سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مهمترین اولویت تهران در مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک، رفع تحریمها است.
نبض بازار رو با یک نگاه بگیر
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال طلا و بازارها، همراه با گیجهای سنتیمنت، همیشه بهروز و در دسترس.
ورود به حساب
رمز عبور باید حداقل ۸ نویسه داشته باشد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مهمترین اولویت تهران در مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک، رفع تحریمها است.
در یک نگاه نفت پس از جهش ژانویه با افت قیمت هفته را آغاز کرد. اوپکپلاس تولید ماه مارس را بدون تغییر نگه داشت. تنشهای آمریکا–ایران همچنان ریسک دوطرفه برای بازار نفت است. اختلالات عرضه در قزاقستان به محدودیت عرضه کوتاهمدت کمک کرده است. تقاضای جهانی — بهویژه از سوی واردکنندگان بزرگ — متغیر کلیدی برای فصل دوم سال است. امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه ۲۰۲۶)، بازار نفت پس از جهش قدرتمند در ژانویه، هفته جدید را با کاهش قیمت آغاز کرده است. معاملهگران در حال ارزیابی میزان ریسکهای ژئوپولیتیکی، بهویژه مربوط به ایران، هستند که چقدر در قیمتها لحاظ شده است. همچنین، تصمیم اوپکپلاس برای ثابت نگهداشتن تولید در ماه مارس و عدم ارائه چشمانداز مشخص برای دوره پس از آن، فضای احتیاطی و نگرانی در بازار را تقویت کرده است. نفت این روزها حسابی در نوسان است! “ «افت امروز بیشتر مدیریت ریسک است تا تغییر روند» یوتوتایمز افت قیمت نفت پس از جهش ژانویه نفت که در ژانویه به بالاترین سطح ششماهه رسیده بود، امروز با کاهش قیمت باز شد. این الگو معمولاً زمانی دیده میشود که بازار پس از یک رالی مبتنی بر اخبار ژئوپولیتیکی، نیاز دارد بسنجد آیا ریسک قیمتی بدون تشدید تنشها قابل حفظ است یا نه. اوپکپلاس: تولید مارس ثابت، آینده نامشخص اوپکپلاس اعلام کرد: تولید ماه مارس بدون تغییر میماند. افزایشهای برنامهریزیشده همچنان متوقف است. هیچ تصمیمی برای بعد از مارس اعلام نمیشود. این عدم ارائه چشمانداز، بازار را در حالت انتظار نگه میدارد و نشان میدهد اوپکپلاس میخواهد حداکثر انعطافپذیری را حفظ کند. ایران؛ بزرگترین متغیر ژئوپولیتیکی تنشهای آمریکا و ایران همچنان عامل اصلی نوسان قیمت نفت است. دو سناریوی کاملاً متفاوت روی میز است: تشدید تنش → افزایش سریع قیمت گفتوگو و کاهش تنش → حذف سریع ریسک قیمتی اظهارات ترامپ درباره «گفتوگوی جدی ایران» باعث کاهش بخشی از ریسک شد. قزاقستان و اختلالات عرضه اختلالات اخیر در میدان نفتی تنگیز باعث شده عرضه کوتاهمدت کمی محدودتر شود. این عامل در کنار ریسکهای ژئوپولیتیکی، از قیمتها حمایت کرده است. جمعبندی یوتوتایمز افت امروز نفت بیشتر نشانه: تعدیل موقعیتها مدیریت ریسک و انتظار برای دادههای تقاضا در فصل دوم است تا تغییر بنیادین در روند بازار.
در یک نگاه بیتکوین به محدوده ۷۵٬۲۰۰ دلار سقوط کرده است. شرکت Strategy اکنون کمی زیر میانگین خرید ۷۶٬۰۰۰ دلاری قرار دارد. شرکت ۷۱۲٬۶۴۷ بیتکوین در اختیار دارد. افت قیمت، توان جذب سرمایه جدید را کاهش میدهد. انتظار میرود سرعت خرید بیتکوین کاهش یابد، نه اینکه متوقف شود. چرا Strategy زیر قیمت خرید رفت؟ افت قیمت بیتکوین تا محدوده ۷۵٬۰۰۰ دلار باعث شد ارزش بازار داراییهای دیجیتال Strategy برای نخستین بار در ماههای اخیر از میانگین خرید آن پایینتر بیاید. این شرکت تحت مدیریت مایکل سیلور، یکی از بزرگترین دارندگان بیتکوین در جهان است و ۷۱۲٬۶۴۷ بیتکوین با میانگین قیمت ۷۶٬۰۰۰ دلار در اختیار دارد. این وضعیت از نظر روانی مهم است، اما از نظر مالی تأثیر چندانی ندارد. آیا شرکت Strategy در خطر است؟ تحلیل یوتوتایمز : «خیر» بیتکوینها بدون وثیقه هستند. هیچیک از داراییهای دیجیتال Strategy بهعنوان وثیقه استفاده نشدهاند. این یعنی: فشار لیکویید شدن وجود ندارد. هیچ بانکی نمیتواند فروش اجباری تحمیل کند. شرکت میتواند آزادانه زمان فروش یا نگهداری را انتخاب کند. ساختار بدهی انعطافپذیر شرکت Strategy حدود ۸.۲ میلیارد دلار بدهی قابل تبدیل دارد، اما: اولین سررسید مهم آن در نیمه دوم ۲۰۲۷ است. شرکت میتواند بدهی را تمدید، تبدیل به سهام یا بازخرید کند. این مدل تأمین مالی قبلاً توسط شرکتهای مشابه نیز موفق بوده است. نقدینگی قوی شرکت Strategy بیش از ۲ میلیارد دلار نقدینگی دارد که عمدتاً برای پرداخت سود سهام کنار گذاشته شده است. این یعنی حتی با افت قیمت بیتکوین، فشار نقدینگی وجود ندارد. کجا مشکل ایجاد میشود؟ جذب سرمایه جدید شرکت Strategy معمولاً برای خرید بیتکوین بیشتر، از انتشار سهام استفاده میکند. این روش زمانی بهترین عملکرد را دارد که: ارزش سهام شرکت بالاتر از ارزش بیتکوینهایش باشد. بازار شرکت را با ارزشگذاری پریمیوم معامله کند. اما اکنون: قیمت بیتکوین کاهش یافته است. ارزش سهام Strategy فشرده شده است. پریمیوم سهام کاهش یافته یا حتی به دیسکانت (کمتر از ارزش واقعی) تبدیل شده است. نتیجه؟ انتشار سهام جدید کمتر جذاب میشود و سرعت خرید بیتکوین کاهش مییابد. آیا Strategy خرید را متوقف میکند؟ “ «این وضعیت شبیه سال ۲۰۲۲ است؛ زمانی که Strategy در دوره افت قیمتها خرید را کند کرد اما هرگز متوقف نکرد.» یوتوتایمز بنابراین: نه بحران وجود دارد. نه فروش اجباری. تنها سرعت خرید کاهش مییابد تا شرایط بازار بهتر شود. جمعبندی افت قیمت بیتکوین Strategy را بهطور اسمی وارد ضرر کرده اما این موضوع هیچ تهدید واقعی برای ترازنامه شرکت ایجاد نمیکند. ساختار بدهی، نقدینگی بالا و نبود وثیقهگذاری باعث شده شرکت بتواند بدون فشار زمانی، منتظر شرایط بهتر بازار بماند. «این وضعیت بیشتر یک توقف موقت در استراتژی انباشت است، نه نشانهای از بحران.»
در یک نگاه ریشه تنش میان ایران و آمریکا به کودتای ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق بازمیگردد. پرونده هستهای و تحریمها، محور اصلی تقابل دو کشور در دهههای اخیر بودهاند. مذاکرات، تنش نظامی و فشار اقتصادی همواره بهصورت چرخهای در روابط دو طرف تکرار شده است. روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ بهویژه پس از اعزام ناوگان دریایی آمریکا به خاورمیانه از سوی دونالد ترامپ و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن علیه تهران. اما تنش میان دو کشور، پدیدهای تازه نیست. مناسبات ایران و آمریکا، شبکهای پیچیده از مداخلات سیاسی، منافع اقتصادی و رقابتهای ژئوپلیتیک است که ریشههای آن به دههها پیش بازمیگردد. برای درک ماهیت این تقابل تاریخی، باید به سالهایی بازگردیم که سیاستهای قدرتهای غربی، مسیر تحولات سیاسی ایران را بهطور بنیادین تغییر داد. ۱۹۵۱؛ ملیشدن صنعت نفت و آغاز شکاف عمیق نقطه آغاز تنشهای پایدار میان تهران و واشنگتن را میتوان در اوایل دهه ۱۹۵۰ جستوجو کرد؛ زمانی که ایالات متحده از کودتای سال ۱۹۵۳ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق حمایت کرد و زمینه بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به قدرت را فراهم ساخت؛ پادشاهی که روابط نزدیکی با غرب داشت. ریشه این بحران به تصمیم تاریخی مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۱ برای ملیکردن صنعت نفت بازمیگردد. هدف این اقدام، بازپسگیری حاکمیت ایران بر منابع عظیم نفتی بود؛ منابعی که از ابتدای قرن بیستم تحت کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (که بعدها به «بیپی» تبدیل شد) قرار داشت. جنبش ملیشدن نفت به رهبری محمد مصدق، رهبر جبهه ملی، شکل گرفت. مصدق پس از کنارهگیری حسین علاء، با حمایت افکار عمومی و جریانهای ملیگرا، به نخستوزیری رسید و ملیسازی صنعت نفت را به محور اصلی سیاست خود تبدیل کرد. این اقدام، منافع اقتصادی بریتانیا و متحدانش را بهطور جدی تهدید کرد. در واکنش، سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در مرداد ۱۳۳۲ با اجرای عملیاتی محرمانه با نام «آژاکس»، دولت مصدق را سرنگون کردند. هدف این عملیات، حفظ دسترسی غرب به نفت ارزان ایران و جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در منطقه بود؛ بهویژه در شرایطی که ایران با جمهوریهای وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، از جمله ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان، مرز مشترک داشت. این مداخله خارجی، اگرچه در کوتاهمدت ثبات سیاسی مورد نظر غرب را تأمین کرد، اما در بلندمدت بذر بیاعتمادی و احساسات ضدآمریکایی را در جامعه ایران کاشت؛ میراثی که اثرات آن برای دههها در روابط دو کشور باقی ماند. ۱۹۵۷؛ آغاز همکاری هستهای در دوران همپیمانی در اواخر دهه ۱۹۵۰، زمانی که روابط تهران و واشنگتن در اوج نزدیکی قرار داشت، ایالات متحده توافقی را برای حمایت از استفاده صلحآمیز ایران از انرژی هستهای امضا کرد. این همکاری در چارچوب برنامه «اتم برای صلح» دولت دوایت آیزنهاور شکل گرفت؛ ابتکاری که هدف آن گسترش فناوری هستهای غیرنظامی در کشورهای متحد آمریکا بود. در ادامه این همکاری، آمریکا حدود یک دهه بعد یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی به ایران تحویل داد و سوخت هستهای غنیشده مورد نیاز آن را نیز تأمین کرد. این اقدام، نخستین گامهای رسمی ایران در مسیر فناوری هستهای را رقم زد؛ مسیری که در آن زمان، با حمایت کامل غرب همراه بود. ۱۹۶۸؛ تعهد مشترک به منع گسترش سلاح هستهای در سال ۱۹۶۸، ایران و آمریکا در زمره نخستین کشورهایی قرار گرفتند که پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را امضا کردند؛ معاهدهای که دو سال بعد بهطور رسمی اجرایی شد. این پیمان، سنگبنای دیپلماسی هستهای جهان بهشمار میرود و با هدف محدودسازی اشاعه تسلیحات اتمی، در کنار تسهیل دسترسی کشورها به فناوری صلحآمیز هستهای، طراحی شده است. امضای این معاهده از سوی تهران و واشنگتن، بازتابدهنده سطح بالای اعتماد و همکاری میان دو کشور در آن مقطع تاریخی بود. ۱۹۷۲؛ ایران، ستون راهبردی آمریکا در خاورمیانه در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سفری رسمی به تهران، از گسترش بیسابقه همکاریهای نظامی با ایران خبر داد. بر اساس این توافق نانوشته، واشنگتن متعهد شد هر نوع سلاح متعارف مورد نظر حکومت پهلوی (بهجز تسلیحات هستهای) را در اختیار تهران قرار دهد. در مقابل، ایران نقش محوری در حفظ منافع آمریکا و مهار تهدیدهای منطقهای در خاورمیانه بر عهده گرفت. نتیجه این سیاست، تبدیل ایران به یکی از بزرگترین خریداران تسلیحات آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ بود؛ بهگونهای که شاه در اواخر این دهه بیش از ۱۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی، از جمله جنگندههای پیشرفته اف-۱۴، از آمریکا خریداری کرد. این همکاری گسترده، جایگاه ایران را بهعنوان متحد راهبردی واشنگتن در منطقه تثبیت کرد. ۱۹۷۹؛ انقلاب اسلامی و فروپاشی اتحاد دیرینه با وجود ثبات ظاهری روابط ایران و آمریکا در دوران محمدرضا شاه، ساختار اقتدارگرای حکومت، هزینههای سنگین نظامی و گسترش نابرابریهای اجتماعی، بهتدریج مشروعیت سیاسی رژیم را در داخل کشور تضعیف کرد. همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نارضایتی از فساد، موجی از اعتراضات مردمی شکل گرفت که در نهایت به انقلاب اسلامی انجامید. شاه در دیماه ۱۳۵۷ کشور را ترک کرد و نظام سلطنتی عملاً فروپاشید. در بهمن همان سال، آیتالله روحالله خمینی، رهبر نمادین انقلاب، پس از ۱۴ سال تبعید به ایران بازگشت و عملاً رهبری سیاسی کشور را در دست گرفت. همهپرسی فروردین ۱۳۵۸، ایران را به «جمهوری اسلامی» تبدیل کرد و مسیر کشور را از یک پادشاهی طرفدار غرب به نظامی مبتنی بر ایدئولوژی ضدغربی تغییر داد. با تصویب قانون اساسی جدید در آذرماه همان سال، جایگاه رهبری عالی کشور به آیتالله خمینی واگذار شد و ساختار سیاسی تازهای شکل گرفت. بحران گروگانگیری؛ نقطه عطف در تقابل تهران و واشنگتن تنشها میان دو کشور با تصمیم آمریکا برای پذیرش شاه در خاک خود جهت درمان سرطان، وارد مرحلهای تازه شد. این اقدام، خشم بخشی از نیروهای انقلابی و دانشجویان ایرانی را برانگیخت؛ گروهی که معتقد بودند شاه از پاسخگویی در برابر عملکرد گذشتهاش گریخته است. در آبان ۱۳۵۸، این دانشجویان با یورش به سفارت آمریکا در تهران، ۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی را به گروگان گرفتند و خواستار استرداد شاه برای محاکمه شدند. این بحران ۴۴۴ روزه، روابط دو کشور را وارد دورهای طولانی از خصومت، بیاعتمادی و تقابل ساختاری کرد؛ دورهای که آثار آن تا امروز ادامه دارد. ۱۹۸۰؛ شکست عملیات نجات و قطع روابط دیپلماتیک در فروردین ۱۳۵۹، ایالات متحده تلاشی محرمانه برای آزادسازی گروگانهای سفارت خود در تهران انجام داد. این عملیات که با نام «پنجه عقاب» شناخته میشود، به دلیل نقص فنی و شرایط نامساعد در صحرای طبس ناکام ماند و به سانحهای مرگبار انجامید که جان هشت نظامی آمریکایی را گرفت. شکست این مأموریت، ضربهای جدی به اعتبار دولت جیمی کارتر وارد کرد و بحران گروگانگیری را وارد مرحلهای پیچیدهتر ساخت. همزمان با تداوم بنبست سیاسی، کارتر در فروردین همان سال روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد؛ روابطی که تاکنون نیز بهطور رسمی احیا نشده است. در آبان ۱۳۵۹، واشنگتن واردات نفت از ایران را تعلیق کرد. رئیسجمهور آمریکا در توجیه این تصمیم اعلام کرد که ایالات متحده «اجازه نخواهد داد گروگانگیری و خشونت، به ابزاری برای تحمیل مطالبات سیاسی تبدیل شود.» جنگ ایران و عراق؛ تقابل منطقهای در سایه خصومت با آمریکا در همان سال، ایران با بزرگترین چالش امنیتی پس از انقلاب روبهرو شد. ارتش عراق به رهبری صدام حسین با هدف بهرهبرداری از بیثباتی داخلی ایران، حملهای گسترده را آغاز کرد. بغداد در پی تصرف آبراه راهبردی اروندرود و مناطق نفتخیز خوزستان بود. علاوه بر منافع سرزمینی، تنشهای مذهبی نیز در شکلگیری این جنگ نقش داشت؛ بهویژه در شرایطی که آیتالله خمینی بر صدور ایدئولوژی شیعی تأکید میکرد و این مسئله برای حکومت سنیمذهب عراق تهدیدی جدی تلقی میشد. حمله عراق، جنگی هشتساله را رقم زد که صدها هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت و سرانجام با میانجیگری سازمان ملل به آتشبس انجامید. در این منازعه، ایالات متحده از عراق حمایت کرد و کمکهای مالی، آموزشی و فناورانه در اختیار بغداد قرار داد. این حمایت حتی پس از افشای استفاده ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی علیه ایران نیز ادامه یافت؛ مسئلهای که بعدها به یکی از محورهای انتقاد از سیاستهای واشنگتن در منطقه تبدیل شد. ۱۹۸۱؛ پایان بحران گروگانگیری و توافق الجزایر پس از ۴۴۴ روز اسارت، گروگانهای سفارت آمریکا در ۲۹ دی ۱۳۵۹، تنها دقایقی پس از پایان دوره ریاستجمهوری جیمی کارتر و آغاز کار دولت رونالد ریگان، آزاد شدند. این آزادی در چارچوب «توافقنامه الجزایر» انجام گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، ایالات متحده متعهد شد داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند و از مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی کشور خودداری نماید. اگرچه این توافق به یکی از طولانیترین بحرانهای دیپلماتیک قرن بیستم پایان داد، اما به احیای روابط دو کشور منجر نشد و بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجا ماند. ۱۹۸۴؛ قرار گرفتن ایران در فهرست حامیان تروریسم در سال ۱۹۸۴، دولت آمریکا ایران را در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» قرار داد؛ برچسبی که تا امروز نیز پابرجاست و به یکی از پایههای اصلی سیاست تحریمی واشنگتن علیه تهران تبدیل شده است. همزمان، مجموعهای از تحریمها علیه ایران اعمال شد که از جمله مهمترین آنها، ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی بود. این تصمیم، در پی انفجار سال ۱۹۸۳ در مقر نیروهای چندملیتی در بیروت اتخاذ شد؛ حملهای که به کشتهشدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید. دولت آمریکا، این عملیات را به گروههای شیعه مورد حمایت ایران نسبت داد و آن را نشانهای از نقش منطقهای تهران در بیثباتی خاورمیانه دانست. ۱۹۸۶؛ رسوایی ایران–کنترا و دیپلماسی پنهان در میانه دهه ۱۹۸۰، در حالی که فروش تسلیحات به ایران رسماً ممنوع بود، دولت رونالد ریگان بهصورت محرمانه وارد معامله تسلیحاتی با تهران شد. هدف این اقدام، آزادی شهروندان آمریکایی بود که توسط حزبالله لبنان (گروهی مورد حمایت ایران) در این کشور به گروگان گرفته شده بودند. واشنگتن امیدوار بود با ارسال سلاح، مسیر مذاکرات غیررسمی را هموار کند. در عین حال، بخشی از درآمد حاصل از این معاملات، بهطور غیرقانونی برای حمایت مالی از شورشیان راستگرای «کنترا» در نیکاراگوئه استفاده شد؛ اقدامی که برخلاف مصوبه کنگره آمریکا بود. افشای این شبکه پنهانی در سال ۱۹۸۶، به یکی از بزرگترین رسواییهای سیاسی تاریخ معاصر آمریکا انجامید؛ پروندهای که با عنوان «ایران–کنترا» شناخته شد و اعتبار دولت ریگان را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. ۱۹۸۸؛ سرنگونی پرواز ۶۵۵ و یکی از تلخترین نقاط تاریخ روابط در سوم ژوئیه ۱۹۸۸، ناو جنگی آمریکایی «یواساس وینسنس» یک هواپیمای مسافربری ایرانایر را بر فراز تنگه هرمز هدف قرار داد. این هواپیما که از بندرعباس عازم دبی بود، با ۲۹۰ سرنشین، از جمله زنان و کودکان، سقوط کرد و تمامی سرنشینان آن جان باختند. مقامهای آمریکایی اعلام کردند که این هواپیما به اشتباه با یک جنگنده نظامی اشتباه گرفته شده است. تحقیقات رسمی واشنگتن نیز این حادثه را «تراژدی تأسفبار و ناخواسته» توصیف کرد. با این حال، این واقعه به یکی از دردناکترین و ماندگارترین نمادهای بیاعتمادی میان ایران و آمریکا تبدیل شد و همچنان جایگاه ویژهای در حافظه تاریخی ایرانیان دارد. ۱۹۹۵–۱۹۹۶؛ تشدید تحریمها و آغاز فشار ساختاری در میانه دهه ۱۹۹۰، دولت بیل کلینتون سیاست مهار اقتصادی ایران را وارد مرحلهای تازه کرد. در سال ۱۹۹۵، واشنگتن تحریمهای گستردهتری علیه تهران اعمال کرد که شامل ممنوعیت خرید نفت ایران و محدودیت کامل تجارت و سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی بود. یک سال بعد، با تصویب «قانون تحریمهای ایران و لیبی»، دامنه این فشارها فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافت. بر اساس این قانون، شرکتهای غیرآمریکایی که در صنعت نفت و گاز ایران سرمایهگذاری میکردند نیز مشمول مجازات میشدند. این رویکرد، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای تبدیل تحریمها به یک ابزار فراگیر بینالمللی علیه ایران بود؛ ابزاری که در دهههای بعد، به ستون اصلی سیاست آمریکا در قبال تهران تبدیل شد. ۲۰۰۲؛ «محور شرارت» و بازگشت تقابل آشکار در ژانویه ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در نطق سالانه خود در کنگره، ایران را در کنار کره شمالی و عراق، بخشی از «محور شرارت» توصیف کرد. او تهران را به پیگیری تسلیحات کشتارجمعی و حمایت از «تروریسم» متهم کرد و مدعی شد که ساختار سیاسی ایران مانع تحقق آزادیهای مردم این کشور است. این اظهارات با واکنش تند مقامهای ایرانی مواجه شد؛ بهویژه از آن جهت که تهران پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در مبارزه با طالبان در افغانستان تا حدی با آمریکا همکاری کرده بود و هر دو کشور، دشمن مشترکی در این میدان داشتند. افشای تأسیسات هستهای؛ آغاز بحران جدید چند ماه بعد، در اوت ۲۰۰۲، شورای ملی مقاومت ایران از وجود دو تأسیسات هستهای اعلامنشده پرده برداشت: مرکز غنیسازی نطنز و راکتور آبسنگین اراک. این سایتها پیشتر به آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش نشده بودند و افشای آنها، پرونده هستهای ایران را وارد مرحلهای حساس و پرتنش کرد. از این مقطع به بعد، برنامه هستهای ایران به یکی از اصلیترین محورهای تقابل تهران و واشنگتن در عرصه دیپلماسی جهانی تبدیل شد؛ مسیری که سالها بعد به مذاکرات پیچیده و توافقهای موقت و دائمی انجامید. ۲۰۰۳؛ تعلیق غنیسازی و همکاری با آژانس در سال ۲۰۰۳، همزمان با افزایش فشارهای بینالمللی، ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطلاع داد که فعالیتهای مربوط به غنیسازی اورانیوم را بهطور موقت تعلیق میکند. تهران همچنین با اجرای بازرسیهای گستردهتر و سختگیرانهتر از تأسیسات هستهای خود موافقت کرد؛ اقدامی که در آن مقطع، بهعنوان نشانهای از تمایل ایران به کاهش تنش و تعامل دیپلماتیک با غرب تلقی شد. این رویکرد، زمینهساز آغاز مذاکرات هستهای با کشورهای اروپایی و ورود پرونده ایران به فاز جدیدی از دیپلماسی شد. ۲۰۰۷؛ ارزیابی اطلاعاتی و تغییر روایت واشنگتن در سال ۲۰۰۷، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی رسمی اعلام کردند که ایران در سال ۲۰۰۳ فعالیتهای مرتبط با آنچه واشنگتن «برنامه تسلیحات هستهای» مینامید (موسوم به «طرح آماد») را متوقف کرده است. این ارزیابی، تا حدی روایت غالب درباره تهدید فوری هستهای ایران را تعدیل کرد و بحثهای تازهای درباره ماهیت واقعی برنامه هستهای تهران در محافل سیاسی آمریکا برانگیخت. ۲۰۰۹؛ افشای سایت فردو و تشدید نگرانیهای غرب در سال ۲۰۰۹، رهبران آمریکا، فرانسه و بریتانیا بهطور مشترک از وجود تأسیسات غنیسازی فردو پرده برداشتند؛ مرکزی که در عمق کوه و در نزدیکی قم ساخته شده بود. باراک اوباما اعلام کرد که «ابعاد و ساختار این سایت با یک برنامه صرفاً صلحآمیز همخوانی ندارد.» نیکولا سارکوزی، رئیسجمهور وقت فرانسه، نیز آن را نقض آشکار قطعنامههای شورای امنیت و مقررات آژانس توصیف کرد. افشای فردو، موج تازهای از بیاعتمادی را میان ایران و غرب ایجاد کرد و پرونده هستهای را بار دیگر به صدر اولویتهای سیاست خارجی آمریکا بازگرداند. ۲۰۱۳؛ گشایش دیپلماتیک پس از سه دهه سکوت در سپتامبر ۲۰۱۳، باراک اوباما در تماسی تلفنی با حسن روحانی، رئیسجمهور وقت ایران، گفتوگو کرد؛ تماسی که نخستین ارتباط مستقیم در بالاترین سطح سیاسی میان دو کشور پس از بیش از ۳۰ سال محسوب میشد. این تماس، نشانهای نمادین از آغاز فصل تازهای در روابط تهران و واشنگتن بود و امیدها به حلوفصل دیپلماتیک مناقشه هستهای را افزایش داد. دو ماه بعد، در نوامبر همان سال، ایران و گروه ۱+۵ شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان، به توافقی موقت با عنوان «برنامه اقدام مشترک» دست یافتند. این توافق، چارچوب اولیهای برای محدودسازی برنامه هستهای ایران و زمینهساز مذاکرات جامعتر شد. ۲۰۱۵؛ برجام و نقطه اوج دیپلماسی هستهای در سال ۲۰۱۵، توافق موقت ۲۰۱۳ به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام گسترش یافت؛ توافقی که بهعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماسی چندجانبه در دهههای اخیر شناخته میشود. بر اساس این توافق، ایران در ازای لغو تدریجی تحریمها متعهد شد برای مدت ۱۵ سال، سطح غنیسازی اورانیوم را به حداکثر ۳.۷ درصد محدود کند و ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهد؛ رقمی معادل حدود سه درصد میزان پیش از توافق. تهران همچنین پذیرفت نظارتهای گسترده آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بپذیرد؛ امری که هدف آن اطمینان از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران بود. امضای برجام با استقبال گسترده در داخل ایران همراه شد و بسیاری آن را نشانهای از پایان نسبی انزوای بینالمللی کشور تلقی کردند. ۲۰۱۸؛ خروج آمریکا از برجام و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود، به یکی از وعدههای انتخاباتیاش عمل کرد و بهطور یکجانبه از توافق هستهای برجام خارج شد؛ توافقی که او آن را «بدترین معامله تاریخ» توصیف میکرد. واشنگتن پس از این تصمیم، تمامی تحریمهایی را که در چارچوب برجام لغو شده بود، دوباره اعمال کرد و راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت؛ سیاستی که هدف آن، کاهش صادرات نفت ایران به نزدیک صفر و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید بود. در مقابل، سایر طرفهای برجام (از جمله اروپا، روسیه و چین) بهطور رسمی به توافق پایبند ماندند و از بازگرداندن تحریمها خودداری کردند. بر اساس گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تا زمان خروج آمریکا به تعهدات خود پایبند بود. اما پس از آن، تهران بهتدریج محدودیتهای توافق را کنار گذاشت و سطح غنیسازی را افزایش داد؛ بهگونهای که به حدود ۶۰ درصد رسید؛ سطحی که از نظر فنی، فاصله اندکی با غنای مورد نیاز برای سلاح هستهای دارد. ۲۰۱۹؛ قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۹، دولت ترامپ گامی بیسابقه برداشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرتمندترین نهاد نظامی ایران، را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد. این اقدام، نخستینبار بود که آمریکا بخشی از ساختار رسمی یک دولت خارجی را با چنین برچسبی معرفی میکرد؛ تصمیمی که سطح تنش میان دو کشور را به شکل محسوسی افزایش داد و پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای در پی داشت. ۲۰۲۰؛ ترور ژنرال قاسم سلیمانی و نزدیکشدن به آستانه درگیری مستقیم در ژانویه ۲۰۲۰، یک حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد،ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای نظامی ایران، را ترور نمود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، این ژنرال کهنهکار و باتجربه را «مسئول مستقیم و غیرمستقیم حمله به نیروهای امریکایی» دانست و این اقدام را در چارچوب دفاع از منافع امنیتی واشنگتن توجیه کرد. ایران در واکنش، با شلیک دهها موشک به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق پاسخ داد. این تبادل نظامی، دو کشور را تا آستانه یک درگیری گسترده پیش برد، اما هر دو طرف از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کردند. ۲۰۲۱؛ تلاش ناکام برای احیای برجام با روی کار آمدن جو بایدن، دولت آمریکا مسیر دیپلماسی را بار دیگر در پیش گرفت و مذاکرات غیرمستقیم با ایران را در وین آغاز کرد. هدف این گفتوگوها، بازگرداندن دو طرف به تعهدات برجامی و احیای توافق هستهای بود. با این حال، پس از چندین دور مذاکره فشرده، اختلافات بر سر تحریمها، تضمینها و تعهدات متقابل مانع از دستیابی به توافق نهایی شد. در نتیجه، روند احیای برجام در وضعیت تعلیق باقی ماند. ۲۰۲۳؛ تبادل زندانیان و دیپلماسی محدود انسانی در سال ۲۰۲۳، ایران و آمریکا با میانجیگری کشورهایی مانند عمان و قطر، به توافقی برای تبادل زندانیان دست یافتند و هر یک پنج زندانی را آزاد کردند. در چارچوب این توافق، دولت بایدن مجوز انتقال حدود ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در کره جنوبی به قطر را صادر کرد. واشنگتن تأکید داشت که این منابع صرفاً برای اهداف بشردوستانه، از جمله تأمین دارو و مواد غذایی، قابل استفاده است. با این حال، این توافق در داخل آمریکا با انتقاد شدید جمهوریخواهان روبهرو شد. منتقدان، این اقدام را نوعی «پرداخت باج» به دولتی خصمانه توصیف کردند و نسبت به پیامدهای سیاسی آن هشدار دادند. ۲۰۲۵؛ بازگشت ترامپ، دیپلماسی پرتنش و سایه درگیری نظامی در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ که بار دیگر به ریاستجمهوری رسیده بود، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» خواستار آغاز فوری مذاکرات برای دستیابی به یک «توافق صلح هستهایِ قابل راستیآزمایی» شد. او در ماه مارس، با ارسال نامهای به آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ضربالاجلی دوماهه برای دستیابی به توافق جدید تعیین کرد. همزمان، سیاست «فشار حداکثری» بار دیگر فعال شد و اجرای سختگیرانهتر تحریمها در دستور کار قرار گرفت. در آوریل، مذاکرات تازهای با هدایت استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آغاز شد. یکی از اصلیترین نقاط اختلاف، میزان مجاز غنیسازی اورانیوم بود؛ مسئلهای که به گره اصلی گفتوگوها تبدیل شد. ارزیابی اطلاعاتی و تشدید بحران منطقهای در گزارش سالانه نهادهای اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران در آن مقطع در حال ساخت سلاح هستهای نیست، هرچند فشارهای داخلی برای حرکت در این مسیر افزایش یافته است. قرار بود ششمین دور مذاکرات در اواسط ژوئن برگزار شود که حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، این روند را متوقف کرد. اندکی بعد، آمریکا نیز به این عملیات پیوست و سه مرکز کلیدی، از جمله فردو و نطنز، را هدف قرار داد. در این حملات، واشنگتن برای نخستینبار از قدرتمندترین بمبهای نفوذگر خود موسوم به «بانکر باستر» در عملیات رزمی استفاده کرد. ایران در پاسخ، پایگاه نظامی العدید آمریکا در قطر را هدف حمله موشکی قرار داد. مقامهای قطری اعلام کردند که این حمله رهگیری شده و پایگاه پیشتر تخلیه شده بود. تقابل کنترلشده؛ جنگی که رخ نداد به گفته زیاض داوود، اقتصاددان ارشد بلومبرگ، واکنش ایران «بیش از آنکه مقدمه یک جنگ گسترده باشد، جنبه نمادین داشت.» او تأکید کرد که هشدارهای قبلی، بستهشدن حریم هوایی قطر و اطلاعرسانی آمریکا به شهروندانش، نشان میداد که دو طرف تلاش کردهاند سطح تنش را کنترلشده نگه دارند. “ «تحولات سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که روابط ایران و آمریکا، همچنان در تعادلی شکننده میان دیپلماسی، فشار و تقابل نظامی قرار داشت؛ تعادلی که آینده آن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سیاسی و محاسبات راهبردی دو طرف وابسته بود.» محمد زمانی ۲۰۲۶؛ اعتراضات داخلی، فشار خارجی و پیوند دوباره با پرونده هستهای در پی سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر سال ۲۰۲۵، موجی از اعتراضات که از ۲۸ دسامبر در تهران آغاز شده بود، بهسرعت سراسر کشور را فرا گرفت. این تجمعات، به یکی از گستردهترین چالشهای داخلی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر تبدیل شد. مقامهای ایرانی با اعمال محدودیت گسترده بر اینترنت و ارتباطات، استقرار نیروهای امنیتی و اعمال نوعی وضعیت فوقالعاده، به این اعتراضات واکنش نشان دادند. گزارشات از کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از ایرانیان در پی این اعتراضات حکایت داشت. تهدید نظامی و بازگشت دیپلماسی تحت فشار در پی این اعتراضات خونین، دونالد ترامپ با استناد به نحوه برخورد حکومت ایران با معترضان، احتمال اقدام نظامی آمریکا را مطرح کرد. در اواخر ژانویه، او دستور اعزام یک ناوگروه نظامی به خاورمیانه به رهبری ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» را صادر کرد و اعلام کرد که این نیرو «در صورت لزوم، آماده اقدام سریع و قاطع» است. ترامپ در ادامه، این نمایش قدرت را مستقیماً به مذاکرات هستهای گره زد و هشدار داد که فرصت ایران برای پذیرش توافق جدید رو به پایان است. او همچنین بار دیگر مدعی شد که حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران، توانمندیهای اتمی کشور را بهطور کامل از بین برده است. این تحولات در این مقاله از یوتوتایمز نشان میدهد که در سال ۲۰۲۶، روابط ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری در تلاقی بحران داخلی، فشار خارجی و بنبست هستهای قرار گرفته است؛ وضعیتی ناپایدار که همچنان آیندهای مبهم پیش روی دو کشور ترسیم میکند. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر انقلاب، در مصاحبه با شبکه المیادین لبنان هشداری جدی به اسرائیل داد. وی با تاکید بر آمادگی ایران اعلام کرد: «هرگونه اقدام با نیت خصمانه از سوی دشمن، با پاسخی مناسب، موثر و بازدارنده مواجه خواهد شد.» شمخانی در ادامه تصریح کرد که این پاسخ شامل آسیب رساندن به عمق رژیم صهیونیستی خواهد بود. این اظهارات در حالی مطرح میشود که تنشها در منطقه به اوج خود رسیده است.
سید عباس عراقچی: امیدوارم به چارچوبی برای مذاکرات با کرامت برسیم. تهران توان دفاعی خود را حفظ و گسترش خواهد داد.
در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، خبرگزاری اسرائیلی Ynet گزارش داد که یک ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به بندر جنوبی ایلات در اسرائیل پهلو گرفته است. این حضور ناوشکن از پیش برنامهریزی شده بود و بخشی از همکاریهای نظامی میان ارتشهای اسرائیل و ایالات متحده به شمار میرود.
در یک نگاه ترامپ قصد گفتگو با ایران را اعلام کرد. ترکیب هشدار نظامی با باز شدن درهای دیپلماسی. نگرانی بازارها از نوسانات قیمت نفت به دلیل تنشها. عدم اعلام جزئیات زمان و نحوه مذاکرات. واکنش رسمی ایران هنوز منتشر نشده است. رئیسجمهور دونالد ترامپ روز پنجشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، اعلام کرد که قصد دارد با ایران گفتگو کند، در حالی که تنشهای نظامی بین دو طرف در حال افزایش است. ترامپ در صحبت با خبرنگاران در واشنگتن، برنامه گفتوگوها را در حالی مطرح کرد که نیروهای نظامی آمریکا به ویژه ناوهای بزرگ و قدرتمندی به سمت منطقه در حرکت هستند. او تأکید کرد که ترجیح میدهد از بهکارگیری این نیروها اجتناب شود. این اظهارات ترکیبی از هشدار نظامی و باز شدن درهای دیپلماسی است؛ رویکردی که ترامپ در سیاست خارجی خود بارها به کار برده است. با تأکید بر حضور نظامی در کنار اعلام آمادگی برای مذاکره، ترامپ تلاش میکند هم بازدارندگی را حفظ کند و هم امکان کاهش تنشها را فراهم آورد. روابط آمریکا و ایران در شرایطی حساس و پرتنش در خاورمیانه قرار دارد و افزایش فعالیتهای نظامی آمریکا نگرانیهایی درباره احتمال اشتباه محاسباتی به ویژه در مسیرهای حیاتی انرژی جهان به وجود آورده است. در این زمینه، اظهارات ترامپ میتواند تلاشی برای کاهش ریسک تشدید تنشها در حالی باشد که آمریکا همچنان از موضع قدرت برخورد میکند. بازارها به ویژه فعالان حوزه انرژی، با دقت تحولات را دنبال میکنند، چرا که هر نشانهای از گفتگو میتواند به کاهش نوسانات قیمت نفت کمک کند، در حالی که افزایش تنشها معمولاً باعث افزایش ریسک و نوسان در بازارهای نفت میشود. ترامپ جزئیات بیشتری درباره زمان، شکل یا دامنه مذاکرات ارائه نکرد و مشخص نیست که آیا واسطهای در این گفتگوها نقش خواهد داشت یا خیر. مقامات ایرانی نیز تاکنون واکنشی رسمی به این اظهارات نشان ندادهاند. این بیانیه اگرچه به معنای تغییر سیاست نیست، اما نویدبخش امکان دیپلماسی در شرایطی است که تنشها در بالاترین سطح قرار دارد. نتیجه این مذاکرات و تأثیر آن بر روابط دو کشور، در هفتههای آینده برای ارزیابی ریسکهای ژئوپلیتیکی و بازارها بسیار مهم خواهد بود.
بیتکوین امروز ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ به زیر ۸۲,۰۰۰ دلار سقوط کرده است. در ۲۴ ساعت گذشته، حدود ۱.۷۵ میلیارد دلار از بازار رمزارزها لیکوئید شده و تنها در ۳۰ دقیقه اخیر، ۷۷۰ میلیون دلار موقعیت لانگ در بازار کریپتو از بین رفته است. این نوسانات شدید نشاندهنده شرایط پرتنش بازار رمزارزهاست و معاملهگران باید با احتیاط بیشتری عمل کنند.
هگست، وزیر جنگ ایالات متحده درباره ایران: آنها تمام گزینهها را برای انجام توافق دارند، اما ما آماده اقدام خواهیم بود.
در یک نگاه قیمت نفت به بالاترین سطح چهار ماه اخیر رسید: نفت برنت به ۶۹.۵۵ دلار و نفت خام آمریکا به ۶۵.۴۳ دلار در هر بشکه افزایش یافت.. تنشهای ژئوپلیتیکی آمریکا و ایران: تهدیدهای نظامی ترامپ و رد درخواست مذاکره ایران، نگرانی از اختلال در عرضه نفت ایران را افزایش داده است. اختلالات تولید در آمریکا: طوفان زمستانی تولید نفت و صادرات را کاهش داد و ذخایر نفت آمریکا بیش از پیشبینیها پایین آمد. قیمت نفت در روز پنجشنبه 9 بهمن به بالاترین سطح چهار ماه اخیر رسید و با ادامه روند صعودی، نگرانیها از احتمال اختلال در عرضه نفت ایران، یکی از تولیدکنندگان کلیدی خاورمیانه، در سایه تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی با آمریکا، باعث افزایش بیشتر قیمتها شد. در ساعت ۱۰:۵۸ به وقت شرقی (۱۹:۲۸ به وقت ایران)، قراردادهای آتی نفت برنت برای ماه مارس با ۳.۲ درصد افزایش به ۶۹.۵۵ دلار در هر بشکه رسید و پیشتر تا ۷۰.۵۸ دلار در هر بشکه بالا رفته بود که بالاترین سطح از اواخر سپتامبر محسوب میشود. قراردادهای آتی نفت خام وست تگزاس اینترمدیت نیز با ۳.۵ درصد افزایش به ۶۵.۴۳ دلار در هر بشکه رسید و پیشتر به بالای ۶۶ دلار، بالاترین سطح چهار ماه گذشته، دست یافته بود. هر دو قرارداد طی هفته گذشته حدود ۹ درصد افزایش یافتهاند. تشدید تنشها میان آمریکا و ایران گزارشهای اواخر روز چهارشنبه حاکی از آن بود که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در حال بررسی گزینههای نظامی جدید علیه ایران است، از جمله حملات احتمالی به رهبران و تأسیسات هستهای این کشور. پیشتر، ترامپ از ایران خواسته بود که دوباره با آمریکا وارد مذاکره شود و برنامه هستهای خود را متوقف کند، اما تهران این درخواستها را رد کرده و تهدید به مقابله کرده است. این تنشها تنها چند روز پس از ورود کشتیهای آمریکایی به خاورمیانه رخ داد و ترامپ اخیراً اعلام کرد که یک ناوگان دیگر نیز در مسیر رسیدن به این منطقه است. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه باعث شد معاملهگران ریسک بیشتری را به قیمت نفت اضافه کنند، زیرا بازارها نگران اختلال احتمالی در تولید نفت ایران در صورت بروز هرگونه درگیری بودند. ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ اوپک است و روزانه ۳.۲ میلیون بشکه نفت تولید میکند. ✔️ بیشتر بخوانید: گفتگوهای پشتپرده ایران و آمریکا؛ تلاش برای بازگشت به میز مذاکره بر اساس دادههای یوتوتایمز: « این مهمترین نگرانی فوری در زمینه عرضه نفت است، با این حال، نگرانیهایی نیز درباره تأثیر آن بر عرضه نفت منطقه وجود دارد. هرگونه تشدید تنش ممکن است جریان نفت خلیج فارس از تنگه هرمز، که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند، را در معرض خطر قرار دهد.» با این حال، تحلیلگران معتقدند: «ترامپ تنها یک هدف دارد: توافق هستهای با ایران و هیچ چیز دیگر» و بنابراین احتمال اختلال در عرضه نفت ایران را با وجود استقرار ناوگان آمریکایی در منطقه کم میدانند. آنها افزودند: «ما تقریباً هرگونه کمپین بمباران گسترده آمریکا علیه ایران را منتفی میدانیم، زیرا هدف استراتژیک آن به وضوح مشخص نیست. هدف اصلی ترامپ همچنان خنثیسازی برنامه هستهای ایران است، نه تغییر رژیم.» این موسسه اضافه کرد که قیمت نفت ممکن است در کوتاهمدت افزایش یابد، اما این رشد کوتاهمدت خواهد بود و شاید تنها برای چند هفته ادامه داشته باشد. اختلال تولید نفت در آمریکا و کاهش ذخایر به دلیل طوفان زمستانی قیمت نفت این هفته همچنین تحت تأثیر طوفان زمستانی که بارش سنگین برف و دمای زیر صفر را در گستره وسیعی از آمریکا ایجاد کرد و تولید نفت را مختل نمود، افزایش یافت. گزارشها نشان داد که در هفته گذشته حداقل دو میلیون بشکه نفت خام در روز از چرخه تولید خارج شده و صادرات از سواحل خلیج نیز دچار اختلال شد. اختلالات طولانیمدت تولید انتظار میرود عرضه نفت آمریکا را محدود کند و کاهش غیرمنتظره موجودی نفت آمریکا نشان میدهد که چنین روندی در حال وقوع است. دادههای دولتی نشان داد که ذخایر نفت آمریکا تا هفته منتهی به ۲۳ ژانویه، ۲.۲۹۵ میلیون بشکه کاهش یافته است، در حالی که پیشبینیها کاهش تنها ۰.۲ میلیون بشکه را نشان میداد. تحلیلگران گفتند: «این کاهش ناشی از کاهش ۸۰۵ هزار بشکه در روز واردات و افزایش ۹۰۱ هزار بشکه در روز صادرات است. تأثیر اولیه طوفان اخیر زمستانی در اعداد منعکس شده است، به طوری که تولید نفت خام در ۴۸ ایالت پایینتر به میزان ۴۲ هزار بشکه در روز کاهش یافته و پالایشگاهها نیز نرخ بهرهبرداری خود را ۲.۴ درصد کاهش داده و به ۹۰.۹ درصد رساندهاند.» بر اساس جمعبندی تیم یوتوتایمز، قیمت نفت در روز پنجشنبه ۹ بهمن به بالاترین سطح چهار ماه اخیر رسید و روند صعودی آن تحت تأثیر دو عامل اصلی قرار گرفت: تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی میان آمریکا و ایران و اختلال در تولید و کاهش ذخایر نفت آمریکا به دلیل طوفان زمستانی. نگرانیها از احتمال محدود شدن عرضه نفت ایران، یکی از تولیدکنندگان کلیدی اوپک، و نقش تنگه هرمز در انتقال نفت خلیج فارس باعث افزایش ریسک در بازار و رشد قیمتها شد. با این حال، تحلیلگران معتقدند احتمال حمله گسترده آمریکا به ایران کم است و افزایش قیمت نفت در کوتاهمدت ادامه خواهد داشت، اما اثرات بلندمدت آن محدود خواهد بود. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.
پس از اینکه رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، روز گذشته ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، هشدار داد که فرصت ایران برای رسیدن به توافق هستهای رو به پایان است، قیمت نفت به بالاترین سطح خود در چهار ماه گذشته رسید. این تنشهای سیاسی در خاورمیانه باعث افزایش نگرانیها درباره عرضه نفت شده و بازارها را تحت تاثیر قرار داده است. افزایش قیمت نفت میتواند تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد جهانی و بازار انرژی داشته باشد.
امروز ۹ بهمن ۱۴۰۴، قیمت تتر در ایران با یک جهش نفسگیر به مرز ۱۷۰ هزار تومان رسید! این رکوردشکنی تحت تاثیر فشارهای تورمی شدید، ریسکهای ژئوپلیتیک رو به افزایش و برنامههای اقتصادی جدید دولت رخ داد که بازار ارز را به مرز انفجار رسانده است. کارشناسان میگویند این عوامل محرک، تقاضا برای تتر را چند برابر کرده و پیشبینی میکنند اگر سیاستها تغییر نکند، سقفهای بالاتری هم شکسته شود. سرمایهگذاران هوشیار باشید!
در یک نگاه ترامپ به ایران هشدار داده یا باید توافق هستهای با آمریکا را بپذیرد یا با حملاتی نظامی شدیدتر از تابستان گذشته مواجه شود. ایران آماده گفتوگو بر اساس احترام متقابل است اما هشدار داده در صورت فشار، با قدرت دفاع خواهد کرد. قیمت نفت برنت به بالاترین سطح چهار ماه اخیر، بیش از ۶۹ دلار در هر بشکه، رسیده است. ریال ایران پس از دو هفته ثبات، دوباره سقوط کرده و به حدود ۱.۶ میلیون ریال در برابر دلار آمریکا رسیده است. براساس گزارش بلومبرگ، ترامپ به ایران هشدار داده که یا باید توافق هستهای با آمریکا را بپذیرد یا با حملاتی نظامی روبرو شود که بسیار شدیدتر از حملات تابستان گذشته خواهد بود. ترامپ در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴ در شبکه اجتماعی خود اعلام کرده که ناوگان آمریکایی به فرماندهی ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln آماده است تا در صورت لزوم با سرعت و قدرت وارد عمل شود. ترامپ امیدوار است ایران سریعاً به میز مذاکره بیاید و توافقی عادلانه بدون سلاح هستهای حاصل شود. از سوی دیگر، ایران اعلام کرده که آماده گفتوگو بر اساس احترام متقابل است، اما هشدار داده اگر تحت فشار قرار گیرد، «بلافاصله و با قدرت» دفاع خواهد کرد. وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، با مقامات منطقهای درباره وضعیت رو به تشدید تماس گرفته است. ترامپ پیشتر برنامه هستهای ایران را در حملات سال گذشته «از بین رفته» خوانده بود اما این بار در پیام اخیر خود به موضوعاتی مثل توقف غنیسازی اورانیوم، برنامه موشکی یا حمایت از گروههای نیابتی اشاره کرده که پیشتر از شروط آمریکا بودند. افزایش قیمت نفت این تنشها باعث افزایش قیمت نفت شده و بهای نفت برنت به بالاترین سطح چهار ماه اخیر، یعنی بیش از ۶۹ دلار در هر بشکه، رسیده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز تاکید کرده که افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه اقدامی هوشمندانه است تا از نیروهای آمریکایی در برابر تهدید موشکها و پهپادهای ایران محافظت شود. با این حال، ترامپ در روزهای اخیر درباره احتمال حمله نظامی به ایران تردید نشان داده و گفته که شاید حملهای انجام ندهد اگر ایران برخی از بازداشتشدگان اعتراضات را آزاد کند. کارشناسان اقتصادی هم معتقدند که احتمال حمله به ایران وجود دارد مگر اینکه تهران خواستههای گسترده آمریکا برای توقف برنامه هستهای را بپذیرد که به نظر نمیرسد این اتفاق به زودی بیفتد. افت ریال ریال ایران هم پس از دو هفته ثبات، دوباره روند نزولی خود را از سر گرفته و در روز چهارشنبه به رکورد تازهای حدود ۱.۶ میلیون ریال در برابر هر دلار آمریکا رسید، طبق گزارش سایت bonbast.com که نرخ ارز در بازار سیاه را رصد میکند. سقوط ارزش ریال در دسامبر گذشته باعث آغاز اعتراضات گسترده در کشور شد. دیپلماسی فعال ایران در تلاش برای جلوگیری از تشدید تنشها با آمریکا، دیپلماسی خود را با قدرتهای کلیدی منطقه افزایش داده است. عباس عراقچی روز چهارشنبه با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر و بدر عبدالعاطی، دیپلمات ارشد مصر، تماس گرفت. همچنین طبق گزارش خبرگزاری نیمهرسمی تسنیم، عراقچی با همتای ترکیهای خود، حکان فیدان، گفتگو کرده است. در همین حال، بدر عبدالعاطی با فرستاده ویژه آمریکا، استیو ویتکاف، درباره ایران و «ایجاد شرایط برای از سرگیری گفتوگو میان واشنگتن و تهران» صحبت کرده است. نخستوزیر قطر همچنین با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گفتوگو داشته است. ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، نیز روز سهشنبه اعلام کرد که اجازه نخواهد داد هیچ بخشی از خاک یا حریم هوایی این کشور برای حملات نظامی علیه ایران استفاده شود. ویتکاف و عراقچی پیشتر مذاکرات مربوط به برنامه هستهای ایران را رهبری میکردند که پس از حملات اسرائیل و آمریکا متوقف شد. منبع: بلومبرگ
ترامپ: ناوگان بزرگتری نسبت به آنچه به ونزوئلا فرستاده شد، در حال حرکت به سمت ایران است. این ناوگان به سرعت در حال حرکت است. حمله بعدی به ایران بسیار بدتر خواهد بود. زمان برای ایران در حال تمام شدن است. امیدوارم ایران به زودی «به میز مذاکره بیاید.» حمله بعدی بدتر از حمله به سایتهای هستهای خواهد بود. ایران نمیتواند سلاحهای هستهای داشته باشد.
بازارهای مالی ایران امروز، ۸ بهمن ۱۴۰۴، نیز در فضای سنگین نااطمینانی و ریسکگریزی به کار خود ادامه دادند. همزمان با تداوم ضعف بورس تهران، دلار در بازار آزاد از مرز ۱۵۷ هزار تومان عبور کرد و قیمت طلا ۱۸ عیار به آستانه ۲۰ میلیون تومان رسید؛ نشانهای روشن از جابهجایی سرمایهها به سمت داراییهای امن. بورس تهران؛ هفتهای کاملاً نزولی و نبرد روی حمایت ۴ میلیون واحد بورس ایران این هفته را بهطور کامل در مسیر نزولی سپری کرده است.اگرچه شاخص کل امروز همچنان در محدوده حمایت حساس ۴ میلیون واحدی نوسان میکند، اما ضعف تقاضا و فشار فروش نشان میدهد اعتماد سرمایهگذاران به بازار سهام کاهش یافته است. افت ارزش معاملات و خروج نقدینگی، این پیام را مخابره میکند که بازار سهام فعلاً توان بازیابی قوی در کوتاهمدت را ندارد. دلار آزاد؛ عبور از ۱۵۷ هزار تومان در بازار ارز، دلار آزاد امروز از سطح ۱۵۷ هزار تومان عبور کرد؛ حرکتی که بیش از آنکه ناشی از متغیرهای کوتاهمدت باشد، ریشه در: افزایش انتظارات تورمی تشدید ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیکی و کاهش اطمینان به آینده بازارهای ریالی دارد. عبور دلار از این سطح، سیگنال روانی مهمی برای سایر بازارها محسوب میشود. طلا؛ مقصد اصلی سرمایهها در فضای نااطمینانی همزمان با رشد دلار و تداوم تنشها، قیمت هر گرم طلا ۱۸ عیار امروز به نزدیکی ۲۰ میلیون تومان رسید.افزایش تقاضا برای طلا و صندوقهای مبتنی بر طلا در بورس، نشان میدهد سرمایهگذاران بار دیگر استراتژی حفظ ارزش دارایی را در اولویت قرار دادهاند. چرا ریسکگریزی در بازار ایران تشدید شده است؟ مجموعهای از عوامل باعث شدهاند بازار ایران وارد فاز Risk-Off شود: تنشهای سیاسی و خارجی، بهویژه در روابط با آمریکا ناپایداری انتظارات اقتصادی تضعیف بورس و نبود محرک قوی صعودی و رشد همزمان دلار و طلا در چنین شرایطی، رفتار بازار کاملاً قابل پیشبینی است:خروج از سهام، ورود به ارز و طلا. جمعبندی یوتو تایمز آنچه امروز در بازار ایران میبینیم، یک تصویر واحد دارد: بورس ضعیف و نزولی دلار در مسیر صعودی طلا در آستانه رکوردهای جدید این ترکیب نشان میدهد ریسکگریزی به فاز حداکثری نزدیک شده و تا زمانی که ابهامهای سیاسی و اقتصادی کاهش نیابد، طلا و ارز همچنان در کانون توجه سرمایهگذاران باقی خواهند ماند.
روز سهشنبه، ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، فروش دلار در تمامی جبههها ادامه یافت. هیچ کاتالیست جدیدی برای این حرکت وجود نداشت و اظهارات رئیسجمهور ترامپ مبنی بر اینکه نگران ضعف دلار نیست، در پایان روز منتشر شد. اگر خریداران تصمیم به افزایش نسبتهای پوشش دلار خود به دلیل ریسکهای سیاسی ایالات متحده و احساس اینکه واشنگتن خواهان دلار ضعیفتر است، گرفته باشند، ایستادن در برابر این روند منطقی نخواهد بود. دلار: شکستن حمایتهای اصلی – احتمال کاهش ۳ درصدی دیگر دلار دیروز در تمامی بازارها کاهش یافت. این حرکت نه ناشی از بازدهیهای ایالات متحده و نه از عملکرد ضعیف بازارهای دارایی ایالات متحده بود. بلکه به نظر میرسد این حرکت تحت تأثیر تصمیمگیرندگان ارزی بوده است؛ چه مدیران دارایی که در حال پوشش ریسکهای ایالات متحده هستند و چه جامعه سفتهباز (هزینهکردهای هجفاندها و CTAs) که به اضافه کردن موقعیتهای شورت (فروش) دلار در شکست محدودهها پرداختهاند. پیامدهای احتمال مشارکت فدرال رزرو در مداخله USDJPY همچنان در بازار نفوذ دارد. آیا دولت ایالات متحده صرفاً خواهان یوان قویتر است تا به تثبیت بازار اوراق قرضه ژاپن و خزانهداری ایالات متحده کمک کند؟ یا آیا ایالات متحده خواهان دلار ضعیفتر به طور کلی به منظور رقابت است، در زمانی که مصرفکننده آمریکایی تحت فشار قرار گرفته است؟ در گذشته، معمولاً دولتهای جمهوریخواه ترجیح میدادند که دلار ضعیفتر باشد. عدم نگرانی رئیسجمهور ترامپ درباره ضعف دلار در اظهارات دیروز، نظریه دوم را تقویت میکند. به احتمال زیاد، اکنون سؤالات جدیدی برای اسکات بسنت درباره سیاست دلار خزانهداری ایالات متحده مطرح خواهد شد. ما انتظار نداشتیم که این فروش دلار به این سرعت اتفاق بیفتد. عملکرد دلار در حول جلسه FOMC امشب آموزنده خواهد بود. نظر ما این است که اگر فدرال به سمت توقف حرکت کند، ممکن است از دلار حمایت کند. با این حال، اگر هر گونه افزایش ضعیف باشد و دلار در نهایت در روز کاهش یابد، حتی اگر بازدهیهای کوتاهمدت ایالات متحده افزایش یابد، این نشاندهنده حرکت بسیار منفی دلار خواهد بود. علاوه بر این، امشب پس از بسته شدن بازار ایالات متحده، گزارش درآمدزایی متا، مایکروسافت و تسلا منتشر خواهد شد. هر گونه عدم موفقیت در اینجا میتواند منبع دیگری برای ضعف دلار باشد، جایی که بسیاری از مصرفکنندگان آمریکایی به بازار سهام وابسته هستند. با این حال، شایان ذکر است که سازنده تراشه هلندی ASML نتایج قوی را منتشر کرده است. اگر DXY بتواند به طور کامل از کفهای سال گذشته نزدیک به ۹۶.۲۰ عبور کند، ممکن است در مسیر کاهش ۳ درصدی دیگر دلار قرار بگیریم. تأیید این موضوع با اصول دشوار است، اما اکنون بار مسئولیت بر دوش دلار است تا خلاف آن را ثابت کند. یورو: نظارت بر وضعیت در برجهای ECB این آموزنده بود که وقتی EURUSD دیروز بالاتر رفت، نرخهای مبادلهای کوتاهمدت یورو کاهش یافت. یکی از تهدیدات برای چشمانداز سیاست خنثی بانک مرکزی اروپا(ECB)، یورو قویتر بوده است. و حرکات قیمت EURUSD دیروز نشان میدهد که ممکن است داویشهای ECB حق داشته باشند که نگران باشند که یک یورو قویتر ممکن است آنها را به هدف تورمی خود برساند. ما فکر میکنیم که این قطعاً داستان برای قیمتگذاری سیاست بانک ملی سوئیس است. فرانک سوئیس به عنوان یک پوشش برای تجارت تضعیف دلار و همچنین برای ریسک مالی گستردهتر تقاضای قوی دارد. نرخ OIS یک ماهه سوئیس، که شش ماه جلوتر قیمتگذاری شده، اکنون حدود -۱۰ نقطه پایه است با انتظاراتی مبنی بر اینکه بانک ملی سوئیس ممکن است مجبور شود نرخ سیاست را دوباره منفی کند. افزایش قیمت نفت خام به دلیل ریسک درگیری در ایران برای یورو مثبت نیست. اما بیایید ببینیم آیا داستان شکست دلار غالبتر خواهد بود. عدم موفقیت EURUSD در بازگشت به زیر ۱.۱۹۱۰/۲۰ اکنون حرکت صعودی را حفظ میکند. در واقع، به نظر میرسد که گپ بالاتر روز دوشنبه میتواند یک «گپ بولیش» بسیار صعودی باشد که ممکن است حرکت را تا ۱.۲۳/۲۴ گسترش دهد، هرچند که این به نظر بعید میرسد. بازار آپشن ارزی قطعاً در اینجا نگران است. منبع: ING
تتر، که به عنوان یکی از بزرگترین ارزهای دیجیتال شناخته میشود، اکنون به عنوان بزرگترین دارنده طلا در جهان خارج از بانکها و کشورهای ملی شناخته میشود. این شرکت بیش از 140 تن طلا به ارزش تقریبی 23 میلیارد دلار را در یک پناهگاه هستهای در سوئیس ذخیره کرده است. این اقدام تتر نشاندهنده تلاشهای این شرکت برای تنوعبخشی به داراییهای خود و افزایش امنیت مالی آن است. ذخیرهسازی طلا در یک پناهگاه هستهای نه تنها امنیت فیزیکی را افزایش میدهد بلکه به تتر اجازه میدهد تا در برابر نوسانات بازارهای مالی و اقتصادی محافظت شود. با توجه به شرایط ناپایدار اقتصادی و افزایش تقاضا برای داراییهای امن، تتر امیدوار است که این سرمایهگذاری به تقویت اعتبار و ثبات مالی خود کمک کند. تتر با این اقدام، نه تنها به افزایش ذخایر طلای خود ادامه میدهد، بلکه نشاندهنده تغییرات جدید در نحوه مدیریت داراییها توسط شرکتهای بزرگ مالی است. این حرکت میتواند الگویی برای سایر شرکتها باشد که به دنبال راههای جدید برای محافظت از سرمایههای خود هستند.
دونالد ترامپ اعلام کرده که در حال کار روی توافقی درباره سوخت E15 است و قول داده که در صورت تصویب، این لایحه را بدون هیچ تأخیری امضا خواهد کرد. همچنین او به زودی نامزد ریاست فدرال رزرو را معرفی خواهد کرد و خبر داده که یک ناوگان نظامی هماکنون در حال حرکت به سمت ایران است.
ضعف قیمت نفت خام در طول سال گذشته دلیل بزرگی برای کاهش تورم آمریکا بود، اما از آغاز امسال این روند معکوس شده است. نفت خام از ۵۶ دلار در ابتدای سال به ۶۲ دلار در قرارداد ماه آوریل رسیده است. قیمت نفت امروز ۱.۷۷ دلار یا نزدیک به ۳ درصد افزایش یافته است. این کالا در حال آزمایش سقفهای قیمتی امسال و نزدیک شدن به بهترین سطوح خود از ماه اکتبر است. رشد قیمت نفت با توجه به اینکه بسیاری از دادهها نشاندهنده مازاد عرضه در جهان هستند، یک سورپرایز محسوب میشود. اواخر امروز گزارش جدید موجودی بخش خصوصی (API) و فردا دادههای رسمی منتشر خواهد شد. در ماه گذشته، هر دو گزارش نشاندهنده افزایش شدید موجودی بنزین آمریکا بودند. با پر شدن این ذخایر، پالایشگاهها در نهایت خرید نفت را کاهش خواهند داد که منجر به حذف خریداران حاشیهای میشود. یک زنگ خطر دیگر از سوی «شاخص اعتماد مصرفکننده آمریکا» میآید که امروز به پایینترین سطح ۱۱ سال اخیر رسید. اگر این موضوع به کاهش مسافرت و رانندگی در تابستان منجر شود، تقاضای نفت را لنگ خواهد کرد. با این حال، محرک احتمالی رشد امروز در سمت عرضه نهفته است. دمای سرد در آمریکا باعث یخزدگی در دهانه چاهها و کاهش تولید در این هفته شده است. همچنین تقاضا برای نفت کوره در مناطقی که از آن برای گرمایش استفاده میکنند، افزایش یافته است. در تصویر بزرگتر، ترامپ بارها درباره ناوگانی که به سمت ایران میفرستد صحبت کرده و همزمان مواضع حداکثری در مذاکرات گرفته و خواستار حذف تمام اورانیوم غنیشده ایران است. پیشبینی آینده دشوار است، اما همواره این ریسک وجود دارد که صنعت نفت ایران در یک درگیری فلج شود. از نظر موقعیتهای معاملاتی (Positioning)، دادههای عمومی نشان میدهد که سمت فروش (Short) بسیار شلوغ است؛ بنابراین شکست سطح ۶۲.۵۰ دلار میتواند منجر به پوشش ریسک فروشندگان (Short Covering) و ایجاد مومنتوم برای نفت خام شود. قطعاً خریدارانبازار نفت در حال حاضر با حسرت به مجموعه فلزات گرانبها نگاه میکنند.
بازارهای مالی ایران امروز تحت تأثیر افزایش تنشهای سیاسی با ایالات متحده، شاهد موج جدیدی از ریسکگریزی بودند. شاخص کل بورس تهران با افت ۱۰۳ هزار واحدی به سطح ۴ میلیون و ۱۱ هزار واحد رسید؛ معادل کاهش ۲.۵۲ درصدی در یک روز. این افت در حالی رخ داد که قیمت دلار در بازار آزاد به ۱۵۰ هزار تومان رسید و هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز از ۱۸ میلیون تومان عبور کرد — رکوردهایی که نشاندهنده افزایش تقاضا برای داراییهای امن و خروج سرمایه از بازار سهام هستند. شاخص کل در مسیر اصلاح بر اساس نمودار عملکرد شاخص کل، پس از رشد پرشتاب در ماههای مهر تا دی، اکنون بازار وارد فاز اصلاح شده است. افت امروز یکی از شدیدترین اصلاحهای ماههای اخیر محسوب میشود و نشان میدهد سرمایهگذاران در حال واکنش به فضای پرتنش سیاسی و ارزی هستند. دلار و طلا در اوج دلار: ۱۵۰,۰۰۰ تومان طلا ۱۸ عیار: بالای ۱۸,۰۰۰,۰۰۰ تومان افزایش قیمت ارز و طلا نشاندهنده خروج نقدینگی از بازارهای پرریسک و حرکت به سمت داراییهای امن است؛ روندی که در شرایط سیاسی حساس، تشدید میشود. فضای سیاسی؛ محرک اصلی ریسکگریزی افزایش تنشها بین ایران و آمریکا، بهویژه در حوزه دیپلماتیک و امنیتی، باعث شده سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری عمل کنند. در چنین فضایی، بازار سهام معمولاً اولین قربانی است و داراییهایی مانند دلار و طلا با رشد مواجه میشوند.
بازارهای آسیایی امروز با موجی از خبرهای مهم روبهرو شدند؛ از نوسانات شدید طلا و نقره گرفته تا تشدید تنشهای تجاری آمریکا و کرهجنوبی، بازگشت سود صنعتی چین و جهش تورم فروشگاههای بریتانیا. تعرفههای ترامپ دوباره آسیا را لرزاند ترامپ تعرفه کالاهای کرهجنوبی را از ۱۵٪ به ۲۵٪ افزایش داد و مجلس کره را به «توقف اجرای توافق ۲۰۲۵» متهم کرد. این اقدام خودرو، چوب و دارو را هدف قرار میدهد و سهام صادراتمحور کره را تحت فشار گذاشت. سئول اعلام کرده لوایح اجرای توافق را سریعتر بررسی میکند و فرستاده تجاری خود را راهی واشنگتن خواهد کرد. تورم خدمات ژاپن همچنان بالا شاخص قیمت تولیدکننده خدمات ژاپن در دسامبر ۲.۶٪ رشد کرد؛ نشانهای از فشار دستمزدها و کمبود نیروی کار. این دادهها دیدگاه بانک مرکزی ژاپن درباره پایداری تورم دستمزدی را تقویت میکند. تورم فروشگاههای بریتانیا به اوج دو ساله رسید تورم فروشگاهها در ژانویه به ۱.۵٪ رسید؛ سریعترین رشد از ۲۰۲۴. افزایش هزینه انرژی و بیمه کارفرما عامل اصلی این جهش بوده است. بهبود کسبوکار در استرالیا شاخص شرایط کسبوکار به +۹ و اعتماد به +۳ رسید. ظرفیت استفادهشده همچنان بالا و در ۸۳.۲٪ است که نشاندهنده کمبود ظرفیت و فشار هزینهای است. سود صنعتی چین بازگشت سود صنعتی چین در دسامبر ۵.۳٪ رشد کرد و اولین رشد سالانه از ۲۰۲۱ ثبت شد. این رشد عمدتاً توسط شرکتهای خارجی هدایت شده است. ریسک ژئوپلیتیک نیویورک تایمز گزارش داد ارزیابیهای اطلاعاتی نشان میدهد رهبری ایران تحت فشار داخلی فزاینده قرار دارد. بازار سهام آسیا نیکی: +۰.۴٪ هانگسنگ: +۱.۲٪ شانگهای: تقریباً بدون تغییر ASX 200: +۰.۸۲٪
براساس گزارس منابع UTOTIMES، در پی اظهارات اخیر دونالد ترامپ در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، قیمتهای نفت شاهد افزایش قابل توجهی بوده است. ترامپ در صحبتهای خود به حرکت یک آرمادای عظیم (نیروی نظامی بزرگ) به سمت ایران اشاره کرد که این موضوع نگرانیهای ژئوپولیتیکی را افزایش داده و موجب حمایت از قیمتهای نفت شده است. بررسی بنیادی اظهارات ترامپ، که توجه معاملهگران نفت را به خود جلب کرد، بهویژه در روزهای پایانی هفته منجر به افزایش قیمتها شد. با توجه به وضعیت تشدید شده، قیمتهای نفت ممکن است برای مدتی تحت فشار باقی بمانند و در یک تثبیت طولانی گیر کنند. از سوی دیگر، واکنش ملایم فدرال رزرو و احتمال بهبود در دادههای بازار کار ایالات متحده میتواند به حمایت از بازار ادامه دهد. تحلیل تکنیکال نفت - بازه زمانی روزانه نمودار روزانه نشان میدهد که قیمت نفت در ناحیه حمایتی حدود 58.80 دلار بازگشتی داشته است. خریداران با ورود به بازار در این سطح حمایتی، به دنبال صعود به سمت 66.00 دلار هستند. در عوض، فروشندگان باید قیمت را زیر سطح حمایت شکسته تا الگوی صعودی را باطل کرده و افت را به سمت 55.00 دلار ادامه دهند. تحلیل تکنیکال نفت - بازه زمانی 1 ساعته در نمودار 1 ساعته، یک خط روند صعودی حرکت صعودی را تعریف میکند. خریداران احتمالاً به تکیه بر این خط روند ادامه خواهند داد تا فشار بیشتری به سمت قلههای جدید وارد کنند. در مقابل، فروشندگان به دنبال شکست زیر این خط روند برای ورود به بازار و بازگشت به سطح حمایت 58.80 دلار خواهند بود. با توجه به تحولات اخیر و تنشهای ژئوپولیتیکی، بازار نفت در روزهای آینده همچنان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و سرمایهگذاران باید با دقت وضعیت را زیر نظر داشته باشند.
شاخص کل بورس ایران با ریزش بیش از ۱۲۰ هزار واحدی به سطح ۴۱۱۵۱۱۱ رسید. به عقیده تحلیلگر UTOTIMES تنشهای سیاسی و ژئوپلیتیک از عوامل تاثیرگزار بر روی افت شاخص بورس ایران بودهاند و سرمایهگزاران به ریسکگریزی روی آوردهاند.
با تشدید تهدیدهای تعرفهای دونالد ترامپ علیه اتحادیه اروپا بر سر موضوع گرینلند، فضای ریسک در بازارهای جهانی بهطور محسوسی تیره شده و سهام اروپا معاملات هفته را با افت قابلتوجه آغاز کردهاند. ترامپ اعلام کرده است از اول فوریه تعرفهای ۱۰ درصدی بر واردات کالاهای اروپایی اعمال خواهد کرد؛ نرخی که در صورت عدم دستیابی به توافق برای «خرید کامل گرینلند» از سوی واشنگتن، از اول ژوئن به ۲۵ درصد افزایش مییابد. این موضعگیری تهاجمی نهتنها تنشهای ژئوپلیتیک را تشدید کرده، بلکه ریسک یک جنگ تجاری تازه میان دو سوی آتلانتیک را بهشدت بالا برده است. در واکنش، اتحادیه اروپا آماده میشود بسته تعرفههای تلافیجویانهای به ارزش ۹۳ میلیارد یورو علیه کالاهای آمریکایی را فعال کند؛ اقدامی که سال گذشته پس از یک توافق موقت تجاری تعلیق شده بود. این تحولات نشان میدهد رویارویی تعرفهای میان بروکسل و واشنگتن بار دیگر با قدرت به صحنه بازگشته است. برآوردهای گلدمن ساکس حاکی از آن است که این تعرفهها میتواند به صادرات معادل ۱ تا ۱.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه یورو آسیب وارد کند. دامنه برآورد سایر تحلیلگران حتی گستردهتر است و اثر اقتصادی را بین ۰.۴ تا ۱.۸ درصد GDP پیشبینی میکنند؛ رقمی که بهتنهایی برای تغییر چشمانداز رشد اروپا کافی است و به همین دلیل بر احساسات بازار سایه انداخته است. واکنش بازارها نیز بیدرنگ بوده است. فیوچرز شاخصهای اصلی اروپا همگی با کاهش قابلتوجهی معامله میشوند: یورو استاکس ۶۰۰ حدود ۱.۶ درصد افت کرده، شاخص دکس آلمان ۱.۴ درصد پایین آمده، CAC 40 فرانسه با سقوط ۲ درصدی مواجه شده و FTSE بریتانیا نیز نیم درصد کاهش نشان میدهد. این تصویر بهخوبی بیانگر نگرانی گسترده سرمایهگذاران از پیامدهای اقتصادی جنگ تعرفهای است. جو منفی به آن سوی آتلانتیک نیز سرایت کرده است. هرچند بازارهای نقدی آمریکا به دلیل تعطیلات رسمی بسته هستند، اما معاملات فیوچرز والاستریت نیز زیر فشار قرار گرفتهاند؛ قراردادهای فیوچرز S&P 500 حدود ۰.۹ درصد، نزدک ۱.۲ درصد و داوجونز ۰.۸ درصد کاهش یافتهاند. تعطیلی بازار آمریکا در روز جاری تنها بهطور موقت از ثبت رسمی این زیانها جلوگیری کرده است. تجربه نشان میدهد تنشهای صرفاً ژئوپلیتیک اغلب بهسرعت از سوی بازارها نادیده گرفته میشوند، اما زمانی که این تنشها به یک رویارویی اقتصادی واقعی تبدیل میشوند، پیامدها ماندگارتر و دشوارتر خواهند بود. اکنون پرسش اصلی این است که ترامپ تا چه اندازه در اجرای تهدیدهای تعرفهای خود جدی است و اتحادیه اروپا تا کجا حاضر خواهد بود در یک نبرد تلافیجویانه مستقیم با واشنگتن پیش برود. پاسخ به این دو سؤال، جهت حرکت بازارها در هفتههای آینده را تعیین خواهد کرد. لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.