی خواهد بود. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تنش‌ها در منطقه به اوج خود رسیده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

دلار در آستانه بازگشت؟ بررسی چشم‌انداز دلار پس از انتخاب وارش

در یک نگاه معرفی کوین وارش به عنوان رئیس جدید فدرال رزرو می‌تواند نقطه عطفی در تقویت دلار آمریکا باشد و نگرانی‌ها درباره گزینه‌های داویش‌تر را کاهش دهد. برای سقوط قاطع EURUSD زیر سطح ۱.۱۹۰۰، احتمالاً به محرک‌های تازه‌تری مثل داده‌های قوی اقتصادی یا اظهارات مقامات آمریکایی نیاز است. دلار آمریکا در برابر ارزهای گروه ده (G10) بهبود یافته اما برای احیای پایدار به محرک مثبت بیشتری نیاز دارد. رشد اقتصادی کانادا برای نوامبر قابل قبول است اما دلار آمریکا همچنان عامل اصلی حرکت جفت ارز USDCAD است. در دنیای پرنوسان بازارهای مالی، امروز انتظار می‌رود دونالد ترامپ، کوین وارش را به عنوان رئیس جدید فدرال رزرو معرفی کند. این خبر می‌تواند نقطه عطفی برای تقویت دلار آمریکا باشد و بخشی از نگرانی‌ها درباره انتخاب گزینه‌ای داویش‌تر را برطرف کند. با این حال، برای اینکه EURUSD به طور قاطع زیر سطح ۱.۱۹۰۰ سقوط کند، ممکن است به محرک‌های تازه‌تری در روزهای آینده نیاز باشد. امروز در منطقه یورو داده‌های اقتصادی زیادی منتشر می‌شود، اما تأثیر آن‌ها بر بازار فارکس احتمالاً محدود خواهد بود. دلار آمریکا: آیا محرک‌های بیشتری برای احیای USD لازم است؟ دلار آمریکا مدتی است که در انتظار یک جرقه برای بازگشت به مسیر صعودی بوده و خبر احتمالی معرفی کوین وارش به عنوان نامزد ریاست فدرال رزرو، دقیقاً همان چیزی است که بازار به آن نیاز دارد. وارش، که پیشتر عضو فدرال رزرو بوده، دیدگاه‌های هاوکیش (انقباضی) نسبت به کاهش ترازنامه داشته و گزینه‌ای بازارپسند به شمار می‌رود. با توجه به تأکید ترامپ بر کاهش نرخ بهره، احتمالاً وارش در مصاحبه‌ها موضع ملایم‌تری اتخاذ کرده، اما این انتخاب می‌تواند نگرانی‌ها درباره استقلال فدرال رزرو را کاهش دهد. وارش و ریک ریدر هر دو گزینه‌های پیشرو بودند و هر دو بازارپسند، بنابراین تأثیر نگرانی‌های استقلال فدرال بر فروش اخیر دلار محدود بوده است. با این وجود، دلار در برابر ارزهای گروه ده (G10) حدود ۰.۲ تا ۰.۸ درصد بهبود یافته. این می‌تواند حداقل ریسک یک سقوط عمده دیگر در دلار را برای کوتاه‌مدت کاهش دهد. اما علاقه به خرید EURUSD در سطوح پایین مانند ۱.۱۹۰۰ همچنان قوی است، حتی با وجود نشانه‌هایی که نشان می‌دهد افت دلار بیش از حد نسبت به نرخ‌ها و داستان کلان اقتصادی بوده است. برای شکستن روند نزولی و آغاز یک احیای پایدار، دلار ممکن است به محرک مثبت دیگری نیاز داشته باشد – مانند اظهارات مقامات آمریکایی درباره نارضایتی از افت سریع دلار، یا داده‌های قوی اقتصادی. شاخص PPI امروز ممکن است تأثیر کمی داشته باشد، اما نظرسنجی‌های ISM هفته آینده، پیش از گزارش اشتغال (ADP و حقوق و دستمزد رسمی)، فرصت بهتری فراهم می‌کند. داده‌های دیروز هم چندان حمایتی برای دلار نبودند. مدعیان بیکاری پایین بود، اما این خبر تازه‌ای نیست؛ مشکل بازار کار آمریکا کمبود استخدام است، نه اخراج زیاد. آنچه واقعاً تعجب‌آور بود، افزایش کسری تجاری آمریکا از ۲۹.۲ میلیارد دلار در اکتبر به ۵۶.۸ میلیارد دلار در نوامبر بود. این احتمالاً به دلیل تأخیر کشتی‌ها در بنادر به خاطر ابهامات تعرفه‌های روز آزادی و سپس آزادسازی آن‌ها در نوامبر است که واردات را ۵ درصد افزایش داد. این تغییرات باعث شد تخمین GDPNow فدرال رزرو آتلانتا برای سه‌ماهه چهارم از ۵.۴ درصد به ۴.۲ درصد کاهش یابد. یورو: داده‌های فراوان، اما تأثیر کم بر بازار همان‌طور که اشاره شد، EURUSD همچنان خریداران را در سطوح ۱.۱۸۸۰ تا ۱.۱۹۰۰ جذب می‌کند، حتی با بهبود اقبال نسبت به دلار. هرگونه شکست نزولی کاملاً به دلار بستگی دارد و داده‌های امروز منطقه یورو احتمالاً نقش ثانویه‌ای ایفا خواهند کرد. این داده‌ها شامل شاخص CPI آلمان و اسپانیا برای ژانویه، و همچنین ارقام اولیه GDP برای سه‌ماهه چهارم است. پیش‌بینی‌ها نشان‌دهنده کندی رشد از ۰.۳ درصد به ۰.۲ درصد فصلی (که با پیش‌بینی ING همخوانی دارد) و ۱.۳ درصد سالانه است – رقمی که بازارها احتمالاً کاملاً قیمت‌گذاری کرده‌اند. برای آلمان، رشد ۰.۲ درصد فصلی و تورم کمی بالاتر از ۱.۸ درصد به ۱.۹ درصد انتظار می‌رود. تیم اقتصادی ما پیش‌نمایش جلسه بانک مرکزی اروپا (ECB) هفته آینده را منتشر کرده است. یورو موضوع برجسته‌ای خواهد بود، اما با توجه به اکراه قبلی کریستین لاگارد، رئیس ECB، برای بحث درباره ارز، نباید انتظار دیدگاه‌های قوی درباره یورو داشت. این ممکن است مسئله‌ای بلندمدت‌تر باشد، جایی که قدرت پایدار یورو می‌تواند منجر به بازنگری‌های نزولی در تورم شود. دلار کانادا: رشد مناسب، اما دلار آمریکا همچنان راننده اصلی است ارقام رشد کانادا برای نوامبر انتظار می‌رود ۰.۷ درصد سالانه باشد. این عدد قابل قبول است، اما یک شاخص گذشته‌نگر و نه چندان حیاتی برای بانک کانادا در حال حاضر. نتیجه جلسه این هفته بانک کانادا را اینجا بررسی کردیم. هیچ تغییر واقعی در موضع خنثی مشاهده نشد، اما گزینه‌ها باز هستند و اگر تغییری در نرخ‌ها در ماه‌های آینده رخ دهد، احتمال کاهش بیشتر از افزایش است. محرک‌های برای قیمت‌گذاری مجدد داویش احتمالاً از بازار کار (با تمرکز بر نرخ بیکاری) و بدتر شدن روابط آمریکا-کانادا پیش از مذاکرات مجدد USMCA می‌آید. نظرسنجی سه‌ماهه چشم‌انداز کسب‌وکار بانک کانادا همچنان عدم قطعیت تجاری را عامل اصلی کاهش تمایل به استخدام در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ می‌داند، حتی اگر سایر شاخص‌های اقتصادی بهبود یابند. اگر این احیای دلار پایدار باشد، USDCAD حداقل به سطوح ۱.۳۶ تا ۱.۳۷ بازمی‌گردد. اما در جفت ارزها، کانادا بهتر از اکثر ارزهای G10 عمل می‌کند به دلیل همبستگی نزدیک با دلار. دیدگاه ما برای USDCAD صعودی در کوتاه‌مدت است، نه تنها به دلیل احتمال بازده بیشتر دلار، بلکه به خاطر مذاکرات پرریسک USMCA و ریسک‌های بیکاری که ضعف خاصی برای کانادا ایجاد می‌کند. منبع: ING

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

نرخ بیکاری ناحیه یورو  – ماهانه (دسامبر – 2025)

نرخ بیکاری ناحیه یورو  - ماهانه (دسامبر) -   Unemployment Rate  واقعی  ................   %6.2  پیش‌بینی  .............  %6.3  قبلی  ..................... %6.3 تولید ناخالص داخلی ناحیه یورو - سه‌ماهه چهارم (فصلی) - Gross Domestic Product  واقعی ................ %0.3  پیش‌بینی ............. %0.2  قبلی .................... %0.3

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر ایلات اسرائیل رسید

در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، خبرگزاری اسرائیلی Ynet گزارش داد که یک ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر جنوبی ایلات در اسرائیل پهلو گرفته است. این حضور ناوشکن از پیش برنامه‌ریزی شده بود و بخشی از همکاری‌های نظامی میان ارتش‌های اسرائیل و ایالات متحده به شمار می‌رود.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

چرا انویدیا همچنان سلطان هوش مصنوعی باقی می‌ماند؟ تحلیل مورگان استنلی

در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، مورگان استنلی بار دیگر به حمایت قوی خود از سهام انویدیا تأکید کرد و گفت افت اخیر قیمت سهام این شرکت بیش از حد بزرگنمایی شده است. این بانک هدف قیمتی ۲۵۰ دلار برای هر سهم انویدیا را حفظ کرده و معتقد است که تقاضای قوی در حوزه هوش مصنوعی و عرضه پلتفرم جدید «ویرا روبین» باعث خواهد شد این شرکت همچنان پیشتاز بازار باقی بماند. مورگان استنلی می‌گوید نگرانی‌ها درباره تأمین مالی توسعه‌دهندگان مدل‌های هوش مصنوعی پیشرفته و رقابت با سایر تولیدکنندگان تراشه‌ها اغراق‌آمیز است. این بانک پیش‌بینی می‌کند انویدیا در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۵ درصد سهم درآمد بازار شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی را حفظ کند. همچنین، پلتفرم ویرا روبین به عنوان یک محرک مهم برای تثبیت جایگاه انویدیا در بازارهای بزرگ و پیچیده هوش مصنوعی شناخته شده است. اگرچه سهام انویدیا در سال جاری نسبت به سایر شرکت‌های نیمه‌هادی کمی عقب‌تر بوده، مورگان استنلی معتقد است این موضوع بیشتر به دلیل این است که سرمایه‌گذاران بیشتر به سمت شرکت‌هایی می‌روند که در کوتاه‌مدت رشد سریع‌تری دارند و در بلندمدت انویدیا بهترین موقعیت برای پیشتازی را دارد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بانک UBS اهداف طلای ۲۰۲۶ را افزایش داد؛ چشم‌انداز ۷۲۰۰ دلار در صورت تشدید تنش‌ها

در یک نگاه سناریوی صعودی طلا تا ۷۲۰۰ دلار در صورت افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی و نااطمینانی اقتصادی پیش‌بینی قیمت نزولی تا ۴۶۰۰ دلار خرید بانک‌های مرکزی در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۵۰ تن طلا باقی می‌ماند، با افزایش هدف ذخایر لهستان تقاضای فیزیکی طلا در چین با وجود قیمت‌های بالا همچنان مقاوم است، اما ممکن است پس از سال نو قمری کاهش یابد انتظار کاهش قیمت طلا تا حدود ۵۹۰۰ دلار پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶، بانک UBS اهداف قیمتی جدیدی برای طلا اعلام کرده و حتی سناریوی صعودی تا ۷۲۰۰ دلار برای هر اونس را مطرح کرده است! این افزایش اهداف به دلیل تقاضای قوی سرمایه‌گذاری، خریدهای گسترده بانک‌های مرکزی و ریسک‌های ژئوپلیتیکی بالاست که باعث شده طلا یکی از بهترین عملکردهای ماهانه خود از دهه ۱۹۸۰ تاکنون را داشته باشد. بانک UBS قیمت طلا را برای ماه‌های مارس، ژوئن و سپتامبر ۲۰۲۶ به ۶۲۰۰ دلار افزایش داده که نسبت به هدف قبلی ۵۰۰۰ دلار رشد قابل توجهی دارد. در سناریوی صعودی، اگر تنش‌های جهانی بیشتر شود یا سیاست‌های اقتصادی نامطمئن‌تر گردند، قیمت طلا می‌تواند تا ۷۲۰۰ دلار هم برسد. از سوی دیگر، در حالت نزولی، قیمت ممکن است تا ۴۶۰۰ دلار کاهش یابد. خرید بانک‌های مرکزی همچنان قوی باقی می‌ماند و انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۵۰ تن طلا خریداری شود. افزایش هدف ذخایر طلای لهستان از ۵۵۰ به ۷۰۰ تن نیز به عنوان نشانه‌ای از حمایت ساختاری از قیمت‌ها دیده می‌شود. در چین هم تقاضای فیزیکی طلا با وجود قیمت‌های رکوردشکن، همچنان مقاوم است، هرچند پس از جشن سال نو قمری ممکن است کمی کاهش داشته باشد. ✔️  بیشتر بخوانید: رکوردشکنی‌های طلا ادامه دارد؛ پیش‌بینی‌های جدید تا ۶۹۰۰ دلار اگرچه UBS چشم‌انداز مثبتی برای طلا دارد، انتظار دارد پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قیمت‌ها کمی کاهش یابد و تا پایان ۲۰۲۶ به حدود ۵۹۰۰ دلار برسد. افزایش نرخ‌های بهره واقعی آمریکا می‌تواند ریسک نزولی برای طلا ایجاد کند، اما طلا همچنان به عنوان پوششی مطمئن در برابر عدم قطعیت‌های اقتصادی و ریسک‌های سیاسی باقی می‌ماند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

کاهش تورم توکیو در ژانویه ۲۰۲۶؛ بانک ژاپن با آرامش به سیاست پولی ادامه می‌دهد

داده‌های تازه تورم مصرف‌کننده توکیو در ژانویه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که تورم در شاخص‌های اصلی و زیرین کاهش یافته و این موضوع فشار کوتاه‌مدت برای افزایش نرخ بهره توسط بانک ژاپن (BoJ) را کاهش داده است. با وجود بازار کار قوی و نرخ بیکاری ثابت، این داده‌ها مسیر محتاطانه و وابسته به آمار را برای سیاست پولی بانک ژاپن تقویت می‌کند. شاخص تورم کلی توکیو در ژانویه به ۱.۵ درصد سالانه کاهش یافت، در حالی که تورم هسته‌ای به ۲ درصد رسید و تورم بدون غذا و انرژی نیز کاهش نشان داد. این روند نشان می‌دهد که فشارهای تورمی ناشی از تقاضا در حال کاهش است و بانک ژاپن می‌تواند با آرامش بیشتری افزایش نرخ بهره را ادامه دهد، بدون نیاز به عجله. بازار کار همچنان قوی است؛ نرخ بیکاری ۲.۶ درصد باقی مانده و نسبت شغل به متقاضی کمی بهبود یافته است که نشان‌دهنده تقاضای پایدار برای نیروی کار است. برای بازارها، این داده‌ها به معنای کاهش احتمال افزایش سریع نرخ بهره و حمایت نسبی از اوراق قرضه دولتی ژاپن است، اما ین همچنان تحت فشار قرار دارد و ممکن است در ماه‌های آینده نوساناتی را تجربه کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

ترکیب هشدار نظامی و دیپلماسی؛ بازار نفت منتظر تحولات ایران-آمریکا

در یک نگاه ترامپ قصد گفتگو با ایران را اعلام کرد. ترکیب هشدار نظامی با باز شدن درهای دیپلماسی. نگرانی بازارها از نوسانات قیمت نفت به دلیل تنش‌ها. عدم اعلام جزئیات زمان و نحوه مذاکرات. واکنش رسمی ایران هنوز منتشر نشده است. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ روز پنج‌شنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، اعلام کرد که قصد دارد با ایران گفتگو کند، در حالی که تنش‌های نظامی بین دو طرف در حال افزایش است. ترامپ در صحبت با خبرنگاران در واشنگتن، برنامه گفت‌وگوها را در حالی مطرح کرد که نیروهای نظامی آمریکا به ویژه ناوهای بزرگ و قدرتمندی به سمت منطقه در حرکت هستند. او تأکید کرد که ترجیح می‌دهد از به‌کارگیری این نیروها اجتناب شود. این اظهارات ترکیبی از هشدار نظامی و باز شدن درهای دیپلماسی است؛ رویکردی که ترامپ در سیاست خارجی خود بارها به کار برده است. با تأکید بر حضور نظامی در کنار اعلام آمادگی برای مذاکره، ترامپ تلاش می‌کند هم بازدارندگی را حفظ کند و هم امکان کاهش تنش‌ها را فراهم آورد. روابط آمریکا و ایران در شرایطی حساس و پرتنش در خاورمیانه قرار دارد و افزایش فعالیت‌های نظامی آمریکا نگرانی‌هایی درباره احتمال اشتباه محاسباتی به ویژه در مسیرهای حیاتی انرژی جهان به وجود آورده است. در این زمینه، اظهارات ترامپ می‌تواند تلاشی برای کاهش ریسک تشدید تنش‌ها در حالی باشد که آمریکا همچنان از موضع قدرت برخورد می‌کند. بازارها به ویژه فعالان حوزه انرژی، با دقت تحولات را دنبال می‌کنند، چرا که هر نشانه‌ای از گفتگو می‌تواند به کاهش نوسانات قیمت نفت کمک کند، در حالی که افزایش تنش‌ها معمولاً باعث افزایش ریسک و نوسان در بازارهای نفت می‌شود. ترامپ جزئیات بیشتری درباره زمان، شکل یا دامنه مذاکرات ارائه نکرد و مشخص نیست که آیا واسطه‌ای در این گفتگوها نقش خواهد داشت یا خیر. مقامات ایرانی نیز تاکنون واکنشی رسمی به این اظهارات نشان نداده‌اند. این بیانیه اگرچه به معنای تغییر سیاست نیست، اما نویدبخش امکان دیپلماسی در شرایطی است که تنش‌ها در بالاترین سطح قرار دارد. نتیجه این مذاکرات و تأثیر آن بر روابط دو کشور، در هفته‌های آینده برای ارزیابی ریسک‌های ژئوپلیتیکی و بازارها بسیار مهم خواهد بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، پیشنهاد توافق امنیتی آمریکا و اوکراین را رد کرد. – واشنگتن پست

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، پیشنهاد توافق امنیتی آمریکا و اوکراین را رد کرد. - واشنگتن پست

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر