ترامپ معتقد است تعطیلی دولت تنها به اقتصاد آسیب میزند. ما بسیار خوشبین هستیم که دولت بازگشایی خواهد شد.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
ترامپ معتقد است تعطیلی دولت تنها به اقتصاد آسیب میزند. ما بسیار خوشبین هستیم که دولت بازگشایی خواهد شد.
اوکراین برای بررسی پیامدهای این حمله برای روسیه با آمریکا گفتوگو خواهد کرد. آمریکا در آخرین دور گفتوگوها امکان توقف حملات به «سایر زیرساختهای حیاتی» را مطرح کرده است. اوکراین آماده است پیشنهادهای مشابهی از سوی آمریکا برای توقف حملات را بررسی کند. زلنسکی گفت انتظار دارد در گفتوگوهای ابوظبی بشنود روسیه برای چه سازشهایی آمادگی دارد. زلنسکی درباره گفتوگو با روسیه: باید به دنبال دیالوگ بود، اما هیچکس آماده تسلیم نیست. با مارک روته درباره تحویل سریع سامانههای پدافند هوایی و اعطای مجوز برای تولید تسلیحات آمریکایی در اروپا گفتوگو کردهام.
یک منبع دیپلماتیک ایرانی به رویترز گفته است که دیدگاه تهران درباره مذاکرات استانبول «نه خوشبینانه است و نه بدبینانه». این منبع تأکید کرده که نتیجه این نشستها نشان خواهد داد آیا آمریکا قصد دارد گفتوگوهای جدی و نتیجهمحور داشته باشد یا خیر. تهران در حداکثر آمادگی دفاعی خود قرار دارد و برای هر سناریویی آماده است. همچنین تأکید شده که توانمندیهای دفاعی ایران غیرقابل مذاکره است و به هیچ عنوان قابل معامله نیست.
مرکز عملیات تجاری دریایی بریتانیا (UKMTO) اعلام کرده که یک حادثه امنیتی در ۱۶ مایل دریایی شمال عمان و در مسیر ورودی تنگه هرمز گزارش شده است. طبق این گزارش، چند قایق کوچک مسلح از طریق بیسیم VHF یک کشتی را مورد خطاب قرار داده و از آن خواستهاند متوقف شود. با این حال، کشتی بدون توجه به هشدارها، مسیر برنامهریزیشده خود را ادامه داده است. UKMTO این رویداد را در قالب یک یادداشت هشدار منتشر کرده و از کشتیهای عبوری خواسته هوشیاری بیشتری داشته باشند.
در یک نگاه قیمت نفت پس از کاهش تنشهای ایران و آمریکا افت کرد. مذاکرات ایران و آمریکا قرار است جمعه در استانبول برگزار شود. اوپکپلاس تولید را ثابت نگه داشت؛ عاملی حمایتی برای بازار نفت. شاخص تولید ISM آمریکا رشد چشمگیری داشته و تقاضا را تقویت کرده است. بازار نفت جهانی این هفته با افت چشمگیر قیمتها آغاز شد؛ افتی که پس از چند تحول مثبت در روابط ایران و آمریکا رخ داد. اعلام آمادگی تهران برای مذاکره با واشنگتن و تکذیب رزمایش نظامی در تنگه هرمز باعث شد ریسک ژئوپلیتیک کاهش یابد و فشار فروش در بازار نفت افزایش یابد. در کنار این تحولات، اوپکپلاس نیز طبق انتظار تولید را ثابت نگه داشت؛ تصمیمی که در صورت ادامه روند بهبود تقاضا، میتواند از قیمتها حمایت کند. شاخص تولید ISM آمریکا نیز فراتر از پیشبینیها بود و سفارشات جدید به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ رسید؛ نشانهای از تقاضای قوی در اقتصاد آمریکا. در تحلیل تکنیکال، نفت خام پس از رسیدن به محدوده ۶۶ دلار، با فشار فروش به سطح حمایتی ۵۸.۸۰ دلار نزدیک شد. در تایمفریمهای کوتاهتر، خریداران در تلاشاند با حفظ روند صعودی، قیمت را دوباره به بالای ۶۲.۳۷ دلار برگردانند. اما فروشندگان نیز در کمین شکست روند هستند تا فشار نزولی را تشدید کنند. با توجه به دادههای اقتصادی پیشرو—از جمله ADP، ISM خدمات، آمار بیکاری و شاخص اعتماد مصرفکننده—بازار نفت در روزهای آینده با نوسانات بیشتری روبهرو خواهد شد.
یک مقام منطقهای اعلام کرده است که کشورهای عربستان سعودی، قطر، عمان، پاکستان، مصر و امارات به مذاکراتی در استانبول دعوت شدهاند تا درباره ایران گفتگو کنند. هرچند شکل و فرمت دقیق این مذاکرات هنوز مشخص نیست، اما اولویت اصلی این نشستها جلوگیری از بروز درگیری و کاهش تنشها در منطقه اعلام شده است.
در یک نگاه ریزش ۷ هزار تومانی دلار در پی اخبار مذاکرات هستهای، بیش از آنکه حاصل تغییرات بنیادین اقتصادی باشد، بازتابی از تغییر انتظارات و فضای روانی بازار است. تجربههای گذشته نشان میدهد که پایداری این کاهش، به پیشرفت ملموس مذاکرات و همراهی سیاستهای پولی و مالی داخلی وابسته است. در صورت نبود اصلاحات ساختاری و تضمینهای عملی، احتمال بازگشت نوسانات و تداوم بیثباتی در بازار ارز همچنان بالا خواهد بود. ریزش حدود ۷ هزار تومانی قیمت دلار طی دو روز اخیر، بار دیگر بازار ارز ایران را در کانون توجه فعالان اقتصادی قرار داده است. همزمان با انتشار اخبار مربوط به شکلگیری چارچوب جدیدی از گفتوگوهای هستهای میان ایران و آمریکا، نرخ ارز از محدوده ۱۶۲ هزار تومان عقبنشینی کرده و به کانال ۱۵۴ هزار تومان رسیده است. این واکنش سریع، بار دیگر نشان داد که بازار ارز ایران همچنان بهشدت خبرمحور و حساس به تحولات سیاسی و دیپلماتیک است؛ بهگونهای که حتی نشانههای اولیه از تغییر فضای مذاکرات، میتواند جهت انتظارات را در کوتاهمدت دگرگون کند. مهمترین عامل این افت قیمتی را باید در کاهش انتظارات تورمی جستوجو کرد. اخبار مثبت دیپلماتیک، چشمانداز کاهش تحریمها و بهبود دسترسی به منابع ارزی را تقویت میکند و در نتیجه، تقاضای سفتهبازی برای دلار بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی کاهش مییابد. همزمان، بخشی از دارندگان ارز نیز با پیشبینی افت بیشتر قیمت، اقدام به عرضه میکنند. این تغییر همزمان در سمت عرضه و تقاضا، باعث میشود بازار با سرعت بالا به اخبار واکنش نشان دهد و وارد فاز اصلاحی شود. “ «با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که چنین واکنشهایی لزوماً به معنای تغییر پایدار روند نیست.» محمد زمانی بازار ارز ایران بارها الگوی «افت ناشی از خبر، و بازگشت در نبود نتیجه عملی» را تکرار کرده است. در بسیاری از مقاطع، انتشار اخبار امیدوارکننده درباره مذاکرات، موجب کاهش موقت قیمت شده، اما با طولانی شدن روند گفتوگوها یا بروز موانع سیاسی، نرخ ارز مجدداً مسیر صعودی خود را از سر گرفته است. از این منظر، کاهش اخیر نیز میتواند بخشی از یک چرخه تکرارشونده باشد، نه الزاماً آغاز یک روند باثبات نزولی. در کنار عامل دیپلماسی، نقش سیاستهای پولی و مالی نیز در تعیین سرنوشت این اصلاح قیمتی بسیار تعیینکننده است. اگر کاهش قیمت ارز صرفاً بر پایه اخبار شکل گرفته باشد و با انضباط پولی، مهار نقدینگی و کنترل کسری بودجه همراه نشود، دوام چندانی نخواهد داشت. ثبات پایدار در بازار ارز مستلزم هماهنگی میان سیاست خارجی و سیاست اقتصادی داخلی است. در غیر این صورت، فشارهای ساختاری تورم و رشد نقدینگی، دوباره زمینه بازگشت نرخ ارز به سطوح بالاتر را فراهم خواهد کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: نوسانات طلا از بیتکوین پیشی گرفت؛ آیا طلا همچنان پناهگاه امن است؟ تأثیر این افت قیمت تنها به بازار ارز محدود نمیشود و بهتدریج به بازارهای موازی نیز منتقل میشود. بازار سکه و طلا معمولاً با وقفهای کوتاه از نرخ دلار تبعیت میکنند و کاهش اخیر در کنار سقوط انس جهانی طلا میتواند به تعدیل قیمتها در این بخشها منجر شود. در سطح اقتصاد واقعی نیز، کاهش پایدار نرخ ارز میتواند به کاهش هزینه واردات، بهبود دسترسی به مواد اولیه و مهار نسبی تورم کمک کند. اما در مقابل، صادرکنندگان غیرنفتی ممکن است با کاهش درآمد ریالی مواجه شوند. نکته کلیدی آن است که فعالان اقتصادی تنها در صورت اطمینان از پایداری روند، تصمیمات سرمایهگذاری و تجاری خود را بر این اساس تنظیم خواهند کرد. بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، ریزش ۷ هزار تومانی دلار را نمیتوان بهطور قطعی نشانه ورود بازار به دوره ثبات دانست. این کاهش بیش از آنکه حاصل تغییرات بنیادین اقتصادی باشد، بازتابی از تغییر فضای انتظارات در پی اخبار دیپلماتیک است. تداوم این روند، به پیشرفت ملموس مذاکرات، ارائه تضمینهای عملی و همراهی سیاستهای پولی و مالی بستگی دارد. در کوتاهمدت، محتملترین سناریو، تداوم نوسان در یک محدوده نسبتاً وسیع است؛ بازاری که همچنان میان امید به توافق و نگرانی از شکست مذاکرات، در رفتوآمد خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
خبرنگار پایگاه خبری آکسیوس در شبکه اجتماعی ایکس به نقل از یک مقام رسمی ایالات متحده جزئیاتی را درباره اهداف نشست پیشرو در استانبول فاش کرد. به گفته این مقام مسئول، هدف اصلی اجلاس استانبول تلاش برای دستیابی به توافقی جهت جلوگیری از جنگ است. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که ایران با آمادگی برای مصالحه در این مذاکرات حاضر شود.
در یک نگاه آمریکا و ایران در حال برنامهریزی برای نخستین دیدار رسمی پس از فروپاشی مذاکرات و جنگ ۱۲روزه سال گذشته هستند. این مذاکرات در شرایطی انجام میشود که ایالات متحده حضور نظامی خود در خلیج فارس را بهطور محسوسی افزایش داده است. شکاف عمیق میان خواستههای واشنگتن و خطوط قرمز تهران، مسیر دستیابی به توافق را همچنان پیچیده و نامطمئن کرده است. بر اساس گفته دو منبع مطلع، استیو ویتکاف، نماینده ویژه کاخ سفید، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، قرار است روز جمعه در استانبول دیدار کرده و درباره امکان احیای یک توافق هستهای گفتوگو کنند. یک منبع سوم که در جریان برنامهریزیها قرار دارد، این دیدار را «بهترین سناریوی ممکن» توصیف کرده اما تأکید داشته است که تا زمان برگزاری رسمی نشست، هیچ چیز قطعی نیست. در صورت تحقق، این دیدار نخستین تماس مستقیم میان مقامهای ارشد آمریکا و ایران از زمان فروپاشی مذاکرات پیشین و وقوع جنگ ۱۲روزه در ماه ژوئن سال گذشته خواهد بود. این تحولات در حالی رخ میدهد که ایالات متحده همزمان در حال انجام یکی از گستردهترین تقویتهای نظامی خود در منطقه خلیج فارس است و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بهصراحت اعلام کرده تنها راه جلوگیری از درگیری نظامی، دستیابی سریع به یک توافق جدید است. “ «برنامهریزی برای این نشست حاصل تلاشهای فشرده دیپلماتیک ترکیه، مصر و قطر در روزهای اخیر بوده است.» محمد زمانی روز دوشنبه، وزرای خارجه ترکیه و مصر بار دیگر با عباس عراقچی گفتوگو کردند تا زمینههای برگزاری این دیدار را بررسی کنند. همزمان، رسانههای دولتی ایران گزارش دادند که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، دستور ازسرگیری مذاکرات با دولت ترامپ را صادر کرده است هرچند پس از مدتی این خبر تکذیب شد. عراقچی نیز در سخنرانی روز دوشنبه خود اعلام کرد که ایران آمادگی بازگشت به مسیر دیپلماسی را دارد، اما تأکید کرد: «دیپلماسی با فشار، تهدید و زور سازگار نیست. امیدواریم نتایج آن بهزودی آشکار شود.» این موضعگیری بار دیگر نشان داد که تهران خواهان مذاکراتی بدون پیششرط و عاری از فشارهای نظامی و سیاسی است. در عین حال بررسیهای یوتوتایمز نشان میدهد که اختلافات بنیادین میان دو طرف همچنان پابرجاست. دولت ترامپ بهطور سنتی بر این موضع پافشاری کرده که هرگونه توافق جدید باید علاوه بر برنامه هستهای ایران، برنامه موشکی و نقش منطقهای تهران را نیز در بر بگیرد. این در حالی است که ایران بارها تأکید کرده تنها موضوع قابل مذاکره، پرونده هستهای است و سایر مسائل در دستور کار قرار ندارند. هنوز مشخص نیست ویتکاف و عراقچی چگونه قصد دارند از این شکاف عمیق عبور کنند. در سطح تحولات جانبی، ویتکاف قرار است روز دوشنبه به اسرائیل سفر کرده و بنا به درخواست بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، روز سهشنبه با او دیدار کند. به گفته یک مقام اسرائیلی، این دیدار در چارچوب هماهنگیهای امنیتی و دیپلماتیک پیش از مذاکرات احتمالی با ایران انجام میشود. نماینده کاخ سفید همچنین قرار است با ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، دیدار کند. زمیر بهتازگی از سفری کمسابقه به واشنگتن بازگشته و در آنجا با رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا دیدار کرده تا درباره سناریوهای دفاعی و تهاجمی اسرائیل در صورت وقوع جنگ با ایران رایزنی کند. ✔️ بیشتر بخوانید: جهش غیرمنتظره فعالیت تولیدی آمریکا در آغاز ۲۰۲۶ پس از پایان سفر به اسرائیل، ویتکاف راهی ابوظبی خواهد شد تا در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در مذاکرات سهجانبه صلح میان روسیه و اوکراین شرکت کند. بر اساس برنامهریزیهای فعلی، او از آنجا به ترکیه سفر خواهد کرد تا در صورت فراهم شدن شرایط، مذاکرات مستقیم با وزیر خارجه ایران را آغاز کند. مجموع این تحولات از نگاه تحلیلگران UtoTimes نشان میدهد که دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بار دیگر، هرچند شکننده و پرریسک، در حال بازگشت به صحنه است؛ آن هم در شرایطی که فشار نظامی، بیاعتمادی عمیق و تضاد منافع راهبردی، مسیر دستیابی به توافقی پایدار را بیش از هر زمان دیگری پیچیده کرده است. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، سید عباس عراقچی، تأکید کرده است که دیپلماسی و گفتگوهای بینالمللی نمیتوانند در کنار تهدید و فشارهای نظامی یا سیاسی پیش بروند. او گفته است که راهحلهای دیپلماتیک تنها زمانی موفق خواهند بود که طرفین با حسن نیت و بدون اعمال زور و تهدید وارد مذاکره شوند.
بر اساس اعلام کرملین، مذاکرات امنیتی مربوط به اوکراین که قرار بود روز یکشنبه ۱ فوریه ۲۰۲۶، در ابوظبی برگزار شود، به دلیل مشکلات زمانبندی انجام نگرفت. با این حال، دور بعدی مذاکرات سهجانبه امنیتی درباره اوکراین قرار است روزهای چهارشنبه و پنجشنبه همین هفته در ابوظبی برگزار شود. روسیه و اوکراین در برخی مسائل به توافقهای نزدیکتری دست یافتهاند، اما در مسائل پیچیدهتر هنوز اختلافاتی باقی مانده است. دیمیتریف، فرستاده ویژه روسیه، رهبری یک گروه کاری اقتصادی را بر عهده دارد. همچنین کرملین اعلام کرده که جزئیات بیشتری درباره دور قبلی مذاکرات دیمیتریف با مقامات آمریکایی ارائه نخواهد کرد. کرملین همچنین تاکید کرده که هیچ اطلاعات جدیدی درباره توافق روسیه برای توقف موقت حملات به زیرساختهای انرژی اوکراین به درخواست ترامپ ندارد و فقط به گفتههای قبلی خود اکتفا میکند.
خبرگزاری آسوشیتد پرس، در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، گزارش داده است که چارچوب کلی مذاکرات بین ایران و ایالات متحده آمریکا در روزهای آینده به صورت نهایی تعیین خواهد شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مهمترین اولویت تهران در مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک، رفع تحریمها است.
در ۲ فوریه ۲۰۲۶ بازار طلا شاهد نوسانی چشمگیر بود؛ جایی که پس از یک رالی قدرتمند و رسیدن به اوج چندماهه، قیمتها ناگهان وارد فاز اصلاح شدند. نمودار روزانه نشان میدهد که طلا از محدوده بالای ۵۶۰۰ دلار عقبنشینی کرده و اکنون حوالی ۴۴۵۰ دلار معامله میشود. این تغییر سریع، نگاه معاملهگران را دوباره به عوامل کلیدی مانند سیاستهای بانکهای مرکزی، ریسکهای ژئوپولیتیک و جریان سرمایهگذاری در داراییهای امن جلب کرده است. بازار اکنون در حال سنجش این است که آیا این افت یک اصلاح موقت است یا آغاز یک روند تازه.
در یک نگاه نفت پس از جهش ژانویه با افت قیمت هفته را آغاز کرد. اوپکپلاس تولید ماه مارس را بدون تغییر نگه داشت. تنشهای آمریکا–ایران همچنان ریسک دوطرفه برای بازار نفت است. اختلالات عرضه در قزاقستان به محدودیت عرضه کوتاهمدت کمک کرده است. تقاضای جهانی — بهویژه از سوی واردکنندگان بزرگ — متغیر کلیدی برای فصل دوم سال است. امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه ۲۰۲۶)، بازار نفت پس از جهش قدرتمند در ژانویه، هفته جدید را با کاهش قیمت آغاز کرده است. معاملهگران در حال ارزیابی میزان ریسکهای ژئوپولیتیکی، بهویژه مربوط به ایران، هستند که چقدر در قیمتها لحاظ شده است. همچنین، تصمیم اوپکپلاس برای ثابت نگهداشتن تولید در ماه مارس و عدم ارائه چشمانداز مشخص برای دوره پس از آن، فضای احتیاطی و نگرانی در بازار را تقویت کرده است. نفت این روزها حسابی در نوسان است! “ «افت امروز بیشتر مدیریت ریسک است تا تغییر روند» یوتوتایمز افت قیمت نفت پس از جهش ژانویه نفت که در ژانویه به بالاترین سطح ششماهه رسیده بود، امروز با کاهش قیمت باز شد. این الگو معمولاً زمانی دیده میشود که بازار پس از یک رالی مبتنی بر اخبار ژئوپولیتیکی، نیاز دارد بسنجد آیا ریسک قیمتی بدون تشدید تنشها قابل حفظ است یا نه. اوپکپلاس: تولید مارس ثابت، آینده نامشخص اوپکپلاس اعلام کرد: تولید ماه مارس بدون تغییر میماند. افزایشهای برنامهریزیشده همچنان متوقف است. هیچ تصمیمی برای بعد از مارس اعلام نمیشود. این عدم ارائه چشمانداز، بازار را در حالت انتظار نگه میدارد و نشان میدهد اوپکپلاس میخواهد حداکثر انعطافپذیری را حفظ کند. ایران؛ بزرگترین متغیر ژئوپولیتیکی تنشهای آمریکا و ایران همچنان عامل اصلی نوسان قیمت نفت است. دو سناریوی کاملاً متفاوت روی میز است: تشدید تنش → افزایش سریع قیمت گفتوگو و کاهش تنش → حذف سریع ریسک قیمتی اظهارات ترامپ درباره «گفتوگوی جدی ایران» باعث کاهش بخشی از ریسک شد. قزاقستان و اختلالات عرضه اختلالات اخیر در میدان نفتی تنگیز باعث شده عرضه کوتاهمدت کمی محدودتر شود. این عامل در کنار ریسکهای ژئوپولیتیکی، از قیمتها حمایت کرده است. جمعبندی یوتوتایمز افت امروز نفت بیشتر نشانه: تعدیل موقعیتها مدیریت ریسک و انتظار برای دادههای تقاضا در فصل دوم است تا تغییر بنیادین در روند بازار.
دیمیتری مدودف، از چهرههای ارشد سیاسی روسیه، در اظهاراتی تند اعلام کرد که اقدام آمریکا علیه نیکلاس مادورو «سرقت» و ضربهای جدی به نظم بینالملل بوده است. او هشدار داد که ادامه این روند میتواند جهان را به سمت درگیریهای بزرگتر سوق دهد. مدودف همچنین ادعاهای غرب درباره تهدید روسیه یا چین برای گرینلند را «داستانسرایی سیاسی» توصیف کرد.
در یک نگاه ریشه تنش میان ایران و آمریکا به کودتای ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق بازمیگردد. پرونده هستهای و تحریمها، محور اصلی تقابل دو کشور در دهههای اخیر بودهاند. مذاکرات، تنش نظامی و فشار اقتصادی همواره بهصورت چرخهای در روابط دو طرف تکرار شده است. روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ بهویژه پس از اعزام ناوگان دریایی آمریکا به خاورمیانه از سوی دونالد ترامپ و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن علیه تهران. اما تنش میان دو کشور، پدیدهای تازه نیست. مناسبات ایران و آمریکا، شبکهای پیچیده از مداخلات سیاسی، منافع اقتصادی و رقابتهای ژئوپلیتیک است که ریشههای آن به دههها پیش بازمیگردد. برای درک ماهیت این تقابل تاریخی، باید به سالهایی بازگردیم که سیاستهای قدرتهای غربی، مسیر تحولات سیاسی ایران را بهطور بنیادین تغییر داد. ۱۹۵۱؛ ملیشدن صنعت نفت و آغاز شکاف عمیق نقطه آغاز تنشهای پایدار میان تهران و واشنگتن را میتوان در اوایل دهه ۱۹۵۰ جستوجو کرد؛ زمانی که ایالات متحده از کودتای سال ۱۹۵۳ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق حمایت کرد و زمینه بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به قدرت را فراهم ساخت؛ پادشاهی که روابط نزدیکی با غرب داشت. ریشه این بحران به تصمیم تاریخی مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۱ برای ملیکردن صنعت نفت بازمیگردد. هدف این اقدام، بازپسگیری حاکمیت ایران بر منابع عظیم نفتی بود؛ منابعی که از ابتدای قرن بیستم تحت کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها به «بیپی» تبدیل شد) قرار داشت. جنبش ملیشدن نفت به رهبری محمد مصدق، رهبر جبهه ملی، شکل گرفت. مصدق پس از کنارهگیری حسین علاء، با حمایت افکار عمومی و جریانهای ملیگرا، به نخستوزیری رسید و ملیسازی صنعت نفت را به محور اصلی سیاست خود تبدیل کرد. این اقدام، منافع اقتصادی بریتانیا و متحدانش را بهطور جدی تهدید کرد. در واکنش، سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در مرداد ۱۳۳۲ با اجرای عملیاتی محرمانه با نام «آژاکس»، دولت مصدق را سرنگون کردند. هدف این عملیات، حفظ دسترسی غرب به نفت ارزان ایران و جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در منطقه بود؛ بهویژه در شرایطی که ایران با جمهوریهای وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، از جمله ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان، مرز مشترک داشت. این مداخله خارجی، اگرچه در کوتاهمدت ثبات سیاسی مورد نظر غرب را تأمین کرد، اما در بلندمدت بذر بیاعتمادی و احساسات ضدآمریکایی را در جامعه ایران کاشت؛ میراثی که اثرات آن برای دههها در روابط دو کشور باقی ماند. ۱۹۵۷؛ آغاز همکاری هستهای در دوران همپیمانی در اواخر دهه ۱۹۵۰، زمانی که روابط تهران و واشنگتن در اوج نزدیکی قرار داشت، ایالات متحده توافقی را برای حمایت از استفاده صلحآمیز ایران از انرژی هستهای امضا کرد. این همکاری در چارچوب برنامه «اتم برای صلح» دولت دوایت آیزنهاور شکل گرفت؛ ابتکاری که هدف آن گسترش فناوری هستهای غیرنظامی در کشورهای متحد آمریکا بود. در ادامه این همکاری، آمریکا حدود یک دهه بعد یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی به ایران تحویل داد و سوخت هستهای غنیشده مورد نیاز آن را نیز تأمین کرد. این اقدام، نخستین گامهای رسمی ایران در مسیر فناوری هستهای را رقم زد؛ مسیری که در آن زمان، با حمایت کامل غرب همراه بود. ۱۹۶۸؛ تعهد مشترک به منع گسترش سلاح هستهای در سال ۱۹۶۸، ایران و آمریکا در زمره نخستین کشورهایی قرار گرفتند که پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را امضا کردند؛ معاهدهای که دو سال بعد بهطور رسمی اجرایی شد. این پیمان، سنگبنای دیپلماسی هستهای جهان بهشمار میرود و با هدف محدودسازی اشاعه تسلیحات اتمی، در کنار تسهیل دسترسی کشورها به فناوری صلحآمیز هستهای، طراحی شده است. امضای این معاهده از سوی تهران و واشنگتن، بازتابدهنده سطح بالای اعتماد و همکاری میان دو کشور در آن مقطع تاریخی بود. ۱۹۷۲؛ ایران، ستون راهبردی آمریکا در خاورمیانه در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سفری رسمی به تهران، از گسترش بیسابقه همکاریهای نظامی با ایران خبر داد. بر اساس این توافق نانوشته، واشنگتن متعهد شد هر نوع سلاح متعارف مورد نظر حکومت پهلوی (بهجز تسلیحات هستهای) را در اختیار تهران قرار دهد. در مقابل، ایران نقش محوری در حفظ منافع آمریکا و مهار تهدیدهای منطقهای در خاورمیانه بر عهده گرفت. نتیجه این سیاست، تبدیل ایران به یکی از بزرگترین خریداران تسلیحات آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ بود؛ بهگونهای که شاه در اواخر این دهه بیش از ۱۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی، از جمله جنگندههای پیشرفته اف-۱۴، از آمریکا خریداری کرد. این همکاری گسترده، جایگاه ایران را بهعنوان متحد راهبردی واشنگتن در منطقه تثبیت کرد. ۱۹۷۹؛ انقلاب اسلامی و فروپاشی اتحاد دیرینه با وجود ثبات ظاهری روابط ایران و آمریکا در دوران محمدرضا شاه، ساختار اقتدارگرای حکومت، هزینههای سنگین نظامی و گسترش نابرابریهای اجتماعی، بهتدریج مشروعیت سیاسی رژیم را در داخل کشور تضعیف کرد. همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نارضایتی از فساد، موجی از اعتراضات مردمی شکل گرفت که در نهایت به انقلاب اسلامی انجامید. شاه در دیماه ۱۳۵۷ کشور را ترک کرد و نظام سلطنتی عملاً فروپاشید. در بهمن همان سال، آیتالله روحالله خمینی، رهبر نمادین انقلاب، پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و عملاً رهبری سیاسی کشور را در دست گرفت. همهپرسی فروردین ۱۳۵۸، ایران را به «جمهوری اسلامی» تبدیل کرد و مسیر کشور را از یک پادشاهی طرفدار غرب به نظامی مبتنی بر ایدئولوژی ضدغربی تغییر داد. با تصویب قانون اساسی جدید در آذرماه همان سال، جایگاه رهبری عالی کشور به آیتالله خمینی واگذار شد و ساختار سیاسی تازهای شکل گرفت. بحران گروگانگیری؛ نقطه عطف در تقابل تهران و واشنگتن تنشها میان دو کشور با تصمیم آمریکا برای پذیرش شاه در خاک خود جهت درمان سرطان، وارد مرحلهای تازه شد. این اقدام، خشم بخشی از نیروهای انقلابی و دانشجویان ایرانی را برانگیخت؛ گروهی که معتقد بودند شاه از پاسخگویی در برابر عملکرد گذشتهاش گریخته است. در آبان ۱۳۵۸، این دانشجویان با یورش به سفارت آمریکا در تهران، ۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی را به گروگان گرفتند و خواستار استرداد شاه برای محاکمه شدند. این بحران ۴۴۴ روزه، روابط دو کشور را وارد دورهای طولانی از خصومت، بیاعتمادی و تقابل ساختاری کرد؛ دورهای که آثار آن تا امروز ادامه دارد. ۱۹۸۰؛ شکست عملیات نجات و قطع روابط دیپلماتیک در فروردین ۱۳۵۹، ایالات متحده تلاشی محرمانه برای آزادسازی گروگانهای سفارت خود در تهران انجام داد. این عملیات که با نام «پنجه عقاب» شناخته میشود، به دلیل نقص فنی و شرایط نامساعد در صحرای طبس ناکام ماند و به سانحهای مرگبار انجامید که جان هشت نظامی آمریکایی را گرفت. شکست این مأموریت، ضربهای جدی به اعتبار دولت جیمی کارتر وارد کرد و بحران گروگانگیری را وارد مرحلهای پیچیدهتر ساخت. همزمان با تداوم بنبست سیاسی، کارتر در فروردین همان سال روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد؛ روابطی که تاکنون نیز بهطور رسمی احیا نشده است. در آبان ۱۳۵۹، واشنگتن واردات نفت از ایران را تعلیق کرد. رئیسجمهور آمریکا در توجیه این تصمیم اعلام کرد که ایالات متحده «اجازه نخواهد داد گروگانگیری و خشونت، به ابزاری برای تحمیل مطالبات سیاسی تبدیل شود.» جنگ ایران و عراق؛ تقابل منطقهای در سایه خصومت با آمریکا در همان سال، ایران با بزرگترین چالش امنیتی پس از انقلاب روبهرو شد. ارتش عراق به رهبری صدام حسین با هدف بهرهبرداری از بیثباتی داخلی ایران، حملهای گسترده را آغاز کرد. بغداد در پی تصرف آبراه راهبردی اروندرود و مناطق نفتخیز خوزستان بود. علاوه بر منافع سرزمینی، تنشهای مذهبی نیز در شکلگیری این جنگ نقش داشت؛ بهویژه در شرایطی که آیتالله خمینی بر صدور ایدئولوژی شیعی تأکید میکرد و این مسئله برای حکومت سنیمذهب عراق تهدیدی جدی تلقی میشد. حمله عراق، جنگی هشتساله را رقم زد که صدها هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت و سرانجام با میانجیگری سازمان ملل به آتشبس انجامید. در این منازعه، ایالات متحده از عراق حمایت کرد و کمکهای مالی، آموزشی و فناورانه در اختیار بغداد قرار داد. این حمایت حتی پس از افشای استفاده ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی علیه ایران نیز ادامه یافت؛ مسئلهای که بعدها به یکی از محورهای انتقاد از سیاستهای واشنگتن در منطقه تبدیل شد. ۱۹۸۱؛ پایان بحران گروگانگیری و توافق الجزایر پس از ۴۴۴ روز اسارت، گروگانهای سفارت آمریکا در ۲۹ دی ۱۳۵۹، تنها دقایقی پس از پایان دوره ریاستجمهوری جیمی کارتر و آغاز کار دولت رونالد ریگان، آزاد شدند. این آزادی در چارچوب «توافقنامه الجزایر» انجام گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، ایالات متحده متعهد شد داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند و از مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی کشور خودداری نماید. اگرچه این توافق به یکی از طولانیترین بحرانهای دیپلماتیک قرن بیستم پایان داد، اما به احیای روابط دو کشور منجر نشد و بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجا ماند. ۱۹۸۴؛ قرار گرفتن ایران در فهرست حامیان تروریسم در سال ۱۹۸۴، دولت آمریکا ایران را در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» قرار داد؛ برچسبی که تا امروز نیز پابرجاست و به یکی از پایههای اصلی سیاست تحریمی واشنگتن علیه تهران تبدیل شده است. همزمان، مجموعهای از تحریمها علیه ایران اعمال شد که از جمله مهمترین آنها، ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی بود. این تصمیم، در پی انفجار سال ۱۹۸۳ در مقر نیروهای چندملیتی در بیروت اتخاذ شد؛ حملهای که به کشتهشدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید. دولت آمریکا، این عملیات را به گروههای شیعه مورد حمایت ایران نسبت داد و آن را نشانهای از نقش منطقهای تهران در بیثباتی خاورمیانه دانست. ۱۹۸۶؛ رسوایی ایران–کنترا و دیپلماسی پنهان در میانه دهه ۱۹۸۰، در حالی که فروش تسلیحات به ایران رسماً ممنوع بود، دولت رونالد ریگان بهصورت محرمانه وارد معامله تسلیحاتی با تهران شد. هدف این اقدام، آزادی شهروندان آمریکایی بود که توسط حزبالله لبنان (گروهی مورد حمایت ایران) در این کشور به گروگان گرفته شده بودند. واشنگتن امیدوار بود با ارسال سلاح، مسیر مذاکرات غیررسمی را هموار کند. در عین حال، بخشی از درآمد حاصل از این معاملات، بهطور غیرقانونی برای حمایت مالی از شورشیان راستگرای «کنترا» در نیکاراگوئه استفاده شد؛ اقدامی که برخلاف مصوبه کنگره آمریکا بود. افشای این شبکه پنهانی در سال ۱۹۸۶، به یکی از بزرگترین رسواییهای سیاسی تاریخ معاصر آمریکا انجامید؛ پروندهای که با عنوان «ایران–کنترا» شناخته شد و اعتبار دولت ریگان را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. ۱۹۸۸؛ سرنگونی پرواز ۶۵۵ و یکی از تلخترین نقاط تاریخ روابط در سوم ژوئیه ۱۹۸۸، ناو جنگی آمریکایی «یواساس وینسنس» یک هواپیمای مسافربری ایرانایر را بر فراز تنگه هرمز هدف قرار داد. این هواپیما که از بندرعباس عازم دبی بود، با ۲۹۰ سرنشین، از جمله زنان و کودکان، سقوط کرد و تمامی سرنشینان آن جان باختند. مقامهای آمریکایی اعلام کردند که این هواپیما به اشتباه با یک جنگنده نظامی اشتباه گرفته شده است. تحقیقات رسمی واشنگتن نیز این حادثه را «تراژدی تأسفبار و ناخواسته» توصیف کرد. با این حال، این واقعه به یکی از دردناکترین و ماندگارترین نمادهای بیاعتمادی میان ایران و آمریکا تبدیل شد و همچنان جایگاه ویژهای در حافظه تاریخی ایرانیان دارد. ۱۹۹۵–۱۹۹۶؛ تشدید تحریمها و آغاز فشار ساختاری در میانه دهه ۱۹۹۰، دولت بیل کلینتون سیاست مهار اقتصادی ایران را وارد مرحلهای تازه کرد. در سال ۱۹۹۵، واشنگتن تحریمهای گستردهتری علیه تهران اعمال کرد که شامل ممنوعیت خرید نفت ایران و محدودیت کامل تجارت و سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی بود. یک سال بعد، با تصویب «قانون تحریمهای ایران و لیبی»، دامنه این فشارها فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافت. بر اساس این قانون، شرکتهای غیرآمریکایی که در صنعت نفت و گاز ایران سرمایهگذاری میکردند نیز مشمول مجازات میشدند. این رویکرد، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای تبدیل تحریمها به یک ابزار فراگیر بینالمللی علیه ایران بود؛ ابزاری که در دهههای بعد، به ستون اصلی سیاست آمریکا در قبال تهران تبدیل شد. ۲۰۰۲؛ «محور شرارت» و بازگشت تقابل آشکار در ژانویه ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در نطق سالانه خود در کنگره، ایران را در کنار کره شمالی و عراق، بخشی از «محور شرارت» توصیف کرد. او تهران را به پیگیری تسلیحات کشتارجمعی و حمایت از «تروریسم» متهم کرد و مدعی شد که ساختار سیاسی ایران مانع تحقق آزادیهای مردم این کشور است. این اظهارات با واکنش تند مقامهای ایرانی مواجه شد؛ بهویژه از آن جهت که تهران پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در مبارزه با طالبان در افغانستان تا حدی با آمریکا همکاری کرده بود و هر دو کشور، دشمن مشترکی در این میدان داشتند. افشای تأسیسات هستهای؛ آغاز بحران جدید چند ماه بعد، در اوت ۲۰۰۲، شورای ملی مقاومت ایران از وجود دو تأسیسات هستهای اعلامنشده پرده برداشت: مرکز غنیسازی نطنز و راکتور آبسنگین اراک. این سایتها پیشتر به آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش نشده بودند و افشای آنها، پرونده هستهای ایران را وارد مرحلهای حساس و پرتنش کرد. از این مقطع به بعد، برنامه هستهای ایران به یکی از اصلیترین محورهای تقابل تهران و واشنگتن در عرصه دیپلماسی جهانی تبدیل شد؛ مسیری که سالها بعد به مذاکرات پیچیده و توافقهای موقت و دائمی انجامید. ۲۰۰۳؛ تعلیق غنیسازی و همکاری با آژانس در سال ۲۰۰۳، همزمان با افزایش فشارهای بینالمللی، ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطلاع داد که فعالیتهای مربوط به غنیسازی اورانیوم را بهطور موقت تعلیق میکند. تهران همچنین با اجرای بازرسیهای گستردهتر و سختگیرانهتر از تأسیسات هستهای خود موافقت کرد؛ اقدامی که در آن مقطع، بهعنوان نشانهای از تمایل ایران به کاهش تنش و تعامل دیپلماتیک با غرب تلقی شد. این رویکرد، زمینهساز آغاز مذاکرات هستهای با کشورهای اروپایی و ورود پرونده ایران به فاز جدیدی از دیپلماسی شد. ۲۰۰۷؛ ارزیابی اطلاعاتی و تغییر روایت واشنگتن در سال ۲۰۰۷، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی رسمی اعلام کردند که ایران در سال ۲۰۰۳ فعالیتهای مرتبط با آنچه واشنگتن «برنامه تسلیحات هستهای» مینامید (موسوم به «طرح آماد») را متوقف کرده است. این ارزیابی، تا حدی روایت غالب درباره تهدید فوری هستهای ایران را تعدیل کرد و بحثهای تازهای درباره ماهیت واقعی برنامه هستهای تهران در محافل سیاسی آمریکا برانگیخت. ۲۰۰۹؛ افشای سایت فردو و تشدید نگرانیهای غرب در سال ۲۰۰۹، رهبران آمریکا، فرانسه و بریتانیا بهطور مشترک از وجود تأسیسات غنیسازی فردو پرده برداشتند؛ مرکزی که در عمق کوه و در نزدیکی قم ساخته شده بود. باراک اوباما اعلام کرد که «ابعاد و ساختار این سایت با یک برنامه صرفاً صلحآمیز همخوانی ندارد.» نیکولا سارکوزی، رئیسجمهور وقت فرانسه، نیز آن را نقض آشکار قطعنامههای شورای امنیت و مقررات آژانس توصیف کرد. افشای فردو، موج تازهای از بیاعتمادی را میان ایران و غرب ایجاد کرد و پرونده هستهای را بار دیگر به صدر اولویتهای سیاست خارجی آمریکا بازگرداند. ۲۰۱۳؛ گشایش دیپلماتیک پس از سه دهه سکوت در سپتامبر ۲۰۱۳، باراک اوباما در تماسی تلفنی با حسن روحانی، رئیسجمهور وقت ایران، گفتوگو کرد؛ تماسی که نخستین ارتباط مستقیم در بالاترین سطح سیاسی میان دو کشور پس از بیش از ۳۰ سال محسوب میشد. این تماس، نشانهای نمادین از آغاز فصل تازهای در روابط تهران و واشنگتن بود و امیدها به حلوفصل دیپلماتیک مناقشه هستهای را افزایش داد. دو ماه بعد، در نوامبر همان سال، ایران و گروه ۱+۵ شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان، به توافقی موقت با عنوان «برنامه اقدام مشترک» دست یافتند. این توافق، چارچوب اولیهای برای محدودسازی برنامه هستهای ایران و زمینهساز مذاکرات جامعتر شد. ۲۰۱۵؛ برجام و نقطه اوج دیپلماسی هستهای در سال ۲۰۱۵، توافق موقت ۲۰۱۳ به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام گسترش یافت؛ توافقی که بهعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماسی چندجانبه در دهههای اخیر شناخته میشود. بر اساس این توافق، ایران در ازای لغو تدریجی تحریمها متعهد شد برای مدت ۱۵ سال، سطح غنیسازی اورانیوم را به حداکثر ۳.۷ درصد محدود کند و ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهد؛ رقمی معادل حدود سه درصد میزان پیش از توافق. تهران همچنین پذیرفت نظارتهای گسترده آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بپذیرد؛ امری که هدف آن اطمینان از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران بود. امضای برجام با استقبال گسترده در داخل ایران همراه شد و بسیاری آن را نشانهای از پایان نسبی انزوای بینالمللی کشور تلقی کردند. ۲۰۱۸؛ خروج آمریکا از برجام و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود، به یکی از وعدههای انتخاباتیاش عمل کرد و بهطور یکجانبه از توافق هستهای برجام خارج شد؛ توافقی که او آن را «بدترین معامله تاریخ» توصیف میکرد. واشنگتن پس از این تصمیم، تمامی تحریمهایی را که در چارچوب برجام لغو شده بود، دوباره اعمال کرد و راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت؛ سیاستی که هدف آن، کاهش صادرات نفت ایران به نزدیک صفر و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید بود. در مقابل، سایر طرفهای برجام (از جمله اروپا، روسیه و چین) بهطور رسمی به توافق پایبند ماندند و از بازگرداندن تحریمها خودداری کردند. بر اساس گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تا زمان خروج آمریکا به تعهدات خود پایبند بود. اما پس از آن، تهران بهتدریج محدودیتهای توافق را کنار گذاشت و سطح غنیسازی را افزایش داد؛ بهگونهای که به حدود ۶۰ درصد رسید؛ سطحی که از نظر فنی، فاصله اندکی با غنای مورد نیاز برای سلاح هستهای دارد. ۲۰۱۹؛ قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۹، دولت ترامپ گامی بیسابقه برداشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرتمندترین نهاد نظامی ایران، را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد. این اقدام، نخستینبار بود که آمریکا بخشی از ساختار رسمی یک دولت خارجی را با چنین برچسبی معرفی میکرد؛ تصمیمی که سطح تنش میان دو کشور را به شکل محسوسی افزایش داد و پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای در پی داشت. ۲۰۲۰؛ ترور ژنرال قاسم سلیمانی و نزدیکشدن به آستانه درگیری مستقیم در ژانویه ۲۰۲۰، یک حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد،ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای نظامی ایران، را ترور نمود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، این ژنرال کهنهکار و باتجربه را «مسئول مستقیم و غیرمستقیم حمله به نیروهای امریکایی» دانست و این اقدام را در چارچوب دفاع از منافع امنیتی واشنگتن توجیه کرد. ایران در واکنش، با شلیک دهها موشک به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق پاسخ داد. این تبادل نظامی، دو کشور را تا آستانه یک درگیری گسترده پیش برد، اما هر دو طرف از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کردند. ۲۰۲۱؛ تلاش ناکام برای احیای برجام با روی کار آمدن جو بایدن، دولت آمریکا مسیر دیپلماسی را بار دیگر در پیش گرفت و مذاکرات غیرمستقیم با ایران را در وین آغاز کرد. هدف این گفتوگوها، بازگرداندن دو طرف به تعهدات برجامی و احیای توافق هستهای بود. با این حال، پس از چندین دور مذاکره فشرده، اختلافات بر سر تحریمها، تضمینها و تعهدات متقابل مانع از دستیابی به توافق نهایی شد. در نتیجه، روند احیای برجام در وضعیت تعلیق باقی ماند. ۲۰۲۳؛ تبادل زندانیان و دیپلماسی محدود انسانی در سال ۲۰۲۳، ایران و آمریکا با میانجیگری کشورهایی مانند عمان و قطر، به توافقی برای تبادل زندانیان دست یافتند و هر یک پنج زندانی را آزاد کردند. در چارچوب این توافق، دولت بایدن مجوز انتقال حدود ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در کره جنوبی به قطر را صادر کرد. واشنگتن تأکید داشت که این منابع صرفاً برای اهداف بشردوستانه، از جمله تأمین دارو و مواد غذایی، قابل استفاده است. با این حال، این توافق در داخل آمریکا با انتقاد شدید جمهوریخواهان روبهرو شد. منتقدان، این اقدام را نوعی «پرداخت باج» به دولتی خصمانه توصیف کردند و نسبت به پیامدهای سیاسی آن هشدار دادند. ۲۰۲۵؛ بازگشت ترامپ، دیپلماسی پرتنش و سایه درگیری نظامی در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ که بار دیگر به ریاستجمهوری رسیده بود، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» خواستار آغاز فوری مذاکرات برای دستیابی به یک «توافق صلح هستهایِ قابل راستیآزمایی» شد. او در ماه مارس، با ارسال نامهای به آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ضربالاجلی دوماهه برای دستیابی به توافق جدید تعیین کرد. همزمان، سیاست «فشار حداکثری» بار دیگر فعال شد و اجرای سختگیرانهتر تحریمها در دستور کار قرار گرفت. در آوریل، مذاکرات تازهای با هدایت استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آغاز شد. یکی از اصلیترین نقاط اختلاف، میزان مجاز غنیسازی اورانیوم بود؛ مسئلهای که به گره اصلی گفتوگوها تبدیل شد. ارزیابی اطلاعاتی و تشدید بحران منطقهای در گزارش سالانه نهادهای اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران در آن مقطع در حال ساخت سلاح هستهای نیست، هرچند فشارهای داخلی برای حرکت در این مسیر افزایش یافته است. قرار بود ششمین دور مذاکرات در اواسط ژوئن برگزار شود که حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، این روند را متوقف کرد. اندکی بعد، آمریکا نیز به این عملیات پیوست و سه مرکز کلیدی، از جمله فردو و نطنز، را هدف قرار داد. در این حملات، واشنگتن برای نخستینبار از قدرتمندترین بمبهای نفوذگر خود موسوم به «بانکر باستر» در عملیات رزمی استفاده کرد. ایران در پاسخ، پایگاه نظامی العدید آمریکا در قطر را هدف حمله موشکی قرار داد. مقامهای قطری اعلام کردند که این حمله رهگیری شده و پایگاه پیشتر تخلیه شده بود. تقابل کنترلشده؛ جنگی که رخ نداد به گفته زیاض داوود، اقتصاددان ارشد بلومبرگ، واکنش ایران «بیش از آنکه مقدمه یک جنگ گسترده باشد، جنبه نمادین داشت.» او تأکید کرد که هشدارهای قبلی، بستهشدن حریم هوایی قطر و اطلاعرسانی آمریکا به شهروندانش، نشان میداد که دو طرف تلاش کردهاند سطح تنش را کنترلشده نگه دارند. “ «تحولات سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که روابط ایران و آمریکا، همچنان در تعادلی شکننده میان دیپلماسی، فشار و تقابل نظامی قرار داشت؛ تعادلی که آینده آن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سیاسی و محاسبات راهبردی دو طرف وابسته بود.» محمد زمانی ۲۰۲۶؛ اعتراضات داخلی، فشار خارجی و پیوند دوباره با پرونده هستهای در پی سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر سال ۲۰۲۵، موجی از اعتراضات که از ۲۸ دسامبر در تهران آغاز شده بود، بهسرعت سراسر کشور را فرا گرفت. این تجمعات، به یکی از گستردهترین چالشهای داخلی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر تبدیل شد. مقامهای ایرانی با اعمال محدودیت گسترده بر اینترنت و ارتباطات، استقرار نیروهای امنیتی و اعمال نوعی وضعیت فوقالعاده، به این اعتراضات واکنش نشان دادند. گزارشات از کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از ایرانیان در پی این اعتراضات حکایت داشت. تهدید نظامی و بازگشت دیپلماسی تحت فشار در پی این اعتراضات خونین، دونالد ترامپ با استناد به نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان، احتمال اقدام نظامی آمریکا را مطرح کرد. در اواخر ژانویه، او دستور اعزام یک ناوگروه نظامی به خاورمیانه به رهبری ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» را صادر کرد و اعلام کرد که این نیرو «در صورت لزوم، آماده اقدام سریع و قاطع» است. ترامپ در ادامه، این نمایش قدرت را مستقیماً به مذاکرات هستهای گره زد و هشدار داد که فرصت ایران برای پذیرش توافق جدید رو به پایان است. او همچنین بار دیگر مدعی شد که حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران، توانمندیهای اتمی کشور را بهطور کامل از بین برده است. این تحولات در این مقاله از یوتوتایمز نشان میدهد که در سال ۲۰۲۶، روابط ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری در تلاقی بحران داخلی، فشار خارجی و بنبست هستهای قرار گرفته است؛ وضعیتی ناپایدار که همچنان آیندهای مبهم پیش روی دو کشور ترسیم میکند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر انقلاب، در مصاحبه با شبکه المیادین لبنان هشداری جدی به اسرائیل داد. وی با تاکید بر آمادگی ایران اعلام کرد: «هرگونه اقدام با نیت خصمانه از سوی دشمن، با پاسخی مناسب، موثر و بازدارنده مواجه خواهد شد.» شمخانی در ادامه تصریح کرد که این پاسخ شامل آسیب رساندن به عمق رژیم صهیونیستی خواهد بود. این اظهارات در حالی مطرح میشود که تنشها در منطقه به اوج خود رسیده است.
سید عباس عراقچی: امیدوارم به چارچوبی برای مذاکرات با کرامت برسیم. تهران توان دفاعی خود را حفظ و گسترش خواهد داد.
در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، خبرگزاری اسرائیلی Ynet گزارش داد که یک ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر جنوبی ایلات در اسرائیل پهلو گرفته است. این حضور ناوشکن از پیش برنامهریزی شده بود و بخشی از همکاریهای نظامی میان ارتشهای اسرائیل و ایالات متحده به شمار میرود.
در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، مورگان استنلی بار دیگر به حمایت قوی خود از سهام انویدیا تأکید کرد و گفت افت اخیر قیمت سهام این شرکت بیش از حد بزرگنمایی شده است. این بانک هدف قیمتی ۲۵۰ دلار برای هر سهم انویدیا را حفظ کرده و معتقد است که تقاضای قوی در حوزه هوش مصنوعی و عرضه پلتفرم جدید «ویرا روبین» باعث خواهد شد این شرکت همچنان پیشتاز بازار باقی بماند. مورگان استنلی میگوید نگرانیها درباره تأمین مالی توسعهدهندگان مدلهای هوش مصنوعی پیشرفته و رقابت با سایر تولیدکنندگان تراشهها اغراقآمیز است. این بانک پیشبینی میکند انویدیا در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۵ درصد سهم درآمد بازار شتابدهندههای هوش مصنوعی را حفظ کند. همچنین، پلتفرم ویرا روبین به عنوان یک محرک مهم برای تثبیت جایگاه انویدیا در بازارهای بزرگ و پیچیده هوش مصنوعی شناخته شده است. اگرچه سهام انویدیا در سال جاری نسبت به سایر شرکتهای نیمههادی کمی عقبتر بوده، مورگان استنلی معتقد است این موضوع بیشتر به دلیل این است که سرمایهگذاران بیشتر به سمت شرکتهایی میروند که در کوتاهمدت رشد سریعتری دارند و در بلندمدت انویدیا بهترین موقعیت برای پیشتازی را دارد.
در یک نگاه سناریوی صعودی طلا تا ۷۲۰۰ دلار در صورت افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و نااطمینانی اقتصادی پیشبینی قیمت نزولی تا ۴۶۰۰ دلار خرید بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۵۰ تن طلا باقی میماند، با افزایش هدف ذخایر لهستان تقاضای فیزیکی طلا در چین با وجود قیمتهای بالا همچنان مقاوم است، اما ممکن است پس از سال نو قمری کاهش یابد انتظار کاهش قیمت طلا تا حدود ۵۹۰۰ دلار پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶، بانک UBS اهداف قیمتی جدیدی برای طلا اعلام کرده و حتی سناریوی صعودی تا ۷۲۰۰ دلار برای هر اونس را مطرح کرده است! این افزایش اهداف به دلیل تقاضای قوی سرمایهگذاری، خریدهای گسترده بانکهای مرکزی و ریسکهای ژئوپلیتیکی بالاست که باعث شده طلا یکی از بهترین عملکردهای ماهانه خود از دهه ۱۹۸۰ تاکنون را داشته باشد. بانک UBS قیمت طلا را برای ماههای مارس، ژوئن و سپتامبر ۲۰۲۶ به ۶۲۰۰ دلار افزایش داده که نسبت به هدف قبلی ۵۰۰۰ دلار رشد قابل توجهی دارد. در سناریوی صعودی، اگر تنشهای جهانی بیشتر شود یا سیاستهای اقتصادی نامطمئنتر گردند، قیمت طلا میتواند تا ۷۲۰۰ دلار هم برسد. از سوی دیگر، در حالت نزولی، قیمت ممکن است تا ۴۶۰۰ دلار کاهش یابد. خرید بانکهای مرکزی همچنان قوی باقی میماند و انتظار میرود در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۵۰ تن طلا خریداری شود. افزایش هدف ذخایر طلای لهستان از ۵۵۰ به ۷۰۰ تن نیز به عنوان نشانهای از حمایت ساختاری از قیمتها دیده میشود. در چین هم تقاضای فیزیکی طلا با وجود قیمتهای رکوردشکن، همچنان مقاوم است، هرچند پس از جشن سال نو قمری ممکن است کمی کاهش داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: رکوردشکنیهای طلا ادامه دارد؛ پیشبینیهای جدید تا ۶۹۰۰ دلار اگرچه UBS چشمانداز مثبتی برای طلا دارد، انتظار دارد پس از انتخابات میاندورهای آمریکا قیمتها کمی کاهش یابد و تا پایان ۲۰۲۶ به حدود ۵۹۰۰ دلار برسد. افزایش نرخهای بهره واقعی آمریکا میتواند ریسک نزولی برای طلا ایجاد کند، اما طلا همچنان به عنوان پوششی مطمئن در برابر عدم قطعیتهای اقتصادی و ریسکهای سیاسی باقی میماند.
در یک نگاه ترامپ قصد گفتگو با ایران را اعلام کرد. ترکیب هشدار نظامی با باز شدن درهای دیپلماسی. نگرانی بازارها از نوسانات قیمت نفت به دلیل تنشها. عدم اعلام جزئیات زمان و نحوه مذاکرات. واکنش رسمی ایران هنوز منتشر نشده است. رئیسجمهور دونالد ترامپ روز پنجشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، اعلام کرد که قصد دارد با ایران گفتگو کند، در حالی که تنشهای نظامی بین دو طرف در حال افزایش است. ترامپ در صحبت با خبرنگاران در واشنگتن، برنامه گفتوگوها را در حالی مطرح کرد که نیروهای نظامی آمریکا به ویژه ناوهای بزرگ و قدرتمندی به سمت منطقه در حرکت هستند. او تأکید کرد که ترجیح میدهد از بهکارگیری این نیروها اجتناب شود. این اظهارات ترکیبی از هشدار نظامی و باز شدن درهای دیپلماسی است؛ رویکردی که ترامپ در سیاست خارجی خود بارها به کار برده است. با تأکید بر حضور نظامی در کنار اعلام آمادگی برای مذاکره، ترامپ تلاش میکند هم بازدارندگی را حفظ کند و هم امکان کاهش تنشها را فراهم آورد. روابط آمریکا و ایران در شرایطی حساس و پرتنش در خاورمیانه قرار دارد و افزایش فعالیتهای نظامی آمریکا نگرانیهایی درباره احتمال اشتباه محاسباتی به ویژه در مسیرهای حیاتی انرژی جهان به وجود آورده است. در این زمینه، اظهارات ترامپ میتواند تلاشی برای کاهش ریسک تشدید تنشها در حالی باشد که آمریکا همچنان از موضع قدرت برخورد میکند. بازارها به ویژه فعالان حوزه انرژی، با دقت تحولات را دنبال میکنند، چرا که هر نشانهای از گفتگو میتواند به کاهش نوسانات قیمت نفت کمک کند، در حالی که افزایش تنشها معمولاً باعث افزایش ریسک و نوسان در بازارهای نفت میشود. ترامپ جزئیات بیشتری درباره زمان، شکل یا دامنه مذاکرات ارائه نکرد و مشخص نیست که آیا واسطهای در این گفتگوها نقش خواهد داشت یا خیر. مقامات ایرانی نیز تاکنون واکنشی رسمی به این اظهارات نشان ندادهاند. این بیانیه اگرچه به معنای تغییر سیاست نیست، اما نویدبخش امکان دیپلماسی در شرایطی است که تنشها در بالاترین سطح قرار دارد. نتیجه این مذاکرات و تأثیر آن بر روابط دو کشور، در هفتههای آینده برای ارزیابی ریسکهای ژئوپلیتیکی و بازارها بسیار مهم خواهد بود.
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، پیشنهاد توافق امنیتی آمریکا و اوکراین را رد کرد. - واشنگتن پست
در یک نگاه قیمت مس پس از یک جهش ناگهانی ۱۰ درصدی، روند نزولی گرفت و اصلاح شد. تحلیلگران معتقدند این صعود بیشتر ناشی از سفتهبازی است تا کمبود واقعی عرضه. دادههای انبارداری (LME) و صرف قیمت چین نشان میدهد که تقاضای فیزیکی هنوز ضعیف است. شکاف اصلی عرضه و تقاضای مس احتمالاً تا سال ۲۰۲۷ به طور کامل احساس نخواهد شد پشت پرده نوسانات شدید بازار مس امروز ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، بازار فلزات شاهد یکی از عجیبترین نوسانات خود بود؛ جایی که قیمت مس در یک حرکت ناگهانی تا ۱۰ درصد افزایش یافت و سپس به سرعت عقبنشینی کرد. این نوسانات شدید سوال مهمی را برای معاملهگران ایجاد کرده است: آیا این آغاز یک ابرچرخه صعودی است یا صرفاً یک هیجان زودگذر؟ آیا کمبود عرضه واقعی است؟ در یوتوتایمز با بررسی دادههای بنیادی، مشاهده میکنیم که اگرچه چشمانداز بلندمدت مس به دلیل کمبود سرمایهگذاری صعودی است، اما جهش اخیر کمی مشکوک به نظر میرسد. تحلیلگران یوتوتایمز بر این باورند که شکاف بزرگ عرضه (Supply Gap) که همه از آن صحبت میکنند، هنوز به طور کامل باز نشده است و این اتفاق احتمالاً تا سال ۲۰۲۷ رخ نخواهد داد. صعود فعلی بیشتر تحت تأثیر مشکلات مقطعی عرضه (مانند حادثه معدن گراسبرگ اندونزی) و همچنین همراهی مس با رالی صعودی طلا و نقره بوده است. به نظر میرسد مس در حال حاضر بیشتر سوار بر موج سفتهبازی است تا تقاضای واقعی صنعتی. ✔️ بیشتر بخوانید: چرخش ناگهانی طلا پس از جهش کمسابقه؛ اصلاح قیمت در نزدیکی ۵۶۰۰ دلار چرا اوله هانسن هشدار میدهد؟ اوله هانسن، استراتژیست ارشد ساکسو بانک، به نکاتی اشاره میکند که نشاندهنده ضعف فاندامنتال در این رالی است. بررسیهای ما در یوتوتایمز روی سه شاخص کلیدی مورد اشاره او متمرکز است: ۱. وضعیت کونتانگو: قیمت نقدی ارزانتر از قیمت تحویل سه ماهه است؛ اگر کمبود فوری وجود داشت، برعکس این حالت رخ میداد. ۲. موجودی انبارها: حجم مس ذخیره شده در انبارهای بورس فلزات لندن (LME) به بالاترین حد چند سال اخیر رسیده است. ۳. پریمیوم یانگشان: صرف قیمت در چین به پایینترین سطح ۱۸ ماهه رسیده که نشان میدهد کارخانههای چینی با وجود قیمتهای جهانی بالا، عطشی برای خرید ندارند. “ «این حرکت بازار بسیار سفتهبازانه و سست به نظر میرسد. انتظار میرود تولیدکنندگان مس از این فرصت برای پوشش ریسک (Hedging) و قفل کردن قیمتهای بالا استفاده کنند، زیرا قیمتهای فعلی برای آنها یک موهبت بادآورده است.» مرتضی عظیمی به طور خلاصه، تا زمانی که تقاضای فیزیکی واقعی از سوی چین و صنایع جهانی تایید نشود، معاملهگران باید نسبت به پایداری این سطوح قیمتی محتاط باشند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.