TSLA 354.72 USD ▼ 2.13%
AAPL 343.46 USD ▲ 0.43%
GOOGL 340.59 USD ▼ 2.47%
AMZN 250.00 USD ▼ 1.87%
NVDA 214.13 USD ▼ 1.43%
BTCUSD 81,196.89 USD

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش

اخبار لحظه ای بازار، اقتصاد، بانک های مرکزی و ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش

دولت ژاپن عقب‌نشینی کرد؛ ین همچنان در خطر

در یک نگاه دولت ژاپن در حال تعدیل اظهارات تاکایچی درباره نرخ ارز است. بازارها اظهارات قبلی را نشانه پذیرش ضعف ین تعبیر کرده بودند. BoJ در نشست ژانویه موضعی متمایل به افزایش نرخ بهره اتخاذ کرده است. وزارت دارایی همچنان گزینه مداخله ارزی را باز نگه داشته است. انتخابات زودهنگام ۸ فوریه فضای سیاسی را پرتنش کرده است. دولت ژاپن در آستانه انتخابات زودهنگام، تلاش کرده تا اظهارات جنجالی نخست‌وزیر تاکایچی درباره نرخ ارز را تعدیل کند. این اظهارات که از سوی بازارها به‌عنوان پذیرش ضعف ین تعبیر شده بود، با موضع رسمی وزارت دارایی درباره احتمال مداخله ارزی در تضاد قرار داشت. حالا با افزایش حساسیت بازارها به تورم و نوسانات ارزی، هرگونه پیام متناقض می‌تواند به نوسانات شدید در نرخ USDJPY منجر شود. اظهارات تاکایچی و واکنش دولت تاکایچی در کمپین انتخاباتی خود اظهاراتی مطرح کرد که از سوی بازارها به‌عنوان پذیرش ضعف ین تعبیر شد. دولت بلافاصله تلاش کرد این برداشت را اصلاح کند و گفت هدف نخست‌وزیر تأکید بر مقاوم‌سازی اقتصاد داخلی بوده است. “ «ین اکنون یک مسئله سیاسی است، نه فقط  سیاست پولی» یوتوتایمز تضاد گفتاری با موضع وزارت دارایی وزارت دارایی ژاپن بارها هشدار داده که در برابر نوسانات شدید نرخ ارز مداخله خواهد کرد. اظهارات تاکایچی با این موضع در تضاد بود و باعث شد بازارها نسبت به انسجام سیاست‌گذاری تردید کنند. تورم، BoJ و حساسیت بازارها ضعف ین باعث افزایش هزینه واردات و فشار تورمی شده است. بانک مرکزی ژاپن در نشست ژانویه موضعی متمایل به افزایش نرخ بهره اتخاذ کرد و هشدار داد که نباید از تورم عقب بماند. بازارها نسبت به هرگونه لغزش در سیاست‌گذاری واکنش سریع نشان می‌دهند. انتخابات و نوسانات ارزی با نزدیک شدن به انتخابات زودهنگام ۸ فوریه، فضای سیاسی پرتنش شده و هرگونه پیام متناقض می‌تواند نوسانات نرخ USDJPY و بازار اوراق قرضه را تشدید کند. جمع‌بندی یوتوتایمز «ین اکنون یک مسئله سیاسی است، نه فقط پولی. با نزدیک شدن به انتخابات، هر جمله‌ای می‌تواند بازار را تکان دهد.»

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ریسک ایران قیمت نفت را بالا و پایین می‌برد

در یک نگاه نفت پس از جهش ژانویه با افت قیمت هفته را آغاز کرد. اوپک‌پلاس تولید ماه مارس را بدون تغییر نگه داشت. تنش‌های آمریکا–ایران همچنان ریسک دوطرفه برای بازار نفت است. اختلالات عرضه در قزاقستان به محدودیت عرضه کوتاه‌مدت کمک کرده است. تقاضای جهانی — به‌ویژه از سوی واردکنندگان بزرگ — متغیر کلیدی برای فصل دوم سال است. امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه ۲۰۲۶)، بازار نفت پس از جهش قدرتمند در ژانویه، هفته جدید را با کاهش قیمت آغاز کرده است. معامله‌گران در حال ارزیابی میزان ریسک‌های ژئوپولیتیکی، به‌ویژه مربوط به ایران، هستند که چقدر در قیمت‌ها لحاظ شده است. همچنین، تصمیم اوپک‌پلاس برای ثابت نگه‌داشتن تولید در ماه مارس و عدم ارائه چشم‌انداز مشخص برای دوره پس از آن، فضای احتیاطی و نگرانی در بازار را تقویت کرده است. نفت این روزها حسابی در نوسان است! “ «افت امروز بیشتر مدیریت ریسک است تا تغییر روند» یوتوتایمز افت قیمت نفت پس از جهش ژانویه نفت که در ژانویه به بالاترین سطح شش‌ماهه رسیده بود، امروز با کاهش قیمت باز شد. این الگو معمولاً زمانی دیده می‌شود که بازار پس از یک رالی مبتنی بر اخبار ژئوپولیتیکی، نیاز دارد بسنجد آیا ریسک قیمتی بدون تشدید تنش‌ها قابل حفظ است یا نه. اوپک‌پلاس: تولید مارس ثابت، آینده نامشخص اوپک‌پلاس اعلام کرد: تولید ماه مارس بدون تغییر می‌ماند. افزایش‌های برنامه‌ریزی‌شده همچنان متوقف است. هیچ تصمیمی برای بعد از مارس اعلام نمی‌شود. این عدم ارائه چشم‌انداز، بازار را در حالت انتظار نگه می‌دارد و نشان می‌دهد اوپک‌پلاس می‌خواهد حداکثر انعطاف‌پذیری را حفظ کند. ایران؛ بزرگ‌ترین متغیر ژئوپولیتیکی تنش‌های آمریکا و ایران همچنان عامل اصلی نوسان قیمت نفت است. دو سناریوی کاملاً متفاوت روی میز است: تشدید تنش → افزایش سریع قیمت گفت‌وگو و کاهش تنش → حذف سریع ریسک قیمتی اظهارات ترامپ درباره «گفت‌وگوی جدی ایران» باعث کاهش بخشی از ریسک شد. قزاقستان و اختلالات عرضه اختلالات اخیر در میدان نفتی تنگیز باعث شده عرضه کوتاه‌مدت کمی محدودتر شود. این عامل در کنار ریسک‌های ژئوپولیتیکی، از قیمت‌ها حمایت کرده است. جمع‌بندی یوتوتایمز افت امروز نفت بیشتر نشانه: تعدیل موقعیت‌ها مدیریت ریسک و انتظار برای داده‌های تقاضا در فصل دوم است تا تغییر بنیادین در روند بازار.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

بانک مرکزی ژاپن در ژانویه چه گفت؟ صورت‌جلسه جدید منتشر شد

در یک نگاه اقتصاد ژاپن به‌طور ملایم در حال بهبود است تأکید بر تنظیم محتاطانه و واکنش‌پذیر سیاست‌ پولی نوسانات بازار اوراق قرضه بلندمدت نیازمند توجه ویژه است شرایط مالی با وجود افزایش نرخ بهره همچنان انبساطی است تورم به‌صورت پایدار و تدریجی در حال افزایش است بانک مرکزی ژاپن در گزارش نشست سیاست‌گذاری منتشرشده در ۲ فوریه ۲۰۲۶، بر ادامه مسیر محتاطانه افزایش نرخ بهره تأکید کرد. با وجود بهبود نسبی اقتصاد و تورم پایدار، بانک مرکزی ژاپن (BoJ) همچنان سیاست‌های خود را به صورت تدریجی و واکنش‌پذیر تنظیم می‌کند. این رویکرد ممکن است نوسانات ین و بازار اوراق قرضه ژاپن را افزایش دهد و بازارها را به دقت زمان‌بندی تصمیمات بعدی این بانک متمرکز کند. بهبود اقتصادی: ملایم اما نابرابر بانک مرکزی ژاپن اعلام کرد که اقتصاد کشور به‌طور کلی در حال بازیابی است، اما برخی بخش‌ها هنوز با ضعف مواجه‌اند. این بهبود تحت تأثیر تقاضای جهانی و اقدامات حمایتی دولت رخ داده، اما وابستگی به سیاست‌های خارجی همچنان بالاست. تورم پایدار؛ تعامل دستمزد و قیمت‌ها تورم در ژاپن به‌صورت تدریجی در حال افزایش است. عامل اصلی این روند: افزایش دستمزدها انتقال هزینه‌های وارداتی ناشی از کاهش ارزش ین تعامل بین قیمت‌ها و درآمد خانوارها BoJ تأکید دارد که باید تعادل بین تورم، دستمزد و سیاست‌های حمایتی دولت حفظ شود. سیاست پولی: محتاطانه، تدریجی، واکنش‌پذیر با وجود افزایش نرخ بهره در دسامبر، شرایط مالی هنوز انبساطی است. برخی اعضا معتقدند در صورت تحقق پیش‌بینی‌ها، افزایش‌های بیشتر نرخ بهره مناسب خواهد بود. تأکید بر: زمان‌بندی دقیق اجتناب از تعهد به مسیر ثابت واکنش به داده‌های واقعی بازار بازار اوراق قرضه و نوسانات ین نوسانات در بازار اوراق قرضه بلندمدت و نرخ ارز ین از جمله نگرانی‌های BoJ است. در صورت بروز شرایط خاص، واکنش‌های منعطف و سریع ضروری خواهد بود. هماهنگی سیاست پولی و مالی نمایندگان دولت در نشست تأکید کردند که برای دستیابی به ثبات قیمت و رشد پایدار، هماهنگی بین سیاست پولی و مالی ضروری است. این همکاری تحت چارچوب قانونی بانک مرکزی ژاپن ادامه خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

چرا روابط ایران و آمریکا هرگز عادی نشد؟ روایت هفت دهه بی‌اعتمادی و تنش

در یک نگاه ریشه تنش میان ایران و آمریکا به کودتای ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق بازمی‌گردد. پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها، محور اصلی تقابل دو کشور در دهه‌های اخیر بوده‌اند. مذاکرات، تنش نظامی و فشار اقتصادی همواره به‌صورت چرخه‌ای در روابط دو طرف تکرار شده است. روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ به‌ویژه پس از اعزام ناوگان دریایی آمریکا به خاورمیانه از سوی دونالد ترامپ و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن علیه تهران. اما تنش میان دو کشور، پدیده‌ای تازه نیست. مناسبات ایران و آمریکا، شبکه‌ای پیچیده از مداخلات سیاسی، منافع اقتصادی و رقابت‌های ژئوپلیتیک است که ریشه‌های آن به دهه‌ها پیش بازمی‌گردد. برای درک ماهیت این تقابل تاریخی، باید به سال‌هایی بازگردیم که سیاست‌های قدرت‌های غربی، مسیر تحولات سیاسی ایران را به‌طور بنیادین تغییر داد. ۱۹۵۱؛ ملی‌شدن صنعت نفت و آغاز شکاف عمیق نقطه آغاز تنش‌های پایدار میان تهران و واشنگتن را می‌توان در اوایل دهه ۱۹۵۰ جست‌وجو کرد؛ زمانی که ایالات متحده از کودتای سال ۱۹۵۳ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق حمایت کرد و زمینه بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به قدرت را فراهم ساخت؛ پادشاهی که روابط نزدیکی با غرب داشت. ریشه این بحران به تصمیم تاریخی مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۱ برای ملی‌کردن صنعت نفت بازمی‌گردد. هدف این اقدام، بازپس‌گیری حاکمیت ایران بر منابع عظیم نفتی بود؛ منابعی که از ابتدای قرن بیستم تحت کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها به «بی‌پی» تبدیل شد) قرار داشت. جنبش ملی‌شدن نفت به رهبری محمد مصدق، رهبر جبهه ملی، شکل گرفت. مصدق پس از کناره‌گیری حسین علاء، با حمایت افکار عمومی و جریان‌های ملی‌گرا، به نخست‌وزیری رسید و ملی‌سازی صنعت نفت را به محور اصلی سیاست خود تبدیل کرد. این اقدام، منافع اقتصادی بریتانیا و متحدانش را به‌طور جدی تهدید کرد. در واکنش، سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در مرداد ۱۳۳۲ با اجرای عملیاتی محرمانه با نام «آژاکس»، دولت مصدق را سرنگون کردند. هدف این عملیات، حفظ دسترسی غرب به نفت ارزان ایران و جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در منطقه بود؛ به‌ویژه در شرایطی که ایران با جمهوری‌های وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، از جمله ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان، مرز مشترک داشت. این مداخله خارجی، اگرچه در کوتاه‌مدت ثبات سیاسی مورد نظر غرب را تأمین کرد، اما در بلندمدت بذر بی‌اعتمادی و احساسات ضدآمریکایی را در جامعه ایران کاشت؛ میراثی که اثرات آن برای دهه‌ها در روابط دو کشور باقی ماند. ۱۹۵۷؛ آغاز همکاری هسته‌ای در دوران هم‌پیمانی در اواخر دهه ۱۹۵۰، زمانی که روابط تهران و واشنگتن در اوج نزدیکی قرار داشت، ایالات متحده توافقی را برای حمایت از استفاده صلح‌آمیز ایران از انرژی هسته‌ای امضا کرد. این همکاری در چارچوب برنامه «اتم برای صلح» دولت دوایت آیزنهاور شکل گرفت؛ ابتکاری که هدف آن گسترش فناوری هسته‌ای غیرنظامی در کشورهای متحد آمریکا بود. در ادامه این همکاری، آمریکا حدود یک دهه بعد یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی به ایران تحویل داد و سوخت هسته‌ای غنی‌شده مورد نیاز آن را نیز تأمین کرد. این اقدام، نخستین گام‌های رسمی ایران در مسیر فناوری هسته‌ای را رقم زد؛ مسیری که در آن زمان، با حمایت کامل غرب همراه بود. ۱۹۶۸؛ تعهد مشترک به منع گسترش سلاح هسته‌ای در سال ۱۹۶۸، ایران و آمریکا در زمره نخستین کشورهایی قرار گرفتند که پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) را امضا کردند؛ معاهده‌ای که دو سال بعد به‌طور رسمی اجرایی شد. این پیمان، سنگ‌بنای دیپلماسی هسته‌ای جهان به‌شمار می‌رود و با هدف محدودسازی اشاعه تسلیحات اتمی، در کنار تسهیل دسترسی کشورها به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، طراحی شده است. امضای این معاهده از سوی تهران و واشنگتن، بازتاب‌دهنده سطح بالای اعتماد و همکاری میان دو کشور در آن مقطع تاریخی بود. ۱۹۷۲؛ ایران، ستون راهبردی آمریکا در خاورمیانه در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در سفری رسمی به تهران، از گسترش بی‌سابقه همکاری‌های نظامی با ایران خبر داد. بر اساس این توافق نانوشته، واشنگتن متعهد شد هر نوع سلاح متعارف مورد نظر حکومت پهلوی (به‌جز تسلیحات هسته‌ای) را در اختیار تهران قرار دهد. در مقابل، ایران نقش محوری در حفظ منافع آمریکا و مهار تهدیدهای منطقه‌ای در خاورمیانه بر عهده گرفت. نتیجه این سیاست، تبدیل ایران به یکی از بزرگ‌ترین خریداران تسلیحات آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ بود؛ به‌گونه‌ای که شاه در اواخر این دهه بیش از ۱۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی، از جمله جنگنده‌های پیشرفته اف-۱۴، از آمریکا خریداری کرد. این همکاری گسترده، جایگاه ایران را به‌عنوان متحد راهبردی واشنگتن در منطقه تثبیت کرد. ۱۹۷۹؛ انقلاب اسلامی و فروپاشی اتحاد دیرینه با وجود ثبات ظاهری روابط ایران و آمریکا در دوران محمدرضا شاه، ساختار اقتدارگرای حکومت، هزینه‌های سنگین نظامی و گسترش نابرابری‌های اجتماعی، به‌تدریج مشروعیت سیاسی رژیم را در داخل کشور تضعیف کرد. همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نارضایتی از فساد، موجی از اعتراضات مردمی شکل گرفت که در نهایت به انقلاب اسلامی انجامید. شاه در دی‌ماه ۱۳۵۷ کشور را ترک کرد و نظام سلطنتی عملاً فروپاشید. در بهمن همان سال، آیت‌الله روح‌الله خمینی، رهبر نمادین انقلاب، پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و عملاً رهبری سیاسی کشور را در دست گرفت. همه‌پرسی فروردین ۱۳۵۸، ایران را به «جمهوری اسلامی» تبدیل کرد و مسیر کشور را از یک پادشاهی طرفدار غرب به نظامی مبتنی بر ایدئولوژی ضدغربی تغییر داد. با تصویب قانون اساسی جدید در آذرماه همان سال، جایگاه رهبری عالی کشور به آیت‌الله خمینی واگذار شد و ساختار سیاسی تازه‌ای شکل گرفت. بحران گروگان‌گیری؛ نقطه عطف در تقابل تهران و واشنگتن تنش‌ها میان دو کشور با تصمیم آمریکا برای پذیرش شاه در خاک خود جهت درمان سرطان، وارد مرحله‌ای تازه شد. این اقدام، خشم بخشی از نیروهای انقلابی و دانشجویان ایرانی را برانگیخت؛ گروهی که معتقد بودند شاه از پاسخگویی در برابر عملکرد گذشته‌اش گریخته است. در آبان ۱۳۵۸، این دانشجویان با یورش به سفارت آمریکا در تهران، ۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی را به گروگان گرفتند و خواستار استرداد شاه برای محاکمه شدند. این بحران ۴۴۴ روزه، روابط دو کشور را وارد دوره‌ای طولانی از خصومت، بی‌اعتمادی و تقابل ساختاری کرد؛ دوره‌ای که آثار آن تا امروز ادامه دارد. ۱۹۸۰؛ شکست عملیات نجات و قطع روابط دیپلماتیک در فروردین ۱۳۵۹، ایالات متحده تلاشی محرمانه برای آزادسازی گروگان‌های سفارت خود در تهران انجام داد. این عملیات که با نام «پنجه عقاب» شناخته می‌شود، به دلیل نقص فنی و شرایط نامساعد در صحرای طبس ناکام ماند و به سانحه‌ای مرگبار انجامید که جان هشت نظامی آمریکایی را گرفت. شکست این مأموریت، ضربه‌ای جدی به اعتبار دولت جیمی کارتر وارد کرد و بحران گروگان‌گیری را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر ساخت. هم‌زمان با تداوم بن‌بست سیاسی، کارتر در فروردین همان سال روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد؛ روابطی که تاکنون نیز به‌طور رسمی احیا نشده است. در آبان ۱۳۵۹، واشنگتن واردات نفت از ایران را تعلیق کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در توجیه این تصمیم اعلام کرد که ایالات متحده «اجازه نخواهد داد گروگان‌گیری و خشونت، به ابزاری برای تحمیل مطالبات سیاسی تبدیل شود.» جنگ ایران و عراق؛ تقابل منطقه‌ای در سایه خصومت با آمریکا در همان سال، ایران با بزرگ‌ترین چالش امنیتی پس از انقلاب روبه‌رو شد. ارتش عراق به رهبری صدام حسین با هدف بهره‌برداری از بی‌ثباتی داخلی ایران، حمله‌ای گسترده را آغاز کرد. بغداد در پی تصرف آبراه راهبردی اروندرود و مناطق نفت‌خیز خوزستان بود. علاوه بر منافع سرزمینی، تنش‌های مذهبی نیز در شکل‌گیری این جنگ نقش داشت؛ به‌ویژه در شرایطی که آیت‌الله خمینی بر صدور ایدئولوژی شیعی تأکید می‌کرد و این مسئله برای حکومت سنی‌مذهب عراق تهدیدی جدی تلقی می‌شد. حمله عراق، جنگی هشت‌ساله را رقم زد که صدها هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت و سرانجام با میانجی‌گری سازمان ملل به آتش‌بس انجامید. در این منازعه، ایالات متحده از عراق حمایت کرد و کمک‌های مالی، آموزشی و فناورانه در اختیار بغداد قرار داد. این حمایت حتی پس از افشای استفاده ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران نیز ادامه یافت؛ مسئله‌ای که بعدها به یکی از محورهای انتقاد از سیاست‌های واشنگتن در منطقه تبدیل شد. ۱۹۸۱؛ پایان بحران گروگان‌گیری و توافق الجزایر پس از ۴۴۴ روز اسارت، گروگان‌های سفارت آمریکا در ۲۹ دی ۱۳۵۹، تنها دقایقی پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری جیمی کارتر و آغاز کار دولت رونالد ریگان، آزاد شدند. این آزادی در چارچوب «توافق‌نامه الجزایر» انجام گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، ایالات متحده متعهد شد دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند و از مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی کشور خودداری نماید. اگرچه این توافق به یکی از طولانی‌ترین بحران‌های دیپلماتیک قرن بیستم پایان داد، اما به احیای روابط دو کشور منجر نشد و بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجا ماند. ۱۹۸۴؛ قرار گرفتن ایران در فهرست حامیان تروریسم در سال ۱۹۸۴، دولت آمریکا ایران را در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» قرار داد؛ برچسبی که تا امروز نیز پابرجاست و به یکی از پایه‌های اصلی سیاست تحریمی واشنگتن علیه تهران تبدیل شده است. هم‌زمان، مجموعه‌ای از تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی بود. این تصمیم، در پی انفجار سال ۱۹۸۳ در مقر نیروهای چندملیتی در بیروت اتخاذ شد؛ حمله‌ای که به کشته‌شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید. دولت آمریکا، این عملیات را به گروه‌های شیعه مورد حمایت ایران نسبت داد و آن را نشانه‌ای از نقش منطقه‌ای تهران در بی‌ثباتی خاورمیانه دانست. ۱۹۸۶؛ رسوایی ایران–کنترا و دیپلماسی پنهان در میانه دهه ۱۹۸۰، در حالی که فروش تسلیحات به ایران رسماً ممنوع بود، دولت رونالد ریگان به‌صورت محرمانه وارد معامله تسلیحاتی با تهران شد. هدف این اقدام، آزادی شهروندان آمریکایی بود که توسط حزب‌الله لبنان (گروهی مورد حمایت ایران) در این کشور به گروگان گرفته شده بودند. واشنگتن امیدوار بود با ارسال سلاح، مسیر مذاکرات غیررسمی را هموار کند. در عین حال، بخشی از درآمد حاصل از این معاملات، به‌طور غیرقانونی برای حمایت مالی از شورشیان راست‌گرای «کنترا» در نیکاراگوئه استفاده شد؛ اقدامی که برخلاف مصوبه کنگره آمریکا بود. افشای این شبکه پنهانی در سال ۱۹۸۶، به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیاسی تاریخ معاصر آمریکا انجامید؛ پرونده‌ای که با عنوان «ایران–کنترا» شناخته شد و اعتبار دولت ریگان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ۱۹۸۸؛ سرنگونی پرواز ۶۵۵ و یکی از تلخ‌ترین نقاط تاریخ روابط در سوم ژوئیه ۱۹۸۸، ناو جنگی آمریکایی «یو‌اس‌اس وینسنس» یک هواپیمای مسافربری ایران‌ایر را بر فراز تنگه هرمز هدف قرار داد. این هواپیما که از بندرعباس عازم دبی بود، با ۲۹۰ سرنشین، از جمله زنان و کودکان، سقوط کرد و تمامی سرنشینان آن جان باختند. مقام‌های آمریکایی اعلام کردند که این هواپیما به اشتباه با یک جنگنده نظامی اشتباه گرفته شده است. تحقیقات رسمی واشنگتن نیز این حادثه را «تراژدی تأسف‌بار و ناخواسته» توصیف کرد. با این حال، این واقعه به یکی از دردناک‌ترین و ماندگارترین نمادهای بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا تبدیل شد و همچنان جایگاه ویژه‌ای در حافظه تاریخی ایرانیان دارد. ۱۹۹۵–۱۹۹۶؛ تشدید تحریم‌ها و آغاز فشار ساختاری در میانه دهه ۱۹۹۰، دولت بیل کلینتون سیاست مهار اقتصادی ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرد. در سال ۱۹۹۵، واشنگتن تحریم‌های گسترده‌تری علیه تهران اعمال کرد که شامل ممنوعیت خرید نفت ایران و محدودیت کامل تجارت و سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی بود. یک سال بعد، با تصویب «قانون تحریم‌های ایران و لیبی»، دامنه این فشارها فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافت. بر اساس این قانون، شرکت‌های غیرآمریکایی که در صنعت نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری می‌کردند نیز مشمول مجازات می‌شدند. این رویکرد، نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای تبدیل تحریم‌ها به یک ابزار فراگیر بین‌المللی علیه ایران بود؛ ابزاری که در دهه‌های بعد، به ستون اصلی سیاست آمریکا در قبال تهران تبدیل شد. ۲۰۰۲؛ «محور شرارت» و بازگشت تقابل آشکار در ژانویه ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در نطق سالانه خود در کنگره، ایران را در کنار کره شمالی و عراق، بخشی از «محور شرارت» توصیف کرد. او تهران را به پیگیری تسلیحات کشتارجمعی و حمایت از «تروریسم» متهم کرد و مدعی شد که ساختار سیاسی ایران مانع تحقق آزادی‌های مردم این کشور است. این اظهارات با واکنش تند مقام‌های ایرانی مواجه شد؛ به‌ویژه از آن جهت که تهران پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در مبارزه با طالبان در افغانستان تا حدی با آمریکا همکاری کرده بود و هر دو کشور، دشمن مشترکی در این میدان داشتند. افشای تأسیسات هسته‌ای؛ آغاز بحران جدید چند ماه بعد، در اوت ۲۰۰۲، شورای ملی مقاومت ایران از وجود دو تأسیسات هسته‌ای اعلام‌نشده پرده برداشت: مرکز غنی‌سازی نطنز و راکتور آب‌سنگین اراک. این سایت‌ها پیش‌تر به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش نشده بودند و افشای آن‌ها، پرونده هسته‌ای ایران را وارد مرحله‌ای حساس و پرتنش کرد. از این مقطع به بعد، برنامه هسته‌ای ایران به یکی از اصلی‌ترین محورهای تقابل تهران و واشنگتن در عرصه دیپلماسی جهانی تبدیل شد؛ مسیری که سال‌ها بعد به مذاکرات پیچیده و توافق‌های موقت و دائمی انجامید. ۲۰۰۳؛ تعلیق غنی‌سازی و همکاری با آژانس در سال ۲۰۰۳، هم‌زمان با افزایش فشارهای بین‌المللی، ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داد که فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم را به‌طور موقت تعلیق می‌کند. تهران همچنین با اجرای بازرسی‌های گسترده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر از تأسیسات هسته‌ای خود موافقت کرد؛ اقدامی که در آن مقطع، به‌عنوان نشانه‌ای از تمایل ایران به کاهش تنش و تعامل دیپلماتیک با غرب تلقی شد. این رویکرد، زمینه‌ساز آغاز مذاکرات هسته‌ای با کشورهای اروپایی و ورود پرونده ایران به فاز جدیدی از دیپلماسی شد. ۲۰۰۷؛ ارزیابی اطلاعاتی و تغییر روایت واشنگتن در سال ۲۰۰۷، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی رسمی اعلام کردند که ایران در سال ۲۰۰۳ فعالیت‌های مرتبط با آنچه واشنگتن «برنامه تسلیحات هسته‌ای» می‌نامید (موسوم به «طرح آماد») را متوقف کرده است. این ارزیابی، تا حدی روایت غالب درباره تهدید فوری هسته‌ای ایران را تعدیل کرد و بحث‌های تازه‌ای درباره ماهیت واقعی برنامه هسته‌ای تهران در محافل سیاسی آمریکا برانگیخت. ۲۰۰۹؛ افشای سایت فردو و تشدید نگرانی‌های غرب در سال ۲۰۰۹، رهبران آمریکا، فرانسه و بریتانیا به‌طور مشترک از وجود تأسیسات غنی‌سازی فردو پرده برداشتند؛ مرکزی که در عمق کوه و در نزدیکی قم ساخته شده بود. باراک اوباما اعلام کرد که «ابعاد و ساختار این سایت با یک برنامه صرفاً صلح‌آمیز همخوانی ندارد.» نیکولا سارکوزی، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، نیز آن را نقض آشکار قطعنامه‌های شورای امنیت و مقررات آژانس توصیف کرد. افشای فردو، موج تازه‌ای از بی‌اعتمادی را میان ایران و غرب ایجاد کرد و پرونده هسته‌ای را بار دیگر به صدر اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا بازگرداند. ۲۰۱۳؛ گشایش دیپلماتیک پس از سه دهه سکوت در سپتامبر ۲۰۱۳، باراک اوباما در تماسی تلفنی با حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت ایران، گفت‌وگو کرد؛ تماسی که نخستین ارتباط مستقیم در بالاترین سطح سیاسی میان دو کشور پس از بیش از ۳۰ سال محسوب می‌شد. این تماس، نشانه‌ای نمادین از آغاز فصل تازه‌ای در روابط تهران و واشنگتن بود و امیدها به حل‌وفصل دیپلماتیک مناقشه هسته‌ای را افزایش داد. دو ماه بعد، در نوامبر همان سال، ایران و گروه ۱+۵ شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان، به توافقی موقت با عنوان «برنامه اقدام مشترک» دست یافتند. این توافق، چارچوب اولیه‌ای برای محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران و زمینه‌ساز مذاکرات جامع‌تر شد. ۲۰۱۵؛ برجام و نقطه اوج دیپلماسی هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، توافق موقت ۲۰۱۳ به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام گسترش یافت؛ توافقی که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دیپلماسی چندجانبه در دهه‌های اخیر شناخته می‌شود. بر اساس این توافق، ایران در ازای لغو تدریجی تحریم‌ها متعهد شد برای مدت ۱۵ سال، سطح غنی‌سازی اورانیوم را به حداکثر ۳.۷ درصد محدود کند و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهد؛ رقمی معادل حدود سه درصد میزان پیش از توافق. تهران همچنین پذیرفت نظارت‌های گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد؛ امری که هدف آن اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران بود. امضای برجام با استقبال گسترده در داخل ایران همراه شد و بسیاری آن را نشانه‌ای از پایان نسبی انزوای بین‌المللی کشور تلقی کردند. ۲۰۱۸؛ خروج آمریکا از برجام و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود، به یکی از وعده‌های انتخاباتی‌اش عمل کرد و به‌طور یک‌جانبه از توافق هسته‌ای برجام خارج شد؛ توافقی که او آن را «بدترین معامله تاریخ» توصیف می‌کرد. واشنگتن پس از این تصمیم، تمامی تحریم‌هایی را که در چارچوب برجام لغو شده بود، دوباره اعمال کرد و راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت؛ سیاستی که هدف آن، کاهش صادرات نفت ایران به نزدیک صفر و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید بود. در مقابل، سایر طرف‌های برجام (از جمله اروپا، روسیه و چین) به‌طور رسمی به توافق پایبند ماندند و از بازگرداندن تحریم‌ها خودداری کردند. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تا زمان خروج آمریکا به تعهدات خود پایبند بود. اما پس از آن، تهران به‌تدریج محدودیت‌های توافق را کنار گذاشت و سطح غنی‌سازی را افزایش داد؛ به‌گونه‌ای که به حدود ۶۰ درصد رسید؛ سطحی که از نظر فنی، فاصله اندکی با غنای مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای دارد. ۲۰۱۹؛ قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۹، دولت ترامپ گامی بی‌سابقه برداشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرتمندترین نهاد نظامی ایران، را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داد. این اقدام، نخستین‌بار بود که آمریکا بخشی از ساختار رسمی یک دولت خارجی را با چنین برچسبی معرفی می‌کرد؛ تصمیمی که سطح تنش میان دو کشور را به شکل محسوسی افزایش داد و پیامدهای حقوقی و سیاسی گسترده‌ای در پی داشت. ۲۰۲۰؛ ترور ژنرال قاسم سلیمانی و نزدیک‌شدن به آستانه درگیری مستقیم در ژانویه ۲۰۲۰، یک حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد،ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های نظامی ایران، را ترور نمود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، این ژنرال کهنه‌کار و باتجربه را «مسئول مستقیم و غیرمستقیم حمله به نیروهای امریکایی» دانست و این اقدام را در چارچوب دفاع از منافع امنیتی واشنگتن توجیه کرد. ایران در واکنش، با شلیک ده‌ها موشک به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق پاسخ داد. این تبادل نظامی، دو کشور را تا آستانه یک درگیری گسترده پیش برد، اما هر دو طرف از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کردند. ۲۰۲۱؛ تلاش ناکام برای احیای برجام با روی کار آمدن جو بایدن، دولت آمریکا مسیر دیپلماسی را بار دیگر در پیش گرفت و مذاکرات غیرمستقیم با ایران را در وین آغاز کرد. هدف این گفت‌وگوها، بازگرداندن دو طرف به تعهدات برجامی و احیای توافق هسته‌ای بود. با این حال، پس از چندین دور مذاکره فشرده، اختلافات بر سر تحریم‌ها، تضمین‌ها و تعهدات متقابل مانع از دستیابی به توافق نهایی شد. در نتیجه، روند احیای برجام در وضعیت تعلیق باقی ماند. ۲۰۲۳؛ تبادل زندانیان و دیپلماسی محدود انسانی در سال ۲۰۲۳، ایران و آمریکا با میانجی‌گری کشورهایی مانند عمان و قطر، به توافقی برای تبادل زندانیان دست یافتند و هر یک پنج زندانی را آزاد کردند. در چارچوب این توافق، دولت بایدن مجوز انتقال حدود ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران در کره جنوبی به قطر را صادر کرد. واشنگتن تأکید داشت که این منابع صرفاً برای اهداف بشردوستانه، از جمله تأمین دارو و مواد غذایی، قابل استفاده است. با این حال، این توافق در داخل آمریکا با انتقاد شدید جمهوری‌خواهان روبه‌رو شد. منتقدان، این اقدام را نوعی «پرداخت باج» به دولتی خصمانه توصیف کردند و نسبت به پیامدهای سیاسی آن هشدار دادند. ۲۰۲۵؛ بازگشت ترامپ، دیپلماسی پرتنش و سایه درگیری نظامی در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ که بار دیگر به ریاست‌جمهوری رسیده بود، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» خواستار آغاز فوری مذاکرات برای دستیابی به یک «توافق صلح هسته‌ایِ قابل راستی‌آزمایی» شد. او در ماه مارس، با ارسال نامه‌ای به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ضرب‌الاجلی دوماهه برای دستیابی به توافق جدید تعیین کرد. هم‌زمان، سیاست «فشار حداکثری» بار دیگر فعال شد و اجرای سخت‌گیرانه‌تر تحریم‌ها در دستور کار قرار گرفت. در آوریل، مذاکرات تازه‌ای با هدایت استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آغاز شد. یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف، میزان مجاز غنی‌سازی اورانیوم بود؛ مسئله‌ای که به گره اصلی گفت‌وگوها تبدیل شد. ارزیابی اطلاعاتی و تشدید بحران منطقه‌ای در گزارش سالانه نهادهای اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران در آن مقطع در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، هرچند فشارهای داخلی برای حرکت در این مسیر افزایش یافته است. قرار بود ششمین دور مذاکرات در اواسط ژوئن برگزار شود که حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، این روند را متوقف کرد. اندکی بعد، آمریکا نیز به این عملیات پیوست و سه مرکز کلیدی، از جمله فردو و نطنز، را هدف قرار داد. در این حملات، واشنگتن برای نخستین‌بار از قدرتمندترین بمب‌های نفوذگر خود موسوم به «بانکر باستر» در عملیات رزمی استفاده کرد. ایران در پاسخ، پایگاه نظامی العدید آمریکا در قطر را هدف حمله موشکی قرار داد. مقام‌های قطری اعلام کردند که این حمله رهگیری شده و پایگاه پیش‌تر تخلیه شده بود. تقابل کنترل‌شده؛ جنگی که رخ نداد به گفته زیاض داوود، اقتصاددان ارشد بلومبرگ، واکنش ایران «بیش از آنکه مقدمه یک جنگ گسترده باشد، جنبه نمادین داشت.» او تأکید کرد که هشدارهای قبلی، بسته‌شدن حریم هوایی قطر و اطلاع‌رسانی آمریکا به شهروندانش، نشان می‌داد که دو طرف تلاش کرده‌اند سطح تنش را کنترل‌شده نگه دارند. “ «تحولات سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که روابط ایران و آمریکا، همچنان در تعادلی شکننده میان دیپلماسی، فشار و تقابل نظامی قرار داشت؛ تعادلی که آینده آن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های سیاسی و محاسبات راهبردی دو طرف وابسته بود.» محمد زمانی ۲۰۲۶؛ اعتراضات داخلی، فشار خارجی و پیوند دوباره با پرونده هسته‌ای در پی سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر سال ۲۰۲۵، موجی از اعتراضات که از ۲۸ دسامبر در تهران آغاز شده بود، به‌سرعت سراسر کشور را فرا گرفت. این تجمعات، به یکی از گسترده‌ترین چالش‌های داخلی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل شد. مقام‌های ایرانی با اعمال محدودیت گسترده بر اینترنت و ارتباطات، استقرار نیروهای امنیتی و اعمال نوعی وضعیت فوق‌العاده، به این اعتراضات واکنش نشان دادند. گزارشات از کشته‌ و زخمی شدن تعداد زیادی از ایرانیان در پی این اعتراضات حکایت داشت. تهدید نظامی و بازگشت دیپلماسی تحت فشار در پی این اعتراضات خونین، دونالد ترامپ با استناد به نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان، احتمال اقدام نظامی آمریکا را مطرح کرد. در اواخر ژانویه، او دستور اعزام یک ناوگروه نظامی به خاورمیانه به رهبری ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» را صادر کرد و اعلام کرد که این نیرو «در صورت لزوم، آماده اقدام سریع و قاطع» است. ترامپ در ادامه، این نمایش قدرت را مستقیماً به مذاکرات هسته‌ای گره زد و هشدار داد که فرصت ایران برای پذیرش توافق جدید رو به پایان است. او همچنین بار دیگر مدعی شد که حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هسته‌ای ایران، توانمندی‌های اتمی کشور را به‌طور کامل از بین برده است. این تحولات در این مقاله از یوتوتایمز نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۶، روابط ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری در تلاقی بحران داخلی، فشار خارجی و بن‌بست هسته‌ای قرار گرفته است؛ وضعیتی ناپایدار که همچنان آینده‌ای مبهم پیش روی دو کشور ترسیم می‌کند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

هشدار شمخانی به اسرائیل؛ هدف ما عمق دشمن است 

علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر انقلاب، در مصاحبه با شبکه المیادین لبنان هشداری جدی به اسرائیل داد. وی با تاکید بر آمادگی ایران اعلام کرد: «هرگونه اقدام با نیت خصمانه از سوی دشمن، با پاسخی مناسب، موثر و بازدارنده مواجه خواهد شد.» شمخانی در ادامه تصریح کرد که این پاسخ شامل آسیب رساندن به عمق رژیم صهیونیستی خواهد بود. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تنش‌ها در منطقه به اوج خود رسیده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

چشم‌انداز هفته پیش‌رو؛ آیا داده‌های قوی آمریکا می‌توانند سایه ترامپ را از بازارها کم‌رنگ کنند؟

در یک نگاه نوسانات شدید بازارها همچنان ادامه دارد، اما تمرکز سرمایه‌گذاران به‌تدریج از لفاظی‌های ترامپ به داده‌های کلیدی اقتصاد آمریکا معطوف می‌شود. انتخاب کوین وارش به‌عنوان رئیس آینده فدرال رزرو، فشار ساختاری بر دلار را تشدید کرده و اعتبار سیاست پولی آمریکا را به چالش کشیده است. نشست‌های RBA، بانک مرکزی انگلیس و ECB، در کنار گزارش اشتغال آمریکا، می‌توانند محرک‌های اصلی بازارها در هفته آینده باشند. چشم‌انداز دلار همچنان تیره و مبهم است هفته پایانی ژانویه را می‌توان بدون اغراق، هفته‌ای پرتلاطم برای بازارهای مالی توصیف کرد؛ دوره‌ای که با نوسانات قابل توجه و انبوهی از ریسک‌ها و ابهامات همراه بود. دلار آمریکا بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت، آن هم نه به دلیل قدرت، بلکه به‌واسطه تداوم ضعف ساختاری. هم‌زمان، بازار کالاها با محوریت طلا و نقره وارد سطوحی کم‌سابقه شده و شاخص‌های اصلی سهام آمریکا نیز با احتیاط در تلاش بوده‌اند تا سقف‌های تاریخی جدیدی را به ثبت برسانند. ریشه اصلی این تحولات را باید در فضای عدم‌قطعیت ناشی از اقدامات و لحن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، جست‌وجو کرد. از ابتدای سال، او دستور انتقال رئیس‌جمهور ونزوئلا به ایالات متحده را صادر کرده، نزدیک‌ترین متحدان اروپایی خود در ناتو را بر سر مسئله گرینلند به اعمال تعرفه‌های بیشتر تهدید کرده و هم‌زمان آمادگی خود را برای تشدید تعرفه‌های تنبیهی بر واردات از کانادا و کره‌جنوبی اعلام کرده است. با این حال، بیشترین ضربه به دلار نه از این جبهه‌ها، بلکه از استراتژی ترامپ در قبال فدرال رزرو وارد شده است. آغاز تحقیقات قضایی در میانه ماه علیه جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، پرونده دیوان عالی درباره برکناری لیزا کوک، و گمانه‌زنی‌های فزاینده پیرامون رئیس آینده فدرال رزرو، همگی سایه‌ای سنگین بر آینده یکی از معتبرترین نهادهای اقتصادی ایالات متحده انداخته‌اند. در این میان، معرفی کوین وارش به عنوان جانشین جروم پاول، هر چند نسبت به سایر رقبا کمی هاوکیش‌تر به‌نظر می‌رسد اما می‌تواند در میان‌مدت به تضعیف جایگاه استقلال فدرال رزرو منجر شود که نه‌تنها پیامدهای عمیقی برای سیاست پولی آمریکا خواهد داشت، بلکه ممکن است چشم‌انداز دلار را در میان‌مدت و حتی بلندمدت با چالشی جدی‌تر از آنچه تاکنون دیده‌ایم، مواجه سازد. ✔️  بیشتر بخوانید: منتقد دیروز، رئیس امروز؛ وارش چگونه سکان سیاست پولی آمریکا را در دست گرفت؟ اقتصاد آمریکا بر پایه‌ای مستحکم قرار دارد با وجود حاشیه‌سازی‌ها و اقدامات جنجالی دونالد ترامپ، اقتصاد ایالات متحده همچنان مسیر باثباتی را طی می‌کند و فدرال رزرو (مطابق انتظار گسترده بازار) نرخ‌های بهره را بدون تغییر حفظ کرده است. جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، در نشست خبری پس از جلسه کمیته بازار باز تأکید کرد که «چشم‌انداز فعالیت‌های اقتصادی به‌وضوح نسبت به نشست قبلی بهبود یافته» و همچنین «ریسک‌های صعودی تورم و ریسک‌های نزولی اشتغال کاهش پیدا کرده‌اند». با این حال، همان‌طور که پاول نیز اشاره کرد، نشانه‌های اولیه‌ای از خستگی مصرف‌کننده در حال نمایان شدن است؛ موضوعی که باعث شده انتظارات بازار برای اجرای دو نوبت کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ همچنان پابرجا بماند. در همین حال، عملکرد شرکت‌های آمریکایی نیز رضایت‌بخش ارزیابی می‌شود. فصل جاری گزارش‌های درآمدی تا اینجا نتایج قابل قبولی به همراه داشته و همین مسئله به شکل‌گیری یک رشد ملایم در دارایی‌های پرریسک کمک کرده است؛ رشدی که به‌ویژه در روزهایی که بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا عقب‌نشینی می‌کند، بیشتر به چشم می‌آید. نکته جالب توجه آن است که شاخص S&P 500 در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، هرگز ماه ژانویه را با بازده منفی به پایان نرسانده است. خبرهای امیدوارکننده‌تر از بازار کار آمریکا؟ در حالی که سرمایه‌گذاران همچنان تحولات ژئوپلیتیک و اظهارنظرهای ترامپ را با حساسیت دنبال می‌کنند، تمرکز بازار در هفته پیش‌رو به داده‌های مرسوم ابتدای ماه آمریکا و سخنرانی مقامات فدرال رزرو معطوف خواهد شد. در تقویم اقتصادی، انتشار شاخص‌ مدیران خرید ISM بخش تولید و خدمات، گزارش اشتغال بخش خصوصی ADP در روز چهارشنبه و در نهایت، گزارش بسیار مهم اشتغال غیرکشاورزی (NFP) برای ماه ژانویه در روز جمعه قرار دارد. بررسی آماری اشتغال توسط کارشناسان یوتوتایمز حاکی از افزایش حدود ۷۰ هزار نفری اشتغال در گزارش NFP است؛ رقمی که در صورت تحقق، تداوم روند مثبت اخیر بازار کار را تأیید کرده و استدلال‌های جناح داویش فدرال رزرو درباره «ضعیف بودن بازار کار» را تضعیف خواهد کرد. در مجموع، انتشار مجموعه‌ای قدرتمند از داده‌های اقتصادی آمریکا که بر تثبیت بازار کار و کاهش تدریجی فشارهای تورمی صحه بگذارد، می‌تواند تا حدی به دلار آمریکا فرصت تنفس بدهد. با این حال، پایداری چنین حرکتی بیش از هر چیز به لحن مقامات فدرال رزرو وابسته خواهد بود. علی‌رغم فضای نسبتاً مثبت نشست اخیر فدرال رزرو و رأی میران به کاهش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره، اتخاذ لحن تهاجمی (هاوکیش) از سوی مقامات پولی در مقطع فعلی همچنان سناریوی پایه بازار محسوب نمی‌شود. استرالیای انقباضی، اروپای خنثی و بریتانیای نگران؟ دلار آمریکا طی هفته‌های اخیر در برابر اغلب ارزهای اصلی عملکرد ضعیفی از خود نشان داده است؛ به‌ویژه در برابر ارزهای حوزه اقیانوسیه، یعنی دلار استرالیا و دلار نیوزیلند. نکته قابل توجه آن است که بانک‌های مرکزی استرالیا (RBA)، انگلستان (BoE) و منطقه یورو (ECB) همگی قرار است هفته آینده نشست‌های تعیین نرخ بهره خود را برگزار کنند؛ نشست‌هایی که می‌توانند جهت‌گیری بازار ارز را تحت تأثیر قرار دهند. پس از یک دوره کوتاه سیاست‌های انبساطی، اکنون انتظار می‌رود بانک مرکزی استرالیا در پی داده‌های قدرتمند ماه ژانویه، مسیر خود را تغییر دهد. شاخص‌های مدیران خرید S&P Global جهش قابل توجهی را ثبت کرده‌اند، نرخ بیکاری به‌طور غیرمنتظره‌ای به ۴.۱ درصد کاهش یافته و از همه مهم‌تر، تورم سه‌ماهه چهارم به ۳.۶ درصد افزایش پیدا کرده است؛ مجموعه‌ای از نشانه‌ها که فشار برای بازگشت به سیاست‌های انقباضی را تشدید کرده‌اند. بانک مرکزی استرالیا در نشست دسامبر خود نیز به ریسک‌های صعودی تورم و تنگنای بازار کار اشاره کرده بود. میشل بولاک، رئیس این بانک، در آن زمان تصریح کرده بود که «در صورتی که روند تورم کُند نشود، این موضوع در نشست فوریه مورد بررسی قرار خواهد گرفت». اکنون، مطابق با این موضع‌گیری، بحث درباره افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در دستور کار نشست روز سه‌شنبه قرار دارد و بازارها با احتمال ۷۲ درصدی چنین اقدامی را قیمت‌گذاری کرده‌اند. در همین راستا، جفت‌ارز دلار استرالیا/دلار آمریکا به بالاترین سطح خود از فوریه ۲۰۲۳ رسیده و به‌طور کامل از ضعف دلار آمریکا و همچنین بهبود نسبی چشم‌انداز اقتصاد چین بهره برده است. اعلام افزایش نرخ بهره به احتمال زیاد می‌تواند یک جهش کوتاه‌مدت دیگر را برای این جفت‌ارز رقم بزند؛ با این حال، در صورتی که لحن بیانیه همراه این تصمیم به اندازه کافی انقباضی نباشد، این رشد ممکن است دوام چندانی نداشته باشد و به‌سرعت وارد فاز اصلاحی شود. آیا اعضای داویش همچنان دست بالا را در بانک مرکزی انگلستان دارند؟ در شرایطی که تحولات سایر اقتصادهای بزرگ تا حدی توجه بازار را از بریتانیا منحرف کرده است، پوند انگلیس از ضعف دلار آمریکا بهره برده و عملکرد مثبتی از خود به نمایش گذاشته است. جفت‌ارز پوند/دلار در ماه ژانویه حدود ۲.۳ درصد رشد کرده که بهترین شروع سال آن از سال ۲۰۱۹ تاکنون محسوب می‌شود؛ آن هم پس از ثبت یک جهش چشمگیر ۷.۷ درصدی در سال ۲۰۲۵. بخش قابل توجهی از داده‌های اقتصادی منتشرشده در ماه ژانویه فراتر از انتظارات ظاهر شده‌اند؛ به‌ویژه آمار قدرتمند خرده‌فروشی ماه دسامبر و شاخص‌های مدیران خرید ژانویه. در نتیجه، بازارها در حال حاضر تنها حدود ۵ درصد احتمال برای کاهش نرخ بهره در نشست روز پنج‌شنبه بانک مرکزی انگلستان قیمت‌گذاری کرده‌اند. نکته کلیدی آن است که افزایش جزئی تورم مصرف‌کننده و تداوم رشد نسبتاً بالای دستمزدها، فضای مانور جناح انبساطی کمیته سیاست پولی (MPC) را به‌شدت محدود کرده است. کاهش نرخ بهره در نشست هفته آینده می‌تواند غافلگیری بزرگی برای بازار باشد و به تضعیف محسوس پوند در برابر یورو و دلار منجر شود. به همین ترتیب، اگر رأی‌گیری کمیته با نتیجه شکننده ۵ در برابر ۴ به نفع حفظ نرخ‌ها؛ آن هم با رأی اندرو بیلی در کنار اعضای انقباضی، پایان یابد، این سناریو نیز ممکن است موقعیت فعلی پوند را متزلزل کند. در مقابل، اگر بانک مرکزی انگلستان به‌طور صریح بر تداوم فشارهای تورمی تأکید کند، این موضوع می‌تواند به تقویت پوند منجر شود؛ به‌ویژه در صورتی که پیش‌بینی‌های فصلی تورم، کاهش کندتر و نامنظم‌تری را در افق پیش‌بینی نشان دهند. بر این اساس، پوند می‌تواند از نبود چرخش آشکار به سمت سیاست‌های انبساطی و همچنین رأی‌گیری قوی‌تر به نفع تثبیت نرخ بهره منتفع شود. “ «با این حال، تمایل ذاتی بانک مرکزی انگلستان به احتیاط و رویکرد انبساطی را نباید دست‌کم گرفت؛ چرا که اندرو بیلی بار دیگر تلاش کرده با رأی دادن به حفظ نرخ‌ها و هم‌زمان باز گذاشتن مسیر کاهش در آینده، رضایت هر دو جناح کبوترها و شاهین‌ها را تا حد امکان حفظ کند.» محمد زمانی آیا تقویت یورو می‌تواند زنگ هشدار را برای بانک مرکزی اروپا به صدا درآورد؟ نشست پیش‌روی بانک مرکزی اروپا (ECB) احتمالاً کم‌هیجان‌ترین رویداد در میان نشست‌های مهم بانک‌های مرکزی خواهد بود؛ چرا که نه انتظار کاهش نرخ بهره می‌رود و نه نشانه‌ای از تغییر محسوس در لحن سیاست‌گذاران دیده می‌شود. به نظر می‌رسد کریستین لاگارد و سایر اعضای شورای حکام، همچنان از پویایی‌های فعلی رشد اقتصادی و تورم رضایت نسبی داشته باشند. با این حال، در پشت درهای بسته و در بخش پرسش و پاسخ کنفرانس خبری، تمرکز اصلی احتمالاً بر موضوع تعرفه‌ها و قدرت گرفتن یورو خواهد بود. تهدید اعمال تعرفه‌های جدید که ممکن است دولت‌های منطقه یورو را به اقدامات تلافی‌جویانه سوق دهد؛ در کنار تقویت قابل توجه یورو، می‌تواند به چالشی جدی برای سیاست‌گذاران اروپایی تبدیل شود. بسیاری از کشورهای عضو منطقه یورو، به دلیل رقابت‌پذیری محدود در برابر چین و سایر قطب‌های بزرگ صنعتی جهان، از یک یوروی قدرتمند منتفع نمی‌شوند. در چنین شرایطی، تداوم این روند می‌تواند بانک مرکزی اروپا را وادار کند در موضع فعلی خود بازنگری کرده و بار دیگر گزینه کاهش نرخ بهره را به‌عنوان ابزاری برای تضعیف نسبی ارز و حمایت از صادرات، در دستور کار قرار دهد. بر اساس جمع‌بندی تیم UtoTimes، اقتصاد منطقه یورو از منظر شتاب رشد، تصویر خیره‌کننده‌ای ارائه نمی‌دهد، اما ثبات نسبی آن تاکنون برای حفظ اعتماد بازار کافی بوده است. با این حال، نکته قابل تأمل آن است که آیا جفت‌ارز یورو/دلار می‌تواند بدون برخورداری از محرک‌های قوی داخلی، به‌طور پایدار بالاتر از سطح کلیدی ۱.۱۹۰۸ باقی بماند یا خیر؛ سطحی که می‌تواند به‌عنوان معیاری مهم برای سنجش قدرت واقعی روند صعودی یورو در ماه‌های آینده تلقی شود. بازگشت دلار/ین پس از افت اخیر؛ تمرکز بازار بر انتخابات زودهنگام ژاپن حرکت اخیر دلار/ین پس از افت قابل توجه هفته گذشته، بار دیگر توجه معامله‌گران را به این جفت‌ارز معطوف کرده است. «بررسی نرخ» انجام‌شده از سوی فدرال رزرو نیویورک که به موجی از فروش منجر شد، به نظر می‌رسد مومنتوم کوتاه‌مدت این جفت‌ارز را تغییر داده باشد. اکنون سرمایه‌گذاران در حال ارزیابی این موضوع هستند که آیا این افت نیز مانند آوریل ۲۰۲۴، صرفاً یک اصلاح موقتی خواهد بود یا خیر؛ دوره‌ای که در آن دلار/ین از سطح ۱۶۰.۲۰ تا ۱۵۱.۸۵ سقوط کرد، اما تنها طی چند جلسه معاملاتی دوباره صعودی شد و نهایتاً به محدوده ۱۶۱ بازگشت. سناریوی جایگزین، شباهت این حرکت به دوره ژوئیه تا سپتامبر ۲۰۲۴ است؛ زمانی که مداخله مستقیم مقامات ژاپنی در بازار ارز، باعث افت حدود ۱۴ درصدی دلار/ین شد و فشار سنگینی را بر معامله‌گران فروشنده ین وارد کرد. تکرار چنین الگویی می‌تواند پیامدهای قابل توجهی برای بازار ارز در کوتاه‌مدت داشته باشد. در شرایطی که ریسک مداخله ارزی همچنان بالا ارزیابی می‌شود، تمرکز بازار اکنون به انتخابات زودهنگام ۸ فوریه معطوف شده است. پس از آنکه تاکائیچی، نخست‌وزیر ژاپن، اعلام کرد در صورت عدم کسب اکثریت حزب لیبرال دموکرات (LDP) در مجلس نمایندگان، از سمت خود کناره‌گیری خواهد کرد، حساسیت این انتخابات به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. بر اساس نظرسنجی‌های فعلی، حفظ اکثریت برای حزب حاکم محتمل به نظر می‌رسد. با این حال، اگر «قمار انتخاباتی» تاکائیچی با شکست مواجه شود، ین ممکن است با فشار شدیدی روبه‌رو شود؛ سناریویی که می‌تواند بار دیگر بانک مرکزی ژاپن را ناگزیر به ورود فعال‌تر به بازار دلار/ین کند و فصل تازه‌ای از نوسانات شدید را رقم بزند. ✔️  بیشتر بخوانید: سقوط ناگهانی نقره؛ اصلاح موقت یا پایان بازار صعودی؟ اصلاح قیمتی طلا و نقره پس از جهش‌های کم‌سابقه پس از روند صعودی بی‌وقفه‌ای که از ابتدای سال ۲۰۲۵ آغاز شد و تا حد زیادی تحت تأثیر ضعف مداوم دلار آمریکا قرار داشت، سرمایه‌گذاران بازار طلا و نقره اکنون شاهد وقوع یک اصلاح قیمتی دیرهنگام اما قابل انتظار هستند. نشانه‌های این اصلاح تا حدی از پیش در افزایش چشمگیر نوسان ضمنی فلزات گران‌بها قابل مشاهده بود؛ عاملی که از داغ شدن بیش از حد بازار حکایت داشت. با توجه به اینکه رشد اخیر قیمت‌ها حالتی تقریباً سهمی‌وار و شتاب‌زده به خود گرفته بود، افت فعلی را می‌توان واکنشی طبیعی و حتی سالم در مسیر کلی بازار ارزیابی کرد. چنین اصلاح‌هایی معمولاً به تخلیه هیجان‌های کوتاه‌مدت کمک کرده و زمینه را برای شکل‌گیری روندهای پایدارتر در آینده فراهم می‌کنند. با این حال، سناریوی صعودی برای طلا و نقره همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. ریسک‌های ژئوپلیتیک، به‌ویژه در صورت تداوم رویکرد تقابلی و جنگ‌طلبانه ترامپ در قبال ایران، می‌تواند بار دیگر این فلزات امن را به کانون توجه سرمایه‌گذاران بازگرداند. در چنین فضایی، طلا و نقره همچنان نقش خود را به‌عنوان پناهگاه‌های سنتی سرمایه حفظ کرده و در میان‌مدت، از حمایت بنیادین قدرتمندی برخوردار خواهند بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر ایلات اسرائیل رسید

در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، خبرگزاری اسرائیلی Ynet گزارش داد که یک ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر جنوبی ایلات در اسرائیل پهلو گرفته است. این حضور ناوشکن از پیش برنامه‌ریزی شده بود و بخشی از همکاری‌های نظامی میان ارتش‌های اسرائیل و ایالات متحده به شمار می‌رود.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

کاهش تورم توکیو در ژانویه ۲۰۲۶؛ بانک ژاپن با آرامش به سیاست پولی ادامه می‌دهد

داده‌های تازه تورم مصرف‌کننده توکیو در ژانویه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که تورم در شاخص‌های اصلی و زیرین کاهش یافته و این موضوع فشار کوتاه‌مدت برای افزایش نرخ بهره توسط بانک ژاپن (BoJ) را کاهش داده است. با وجود بازار کار قوی و نرخ بیکاری ثابت، این داده‌ها مسیر محتاطانه و وابسته به آمار را برای سیاست پولی بانک ژاپن تقویت می‌کند. شاخص تورم کلی توکیو در ژانویه به ۱.۵ درصد سالانه کاهش یافت، در حالی که تورم هسته‌ای به ۲ درصد رسید و تورم بدون غذا و انرژی نیز کاهش نشان داد. این روند نشان می‌دهد که فشارهای تورمی ناشی از تقاضا در حال کاهش است و بانک ژاپن می‌تواند با آرامش بیشتری افزایش نرخ بهره را ادامه دهد، بدون نیاز به عجله. بازار کار همچنان قوی است؛ نرخ بیکاری ۲.۶ درصد باقی مانده و نسبت شغل به متقاضی کمی بهبود یافته است که نشان‌دهنده تقاضای پایدار برای نیروی کار است. برای بازارها، این داده‌ها به معنای کاهش احتمال افزایش سریع نرخ بهره و حمایت نسبی از اوراق قرضه دولتی ژاپن است، اما ین همچنان تحت فشار قرار دارد و ممکن است در ماه‌های آینده نوساناتی را تجربه کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

ترکیب هشدار نظامی و دیپلماسی؛ بازار نفت منتظر تحولات ایران-آمریکا

در یک نگاه ترامپ قصد گفتگو با ایران را اعلام کرد. ترکیب هشدار نظامی با باز شدن درهای دیپلماسی. نگرانی بازارها از نوسانات قیمت نفت به دلیل تنش‌ها. عدم اعلام جزئیات زمان و نحوه مذاکرات. واکنش رسمی ایران هنوز منتشر نشده است. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ روز پنج‌شنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، اعلام کرد که قصد دارد با ایران گفتگو کند، در حالی که تنش‌های نظامی بین دو طرف در حال افزایش است. ترامپ در صحبت با خبرنگاران در واشنگتن، برنامه گفت‌وگوها را در حالی مطرح کرد که نیروهای نظامی آمریکا به ویژه ناوهای بزرگ و قدرتمندی به سمت منطقه در حرکت هستند. او تأکید کرد که ترجیح می‌دهد از به‌کارگیری این نیروها اجتناب شود. این اظهارات ترکیبی از هشدار نظامی و باز شدن درهای دیپلماسی است؛ رویکردی که ترامپ در سیاست خارجی خود بارها به کار برده است. با تأکید بر حضور نظامی در کنار اعلام آمادگی برای مذاکره، ترامپ تلاش می‌کند هم بازدارندگی را حفظ کند و هم امکان کاهش تنش‌ها را فراهم آورد. روابط آمریکا و ایران در شرایطی حساس و پرتنش در خاورمیانه قرار دارد و افزایش فعالیت‌های نظامی آمریکا نگرانی‌هایی درباره احتمال اشتباه محاسباتی به ویژه در مسیرهای حیاتی انرژی جهان به وجود آورده است. در این زمینه، اظهارات ترامپ می‌تواند تلاشی برای کاهش ریسک تشدید تنش‌ها در حالی باشد که آمریکا همچنان از موضع قدرت برخورد می‌کند. بازارها به ویژه فعالان حوزه انرژی، با دقت تحولات را دنبال می‌کنند، چرا که هر نشانه‌ای از گفتگو می‌تواند به کاهش نوسانات قیمت نفت کمک کند، در حالی که افزایش تنش‌ها معمولاً باعث افزایش ریسک و نوسان در بازارهای نفت می‌شود. ترامپ جزئیات بیشتری درباره زمان، شکل یا دامنه مذاکرات ارائه نکرد و مشخص نیست که آیا واسطه‌ای در این گفتگوها نقش خواهد داشت یا خیر. مقامات ایرانی نیز تاکنون واکنشی رسمی به این اظهارات نشان نداده‌اند. این بیانیه اگرچه به معنای تغییر سیاست نیست، اما نویدبخش امکان دیپلماسی در شرایطی است که تنش‌ها در بالاترین سطح قرار دارد. نتیجه این مذاکرات و تأثیر آن بر روابط دو کشور، در هفته‌های آینده برای ارزیابی ریسک‌های ژئوپلیتیکی و بازارها بسیار مهم خواهد بود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

خرده فروشی ژاپن – سالانه (دسامبر)

خرده فروشی ژاپن - سالانه (دسامبر) - Retail Sales  واقعی .................. %0.9- پیش‌بینی .............. %0.7  قبلی ..................... %1.1 (این داده از 1 درصد تجدید شده است.) شاخص تولیدات صنعتی ژاپن - دسامبر - Industrial Production  واقعی .................. %0.1-  پیش‌بینی ........... %0.4-  قبلی ................ %2.7- (این داده از 2.6- تجدید شده است.)

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

جهش قیمت نفت و سقوط وال‌استریت؛ بازارها تحت فشار تنش‌های خاورمیانه

در یک نگاه قیمت نفت به بالاترین سطح چهار ماه اخیر رسید: نفت برنت به ۶۹.۵۵ دلار و نفت خام آمریکا به ۶۵.۴۳ دلار در هر بشکه افزایش یافت.. تنش‌های ژئوپلیتیکی آمریکا و ایران: تهدیدهای نظامی ترامپ و رد درخواست مذاکره ایران، نگرانی از اختلال در عرضه نفت ایران را افزایش داده است. اختلالات تولید در آمریکا: طوفان زمستانی تولید نفت و صادرات را کاهش داد و ذخایر نفت آمریکا بیش از پیش‌بینی‌ها پایین آمد. قیمت نفت در روز پنج‌شنبه 9 بهمن به بالاترین سطح چهار ماه اخیر رسید و با ادامه روند صعودی، نگرانی‌ها از احتمال اختلال در عرضه نفت ایران، یکی از تولیدکنندگان کلیدی خاورمیانه، در سایه تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی با آمریکا، باعث افزایش بیشتر قیمت‌ها شد. در ساعت ۱۰:۵۸ به وقت شرقی (۱۹:۲۸ به وقت ایران)، قراردادهای آتی نفت برنت برای ماه مارس با ۳.۲ درصد افزایش به ۶۹.۵۵ دلار در هر بشکه رسید و پیش‌تر تا ۷۰.۵۸ دلار در هر بشکه بالا رفته بود که بالاترین سطح از اواخر سپتامبر محسوب می‌شود. قراردادهای آتی نفت خام وست تگزاس اینترمدیت نیز با ۳.۵ درصد افزایش به ۶۵.۴۳ دلار در هر بشکه رسید و پیش‌تر به بالای ۶۶ دلار، بالاترین سطح چهار ماه گذشته، دست یافته بود. هر دو قرارداد طی هفته گذشته حدود ۹ درصد افزایش یافته‌اند. تشدید تنش‌ها میان آمریکا و ایران گزارش‌های اواخر روز چهارشنبه حاکی از آن بود که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در حال بررسی گزینه‌های نظامی جدید علیه ایران است، از جمله حملات احتمالی به رهبران و تأسیسات هسته‌ای این کشور. پیش‌تر، ترامپ از ایران خواسته بود که دوباره با آمریکا وارد مذاکره شود و برنامه هسته‌ای خود را متوقف کند، اما تهران این درخواست‌ها را رد کرده و تهدید به مقابله کرده است. این تنش‌ها تنها چند روز پس از ورود کشتی‌های آمریکایی به خاورمیانه رخ داد و ترامپ اخیراً اعلام کرد که یک ناوگان دیگر نیز در مسیر رسیدن به این منطقه است. افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه باعث شد معامله‌گران ریسک بیشتری را به قیمت نفت اضافه کنند، زیرا بازارها نگران اختلال احتمالی در تولید نفت ایران در صورت بروز هرگونه درگیری بودند. ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ اوپک است و روزانه ۳.۲ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند. ✔️  بیشتر بخوانید: گفتگوهای پشت‌پرده ایران و آمریکا؛ تلاش برای بازگشت به میز مذاکره بر اساس داده‌های یوتوتایمز: « این مهم‌ترین نگرانی فوری در زمینه عرضه نفت است، با این حال، نگرانی‌هایی نیز درباره تأثیر آن بر عرضه نفت منطقه وجود دارد. هرگونه تشدید تنش ممکن است جریان نفت خلیج فارس از تنگه هرمز، که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کند، را در معرض خطر قرار دهد.» با این حال، تحلیلگران معتقدند: «ترامپ تنها یک هدف دارد: توافق هسته‌ای با ایران و هیچ چیز دیگر» و بنابراین احتمال اختلال در عرضه نفت ایران را با وجود استقرار ناوگان آمریکایی در منطقه کم می‌دانند. آن‌ها افزودند: «ما تقریباً هرگونه کمپین بمباران گسترده آمریکا علیه ایران را منتفی می‌دانیم، زیرا هدف استراتژیک آن به وضوح مشخص نیست. هدف اصلی ترامپ همچنان خنثی‌سازی برنامه هسته‌ای ایران است، نه تغییر رژیم.» این موسسه اضافه کرد که قیمت نفت ممکن است در کوتاه‌مدت افزایش یابد، اما این رشد کوتاه‌مدت خواهد بود و شاید تنها برای چند هفته ادامه داشته باشد. اختلال تولید نفت در آمریکا و کاهش ذخایر به دلیل طوفان زمستانی قیمت نفت این هفته همچنین تحت تأثیر طوفان زمستانی که بارش سنگین برف و دمای زیر صفر را در گستره وسیعی از آمریکا ایجاد کرد و تولید نفت را مختل نمود، افزایش یافت. گزارش‌ها نشان داد که در هفته گذشته حداقل دو میلیون بشکه نفت خام در روز از چرخه تولید خارج شده و صادرات از سواحل خلیج نیز دچار اختلال شد. اختلالات طولانی‌مدت تولید انتظار می‌رود عرضه نفت آمریکا را محدود کند و کاهش غیرمنتظره موجودی نفت آمریکا نشان می‌دهد که چنین روندی در حال وقوع است. داده‌های دولتی نشان داد که ذخایر نفت آمریکا تا هفته منتهی به ۲۳ ژانویه، ۲.۲۹۵ میلیون بشکه کاهش یافته است، در حالی که پیش‌بینی‌ها کاهش تنها ۰.۲ میلیون بشکه را نشان می‌داد. تحلیلگران گفتند: «این کاهش ناشی از کاهش ۸۰۵ هزار بشکه در روز واردات و افزایش ۹۰۱ هزار بشکه در روز صادرات است. تأثیر اولیه طوفان اخیر زمستانی در اعداد منعکس شده است، به طوری که تولید نفت خام در ۴۸ ایالت پایین‌تر به میزان ۴۲ هزار بشکه در روز کاهش یافته و پالایشگاه‌ها نیز نرخ بهره‌برداری خود را ۲.۴ درصد کاهش داده و به ۹۰.۹ درصد رسانده‌اند.» بر اساس جمع‌بندی تیم یوتوتایمز، قیمت نفت در روز پنج‌شنبه ۹ بهمن به بالاترین سطح چهار ماه اخیر رسید و روند صعودی آن تحت تأثیر دو عامل اصلی قرار گرفت: تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی میان آمریکا و ایران و اختلال در تولید و کاهش ذخایر نفت آمریکا به دلیل طوفان زمستانی. نگرانی‌ها از احتمال محدود شدن عرضه نفت ایران، یکی از تولیدکنندگان کلیدی اوپک، و نقش تنگه هرمز در انتقال نفت خلیج فارس باعث افزایش ریسک در بازار و رشد قیمت‌ها شد. با این حال، تحلیلگران معتقدند احتمال حمله گسترده آمریکا به ایران کم است و افزایش قیمت نفت در کوتاه‌مدت ادامه خواهد داشت، اما اثرات بلندمدت آن محدود خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

ترامپ: زمان برای توافق با ایران در حال اتمام است؛ نفت رکورد زد

پس از اینکه رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، روز گذشته ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، هشدار داد که فرصت ایران برای رسیدن به توافق هسته‌ای رو به پایان است، قیمت نفت به بالاترین سطح خود در چهار ماه گذشته رسید. این تنش‌های سیاسی در خاورمیانه باعث افزایش نگرانی‌ها درباره عرضه نفت شده و بازارها را تحت تاثیر قرار داده است. افزایش قیمت نفت می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد جهانی و بازار انرژی داشته باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

تتر امروز چند؟ صعود به مرز ۱۷۰ هزار تومان در ۹ بهمن

امروز ۹ بهمن ۱۴۰۴، قیمت تتر در ایران با یک جهش نفس‌گیر به مرز ۱۷۰ هزار تومان رسید! این رکوردشکنی تحت تاثیر فشارهای تورمی شدید، ریسک‌های ژئوپلیتیک رو به افزایش و برنامه‌های اقتصادی جدید دولت رخ داد که بازار ارز را به مرز انفجار رسانده است. کارشناسان می‌گویند این عوامل محرک، تقاضا برای تتر را چند برابر کرده و پیش‌بینی می‌کنند اگر سیاست‌ها تغییر نکند، سقف‌های بالاتری هم شکسته شود. سرمایه‌گذاران هوشیار باشید!

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

افزایش قیمت هدف متا توسط جی‌پی مورگان؛ آینده روشن با هوش مصنوعی

بانک سرمایه‌گذاری جی‌پی مورگان در جدیدترین پیش‌بینی خودش در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، قیمت هدف سهام شرکت متا (فیسبوک سابق) را از ۸۰۰ دلار به ۸۲۵ دلار افزایش داده است. این افزایش نشان‌دهنده خوش‌بینی تحلیل‌گران نسبت به رشد آینده متا، به ویژه با توجه به سرمایه‌گذاری‌های گسترده این شرکت در زمینه هوش مصنوعی در سال‌های پیش رو است. با این تغییر، جی‌پی مورگان همچنان رتبه «افزایش وزن» (Overweight) را برای سهام متا حفظ کرده و انتظار دارد این شرکت به روند صعودی خود ادامه دهد.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

گفتگوهای پشت‌پرده ایران و آمریکا؛ تلاش برای بازگشت به میز مذاکره

در یک نگاه  ترامپ به ایران هشدار داده یا باید توافق هسته‌ای با آمریکا را بپذیرد یا با حملاتی نظامی شدیدتر از تابستان گذشته مواجه شود. ایران آماده گفت‌وگو بر اساس احترام متقابل است اما هشدار داده در صورت فشار، با قدرت دفاع خواهد کرد. قیمت نفت برنت به بالاترین سطح چهار ماه اخیر، بیش از ۶۹ دلار در هر بشکه، رسیده است. ریال ایران پس از دو هفته ثبات، دوباره سقوط کرده و به حدود ۱.۶ میلیون ریال در برابر دلار آمریکا رسیده است. براساس گزارش بلومبرگ، ترامپ به ایران هشدار داده که یا باید توافق هسته‌ای با آمریکا را بپذیرد یا با حملاتی نظامی روبرو شود که بسیار شدیدتر از حملات تابستان گذشته خواهد بود. ترامپ در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴ در شبکه اجتماعی خود اعلام کرده که ناوگان آمریکایی به فرماندهی ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln آماده است تا در صورت لزوم با سرعت و قدرت وارد عمل شود. ترامپ امیدوار است ایران سریعاً به میز مذاکره بیاید و توافقی عادلانه بدون سلاح هسته‌ای حاصل شود. از سوی دیگر، ایران اعلام کرده که آماده گفت‌وگو بر اساس احترام متقابل است، اما هشدار داده اگر تحت فشار قرار گیرد، «بلافاصله و با قدرت» دفاع خواهد کرد. وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، با مقامات منطقه‌ای درباره وضعیت رو به تشدید تماس گرفته است. ترامپ پیش‌تر برنامه هسته‌ای ایران را در حملات سال گذشته «از بین رفته» خوانده بود اما این بار در پیام اخیر خود به موضوعاتی مثل توقف غنی‌سازی اورانیوم، برنامه موشکی یا حمایت از گروه‌های نیابتی اشاره کرده که پیش‌تر از شروط آمریکا بودند. افزایش قیمت نفت این تنش‌ها باعث افزایش قیمت نفت شده و بهای نفت برنت به بالاترین سطح چهار ماه اخیر، یعنی بیش از ۶۹ دلار در هر بشکه، رسیده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز تاکید کرده که افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه اقدامی هوشمندانه است تا از نیروهای آمریکایی در برابر تهدید موشک‌ها و پهپادهای ایران محافظت شود. با این حال، ترامپ در روزهای اخیر درباره احتمال حمله نظامی به ایران تردید نشان داده و گفته که شاید حمله‌ای انجام ندهد اگر ایران برخی از بازداشت‌شدگان اعتراضات را آزاد کند. کارشناسان اقتصادی هم معتقدند که احتمال حمله به ایران وجود دارد مگر اینکه تهران خواسته‌های گسترده آمریکا برای توقف برنامه هسته‌ای را بپذیرد که به نظر نمی‌رسد این اتفاق به زودی بیفتد. افت ریال ریال ایران هم پس از دو هفته ثبات، دوباره روند نزولی خود را از سر گرفته و در روز چهارشنبه به رکورد تازه‌ای حدود ۱.۶ میلیون ریال در برابر هر دلار آمریکا رسید، طبق گزارش سایت bonbast.com که نرخ ارز در بازار سیاه را رصد می‌کند. سقوط ارزش ریال در دسامبر گذشته باعث آغاز اعتراضات گسترده در کشور شد. دیپلماسی فعال ایران در تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها با آمریکا، دیپلماسی خود را با قدرت‌های کلیدی منطقه افزایش داده است. عباس عراقچی روز چهارشنبه با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر و بدر عبدالعاطی، دیپلمات ارشد مصر، تماس گرفت. همچنین طبق گزارش خبرگزاری نیمه‌رسمی تسنیم، عراقچی با همتای ترکیه‌ای خود، حکان فیدان، گفتگو کرده است. در همین حال، بدر عبدالعاطی با فرستاده ویژه آمریکا، استیو ویتکاف، درباره ایران و «ایجاد شرایط برای از سرگیری گفت‌وگو میان واشنگتن و تهران» صحبت کرده است. نخست‌وزیر قطر همچنین با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گفت‌وگو داشته است. ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد که اجازه نخواهد داد هیچ بخشی از خاک یا حریم هوایی این کشور برای حملات نظامی علیه ایران استفاده شود. ویتکاف و عراقچی پیش‌تر مذاکرات مربوط به برنامه هسته‌ای ایران را رهبری می‌کردند که پس از حملات اسرائیل و آمریکا متوقف شد. منبع: بلومبرگ

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

پیام ترامپ به تهران: زمان برای ایران رو به پایان است

ترامپ: ناوگان بزرگ‌تری نسبت به آنچه به ونزوئلا فرستاده شد، در حال حرکت به سمت ایران است. این ناوگان به سرعت در حال حرکت است. حمله بعدی به ایران بسیار بدتر خواهد بود. زمان برای ایران در حال تمام شدن است. امیدوارم ایران به زودی «به میز مذاکره بیاید.» حمله بعدی بدتر از حمله به سایت‌های هسته‌ای خواهد بود. ایران نمی‌تواند سلاح‌های هسته‌ای داشته باشد.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

طلا به آستانه ۲۰ میلیون رسید؛ بورس همچنان نزولی ماند

بازارهای مالی ایران امروز، ۸ بهمن ۱۴۰۴، نیز در فضای سنگین نااطمینانی و ریسک‌گریزی به کار خود ادامه دادند. همزمان با تداوم ضعف بورس تهران، دلار در بازار آزاد از مرز ۱۵۷ هزار تومان عبور کرد و قیمت طلا ۱۸ عیار به آستانه ۲۰ میلیون تومان رسید؛ نشانه‌ای روشن از جابه‌جایی سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های امن.  بورس تهران؛ هفته‌ای کاملاً نزولی و نبرد روی حمایت ۴ میلیون واحد بورس ایران این هفته را به‌طور کامل در مسیر نزولی سپری کرده است.اگرچه شاخص کل امروز همچنان در محدوده حمایت حساس ۴ میلیون واحدی نوسان می‌کند، اما ضعف تقاضا و فشار فروش نشان می‌دهد اعتماد سرمایه‌گذاران به بازار سهام کاهش یافته است. افت ارزش معاملات و خروج نقدینگی، این پیام را مخابره می‌کند که بازار سهام فعلاً توان بازیابی قوی در کوتاه‌مدت را ندارد.  دلار آزاد؛ عبور از ۱۵۷ هزار تومان در بازار ارز، دلار آزاد امروز از سطح ۱۵۷ هزار تومان عبور کرد؛ حرکتی که بیش از آن‌که ناشی از متغیرهای کوتاه‌مدت باشد، ریشه در: افزایش انتظارات تورمی تشدید ریسک‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی و کاهش اطمینان به آینده بازارهای ریالی دارد. عبور دلار از این سطح، سیگنال روانی مهمی برای سایر بازارها محسوب می‌شود.  طلا؛ مقصد اصلی سرمایه‌ها در فضای نااطمینانی همزمان با رشد دلار و تداوم تنش‌ها، قیمت هر گرم طلا ۱۸ عیار امروز به نزدیکی ۲۰ میلیون تومان رسید.افزایش تقاضا برای طلا و صندوق‌های مبتنی بر طلا در بورس، نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران بار دیگر استراتژی حفظ ارزش دارایی را در اولویت قرار داده‌اند.  چرا ریسک‌گریزی در بازار ایران تشدید شده است؟ مجموعه‌ای از عوامل باعث شده‌اند بازار ایران وارد فاز Risk-Off شود: تنش‌های سیاسی و خارجی، به‌ویژه در روابط با آمریکا ناپایداری انتظارات اقتصادی تضعیف بورس و نبود محرک قوی صعودی و رشد همزمان دلار و طلا در چنین شرایطی، رفتار بازار کاملاً قابل پیش‌بینی است:خروج از سهام، ورود به ارز و طلا.  جمع‌بندی یوتو تایمز آنچه امروز در بازار ایران می‌بینیم، یک تصویر واحد دارد: بورس ضعیف و نزولی دلار در مسیر صعودی طلا در آستانه رکوردهای جدید این ترکیب نشان می‌دهد ریسک‌گریزی به فاز حداکثری نزدیک شده و تا زمانی که ابهام‌های سیاسی و اقتصادی کاهش نیابد، طلا و ارز همچنان در کانون توجه سرمایه‌گذاران باقی خواهند ماند.

خواندن کامل خبر
اخبار ایران کم اثر
اخبار ایران کم اثر

ادامه فروش دلار؛ آیا کاهش ۳ درصدی دیگر محتمل است؟

روز سه‌شنبه، ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، فروش دلار در تمامی جبهه‌ها ادامه یافت. هیچ کاتالیست جدیدی برای این حرکت وجود نداشت و اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر اینکه نگران ضعف دلار نیست، در پایان روز منتشر شد. اگر خریداران تصمیم به افزایش نسبت‌های پوشش دلار خود به دلیل ریسک‌های سیاسی ایالات متحده و احساس اینکه واشنگتن خواهان دلار ضعیف‌تر است، گرفته باشند، ایستادن در برابر این روند منطقی نخواهد بود. دلار: شکستن حمایت‌های اصلی – احتمال کاهش ۳ درصدی دیگر دلار دیروز در تمامی بازارها کاهش یافت. این حرکت نه ناشی از بازدهی‌های ایالات متحده و نه از عملکرد ضعیف بازارهای دارایی ایالات متحده بود. بلکه به نظر می‌رسد این حرکت تحت تأثیر تصمیم‌گیرندگان ارزی بوده است؛ چه مدیران دارایی که در حال پوشش ریسک‌های ایالات متحده هستند و چه جامعه سفته‌باز (هزینه‌کردهای هج‌فاندها و CTAs) که به اضافه کردن موقعیت‌های شورت (فروش) دلار در شکست محدوده‌ها پرداخته‌اند. پیامدهای احتمال مشارکت فدرال رزرو در مداخله USDJPY همچنان در بازار نفوذ دارد. آیا دولت ایالات متحده صرفاً خواهان یوان قوی‌تر است تا به تثبیت بازار اوراق قرضه ژاپن و خزانه‌داری ایالات متحده کمک کند؟ یا آیا ایالات متحده خواهان دلار ضعیف‌تر به طور کلی به منظور رقابت است، در زمانی که مصرف‌کننده آمریکایی تحت فشار قرار گرفته است؟ در گذشته، معمولاً دولت‌های جمهوری‌خواه ترجیح می‌دادند که دلار ضعیف‌تر باشد. عدم نگرانی رئیس‌جمهور ترامپ درباره ضعف دلار در اظهارات دیروز، نظریه دوم را تقویت می‌کند. به احتمال زیاد، اکنون سؤالات جدیدی برای اسکات بسنت درباره سیاست دلار خزانه‌داری ایالات متحده مطرح خواهد شد. ما انتظار نداشتیم که این فروش دلار به این سرعت اتفاق بیفتد. عملکرد دلار در حول جلسه FOMC امشب آموزنده خواهد بود. نظر ما این است که اگر فدرال به سمت توقف حرکت کند، ممکن است از دلار حمایت کند. با این حال، اگر هر گونه افزایش ضعیف باشد و دلار در نهایت در روز کاهش یابد، حتی اگر بازدهی‌های کوتاه‌مدت ایالات متحده افزایش یابد، این نشان‌دهنده حرکت بسیار منفی دلار خواهد بود. علاوه بر این، امشب پس از بسته شدن بازار ایالات متحده، گزارش درآمدزایی متا، مایکروسافت و تسلا منتشر خواهد شد. هر گونه عدم موفقیت در اینجا می‌تواند منبع دیگری برای ضعف دلار باشد، جایی که بسیاری از مصرف‌کنندگان آمریکایی به بازار سهام وابسته هستند. با این حال، شایان ذکر است که سازنده تراشه هلندی ASML نتایج قوی را منتشر کرده است. اگر DXY بتواند به طور کامل از کف‌های سال گذشته نزدیک به ۹۶.۲۰ عبور کند، ممکن است در مسیر کاهش ۳ درصدی دیگر دلار قرار بگیریم. تأیید این موضوع با اصول دشوار است، اما اکنون بار مسئولیت بر دوش دلار است تا خلاف آن را ثابت کند. یورو: نظارت بر وضعیت در برج‌های ECB این آموزنده بود که وقتی EURUSD دیروز بالاتر رفت، نرخ‌های مبادله‌ای کوتاه‌مدت یورو کاهش یافت. یکی از تهدیدات برای چشم‌انداز سیاست خنثی بانک مرکزی اروپا(ECB)، یورو قوی‌تر بوده است. و حرکات قیمت EURUSD دیروز نشان می‌دهد که ممکن است داویش‌های ECB حق داشته باشند که نگران باشند که یک یورو قوی‌تر ممکن است آنها را به هدف تورمی خود برساند. ما فکر می‌کنیم که این قطعاً داستان برای قیمت‌گذاری سیاست بانک ملی سوئیس است. فرانک سوئیس به عنوان یک پوشش برای تجارت تضعیف دلار و همچنین برای ریسک مالی گسترده‌تر تقاضای قوی دارد. نرخ OIS یک ماهه سوئیس، که شش ماه جلوتر قیمت‌گذاری شده، اکنون حدود -۱۰ نقطه پایه است با انتظاراتی مبنی بر اینکه بانک ملی سوئیس ممکن است مجبور شود نرخ سیاست را دوباره منفی کند. افزایش قیمت نفت خام به دلیل ریسک درگیری در ایران برای یورو مثبت نیست. اما بیایید ببینیم آیا داستان شکست دلار غالب‌تر خواهد بود. عدم موفقیت EURUSD در بازگشت به زیر ۱.۱۹۱۰/۲۰ اکنون حرکت صعودی را حفظ می‌کند. در واقع، به نظر می‌رسد که گپ بالاتر روز دوشنبه می‌تواند یک «گپ بولیش» بسیار صعودی باشد که ممکن است حرکت را تا ۱.۲۳/۲۴ گسترش دهد، هرچند که این به نظر بعید می‌رسد. بازار آپشن ارزی قطعاً در اینجا نگران است. منبع: ING

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

آیا آستانه درد بانک مرکزی سوئیس برای فرانک تغییر کرده است؟

در یک نگاه بانک مرکزی سوئیس خط قرمزی در نرخ EURCHF حدود ۰.۹۲۰۰ برای مداخله در بازار تعیین کرده بود. کاهش اخیر نرخ EURCHF به زیر این سطح نشان‌دهنده احتمال تغییر آستانه درد و سیاست‌های SNB است. تقویت فرانک می‌تواند فشارهای ضدتورمی ایجاد کرده و تأثیر غیرمستقیم مثبتی بر یورو در برابر دلار داشته باشد. فرانک سوئیس از ابتدای سال جاری به آرامی در حال جلب توجه است. با کاهش جذابیت دلار و ین ژاپن به عنوان ارزهای امن، معامله‌گران به دنبال امنیت و آرامش در فرانک سوئیس در فضای پرنوسان بازار هستند. در دو سال گذشته، بانک مرکزی سوئیس خطی در نرخ EURCHF در حدود ۰.۹۲۰۰ کشیده است که به بازارها اعلام می‌کند این حد تحمل آن‌ها برای مداخله است. اما کاهش اخیر این هفته باعث شده این حد تحمل به چالش کشیده شود و به نظر می‌رسد این آستانه درد ممکن است جابه‌جا شده باشد. به ویژه با کاهش جذابیت دلار و ین، فرانک بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اگر این تغییر واقعی باشد، باید به آن توجه ویژه‌ای داشت، نه فقط از نظر سیاست‌های بانک مرکزی سوئیس، بلکه از منظر تاثیرات آن بر یورو و دلار نیز. اجازه دادن به تقویت بیشتر فرانک ممکن است فشارهای ضدتورمی ایجاد کند و بانک مرکزی سوئیس را مجبور به استفاده دوباره از سیاست‌های پولی غیرمتعارف کند. اما تقویت فرانک همچنین می‌تواند به طور غیرمستقیم به یورو کمک کند، به خصوص در شرایطی که دلار در حال کاهش است. کاهش محدودیت‌های بانک مرکزی سوئيس (SNB) روی فرانک، فرصت‌هایی برای یورو فراهم می‌کند تا در برابر دلار قوی‌تر شود. به عبارت دیگر، نمودار نرخ EURCHF بیشتر یک سیگنال از سوی SNB است. یورو هنوز می‌تواند در برابر فرانک کاهش یا افزایش یابد، اما شرایط فعلی نشان می‌دهد که یورو می‌تواند در برابر دلار تقویت شود.

خواندن کامل خبر
تحلیل فارکس کم اثر
تحلیل فارکس کم اثر

ضعف ین و کمبود نیروی کار: عوامل کلیدی در بحث افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن

در یک نگاه ضعف ین و شرایط سخت بازار کار به‌عنوان عوامل کلیدی در زمان‌بندی افزایش نرخ بهره مطرح شدند. افزایش‌های بعدی نرخ بهره وابسته به وضعیت اقتصادی و پیش‌بینی‌های تورمی خواهد بود. سیاستگذاران ترجیح می‌دهند افزایش نرخ‌ها با انعطاف‌پذیری و بر اساس شاخص‌های متنوع و روند پایدار دستمزد-قیمت انجام شود. صورت‌جلسه بانک مرکزی ژاپن (BoJ) نشان می‌دهد که ضعف ین و شرایط سخت بازار کار به عنوان عوامل مؤثر در زمان‌بندی افزایش‌های بعدی نرخ بهره مطرح شده‌اند. این بحث‌ها تأکید بر آمادگی هیئت مدیره برای ادامه نرمال‌سازی سیاست‌ها پس از افزایش نرخ بهره به 0.75% در دسامبر، بالاترین سطح در سه دهه اخیر، داشت. اعضا به‌طور کلی توافق داشتند که افزایش‌های بیشتر بستگی به نحوه تکامل شرایط اقتصادی و پیش‌بینی‌های تورمی خواهد داشت. در حالی که برخی رویکرد محتاطانه را ترجیح می‌دادند، دیگران استدلال کردند که فشارهای تورمی در حال تبدیل شدن به یک واقعیت پایدار هستند؛ زیرا شرکت‌ها همچنان هزینه‌های بالای دستمزد و ورودی را منتقل می‌کنند و این نشان‌دهنده کاهش تحمل برای تسهیلات طولانی‌مدت سیاستی است. ضعف ین در این بحث به‌طور برجسته‌ای مطرح شد. چندین عضو اشاره کردند که کاهش ارزش ارز به افزایش قیمت واردات دامن می‌زند در حالی که شرکت‌ها در حال افزایش دستمزدها و قیمت‌ها هستند. اگرچه سیاستگذاران تأکید کردند که نرخ‌های ارز هدف صریح سیاست نیستند، اما اذعان کردند که تغییرات ین می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر تورم زیرساختی داشته باشد و بنابراین باید در ارزیابی نیاز به افزایش بیشتر در نظر گرفته شود. دینامیک‌های بازار کار نیز موضوع مهمی بود. کمبود مداوم نیروی کار به عنوان عاملی برای تقویت رشد دستمزدها و تقویت انتقال فشارهای هزینه به قیمت‌ها دیده شد. یکی از اعضا به‌طور صریح کاهش ارزش ین و افزایش بازدهی‌های بلندمدت را به نرخ سیاستی که نسبت به تورم بسیار پایین است مرتبط دانست و استدلال کرد که افزایش نرخ‌ها به موقع می‌تواند به محدود کردن تورم آینده و تثبیت هزینه‌های استقراض بلندمدت کمک کند. تحولات ارزی همچنین از نظر سیاسی حساسیت پیدا کرده است؛ زیرا ضعف ین فشارهای هزینه زندگی را قبل از انتخابات عمومی فوریه ژاپن تشدید کرده است. پس از اینکه ین هفته گذشته به‌طور موقت به 160 ین در برابر دلار نزدیک شد، به‌طور چشمگیری به دلیل گمانه‌زنی‌هایی درباره اقدام هماهنگ بین مقامات ژاپنی و آمریکایی تقویت شده است. به‌نظر می‌رسد اکثر اعضا با تعیین جدول زمانی ثابت برای افزایش‌های بیشتر مخالف هستند و ترجیح می‌دهند انعطاف‌پذیری داشته باشند. با این حال، یکی از اعضا پیشنهاد داد که افزایش‌ها با فواصل چند ماهه انجام شود؛ زیرا سیاست هنوز از وضعیت خنثی فاصله دارد. دیگران بر اهمیت نظارت بر مجموعه‌ای وسیع از شاخص‌ها، از جمله شواهد تجربی، تأکید کردند تا تأیید کنند که آیا یک چرخه پایدار دستمزد-قیمت به‌طور محکم برقرار است یا خیر.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ترامپ: یک ناوگان نظامی هم‌اکنون به سمت ایران در حرکت است

دونالد ترامپ اعلام کرده که در حال کار روی توافقی درباره سوخت E15 است و قول داده که در صورت تصویب، این لایحه را بدون هیچ تأخیری امضا خواهد کرد. همچنین او به زودی نامزد ریاست فدرال رزرو را معرفی خواهد کرد و خبر داده که یک ناوگان نظامی هم‌اکنون در حال حرکت به سمت ایران است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر